
شرح اصول کافی_جلسه پنجاه و دوم
۱۴۰۳/۰۹/۱۸- ۶ جمادی الثانی


شناخت امام و بازگرداندن امور به امام
وَ قَالَ عَلیهِ السَّلامُ
بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ آلْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ آلْغِرَّهِ.
امام (علیه السلام) فرمود:
میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت (و غرور) وجود دارد (که مانع تأثیر آن است).
🔻حدیث اول🔻
💠حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ قَالَ قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ ع :
از محمد بن فضیل از ابو حمزه نقل است که امام صادق علیهالسلام فرمود:
💠إِنَّمَا یَعْبُدُ اللَّهَ مَنْ یَعْرِفُ اللَّهَ همانا کسى خدا را مىپرستد که خدا را بشناسد،
💠فَأَمَّا مَنْ لَا یَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا یَعْبُدُهُ هَکَذَا ضَلَالًا
ولى کسى که خدا را نمى شناسد او را همین طور که ملاحظه مىکنى به گمراهى مىپرستد.
(از عبارت هکذا مشخص میشود عده ای در هنگام روایت حدیث نزد امام حضور داشته و ایشان این حدیث را در مورد آنها بیان فرمودند و طبق بیان شارحان این افراد از اهل سنت یا از کسانی بودند که معرفت کافی نسبت به امام نداشته اند)
💠 قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَمَا مَعْرِفَهُ اللَّهِ
عرض کردم: قربانت، معرفت خدا چیست؟
💠قَالَ تَصْدِیقُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصْدِیقُ رَسُولِهِ ص وَ مُوَالاهُ عَلِیٍّ ع وَ الِائْتِمَامُ بِهِ _اقتدا کردن_ وَ بِأَئِمَّهِ الْهُدَى ع وَ الْبَرَاءَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ هَکَذَا یُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
فرمود:
1⃣تصدیق خداى عز و جل
2⃣ و تصدیق رسول خدا (ص)
3⃣و دوست داشتن على (ع) و پیروى از او و از امامان بر حق و
4⃣بیزارى جستن به خدا از دشمن آنها، اینچنین شناخته مىشود خداى عز و جل.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅معرفت یک بحث تشکیکی است و دارای درجات متفاوت است:
🔺در کتاب شریف کافی، بَابُ أَدْنَى الْمَعْرِفَهِ از راوی نقل شده از امام رضا پرسیدم:
سَأَلْتُهُ عَنْ أَدْنَى الْمَعْرِفَهِ فَقَالَ الْإِقْرَارُ بِأَنَّهُ لَا إِلَهَ غَیْرُهُ وَ لَا شِبْهَ لَهُ وَ لَا نَظِیر
از امام پرسیدم کمترین معرفت امام چیست؟ ایشان فرمود اقرار به اینک ه خدایی جز ایشان نیست، و شبیه و نظیری برایش نیست.
✍پس معلوم است کمترین مرحله معرفت همین قبول داشتن خداست ولی کمال معرفت آن است که در حدیث فوق بیان کرد و در آن نبوت و امامت نیز به عنوان معرفه الله معرفی شده است.
✍ از این حدیث معلوم میشود میزان عبودیت افراد به معرفت افراد است نه به کثرت رکوع و سجود
✅در اینکه مقصود از ” فَأَمَّا مَنْ لَا یَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا یَعْبُدُهُ هَکَذَا ضَلَالًا ” احتمال داده شده که اشاره به توحید و خداشناسی اکثریت امت رسول الله باشد که آنها در عین حال که امیرالمومنین را قبول دارند ولی مقام اطاعت و ولایت او را ندارند و صرفا حضرت را به عنوان حاکم جامعه اسلامی پذیرفته اند.
به خلاف شیعه که حضرت را وصی بلا فصل پیامبر میداند .
بر عکس وهابیت و نواصب که با امیرالمومنین دشمن هستند.
🔺ملا صالح مازندرانی میفرماید از جمله ” وَ الِائْتِمَامُ بِهِ” میفهمیم:
أنّ العمل معتبر فی تحقّق المعرفه
عمل نقش دارد در محقق شدن معرفت
✍در واقع اگر بخواهیم کلام ملاصالح را
کامل کنیم اینگونه میشود:
👈الف:علم و معرفت ابتدایی باعث پذیرفتن امام، و تبعیت از او میشود.
👈ب: در مرحله دوم خود این تبعیت و اقتدا، راه معرفت و شناخت بیشتر امام را فراهم میکند و طبعا هر چه معرفت بیشتر، تبعیت نیز بیشتر خواهد شد.
✅در مورد ” وَ الْبَرَاءَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ” و برائت باید گفت:
🔺ملامحسن فیض کاشانی در وافی میفرماید:
البراءه إلى اللّه تعالى من عدوّهم: أی المفارقه منهم اعتقادا قلبا و لسانا
برائت جستن از دشمنان خداوند متعال به معنای دوری از آن ها در اعتقاد ،قلب و زبان است.
✍حقیقت برائت در تفاوت اندیشه و دل و لسان است ولی چه بسا عده ای به بهانه محبت اهل بیت و برائت از دشمنان اهل بیت کاری میکنند که عین همان کار را و عین همان باور را وهابیت و داعش و … انجام میدهد.
✍برائت نیز باید الی الله باشد و انسان را به سمت خدا ببرد، ولی گاهی اوقات برائت ما یا از روی نفسانیت است یا به سمت شیطان است که هر دو مردود است.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه پنجاه و دوم ۱۴۰۳/۰۹/۱۸- ۶ جمادی الثانی
⚜کِتَابُ الْحُجَّهِ⚜
⚜️بَابُ مَعْرِفَهِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیْهِ ⚜️
شناخت امام و بازگرداندن امور به امام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث دوم🔻
💠 حَدَّثَنَا غَیْرُ وَاحِدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ قَالَ:
این روایت را عده ی زیادی هم از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل کرده اند:
💠 لَا یَکُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى یَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّهَ کُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ
هیچ بنده ای به درجه ایمان نمیرسد مگر آنکه خدا و رسولش و همه ائمه و امام زمانش را بشناسد،
💠 وَ یَرُدَّ إِلَیْهِ وَ یُسَلِّمَ لَهُ
و در امورش به امام زمانش رجوع کند و تسلیم او باشد.
💠ثُمَّ قَالَ کَیْفَ یَعْرِفُ الْآخِرَ وَ هُوَ یَجْهَلُ الْأَوَّلَ.
سپس فرمود: چگونه ممکن است کسى امام آخر را که امام زمان اوست بشناسد و امام اول را نشناسد؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅علامه مجلسی در مورد ارتباط شناخت اولین و آخرین امام میفرماید:
إنما یتیسر له غالبا بالنقل من الإمام السابق علیه، فیحتاج فی معرفه إمام زمانه إلى معرفه الأئمه کلهم.
✍از این جهت معرفت همه ائمه در ایمان شرط شده که طریق شناختن همه امامان یکى است و امام لاحق به نص امام سابق شناخته میشود.
✅راه های تشخیص امام متعدد است و از جمله مهمترین آنها یکی معجزه خود امام است و یکی نص امام سابق (که البته امام سابق نیز باید با معجزه امامت خودش را برای مردم ثابت کرده باشد)
✅ملا صالح مازندرانی در مورد جمله ” وَ یَرُدَّ إِلَیْهِ وَ یُسَلِّمَ لَهُ ” (و در امورش به امام زمانش رجوع کند و تسلیم او باشد) میفرماید:
أی یَرُدُّ إلَیهِ المُشکِلاتِ وَ یَرجِعُ إِلَیهِ فی المُعضِلاتِ
هر گاه گره و معضلی به کارتان افتاد به سمت امام بازگردید
ثُمَّ یُسَلِّمُ لَهُ فی کُلِّ مَا یَقُولُ و یُصَدِّقُهُ فی کُلِّ ما یَنْطِقُ
نسبت به هر چه میفرماید تسلیم شوید و اورا در هرچه میگوید تصدیق کنید.
وَ إِنْ لَمْ یُظهِر لَهُ وَجهَ الحِکمَهِ وَ الْمَصْلَحَهِ لِعِلْمِهِ
واکر برای شما حکمت و مصلحت گفته اش مشخص نشد، باز هم اطاعت کنید.
بِأَنَّهُ عَالِمٌ بِجَمِیعِ مَا أَنْزَلَهُ اَللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ کَمَا یُرْشِدُ إِلَى ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَى
چراکه ایشان عالم است به آنچه خدا بر پیامبر نازل کرده ،همانگونه که خداوند در قرآن میفرماید:
«فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً»
به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملا تسلیم باشند.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه پنجاه و دوم ۱۴۰۳/۰۹/۱۸- ۶ جمادی الثانی
⚜کِتَابُ الْحُجَّهِ⚜
⚜️بَابُ مَعْرِفَهِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیْهِ ⚜️
شناخت امام و بازگرداندن امور به امام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث سوم🔻
💠 عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَهَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع
از هشتم بن سالم از زراره نقل شده که به امام صادق علیهالسلام عرض کردم:
أَخْبِرْنِی عَنْ مَعْرِفَهِ الْإِمَامِ مِنْکُمْ وَاجِبَهٌ عَلَى جَمِیعِ الْخَلْقِ؟
به من خبر بده که آیا شناختن امامی که از شماست بر همه خلق واجب است؟
💠فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص إِلَى النَّاسِ أَجْمَعِینَ رَسُولًا وَ حُجَّهً لِلَّهِ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ فِی أَرْضِهِ
فرمود: به راستى خداى عز و جل پیامبر را بر همه مردم رسول فرستاده و او حجت خدا است بر همه خلق روى زمین
💠فَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ وَ اتَّبَعَهُ وَ صَدَّقَهُ فَإِنَّ مَعْرِفَهَ الْإِمَامِ مِنَّا وَاجِبَهٌ عَلَیْهِ
هر که ایمان به خدا و پیامبر دارد ، و از او پیروى کند و او را تصدیق نماید معرفت امام از ما هم بر او واجب است
💠وَ مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لَمْ یَتَّبِعْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقْهُ وَ یَعْرِفْ حَقَّهُمَا
(واو اینجا عطف است یعنی و لم یعرف حقهما)
و چگونه ممکن است کسی که به خدا و پیامبرش ایمان دارد از آنها تبعیت نکند و آنها را تصدیق نکند و حق آنها را نشناسد.
💠 فَکَیْفَ یَجِبُ عَلَیْهِ مَعْرِفَهُ الْإِمَامِ وَ هُوَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یَعْرِفُ حَقَّهُمَا
_واو اینجا عطف است یعنی و لم یعرف حقهما_
و هر که ایمان به خدا و رسولش ندارد و پیرو او نیست و او را باور ندارد و حق خدا و پیغمبر را نشناسد چطور معرفت امام بر او واجب باشد؟ با اینکه او ایمان به خدا و رسول او ندارد، و حق آنها را نمىشناسد؟
✅جمله ” وَ مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لَمْ یَتَّبِعْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقْهُ وَ یَعْرِفْ حَقَّهُمَا فَکَیْفَ یَجِبُ عَلَیْهِ مَعْرِفَهُ الْإِمَامِ وَ هُوَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یَعْرِفُ حَقَّهُمَا” به این معنا نیست که حالا که شخص خدا و رسول را نشناخت پس وظیفه ای هم در شناخت امام و تبعیت از او ندارد. بلکه منظور آن است که اولویت و اهم برای او شناخت خدا و رسول است و وقتی کسی خدا و رسول را شناخت به طور خودکار امام را نیز خواهد شناخت.
🔻ادامه حدیث سوم🔻
✍زراره اینجا سوال مهم دیگری میپرسد: شما میفرمایید هر کسی خدا و رسول را میشناسد طبعا باید امام را هم بشناسد. ولی ما میبینیم که افراد زیادی از اهل سنت خدا و رسول را میشناسند ولی امام را نمی شناسند، اینها چگونه هستند؟
💠 قَالَ قُلْتُ فَمَا تَقُولُ فِیمَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یُصَدِّقُ رَسُولَهُ فِی جَمِیعِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ یَجِبُ عَلَى أُولَئِکَ حَقُّ مَعْرِفَتِکُمْ
گفتم(زراره): پس چه مىفرمائید در باره کسى که ایمان به خدا و رسولش دارد و رسول خدا (ص) را در همه آنچه خدا به او فرستاده تصدیق میکند؛ آیا حق شما بر اینان واجب است؟
💠 قَالَ نَعَمْ أَ لَیْسَ هَؤُلَاءِ یَعْرِفُونَ فُلَاناً وَ فُلَاناً قُلْتُ بَلَى
فرمود: آرى، مگر اینان نیستند که فلان و فلان را مىشناسند؟ گفتم: چرا
💠قَالَ أَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ هُوَ الَّذِی أَوْقَعَ فِی قُلُوبِهِمْ مَعْرِفَهَ هَؤُلَاءِ؟
فرمود: نظرت این است که خدا کسى است که معرفت اینان را در دلشان انداخته؟
💠وَ اللَّهِ مَا أَوْقَعَ ذَلِکَ فِی قُلُوبِهِمْ إِلَّا الشَّیْطَانُ
به خدا معرفت آنها را در دلشان نیانداخته مگر شیطان
💠لَا وَ اللَّهِ مَا أَلْهَمَ الْمُؤْمِنِینَ حَقَّنَا إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
نه بخدا حق ما را خداى عز و جل به مؤمنان الهام کرده است.
✅حضرت در پاسخ زراره میفرماید: اینان در تعیین مصداق دچار خطا شده اند و علت این خطای در تعیین مصداق نیز شیطان بوده است. و چه بسا مقصود از شیطان اعمال شیطانی خود انسان بوده باشد.
گناه و بی تقوایی راه را برای ورود شیطان باز میکند و شیطان انسان را از شناخت امام باز میدارد.
از اینجا معلوم است که گناه چقدر خطرناک است، گناه گاهی باعث میشود انسان تا معرفت خدا و رسول پیش برود ولی در لحظه ی آخر حتی لزوم امامت را هم میفهمد ولی مصداقش را درست تشخیص نمیدهد
✅مرحوم علامه مجلسی از جمله ” نَعَمْ أَ لَیْسَ هَؤُلَاءِ یَعْرِفُونَ فُلَاناً وَ فُلَاناً قُلْتُ بَلَى” استفاده میکند که:
بحث لزوم وجود امام برای همگان واضح است و حتی مخالفین نیز این مطلب را میدانند که بعد از رسول خدا باید افرادی باشند که معارف و مطالب او را تبیین کنند.
وقتی این احتیاج را همگان میفهمند، معلوم است که وجود امام لازم است فقط باید مواظب بود که شیطان افراد را به انحراف بکشاند و افرادی که صلاحیت ندارند را به عنوان امام معرفی کند.
👈نکته:
مشرکین مامور به اصول و فروع اند:
بدون شک، کفار مکلّف به اصول دیناند، یعنی همچون دیگر مکلّفان باید به خدا، پیامبر و معاد ایمان بیاورند. بنابر قول مشهور فقها، علاوه بر این، به فروع دین نیز، همچون نماز، روزه و حج مکلّفاند.
ادله ی زیادی نیز بر این حکم اشاره دارند از جمله آیات سوره مدثر:
فِی جَنّٰاتٍ یَتَسٰاءَلُونَ
آنها در باغهای بهشتند، و سؤال میکنند…
عَنِ اَلْمُجْرِمِینَ
از روز و حال گنهکاران،
مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ
چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!
قٰالُوا لَمْ نَکُ مِنَ اَلْمُصَلِّینَ
پاسخ مىدهند: ما از نمازگزاران نبودیم.

شرح اصول کافی_جلسه پنجاه و دوم
۱۴۰۳/۰۹/۱۸- ۶ جمادی الثانی


شناخت امام و بازگرداندن امور به امام
وَ قَالَ عَلیهِ السَّلامُ
بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ آلْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ آلْغِرَّهِ.
امام (علیه السلام) فرمود:
میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت (و غرور) وجود دارد (که مانع تأثیر آن است).
🔻حدیث اول🔻
💠حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْفُضَیْلِ عَنْ أَبِی حَمْزَهَ قَالَ قَالَ لِی أَبُو جَعْفَرٍ ع :
از محمد بن فضیل از ابو حمزه نقل است که امام صادق علیهالسلام فرمود:
💠إِنَّمَا یَعْبُدُ اللَّهَ مَنْ یَعْرِفُ اللَّهَ همانا کسى خدا را مىپرستد که خدا را بشناسد،
💠فَأَمَّا مَنْ لَا یَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا یَعْبُدُهُ هَکَذَا ضَلَالًا
ولى کسى که خدا را نمى شناسد او را همین طور که ملاحظه مىکنى به گمراهى مىپرستد.
(از عبارت هکذا مشخص میشود عده ای در هنگام روایت حدیث نزد امام حضور داشته و ایشان این حدیث را در مورد آنها بیان فرمودند و طبق بیان شارحان این افراد از اهل سنت یا از کسانی بودند که معرفت کافی نسبت به امام نداشته اند)
💠 قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ فَمَا مَعْرِفَهُ اللَّهِ
عرض کردم: قربانت، معرفت خدا چیست؟
💠قَالَ تَصْدِیقُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ تَصْدِیقُ رَسُولِهِ ص وَ مُوَالاهُ عَلِیٍّ ع وَ الِائْتِمَامُ بِهِ _اقتدا کردن_ وَ بِأَئِمَّهِ الْهُدَى ع وَ الْبَرَاءَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ هَکَذَا یُعْرَفُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
فرمود:
1⃣تصدیق خداى عز و جل
2⃣ و تصدیق رسول خدا (ص)
3⃣و دوست داشتن على (ع) و پیروى از او و از امامان بر حق و
4⃣بیزارى جستن به خدا از دشمن آنها، اینچنین شناخته مىشود خداى عز و جل.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅معرفت یک بحث تشکیکی است و دارای درجات متفاوت است:
🔺در کتاب شریف کافی، بَابُ أَدْنَى الْمَعْرِفَهِ از راوی نقل شده از امام رضا پرسیدم:
سَأَلْتُهُ عَنْ أَدْنَى الْمَعْرِفَهِ فَقَالَ الْإِقْرَارُ بِأَنَّهُ لَا إِلَهَ غَیْرُهُ وَ لَا شِبْهَ لَهُ وَ لَا نَظِیر
از امام پرسیدم کمترین معرفت امام چیست؟ ایشان فرمود اقرار به اینک ه خدایی جز ایشان نیست، و شبیه و نظیری برایش نیست.
✍پس معلوم است کمترین مرحله معرفت همین قبول داشتن خداست ولی کمال معرفت آن است که در حدیث فوق بیان کرد و در آن نبوت و امامت نیز به عنوان معرفه الله معرفی شده است.
✍ از این حدیث معلوم میشود میزان عبودیت افراد به معرفت افراد است نه به کثرت رکوع و سجود
✅در اینکه مقصود از ” فَأَمَّا مَنْ لَا یَعْرِفُ اللَّهَ فَإِنَّمَا یَعْبُدُهُ هَکَذَا ضَلَالًا ” احتمال داده شده که اشاره به توحید و خداشناسی اکثریت امت رسول الله باشد که آنها در عین حال که امیرالمومنین را قبول دارند ولی مقام اطاعت و ولایت او را ندارند و صرفا حضرت را به عنوان حاکم جامعه اسلامی پذیرفته اند.
به خلاف شیعه که حضرت را وصی بلا فصل پیامبر میداند .
بر عکس وهابیت و نواصب که با امیرالمومنین دشمن هستند.
🔺ملا صالح مازندرانی میفرماید از جمله ” وَ الِائْتِمَامُ بِهِ” میفهمیم:
أنّ العمل معتبر فی تحقّق المعرفه
عمل نقش دارد در محقق شدن معرفت
✍در واقع اگر بخواهیم کلام ملاصالح را
کامل کنیم اینگونه میشود:
👈الف:علم و معرفت ابتدایی باعث پذیرفتن امام، و تبعیت از او میشود.
👈ب: در مرحله دوم خود این تبعیت و اقتدا، راه معرفت و شناخت بیشتر امام را فراهم میکند و طبعا هر چه معرفت بیشتر، تبعیت نیز بیشتر خواهد شد.
✅در مورد ” وَ الْبَرَاءَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَدُوِّهِمْ” و برائت باید گفت:
🔺ملامحسن فیض کاشانی در وافی میفرماید:
البراءه إلى اللّه تعالى من عدوّهم: أی المفارقه منهم اعتقادا قلبا و لسانا
برائت جستن از دشمنان خداوند متعال به معنای دوری از آن ها در اعتقاد ،قلب و زبان است.
✍حقیقت برائت در تفاوت اندیشه و دل و لسان است ولی چه بسا عده ای به بهانه محبت اهل بیت و برائت از دشمنان اهل بیت کاری میکنند که عین همان کار را و عین همان باور را وهابیت و داعش و … انجام میدهد.
✍برائت نیز باید الی الله باشد و انسان را به سمت خدا ببرد، ولی گاهی اوقات برائت ما یا از روی نفسانیت است یا به سمت شیطان است که هر دو مردود است.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه پنجاه و دوم ۱۴۰۳/۰۹/۱۸- ۶ جمادی الثانی
⚜کِتَابُ الْحُجَّهِ⚜
⚜️بَابُ مَعْرِفَهِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیْهِ ⚜️
شناخت امام و بازگرداندن امور به امام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث دوم🔻
💠 حَدَّثَنَا غَیْرُ وَاحِدٍ عَنْ أَحَدِهِمَا ع أَنَّهُ قَالَ:
این روایت را عده ی زیادی هم از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل کرده اند:
💠 لَا یَکُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى یَعْرِفَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الْأَئِمَّهَ کُلَّهُمْ وَ إِمَامَ زَمَانِهِ
هیچ بنده ای به درجه ایمان نمیرسد مگر آنکه خدا و رسولش و همه ائمه و امام زمانش را بشناسد،
💠 وَ یَرُدَّ إِلَیْهِ وَ یُسَلِّمَ لَهُ
و در امورش به امام زمانش رجوع کند و تسلیم او باشد.
💠ثُمَّ قَالَ کَیْفَ یَعْرِفُ الْآخِرَ وَ هُوَ یَجْهَلُ الْأَوَّلَ.
سپس فرمود: چگونه ممکن است کسى امام آخر را که امام زمان اوست بشناسد و امام اول را نشناسد؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅علامه مجلسی در مورد ارتباط شناخت اولین و آخرین امام میفرماید:
إنما یتیسر له غالبا بالنقل من الإمام السابق علیه، فیحتاج فی معرفه إمام زمانه إلى معرفه الأئمه کلهم.
✍از این جهت معرفت همه ائمه در ایمان شرط شده که طریق شناختن همه امامان یکى است و امام لاحق به نص امام سابق شناخته میشود.
✅راه های تشخیص امام متعدد است و از جمله مهمترین آنها یکی معجزه خود امام است و یکی نص امام سابق (که البته امام سابق نیز باید با معجزه امامت خودش را برای مردم ثابت کرده باشد)
✅ملا صالح مازندرانی در مورد جمله ” وَ یَرُدَّ إِلَیْهِ وَ یُسَلِّمَ لَهُ ” (و در امورش به امام زمانش رجوع کند و تسلیم او باشد) میفرماید:
أی یَرُدُّ إلَیهِ المُشکِلاتِ وَ یَرجِعُ إِلَیهِ فی المُعضِلاتِ
هر گاه گره و معضلی به کارتان افتاد به سمت امام بازگردید
ثُمَّ یُسَلِّمُ لَهُ فی کُلِّ مَا یَقُولُ و یُصَدِّقُهُ فی کُلِّ ما یَنْطِقُ
نسبت به هر چه میفرماید تسلیم شوید و اورا در هرچه میگوید تصدیق کنید.
وَ إِنْ لَمْ یُظهِر لَهُ وَجهَ الحِکمَهِ وَ الْمَصْلَحَهِ لِعِلْمِهِ
واکر برای شما حکمت و مصلحت گفته اش مشخص نشد، باز هم اطاعت کنید.
بِأَنَّهُ عَالِمٌ بِجَمِیعِ مَا أَنْزَلَهُ اَللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ کَمَا یُرْشِدُ إِلَى ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَى
چراکه ایشان عالم است به آنچه خدا بر پیامبر نازل کرده ،همانگونه که خداوند در قرآن میفرماید:
«فَلا وَ رَبِّکَ لا یُؤْمِنُونَ حَتَّى یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً»
به پروردگارت سوگند که آنها مؤمن نخواهند بود، مگر اینکه در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند؛ و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملا تسلیم باشند.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه پنجاه و دوم ۱۴۰۳/۰۹/۱۸- ۶ جمادی الثانی
⚜کِتَابُ الْحُجَّهِ⚜
⚜️بَابُ مَعْرِفَهِ الْإِمَامِ وَ الرَّدِّ إِلَیْهِ ⚜️
شناخت امام و بازگرداندن امور به امام
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث سوم🔻
💠 عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ زُرَارَهَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع
از هشتم بن سالم از زراره نقل شده که به امام صادق علیهالسلام عرض کردم:
أَخْبِرْنِی عَنْ مَعْرِفَهِ الْإِمَامِ مِنْکُمْ وَاجِبَهٌ عَلَى جَمِیعِ الْخَلْقِ؟
به من خبر بده که آیا شناختن امامی که از شماست بر همه خلق واجب است؟
💠فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ بَعَثَ مُحَمَّداً ص إِلَى النَّاسِ أَجْمَعِینَ رَسُولًا وَ حُجَّهً لِلَّهِ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ فِی أَرْضِهِ
فرمود: به راستى خداى عز و جل پیامبر را بر همه مردم رسول فرستاده و او حجت خدا است بر همه خلق روى زمین
💠فَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ بِمُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ وَ اتَّبَعَهُ وَ صَدَّقَهُ فَإِنَّ مَعْرِفَهَ الْإِمَامِ مِنَّا وَاجِبَهٌ عَلَیْهِ
هر که ایمان به خدا و پیامبر دارد ، و از او پیروى کند و او را تصدیق نماید معرفت امام از ما هم بر او واجب است
💠وَ مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لَمْ یَتَّبِعْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقْهُ وَ یَعْرِفْ حَقَّهُمَا
(واو اینجا عطف است یعنی و لم یعرف حقهما)
و چگونه ممکن است کسی که به خدا و پیامبرش ایمان دارد از آنها تبعیت نکند و آنها را تصدیق نکند و حق آنها را نشناسد.
💠 فَکَیْفَ یَجِبُ عَلَیْهِ مَعْرِفَهُ الْإِمَامِ وَ هُوَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یَعْرِفُ حَقَّهُمَا
_واو اینجا عطف است یعنی و لم یعرف حقهما_
و هر که ایمان به خدا و رسولش ندارد و پیرو او نیست و او را باور ندارد و حق خدا و پیغمبر را نشناسد چطور معرفت امام بر او واجب باشد؟ با اینکه او ایمان به خدا و رسول او ندارد، و حق آنها را نمىشناسد؟
✅جمله ” وَ مَنْ لَمْ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ وَ بِرَسُولِهِ وَ لَمْ یَتَّبِعْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقْهُ وَ یَعْرِفْ حَقَّهُمَا فَکَیْفَ یَجِبُ عَلَیْهِ مَعْرِفَهُ الْإِمَامِ وَ هُوَ لَا یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یَعْرِفُ حَقَّهُمَا” به این معنا نیست که حالا که شخص خدا و رسول را نشناخت پس وظیفه ای هم در شناخت امام و تبعیت از او ندارد. بلکه منظور آن است که اولویت و اهم برای او شناخت خدا و رسول است و وقتی کسی خدا و رسول را شناخت به طور خودکار امام را نیز خواهد شناخت.
🔻ادامه حدیث سوم🔻
✍زراره اینجا سوال مهم دیگری میپرسد: شما میفرمایید هر کسی خدا و رسول را میشناسد طبعا باید امام را هم بشناسد. ولی ما میبینیم که افراد زیادی از اهل سنت خدا و رسول را میشناسند ولی امام را نمی شناسند، اینها چگونه هستند؟
💠 قَالَ قُلْتُ فَمَا تَقُولُ فِیمَنْ یُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ یُصَدِّقُ رَسُولَهُ فِی جَمِیعِ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ یَجِبُ عَلَى أُولَئِکَ حَقُّ مَعْرِفَتِکُمْ
گفتم(زراره): پس چه مىفرمائید در باره کسى که ایمان به خدا و رسولش دارد و رسول خدا (ص) را در همه آنچه خدا به او فرستاده تصدیق میکند؛ آیا حق شما بر اینان واجب است؟
💠 قَالَ نَعَمْ أَ لَیْسَ هَؤُلَاءِ یَعْرِفُونَ فُلَاناً وَ فُلَاناً قُلْتُ بَلَى
فرمود: آرى، مگر اینان نیستند که فلان و فلان را مىشناسند؟ گفتم: چرا
💠قَالَ أَ تَرَى أَنَّ اللَّهَ هُوَ الَّذِی أَوْقَعَ فِی قُلُوبِهِمْ مَعْرِفَهَ هَؤُلَاءِ؟
فرمود: نظرت این است که خدا کسى است که معرفت اینان را در دلشان انداخته؟
💠وَ اللَّهِ مَا أَوْقَعَ ذَلِکَ فِی قُلُوبِهِمْ إِلَّا الشَّیْطَانُ
به خدا معرفت آنها را در دلشان نیانداخته مگر شیطان
💠لَا وَ اللَّهِ مَا أَلْهَمَ الْمُؤْمِنِینَ حَقَّنَا إِلَّا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ.
نه بخدا حق ما را خداى عز و جل به مؤمنان الهام کرده است.
✅حضرت در پاسخ زراره میفرماید: اینان در تعیین مصداق دچار خطا شده اند و علت این خطای در تعیین مصداق نیز شیطان بوده است. و چه بسا مقصود از شیطان اعمال شیطانی خود انسان بوده باشد.
گناه و بی تقوایی راه را برای ورود شیطان باز میکند و شیطان انسان را از شناخت امام باز میدارد.
از اینجا معلوم است که گناه چقدر خطرناک است، گناه گاهی باعث میشود انسان تا معرفت خدا و رسول پیش برود ولی در لحظه ی آخر حتی لزوم امامت را هم میفهمد ولی مصداقش را درست تشخیص نمیدهد
✅مرحوم علامه مجلسی از جمله ” نَعَمْ أَ لَیْسَ هَؤُلَاءِ یَعْرِفُونَ فُلَاناً وَ فُلَاناً قُلْتُ بَلَى” استفاده میکند که:
بحث لزوم وجود امام برای همگان واضح است و حتی مخالفین نیز این مطلب را میدانند که بعد از رسول خدا باید افرادی باشند که معارف و مطالب او را تبیین کنند.
وقتی این احتیاج را همگان میفهمند، معلوم است که وجود امام لازم است فقط باید مواظب بود که شیطان افراد را به انحراف بکشاند و افرادی که صلاحیت ندارند را به عنوان امام معرفی کند.
👈نکته:
مشرکین مامور به اصول و فروع اند:
بدون شک، کفار مکلّف به اصول دیناند، یعنی همچون دیگر مکلّفان باید به خدا، پیامبر و معاد ایمان بیاورند. بنابر قول مشهور فقها، علاوه بر این، به فروع دین نیز، همچون نماز، روزه و حج مکلّفاند.
ادله ی زیادی نیز بر این حکم اشاره دارند از جمله آیات سوره مدثر:
فِی جَنّٰاتٍ یَتَسٰاءَلُونَ
آنها در باغهای بهشتند، و سؤال میکنند…
عَنِ اَلْمُجْرِمِینَ
از روز و حال گنهکاران،
مٰا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ
چه چیز شما را به دوزخ وارد ساخت؟!
قٰالُوا لَمْ نَکُ مِنَ اَلْمُصَلِّینَ
پاسخ مىدهند: ما از نمازگزاران نبودیم.