ممنون از صبر و شکیبایی شما...

کافی پانزدهم

❀بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ❀

شرح اصول کافی_جلسه پانزدهم💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
کافی پانزدهم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
30:31 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ عَلیهِ السَّلامُ
بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ آلْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ آلْغِرَّهِ.

امام (علیه السلام) فرمود:
میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت (و غرور) وجود دارد (که مانع تأثیر آن است).

💠وَ قَالَ (علیه السلام): بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّهِ
میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت و بی خبری  وجود دارد که مانع تأثیر آن مواعظ است.

♻️حضرت در این حکمت موعظه را به خورشید درخشانی تشبیه میکند که باید از نور وجود آن بهره برد. نوری که گرما و روشنی زندگی انسان است . ولی اگر  پرده بیفکنیم و مانع نور خوشید شویم از برکات آن محروم میشویم.

لفظ«غِرَّه»دو معنا دارد:
1⃣ به معناى غفلت و بى خبرى .
علت تاثیر نداشتن موعظه در انسان همین غفلت است:

◀️الف. غفلت در اصل موعظه پذیری، یعنی یادش میرود که محتاج است و باید پای درس اخلاق بنشیند.
انسان همانگونه که به آب و غذا محتاج است، به پرورش و رشد روحی نیز محتاج و بخش مهمی از این پرورش روحی در موعظه شنیدن و متذکر شده است.

❇️وقتی پیامبر محتاج موعظه است، تکلیف دیگران مشخص است.
در روایت داریم:
نَزَلَ جَبْرَئِیلُ ع عَلَى النَّبِیِّ (ص)
جبرئیل بر پیغمبر نازل شد
فَقَالَ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ عِظْنِی‏
پیامبر به جبرئیل فرمود. ای جبرئیل مرا موعظه کن
فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ فَإِنَّکَ مَیِّتٌ
جبرییل گفت: ای پیامبر، هر طور میخواهی زندگی کن، در آخر میمیری
وَ أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإِنَّکَ مُفَارِقُهُ
هر کسی وهر چیزی را میخواهی دوست داشته باش، ولی بدان یک روز از آن جدا خواهی شد
وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّکَ مُلَاقِیهِ
با هر چیزی، هر کاری میخواهی انجام بده، بدان روزی با آن عمل ملاقات خواهی کرد
شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلَاتُهُ بِاللَّیْلِ
شرافت مومن به نماز شب است
وَ عِزُّهُ کَفُّ الْأَذَى عَنِ النَّاسِ
عزت مسلمان ومومن به ان است که اذیت وآزارش به کسی نرسد.

◀️ ب. غفلت از به کار گیری آنچه آموخته است.

2⃣ لفظ غرّه به معنای غرور مصطلح.
غرور، تکبر و خود برتر بینی  مانع از تاثیر موعظه و نصیحت دیگران می شود. زیرا انسان مغرور که فریب هوای نفس را خورده و به خودپسندی و خودبزرگ بینی دچار شده، نظرات و اعمال خود را کاملا صحیح و غیرقابل خدشه می داند؛ به گونه ای که حتی حاضر به شنیدن نظرات دیگران نیست.
اینجا پرده ای بین او و موعظه برقرار شده که مانع تاثیر پذیری است

♻️در حالات آیت الله بروجردی داریم که ایشان گاهی به شاگردان می فرمودند شما منبر بروید و ما را موعظه کنید.
شاگردان خجالت می کشیدند محضر ایشان بخواهند تذکر اخلاقی بدهند. ایشان میفرمود انسان گاهی فراموش میکند، باید متذکر باشد تا حرکت کند.
در هر صورت اگر این غفلت از بین برود، انسان اهل موعظه شنیدن میشود و حرف در او اثر میگذارد.

✳️امیر المومنین در غررالحکم فرمود:
غرور بدتر از مستی است،
همانگونه که برای شخصی که شراب خورده و مست است حرف زدن و نصیحت کردن تاثیر ندارد، برای شخص مغرور نیز نصیحت و موعظه و تذکر بی معنا است.

✳️امیر المومنین در غرر الحکم فرمود:
سُکرُ الغَفلَهِ و الغُرورِ أبعَدُ إفاقَهً مِن سُکرِ الخُمُورِ
مستى غفلت و فریب، دیرتر از مستى مسکرات زایل مى شود.

💠بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّهِ
در جهانى که زندگى مى کنیم هم واعظان بسیارند و هم موعظه ها؛ تاریخ پیشینیان، واعظ بسیار گویایى است، حوادثى که در طول تاریخ رخ مى دهد و دگرگونى قدرتها، سرنگونى دولت ها و از کار افتادن قهرمانان و فقر گروهى از ثروتمندان، هرکدام واعظى هستند.

♻️مرحوم شیخ صدوق در امالی از امیر المومنین نقل می کندکه امیرالمومنین فرمود:
الْمَاضِی لِلْمُقِیمِ عِبْرَهٌ
گذشته عبرتى است براى امروز.
وَالْمَیِّتُ لِلْحَیِّ عِظَهٌ
و مردگان پند و اندرزى براى زندگانند.
وَلَیْسَ لاَمْسِ مَضَى عَوْدَهٌ
روزى که گذشت هرگز باز نمى گردد.
وَلاَ الْمَرْءُ مِنْ غَد عَلَى ثِقَه
و به فردا نیز اطمینانى نیست..

⏪برخی عبرتهای نهج البلاغه:

1️⃣عبرت از ابلیس
در خطبه ۱۹۲ آمده است:
فَاعْتَبِرُوا بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللهِ بِإِبْلِیسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ
از آنچه خدا با شیطان کرد عبرت گیرید، که کردار دراز مدت او را باطل گرداند و کوشش فراوان او بی ثمر ماند.
وَ کَانَ قَدْ عَبَدَ اللهَ سِتَّهَ آلَافِ سَنَهٍ لَا یُدْرَى أَ مِنْ سِنِی الدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی الْآخِرَهِ عَنْ کِبْرِ سَاعَهٍ وَاحِدَهٍ 
او شش هزار سال با پرستش خدا زیست از سالیان دنیا یا آخرت – دانسته نیست – اما با ساعتی که تکبر کرد خدایش از بهشت بیرون آورد.
فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِیسَ یَسْلَمُ عَلَى اللهِ بِمِثْلِ مَعْصِیَتِهِ
و پس از ابلیس چه کسی ایمن است که خدا را چنان نافرمانی نکند؟ 

2️⃣ عبرت از سرگذشت گذشتگان:
در خطبه ۱۶۱ آمده است:
وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَکُمْ،
از آن چه در قربان گاه هاى قرون پیشین دیده اید عبرت گیرید.
قَدْ تَزَایَلَتْ أَوْصَالُهُمْ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ،
و از کسانى که پیوندهاى اعضایشان از هم گسسته، چشم ها و گوش هایشان از میان رفته،
وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَعِزُّهُمْ،
شرف و عزتشان نابود شده .
وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِیمُهُمْ
شادى و نعمت هایشان پایان یافته، درس عبرت بیاموزید.

3️⃣ مرگ، درس بزرگی است.
فرمود:
فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللَّهِ بِالْعِبَرِ النَّوَافِعِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْآیِ السَّوَاطِعِ 
پس بندگان خدا! از عبرتهای سودمند پند گیرید، و از نشانه های آشکار عبرت گیرید.
وَ ازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ وَ انْتَفِعُوا بِالذِّکْرِ وَ الْمَوَاعِظِ 
از آنچه شما را با بیانی رسا ترسانده اند، خود را باز دارید، و از یادآوریها و موعظتها سود بردارید.
فَکَأَنْ قَدْ عَلِقَتْکُمْ مَخَالِبُ الْمَنِیَّهِ وَ انْقَطَعَتْ مِنْکُمْ عَلَائِقُ الْأُمْنِیَّهِ وَ دَهِمَتْکُمْ مُفْظِعَاتُ الْأُمُور
گویی چنگالهای مرگ بر شما آویخته است، و رشته های آرزویتان را از هم گسیخته، و سختیهای واپسین دم زندگی به ناگاه بر سر شما رسیده.

4️⃣ عبرت گیری ازسرنوشت متکبران:
در خطبه ۱۹۲ فرمودند:
فَاعْتَبِرُوا بِمَا أَصَابَ الْأُمَمَ الْمُسْتَکْبِرِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنْ بَأْسِ اللَّهِ وَ صَوْلَاتِهِ وَ وَقَائِعِهِ وَ مَثُلَاتِهِ،
از آنچه به امتهاى مستکبر پیشین از عذاب الهى و کیفرها و مجازاتهاى او رسید عبرت بگیرید.
وَ اتَّعِظُوا بِمَثَاوِی خُدُودِهِمْ وَ مَصَارِعِ جُنُوبِهِمْ 
و از قبرهاى آنها و خوابگاهشان در زیر خاک پند آموزید ،
وَ اسْتَعِیذُوا بِاللَّهِ مِنْ لَوَاقِحِ الْکِبْرِ کَمَا تَسْتَعِیذُونَهُ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ
و به خدا از آثار شوم کبر پناه برید، آن گونه که از بلاها و مشکلات روزگار به او پناه مى برید.

5️⃣ از دیکتاتورها عبرت بگیرید.
إِنَّ لَکُمْ فِی الْقُرُونِ السَّالِفَهِ لَعِبْرَهً
همانا در روزگاران گذشته برای شما عبرتی است.
أَیْنَ الْعَمَالِقَهُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَهِ
کجایند عمالقه و فرزندان عمالقه؟
أَیْنَ الْفَرَاعِنَهُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَهِ
کجایند فراعنه و فرزندان فراعنه؟
أَیْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ
کجایند مردمانی که در شهرهای رَسّ بودند؟
الَّذِینَ قَتَلُوا النَّبِیِّینَوَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِینَ وَ أَحْیَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِینَ
آنان که پیامبران را کشتند، و سنت فرستادگان خدا را میراندند، و سیرت جباران را زنده کردند؟
أَیْنَ الَّذِینَ سَارُوا بِالْجُیُوشِ وَ هَزَمُوا بِالْأُلُوفِ
کجایند آنان که با سپاهیان به راه افتادند و هزاران تن را شکست دادند؟
وَ عَسْکَرُوا الْعَسَاکِرَ وَ مَدَّنُوا الْمَدَائِن‏
آنان که سپاهیان به راه انداختند و شهرها ساختند.

6️⃣ مرگ بهترین موعظه گر:
خطبه ۱۴۹ وصیتنامه امیر المومنین است:
وَ إِنَّمَا کُنْتُ جَاراً جَاوَرَکُمْ‏ بَدَنِی‏ أَیَّاماً
من ایامی جسمم با شما همراه بود
وَ سَتُعْقَبُونَ مِنِّی جُثَّهً خَلَاءً
فردا از علی یک جسمی می ماند بدون روح
سَاکِنَهً بَعْدَ حَرَاکٍ
بعد از آنهمه تحرک، ساکن می شوم
وَ صَامِتَهً بَعْدَ نُطْقٍ
وساکت بعد از آنهمه نطق
اگر چشم عبرت بین باشد، همه چیز عبرت و موعظه است‌ .

📚در روایت داریم:
کَتَبَ هَارُونُ الرَّشِیدُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عِظْنِی وَ أَوْجِزْ
هارون الرشید نامه ای به امام کاظم (ع) نوشت وبه حضرت عرض کرد: مرا وعظ ونصیحت کن، البته خلاصه بگو .
قَالَ فَکَتَبَ إِلَیْهِ مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ تَرَاهُ عَیْنُکَ إِلَّا وَ فِیهِ مَوْعِظَهٌ.
امام کاظم(ع) نوشت هرچیزى را که در گرد خود مى بینى همه داراى موعظه است.
نه تنها مواردی که بیان شد بلکه خیل انبیا و اولیا و معصومان همگى واعظان بزرگى بودند که در طول تاریخ به وعظ و اندرز انسانها پرداختند و امروز بسیارى از مواعظ آنها در اختیار ماست.

⁉️سوال
با وجود این مقدار موعظه گرصاحب نفس، چرا این موعظه هاى بسیار قوى در دلهاى گروهى تأثیر نمى گذارد؟
پاسخ را حضرت در حکمت ۲۸۲ بیان فرمود: حجاب غفلت، جلوى تأثیر اندرزها را مى گیرد.

♻️سرچشمه این غفلت ممکن است هوا و هوس هاى نفسانى و شهوت و زرق و برق دنیا و یا وسوسه هاى شیطانى جن و انس باشد.
قرآن مجید مى فرماید:
《فَلاَ تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَلاَ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللهِ الْغَرُورُ؛ فاطر – ۵》
پس مبادا زندگانى دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان فریبکار شما را به کرم خدا مغرور سازد.

↙️ در حدیث عبرت انگیزى از امام هادى علیه السلام آمده است :
که متوکل عباسى شبى آن حضرت را به کاخ خود فرا خواند. دلیل آن این بود که به وى خبر داده بودند آن حضرت مشغول جمع آورى اموال و سلاح در خانه خود است تا قیام کند ومردم را بر ضد او بشوراند. او دستور داد به خانه امام بروید، آنجا را با دقت تفتیش کنید و او را در هر حال که بود نزد من بیاورید. مأموران به خانه امام علیه السلام ریختند و چیزى نیافتند و امام علیه السلام را در دل شب مشغول عبادت دیدند. با این حال، حضرت را با خود به قصر متوکل آوردند.

↙️ متوکل که سرمست شرابِ قدرت و مشغول به نوشیدن خمر بود، همین که چشمش به آن حضرت افتاد از جا برخاست و احترام کرد و او را نزد خود نشاند و با نهایت جسارت جام شرابى را که در دست داشت به آن حضرت تعارف کرد! امام علیه السلام رو به سوى او کرده فرمود: به خدا سوگند این مایع ننگین هرگز با گوشت و خون من آشنایى نداشته و ندارد.

↙️متوکلِ مست شرمنده شد و دست خود را عقب کشید. آنگاه به امام علیه السلام گفت: شعرى براى من بخوان
(لابد شعرى که بزمش را گرمتر کند). امام علیه السلام فرمود: من کمتر شعر به خاطر دارم. متوکل گفت: حتمآ باید بخوانى. هنگامى که حضرت اصرار متوکل را دید، اشعار تکان دهنده اى خواند که متوکل به گریه افتاد و حاضران نیز گریستند. اشعار این بود:
بَاتُوا عَلَى قُلَلِ الاَجْبَالِ تَحْرُسُهُمْ /  
غُلْبُ الرِّجَالِ فَلَمْ تَنْفَعْهُمُ الْقُلَلُ
(گروهى بودند که بر قله هاى کوهها، دژهاى محکمى ساختند ومردانى نیرومند از آنها پاسدارى مى کردند؛ اما هرگز این قله ها به حال آنها سودى نداشت.)
وَاسْتَنْزَلُوا بَعْدَ عِزٍّ مِنْ مَعَاقِلِهِمْ/    
وَاسْکِنُوا حُفَراً یَا بِئْسَمَا نَزَلُوا
( چیزى نگذشت که از پناهگاه خود، از آن مقام عزت، به ذلت کشانده شدند، ودر حفره هاى گور ساکن گشتند و چه بد فرود آمدند.)
نَادَاهُمْ صَارِخٌ مِنْ بَعْدِ دَفْنِهِمْ/     
أَیْنَ الاَسَاوِرُ وَالتِّیجَانُ وَالْحُلَلُ
( فریادگرى بعد از دفن آنها صدا زد: کجا رفت آن دستبندهاى طلا و آن تاجها وزینتها؟!)
أَیْنَ الْوُجُوهُ الَّتِی کَانَتْ مُنْعِمَهً/   
مِنْ دُونِهَا تُضْرَبُ الاَسْتَارُ وَالْکِلَلُ
( کجا رفتند آن صورتهایى که آثار ناز و نعمت در آنها نمایان بود و در پشت پرده ها قرار داشتند؟!)
قَدْ طَالَ مَا أَکَلُوا دَهْراً وَقَدْ شَرِبُوا / 
  وَأَصْبَحُوا الْیَوْمَ بَعْدَ الاَکْلِ قَدْ أُکِلُوا
( آرى مدت طولانى خوردند و نوشیدند؛ ولى امروز همه آنها در کام زمین فرو رفته اند)

↙️در بحارالانوار آمده است که متوکل بعد از شنیدن این اشعار، جام شراب را بر زمین زد و مجلس عیشش به هم خورد. متوکل شرمنده شد و آن حضرت را با احترام به منزل بازگرداند.

📚 روایاتی در باب وعظ و موعظه
دل را باید به موعظه ها جلا داد.
امیر المومنین در غررالحکم فرمود: الْمَوَاعِظُ صِقَالُ النُّفُوسِ وَ جِلَاءُ الْقُلُوب اندرزها صیقل بخش جان ها، و جلا دهنده دل هاست.

❇️حیات دل با پند است.
درنامه ۳۱ امیرالمومنین خطاب به امام مجتبی فرمود:
أحیِ قَلبَکَ بالمَوعِظَهِ
قلبت را با پند وموعظه زنده و احیاکن.

در تجربه های شخصی نیز درس بسیار است. امیرالمومنین فرمود:
کَفی عِظَهً لِذَوی الألبابِ ما جَرَّبوا
برای خردمندان، تجربه های آنان پندی است کافی.

⤵️داستان:
شخصی میگفت سالها قبل در حالی که بسیار فقیر بودم از یکی از محله های تازه ساخت قم ردمیشدم. نگاهم از دور به حرم افتاد، یک لحظه در دل با حضرت معصومه حرف زدم که بی بی جان برای شما سخت نیست.
یک خانه به ما بدهید.
ایشان میگفت بعد از حدود شش هفت سال و بعد از خرید و فروش چند ملک، خانه ای خریدم. بعد از دو سال نشستن در این خانه یکدفعه به گذشته رفتم و همان صحنه که دعا کرده بودم را دیدم. یادم افتاد که آن محله همین محل بوده است و با کنجکاوی بیشتری دقت کردم و محاسبه کردم دیدم خانه ام دقیقا همان جایی است که سالها قبل با ناامیدی برای خانه دار شدن دعا کرده بودم.

✅️ نگاه و دقت در همین تجربیات
بهترین موعظه است.

✅️موعظه اینکه خدا هرگز انسان را تنها نمی گذارد
.
✅️موعظه اینکه خدا بهترین مقدرات را برای انسان در نظر گرفته است.

✅️موعظه اینکه دعای خالصانه اثر دارد و….

✅اگر پای درس دنیا بنشینیم، از دنیا انتظار راحتی نخواهیم داشت.

↙️قبرستان رفتن، موعظه است.
امیرالمومنین فرمود:
  أَبْلَغُ الْعِظَاتِ، الِاعْتِبَارُ بِمَصَارِعِ الْأَمْوَات رساترین پندها، عبرت گرفتن از آرامگاه های مردگان است.
قبرستان رفتن، تنهافکر کردن به سرگذشت گذشتگان بسیار تاثیر گذار است. بدون کمک خداوند، انسان موعظه پذیر نمیشود.

🔻نکته:
واعظ باید درونی باشد.

✳️امام باقر(ع)فرمود:
مَن لَم یَجعَلِ اللّهُ لَهُ مِن نفسِهِ واعِظاً، فإنَّ مَواعِظَ النّاسِ لَن تُغنیَ عَنهُ شیئاً
کسى که خداوند براى او واعظى درونى قرار ندهد، موعظه هاى مردم هرگز در او سودمند نمى افتد.

✳️ پیامبراکرم فرمود: 
إِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِعَبْدٍ خَیْراً جَعَلَ لَهُ وَاعِظاً مِنْ‏ نَفْسِهِ‏ یَأْمُرُهُ وَ یَنْهَاه‏
اگر خداوند خیر کسی را بخواهد یک واعظ درونی برای او قرار میدهد که او را به خوبی ها امر و از بدی ها نهی کند.

✳️درحکمت ۸۹ نهج البلاغه آمده است:  وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ، کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ.
و کسى که در درون وجودش واعظى داشته باشد خداوند حافظى براى او قرار خواهد داد.

◀️این واعظ درون  که ما را لحظه به لحظه متوجه خودمان کند فطرت الهی است، وجدان اخلاقی است، نفس لوامه است.

⏪واعظ درونی چیست؟!
واعظ درونی، همان فطرت الهی،  وجدان اخلاقی و نفس لوّامه است که فعّال است و انسان را پند می دهد و به خیر و نیکی دعوت می کند و از بدی و گناه، باز می دارد.

↙️ فطرت انسان عجیب است.
قرآن کریم در سوره شمس میفرماید:
《وَنَفۡسࣲ وَمَا سَوَّىٰهَا فَأَلۡهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقۡوَىٰهَا قَدۡ أَفۡلَحَ مَن زَکَّىٰهَا وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا》
واعظ درونی همان خوف ورجاء قلبی است.امام صادق فرمود:
اُرْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَا یُجَرِّئُکَ‏ عَلَى مَعْصِیَتِهِ‏ وَ خَفِ اللَّهَ خَوْفاً لَا یُؤْیِسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ
به خداوند امیدوار باش؛ امیدی که  جرات انجام معصیت به تو ندهد و از خداوند بیم داشته باش؛ بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند.

♻️حدیث دیگری ازلقمان است که به فرزندش نصیحت می کند و می گوید: آنقدر به خدا امید داشته باش که اگر با گناه جن وانس وارد محشر شوی، بگویی خدا می بخشد.و آنقدر از خدا بترس که اگر با عبادت جمیع انسانها واجنه و ملائکه وارد محشر شوی بگویی شاید نبخشد و شاید عذاب کند.

اللهم اجعلنا من المتوکلین

کافی پانزدهم

❀بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ❀

شرح اصول کافی_جلسه پانزدهم💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
کافی پانزدهم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
30:31 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ عَلیهِ السَّلامُ
بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ آلْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ آلْغِرَّهِ.

امام (علیه السلام) فرمود:
میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت (و غرور) وجود دارد (که مانع تأثیر آن است).

💠وَ قَالَ (علیه السلام): بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّهِ
میان شما و موعظه، پرده اى از غفلت و بی خبری  وجود دارد که مانع تأثیر آن مواعظ است.

♻️حضرت در این حکمت موعظه را به خورشید درخشانی تشبیه میکند که باید از نور وجود آن بهره برد. نوری که گرما و روشنی زندگی انسان است . ولی اگر  پرده بیفکنیم و مانع نور خوشید شویم از برکات آن محروم میشویم.

لفظ«غِرَّه»دو معنا دارد:
1⃣ به معناى غفلت و بى خبرى .
علت تاثیر نداشتن موعظه در انسان همین غفلت است:

◀️الف. غفلت در اصل موعظه پذیری، یعنی یادش میرود که محتاج است و باید پای درس اخلاق بنشیند.
انسان همانگونه که به آب و غذا محتاج است، به پرورش و رشد روحی نیز محتاج و بخش مهمی از این پرورش روحی در موعظه شنیدن و متذکر شده است.

❇️وقتی پیامبر محتاج موعظه است، تکلیف دیگران مشخص است.
در روایت داریم:
نَزَلَ جَبْرَئِیلُ ع عَلَى النَّبِیِّ (ص)
جبرئیل بر پیغمبر نازل شد
فَقَالَ لَهُ یَا جَبْرَئِیلُ عِظْنِی‏
پیامبر به جبرئیل فرمود. ای جبرئیل مرا موعظه کن
فَقَالَ یَا مُحَمَّدُ عِشْ مَا شِئْتَ فَإِنَّکَ مَیِّتٌ
جبرییل گفت: ای پیامبر، هر طور میخواهی زندگی کن، در آخر میمیری
وَ أَحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإِنَّکَ مُفَارِقُهُ
هر کسی وهر چیزی را میخواهی دوست داشته باش، ولی بدان یک روز از آن جدا خواهی شد
وَ اعْمَلْ مَا شِئْتَ فَإِنَّکَ مُلَاقِیهِ
با هر چیزی، هر کاری میخواهی انجام بده، بدان روزی با آن عمل ملاقات خواهی کرد
شَرَفُ الْمُؤْمِنِ صَلَاتُهُ بِاللَّیْلِ
شرافت مومن به نماز شب است
وَ عِزُّهُ کَفُّ الْأَذَى عَنِ النَّاسِ
عزت مسلمان ومومن به ان است که اذیت وآزارش به کسی نرسد.

◀️ ب. غفلت از به کار گیری آنچه آموخته است.

2⃣ لفظ غرّه به معنای غرور مصطلح.
غرور، تکبر و خود برتر بینی  مانع از تاثیر موعظه و نصیحت دیگران می شود. زیرا انسان مغرور که فریب هوای نفس را خورده و به خودپسندی و خودبزرگ بینی دچار شده، نظرات و اعمال خود را کاملا صحیح و غیرقابل خدشه می داند؛ به گونه ای که حتی حاضر به شنیدن نظرات دیگران نیست.
اینجا پرده ای بین او و موعظه برقرار شده که مانع تاثیر پذیری است

♻️در حالات آیت الله بروجردی داریم که ایشان گاهی به شاگردان می فرمودند شما منبر بروید و ما را موعظه کنید.
شاگردان خجالت می کشیدند محضر ایشان بخواهند تذکر اخلاقی بدهند. ایشان میفرمود انسان گاهی فراموش میکند، باید متذکر باشد تا حرکت کند.
در هر صورت اگر این غفلت از بین برود، انسان اهل موعظه شنیدن میشود و حرف در او اثر میگذارد.

✳️امیر المومنین در غررالحکم فرمود:
غرور بدتر از مستی است،
همانگونه که برای شخصی که شراب خورده و مست است حرف زدن و نصیحت کردن تاثیر ندارد، برای شخص مغرور نیز نصیحت و موعظه و تذکر بی معنا است.

✳️امیر المومنین در غرر الحکم فرمود:
سُکرُ الغَفلَهِ و الغُرورِ أبعَدُ إفاقَهً مِن سُکرِ الخُمُورِ
مستى غفلت و فریب، دیرتر از مستى مسکرات زایل مى شود.

💠بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ الْمَوْعِظَهِ حِجَابٌ مِنَ الْغِرَّهِ
در جهانى که زندگى مى کنیم هم واعظان بسیارند و هم موعظه ها؛ تاریخ پیشینیان، واعظ بسیار گویایى است، حوادثى که در طول تاریخ رخ مى دهد و دگرگونى قدرتها، سرنگونى دولت ها و از کار افتادن قهرمانان و فقر گروهى از ثروتمندان، هرکدام واعظى هستند.

♻️مرحوم شیخ صدوق در امالی از امیر المومنین نقل می کندکه امیرالمومنین فرمود:
الْمَاضِی لِلْمُقِیمِ عِبْرَهٌ
گذشته عبرتى است براى امروز.
وَالْمَیِّتُ لِلْحَیِّ عِظَهٌ
و مردگان پند و اندرزى براى زندگانند.
وَلَیْسَ لاَمْسِ مَضَى عَوْدَهٌ
روزى که گذشت هرگز باز نمى گردد.
وَلاَ الْمَرْءُ مِنْ غَد عَلَى ثِقَه
و به فردا نیز اطمینانى نیست..

⏪برخی عبرتهای نهج البلاغه:

1️⃣عبرت از ابلیس
در خطبه ۱۹۲ آمده است:
فَاعْتَبِرُوا بِمَا کَانَ مِنْ فِعْلِ اللهِ بِإِبْلِیسَ إِذْ أَحْبَطَ عَمَلَهُ الطَّوِیلَ وَ جَهْدَهُ الْجَهِیدَ
از آنچه خدا با شیطان کرد عبرت گیرید، که کردار دراز مدت او را باطل گرداند و کوشش فراوان او بی ثمر ماند.
وَ کَانَ قَدْ عَبَدَ اللهَ سِتَّهَ آلَافِ سَنَهٍ لَا یُدْرَى أَ مِنْ سِنِی الدُّنْیَا أَمْ مِنْ سِنِی الْآخِرَهِ عَنْ کِبْرِ سَاعَهٍ وَاحِدَهٍ 
او شش هزار سال با پرستش خدا زیست از سالیان دنیا یا آخرت – دانسته نیست – اما با ساعتی که تکبر کرد خدایش از بهشت بیرون آورد.
فَمَنْ ذَا بَعْدَ إِبْلِیسَ یَسْلَمُ عَلَى اللهِ بِمِثْلِ مَعْصِیَتِهِ
و پس از ابلیس چه کسی ایمن است که خدا را چنان نافرمانی نکند؟ 

2️⃣ عبرت از سرگذشت گذشتگان:
در خطبه ۱۶۱ آمده است:
وَ اعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ الْقُرُونِ قَبْلَکُمْ،
از آن چه در قربان گاه هاى قرون پیشین دیده اید عبرت گیرید.
قَدْ تَزَایَلَتْ أَوْصَالُهُمْ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ،
و از کسانى که پیوندهاى اعضایشان از هم گسسته، چشم ها و گوش هایشان از میان رفته،
وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَعِزُّهُمْ،
شرف و عزتشان نابود شده .
وَ انْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِیمُهُمْ
شادى و نعمت هایشان پایان یافته، درس عبرت بیاموزید.

3️⃣ مرگ، درس بزرگی است.
فرمود:
فَاتَّعِظُوا عِبَادَ اللَّهِ بِالْعِبَرِ النَّوَافِعِ وَ اعْتَبِرُوا بِالْآیِ السَّوَاطِعِ 
پس بندگان خدا! از عبرتهای سودمند پند گیرید، و از نشانه های آشکار عبرت گیرید.
وَ ازْدَجِرُوا بِالنُّذُرِ الْبَوَالِغِ وَ انْتَفِعُوا بِالذِّکْرِ وَ الْمَوَاعِظِ 
از آنچه شما را با بیانی رسا ترسانده اند، خود را باز دارید، و از یادآوریها و موعظتها سود بردارید.
فَکَأَنْ قَدْ عَلِقَتْکُمْ مَخَالِبُ الْمَنِیَّهِ وَ انْقَطَعَتْ مِنْکُمْ عَلَائِقُ الْأُمْنِیَّهِ وَ دَهِمَتْکُمْ مُفْظِعَاتُ الْأُمُور
گویی چنگالهای مرگ بر شما آویخته است، و رشته های آرزویتان را از هم گسیخته، و سختیهای واپسین دم زندگی به ناگاه بر سر شما رسیده.

4️⃣ عبرت گیری ازسرنوشت متکبران:
در خطبه ۱۹۲ فرمودند:
فَاعْتَبِرُوا بِمَا أَصَابَ الْأُمَمَ الْمُسْتَکْبِرِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ مِنْ بَأْسِ اللَّهِ وَ صَوْلَاتِهِ وَ وَقَائِعِهِ وَ مَثُلَاتِهِ،
از آنچه به امتهاى مستکبر پیشین از عذاب الهى و کیفرها و مجازاتهاى او رسید عبرت بگیرید.
وَ اتَّعِظُوا بِمَثَاوِی خُدُودِهِمْ وَ مَصَارِعِ جُنُوبِهِمْ 
و از قبرهاى آنها و خوابگاهشان در زیر خاک پند آموزید ،
وَ اسْتَعِیذُوا بِاللَّهِ مِنْ لَوَاقِحِ الْکِبْرِ کَمَا تَسْتَعِیذُونَهُ مِنْ طَوَارِقِ الدَّهْرِ
و به خدا از آثار شوم کبر پناه برید، آن گونه که از بلاها و مشکلات روزگار به او پناه مى برید.

5️⃣ از دیکتاتورها عبرت بگیرید.
إِنَّ لَکُمْ فِی الْقُرُونِ السَّالِفَهِ لَعِبْرَهً
همانا در روزگاران گذشته برای شما عبرتی است.
أَیْنَ الْعَمَالِقَهُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَهِ
کجایند عمالقه و فرزندان عمالقه؟
أَیْنَ الْفَرَاعِنَهُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَهِ
کجایند فراعنه و فرزندان فراعنه؟
أَیْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ
کجایند مردمانی که در شهرهای رَسّ بودند؟
الَّذِینَ قَتَلُوا النَّبِیِّینَوَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِینَ وَ أَحْیَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِینَ
آنان که پیامبران را کشتند، و سنت فرستادگان خدا را میراندند، و سیرت جباران را زنده کردند؟
أَیْنَ الَّذِینَ سَارُوا بِالْجُیُوشِ وَ هَزَمُوا بِالْأُلُوفِ
کجایند آنان که با سپاهیان به راه افتادند و هزاران تن را شکست دادند؟
وَ عَسْکَرُوا الْعَسَاکِرَ وَ مَدَّنُوا الْمَدَائِن‏
آنان که سپاهیان به راه انداختند و شهرها ساختند.

6️⃣ مرگ بهترین موعظه گر:
خطبه ۱۴۹ وصیتنامه امیر المومنین است:
وَ إِنَّمَا کُنْتُ جَاراً جَاوَرَکُمْ‏ بَدَنِی‏ أَیَّاماً
من ایامی جسمم با شما همراه بود
وَ سَتُعْقَبُونَ مِنِّی جُثَّهً خَلَاءً
فردا از علی یک جسمی می ماند بدون روح
سَاکِنَهً بَعْدَ حَرَاکٍ
بعد از آنهمه تحرک، ساکن می شوم
وَ صَامِتَهً بَعْدَ نُطْقٍ
وساکت بعد از آنهمه نطق
اگر چشم عبرت بین باشد، همه چیز عبرت و موعظه است‌ .

📚در روایت داریم:
کَتَبَ هَارُونُ الرَّشِیدُ إِلَى أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عِظْنِی وَ أَوْجِزْ
هارون الرشید نامه ای به امام کاظم (ع) نوشت وبه حضرت عرض کرد: مرا وعظ ونصیحت کن، البته خلاصه بگو .
قَالَ فَکَتَبَ إِلَیْهِ مَا مِنْ شَیْ‏ءٍ تَرَاهُ عَیْنُکَ إِلَّا وَ فِیهِ مَوْعِظَهٌ.
امام کاظم(ع) نوشت هرچیزى را که در گرد خود مى بینى همه داراى موعظه است.
نه تنها مواردی که بیان شد بلکه خیل انبیا و اولیا و معصومان همگى واعظان بزرگى بودند که در طول تاریخ به وعظ و اندرز انسانها پرداختند و امروز بسیارى از مواعظ آنها در اختیار ماست.

⁉️سوال
با وجود این مقدار موعظه گرصاحب نفس، چرا این موعظه هاى بسیار قوى در دلهاى گروهى تأثیر نمى گذارد؟
پاسخ را حضرت در حکمت ۲۸۲ بیان فرمود: حجاب غفلت، جلوى تأثیر اندرزها را مى گیرد.

♻️سرچشمه این غفلت ممکن است هوا و هوس هاى نفسانى و شهوت و زرق و برق دنیا و یا وسوسه هاى شیطانى جن و انس باشد.
قرآن مجید مى فرماید:
《فَلاَ تَغُرَّنَّکُمُ الْحَیَاهُ الدُّنْیَا وَلاَ یَغُرَّنَّکُمْ بِاللهِ الْغَرُورُ؛ فاطر – ۵》
پس مبادا زندگانى دنیا شما را بفریبد، و مبادا شیطان فریبکار شما را به کرم خدا مغرور سازد.

↙️ در حدیث عبرت انگیزى از امام هادى علیه السلام آمده است :
که متوکل عباسى شبى آن حضرت را به کاخ خود فرا خواند. دلیل آن این بود که به وى خبر داده بودند آن حضرت مشغول جمع آورى اموال و سلاح در خانه خود است تا قیام کند ومردم را بر ضد او بشوراند. او دستور داد به خانه امام بروید، آنجا را با دقت تفتیش کنید و او را در هر حال که بود نزد من بیاورید. مأموران به خانه امام علیه السلام ریختند و چیزى نیافتند و امام علیه السلام را در دل شب مشغول عبادت دیدند. با این حال، حضرت را با خود به قصر متوکل آوردند.

↙️ متوکل که سرمست شرابِ قدرت و مشغول به نوشیدن خمر بود، همین که چشمش به آن حضرت افتاد از جا برخاست و احترام کرد و او را نزد خود نشاند و با نهایت جسارت جام شرابى را که در دست داشت به آن حضرت تعارف کرد! امام علیه السلام رو به سوى او کرده فرمود: به خدا سوگند این مایع ننگین هرگز با گوشت و خون من آشنایى نداشته و ندارد.

↙️متوکلِ مست شرمنده شد و دست خود را عقب کشید. آنگاه به امام علیه السلام گفت: شعرى براى من بخوان
(لابد شعرى که بزمش را گرمتر کند). امام علیه السلام فرمود: من کمتر شعر به خاطر دارم. متوکل گفت: حتمآ باید بخوانى. هنگامى که حضرت اصرار متوکل را دید، اشعار تکان دهنده اى خواند که متوکل به گریه افتاد و حاضران نیز گریستند. اشعار این بود:
بَاتُوا عَلَى قُلَلِ الاَجْبَالِ تَحْرُسُهُمْ /  
غُلْبُ الرِّجَالِ فَلَمْ تَنْفَعْهُمُ الْقُلَلُ
(گروهى بودند که بر قله هاى کوهها، دژهاى محکمى ساختند ومردانى نیرومند از آنها پاسدارى مى کردند؛ اما هرگز این قله ها به حال آنها سودى نداشت.)
وَاسْتَنْزَلُوا بَعْدَ عِزٍّ مِنْ مَعَاقِلِهِمْ/    
وَاسْکِنُوا حُفَراً یَا بِئْسَمَا نَزَلُوا
( چیزى نگذشت که از پناهگاه خود، از آن مقام عزت، به ذلت کشانده شدند، ودر حفره هاى گور ساکن گشتند و چه بد فرود آمدند.)
نَادَاهُمْ صَارِخٌ مِنْ بَعْدِ دَفْنِهِمْ/     
أَیْنَ الاَسَاوِرُ وَالتِّیجَانُ وَالْحُلَلُ
( فریادگرى بعد از دفن آنها صدا زد: کجا رفت آن دستبندهاى طلا و آن تاجها وزینتها؟!)
أَیْنَ الْوُجُوهُ الَّتِی کَانَتْ مُنْعِمَهً/   
مِنْ دُونِهَا تُضْرَبُ الاَسْتَارُ وَالْکِلَلُ
( کجا رفتند آن صورتهایى که آثار ناز و نعمت در آنها نمایان بود و در پشت پرده ها قرار داشتند؟!)
قَدْ طَالَ مَا أَکَلُوا دَهْراً وَقَدْ شَرِبُوا / 
  وَأَصْبَحُوا الْیَوْمَ بَعْدَ الاَکْلِ قَدْ أُکِلُوا
( آرى مدت طولانى خوردند و نوشیدند؛ ولى امروز همه آنها در کام زمین فرو رفته اند)

↙️در بحارالانوار آمده است که متوکل بعد از شنیدن این اشعار، جام شراب را بر زمین زد و مجلس عیشش به هم خورد. متوکل شرمنده شد و آن حضرت را با احترام به منزل بازگرداند.

📚 روایاتی در باب وعظ و موعظه
دل را باید به موعظه ها جلا داد.
امیر المومنین در غررالحکم فرمود: الْمَوَاعِظُ صِقَالُ النُّفُوسِ وَ جِلَاءُ الْقُلُوب اندرزها صیقل بخش جان ها، و جلا دهنده دل هاست.

❇️حیات دل با پند است.
درنامه ۳۱ امیرالمومنین خطاب به امام مجتبی فرمود:
أحیِ قَلبَکَ بالمَوعِظَهِ
قلبت را با پند وموعظه زنده و احیاکن.

در تجربه های شخصی نیز درس بسیار است. امیرالمومنین فرمود:
کَفی عِظَهً لِذَوی الألبابِ ما جَرَّبوا
برای خردمندان، تجربه های آنان پندی است کافی.

⤵️داستان:
شخصی میگفت سالها قبل در حالی که بسیار فقیر بودم از یکی از محله های تازه ساخت قم ردمیشدم. نگاهم از دور به حرم افتاد، یک لحظه در دل با حضرت معصومه حرف زدم که بی بی جان برای شما سخت نیست.
یک خانه به ما بدهید.
ایشان میگفت بعد از حدود شش هفت سال و بعد از خرید و فروش چند ملک، خانه ای خریدم. بعد از دو سال نشستن در این خانه یکدفعه به گذشته رفتم و همان صحنه که دعا کرده بودم را دیدم. یادم افتاد که آن محله همین محل بوده است و با کنجکاوی بیشتری دقت کردم و محاسبه کردم دیدم خانه ام دقیقا همان جایی است که سالها قبل با ناامیدی برای خانه دار شدن دعا کرده بودم.

✅️ نگاه و دقت در همین تجربیات
بهترین موعظه است.

✅️موعظه اینکه خدا هرگز انسان را تنها نمی گذارد
.
✅️موعظه اینکه خدا بهترین مقدرات را برای انسان در نظر گرفته است.

✅️موعظه اینکه دعای خالصانه اثر دارد و….

✅اگر پای درس دنیا بنشینیم، از دنیا انتظار راحتی نخواهیم داشت.

↙️قبرستان رفتن، موعظه است.
امیرالمومنین فرمود:
  أَبْلَغُ الْعِظَاتِ، الِاعْتِبَارُ بِمَصَارِعِ الْأَمْوَات رساترین پندها، عبرت گرفتن از آرامگاه های مردگان است.
قبرستان رفتن، تنهافکر کردن به سرگذشت گذشتگان بسیار تاثیر گذار است. بدون کمک خداوند، انسان موعظه پذیر نمیشود.

🔻نکته:
واعظ باید درونی باشد.

✳️امام باقر(ع)فرمود:
مَن لَم یَجعَلِ اللّهُ لَهُ مِن نفسِهِ واعِظاً، فإنَّ مَواعِظَ النّاسِ لَن تُغنیَ عَنهُ شیئاً
کسى که خداوند براى او واعظى درونى قرار ندهد، موعظه هاى مردم هرگز در او سودمند نمى افتد.

✳️ پیامبراکرم فرمود: 
إِذَا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِعَبْدٍ خَیْراً جَعَلَ لَهُ وَاعِظاً مِنْ‏ نَفْسِهِ‏ یَأْمُرُهُ وَ یَنْهَاه‏
اگر خداوند خیر کسی را بخواهد یک واعظ درونی برای او قرار میدهد که او را به خوبی ها امر و از بدی ها نهی کند.

✳️درحکمت ۸۹ نهج البلاغه آمده است:  وَ مَنْ کَانَ لَهُ مِنْ نَفْسِهِ وَاعِظٌ، کَانَ عَلَیْهِ مِنَ اللَّهِ حَافِظٌ.
و کسى که در درون وجودش واعظى داشته باشد خداوند حافظى براى او قرار خواهد داد.

◀️این واعظ درون  که ما را لحظه به لحظه متوجه خودمان کند فطرت الهی است، وجدان اخلاقی است، نفس لوامه است.

⏪واعظ درونی چیست؟!
واعظ درونی، همان فطرت الهی،  وجدان اخلاقی و نفس لوّامه است که فعّال است و انسان را پند می دهد و به خیر و نیکی دعوت می کند و از بدی و گناه، باز می دارد.

↙️ فطرت انسان عجیب است.
قرآن کریم در سوره شمس میفرماید:
《وَنَفۡسࣲ وَمَا سَوَّىٰهَا فَأَلۡهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقۡوَىٰهَا قَدۡ أَفۡلَحَ مَن زَکَّىٰهَا وَقَدۡ خَابَ مَن دَسَّىٰهَا》
واعظ درونی همان خوف ورجاء قلبی است.امام صادق فرمود:
اُرْجُ اللَّهَ رَجَاءً لَا یُجَرِّئُکَ‏ عَلَى مَعْصِیَتِهِ‏ وَ خَفِ اللَّهَ خَوْفاً لَا یُؤْیِسُکَ مِنْ رَحْمَتِهِ
به خداوند امیدوار باش؛ امیدی که  جرات انجام معصیت به تو ندهد و از خداوند بیم داشته باش؛ بیمی که تو را از رحمتش ناامید نگرداند.

♻️حدیث دیگری ازلقمان است که به فرزندش نصیحت می کند و می گوید: آنقدر به خدا امید داشته باش که اگر با گناه جن وانس وارد محشر شوی، بگویی خدا می بخشد.و آنقدر از خدا بترس که اگر با عبادت جمیع انسانها واجنه و ملائکه وارد محشر شوی بگویی شاید نبخشد و شاید عذاب کند.

اللهم اجعلنا من المتوکلین