
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه

باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
وَ قَالَ عَلیهِ السَّلامُ
بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ آلْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ آلْغِرَّهِ.
امام (علیه السلام) فرمود:
میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت (و غرور) وجود دارد (که مانع تأثیر آن است).
🔻حدیث شانزدهم🔻
💠سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع عَنِ الْقِیَاسِ فَقَالَ
راوی از امام کاظم علیه السلام در مورد قیاس سوال میپرسد و حضرت در پاسخ میفرمایند:
💠 مَا لَکُمْ وَ الْقِیَاسَ إِنَّ اللَّهَ لَا یُسْأَلُ کَیْفَ أَحَلَّ وَ کَیْفَ حَرَّمَ
شما را چه به پرسیدن از قیاس، از خداوند سوال نمیشود چگونه و به چه علت چیزی را حلال یا حرام کرده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅توضیح ملاصدرا شیرازی در شرح حدیث:
1⃣ان اللّه تعالى قد احل لعباده اشیاء و حرم علیهم اشیاء حسبُ ما یراها بمقتضى علمه و عنایته مصلحه لهم
آنچه خداوند واجب و حرام کرده است به مقتضا علم خدا بوده است و البته به مصلحت مخلوقات و هیچ قانون و حکمی از احکام الهی بدون علت و بدون مصلحت نیست.
2⃣ و العقول البشریه قبل ان تکتحل بنور الولایه و المعرفه عاجزه عن البلوغ الى درک اللمیه و معرفه الکیفیه فیما احل او حرم،فلیس لهم الا السمع و الطاعه و الانقیاد و التسلیم دون السؤال عن کیفیه احلال ما احل اللّه او تحریم ما حرم
عقل انسان به خودی خود و بدون اتصال به علم غیب و وحی نمی تواند فلسفه و علت احکام الهی را درک کند، البته وقتی به نور ولایت اهل بیت روشن شد و به واسطه اهل بیت متصل به وحی شد بخشی از فلسفه و علت احکام را خواهند فهمید.
3⃣کما لیس لاحد ان یسأله تعالى عما یفعل لقوله تعالى: لاٰ یُسْئَلُ عَمّٰا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ (الأنبیاء-23). فظهر ان القیاس فى احکام اللّه تعالى باطل کما فى افعاله
همانگونه که کسی نمی تواند در افعال الهی، خدا را بع بازخواست بکشد، در احکام الهی نیز قاعده جاری است. نه افعال خداوند بی حکمت اند نه احکام او؛ ولی عقل انسان به درک فلسفه و علت ها نمیرسد.
⏪لذا نمیشود در افعال الهی نیز قیاس کرد: خدا به فلانی که زیارت کربلا رفت فلان حاجت را داد پس من هم اگر زیارت بروم همان را به من میدهد. این قیاس است و در افعال الهی نیز قیاس راه ندارد.
4⃣بل ما من ممکن فعلا کان او قولا او حکما إلا و له غایه و حِکمه
هر قول و فعل و حکمی هدف و غایت و فلسفه ای دارد ولی قطعا ما این فلسفه را نمی دانیم چون اگر همه چیز را بدانیم علم ما و خدا مثل هم میشود.
👈نکته:
مرحوم شیخ صدوق کتابی دارد به نام علل الشرایع، در حالی که امام کاظم فرمود کسی از فلسفه و علت احکام با خبر نیست. وجه جمع بین این دو مطلب چگونه است؟
_اولا: آنچه مرحوم شیخ صدوق ذکر کرده برگرفته از احادیث اهل البیت است که همان علم غیب و وحی است.
_ثانیا: به تعبیر ملا خلیل قزوینی آنچه مرحوم شیخ صدوق در فلسفه احکام نوشته است، نَمی است از یَم.
_ثالثا: برخی بزرگان قائل اند سزاور بود که شیخ صدوق نام کتاب را حِکَم الشرایع می نامید نه علل الشرایع. چرا که حکمت اشاره به یک دلیل دارد و علل معنای علت تامه یک حکم را دارد.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث هفدهم🔻
💠 حَدَّثَنِی جَعْفَرٌ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ عَلِیّاً قَالَ:
امام صادق علیهالسلام از پدر بزرگوارشان و ایشان از امام علی علیهالسلام نقل میکنند:
💠 مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلْقِیَاسِ لَمْ یَزَلْ دَهْرَهُ فِی الْتِبَاسٍ
هر کسی خودش را در مسیر قیاس قرار دهد تمام عمر در اشتباه خواهد بود.
💠وَ مَنْ دَانَ اللَّهَ بِالرَّأْیِ لَمْ یَزَلْ دَهْرَهُ فِی ارْتِمَاسٍ
و هر کسی روش خدا پرستی اش_دینش_ خود رایی باشد تمام عمر در باطل غوطه ور خواهد بود.
💠قَالَ وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع
بعد از آن حضرت از قول پدرشان امام باقر علیهالسلام روایتی را ذکر میکنند:
💠مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِرَأْیِهِ فَقَدْ دَانَ اللَّهَ بِمَا لَا یَعْلَمُ
کسی که به رای و نظر خود فتوا صادر کند دینداراش از روی نادانی و جهل است.
💠وَ مَنْ دَانَ اللَّهَ بِمَا لَا یَعْلَمُ فَقَدْ ضَادَّ اللَّهَ حَیْثُ أَحَلَّ وَ حَرَّمَ فِیمَا لَا یَعْلَم
و کسی که از روی نادانی دینداری کند با خدا به ضدیت بر میخیزد در آنچه خدا حلال یا حرام کرده.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅در این روایت چهار نکته ذکر شده:
👈اولا: ثمره قیاس یک عمر حرکت در مسیر اشتباه است.
👈ثانیا: دینداری اگر بخواهد با تفسیر به رای باشد، غوطه ور شدن در آب راکد است که نتیجه اش گندیدن است (در حالی که اگر دینداری بر مبنای حکم شارع باشد حرکت در آب جاری است که حیات و نجات است)
👈ثالثا: کسی که مرجع دیگران باشد و به رای خود فتوا صادر کند، فتوای جاهلانه صادر کرده و دروغ به خدا بسته است.
👈رابعا: دینداری جاهلانه به ضدیت با خدا می انجامد و ضدیت با خدا سر از کفر در می آورد (جمله اخیر از ملاصدرا است)
⏪ از پشت سر هم قرار دادن این چهار جمله توسط امام باقر میتوان استباط کرد مرحله اول انحراف قیاس است، بعد تفسیر به رای، بعد فتوای جاهلانه و ایجاد پایگاه برای خود است و مرحله ی آخر احساس بیشتر فهمیدن از خدا و نزاع با حق.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث هجدهم🔻
💠 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
امام صادق علیهالسلام فرمود:
💠إِنَّ إِبْلِیسَ قَاسَ نَفْسَهُ بِآدَمَ فَقَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ شیطان خودش را با آدم مقایسه کرد و گفت مرا از آتش خلق کردی و آدم را از خاک_پس من از او برتر هستم_
💠 وَ لَوْ قَاسَ الْجَوْهَرَ الَّذِی خَلَقَ اللَّهُ مِنْهُ آدَمَ بِالنَّارِ کَانَ ذَلِکَ أَکْثَرَ نُوراً وَ ضِیَاءً مِنَ النَّار
در حالی که اگر شیطان گوهری که آدم از آن خلق شده بود را با آتش مقایسه میکرد میدید که گوهر آدم نور و درخشش بیشتری از آتش دارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅روایت اشاره دارد به آیه ۱۲ اعراف:
خَلَقْتَنِی مِنْ نٰارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ
✅گوهر نورانی وجود انسان چیست؟
🔺ملاصدرای شیرازی میفرماید شیطان یک قیاس به کار برد در حالی که این قیاس مغالطه بود:
👈شیطان از آتش است،
انسان از خاک است.
در نتیجه آتش بهتر از خاک است.
در حالی که حقیقت انسان که جسم او نیست تا از خاک باشد.
حقیقت انسان روح است که از عالم امر است، از “کن فیکون” است. از “نفختُ فیه من روحی” است و اینها نورانیت اند.
✅برخی از شارحان نیز گوهر نورانی وجود انسان را همان نورانیت قوه عاقله او میدانند که اتفاقا وجه امتیاز او از حیوانات است.
🔺در احتجاج طبرسی از امام صادق روایت داریم که حضرت در باب روح فرمود:
الرُّوحُ جِسْمٌ رَقِیقٌ قَدْ أُلْبِسَ قَالَباً کَثِیفا
روح جسمی لطیفی است که قالبی جرمانی [یعنی بدن] به آن پوشانده شده است.
✅ما بالقوه میتوانیم از ملک بالاتر باشیم ولی هر انسانی از ملک بهتر نیست.
👈نکته:
حدیث 20 همین باب نیز اشاره به همین مطلب دارد.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث نوزدهم🔻
💠 عَنْ زُرَارَهَ قَالَ:
زراره روایت میکند که:
💠سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَقَالَ
از امام صادق علیهالسلام در رابطه با حلال و حرام پرسیدم ایشان فرمودند:
💠حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ
پیامبر هر چه را حلال کرد تا روز قیامت حلال است و هر چه را حرام کرد هم تا روز قیامت حرام است.
💠لَا یَکُونُ غَیْرُهُ وَ لَا یَجِیءُ غَیْرُهُ غیر آن حکم نخواهد بود و غیر آن حکم نخواهد آمد
💠وَ قَالَ قَالَ عَلِیٌّ ع مَا أَحَدٌ ابْتَدَعَ بِدْعَهً إِلَّا تَرَکَ بِهَا سُنَّهً.
هیچ کسی بدعتی را ایجاد نکرد مگر اینکه با همان بدعت، سنتی از سنت های اسلامی را کنار گذاشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅چگونه ممکن است که حلال پیامبر و حرام پیامبر الی الابد تغییر نکند در حالی که ما قائل به حکم ثانویه هستیم؟
مثلا حج واجب است ولی در یک زمانی امام راحل حکم به حرمت حج دادند.
نکته مهم آن است که احکام اسلام یک اصول کلی و مهمی دارد که بر بقیه احکام حاکم هستند. مثلا همانگونه که حج واجب است قاعده لا ضرر هم از احکام دین است. مجتهد در برخی موارد این تشخیص را دارد که حضور در حج به ضرر جامعه اسلامی است و موجب مسلط شدن اشرار و کفار است و در اینجا از حکم اولیه عول میکند به حکم ثانویه، ولی این حکم ثانویه نیز خود از احکام اسلام است و عمل کردن به آن نیز عمل به شریعت است.
✅جمله ” لَا یَکُونُ غَیْرُهُ وَ لَا یَجِیءُ غَیْرُهُ”
غیر آن حکم نخواهد بود و غیر آن حکم نخواهد آمد؛
اشاره به این مطلب دارد که احکام اسلام برای اداره زندگی بشر کافی هستند و عمل به آنها تامین کننده نیازهای مادی و معنوی انسان است.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث بیستم🔻
💠 دَخَلَ أَبُو حَنِیفَهَ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ
روزی ابو حنیفه (رئیس مکتب حنفی اهل سنت که به خاطر قیاس هایش مورد لعن ائمه قرار گرفته است) به خدمت امام صادق علیهالسلام رسید و امام به او فرمودند:
💠یَا أَبَا حَنِیفَهَ بَلَغَنِی أَنَّکَ تَقِیسُ قَالَ نَعَمْ
به من خبر رسیده که تو قیاس میکنى گفت: آرى
💠قَالَ لَا تَقِسْ فَإِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ حِینَ قَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ* فَقَاسَ مَا بَیْنَ النَّارِ وَ الطِّینِ وَ لَوْ قَاسَ نُورِیَّهَ آدَمَ بِنُورِیَّهِ النَّارِ عَرَفَ فَضْلَ مَا بَیْنَ النُّورَیْنِ وَ صَفَاءَ أَحَدِهِمَا عَلَى الْآخَرِ.
فرمود: قیاس نکن زیرا نخستین کسى که قیاس کرد شیطان بود، آنگاه که گفت: مرا از آتش آفریدى و آدم را از خاک، او بین آتش و خاک قیاس کرد و اگر نورانیت آدم را با نورانیت آتش قیاس میکرد امتیاز میان دو نور و پاکیزگى یکى را بر دیگرى میفهمید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅مضمون این حدیث شبیه حدیث ۱۸ همین باب است.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث بیست و یکم🔻
💠 سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ مَسْأَلَهٍ فَأَجَابَهُ فِیهَا
مردى از امام صادق علیهالسّلام مسألهاى پرسید و آن حضرت جوابش را گفت:
💠 فَقَالَ الرَّجُلُ أَ رَأَیْتَ إِنْ کَانَ کَذَا وَ کَذَا مَا یَکُونُ الْقَوْلُ فِیهَا
آن مرد گفت:بفرمائید:اگر چنین و چنان باشد جواب آن چیست؟
💠 فَقَالَ لَهُ مَهْ مَا أَجَبْتُکَ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص لَسْنَا مِنْ “أَ رَأَیْتَ” فِی شَیْءٍ.
فرمود:خاموش باش.هرچه من به تو مىگویم از گفته رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله است،ما به هیچ وجه از خود نظرى نداریم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅گویا این شخص منظورش این بوده: آن حکم که حکم پیامبر بوده، شما چه میگویید؟ میتوانید حکم را طور دیگری که من دوست دارم بگویید که حضرت این جواب را دادند.
✅علم ائمه لدنی است که از طریق وحی به آنها داده شده است و هیچ ظن و شکی در آن نیست که بخواهند در آن تجدید نظر کنند و شاید حکم عوض شود.
👈نکته:
آیا پیامبر و اهل بیت فقط احکامی که خداوند به آنها اعلام میکرده را تبلیغ میکردند یا خودشان نیز میتوانستند احکامی را وضع و تشریع کنند؟
🔺پاسخ به این سوال در کافی جلد ۱ بَابُ التَّفْوِیضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِلَى الْأَئِمَّهِ ع فِی أَمْرِ الدِّین
(در برخی امور دین خداوند این اختیار را به ائمه و پیامبر صلوات الله علیهم داده است) آمده است.
به طور اجمالی میتوان گفت: در موارد معدود و محدودی خداوند اجازه تشریع به پیامبر و ائمه را بر مبنای مصلحت و حکمت داده است ولی این موارد اندک هستند
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث بیست و دوم🔻
💠 قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع:
امام باقر علیهالسلام فرمود:
💠لَا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیجَهً فَلَا تَکُونُوا مُؤْمِنِینَ
غیر از خدا را محرم اسرار خود قرار ندهید زیرا در این صورت مومن نخواهید بود.
💠 فَإِنَّ کُلَّ سَبَبٍ وَ نَسَبٍ وَ قَرَابَهٍ وَ وَلِیجَهٍ وَ بِدْعَهٍ وَ شُبْهَهٍ مُنْقَطِعٌ إِلَّا مَا أَثْبَتَهُ الْقُرْآنُ
زیرا هر وسیله و قوم و خویشى و محرم راز و بدعت و شبهه ای نزد خدا بریده و بىاثر است جز آنچه را که قرآن اثبات کرده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅ملا خلیل قزوینی قائل است این روایت در باب امامت است.
یعنی بحث امامت باید طبق معیار و میزانی که قرآن مشخص کرده است باشد و هر کسی صلاحیت امامت را ندارد و اگر کسی به نا حق به این مقام رسید مرتکب بدعت شده است.
✅شاید بتوان بحث را عام تر از امامت نیز مطرح کرد یعنی رفاقت و قوم و خویشی و احکام باید طبق قرآن باشند وگرنه بدعت میشوند.

شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه

باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
وَ قَالَ عَلیهِ السَّلامُ
بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ آلْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ آلْغِرَّهِ.
امام (علیه السلام) فرمود:
میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت (و غرور) وجود دارد (که مانع تأثیر آن است).
🔻حدیث شانزدهم🔻
💠سَأَلْتُ أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى ع عَنِ الْقِیَاسِ فَقَالَ
راوی از امام کاظم علیه السلام در مورد قیاس سوال میپرسد و حضرت در پاسخ میفرمایند:
💠 مَا لَکُمْ وَ الْقِیَاسَ إِنَّ اللَّهَ لَا یُسْأَلُ کَیْفَ أَحَلَّ وَ کَیْفَ حَرَّمَ
شما را چه به پرسیدن از قیاس، از خداوند سوال نمیشود چگونه و به چه علت چیزی را حلال یا حرام کرده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅توضیح ملاصدرا شیرازی در شرح حدیث:
1⃣ان اللّه تعالى قد احل لعباده اشیاء و حرم علیهم اشیاء حسبُ ما یراها بمقتضى علمه و عنایته مصلحه لهم
آنچه خداوند واجب و حرام کرده است به مقتضا علم خدا بوده است و البته به مصلحت مخلوقات و هیچ قانون و حکمی از احکام الهی بدون علت و بدون مصلحت نیست.
2⃣ و العقول البشریه قبل ان تکتحل بنور الولایه و المعرفه عاجزه عن البلوغ الى درک اللمیه و معرفه الکیفیه فیما احل او حرم،فلیس لهم الا السمع و الطاعه و الانقیاد و التسلیم دون السؤال عن کیفیه احلال ما احل اللّه او تحریم ما حرم
عقل انسان به خودی خود و بدون اتصال به علم غیب و وحی نمی تواند فلسفه و علت احکام الهی را درک کند، البته وقتی به نور ولایت اهل بیت روشن شد و به واسطه اهل بیت متصل به وحی شد بخشی از فلسفه و علت احکام را خواهند فهمید.
3⃣کما لیس لاحد ان یسأله تعالى عما یفعل لقوله تعالى: لاٰ یُسْئَلُ عَمّٰا یَفْعَلُ وَ هُمْ یُسْئَلُونَ (الأنبیاء-23). فظهر ان القیاس فى احکام اللّه تعالى باطل کما فى افعاله
همانگونه که کسی نمی تواند در افعال الهی، خدا را بع بازخواست بکشد، در احکام الهی نیز قاعده جاری است. نه افعال خداوند بی حکمت اند نه احکام او؛ ولی عقل انسان به درک فلسفه و علت ها نمیرسد.
⏪لذا نمیشود در افعال الهی نیز قیاس کرد: خدا به فلانی که زیارت کربلا رفت فلان حاجت را داد پس من هم اگر زیارت بروم همان را به من میدهد. این قیاس است و در افعال الهی نیز قیاس راه ندارد.
4⃣بل ما من ممکن فعلا کان او قولا او حکما إلا و له غایه و حِکمه
هر قول و فعل و حکمی هدف و غایت و فلسفه ای دارد ولی قطعا ما این فلسفه را نمی دانیم چون اگر همه چیز را بدانیم علم ما و خدا مثل هم میشود.
👈نکته:
مرحوم شیخ صدوق کتابی دارد به نام علل الشرایع، در حالی که امام کاظم فرمود کسی از فلسفه و علت احکام با خبر نیست. وجه جمع بین این دو مطلب چگونه است؟
_اولا: آنچه مرحوم شیخ صدوق ذکر کرده برگرفته از احادیث اهل البیت است که همان علم غیب و وحی است.
_ثانیا: به تعبیر ملا خلیل قزوینی آنچه مرحوم شیخ صدوق در فلسفه احکام نوشته است، نَمی است از یَم.
_ثالثا: برخی بزرگان قائل اند سزاور بود که شیخ صدوق نام کتاب را حِکَم الشرایع می نامید نه علل الشرایع. چرا که حکمت اشاره به یک دلیل دارد و علل معنای علت تامه یک حکم را دارد.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث هفدهم🔻
💠 حَدَّثَنِی جَعْفَرٌ عَنْ أَبِیهِ ع أَنَّ عَلِیّاً قَالَ:
امام صادق علیهالسلام از پدر بزرگوارشان و ایشان از امام علی علیهالسلام نقل میکنند:
💠 مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلْقِیَاسِ لَمْ یَزَلْ دَهْرَهُ فِی الْتِبَاسٍ
هر کسی خودش را در مسیر قیاس قرار دهد تمام عمر در اشتباه خواهد بود.
💠وَ مَنْ دَانَ اللَّهَ بِالرَّأْیِ لَمْ یَزَلْ دَهْرَهُ فِی ارْتِمَاسٍ
و هر کسی روش خدا پرستی اش_دینش_ خود رایی باشد تمام عمر در باطل غوطه ور خواهد بود.
💠قَالَ وَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع
بعد از آن حضرت از قول پدرشان امام باقر علیهالسلام روایتی را ذکر میکنند:
💠مَنْ أَفْتَى النَّاسَ بِرَأْیِهِ فَقَدْ دَانَ اللَّهَ بِمَا لَا یَعْلَمُ
کسی که به رای و نظر خود فتوا صادر کند دینداراش از روی نادانی و جهل است.
💠وَ مَنْ دَانَ اللَّهَ بِمَا لَا یَعْلَمُ فَقَدْ ضَادَّ اللَّهَ حَیْثُ أَحَلَّ وَ حَرَّمَ فِیمَا لَا یَعْلَم
و کسی که از روی نادانی دینداری کند با خدا به ضدیت بر میخیزد در آنچه خدا حلال یا حرام کرده.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅در این روایت چهار نکته ذکر شده:
👈اولا: ثمره قیاس یک عمر حرکت در مسیر اشتباه است.
👈ثانیا: دینداری اگر بخواهد با تفسیر به رای باشد، غوطه ور شدن در آب راکد است که نتیجه اش گندیدن است (در حالی که اگر دینداری بر مبنای حکم شارع باشد حرکت در آب جاری است که حیات و نجات است)
👈ثالثا: کسی که مرجع دیگران باشد و به رای خود فتوا صادر کند، فتوای جاهلانه صادر کرده و دروغ به خدا بسته است.
👈رابعا: دینداری جاهلانه به ضدیت با خدا می انجامد و ضدیت با خدا سر از کفر در می آورد (جمله اخیر از ملاصدرا است)
⏪ از پشت سر هم قرار دادن این چهار جمله توسط امام باقر میتوان استباط کرد مرحله اول انحراف قیاس است، بعد تفسیر به رای، بعد فتوای جاهلانه و ایجاد پایگاه برای خود است و مرحله ی آخر احساس بیشتر فهمیدن از خدا و نزاع با حق.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث هجدهم🔻
💠 عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
امام صادق علیهالسلام فرمود:
💠إِنَّ إِبْلِیسَ قَاسَ نَفْسَهُ بِآدَمَ فَقَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ شیطان خودش را با آدم مقایسه کرد و گفت مرا از آتش خلق کردی و آدم را از خاک_پس من از او برتر هستم_
💠 وَ لَوْ قَاسَ الْجَوْهَرَ الَّذِی خَلَقَ اللَّهُ مِنْهُ آدَمَ بِالنَّارِ کَانَ ذَلِکَ أَکْثَرَ نُوراً وَ ضِیَاءً مِنَ النَّار
در حالی که اگر شیطان گوهری که آدم از آن خلق شده بود را با آتش مقایسه میکرد میدید که گوهر آدم نور و درخشش بیشتری از آتش دارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅روایت اشاره دارد به آیه ۱۲ اعراف:
خَلَقْتَنِی مِنْ نٰارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ
✅گوهر نورانی وجود انسان چیست؟
🔺ملاصدرای شیرازی میفرماید شیطان یک قیاس به کار برد در حالی که این قیاس مغالطه بود:
👈شیطان از آتش است،
انسان از خاک است.
در نتیجه آتش بهتر از خاک است.
در حالی که حقیقت انسان که جسم او نیست تا از خاک باشد.
حقیقت انسان روح است که از عالم امر است، از “کن فیکون” است. از “نفختُ فیه من روحی” است و اینها نورانیت اند.
✅برخی از شارحان نیز گوهر نورانی وجود انسان را همان نورانیت قوه عاقله او میدانند که اتفاقا وجه امتیاز او از حیوانات است.
🔺در احتجاج طبرسی از امام صادق روایت داریم که حضرت در باب روح فرمود:
الرُّوحُ جِسْمٌ رَقِیقٌ قَدْ أُلْبِسَ قَالَباً کَثِیفا
روح جسمی لطیفی است که قالبی جرمانی [یعنی بدن] به آن پوشانده شده است.
✅ما بالقوه میتوانیم از ملک بالاتر باشیم ولی هر انسانی از ملک بهتر نیست.
👈نکته:
حدیث 20 همین باب نیز اشاره به همین مطلب دارد.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث نوزدهم🔻
💠 عَنْ زُرَارَهَ قَالَ:
زراره روایت میکند که:
💠سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنِ الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَقَالَ
از امام صادق علیهالسلام در رابطه با حلال و حرام پرسیدم ایشان فرمودند:
💠حَلَالُ مُحَمَّدٍ حَلَالٌ أَبَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ وَ حَرَامُهُ حَرَامٌ أَبَداً إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ
پیامبر هر چه را حلال کرد تا روز قیامت حلال است و هر چه را حرام کرد هم تا روز قیامت حرام است.
💠لَا یَکُونُ غَیْرُهُ وَ لَا یَجِیءُ غَیْرُهُ غیر آن حکم نخواهد بود و غیر آن حکم نخواهد آمد
💠وَ قَالَ قَالَ عَلِیٌّ ع مَا أَحَدٌ ابْتَدَعَ بِدْعَهً إِلَّا تَرَکَ بِهَا سُنَّهً.
هیچ کسی بدعتی را ایجاد نکرد مگر اینکه با همان بدعت، سنتی از سنت های اسلامی را کنار گذاشت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅چگونه ممکن است که حلال پیامبر و حرام پیامبر الی الابد تغییر نکند در حالی که ما قائل به حکم ثانویه هستیم؟
مثلا حج واجب است ولی در یک زمانی امام راحل حکم به حرمت حج دادند.
نکته مهم آن است که احکام اسلام یک اصول کلی و مهمی دارد که بر بقیه احکام حاکم هستند. مثلا همانگونه که حج واجب است قاعده لا ضرر هم از احکام دین است. مجتهد در برخی موارد این تشخیص را دارد که حضور در حج به ضرر جامعه اسلامی است و موجب مسلط شدن اشرار و کفار است و در اینجا از حکم اولیه عول میکند به حکم ثانویه، ولی این حکم ثانویه نیز خود از احکام اسلام است و عمل کردن به آن نیز عمل به شریعت است.
✅جمله ” لَا یَکُونُ غَیْرُهُ وَ لَا یَجِیءُ غَیْرُهُ”
غیر آن حکم نخواهد بود و غیر آن حکم نخواهد آمد؛
اشاره به این مطلب دارد که احکام اسلام برای اداره زندگی بشر کافی هستند و عمل به آنها تامین کننده نیازهای مادی و معنوی انسان است.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث بیستم🔻
💠 دَخَلَ أَبُو حَنِیفَهَ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ لَهُ
روزی ابو حنیفه (رئیس مکتب حنفی اهل سنت که به خاطر قیاس هایش مورد لعن ائمه قرار گرفته است) به خدمت امام صادق علیهالسلام رسید و امام به او فرمودند:
💠یَا أَبَا حَنِیفَهَ بَلَغَنِی أَنَّکَ تَقِیسُ قَالَ نَعَمْ
به من خبر رسیده که تو قیاس میکنى گفت: آرى
💠قَالَ لَا تَقِسْ فَإِنَّ أَوَّلَ مَنْ قَاسَ إِبْلِیسُ حِینَ قَالَ خَلَقْتَنِی مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ* فَقَاسَ مَا بَیْنَ النَّارِ وَ الطِّینِ وَ لَوْ قَاسَ نُورِیَّهَ آدَمَ بِنُورِیَّهِ النَّارِ عَرَفَ فَضْلَ مَا بَیْنَ النُّورَیْنِ وَ صَفَاءَ أَحَدِهِمَا عَلَى الْآخَرِ.
فرمود: قیاس نکن زیرا نخستین کسى که قیاس کرد شیطان بود، آنگاه که گفت: مرا از آتش آفریدى و آدم را از خاک، او بین آتش و خاک قیاس کرد و اگر نورانیت آدم را با نورانیت آتش قیاس میکرد امتیاز میان دو نور و پاکیزگى یکى را بر دیگرى میفهمید.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅مضمون این حدیث شبیه حدیث ۱۸ همین باب است.
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث بیست و یکم🔻
💠 سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ مَسْأَلَهٍ فَأَجَابَهُ فِیهَا
مردى از امام صادق علیهالسّلام مسألهاى پرسید و آن حضرت جوابش را گفت:
💠 فَقَالَ الرَّجُلُ أَ رَأَیْتَ إِنْ کَانَ کَذَا وَ کَذَا مَا یَکُونُ الْقَوْلُ فِیهَا
آن مرد گفت:بفرمائید:اگر چنین و چنان باشد جواب آن چیست؟
💠 فَقَالَ لَهُ مَهْ مَا أَجَبْتُکَ فِیهِ مِنْ شَیْءٍ فَهُوَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص لَسْنَا مِنْ “أَ رَأَیْتَ” فِی شَیْءٍ.
فرمود:خاموش باش.هرچه من به تو مىگویم از گفته رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله است،ما به هیچ وجه از خود نظرى نداریم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅گویا این شخص منظورش این بوده: آن حکم که حکم پیامبر بوده، شما چه میگویید؟ میتوانید حکم را طور دیگری که من دوست دارم بگویید که حضرت این جواب را دادند.
✅علم ائمه لدنی است که از طریق وحی به آنها داده شده است و هیچ ظن و شکی در آن نیست که بخواهند در آن تجدید نظر کنند و شاید حکم عوض شود.
👈نکته:
آیا پیامبر و اهل بیت فقط احکامی که خداوند به آنها اعلام میکرده را تبلیغ میکردند یا خودشان نیز میتوانستند احکامی را وضع و تشریع کنند؟
🔺پاسخ به این سوال در کافی جلد ۱ بَابُ التَّفْوِیضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِلَى الْأَئِمَّهِ ع فِی أَمْرِ الدِّین
(در برخی امور دین خداوند این اختیار را به ائمه و پیامبر صلوات الله علیهم داده است) آمده است.
به طور اجمالی میتوان گفت: در موارد معدود و محدودی خداوند اجازه تشریع به پیامبر و ائمه را بر مبنای مصلحت و حکمت داده است ولی این موارد اندک هستند
⚜️بسم الله الرحمن الرحیم⚜️
شرح اصول کافی_جلسه چهل
۱۴۰۳/۰۴/۰۳- ۱۶ذیالحجه
⚜️بَابُ الْبِدَعِ وَ الرَّأْیِ وَ الْمَقَایِیسِ⚜️
باب بدعت و تفسیر به رأی ونهی از قیاس
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔻حدیث بیست و دوم🔻
💠 قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع:
امام باقر علیهالسلام فرمود:
💠لَا تَتَّخِذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِیجَهً فَلَا تَکُونُوا مُؤْمِنِینَ
غیر از خدا را محرم اسرار خود قرار ندهید زیرا در این صورت مومن نخواهید بود.
💠 فَإِنَّ کُلَّ سَبَبٍ وَ نَسَبٍ وَ قَرَابَهٍ وَ وَلِیجَهٍ وَ بِدْعَهٍ وَ شُبْهَهٍ مُنْقَطِعٌ إِلَّا مَا أَثْبَتَهُ الْقُرْآنُ
زیرا هر وسیله و قوم و خویشى و محرم راز و بدعت و شبهه ای نزد خدا بریده و بىاثر است جز آنچه را که قرآن اثبات کرده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✅ملا خلیل قزوینی قائل است این روایت در باب امامت است.
یعنی بحث امامت باید طبق معیار و میزانی که قرآن مشخص کرده است باشد و هر کسی صلاحیت امامت را ندارد و اگر کسی به نا حق به این مقام رسید مرتکب بدعت شده است.
✅شاید بتوان بحث را عام تر از امامت نیز مطرح کرد یعنی رفاقت و قوم و خویشی و احکام باید طبق قرآن باشند وگرنه بدعت میشوند.