ممنون از صبر و شکیبایی شما...

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خطبه ۱۶۶

دانلود

متن:

الحَثّ على التآلُف:
لِیَتَأَسَّ صَغِیرُکُمْ بِکَبِیرِکُمْ، وَ لْیَرْأَفْ کَبِیرُکُمْ بِصَغِیرِکُمْ؛ وَ لَا تَکُونُوا کَجُفَاهِ الْجَاهِلِیَّهِ، لَا فِی الدِّینِ یَتَفَقَّهُونَ وَ لَا عَنِ اللَّهِ یَعْقِلُونَ، کَقَیْضِ بَیْضٍ فِی أَدَاحٍ یَکُونُ کَسْرُهَا وِزْراً، وَ یُخْرِجُ حِضَانُهَا شَرّاً.

بَنو أمیّه:
افْتَرَقُوا بَعْدَ أُلْفَتِهِمْ وَ تَشَتَّتُوا عَنْ أَصْلِهِمْ، فَمِنْهُمْ آخِذٌ بِغُصْنٍ أَیْنَمَا مَالَ مَالَ مَعَهُ، عَلَى أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى سَیَجْمَعُهُمْ لِشَرِّ یَوْمٍ لِبَنِی أُمَیَّهَ کَمَا تَجْتَمِعُ قَزَعُ الْخَرِیفِ، یُؤَلِّفُ اللَّهُ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَجْمَعُهُمْ رُکَاماً کَرُکَامِ السَّحَابِ، ثُمَّ یَفْتَحُ [اللَّهُ] لَهُمْ أَبْوَاباً، یَسِیلُونَ مِنْ مُسْتَثَارِهِمْ کَسَیْلِ الْجَنَّتَیْنِ حَیْثُ لَمْ تَسْلَمْ عَلَیْهِ قَارَهٌ وَ لَمْ تَثْبُتْ عَلَیْهِ أَکَمَهٌ وَ لَمْ یَرُدَّ سَنَنَهُ رَصُّ طَوْدٍ وَ لَا حِدَابُ أَرْضٍ، یُذَعْذِعُهُمُ اللَّهُ فِی بُطُونِ أَوْدِیَتِهِ، ثُمَّ یَسْلُکُهُمْ یَنابِیعَ فِی الْأَرْضِ یَأْخُذُ بِهِمْ مِنْ قَوْمٍ حُقُوقَ قَوْمٍ وَ یُمَکِّنُ لِقَوْمٍ فِی دِیَارِ قَوْمٍ، وَ ایْمُ اللَّهِ لَیَذُوبَنَّ مَا فِی أَیْدِیهِمْ بَعْدَ الْعُلُوِّ وَ التَّمْکِینِ کَمَا تَذُوبُ الْأَلْیَهُ عَلَى النَّارِ.

الناسُ آخِر الزمان:
أَیُّهَا النَّاسُ، لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِینِ الْبَاطِلِ، لَمْ یَطْمَعْ فِیکُمْ مَنْ لَیْسَ مِثْلَکُمْ وَ لَمْ یَقْوَ مَنْ قَوِیَ عَلَیْکُمْ، لَکِنَّکُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِی إِسْرَائِیلَ، وَ لَعَمْرِی لَیُضَعَّفَنَّ لَکُمُ التِّیهُ مِنْ بَعْدِی أَضْعَافاً بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ وَ قَطَعْتُمُ الْأَدْنَى وَ وَصَلْتُمُ الْأَبْعَدَ. وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِیَ لَکُمْ، سَلَکَ بِکُمْ مِنْهَاجَ الرَّسُولِ وَ کُفِیتُمْ مَئُونَهَ الِاعْتِسَافِ وَ نَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الْأَعْنَاقِ.

ترجمه:

باید خردسالان شما به بزرگ سالانتان تأسّى جویند و از آنان پیروى کنند، و بزرگ سالانتان نیز باید نسبت به کودکانتان مهربان باشند; همچون سنگ دلان دوران جاهلیّت نباشید که نه آگاهى از دین داشتند و نه به دستورات الهى مى اندیشیدند. مبادا همچون تخم (افعى) در محل تخم گذارى پرندگان باشید که شکستن آن گناه است (زیرا گمان مى رود تخم پرنده باشد) ولى جوجه آن شرّ و زیانبار است (چون در حقیقت، تخم افعى است).

آن ها (اشاره به یاران امام(علیه السلام) است) پس از اتحاد و همبستگى پراکنده شدند و از اصل خویش متفرق گشتند. در این میان بعضى از آن ها به شاخه محکمى چنگ زدند و به هر جا آن شاخه تمایل یافت، همراهش به آن سو رفتند. اما به زودى خداوند آن ها را براى بدترین روزى که بنى امیّه در پیش دارند متحد خواهد کرد و آن گونه که قطعه هاى پراکنده ابر پاییزى جمع مى شود، خداوند همه آن ها را گرد مى آورد و در میان آنان الفت برقرار مى سازد; سپس آنان را همچون ابرهاى متراکم به هم مى پیوندد و به دنبال آن، درهاى فتح و پیروزى را به روى شان مى گشاید. آن ها همچون سیل خروشانى از جایگاه خود حرکت مى کنند; مانند سیل (عظیم سرزمین قوم سبأ) که دو باغستان (بسیار گسترده دو طرف نهر عظیم سرزمین سبأ) را درهم کوبید و در برابر آن هیچ برجستگى بر سطح آن زمین باقى نماند; نه کوه هاى استوار نه تپه ها و هیچ چیز مانع جریان آن نشد; نه کوه هاى عظیم و نه تپه هاى بلند.
خداوند آن ها را مانند آب در درون دره ها پراکنده مى سازد; سپس همچون چشمه سارهایى از قسمت هاى مختلف زمین سر بر مى آورد; و به کمک آنان حق گروهى (از مظلومان) را از گروهى دیگر (ظالمان) مى گیرد و جمعى را در سرزمین دیگران اقامت مى بخشد.
به خدا سوگند! آن ها (بنى امیّه) بعد از تسلط و پیروزى همه آن چه را در دست دارند از دست مى دهند و (ذوب مى شوند) آن گونه که چربى بر روى آتش آب مى شود.

اى مردم، اگر شما دست از حمایت یکدیگر، در یارى حق، بر نمى داشتید و در تضعیف باطل سستى نمى کردید، هیچ گاه کسانى که در حدّ شما نیستند در نابودى شما طمع نمى کردند و آن ها که بر شما مسلّط گشتند، مسلّط نمى شدند; ولى شما همچون بنى اسرائیل به (سبب ترک یارى حق) در حیرت و سرگردانى فرو رفتید. به جانم سوگند! سرگردانى شما بعد از من چند برابر خواهد شد; چرا که حق را پشت سر انداختید و از نزدیک ترین افراد (به پیامبر(صلى الله علیه وآله) که اشاره به خود آن حضرت است) بریده و به دورترین افراد (بنى امیّه) پیوستید! بدانید، اگر از پیشوا و رهبر خود پیروى کنید شما را به همان راهى مى برد که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از آن راه رفت، از رنج ها (ى بى راهه رفتن) آسوده خواهید شد و بار سنگین مشکلات را از گردن خود بر مى دارید.

تفسیر:

در باب تألیف و دوستی با فرزندان؛ مراتب ناب تربیتی از جهت تراز علمی و معرفتی بسیار مؤثر است.

لِیَتَأَسَّ صَغِیرُکُمْ بِکَبِیرِکُمْ

حتماً و قطعاً کوچک‌ترها و فرزندان شما باید از بزرگ‌ترها الگو بگیرند و روش و منش آنان را سرلوحه خویش قرار دهند. شعری که حضرت زهرا (س) در لالایی امام حسن (ع) می‌خواندند:

اِشْبَهْ أَبَاکَ یَا حَسَنُ / وَاخْلَعْ عَنِ الْحَقِّ رَسَنُ

حسن جان، شبیه پدرت باش و ریسمان از حق بازکن.

این امر هم از جهت امامتِ امیرالمؤمنین (ع) و هم از این اصل کلی است که کوچک‌ترها از بزرگ‌ترها الگو بگیرند تا بتوانند درست حرکت کنند. غالب مردم هنگامی که به سن کمال می‌رسند، تجربه و اندوخته‌شان افزون‌تر شده، از حال‌وهوای جوانی بیرون می‌آیند و با تأمل و عقلانیت تصمیم می‌گیرند؛ اما فرزندان این تجربه را ندارند و از طرفی احساسات بر آنان غالب است و شور جوانی دارند، پس باید به بزرگ‌ترها نگاه کرده و الگو بگیرند. فرزندان آن‌گونه که ما می‌خواهیم نمی‌شوند، بلکه آن‌گونه که هستیم می‌شوند؛ فرزند ما مسیری را می‌رود که ما در عمل طی می‌کنیم، نه آنچه در آمال و آرزوهایمان می‌طلبیم.

لِیَرَأَفْ کَبِیرُکُمْ بِصَغِیرِکُمْ

بزرگ‌ترها باید رأفت، شفقت و مدارا را در مورد فرزندان رعایت کنند و با آنان مهربان باشند. فرزند باید پیرو باشد؛ اما از سویی به دنبال آزمون و تجربه است؛ به‌دست‌آوردن تجربه، خواه‌ناخواه با شکست، ضرر و خطا همراه است. بزرگان اگر تجربه اندوخته‌اند، قطعاً شکست‌ها و آسیب‌ها را درک کرده‌اند. حضرت فرمود: «التَّجْرِبَهُ فَوْقَ الْعِلْمِ». نمی‌توان راه تجربه را بر فرزند بست، چراکه تا تجربه نکند به علم حضوری نرسیده و باورش عمیق نمی‌شود. تجربه چون با خسارت همراه است، مبادا والدین عصبانی شوند یا نامهربانی کنند. حقوق متقابل است؛ والدین حقوقی دارند و فرزندان نیز حقوقی. وظیفه در مقابل حق است و هر کدام جایگاه خود را دارند. بزرگ‌ترها که الگو هستند، سلب اختیار فرزند نمی‌کنند، بلکه باید او تجربه کند و بزرگ‌تر نیز لطف و مدارا داشته باشد.

وَلَا تَکُونُوا کَجُفَاهِ الْجَاهِلِیَّهِ

مانند انسان‌های خشک‌مغز، خشک رفتار و خشن نباشید که جاهلیان، انعطاف‌ناپذیر بودند. انسان در هر عصر، مکان و دوره‌ای با هر لباس فاخری، اگر خشن و سنگدل باشد، همچنان در جاهلیت به سر می‌برد؛ انسان متمدن کسی است که دل‌رحم و مهربان باشد. اخلاق نشان می‌دهد که انسان متعلق به چه عصری است.

لَا فِی الدِّینِ یَتَفَقَّهُونَ وَلَا عَنِ اللَّهِ یَعْقِلُونَ

دو صفت برای این‌گونه افراد بیان می‌شود: نخست اینکه در دین تفقه نمی‌کنند و دیگر آنکه نسبت به احکام الهی عقل به کار نمی‌گیرند. کسی که در امور دینی بحث‌وفحص ندارد، بزرگ‌تر یا پدری که به زیردست خود دلسوزی و رأفت ندارد و تحمل تجربه و خطای او را ندارد، نه عقل دارد و نه دین را شناخته است. کسی که اصول‌دینی و عقلی ندارد، در جاهلیت می‌زید. به احکام دین نمی‌اندیشد، یعنی به باطن نماز فکر نکرده است. به قول آیت‌الله جوادی آملی: «دینی که گفته در نیمه‌شب چهل نفر را دعا کنید، یعنی در روز حداقل چهل نفر را دستگیری کنید، نه اینکه چهل نفر را اذیت کنید.» این دین مضمون دارد. نماز شب با آن کیفیت برای این است که روز تأثیرگذار باشد. ظاهر مناسک دین باید باشد، اما این پوسته، محتوا و فلسفه‌ای هم دارد و باید این فلسفه را با تعقل به دست آورد. تعقل نباشد، نماز صرفاً ورزش دیده می‌شود.

کَقَیْضِ بَیْضٍ فِی أَدَاحٍ

مانند گروهی که پوسته [قَیْض] تخم پرنده [بَیْض] را در فضای رمل صحرا [أَدَاحٍ] می‌بینند و حیران می‌شوند که چه کنند. شترمرغ در زمین سنگلاخ تخم‌گذاری می‌کند که از نظر ظاهر شبیه به تخم مار افعی است و به‌خاطر شباهت ظاهری، تشخیص آن آسان نیست.

یَکُونُ کَسْرُهَا وِزْراً وَیَخْرُجُ حِضَانُهَا شَرّاً

انسانی که در صحرای رملی از این تخم پرنده متحیر مانده، اگر آن را زمین بکوبد، با شکستن آن [کَسْرُها]، یک پرنده (شترمرغ) را نابود کرده که گناه و وبال دارد و اگر بترسد و نگهداری کند [حِضَانُها]، فردا مار افعی از آن بیرون خواهد آمد که برای او مایه شر و دردسر می‌شود. معنای دوم این است که این‌گونه نباشید؛ ظاهر و باطن شما یکی باشد و با دیگران طوری رفتار کنید که به شما اعتماد داشته باشند، نه اینکه در معامله با شما دل‌نگران و مضطرب باشند که مبادا فریب بخورند. مردم نسبت به نفاق، ظن و گمان دارند و می‌ترسند. اگر موضع بگیرند، دودل‌اند و از گناه می‌ترسند مبادا درست نباشد؛ مردم بر سر دوراهی‌اند. یکرنگ باشید تا در تعامل با شما دل‌قرص باشند.

نکته: جمله حضرت که بچه‌ها باید از بزرگان درس و روش بگیرند، در مقابل روایتی است: «لَا تَقْسِرُوا أَوْلَادَکُمْ عَلَى آدَابِکُمْ فَإِنَّهُمْ مَخْلُوقُونَ لِزَمَانٍ غَیْرِ زَمَانِکُمْ». بچه‌ها را با آداب خود محدود نکنید؛ والدین آداب خود را تحمیل نکنند که بچه‌ها برای زمانی غیر از زمان شما خلق شده‌اند. در ظاهربین این دو جمله تعارض است، اما اولاً این روایت از جهت سند ضعیف است. ثانیاً شهید مطهری این روایت را منسوب به افلاطون می‌داند که وارد زبان عربی شده است. ثالثاً بین اخلاق و آداب تفاوت است؛ اخلاق، اصول ثابت است (عدالت، راست‌گویی) ولی آداب، عرفی‌ات و رسوماتِ مقتضیاتِ زمان است. بچه‌ها را به آداب خود محدود نکنید، ولی حتماً اخلاق را از والدین یاد بگیرند.

اِقْتَرَفُوا بَعْدَ أُلْفَتِهِمْ وَتَشَتَّتُوا عَنْ أَصْلِهِمْ

دوستداران و شیعیان ما بعد از اجتماع و الفتی که در عصر پیامبر (ص) داشتند، به یک افتراق [تَشَتَّتُوا] می‌رسند و تفرقه ایجاد شده و از اصل دور می‌شوند. آن اصل، «علی» است و چون از او دور می‌شوند، دیگران کار را به دست می‌گیرند. نتیجه آنکه اگر امام‌محور جامعه نباشد، هرچقدر رفاه باشد یا مردم مهربان باشند، آن اتحاد واقعی به وجود نمی‌آید. اصل و ریشه در هر جامعه‌ای وجود امام است و بقیه فرع و شاخ‌وبرگ هستند: «کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ» (ابراهیم/۲۴).

فَمِنْهُمْ آخِذٌ بِغُصْنٍ أَیْنَمَا مَالَ مَالَ مَعَهُ

گرچه بسیاری از علی (ع) دور و متفرق شدند، اما عده‌ای همچنان در مسیر ولایت هستند و شاخه‌های [غُصْنٍ] درخت ولایت را محکم گرفته‌اند [آخِذٌ]. این شاخه‌ها توسط باد به هر سمتی تکان می‌خورند؛ این دوستداران همانند میوه سرشاخه، به همراه شاخه متمایل می‌شوند. صرفِ ماندن تنها کافی نیست، بلکه ماندنی که تمام حرکات آنان موافق میل ما باشد، مهم است.

عَلَى أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى سَیَجْمَعُهُمْ لِشَرِّ یَوْمٍ لِبَنِی أُمَیَّهَ کَمَا تَجْتَمِعُ قَزَعُ الْخَرِیفِ

تا اینکه خداوند تمام آن‌ها را، حتی متفرقین را جمع کرد و اتحاد و اجتماع پدید آمد. این اجتماع برای روزی بود که دودمان بنی‌امیه را قطع کنند؛ مانند ابرهای [قَزَعُ] پاییزی [الْخَرِیفِ] که ناگهان به هم نزدیک و متراکم می‌شوند و سپس به‌آرامی شروع به باریدن می‌کنند. اجتماع یک گروه زمانی به نتیجه می‌رسد که قبل از اجتماع به مرحله «الفت» برسند؛ آن هم الفت الهی که جذب، فقط برای خدا باشد نه در جهت نفسانی.

یُؤَلِّفُ اللَّهُ بَیْنَهُمْ ثُمَّ یَجْعَلُهُمْ رُکَاماً کَرُکَامِ السَّحَابِ

خداوند است که این الفت را بین دوستداران ما ایجاد می‌کند. پس از الفت، اجتماع می‌کنند؛ متراکم [رُکَاماً] می‌شوند؛ مانند به‌هم‌پیوستگی ابرها [سَحَابٍ] که هیچ خللی در آن‌ها نباشد و پشت‌به‌پشت هم می‌دهند برای نابودی بنی‌امیه.

ثُمَّ یَفْتَحُ اللَّهُ لَهُمْ أَبْوَاباً یَسِیلُونَ مِنْ مُسْتَثَارِهِمْ کَسَیْلِ الْجَنَّتَیْنِ

خداوند بر آنان فتح باب می‌کند؛ ابرهای پراکنده، متراکم شده و با ریزش باران سیل به راه انداختند [یَسِیلُونَ]. این سیل خروشان فوران می‌کند [مُسْتَثَارِهِمْ] مانند سیلی که دو باغ را ویران کرد (اشاره به آیه ۱۵ سوره سبأ درباره قوم سبا). دوستان علی (ع) حالت سیل گونه دارند و وقتی از خاستگاه خود حرکت می‌کنند، دشمنان را از سر راه برمی‌دارند.

وَلَمْ تَثْبُتُ عَلَیْهِ أَکَمَهٌ

سیل طوری است که هیچ پستی‌وبلندی نمی‌تواند جلوی او را بگیرد و هیچ تپه‌ای [أَکَمَهٌ] نمی‌تواند مقابل آن استقامت کند.

وَلَمْ یَرُدَّ سَنَنَهُ رَصُّ طَوْدٍ وَلَا حِدَابُ أَرْضٍ

هیچ جاده و مسیری [سَنَنٍ] نمی‌تواند این سیل را بازگرداند و هیچ کوه عظیمی [رَصُّ طَوْدٍ] در مقابل سیل عظیم دوستداران علی (ع) تاب استقامت ندارد. وقتی این سیل راه افتاد، تمام پستی و بلندی‌ها، شکاف‌های اجتماعی و فقر مردم را درنوردیده و جامعه را هموار می‌کند.

یُذَعْذِعُهُمُ اللَّهُ فِی بُطُونِ أَوْدِیَتِهِ

جریان سیل را خدا پراکنده می‌کند [یُذَعْذِعُهُمُ] و در دره‌ها فرومی‌رود. آن زمان است که خدا سیل جمعیت را پراکنده می‌کند و در گوشه‌وکنار ممالک اسلامی آرام می‌گیرند و ساکن می‌شوند.

ثُمَّ یَسْلُکُهُمُ یَنَابِیعَ فِی الْأَرْضِ

بعد از آرامش سیل، آب‌های فروکش کرده در سفره‌های زیرزمینی پس از چند صباحی به‌صورت چشمه و رودخانه سر برون می‌آورند و آن محبت و دوستی علی (ع) را در قالب آب گوارا می‌چشانند و جامعه را از محبت علی (ع) سیراب می‌کنند.

یَأْخُذُ بِهِمْ مِنْ قَوْمٍ حُقُوقَ قَوْمٍ

خداوند به سبب این دوستان علی (ع)، از قوم ستمگر، حق قوم مظلوم را می‌گیرد و به این قوم مظلوم در همان جایگاهی که دیروز قوم ستمگر حاکم بودند، مکنت می‌دهد (اشاره به وعده جانشینی در آیه ۵۵ سوره نور).

نکته: در مورد وعده زوال بنی‌امیه، اینکه بنی‌عباس حکومت را به دست گرفتند، به دلیل پیچیدگی‌های سیاسی و ماهیت ابومسلم خراسانی، مصداق قطعی آن نیست. در زمان ظهور، تمامی افکار منحرف (بنی‌امیه، بنی‌عباس، خوارج، دواعش) به دست مؤمنان نابود می‌شوند.

وَایْمُ اللَّهِ لَیَذُوبَنَّ مَا فِی أَیْدِیهِمْ بَعْدَ الْعُلُوِّ وَالتَّمْکِینِ کَمَا تَذُوبُ الْأَلِیَّهُ عَلَی النَّارِ

به خدا قسم آنچه در دستان معاویه است، بعد از اینکه قدرت گرفت، فربه شد و حکومت گسترش یافت، مانند ذوب‌شدن دنبه [الْأَلِیَّهُ] بر روی آتش، ذوب می‌شود.

أَیُّهَا النَّاسُ لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ

ای مردم، اگر شما پشت یکدیگر را خالی نمی‌کردید [تَتَخَاذَلُوا] و موجبات ضعف یکدیگر را فراهم نمی‌آوردید و حق را یاری می‌کردید،

وَلَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِینِ الْبَاطِلِ

و در تضعیف باطل سستی نمی‌کردید و در توهین به باطل کوتاهی نمی‌ورزیدید،

لَمْ یَطْمَعُ فِیکُمْ مَنْ لَیْسَ مِثْلَکُمْ وَلَمْ یَقْوَ مَنْ قَوِیَ عَلَیْکُمْ

سبب نمی‌شد که خلفا و معاویه بر شما طمع کنند و بر جامعه اسلامی مسلط شوند و کسی که می‌خواست بر شما قدرت بگیرد، قوی نمی‌شد [لَمْ یَقْوَ].

لَکِنَّکُمْ تِهْتُمْ مَتَاهَ بَنِی إِسْرَائِیلَ

لکن شما مانند بنی‌اسرائیل سرگردان شدید [تِهْتُمْ]؛ همان‌گونه که آنان با پیروی‌نکردن از موسی (ع) سرگردان شدند.

وَلَعَمْرِی لَیُضَعَّفَنَّ لَکُمُ التِّیهُ مِنْ بَعْدِی أَضْعَافاً بِمَا خَلَّفْتُمُ الْحَقَّ وَرَاءَ ظُهُورِکُمْ

به خدا قسم بعد از من، سرگردانی شما مضاعف می‌شود، زیرا حق را پشت‌گوش انداختید. هنوز من (علی) در میان شما هستم و شما را راهنمایی می‌کنم این‌گونه‌اید؛ وای به روزی که در میان شما نباشم.

وَاعْلَمُوا أَنَّکُمْ إِنِ اتَّبَعْتُمُ الدَّاعِیَ لَکُمْ سَلَکَ بِکُمْ مِنْهَاجَ الرَّسُولِ

بدانید که اگر از داعی و امام خود تبعیت کنید، شما را به راه پیامبر می‌برم و سختی و رنج گمراهی [الِاعْتِسَافِ] را از شما دور می‌کنم.

وَنَبَذْتُمُ الثِّقْلَ الْفَادِحَ عَنِ الْأَعْنَاقِ

سنگینی کمرشکن [الْفَادِحَ] طوقی که بر گردن شما آویخته شده را باز می‌کنم و شما را از دل‌سپاری به طاغوت رها می‌سازم.

وَقَطَعْتُمُ الْأَدْنَی وَوَصَلْتُمُ الْأَبْعَدَ

شما بین نزدیکان و دورهای پیغمبر مشتبه شدید؛ ما حافظان دین پیامبر بودیم، اما از ما کناره گرفتید و به سمت معاویه که از مکتب پیامبر دور بود، شتابان رفتید.

اللَّهُمَّ افْتَحْ لَنَا أَبْوَابَ رَحْمَتِکَ.

این اثر برای استفاده آموزشی می‌باشد و هرگونه استفاده مالی از آن شرعاً مجاز نمی‌باشد