بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۱۰/۲۲ . ۱۰رجب المرجب
بخش اول حکمت ۲۸۹
بخش اول
وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ (علیه السلام) لِکُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ النَّخَعِیِّ. قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ أَخَذَ بِیَدِی أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَأَخْرَجَنِی إِلَى الْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ:
إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَهٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا، فَاحْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَکَ. النَّاسُ ثَلَاثَهٌ: فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاهٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ،
سخنى از آن حضرت (ع) به کمیل بن زیاد نخعى. کمیل بن زیاد گوید: امیر مؤمنان، على بن ابى طالب، دست مرا گرفت و از شهر بیرون برد. چون به صحرا رسیدم آه بلندى کشید و فرمود:
اى کمیل، دلها چونان ظرفهایند و بهترین آنها نگهدارنده ترین آنهاست. پس، هر چه مى گویم به خاطر بسپار. مردم سه دسته اند، عالمى ربّانى و آموزنده اى که در راه راست گام برمى دارد و سه دیگر همج الرّعاع.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ
من در گذشته برادرى الهى و دینى داشتم که وصفش چنین بود.
🟢در این حکمت امیرالمومنین صفات و ویژگی های “برادر خدایی” خودشان را ذکر میکنند. نام این حکمت را
“الگوی کامل انسانیت” میتوان گذاشت.
⏪مقدمات حکمت :
◀️ الف. این شخص که برادر خدایی امیرالمومنین است چه کسی است؟
شارحان نهج البلاغه از گذشته تا حال مصادیقی برای این کلام معرفی کرده اند.
+ برخی گفته اند این برادر خدایی امیرالمومنین شخص شخیص پیامبر است. البته برخی گفته اند جمله
“کان ضعیفا مستضعفا” با وجود مبارک حضرت سازگار نیست.
📗علامه شوشتری میگوید بعید است مقصود حضرت، پیامبر باشد. زیرا در دیگر احادیث حضرت جایی پیامبر را تنها به نام “اخ” ذکر نکرده بلکه “اخی و حبیبی و ابن عمی” آمده است که نشان دهنده احترام امیرالمومنین به پیامبر است.
+ برخی گفته اند این شخص ابوذر غفاری است (ابن ابی الحدید میگوید در حالات ابوذر شجاعت ذکر نشده و شاید این شخص ابوذر نباشد).
📗 علامه شوشتری به ابن ابی الحدید پاسخ میدهد که این چه توهینی است به جناب ابوذر؟
ابوذر در دوران بعد از رسول الله هرگز با خلفا سازش نکرد و در کمال شجاعت با آنها درگیر شد تا آنجا که او را به شام تبعید کردند، به ربذه تبعید کردند تا شهید شد.
+ برخی گفته اند این شخص مقداد است که تاریخ نشان میدهد واجد این صفات و شرایط بوده.
+ برخی گفته اند مقصود عثمان بن مظعون است که شخصیت والایی است.
📗ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین میگوید: امیرالمومنین نام یکی از فرزندانشان را عثمان گذاشتند.
وقتی از حضرت در مورد علت این نامگذاری و شباهت به نام خلیفه سوم پرسیدند حضرت فرمود:
إِنَّمَا سَمَّیْتُهُ بِاسْمِ أَخِی عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُون
فرزندم را عثمان گذاشتم از شدت علاقه به ررادرم عثمان بن مظعون
+ برخی نیز گفتند حضرت در اینجا از یک آرایه ادبی استفاده کرده است که شخص مثالی را برای ما توصیف کرده اند. شخصیتی که دارای صفات عالی اخلاقی باشد.
+ و شاید حضرت خودشان را توصیف میکنند ولی برای اینکه تعریف از خود نباشد، آن را به اسم برادر الهی یاد میکنند.
📗 مرحوم کمره ای میفرماید از اینجا میشود گفت اولین رمان نویس عالم امیرالمومنین بوده است. همانگونه که در تعریف زمان گفته اند.
“قصه و ماجرای بلندی که جنبه تخیلی داشته باشد و شخص اتفاقی که برای خودش افتاده است را از زبان دیگری نقل میکند”
🟢 در جمع بندی نظرات باید گفت دو قول بیشتر از بقیه بیان شده است:
جناب ابوذر
شخصی خیالی ،
یا خود امیرالمومنین
◀️ ب. دوستی باید خدایی باشد.
به خلاف دوستی های دنیایی و مادی که محور آن سود بردن و به مقصود رسیدن است، لذت بردن و کامجویی است، حضرت میفرماید معیار دوستی باید خدا باشند. اخوت و برادری باید حول محور محبت و اطاعت از خدا باشد.
آن دوستی و رفاقتی ارزش مند است که
” أَخٌ فِی اللَّهِ ” باشد.
🔴 در باب برادر دینی درغررالحکم فرمودند:
خیرُ الإخْوانِ مَن کانتْ فی اللّهِ مَودّتُهُ. بهترینِ برادران و رفیقان کسی است که دوستی و رفاقتش در راه خداوند باشد.
النَّاسُ إِخْوَانٌ فَمَنْ کَانَتْ أُخُوَّتُهُ فِی غَیْرِ ذَاتِ اللَّهِ فَإِنَّهَا تَحُوزُ عَدَاوَهً
مردم با هم برادرند، پس هر کسی که برادری و رفاقتش برای خداوند نباشد در حقیقت{آن رفاقت} به دشمنی می انجامد،
وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَى الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِین
همچنان که خداوند متعال می فرماید: رفیقان در آن روز قیامت دشمنان یکدیگرند به جز پرهیزگاران.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ
من در گذشته برادرى الهى و دینى داشتم که وصفش چنین بود.
💠 وَ کَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ
آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه مى داد کوچکى دنیا در نظر او بود.
♻️اولین وصف برادران خدایی امیرالمومنین کوچک دیدن دنیاست.
مومن دنیا را ریز می بیند.
افراد دنیا طلب و دنیا خواه به کوچکترین متاع دنیا دل بسته اند و برای رسیدن به آن تلاش میکنند، برای از دست دادن کوچکترین مواهب دنیایی به هم میریزند و زندگی شان تحت تاثیر قرار میگیرد.
ولی مومنین راستین کسانی هستند که دنیا با همه بزرگی و زرق و برقش برای آنها کوچک و ناچیز است.
به تعبیر قرآن کریم:
《قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ؛ نساء – ۷۴》
بگو دنیا با تمام متاعش قلیل است.
در خطبه متقین فرمود:
عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ
خداوند، با عظمت در نظر آنها جلوه کرده ازاین رو ماسِوَى الله در نظر آنها کوچک است.
🔴از امام سجاد پرسیدند:
مَن أعظَمُ الناسِ فِی الدُّنیا خَطَراً ؟
والامقامترین انسانها کیست؟
مَن لم یَجعَلْ للدنیا عِندَهُ خَطراً
کسى که دنیا را براى خود بزرگ
نشمارد، بزرگی انسان به بزرگ ندیدن دنیاست.
❌بزرگ دیدن دنیا نتیجه خوبی ندارد.
خداوند به حضرت موسی فرمود:
یَا مُوسَى إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ عُقُوبَهٍ عَاقَبْتُ فِیهَا آدَمَ عِنْدَ خَطِیئَتِهِ
دنیا سراى کیفر است ؛ در آن، آدم را، به سبب خطایى که از او سر زد کیفر دادم
وَ جَعَلْتُهَا مَلْعُونَهً ، مَلْعُونٌ مَا فِیهَا إِلَّا مَا کَانَ فِیهَا لِی
و دنیا را ملعون قرار دادم و هرچه در دنیاست ملعون است، مگر آنچه براى من باشد .
یَا مُوسَى إِنَّ عِبَادِیَ الصَّالِحِینَ زَهِدُوا فِی الدُّنْیَا بِقَدْرِ عِلْمِهِمْ
ای موسی دانایان به قدر علمشان از دنیا دوری میکنند.
وَ سَائِرَ الْخَلْقِ رَغِبُوا فِیهَا بِقَدْرِ جَهْلِهِمْ
و جاهلان به اندازه جهلشان به دنیا رغبت دارند.
وَ مَا مِنْ أَحَدٍ عَظَّمَهَا فَقَرَّتْ عَیْنَاهُ فِیهَا
و هیچ کسی نیست که دنیا را بزرگ شمارد، و چشمش روشن گردد.
وَ لَمْ یُحَقِّرْهَا أَحَدٌ إِلَّا انْتَفَعَ بِهَا.
و هیچ کسی نیست که آن را خُرد نشمرد ، مگر این که بِدان بهره مند مى شود.
🟢 تا خدا را بزرگ نبینیم، دنیا را کوچک نخواهیم دید. در حکمت ۱۲۹ فرمود :
عِظَمُ الْخَالِقِ عِنْدَکَ یُصَغِّرُ الْمَخْلُوقَ فِی عَیْنِکَ
بزرگى خالق نزد تو، مخلوق را در چشمت کوچک مى کند
🔴 مومنی که شروع هر نمازش با “الله اکبر” است نباید چیز دیگری جز خدا را بزرگ ببیند. اگر انسان واقعا به بزرگی خدا باور داشته باشد همه چیز در نگاه او کوچک میشود.
اگر انسان به بزرگی و عظمت و قدرت خدا فکر کند، دنیا را کوچک میبیند.
در خطبه ۱۸۵ فرمود:
لَوْ فَکَّرُوا فِی عَظِیمِ الْقُدْرَهِ وَ جَسِیمِ النِّعْمَهِ لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِیقِ
اگر در عظمت و بزرگى نعمت بارى تعالى مى اندیشیدند، به راه راست بازمى گشتند
وَ خَافُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ
و از عذاب آتش مى ترسیدند.
وَ لَکِنِ الْقُلُوبُ عَلِیلَهٌ وَ الْبَصَائِرُ مَدْخُولَهٌ
ولى دلها بیمار است و دیده ها عیبناک. آیا به خردترین چیزى که آفریده است، نمى نگرند.
🟢کوچک دیدن دنیا یعنی:
کوچک دیدن غم های دنیا ،
یعنی کوچک دیدن شادیهای دنیا،
کوچک دیدن پست و مقام دنیا،
کوچک دیدن عمر دنیا،
کوچک دیدن سختیهای دنیا و….
🔴پیامبر دنیا را کوچک دید، شما هم اینگونه باشید. درخطبه ۱۶۰ فرمود:
فَتَأَسَّ بِنَبِیِّکَ الْأَطْیَبِ الْأَطْهَرِ،
تو اى مسلمان، به پیامبر پاک و پاکیزه ات تأسّى بجوى،
فَإِنَّ فِیهِ أُسْوَهً لِمَنْ تَأَسَّى…
زیرا در او سرمشقى است براى آن کسی که مى خواهد تأسّى جوید.
وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَأَسِّی بِنَبِیِّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ
محبوب ترین بندگان نزد خدا کسى است که به پیامبرش تأسّى جوید و در پى او گام بردارد.
عُرِضَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیَا، فَأَبَى أَنْ یَقْبَلَهَا
دنیا به وى عرضه شد، ولى آن را نپذیرفت.
وَ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَبْغَضَ شَیْئاً فَأَبْغَضَهُ،
او مى دانست چه چیزى مبغوض خداست؟ آن را مبغوض مى شمرد،
وَ حَقَّرَ شَیْئاً فَحَقَّرَهُ،
وچه چیز نزد خدا حقیر است آن را حقیر مى دانست .
وَ صَغَّرَ شَیْئاً فَصَغَّرَهُ
و چه چیز نزد او کوچک است آن را کوچک مى دید.
وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِینَا إِلَّا حُبُّنَا مَا أَبْغَضَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ،
و اگر در ما فقط یک نکته منفی باشد برای شقاوت ما کافی است:
وَ تَعْظِیمُنَا مَا صَغَّرَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، لَکَفَى بِهِ شِقَاقاً لِلَّهِ وَ مُحَادَّهً عَنْ أَمْرِ اللَّهِ.
اینکه دوست داشته باشیم دنیایی که پیامبر با آن دشمنی میکرد و بزرگ بدانیم دنیایی که پیامبر آن را کوچک میشمرد.
امیرالمومنین دنیا را کوچک دید، ما هم کوچک بشماریم.
📗ابن عساکر در کتاب تاریخ دمشق از امیرالمومنین نقل میکند:
أنَا الَّذی أهَنتُ الدُّنیا .
من کسی هستم که دنیا را بى مقدار شمردم.
و زندگی حضرت هم همین مطلب را میرساند.
💠وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ
او از تحت حکومت شکم خارج بود،
💠فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ
آنچه نمى یافت اشتهایش را نداشت و به دنبال آن نمى رفت.
💠 وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ
و آنچه را مى یافت زیاد مصرف نمى کرد.
⏪دومین وصف برادران خدایی امیرالمومنین تخت سلطه شکم نبودن است.
خود این بخش در واقع سه وصف است:
1⃣خارج بودن از سلطنت شکم:
وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ
معلوم است که خدای عده ای شکم آنها است و آن کسی که برای آنهای راه را تعیین میکند و به آنها امر و نهی میکند شکم است.
و اتفاقا دشمن هم از همین سلطنت شکم استفاده میکند و افراد را مدیریت میکند.
یک وقت به عده ای گرسنگی میدهد و آنها کم می آوردند و رها میکنند.
یک وقت به عده ای زیاده میدهد و آنها را سیر میکند و آنها طغیان میکنند.
ولی اگر کسی اسیر و بنده بطن نبود، نه تهدید نه تطمیع، نه گرسنگی نه سیری نمی تواند او را به انحراف بکشاند.
❌سلطنت شکم، باعث رسوایی انسان است. امام باقر علیه السلام فرمود:
أکَلَ علیٌّ علیه السلام مِن تَمرٍ دَقَلٍ ثُمّ شَرِبَ علَیهِ الماءَ
على علیه السلام مقدارى خرماى دَقَل (ارزان ترین نوع خرما) تناول کرد و سپس روى آن آب نوشید،
ثُمّ ضَرَبَ على بَطنِهِ ، و قالَ : مَن أدخَلَهُ بَطنُهُ النارَ فَأبعَدَهُ اللّه ُ ، ثُمّ تَمَثَّلَ
و بعد دستى بر شکم خود زد و فرمود: هر که آتش وارد آن کند، خدا او را دور گرداند.آن گاه به این بیت تمثّل جُست:
فَإنَّکَ مَهما تُعطِ بَطنَکَ سُؤلَهُ /
و فَرْجَکَ نالا مُنتَهى الذَّمِّ أجمَعا
تو هر گاه خواهش شکم و شهوتت را برآورى، منتهاى نکوهش و رسوایى را به بار می آورند.
🔴شکم پرستی باعث سقوط انسان به حیوانیت است. در خطبه ۱۵۳ فرمود :
إِنَّ الْبَهَائِمَ هَمُّهَا بُطُونُهَا
براستى که چرندگان فقط همّتشان مصروف شکمشان است.
🟢هدف خلقت انسان شکم پرستی نیست. در نامه ۴۵ نیز فرمود:
فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ
من آفریده نشده ام که غذاهاى پاکیزه و رنگارنگ مرا به خود مشغول دارد
کَالْبَهِیمَهِ الْمَرْبُوطَهِ هَمُّهَا عَلَفُهَا،
همچون حیوان پروارى که تمام همّش علف اوست.
أَوِ الْمُرْسَلَهِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا،
و یا چون حیوان رها شده در بیابان و مرتع،
تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا
که کارش جستجو کردن علف و پر کردن شکم از آن است.
وَ تَلْهُو عَمَّا یُرَادُ بِهَا
و از سرنوشتى که در انتظار اوست بى خبر است.
🔴سلطنت شکم بر انسان، تبعیت از خلفا است. حضرت در خطبه شقشقیه در مورد خلیفه سوم فرمود:
إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَیْهِ بَیْنَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ
و این وضع ادامه یافت تا سوّمى بپاخاست در حالى که از خوردن زیاد، دو پهلویش بر آمده بود
وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ [خَضْمَ]
و همّى جز جمع آورى و خوردن بیت المال نداشت و بستگان پدرش _بنى امیه_ به همکارى او برخاستند،
خِضْمَهَ الْإِبِلِ نِبْتَهَ الرَّبِیعِ
و همچون شتر گرسنه اى که در بهار به علفزار بیفتد و با ولع عجیبى گیاهان را ببلعد به خوردن اموال خدا مشغول شدند.
2⃣ اشتها نداشتن به آنچه در دسترس نیست.
فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ
گاهی در زندگی پیش می آید که غذا دیر آماده میشود، یا غذا باب میل نیست، یا غذا سوخته و ته گرفته و … در این موارد انسان اصلا نباید زیاده خواهی کند و اشتهاء آن چیزی را داشته باشد که در دسترس نیست.
متاسفانه یکی از نقاط ضعف آقایان همین بخش است و این باعث دور شدن انسان از “برادری امیرالمومنین” خواهد شد.
🟢 انسان باید مدیریت میل خود را نیز به دست بگیرد.
در جامعه فراوان دیده میشود که عده ای فقیر هستند و توان تهیه هر خوراک و پوشاک یا زندگی را ندارند، حضرت به آنها تووصیه میکند با مدیریت امیال و اشتهاء، جلوی نفوذ شیطان را بگیرند.
📕در کتاب ثواب الاعمال دارد،
امام صادق به یکی از اصحاب فرمود:
أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ أَ مَا تَدْخُلُ اَلسُّوقَ أَمَا تَرَى اَلْفَاکِهَهَ تُبَاعُ وَ اَلشَّیْءَ مِمَّا تَشْتَهِیهِ
آیا وارد بازار شدهاى،و میوه یا چیزهاى دیگرى را که میل به آن دارى، دیدهاى که در آنجا به فروش مىرسانند؟
فَقُلْتُ بَلَى
عرض کردم :بخدا سوگند که چنین است.
فَقَالَ أَمَا إِنَّ لَکَ بِکُلِّ مَا تَرَاهُ وَ لاَ تَقْدِرُ عَلَى شِرَائِهِ وَ تَصْبِرُ عَلَیْهِ حَسَنَهً فرمود:آگاه باش که به ازاى هر چیزى که مىبینى و قدرت خرید آن را ندارى،به شرط اینکه تهیدستى خود را تحمّل کنى،ثواب یک حسنه از آن تو خواهد بود.
📗در مورد برخی بزرگان گفته شده که آنها اهل سیگار و دود بوده اند، یک وقتی سیگارشان تمام شده بود و دنبال سیگار از این مغازه به آن مغازه میرفتند، یک وقت به خودشان آمدند و گفتند
“ما داریم سیگار میکشیم یا سیگار ما را به دنیال خود میکشد؟”
و همانجا سیگار را ترک کردند.
برخی از ما نیز اشتها داریم به آنچه در دسترس نیست.
به مبل و لباس و خانه ای که توان خریدش را نداریم. به غذایی که الان نیست و خودمان و خانواده را بزحمت می اندازیم برای تهیه آن و….
3⃣ زیاده روی نکردن در آن چیزهایی که در دسترس است.
وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ
هرگز بنده شکم نبود. چیزى را که نمى یافت، آرزو نمى کرد و چون مى یافت، بسیار به کار نمى برد.
🟢دوستان امیرالمومنین کسانی هستند که اهل اعتدال اند، نه برده و بنده شکم اند، نه اگر چیزی نیست هوس میکنند، و اگر در دسترس بود زیاده روی نمی کنند.
🔴پرهیز از پر خوری راز سلامتی و ایمان: قرآن کریم میفرماید:
《 کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ لَا تَطْغَوْ فِیهِ ؛ طه – ۸۱》
از خوراکیهاى پاکیزهاى که روزى شما کردیم، بخورید ولى در آن زیادهروى نکنید.
🟢 طغیان به معنای ناشکری نیز آمده است. درخطبه ۱۸۳ فرمود :
أَسْهِرُوا عُیُونَکُمْ وَ أَضْمِرُوا بُطُونَکُمْ
چشمها را در دل شب بیدار دارید، شکمها را لاغر کنید.
💮پیامبر خدا صلی الله علیه واله فرمود:
أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِی النَّارَ الْبَطْنُ وَالْفَرْجُ
بیشترین چیزى که امت من به وسیله آن وارد آتش دوزخ مى شوند دو چیز است: شکم و شهوت.
و باز هم فرمود :
ثَلاثٌ أَخَافُهُنَّ عَلَى أُمَّتِی مِنْ بَعْدِ
سه چیز است که بعد از خودم بر امتم از آن بیمناکم.
الضَّلالَهُ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ وَمَضَلاَّتُ الْفِتَنِ وَشَهْوَهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ
گمراهى بعد از معرفت وآزمایش هاى گمراه کننده و شهوت شکم وشهوت جنسى.
💮 امام باقر علیه السلام فرمود :
مَا مِنْ عِبَادَهٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّهِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ هیچ عبادتى برتر از خویشتن دارى درمورد شکم و شهوت جنسى نیست.
💮 پیامبر صلی الله علیه وآله:
بِئْسَ العَوْنُ عَلَى الدِّینِ قَلْبٌ نَحیبٌ ، وَ بَطْنٌ رَغِیبٌ
چه بد یاورى است براى دین:
دل ترسو و شکم حریص!
💮 پیامبر صلی الله علیه وآله :
أفضَلُکُم مَنزِلَهً عندَ اللّه ِ تعالى أطوَلُکُم جُوعا و تَفَکُّرا ،
بلند پایه ترین شما نزد خداوند متعال کسى است که مدتهاى طولانى ترى گرسنگى بکشد و به تفکر بپردازد ،
و أبغَضُکُم إلَى اللّه ِ تعالى کُلُّ نَؤومٍ و أکُولٍ و شَروبٍ
و منفورترین شما نزد خداوند متعال آن کسى است که پر خواب و پرخور و پر نوش باشد.
💮 پیامبر صلی الله علیه وآله :
المُؤْمِنُ یَأْکُلُ فِی مِعَاءٍ واحِدٍ ، وَ الکَافِرُ یَأْکُلُ فِی سَبْعَهِ أمْعَاءٍ
مؤمن یک شکم غذا مى خورد و کافر هفت شکم..
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ کَثْرَهَ الْأَکْلِ خداوند از پر خوری متنفر است.
وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: لَیْسَ لِابْنِ آدَمَ بُدٌّ مِنْ أَکْلَهٍ یُقِیمُ بِهَا صُلْبَهُ
انسان ناچار باید غذا بخورد تا سرپا باشد،
فَإِذَا أَکَلَ أَحَدُکُمْ طَعَاماً فَلْیَجْعَلْ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلطَّعَامِ
پس هنگامى که شخصى غذا مى خورد یک سوم شکم را براى غذا در نظر بگیرد.
وَ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلشَّرَابِ
ویک سوم آنرا براى آشامیدنیها نگهدارد.
وَ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلنَّفَسِ
و یک سوم آنرا هم براى نفس کشیدن خالى بگذارد.
📗ابن ابی الحدید میگوید:
قِیلَ لِیُوسُفَ علیه السلام مَا لَکَ لاَ تَشْبَعُ وَ فِی یَدَیْکَ خَزَائِنُ مِصْرَ؟!
به حضرت یوسف گفتند تو که توانایی و برخورداری ، چرا یک وعده سیر نمیخوری؟
قَالَ إِنِّی إِذَا شَبِعْتُ نَسِیتُ الْجَائِعِین
گفت تا درد گرسنگان را فراموش نکنم.
❌نه افراط در پرخوری نه تفریط در گرسنگی.
در حکمت ۱۰۸ در مورد انسان فرمود:انسان کسی است که
إِنْ جَهَدَهُ الْجُوعُ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ
اگر گرسنگى پیدا کند ضعف زمین گیرش مى کند،
وَ إِنْ أَفْرَطَ بِهِ الشِّبَعُ کَظَّتْهُ الْبِطْنَهُ
و اگر پرخورى کند شکم پرورى او را به رنج انداخته راه نفس را بر او مى بندد.
فَکُلُّ تَقْصِیرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ کُلُّ إِفْرَاطٍ لَهُ مُفْسِد.
به طور کلى هرگونه کمبود و تفریط به او زیان مى رساند و هرگونه افراط او را فاسد مى سازد.
🟢حق شکم و بطن در رساله حقوق امام سجاد.
وَ أَمَّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأَنْ لاَ تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِیل مِنَ الْحَرَامِ وَ لاَ لِکَثِیر
اما حقی که شکمت بر تو دارد آن است که از آن به عنوان ظرفی برای جمع شدن حـرام چه کم باشد یا زیاد استفاده نکنی.
وَ أَنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی الْحَلاَلِ وَ لاَ تُخْرِجَهُ مِنْ حَدِّ التَّقْوِیَهِ اِلَى حَدِّ التَّهْوِینِ
بلکه حتی در خوراکی های حلال نیز حـد اعتـدال را کاملا رعایت کن و برای تقویت از خوراک استفاده کن.
فَاِنَّ الشِّبَعَ الْمُنْتَهِیَ بِصَاحِبِهِ اِلَى التُّخَمِ مَکْسَلَه وَ مَثْبَطَه
زیرا که نتیجه ی پرخوری تنبلی و کسالت است.
وَ مَقْطَعَه عَنْ کُلِّ بِر وَ کَرَم
و تو را از خیر و صلاح و نیکوئی و انجام اعمال صالحه باز میدارد.
وَ اِنَّ الرَّیَّ الْمُنْتَهِیَ بِصَاحِبِهِ اِلَى السُّکْرِ مَسْخَفَه وَ مَجْهَلَه وَ مَذْهَبَه لِلْمُرُوَّهِ
چنانکه نتیجهء زیاده روی در نوشیدن مایعات نیز سخافـت و جهالت و بی عقلی خواهد بود .
📕 در کتاب الهی نامه علامه حسن زاده آملی آمده است:
الهی آزمودم تا شکم دائر است،
دل بائر است.
اللهم لا تجعل الدنیا اکبر همّنا
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۱۰/۲۳ . ۱۱رجب المرجب
بخش دوم حکمت ۲۸۹
بخش دوم
أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ. یَا کُمَیْلُ، الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ،
یعنى کسانى که از پى هر آواز مى روند و با وزش هر باد به چپ و راست میل مى کنند. از فروغ دانش بهره ور نشده اند و به رکن استوارى پناه نجسته اند.
اى کمیل، علم بهتر از مال است. علم تو را نگه مى دارد و تو باید مال را نگه دارى.
💠 کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ [یُعَظِّمُهُ] یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ
🔵خلاصه بخش اول:
من در گذشته برادرى الهى و دینى داشتم که وصفش چنین بود.
آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه مى داد این بود که دنیا در نظر او کوچک بود.
سلطان شکم نبود
💠وَکَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً
بیشتر اوقات زندگانى اش ساکت بود.
💠فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ
در عین حال اگرسخنى مى گفت بر گویندگان چیره مى شد، و پیشی می گرفت[بَذَّ]
💠 وَنَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ
و تشنگی وعطش [غَلِیلَ] سؤال کنندگان را فرو مى نشاند. و انان را سیراب می کرد [نَقَعَ]
🔻سومین صفت برادران علی🔻
🟢 در سومین وصف حضرت مى فرماید: برادران من کسانی هستند که هرگاه سخن بگویند گزیده و حساب شده است به گونه اى که همه مستمعین را بهره مند مى سازند و عطش آنها را فرو مى نشانند.
⏪ خود این وصف نیز از سه بخش تشکیل شده است:
◀️الف. وَکَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً
اکثر اوقات ساکت بود
راوی میگوید:
دخلتُ على الرضا علیه السلام ··· فَوَعَظَنا
خدمت امام رضا علیه السلام وارد شدیم، حضرت ما را موعظه کرد و فرمود:
ثمَّ قالَ : إنّ العابِدَ مِن بَنی إسرائیلَ لَم یَکُن عابِدا حتّى یَصمُتَ عَشرَ سِنینَ ، فإذا صَمَتَ عَشرَ سِنینَ کانَ عابِدا
عابد بنى اسرائیل عابد نمى شد تا اینکه ابتدا دَه سال خاموشى اختیار مى کرد و هرگاه دَه سال دم فرو مى بست، آنگاه عابد مى شد.
اگر کسی میخواهد به مقام عبادت برسد باید قبلش دوره ی سکوت بگذراند.
زبان خود را کنترل کند که دروغ نگوید، غیبت نکند، استهزاء نکند، حرف کم ارزش نزند، حرف غیر علمی نزند، مشاوره اشتباه ندهد، فحاشی نکند و…
🟢سخن انسان باید ذکر الهی باشد.
پیامبر صلی الله علیه واله فرمود:
لا تُکثِرُوا الکلامَ بغَیرِ ذِکرِ اللّه ِ
در غیر از ذکر خدا، زیاده گویى نکنید ؛
فإنَّ کَثرَهَ الکلامِ بغَیرِ ذِکرِ اللّه ِ قَسوَهُ القَلبِ
زیرا زیاده گویى در غیر ذکر خدا، موجب سخت دلى مى شود،
إنّ أبعَدَ الناسِ مِن اللّه ِ القَلبُ القاسی
و دورترین مردم از خدا، سختدل است.
ذکر معنای گسترده ای دارد از نماز و قرآن گرفته تا ذکر مصطلح را شامل میشود. انسان باید کلام های زائد را قطع کند و به ذکر الهی مشغول باشد.
🔴مقصود از سکوت، رفتن در هپروت نیست.
مقصود از سکوت، ساکن شدن ظاهری و فرو رفتن در تخیلات و توهمات نیست.
چون خود آن تخیل و توهم آفت زا و مشکل آفرین است.
سکوت اگر برای حل مشکل باشد، برای تفکر و اندیشه و اصلاح باشد خوب است.
سکوتی که در آن فکر نباشد غفلت است.
امام کاظم علیه السلام فرمود :
دَلِیلُ الْعَقْلِ التَّفَکُّرُ وَ دَلِیلُ التَّفَکُّرِ الصَّمْتُ هر چیزى را راهنمایى است و راهنماى عقل اندیشیدن است و راهنماى اندیشیدن خاموشى است.
انسان تا به خاموشی نرسد، فرصت برای تفکر پیدا نکرده است. باید سکوت انسان تفکر ساز باشد نه اینکه سکوت کند تا در خیالات و توهمات فرو برود.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
کلُّ سُکوتٍ لَیسَ فیهِ فِکْرَهٌ فهُوَ غَفلَهٌ
هر سکوتى که با اندیشیدن همراه نباشد غفلت است.
◀️ب. فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ
اگر صحبت میکرد، همه را ساکت میکرد
سکوت مطلق خوب نیست، انسان باید توانایی سخن گفتن در موقع نیاز را داشته باشد. اگر جایی شبهه ای مطرح شد، یا حقی ناحق شد انسان باید توان سخن گفتن و اقناع دیگران را داشته باشد.
امیرالمومنین فرمود :
کُن صَموتاً مِن غَیرِ عِیٍّ
خاموش باش ، نه از روى درماندگى.
القَولُ بِالحَقِّ خَیرٌ مِن العِیِّ و الصَّمتِ سخن گفتنِ به حق ، بهتر است از درماندن و خاموشى .
در حکمت ۱۸۲ فرمود:
لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ،
خاموش ماندن از گفتار حکمت آمیز فایده اى ندارد .
کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ
همان گونه که سخن گفتن نابخردانه بی فایده است.
🟢یک نمونه از پاسخ های حکیمانه:
راوی میگوید: در مسجد النبی در مدینه در کنار امام کاظم نشسته بودیم و در مورد زنان گفت وگو مىکردیم و بسیار در موردشان سخن گفتیم.
وَ هُوَ سَاکِتٌ لاَ یَدْخُلُ فِی حَدِیثِنَا بِحَرْفٍ ولى آن حضرت ساکت بود تا ما سخن مىگفتیم حتّى یک کلمه چیزى نفرمود. فَلَمَّا سَکَتْنَا قَالَ…
فرمود:
+ زن خوب زنی است که تو به او اشتیاق داشته باشى و او نیز عقل و ادب داشته باشد و نیاز نداشته باشد که امر و نهى کنى و خودش وظیفههایش را تشخیص بدهد.
+ در درجۀ پایینتر زنی است که تو او را مىخواهى ولى ادب ندارد و تو محتاج به دستور دادن و بازداشتن او هستى.
وَ دُونَهَا مَا کَانَ لَکَ فِیهَا هَوًى وَ لَیْسَ لَهَا عَقْلٌ وَ لاَ أَدَبٌ فَتَصْبِرُ عَلَیْهَا لِمَکَانِ هَوَاکَ فِیهَا
+ ازاین پایینتر آن زنی است که تو او را مىخواهى، ولى او عقل و ادب ندارد، ولى به خاطر اشتیاقى که به او دارى او را تحمّل مىکنى.
+ ولی زنی که نه تو او را مىخواهى چون زیبا نبست ، و نه عقل و ادب دارد، از این زن به اندازه اقیانوسی فاصله بگیر.
قَالَ فَأَخَذْتُ بِلِحْیَتِی … لِمَا لَمْ نَقُمْ فِیهِ عَلَى شَیْءٍ وَ لِجَمْعِهِ اَلْکَلاَمَ
راوى گوید: من ریش خود را بهدست گرفتم و درفکز فرو رفتم چرا که ما اینهمه در این مورد بحث کردیم، ولى به جایى نرسیدیم، ولى آن حضرت تمام مطلب را با سخنى جامع و کامل بیان فرمود.
🔴مومن باید دستش از استدلال پر باشد.
در زیارت جامعه کبیره که مستحب است در حرم اهل بیت خوانده شود خدمت امام عرض میکنیم:
مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ، مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ
من حق مى دانم و محققانه میتوانم اثبات کنم آن چه را شما حق دانستید و اثبات کردید و باطل مى دانم و رد میکنم آن چه را شما باطل دانستید و رد کردید.
این محکم و مستدل حرف زدن است که حرف انسان را مقبول میکند.
❌فحش جای استدلال را نمی گیرد.
در خطبه ۲۰۶ وقتی معاویه شریعه فرات را تصرف کرد، برخی از یاران حضرت فحاشی میکردند حضرت فرمود:
إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ
من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید؛
وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ
امّا اگر کردار معاویه را یادآور مىشدید و گمراهیها و کارهاى ناشایسته آنان را بر مىشمردید، به صواب نزدیکتر
وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْر
و در عذرپذیری رساتر بود،
بهجاى دشنام آنان بهتر بود، مىگفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن،
◀️ج. قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَنَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ
سخن باید تشنگی را برطرف کند.
نوع حرف زدن و پاسخ دادن باید با نحوی باشد که مشکل را حل کند، نیاز مخاطب را بر آورده کند، بتواند نیاز علمی مخاطب را پاسخ گوید.
اینکه مخاطب دانسته های خود را بدون توجه به نیاز مخاطب و عطش او بیان کند، با روش و مسیر برادران امیرالمومنین موافق و همراه نیست.
⏪نهج البلاغه آب گوارایی است بر جگر تشنگان حقیقت.
فرمایشات امیرالمومنین در بخش خطبه ها و نامه ها و حکمت ها، چه آنجایی که با خدا مناجات مبکند، چه آنجایی که با دوستان صحبت میکند، چه آنجایی که با مخالفین احتجاج میکند، چه در وقت فریاد زدن بر سر تنبل ها، چه وقتی که از مرگ و قیامت صحب میکند، چه آنجایی که سیمای حکومت اسلامی را به تصویر میکشد و…. همه و همه بر طرف کننده تشنگی مشتاقان حقیقت است.
🟢در خطبه ۱۵۶در مورد قرآن فرمود: عَلَیْکُمْ بِکِتَابِ اللَّهِ، فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ
کتاب خدا را محکم بگیرید; چرا که رشته اى است مستحکم
وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ الشِّفَاءُ النَّافِعُ
و نورى است آشکار; شفابخش و پرمنفعت و سیراب کننده،
وَ الرِّیُّ النَّاقِعُ
و فرو نشاننده عطش تشنگان حقّ است.
🟢 خود حضرت فرمود من قرآن ناطق ام. در خطبه ۱۸۵ فرمود:
ذَلِکَ الْقُرْآنُ، فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ
این کتاب همان قرآن است. آن را به سخن آرید تا همه چیز را بازگو کند; هر چند هرگز براى شما نسبت به تمام این امور سخن نمى گوید; ولى من از جانب او به شما خبر مى دهم.
وقتی قرآن صامت سیراب کننده عطش تشنگان است، قرآن ناطق امیرالمومنین نیز سیراب کننده عطش مشتاقات حق و حقیقت است.
↙️ نکاتی در مورد سکوت:
آیت الله جوادی: در اسلام اصل بر سکوت است مگر آنکه انسان دلیلی داشته باشد برای حرف زدن.
در حکمت ۶۰ فرمود :
اَللِّسانُ سَبُعٌ إِن خُلِّىَ عَنهُ عَقَرَ
زبان درنده اى است که اگر رها شود، گاز مى گیرد.
اگر انسان مراقب نباشد و هر حرفی بزند و سکوت را بشکند، این حیوان درنده هم به دیگران آسیب میزند هم به خود او.
↙️ خواری انسان گاهی از طریق حرفهایش ایجاد میشود.
امام صادق علیه السلام فرمودند :
إِذا أَرادَ اللّه بِعَبدٍ خِزیا أَجرى فَضیحَتَهُ عَلى لِسانِهِ
هرگاه خداوند بخواهد بنده اى را رسوا کند، از طریق زبانش او را رسوا مى کند.
↙️سخن را مثل دارو استفاده کنید.
امیرالمومنین علیه السلام :
الکَلامُ کالدَّواءِ قَلیلُهُ یَنفَعُ وَ کَثیرُهُ یُهلِکُ سخن چون دوا است، اندکش سودمند و زیادش کشنده است.
📗در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام آمده است :
حَقُّ اللِّسانِ إِکرامُهُ عَنِ الخَنى
حق زبان، دور داشتن آن از زشت گویى،
وَ تَعویدُهُ الخَیرَ
عادت دادنش به خیر و خوبى،
وَ تَرک الفُضولِ
ترک گفتار بى فایده،
الَّتى لافائِدَهَ لَها وَ البِرُّ بِالنّاسِ
و نیکى کردن زبانی به مردم
وَ حُسنُ القَولِ فیهِم
و خوشگویى درباره آنان است.
🔻چهارمین صفت برادران علی🔻
💠کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّه…
وَکَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً
به دلیل نهایت تواضع بر حسب ظاهر انسان ضعیفى بود و مردم نیز او را ضعیف مى شمردند.
💠 فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ
ولى هرگاه کار مهم وجدى به میان مى آمد همچون شیر بیشه مى خروشید و مانند مار افعی بیابانى به حرکت درمى آمد.
🟢در چهارمین وصف حضرت مى فرماید: برادر من کسی بود که اهل نمایش و غرور نبود، خود را به رخ دیگران نمی کشید و چه بسا از جهت ظاهری نیز ضعیف بود ولی او قدرت نهفته ای داشت که در لحظات سخت و جدی بروز پیدا میکرد. مانند شیر بیشه می غرید ،
و مانند افعی از این سو به آن سوی میدان حرکت میکرد و کل میدان را تحت نظر داشت.
🔴 برادران امیرالمومنین کسانی هستند که اهل پرخوری نیستند، اهل نمایش و اظهار قدرت نیستند، جسم نحیفی دارند، از جهت جسمی شاید ضعیف به نظر برسند ولی به هیچ وجه از روی قلدری و غرور اهل ظالم نیستند.
به تعبیر جناب حافظ:
من از بازوی خود دارم بسی شکر/
که زور مردم آزاری ندارم.
⏪ مستضعف به چه معناست؟!
قرآن کریم در مورد وارثین زمین میفرماید: 《وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ قصص – ۵》
و ما اراده داشتیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل کرده شده در آن سرزمین منّت گذارده و آنها را پیشوایان (خلق) قرار دهیم و وارث (ملک و جاه فرعونیان) گردانیم.
↙️ ضعیف اگر به باب استفعال برود و از آن اسم مفعول ساخته شود، میشود مستضعف.
مستضعفین یعنی کسانی که بالقوه قوی هستند، توانمندند ولی فعلا شرایط ظهور و بروز آن توانمندی حاصل نشد.
+ برادران حضرت کسانی هستند که دشمن میخواهد آنان را تضعیف کند. دشمن به خاطر پتانسیل و قدرتی که آنها دارند، میخواهند آنان را تضعیف کنند ولی غافل از اینکه این نیرو و قدرت در زمان لازم ظهور و بروز پیدا میکند.
+ برادران امیرالمومنین همین بسیجی هایی هستند که کسی روی قدرت آنها حساب باز نمیکرد ولی وقتی پای چنگ به این کشور باز شد، هشت سال مقابل کل دنیا ایستادند.
+برادران امیرالمومنین جوانهایی بودند که خیلی ها خیال میکردند اینها دنیا زده شده اند و جوان امروزی هستند و توان کار ندارند، ولی وقتی دفاع از حرم پیش آمد ریشه داعش را خشکاندند.
+ برادران امیرالمومنین یمنی ها و یمانی هایی هستند که مردم دنیا آنها را اصلا به حساب نمی آوردند و آنها را مردمی جنگ زده و پا برهنه حساب میکردند، ولی موقعیت مبارزه با اسرائیل که فراهم شد، همه دیدند که چگونه یکی از مهمترین مسیرهای آبی جهان را بر روی دشمنان خدا بستند و آنها را به ذلت کشاندند.
+ مومنین شاید از جهت ظاهری ضعیف باشند ولی روحیه و انگیزه و پتانسیلی که در اینها هست بیش از فکر و اندیشه ی دشمنان است
📗مرحوم مقنیه میفرماید:
برادران امیرالمومنین کسانی هستند که: زَاهِداً مُتَوَاضِعاً یَحْسَبُهُ الْجَاهِلُ مِن اهلِ القِلَّهِ وَ الذِّلِّهِ
بردران کسانی هستند زاهد متواضع که جاهلان گمان می کنند مردمان ذلیل هستند.
وَ لَکِنَّهُ إِنْ جاءَ الجِدُّ یَحمِی حَوْزَتَهُ وَ یَصُونُ کَرَامَتَهُ
ولیکن وقتی زمان تلاش باشد در همان حوزه حمایتگر شجاع و کرامت را حفظ می کردند.
وَ یُسَخِّی بِنَفْسِهِ فِی سَبِیلِ اَلْحَقِّ وَ اَلاِنْسَانِیهْ
در راه حق و انسانیت سخاوت بخرج می دادند
🟢علی علیه السلام، برادر مستضعفان است.
پیامبر به امیرالمومنین فرمود:
یَا عَلِیُّ إِنَّ اَللَّهَ وَهَبَ لَکَ حُبَّ اَلْمَسَاکِینِ وَ اَلْمُسْتَضْعَفِینَ فِی اَلْأَرْضِ
اى على،خداوند،دوستى و محبّت بینوایان و ضعیفان در زمین را به تو بخشیده است.
فَرَضِیتَ بِهِمْ إِخْوَاناً وَ رَضُوا بِکَ إِمَاماً
تو به برادرى با آنها راضى شدی، و آنها به امامت و پیشوایى تو خشنود شدند. فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّکَ وَ وَیْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَکَ پس خوشا به حال کسى که تو را دوست مىدارد و تصدیقت مىکند و واى بر کسى که با تو دشمن است و تکذیبت مىنماید.
🔴حافظ در وصف چنین برادرانی میگوید:
شاه منصور واقف است که ما/
روی همّت به هر کجا که نهیم
دشمنان را زخون کفن سازیم /
دوستان را قبای فتح دهیم
رنگ تزویر پیش ما نبود /
شیر سُرخیم و افعی سِیَهیم
🟢به امیرالمومنین هم میگفتند شما ضعیف هستی.
حضرت در نامه ۴۵ فرمود :
کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یَقُولُ
گویى یکى از شما را مى بینم که مى گوید،
إِذَا کَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ
اگر قوت پسر ابو طالب چنین است، باید که ناتوانیش از پاى بیفکند و از نبرد با هماوردان و کوشیدن با دلیران بازش دارد.
وَ مُنَازَلَهِ الشُّجْعَانِ
و کوشیدن با دلیران بازش دارد.
أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَهَ الْبَرِّیَّهَ أَصْلَبُ عُوداً
بدانید، که آن درخت که در بیابانها پرورش یافته، چوبى سخت تر دارد.
وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَهَ أَرَقُّ جُلُودا
و بوته هاى سرسبز و لطیف، پوستى بس نازک. آرى، درختان بیابانى را به هنگام سوختن، شعله نیرومندتر باشد و آتش بیشتر.
من و رسول خدا، مانند دو شاخه ایم که از یک تنه روییده باشند و نسبت به هم چون ساعد و بازو هستیم.
🔻پنجمین صفت برادران علی🔻
💠کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ….
فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ
لا یُدْلِی بِحُجَّهٍ حَتَّى یَأْتِیَ قَاضِیاً
پیش از حضور در مجلس داورى، دلیلى اقامه نمى کرد.
[«یُدْلِى» از ماده «ادلاء» در اصل به معناى فرستادن دلو در چاه براى کشیدن آب است و به معناى اقامه دلیل در نزد قاضى نیز استعمال شده است.]
🟢با توجه به اینکه در دوران مورد نظر و بعد از زمان رسول الله حکومت به دست خلفا افتاد، امیرالمومنین میفرماید او ( برادر من) برای احقاق حق، نزد حاکمان و قاضیان حکومت ظلم نمیرفت.
❌رفتن پیش قاضی حکومت ظالم حرام است.
مرحوم کلینی در کافی نقل میکند:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَیْنَهُمَا مُنَازَعَهٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ
از امام صادق پرسیدم: دو نفر از ما شیعیان نزاعی دارند،
فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ وَ إِلَى الْقُضَاهِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ
پس به نزد سلطان یا قاضیان حکومتهای جور جهت حل آن میروند؛ آیا این عمل جایز است؟
قَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَیْهِمْ فِی حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ
حضرت فرمود: هر کس در موارد حق یا باطل به آنان مراجعه کند؛
وَ مَا یَحْکُمُ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقّاً ثَابِتاً
در واقع به سوی طاغوت رفته و از او مطالبه قضاوت کرده است.
لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ
از این رو آنچه بر اساس حکم او که خود فاقد مشروعیت است دریافت میدارد، به باطل اخذ نموده است؛ هر چند در واقع حق ثابت او باشد؛ زیرا آن را بر اساس حکم طاغوت گرفته است.
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِه
خداوند امر فرموده است: باید به طاغوت کافر باشند و آن را به رسمیت نشناسند.
🟢ابوذر و مقابله با طاغوت حتی بعد از مرگ:
لَمَّا حَضَرَتْ أَبَا ذَرٍّ الْوَفَاهُ وَ هُوَ بِالرَّبَذَهِ- بَکَتْ زَوْجَتُهُ أُمُّ ذَرٍّ
هنگامی که مرگ ابوذر در ربذه نزدیک شد همسرش امّ ذر گریست.
قَالَتْ فَقَالَ لِی مَا یُبْکِیکِ
او گفت : چراگریه می کنی؟
فَقَالَتْ مَا لِی لَا أَبْکِی وَ أَنْتَ تَمُوتُ بِفَلَاهٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ لَیْسَ عِنْدِی ثَوْبٌ یَسَعُکَ کَفَناً
گفتم: چطور گریه نکنم وقتی تو( ابوذر) در بیابانی میمیری و من جامه هایی ندارم که به جای کفن تو را بپوشاند.
ابوذر گفت: روزی پیامبر جمعی از ما را بشارت داد که از میان شما فردی در بیابان میمیرد و مومنین او را کفن میکنند.
ناگهان جمعی در بیایان به ابوذر و همسرش میرسند و ابوذر خطاب به آنها میگوید:
وَ لَوْ کَانَ عِنْدِی ثَوْبٌ یَسَعُنِی کَفَناً لِی أَوْ لِامْرَأَتِی لَمْ أُکَفَّنْ إِلَّا فِی ثَوْبٍ لِی أَوْ لَهَا
اگر جامه ای داشتم که کفنی برای من یا زنم باشد جز در جامه خودم یا جامه او کفن نمی شدم.
وَ إِنِّی أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَنْ لَا یُکَفِّنَنِی رَجُلٌ مِنْکُمْ کَانَ أَمِیراً أَوْ عَرِیفاً أَوْ بَرِیداً أَوْ نَقِیباً
من شما را به خدا قسم می دهم که کسی از میان شما اگر مسولیتی در حکومت ظالم داشته یا نامه رسان یا نگهبان بوده در غسل و کفن من مشارکت نکند
ام ذر گفت: در بین آن ها کسی نبود که مرتکب برخی از آنچه ابوذر گفته بود نشده باشد ، مگر جوانی از انصار که به ابوذر گفت: ای عمو من تو را در این عبا و دو جامه ای که در بقچه دارم و مادرم بافته است کفن می کنم.
ابوذر گفت: تو مرا کفن کن. سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد و آن مرد انصاری او را کفن کرده و با کسانی که نزدش بودند او را غسل داد و بر او نماز خواندند و با گروهی که همگی اهل یمن بودند دفنش کردند.
آن شخص مالک اشتر بود.
💠لا یُدْلِی بِحُجَّهٍ حَتَّى یَأْتِیَ قَاضِیاً
پیش از حضور در مجلس داورى، دلیلى اقامه نمى کرد.
◀️ ب. دعوا را پیش مردم نمی برد، فقط در پیش قاضی حرف میزند
اشاره به اینکه اگر حقى را مى خواست از دیگرى بگیرد، جار و جنجال به راه نمى انداخت و زمین و آسمان را از فریاد خود پر نمى ساخت فقط بعد از حضور در محضر قاضى دلیل خود را ارائه مى کرد. به تعبیر دیگر او پیوسته تابع قانون شرع بود و چیزى ماوراى قانون خدا از کسى نمى طلبید.
🟢به شخصی گفتند با همسرت چه مشکلی داری که میخواهی او را طلاق دهی؟
گفت شما انتظار دارید من در مورد ناموسم با شما حرف بزنم؟!!!
مدتی گذشت و به او گفتند چه شد که آن زن را طلاق دادی؟
گفت شما انتظار دارید من در مورد ناموس دیگران حرف بزنم؟!
🔴 روحیه جار و جنجال و استفاده از احساسات مردم برای نشاندن حرف خود به کرسی، روحیه خوبی نیست. یاران و برادران امیرالمومنین اهل جار و جنجال در امور شخصی نیستند.
مومنین باید روحیه خویشتن داری و گذشت داشته باشند و از اینکه بخواهند با سر و صدا به حق خودشان برسند پرهیز کنند چه برسد به اینکه بخواهند با سر و صدا ناحقی را بگیرند.
البته شاید در شرایط خاصی نیاز به این کار باشد، مثلا حقی اجتماعی ضایع شده و… ولی داشتن این روحیه زیبنده نیست.
◀️ج. استدلال را برای هر کسی اقامه نمیکرد.
اگر چه استدلالی حرف زدن بسیار لازم و ضروری است. ولی هر کسی استدلال را نمی فهمد، هرکسی صلاحیت این را ندارد با او مستدل حرف زدن.
🔴امیرالمومنین به معاویه میگوید من تو را لایق جواب دادن و استدلال اقامه کردن نمی بینم ولی اگر حرفی میزنم و اقامه دلیل میکنم برای این است که بعدها اگر انسان های حق طلبی بودند ببینند حق با چه کسی بود.
📗 در حکمت ۳۱۷ یک یهودی به حضرت عرض کرد:
مَا دَفَنْتُمْ نَبِیَّکُمْ حَتَّى اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ
شما هنوز پیامبرتان را دفن نکرده بودید درباره اش اختلاف کردید!
فَقَالَ (علیه السلام) لَهُ:
إِنَّمَا اخْتَلَفْنَا عَنْهُ لَا فِیهِ
ما درمورد جانشینی او اختلاف کردیم، نه درباره حقانیت و نبوت خودش،
وَ لَکِنَّکُمْ مَا جَفَّتْ أَرْجُلُکُمْ مِنَ الْبَحْرِ حَتَّى قُلْتُمْ لِنَبِیِّکُمْ “اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَهٌ، اما شما پس از عبور از دریا و غرق شدن فرعونیان هنوز پاهایتان خشک نشده بود به پیامبر خود گفتید: براى ما هم بتى بساز همانگونه که این قوم بت پرست بت هایى دارند.
قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ”
و موسى به شما گفت: شما مردم نادانى هستید که بعد از این همه معجزات الهى در توحید شک مى کنید.
اینجا دیگر حضرت برای یهودی استدلال نمی آورد بلکه با یاد آوری یک واقعه به او میفرماید شما چه میگویید که هنوز خدا را قبول ندارید بعد آمده اید در مورد پیامبر ما اظهار نظر کنید..
اللهم الحقنا بالصالحین
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۱۰/۲۴ . ۱۲رجب
بخش سوم حکمت ۲۸۹
بخش سوم
أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ. یَا کُمَیْلُ، الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ،
یعنى کسانى که از پى هر آواز مى روند و با وزش هر باد به چپ و راست میل مى کنند. از فروغ دانش بهره ور نشده اند و به رکن استوارى پناه نجسته اند.
اى کمیل، علم بهتر از مال است. علم تو را نگه مى دارد و تو باید مال را نگه دارى.
💠کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ،
اوصاف برادر الهی من در گذشته چنین بود.
🔻ششمین وصف برادران علی🔻
💠وَکَانَ لا یَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّى یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ
برادر علی وصف او چنین بود که هیچکس را ملامت نمیکرد در انجام کاری که میشد برای آن عذرى پیدا می کرد. تا وقتی عذر او را بشنود.
حضرت وصف این برادر الهى خود را ملامت نکردن، عذر تراشیدن و فرصت دادن به طرف مقابل برای دفاع از خود میداند.
🟢عذر تراشی برای همه مخصوصا عالم و عاقل:
شتاب کردن در ملامت افراد کار عاقلانه اى نیست. چه بسا براى کار که انجام داده اند عذرى داشته اند که اگر انسان آن عذر را بشنود آنها را معذور مى دارد و از ملامتى که قبلاً کرده پشیمان مى شود و ناچار از عذرخواهى مى گردد،
بنابراین چرا عجله کند و پیش از شنیدن عذر طرف، زبان به ملامت وسرزنش او بگشاید. به خصوص اگر اینگونه مسائل در مورد افراد عالم و عاقل و فهمیده باشد که احتیاط کردن بسیار سزاوارتر است.
قرآن مجید در داستان حضرت خضر و موسى نشان داده که موسى علیه السلام در قضاوت عجله مى کرد وخضر را بر کارش سرزنش مى نمود ،
اما هنگامى که عذر او را شنید دانست که آنچه انجام داده، حق و به فرمان خدا بوده است. و این قضاوت زودهنگام باعث فراق و جدایی از خضر شد.
🔴در زندگی روزمره انسان اتفاقاتی می افتد که شاید باعث دلخوری یا سوء تفاهم و… شود. شریعت مقدس دو دستور متفاوت به هر کدام از طرفین داده است.
↙️ به کسی که وعده کرده و قول انجام کاری را داده است میگوید کاری نکن که عذر بخواهی.
📗در روایتی از امیرالمومنین که بخشی از آن در نامه ۳۳ نیز ذکر شده فرمود: إیّاکَ و ما تَعتَذِرُ مِنهُ ؛ فإنَّهُ لا یُعتَذَرُ مِن خَیرٍ
بپرهیز از کارى که به سبب آن پوزش بخواهى؛ چرا که از کار خوب، پوزش خواهى نمى شود.
در حکمت ۳۲۹ فرمود :
الاستِغناءُ عَنِ العُذرِ أعَزُّ مِنَ الصِّدقِ بِهِ نیاز نیافتن به پوزش خواهى، عزّت بخش تر از پوزش خواهى موجّه است .
📕در نامه ۶۹ به حارث همدانی فرمود:
و احذَرْ کلَّ عَمَلٍ إذا سُئلَ عَنهُ صاحِبُهُ أنکَرَهُ أوِ اعتَذَرَ مِنهُ
بپرهیز از هر کارى که اگر از انجام دهنده آن درباره اش بازخواست شود، یا انکارش کند و یا پوزش خواهد.
امام حسین علیه السلام فرمود :
إیّاکَ و ما تَعتَذِرُ مِنهُ ؛
زنهار از کارى که از آن پوزش بخواهى؛
فإنَّ المُؤمِنَ لا یُسیءُ و لا یَعتَذِرُ ،
زیرا مؤمن نه بدى مى کند و نه پوزش مى خواهد
و المُنافِقَ کُلَّ یَومٍ یُسیءُ و یَعتَذِرُ
و منافق هر روز بدى مى کند ،
و پوزش مى طلبد.
پس بر انسان لازم است که وظیفه اش را به بهترین نحو انجام دهد که هیچ نیازی به عذر خواهی و عذر تراشی و دروغ گویی برای ماست مالی کردن کار پیدا نشود.
↙️به کسی که کارش انجام نشده یا سر قرار معطل شده میگوید عذر تراشی کن.
🟢مانند کسی که حق به گردنت دارد، عذر دوست را بپذیر.
در نامه ۳۱ فرمود:
اِحمِلْ نَفسَکَ مِن أخیکَ عِندَ صَرمِهِ عَلَى الصِّلَهِ
اگر برادرت از تو گسست، تو خود را به او پیوند ده،
و عِندَ جُرمِهِ عَلَى العُذرِ ؛
و اگر گناهى کرد، عذرش را بپذیر؛
و کأنَّهُ ذو نِعمَهٍ عَلَیکَ
چندان که گویى تو غلام او هستى و او مولاى توست.
🔴عاقل عذر پذیر است.
امیرالمومنین علیه الیلام فرمود:
أعقَلُ النّاسِ أعذَرُهُم لِلنّاسِ
خردمندترین مردم، عذر پذیرترین آنها از مردم است.
در دعای ۳۸ صحیفه چنین آمده :
اللّهُمَّ إنّی أعتَذِرُ إلَیکَ مِن مَظَلومٍ ظُلِمَ بِحَضرَتی فلَم أنصُرْهُ ···
بار خدایا! از تو عذر مى خواهم اگر در حضور من به کسى ستم شده و من یاریش نکرده باشم
و مِن مُسیءٍ اعتَذَر إلَیَّ فلَم أعذِرْهُ .
و کسى به من بدى کرده و عذر خواسته است و من عذرش را نپذیرفته باشم.
امام سجاد از امور مهمی به خدا پناه میبرد، کمک نکردن به مظلوم. نپذیرفتن عذر افراد.
🟢نه تنها عذر را بپذیر، بلکه عذر تراشی کن.
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
اِقبَلْ عُذرَ أخیکَ ،
عذر برادرت را بپذیر،
و إن لَم یَکُن لَهُ عُذرٌ فَالتَمِسْ لَهُ عُذرا
و اگر عذرى نداشت برایش عذرى بتراش.
🔻نکته:
مقصود از پذیرش عذر یا عذر تراشی این نیست که کسی مدام خطا و اشتباه کند، وظیفه خودش را درست انجام ندهد و ما همیشه مامور به عذر تراشی برای او باشیم. مقصود آنجاست که شخصی در موقعیت خاصی، بنا بر اتفاق و گرفتاری یا فراموشی اگر خطایی مرتکب شده، آن خدا نادیده گرفته شود.
🔻نکته:
💠 وَکَانَ لا یَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّى یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ
شنیدن عذر و اجازه حرف زدن خودش یک مرحله از اصلاح و درست شدن است. گاهی انسان به خاطر اتفاقی که افتاده اصلا اجازه حرف زدن به طرف مقابل نمیدهد. نه تنها عذر او را نمی شنود و به خطای خود پی نمیبرد؛ بلکه کینه ای در دل طرف مقابل ایجاد میکند که این اختلاف و دشمنی را دامنه دارتر میکند.
حضرت درخطبه الغراء (خطبه 83) فرمود: جَعَلَ لَکُم أسماعا لِتَعِیَ ما عَناها
خداوند به شما دو گوش داد تا آنچه را به آنها مربوط مى شود دریافت کنند .
🟢رحمت الهی در شنیدن حرف حق است. در خطبه ۷۶ فرمود:
رَحِمَ اللّه ُ امرَأً سَمِعَ حُکما فَوَعى
خدا رحمت کند مردى را که سخن حکیمانه اى شنید و آن را پذیرفت .
عادت کنید به خوب شنیدن. در همین باب هم درغرر الحکم فرمود:
عَوِّدْ اُذُنَکَ حُسنَ الاستِماعِ
گوش خود را به خوب شنیدن عادت ده
🔻هفتمین صفت برادران علی🔻
💠وَکَانَ لا یَشْکُو وَجَعاً إِلاَّ عِنْدَ بُرْئِهِ
او هرگز از درد خود شکایت نمیکرد مگر هنگامی که بهبودى پیدا کرده بود.
هفتمین وصف برادران امیرالمومنین آن است که هنگام ابتلا به درد شکایت نمی کنند.
🔴حکایت درد یا شکایت از درد؟
وقتی انسان از دردها و نداری و کمبودها شکایت میکند، ناله میکند و فریادش بلند است؛ چنانچه ناله براى دوستان باشد سبب آزردگى خاطر آنها مى شود و اگر براى دشمنان باشد سبب شادى وشماتت آنها مى گردد.
اما اگر به هنگام بهبودى باشد توأم با نوعى شکرگزارى است و به بیان دیگر حکایت است نه شکایت.
🟢دوستان امیرالمومنین کسانی هستند که دردشان برای خودشان است
“الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ”؛
شادی مومن در صورت او ظاهر و حزن او در قلبش مخفی است.
ولی وقتی بیماری و بی پولی و دردشان گذشت و کسی گلایه ای کرد، ابراز ناراحتی کرد به او میگویند نگران نباش، ما هم همین مشکل ها را داشتیم ولی الحمدلله برطرف شد.
به جای اینکه دل مومنین را خالی کند و آنها را بترساند به آنها دلداری میدهد و قوت قلب دیگران میشود.
📕مرحوم کلینى در کافی ابوابی در مورد ثواب بیماری و تحمل بر دردهای آن آورده است.
درد را باید با جان خرید.
امام باقر علیه السلام فرمود :
سَهَرُ لَیْلَهٍ مِنْ مَرَضٍ أَوْ وَجَعٍ أَفْضَلُ وَ أَعْظَمُ أَجْراً مِنْ عِبَادَهِ سَنَهٍ
شبى از بیمارى و درد نخوابیدن، برتر و اجرش بزرگتر از یک سال عبادت است.
🟢 بیماری برکات خودش را دارد، بیقراری نکن. خداوند تعالی میفرماید:
إِذَا مَرِضَ الْمُؤْمِنُ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى صَاحِبِ الشِّمَالِ لَا تَکْتُبْ عَلَى عَبْدِی مَا دَامَ فِی حَبْسِی وَ وَثَاقِی ذَنْباً
هرگاه مؤمن بیمار شود، خداوند عز و جل به فرشته دست چپ او وحى فرماید که براى بنده ام، تا زمانى که در بند من است، گناهى ننویس.
وَ یُوحِی إِلَى صَاحِبِ الْیَمِینِ أَنِ اکْتُبْ لِعَبْدِی مَا کُنْتَ تَکْتُبُهُ فِی صِحَّتِهِ مِنَ الْحَسَنَاتِ
و به فرشته دست راست او وحى مى فرماید که همان حسناتى را که در زمان سلامتى بنده ام مى نوشتى، برایش بنویس.
❌شکایت کردن از درد، ممنوع:
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ مَرِضَ ثَلَاثاً فَلَمْ یَشْکُ إِلَى أَحَدٍ مِنْ عُوَّادِهِ
اگر کسی سه روزی بیمار شود ولی از بیماری به عیادت کنندگان شکایت نکند. أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَیْراً مِنْ لَحْمِهِ وَ دَماً خَیْراً مِنْ دَمِهِ
گوشتی بهتر از گوشت خودش و خونی بهتر از خون خودش به او میدهم.
فَإِنْ عَافَیْتُهُ عَافَیْتُهُ وَ لَا ذَنْبَ لَهُ
اگر او را از بیماری عافیت دهم، گناهانش را میریزم.
وَ إِنْ قَبَضْتُهُ قَبَضْتُهُ إِلَى رَحْمَتِی
و اگر او با بیماری از دنیا برود، او را به جوار رحمت خودم میبرم.
⁉️سوال
گفتن چه حرفی، شکایت از بیماری است؟!
📗مرحوم کلینی در کافی “بَابُ حَدِّ الشِّکَایَهِ” دارد.
راوی به امام صادق میگوید:
سُئِلَ عَنْ حَدِّ الشِّکَایَهِ لِلْمَرِیضِ
سوال شد از امام که حد شکایت مریض در چیست؟!
فَقَالَ إِنَّ الرَّجُلَ یَقُولُ حُمِمْتُ الْیَوْمَ وَ سَهِرْتُ الْبَارِحَهَ
فرمود: شکایت آن نیست که شخص بگوید:دیشب بیمار شدم یا از شدّت مرض و رنج درد زیادى کشیدم.
وَ قَدْ صَدَقَ وَ لَیْسَ هَذَا شِکَایَهً
این ها را راست میگوید و شکایت نیستند.
وَ إِنَّمَا الشَّکْوَى أَنْ یَقُولَ قَدِ ابْتُلِیتُ بِمَا لَمْ یُبْتَلَ بِهِ أَحَدٌ وَ یَقُولَ لَقَدْ أَصَابَنِی مَا لَمْ یُصِبْ أَحَداً
ولکن شکایت آن است که مثلا بگوید:به درد یا مشکلى دچار گشتهام که دیگرى به آن مبتلا نگردیده است.
🔻نکته:
در بیماری، افشای بیماری درست نیست، ولی گفتن درد به کسی که کاری از دستش بر می آید، یا دیدن او باعث نشاط بیمار میشود یا انسان امید به دعای او دارد ایرادی ندارد.
اعلام بیماری به برادران دینی رجحان دارد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
یَنْبَغِی لِلْمَرِیضِ مِنْکُمْ أَنْ یُؤْذِنَ إِخْوَانَهُ بِمَرَضِهِ فَیَعُودُونَهُ
سزاوار است بیمارى که از شما شیعیان است، برادران خویش را باخبر کند تا از او عیادت کنند
فَیُؤْجَرُ فِیهِمْ وَ یُؤْجَرُونَ فِیهِ …
و عیادتکنندگانش به سبب او، و او به سبب آنها از سوى خدا پاداشى گیرند.
🟢برادران دینی دعای مستجاب دارند، بیماری را به آنها اطلاع دهید.
امام کاظم علیه السلام فرمود:
إِذَا مَرِضَ أَحَدُکُمْ فَلْیَأْذَنْ لِلنَّاسِ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِ
چون یکى از شما بیمار شود، باید به مردم اطّلاع دهد تا نزد او آیند؛
فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ لَهُ دَعْوَهٌ مُسْتَجَابَهٌ
چرا که هر فردى دعاى مستجابى دارد.
🔻نکته:
در بحث بیماری مطالب زیادی قابل ذکر است. یک مطلب نگرانی و دلگیری افراد بیماری است که در ایام کسالت با خودشان فکر میکنند چقدر از اعمال و طاعات و برنامه های معنوی عقب افتاده اند و توان انجام برخی عبادات را ندارند.
در حالی که اگر انسان ادب و آداب بیماری را رعایت کند، خداوند نیز نوع معامله اش با بیمار به نحو دیگری است
⏪ بشارتی برای پیران بیمار:
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود :
إِنَّ الْمُسْلِمَ إِذَا غَلَبَهُ ضَعْفُ الْکِبَرِ
هرگاه ناتوانى و پیرى بر مسلمان چیره شود،
أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمَلَکَ أَنْ یَکْتُبَ لَهُ فِی حَالِهِ تِلْکَ مِثْلَ مَا کَانَ یَعْمَلُ وَ هُوَ شَابٌّ نَشِیطٌ صَحِیحٌ
خداى متعال به فرشته فرمان مىدهد که آن چه را در دوران نشاط جوانى و تندرستى انجام مىداده است، برایش بنویسد.
وَ مِثْلَ ذَلِکَ إِذَا مَرِضَ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً یَکْتُبُ لَهُ فِی سُقْمِهِ مَا کَانَ یَعْمَلُ مِنَ الْخَیْرِ فِی صِحَّتِهِ
همچنین هرگاه مسلمان بیمار شود، خداوند فرشتهاى را بر او مىگمارد تا کارهاى خوبى را که در حال تندرستى انجام مىداده، براى او بنویسد،
حَتَّى یَرْفَعَهُ اللَّهُ وَ یَقْبِضَهُ
تا زمانى که خداوند او را بالا برده، قبض روح نماید.
وَ کَذَلِکَ الْکَافِرُ إِذَا اشْتَغَلَ بِسُقْمٍ فِی جَسَدِهِ
وهمینطور کافر هنگامی که به بیملری گرفتار شود.
کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مَا کَانَ یَعْمَلُ مِنَ الشَّرِّ فِی صِحَّتِهِ.
خداوند فرشتهاى را بر او مىگمارد تا کارهاى شر او را که در حال تندرستى انجام مىداده، براى او بنویسد،
🔻هشتمین صفت برادران علی🔻
💠وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَلا یَقُولُ مَا لا یَفْعَلُ
همواره سخنى مى گفت که خود انجام مى داد و چیزى را که انجام نمى داد نمى گفت.
🟢حضرت در هشتمین وصف برادر خدایی اش مى فرماید: ظاهر و باطن او، قلب و زبان او یکی بود و دو رویی و دو زبانی نداشت.
در خطبه ۱۰۱ میفرماید:
شَهَادَهً یُوَافِقُ فِیهَا السِّرُّ الْإِعْلَانَ وَ الْقَلْبُ اللِّسَانَ.
گواهى مى دهیم که معبودى جز او نیست و محمّد برگزیده و فرستاده اوست گواهى و شهادتى که درون و برون، و قلب و زبان در آن هماهنگ باشد.
🔴چرا انسان قلب و زبانش یکی نباشد، قول و فعلش یکی نباشد؟
درخطبه ۱۷۵ فرمود :
أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی وَاللَّهِ مَا أَحُثُّکُمْ عَلَى طَاعَهٍ إِلاَّ وَأَسْبِقُکُمْ إِلَیْهَا وَلا أَنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِیَهٍ إِلاَّ وَأَتَنَاهَى قَبْلَکُمْ عَنْهَا
اى مردم به خدا سوگند من شما را دعوت به اطاعتى نسبت به اوامر الهى نمى کنم جز اینکه خودم پیش از شما آن را انجام مى دهم و شما را از معصیتى نهى نمى کنم جز اینکه خودم قبلاً آن را ترک مى گویم. قرآن مجید می فرماید :
《یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتآ عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ ؛ صف – ۳》
اى کسانى که ایمان آورده اید! چرا سخنى مى گویید که عمل نمى کنید؟! این کار مایه خشم عظیم خداوند است که سخنى بگویید و عمل ننمایید.
📗شیخ عباس و عمل به مفاتیح:
در حالات مرحوم شیخ عباس قمی نوشته اند او یک سال اجازه چاپ مفاتیح الجنان را نداد، وقتی علت را از او پرسیده بودند فرموده بود اول خواستم خودم یک بار به آنچه گفته ام عمل کنم بعد به مردم توصیه کنم.
📕اهل معروف باشید و به آن امر کنید.
در خطبه ۱۲۹ فرمود:
لَعَنَ اللّه ُ الآمِرینَ بِالمَعروفِ التّارِکینَ لَهُ ، و النّاهینَ عَنِ المُنکَرِ العامِلینَ بِه
نفرین خدا بر کسانى که به خوبى فرمان مى دهند و خود آن را فرو مى گذارند و بر کسانى که از زشتى باز مى دارند و خود مرتکب آن مى شوند.
🔻نهمین صفت برادران علی🔻
💠وَکَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ
اگر در سخن گفتن مغلوب مى شد هرگز در سکوت کسى بر او غلبه نمى یافت.
حضرت در نهمین وصف برادر الهی خود مى فرماید برادر من اگر چه در سخن ید طولایی داشت و مسلط به بیان بود ولی حتی اگر کسی در زبان و استدلال بر او پیشی میگرفت، کسی نمی توانست در سکوت بر او غالب شود.
🟢او کمتر سخن مىگفت و بیشتر سکوت مى کرد به گونه اى که دیگران در سخن گفتن بر او پیشى مى گرفتند؛
ولى هیچکس در سکوت بر او پیشى نمى گرفت و این درواقع نکوهش و مذمتى است از پرگویى و مدح وستایشى است درباره سکوت.
🔴 حضرت در سومین وصف این برادر نیز فرمود:
وَکَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَنَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ؛
فرمود به فرض هم که کسی در گفتار بر او غلبه میکرد، کسی در سکوت بر او غلبه نمیکرد.
❌بسیاری از گناهان از زبان صادر میشود.
می دانیم سخن گفتن خطرات زیادى دارد؛ بسیارى از گناهان کبیره با سخن انجام مى شود و پرهیز از آنان به وسیله سکوت حاصل مى گردد.
سالکان طریق الى الله یکى از مهمترین مواد برنامه خود را صمت و سکوت مى دانند و هرگز حضور قلب و نیروهاى خود را با سخن گفتن بسیار به هدر نمى دهند و در حال سکوت مى توانند بیشتر درباره عظمت خدا بیندیشند و به اصلاح خویش بپردازند.
به همین دلیل افرادى که سکوت فراوان دارند، افرادى فکور و آگاهند.
🟢امام رضا علیه السلام می فرماید:
عَلامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَالْعِلْمُ وَالصَّمْتُ
از نشانه هاى فهم و شعور، بردبارى و علم وسکوت است.
إِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِکْمَهِ
به یقین سکوت، درى از درهاى دانش است.
إِنَّ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الْمَحَبَّهَ إِنَّهُ دَلِیلٌ عَلَى کُلِّ خَیْرٍ
سکوت، محبت مردم را به انسان جلب مى کند و راهنما به سوى هر خیر است.
🔴سکوت در اسرار اهل بیت:
مرحوم کلینى؛ در باب الصّمْتُ وَحِفْظُ اللِّسانِ؛ روایاتی نقل میکند، برای حفظ زبان مخصوصا در اسرار اهل بیت
از امام باقر علیه السلام نقل میکند:
إِنَّمَا شِیعَتُنَا الْخُرْس
شیعیان ما لال هستند.
شَهِدْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یَقُولُ لِمَوْلًى لَهُ یُقَالُ لَهُ سَالِمٌ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى شَفَتَیْهِ امام صادق علیه السّلام را دیدم انگشت بالاى لبهاى شریفش گذاشته و بغلامش سالم میفرماید.
وَ قَالَ یَا سَالِمُ احْفَظْ لِسَانَکَ تَسْلَمْ وَ لَا تَحْمِلِ النَّاسَ عَلَى رِقَابِنَا
اى سالم زبانت را نگه دار تا سالم بمانى و مردم را بر دوش ما سوار مکن.
در طول تاریخ تشیع برخی از امور مثل تبرّی جزء اسرار آل محمد بوده اند و بیان آنها خلاف نظر اهل بیت بوده است.
اللهم اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۱۰/۲۵/ . ۱۳ رجب
بخش چهارم حکمت۲۸۹
بخش چهارم
أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ. یَا کُمَیْلُ، الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ،
یعنى کسانى که از پى هر آواز مى روند و با وزش هر باد به چپ و راست میل مى کنند. از فروغ دانش بهره ور نشده اند و به رکن استوارى پناه نجسته اند.
اى کمیل، علم بهتر از مال است. علم تو را نگه مى دارد و تو باید مال را نگه دارى.
خلاصه جلسات قبل:
💠 وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لا یَقُولُ مَا لا یَفْعَلُ وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ
در بخش های قبل در مورددوری ازدنیا، دوری از شکم پرستی مطالبی، د ر مورد زبان و سکوت مطالبی فرمودند
🔻دهمین صفت برادران علی🔻
💠وَکَانَ عَلَى مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ یَتَکَلَّمَ
او بر شنیدن حریص تر بود تا گفتن.
🟢حضرت در دهمین وصف برادر الهی خود روی شنیدن تاکید می کنند.
در مورد زبان و سکوت مطالبی فرمودند، در این بخش در مورد گوش صحبت میکنند. او گوش خود را وقف شنیدن کرده بود و از یادگرفتن خسته نمیشد.
+ بسیارى از علوم و دانش هایى که عاید انسان مى شود از طریق شنوایى است. تمام دروس را انسان از استادش با شنیدن فرا مى گیرد و حل مشکلات را از این طریق انجام مى دهد. به خصوص اگر انسان در محضر عالمى حضور پیدا کند، هرچه سکوت واستماعش بیشتر باشد بهره او بیشتر خواهد بود.
و به عکس اگر در محضر او پرحرفى کند از فواید مهمى محروم خواهد شد.
+ مسئولین نیز باید گوش شنوا داشته باشند، دردها و نیازهای جامعه را بشنوند و برای برطرف کردن آنها تلاش کنند.
_وقتی خداوند دو گوش به انسان داده و یک زبان، معنایش این است که شنیدن تو باید دو برابر گفتن تو باشد.
دادند دو گوش و یک زبانت ز آغاز
یعنى که دو بشنو و یکى بیش مگو
🔴از پیامبر که بالاتر نیستیم.
در جایی که حتی عالمترین خلائق یعنی پیامبر اکرم نیز نباید به علمش بسنده نماید و مرتب بگوید:
«قل رَّبّ زِدْنىِ عِلْمًا»؛
تکلیف دیگران مشخص است که چگونه باید در صدد یادگیری و فهم بر آیند.
🟢انسانها گرسنه اند، برای گرسنه چه چیزی مهم است.
در حکمت ۴۵۷ فرمود:
مَنْهُومَانِ لَا یَشْبَعَانِ؛ طَالِبُ عِلْمٍ، وَ طَالِبُ دُنْیَا.
دو گروه گرسنه اند که هرگز سیر نمى شوند: طالب علم و طالب دنیا.
حرص هم بد است مگر در علم.
در خطبه متقین فرمود :
مِنْ عَلَامَهِ أَحَدِهِمْ أَنَّکَ تَرَى لَهُ قُوَّهً فِی دِینٍ
از نشانه هاى هر یک از آنها این است که او را در دین خود قوى مى بینى.
وَ حَزْماً فِی لِینٍ
و در عین قاطعیت، نرم خوست،
وَ إِیمَاناً فِی یَقِینٍ
داراى ایمانى مملوّ از یقین،
وَ حِرْصاً فِی عِلْمٍ
و حرص در کسب دانش دارد.
🟢یک ساعت شنیدن نهج البلاغه چه ثوابی دارد؟!
امیرالمومنین صلواه الله علیه فرمود:
بَینَما أنَا جالِسٌ فی مَسجِدِ النَّبِیِّ إذ دَخَلَ أبو ذَرٍّ فَقالَ:
در مسجد پیامبر نشسته بودم که ابوذر وارد شد و گفت:
یا رَسولَ اللّهِ، جَنازَهُ العابِدِ أحَبُّ إلَیکَ أم مَجلِسُ العِلمِ؟
اى پیامبر خدا! نزد شما شرکت در تشییع جنازه عابد محبوبتر است یا حضور در مجلس علم؟
فَقالَ: یا أبا ذَرٍّ،الجُلوسُ ساعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن ألفِ جَنازَهٍ مِن جَنائِزِ الشُّهَداءِ
پیامبر فرمود: اى ابوذر! نزد من ساعتى در مجلس علم نشستن، محبوبتر از هزار تشییع جنازه شهید است.
والجُلوسُ سَاعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن قِیامِ ألفِ لَیلَهٍ یُصَلّی فی کُلِّ لَیلَهٍ ألفَ رَکعَهٍ
و نزد من ساعتى در مجلس علم نشستن، محبوبتر از هزار شب شب زنده دارى است که در هر شب هزار رکعت نماز بخوانى.
والجُلوسُ ساعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن ألفِ غَزوَهٍ و قِراءَهِ القُرآنِ کُلِّهِ. و نزد من لحظه اى در مجلس علم نشستن، محبوبتر از شرکت در هزار غزوه همراه رسول خدا و خواندن همه قرآن است.
قالَ : یا رَسولَ اللّهِ، مُذاکَرَهُ العِلمِ خَیرٌ مِن قِراءَهِ القُرآنِ کُلِّهِ؟!
ابوذر با تعجب گفت: اى پیامبر خدا! آیا گفت و شنود علمى از خواندن همه قرآن بهتر است؟
فَقالَ: یا أبا ذَرٍّ، الجُلوسُ ساعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن قِراءَهِ القُرآنِ کُلِّهِ اثنَی عَشَرَ ألفَ مَرَّهٍ،
پیامبر فرمود: نزد خدا اى ابوذر! ساعتى در مجلس علم نشستن، محبوبتر از دوازده هزار بار خواندن همه قرآن است.
عَلَیکُم بِمُذاکَرَهِ العِلمِ، فَإِنَّ بِالعِلمِ تَعرِفونَ الحَلالَ مِنَ الحَرامِ
همواره گفت و شنود علمى داشته باشید که با علم ، حلال را از حرام باز مى شناسید.
یا أباذرٍّ، الجُلوسُ ساعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ خَیرٌ لَکَ مِن عِبادَهِ سَنَهٍ صِیامِ نَهارِها وقِیامِ لَیلِها
اى ابوذر! ساعتى در مجلس علم نشستن براى تو از عبادت یک سال ، که روزهایش را روزه و شبهایش را زنده بدارى، بهتر است.
🔻یازدهمین صفت برادران علی🔻
💠 وَ کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى فَیُخَالِفُهُ
او چنان بود که هرگاه دو کار برایش پیش مى آمد اندیشه مى کرد که کدام به هوا و هوس نزدیکتر است، با آن مخالفت مى ورزید. و آن را که خلاف هواى نفس بود مقدم مى شمرد
🔴حضرت در آخرین وصف برادر الهی خود مى فرماید او سر دو راهیها همیشه از یک قاعده و قانون استفاده میکرد: آن کاری که موافق میل و علاقه نفسانی بود را رها میکرد و آن کاری که مخالف هوس بود را انجام میداد.
🟢 بسیار مى شود که انسان در زندگى خود بر سر دو راهى قرار مى گیرد که کارى را انجام دهد یا نه و گاه به تردید مى افتد که کدام یک از فعل و ترک یا کدام یک از دو کار متضاد، به رضاى خدا نزدیکتر است. امام علیه السلام در بیان این وصف برادر الهى معیارى بیان فرموده و آن اینکه بنگرد کدام طرف موافق هواى نفس است، آن را رها سازد و به سراغ طرفى برود که برخلاف هواى نفس اوست و این معیارى است براى شناخت حق از باطل در موارد شک و تردید و قرار گرفتن بر سر دو راهى هاى زندگى.
🔴مخالفت با نفس بهشت است.
قرآن کریم میفرماید:
《 وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ * فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوَىٰ؛ نازعات – ۴۰》
و هر کسی از حضور در پیشگاه خداوند بترسد و از هوای نفس دوری کند؛ همانا بهشت منزلگاه اوست.
❌با دشمن خودمان هم پیمان نشویم.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود :
أَعدَى عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَینَ جَنْبَیک بزرگترین دشمن، دشمن بیرونی نیست بلکه دشمنی درونی است که همان نفس اماره است.
🟢مخالفت با نفس ، حاج آقا رحیم ارباب چگونه بود.
شیخ حسین انصاریان به نقل یکی از شاگردان حاج آقا رحیم ارباب میگفت:
اگر چه طبع علم و عالم این است که مشهور شود، دیده شود، همه از او سوال کنند و … ولی حاج آقا رحیم ارباب که کوهی از علم و عمل بود در یک مسجد کوچک و برای عده محدودی از فضلا درس میگفت و اصرار داشت در هنگام تدریس پرده های مسجد را بکشند تا کسی او را بر کرسی درس نبیند و با ضعیف ترین صدا درس میگفت تا کسی از بیرون صدای او را به عنوان مدرس نشنود.
برادران امیرالمومنین کسانی هستند که اینگونه با نفس مخالفت میکنند.
❌مخالفت با نفس؛ سختی آسایش ساز دارد.دشخصی از امام صادق پرسید:
أَیْنَ طَرِیقُ الرَّاحَهِ
مسیر آسایش و راحتی کجاست؟!
فَقَالَ فِی خِلَافِ الْهَوَى
حضرت فرمود در مخالفت با هوای نفس است.
خود مبارزه با نفس سخت است و پیروز شدن بر آن کار مشکلی است ولی راحتی در مبارزه با نفس است.
🟢 رسیدن به حکمت، از این راه ممکن است. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از امام صادق روایت مفصلی نقل میکند که شخصی از حضرت پرسید:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ لُقْمَانَ وَ حِکْمَتِهِ از امام صادق پرسیدم چرا خداوند به لقمان حکمت داد.
فَقَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ مَا أُوتِیَ لُقْمَانُ الْحِکْمَهَ بِحَسَبٍ وَ لَا مَالٍ- وَ لَا أَهْلٍ وَ لَا بَسْطٍ فِی جِسْمٍ وَ لَا جَمَالٍ-
خداوند حکمت را به جهت مقامپرستى و ثروتپرستى سلیمان به او عطا نفرمود.
وَ لَکِنَّهُ کَانَ رَجُلًا قَوِیّاً فِی أَمْرِ اللَّهِ
بلکه به خاطر اهتمام به وظایف الهی به این مقام رسید.
وَ کَانَ یُکْثِرُ مُجَالَسَهَ الْفُقَهَاءِ وَ الْحُکَمَاءِ همنشینی با اهل علم و حکمت داشت.
وَ یَتَعَلَّمُ مَا یَغْلِبُ بِهِ نَفْسَهُ وَ یُجَاهِدُ بِهِ هَوَاهُ
و راه مبارزه و غلبه بر نفس را می آموخت و با هوای نفس مبارزه میکرد.
نهج البلاغه خوانی که راه علم آموزی است انسان را به حکمت میرساند.
⏪ امیرالمومنین بعد از بیان یازده صفت اخلاقی بی نظیری که در این برادر الهی بود، خطاب به همه کسانی که این صفات را شنیدند میفرماید:
فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلائِقِ
اگر مى خواهید راه سعادت و نجات را پیدا کنید بر شما باد که این صفات را به دست آورید.
فَالْزَمُوهَا
پیوسته با آن ملازم باشید.
وَ تَنَافَسُوا فِیهَا
و برای رسیدن به این جایزه نفیس با یکدیگر مسابقه بدهید.
فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوهَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیرِ
و اگر نمى توانید همه آنها را انجام دهید به مقدار توان انجام دهید، و بدانید انجام مقدار کم بهتر از ترک همه است.
⏪در این توصیه پایانی که در واقع جمع بندی همه مباحث است، حضرت چند توصیه دارند:
◀️۱. کسب این اخلاق
◀️۲. التزام به این اخلاق
(اینگونه نباشد که مقطعی و فصلی به این اخلاق عمل کنیم)
◀️۳. مسابقه در راه کسب فضائل
◀️۴. عمل به حداقل ها، عمل به برخی از این اخلاق، عمل به بخشی از این یازده توصیه.
مَا لا یُدرَک کُلُه لا یُدرَک کُلُه
🟢برادران امیرالمومنین اهل مسابقه اند. در مسیر حق، باید مسابقه داد، پیشتاز شد، جزء سابقون شد، و به ندای “سَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ”
لبیک گفت.
امام سجاد علیه السلام فرمود:
مَعَاشِرَ شِیعَتِنَا أَمَّا الْجَنَّهُ فَلَنْ تَفُوتَکُمْ سَرِیعاً کَانَ أَوْ بَطِیئاً
اى شیعیان ما! شما بهشت را هرگز از دست نمىدهید، دیر یا زود به آن وارد خواهید شد،
وَ لَکِنْ تَنَافَسُوا فِی الدَّرَجَاتِ
اما براى رسیدن به درجات آن با هم رقابت کنید!،
وَ اعْلَمُوا أَنَّ أَرْفَعَکُمْ دَرَجَاتٍ،
بدانیدکسی در بهشت درجه اش بالاتر است
وَ أَحْسَنَکُمْ قُصُوراً وَ دُوراً وَ أَبْنِیَهً فِیهَا:
و از قصرها و خانه ها و بناهای بهتر آنجا برخوردار است…
أَحْسَنُکُمْ إِیجَاباً لِإِخْوَانِهِ الْمُؤْمِنِینَ،
هرکس از شما که بهتر به درخواستهای برادران دینیش پاسخ دهد.
وَ أَکْثَرُکُمْ مُوَاسَاهً لِفُقَرَائِهِمْ
و مواسات مشارکت در امور معاش بیشتر با فقرای ایمانی داشته باشد،
🔴شیعیان بهشتی اند، برای درجات مسابقه دهید.
امام صادق علیه السلام فرمود :
وَ اللَّهِ مَا بَعْدَنَا غَیْرُکُمْ وَ إِنَّکُمْ مَعَنَا فِی السَّنَامِ الْأَعْلَى
به خدا قسم غیر از شما کسی پیرو ما نخواهد بود و شما با ما هستید، در برترین درجات و مقام ها.
فَتَنَافَسُوا فِی الدَّرَجَاتِ.
پس بر یکدیگر پیشی گیرید و با هم رقابت کنید برای رسیدن به درجات بهشت.
که در زیارت حضرت معصومه میخوانیم
” یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه”
🟢برای رسیدن به حوض کوثر مسابقه دهید.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
أَنَا وَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى الْحَوْضِ وَ مَعَنَا عِتْرَتُنا
ما اهل بیت صاحب حوض کوثر هستیم،
فَمَنْ أَرَادَنَا فَلْیَأْخُذْ بِقَوْلِنَا وَ لْیَعْمَلْ بِأَعْمَالِنَا
فَإِنَّا أَهْلُ البیت لَنَا شَفَاعَهٌ فَتَنَافَسُوا فِی لِقَائِنَا عَلَى الْحَوْضِ
هر کسی میخواهد پیشی بگیرد در رسیدن به حوض کوثر گفتار ما را یاد بگیرد و به آنها عمل کند.
🔴کامل الزیارات، مسابقه برای زیارت امام حسین :
امام صادق علیه السلام فرمود:
لَا تَدَعُوا زِیَارَتَهُ- یَمُدُّ اللَّهُ فِی أَعْمَارِکُمْ وَ یَزِیدُ فِی أَرْزَاقِکُمْ
زیارت امام حسین را ترک نکنید چرا که طول عمر و افزایش روزی به همراه دارد. فَتَنَافَسُوا فِی زِیَارَتِهِ وَ لَا تَدَعُوا ذَلِکَ فَإِنَّ الْحُسَیْنَ شَاهِدٌ لَکُمْ فِی ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ وَ عِنْدَ فَاطِمَهَ وَ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ.
برای زیارت امام حسین با هم مسابقه بدهید و امام حسین نزد خدا و پیامبرو امیرالمومنین و حضرت زهرا بر این تلاش و مسابقه شما شهادت خواهد داد.
🔻نکته:
این حکمت در مورد برادران امیرالمومنین بود ” کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ “
ما هم میتوانیم از برادران امیرالمومنین باشیم.
در خطبه ۱۸۲ که یک هفته قبل از شهادت امیرالمومنین ایراد شد فرمود:
أَیْنَ إِخْوَانِیَ الَّذِینَ رَکِبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ؟
کجایند برادران من؟ همانها که در مسیر صحیح گام نهادند و در راه حق پیش افتادند.
أَیْنَ عَمَّارٌ وَ أَیْنَ ابْنُ التَّیِّهَانِ وَ أَیْنَ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ
کجاست «عمار»؟ کجاست «ابن تیّهان»؟ و کجاست «ذوالشهادتین».
وَ أَیْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِیَّهِ وَ اُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَهِ؟
و کجایند کسانى همچون آنان از برادرانشان که پیمان بر جان بستند و سرانجام سرهایشان براى فاجران فرستاده شد!
⏪برادران امیرالمومنین کسانی هستند که:
◀️ رَکِبُوا الطَّرِیقَ :
برادران علی سوار راه هستند وقتی راه را پیدا کردند دیگر میروند و معطل کسی نمیشوند. و در این مسیر به هیچ مشوق نیاز ندارند.
◀️ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ :
برادران علی حق گرا و حق طلب هستند، وقتی حق را یافتند در مقابل آن نمی ایستند و چیزی جز حق نمی خواهند.
◀️ برادران علی علیه السلام مثل عمار جهاد تبیین دارند؛
مثل مالک بن تیّهان بصیرت دارند و تا صفین در رکاب حضرت هستند و به شهادت میرسند،
مثل ذو شهادتین معرفتی به پیامبر دارند که شهادت آنها در محکمه به مانند شهادت دو نفر است.
◀️ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِیَّهِ:
برادران حضرت کسانی هستند که پیمان جان بسته اند، که در مسیر اهل بیت تا پای جان می ایستند.
◀️ اُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَهِ:
برادران علی کسانی هستند که پایان کارشان مبارزه و مقابله با کفار و فاجران است و در این راه به شهادت میرسند و سر آنها را برای دشمنان میبرند (دشمن برای سر آنها جایزه تعیین کرده است)
🟢کاش ما جزء برادران رسول الله باشیم.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِهِ
روزی پیامبر در حالی که عدّهای از یارانش نزد او بودند، فرمود:
اللَّهُمَّ لَقِّنِی إِخْوَانِی مَرَّتَیْنِ
خداوندا! برادران مرا به من نشان بده! حضرت این سخن را دو مرتبه تکرار کردند.
فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ أَمَا نَحْنُ إِخْوَانُکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ
در این هنگام گروهی از یاران که گرد آن حضرت بودند، گفتند: ای پیامبر خدا! آیا ما برادران شما نیستیم؟
فَقَالَ لَا إِنَّکُمْ أَصْحَابِی وَ إِخْوَانِی قَوْمٌ مِنْ آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا بِی وَ لَمْ یَرَوْنِی
فرمود: نه! شما یاران من هستید برادران من قومی هستند که در آخرالزمان خواهند آمد. آنها به من ایمان میآورند، در حالی که مرا ندیده اند.
هر یک از آنها بر دین خود پایدار میماند
أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الدُّجَى یُنْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَهٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَهٍ.
آنها چراغی فروزانی در دل تاریک شب هستند. خداوند آنها را از همه فتنههای تیره و تار در امان نگه میدارد!
🔻نکته:
مرحوم کلینی در کافی عین این حکمت را از امام مجتبی نقل میکند:
خَطَبَ النَّاسَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ص فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ أَنَا أُخْبِرُکُمْ عَنْ أَخٍ لِی کَانَ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ فِی عَیْنِی
علامه شوشتری نیز در ابتدای شرح این حکمت میفرماید روایات فراوان شیعه و سنی این حدیث را از امام حسن نقل کرده اند و اصلا معلوم نیست سید رضی بر چه مبنا و سندی این حدیث را از امیرالمومنین نقل کرده است.
اللهم اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۱۰/۲۲ . ۱۰رجب المرجب
بخش اول حکمت ۲۸۹
بخش اول
وَ مِنْ کَلَامٍ لَهُ (علیه السلام) لِکُمَیْلِ بْنِ زِیَادٍ النَّخَعِیِّ. قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ أَخَذَ بِیَدِی أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ (علیه السلام) فَأَخْرَجَنِی إِلَى الْجَبَّانِ فَلَمَّا أَصْحَرَ تَنَفَّسَ الصُّعَدَاءَ ثُمَّ قَالَ یَا کُمَیْلَ بْنَ زِیَادٍ:
إِنَّ هَذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِیَهٌ فَخَیْرُهَا أَوْعَاهَا، فَاحْفَظْ عَنِّی مَا أَقُولُ لَکَ. النَّاسُ ثَلَاثَهٌ: فَعَالِمٌ رَبَّانِیٌّ وَ مُتَعَلِّمٌ عَلَى سَبِیلِ نَجَاهٍ وَ هَمَجٌ رَعَاعٌ،
سخنى از آن حضرت (ع) به کمیل بن زیاد نخعى. کمیل بن زیاد گوید: امیر مؤمنان، على بن ابى طالب، دست مرا گرفت و از شهر بیرون برد. چون به صحرا رسیدم آه بلندى کشید و فرمود:
اى کمیل، دلها چونان ظرفهایند و بهترین آنها نگهدارنده ترین آنهاست. پس، هر چه مى گویم به خاطر بسپار. مردم سه دسته اند، عالمى ربّانى و آموزنده اى که در راه راست گام برمى دارد و سه دیگر همج الرّعاع.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ
من در گذشته برادرى الهى و دینى داشتم که وصفش چنین بود.
🟢در این حکمت امیرالمومنین صفات و ویژگی های “برادر خدایی” خودشان را ذکر میکنند. نام این حکمت را
“الگوی کامل انسانیت” میتوان گذاشت.
⏪مقدمات حکمت :
◀️ الف. این شخص که برادر خدایی امیرالمومنین است چه کسی است؟
شارحان نهج البلاغه از گذشته تا حال مصادیقی برای این کلام معرفی کرده اند.
+ برخی گفته اند این برادر خدایی امیرالمومنین شخص شخیص پیامبر است. البته برخی گفته اند جمله
“کان ضعیفا مستضعفا” با وجود مبارک حضرت سازگار نیست.
📗علامه شوشتری میگوید بعید است مقصود حضرت، پیامبر باشد. زیرا در دیگر احادیث حضرت جایی پیامبر را تنها به نام “اخ” ذکر نکرده بلکه “اخی و حبیبی و ابن عمی” آمده است که نشان دهنده احترام امیرالمومنین به پیامبر است.
+ برخی گفته اند این شخص ابوذر غفاری است (ابن ابی الحدید میگوید در حالات ابوذر شجاعت ذکر نشده و شاید این شخص ابوذر نباشد).
📗 علامه شوشتری به ابن ابی الحدید پاسخ میدهد که این چه توهینی است به جناب ابوذر؟
ابوذر در دوران بعد از رسول الله هرگز با خلفا سازش نکرد و در کمال شجاعت با آنها درگیر شد تا آنجا که او را به شام تبعید کردند، به ربذه تبعید کردند تا شهید شد.
+ برخی گفته اند این شخص مقداد است که تاریخ نشان میدهد واجد این صفات و شرایط بوده.
+ برخی گفته اند مقصود عثمان بن مظعون است که شخصیت والایی است.
📗ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین میگوید: امیرالمومنین نام یکی از فرزندانشان را عثمان گذاشتند.
وقتی از حضرت در مورد علت این نامگذاری و شباهت به نام خلیفه سوم پرسیدند حضرت فرمود:
إِنَّمَا سَمَّیْتُهُ بِاسْمِ أَخِی عُثْمَانَ بْنِ مَظْعُون
فرزندم را عثمان گذاشتم از شدت علاقه به ررادرم عثمان بن مظعون
+ برخی نیز گفتند حضرت در اینجا از یک آرایه ادبی استفاده کرده است که شخص مثالی را برای ما توصیف کرده اند. شخصیتی که دارای صفات عالی اخلاقی باشد.
+ و شاید حضرت خودشان را توصیف میکنند ولی برای اینکه تعریف از خود نباشد، آن را به اسم برادر الهی یاد میکنند.
📗 مرحوم کمره ای میفرماید از اینجا میشود گفت اولین رمان نویس عالم امیرالمومنین بوده است. همانگونه که در تعریف زمان گفته اند.
“قصه و ماجرای بلندی که جنبه تخیلی داشته باشد و شخص اتفاقی که برای خودش افتاده است را از زبان دیگری نقل میکند”
🟢 در جمع بندی نظرات باید گفت دو قول بیشتر از بقیه بیان شده است:
جناب ابوذر
شخصی خیالی ،
یا خود امیرالمومنین
◀️ ب. دوستی باید خدایی باشد.
به خلاف دوستی های دنیایی و مادی که محور آن سود بردن و به مقصود رسیدن است، لذت بردن و کامجویی است، حضرت میفرماید معیار دوستی باید خدا باشند. اخوت و برادری باید حول محور محبت و اطاعت از خدا باشد.
آن دوستی و رفاقتی ارزش مند است که
” أَخٌ فِی اللَّهِ ” باشد.
🔴 در باب برادر دینی درغررالحکم فرمودند:
خیرُ الإخْوانِ مَن کانتْ فی اللّهِ مَودّتُهُ. بهترینِ برادران و رفیقان کسی است که دوستی و رفاقتش در راه خداوند باشد.
النَّاسُ إِخْوَانٌ فَمَنْ کَانَتْ أُخُوَّتُهُ فِی غَیْرِ ذَاتِ اللَّهِ فَإِنَّهَا تَحُوزُ عَدَاوَهً
مردم با هم برادرند، پس هر کسی که برادری و رفاقتش برای خداوند نباشد در حقیقت{آن رفاقت} به دشمنی می انجامد،
وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَعَالَى الْأَخِلَّاءُ یَوْمَئِذٍ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ إِلَّا الْمُتَّقِین
همچنان که خداوند متعال می فرماید: رفیقان در آن روز قیامت دشمنان یکدیگرند به جز پرهیزگاران.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ
من در گذشته برادرى الهى و دینى داشتم که وصفش چنین بود.
💠 وَ کَانَ یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ
آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه مى داد کوچکى دنیا در نظر او بود.
♻️اولین وصف برادران خدایی امیرالمومنین کوچک دیدن دنیاست.
مومن دنیا را ریز می بیند.
افراد دنیا طلب و دنیا خواه به کوچکترین متاع دنیا دل بسته اند و برای رسیدن به آن تلاش میکنند، برای از دست دادن کوچکترین مواهب دنیایی به هم میریزند و زندگی شان تحت تاثیر قرار میگیرد.
ولی مومنین راستین کسانی هستند که دنیا با همه بزرگی و زرق و برقش برای آنها کوچک و ناچیز است.
به تعبیر قرآن کریم:
《قُلْ مَتاعُ الدُّنْیا قَلیلٌ؛ نساء – ۷۴》
بگو دنیا با تمام متاعش قلیل است.
در خطبه متقین فرمود:
عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ
خداوند، با عظمت در نظر آنها جلوه کرده ازاین رو ماسِوَى الله در نظر آنها کوچک است.
🔴از امام سجاد پرسیدند:
مَن أعظَمُ الناسِ فِی الدُّنیا خَطَراً ؟
والامقامترین انسانها کیست؟
مَن لم یَجعَلْ للدنیا عِندَهُ خَطراً
کسى که دنیا را براى خود بزرگ
نشمارد، بزرگی انسان به بزرگ ندیدن دنیاست.
❌بزرگ دیدن دنیا نتیجه خوبی ندارد.
خداوند به حضرت موسی فرمود:
یَا مُوسَى إِنَّ الدُّنْیَا دَارُ عُقُوبَهٍ عَاقَبْتُ فِیهَا آدَمَ عِنْدَ خَطِیئَتِهِ
دنیا سراى کیفر است ؛ در آن، آدم را، به سبب خطایى که از او سر زد کیفر دادم
وَ جَعَلْتُهَا مَلْعُونَهً ، مَلْعُونٌ مَا فِیهَا إِلَّا مَا کَانَ فِیهَا لِی
و دنیا را ملعون قرار دادم و هرچه در دنیاست ملعون است، مگر آنچه براى من باشد .
یَا مُوسَى إِنَّ عِبَادِیَ الصَّالِحِینَ زَهِدُوا فِی الدُّنْیَا بِقَدْرِ عِلْمِهِمْ
ای موسی دانایان به قدر علمشان از دنیا دوری میکنند.
وَ سَائِرَ الْخَلْقِ رَغِبُوا فِیهَا بِقَدْرِ جَهْلِهِمْ
و جاهلان به اندازه جهلشان به دنیا رغبت دارند.
وَ مَا مِنْ أَحَدٍ عَظَّمَهَا فَقَرَّتْ عَیْنَاهُ فِیهَا
و هیچ کسی نیست که دنیا را بزرگ شمارد، و چشمش روشن گردد.
وَ لَمْ یُحَقِّرْهَا أَحَدٌ إِلَّا انْتَفَعَ بِهَا.
و هیچ کسی نیست که آن را خُرد نشمرد ، مگر این که بِدان بهره مند مى شود.
🟢 تا خدا را بزرگ نبینیم، دنیا را کوچک نخواهیم دید. در حکمت ۱۲۹ فرمود :
عِظَمُ الْخَالِقِ عِنْدَکَ یُصَغِّرُ الْمَخْلُوقَ فِی عَیْنِکَ
بزرگى خالق نزد تو، مخلوق را در چشمت کوچک مى کند
🔴 مومنی که شروع هر نمازش با “الله اکبر” است نباید چیز دیگری جز خدا را بزرگ ببیند. اگر انسان واقعا به بزرگی خدا باور داشته باشد همه چیز در نگاه او کوچک میشود.
اگر انسان به بزرگی و عظمت و قدرت خدا فکر کند، دنیا را کوچک میبیند.
در خطبه ۱۸۵ فرمود:
لَوْ فَکَّرُوا فِی عَظِیمِ الْقُدْرَهِ وَ جَسِیمِ النِّعْمَهِ لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِیقِ
اگر در عظمت و بزرگى نعمت بارى تعالى مى اندیشیدند، به راه راست بازمى گشتند
وَ خَافُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ
و از عذاب آتش مى ترسیدند.
وَ لَکِنِ الْقُلُوبُ عَلِیلَهٌ وَ الْبَصَائِرُ مَدْخُولَهٌ
ولى دلها بیمار است و دیده ها عیبناک. آیا به خردترین چیزى که آفریده است، نمى نگرند.
🟢کوچک دیدن دنیا یعنی:
کوچک دیدن غم های دنیا ،
یعنی کوچک دیدن شادیهای دنیا،
کوچک دیدن پست و مقام دنیا،
کوچک دیدن عمر دنیا،
کوچک دیدن سختیهای دنیا و….
🔴پیامبر دنیا را کوچک دید، شما هم اینگونه باشید. درخطبه ۱۶۰ فرمود:
فَتَأَسَّ بِنَبِیِّکَ الْأَطْیَبِ الْأَطْهَرِ،
تو اى مسلمان، به پیامبر پاک و پاکیزه ات تأسّى بجوى،
فَإِنَّ فِیهِ أُسْوَهً لِمَنْ تَأَسَّى…
زیرا در او سرمشقى است براى آن کسی که مى خواهد تأسّى جوید.
وَ أَحَبُّ الْعِبَادِ إِلَى اللَّهِ الْمُتَأَسِّی بِنَبِیِّهِ وَ الْمُقْتَصُّ لِأَثَرِهِ
محبوب ترین بندگان نزد خدا کسى است که به پیامبرش تأسّى جوید و در پى او گام بردارد.
عُرِضَتْ عَلَیْهِ الدُّنْیَا، فَأَبَى أَنْ یَقْبَلَهَا
دنیا به وى عرضه شد، ولى آن را نپذیرفت.
وَ عَلِمَ أَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ أَبْغَضَ شَیْئاً فَأَبْغَضَهُ،
او مى دانست چه چیزى مبغوض خداست؟ آن را مبغوض مى شمرد،
وَ حَقَّرَ شَیْئاً فَحَقَّرَهُ،
وچه چیز نزد خدا حقیر است آن را حقیر مى دانست .
وَ صَغَّرَ شَیْئاً فَصَغَّرَهُ
و چه چیز نزد او کوچک است آن را کوچک مى دید.
وَ لَوْ لَمْ یَکُنْ فِینَا إِلَّا حُبُّنَا مَا أَبْغَضَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ،
و اگر در ما فقط یک نکته منفی باشد برای شقاوت ما کافی است:
وَ تَعْظِیمُنَا مَا صَغَّرَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ، لَکَفَى بِهِ شِقَاقاً لِلَّهِ وَ مُحَادَّهً عَنْ أَمْرِ اللَّهِ.
اینکه دوست داشته باشیم دنیایی که پیامبر با آن دشمنی میکرد و بزرگ بدانیم دنیایی که پیامبر آن را کوچک میشمرد.
امیرالمومنین دنیا را کوچک دید، ما هم کوچک بشماریم.
📗ابن عساکر در کتاب تاریخ دمشق از امیرالمومنین نقل میکند:
أنَا الَّذی أهَنتُ الدُّنیا .
من کسی هستم که دنیا را بى مقدار شمردم.
و زندگی حضرت هم همین مطلب را میرساند.
💠وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ
او از تحت حکومت شکم خارج بود،
💠فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ
آنچه نمى یافت اشتهایش را نداشت و به دنبال آن نمى رفت.
💠 وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ
و آنچه را مى یافت زیاد مصرف نمى کرد.
⏪دومین وصف برادران خدایی امیرالمومنین تخت سلطه شکم نبودن است.
خود این بخش در واقع سه وصف است:
1⃣خارج بودن از سلطنت شکم:
وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ
معلوم است که خدای عده ای شکم آنها است و آن کسی که برای آنهای راه را تعیین میکند و به آنها امر و نهی میکند شکم است.
و اتفاقا دشمن هم از همین سلطنت شکم استفاده میکند و افراد را مدیریت میکند.
یک وقت به عده ای گرسنگی میدهد و آنها کم می آوردند و رها میکنند.
یک وقت به عده ای زیاده میدهد و آنها را سیر میکند و آنها طغیان میکنند.
ولی اگر کسی اسیر و بنده بطن نبود، نه تهدید نه تطمیع، نه گرسنگی نه سیری نمی تواند او را به انحراف بکشاند.
❌سلطنت شکم، باعث رسوایی انسان است. امام باقر علیه السلام فرمود:
أکَلَ علیٌّ علیه السلام مِن تَمرٍ دَقَلٍ ثُمّ شَرِبَ علَیهِ الماءَ
على علیه السلام مقدارى خرماى دَقَل (ارزان ترین نوع خرما) تناول کرد و سپس روى آن آب نوشید،
ثُمّ ضَرَبَ على بَطنِهِ ، و قالَ : مَن أدخَلَهُ بَطنُهُ النارَ فَأبعَدَهُ اللّه ُ ، ثُمّ تَمَثَّلَ
و بعد دستى بر شکم خود زد و فرمود: هر که آتش وارد آن کند، خدا او را دور گرداند.آن گاه به این بیت تمثّل جُست:
فَإنَّکَ مَهما تُعطِ بَطنَکَ سُؤلَهُ /
و فَرْجَکَ نالا مُنتَهى الذَّمِّ أجمَعا
تو هر گاه خواهش شکم و شهوتت را برآورى، منتهاى نکوهش و رسوایى را به بار می آورند.
🔴شکم پرستی باعث سقوط انسان به حیوانیت است. در خطبه ۱۵۳ فرمود :
إِنَّ الْبَهَائِمَ هَمُّهَا بُطُونُهَا
براستى که چرندگان فقط همّتشان مصروف شکمشان است.
🟢هدف خلقت انسان شکم پرستی نیست. در نامه ۴۵ نیز فرمود:
فَمَا خُلِقْتُ لِیَشْغَلَنِی أَکْلُ الطَّیِّبَاتِ
من آفریده نشده ام که غذاهاى پاکیزه و رنگارنگ مرا به خود مشغول دارد
کَالْبَهِیمَهِ الْمَرْبُوطَهِ هَمُّهَا عَلَفُهَا،
همچون حیوان پروارى که تمام همّش علف اوست.
أَوِ الْمُرْسَلَهِ شُغُلُهَا تَقَمُّمُهَا،
و یا چون حیوان رها شده در بیابان و مرتع،
تَکْتَرِشُ مِنْ أَعْلَافِهَا
که کارش جستجو کردن علف و پر کردن شکم از آن است.
وَ تَلْهُو عَمَّا یُرَادُ بِهَا
و از سرنوشتى که در انتظار اوست بى خبر است.
🔴سلطنت شکم بر انسان، تبعیت از خلفا است. حضرت در خطبه شقشقیه در مورد خلیفه سوم فرمود:
إِلَى أَنْ قَامَ ثَالِثُ الْقَوْمِ نَافِجاً حِضْنَیْهِ بَیْنَ نَثِیلِهِ وَ مُعْتَلَفِهِ
و این وضع ادامه یافت تا سوّمى بپاخاست در حالى که از خوردن زیاد، دو پهلویش بر آمده بود
وَ قَامَ مَعَهُ بَنُو أَبِیهِ یَخْضَمُونَ مَالَ اللَّهِ [خَضْمَ]
و همّى جز جمع آورى و خوردن بیت المال نداشت و بستگان پدرش _بنى امیه_ به همکارى او برخاستند،
خِضْمَهَ الْإِبِلِ نِبْتَهَ الرَّبِیعِ
و همچون شتر گرسنه اى که در بهار به علفزار بیفتد و با ولع عجیبى گیاهان را ببلعد به خوردن اموال خدا مشغول شدند.
2⃣ اشتها نداشتن به آنچه در دسترس نیست.
فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ
گاهی در زندگی پیش می آید که غذا دیر آماده میشود، یا غذا باب میل نیست، یا غذا سوخته و ته گرفته و … در این موارد انسان اصلا نباید زیاده خواهی کند و اشتهاء آن چیزی را داشته باشد که در دسترس نیست.
متاسفانه یکی از نقاط ضعف آقایان همین بخش است و این باعث دور شدن انسان از “برادری امیرالمومنین” خواهد شد.
🟢 انسان باید مدیریت میل خود را نیز به دست بگیرد.
در جامعه فراوان دیده میشود که عده ای فقیر هستند و توان تهیه هر خوراک و پوشاک یا زندگی را ندارند، حضرت به آنها تووصیه میکند با مدیریت امیال و اشتهاء، جلوی نفوذ شیطان را بگیرند.
📕در کتاب ثواب الاعمال دارد،
امام صادق به یکی از اصحاب فرمود:
أَنَّهُ قَالَ لِبَعْضِ أَصْحَابِهِ أَ مَا تَدْخُلُ اَلسُّوقَ أَمَا تَرَى اَلْفَاکِهَهَ تُبَاعُ وَ اَلشَّیْءَ مِمَّا تَشْتَهِیهِ
آیا وارد بازار شدهاى،و میوه یا چیزهاى دیگرى را که میل به آن دارى، دیدهاى که در آنجا به فروش مىرسانند؟
فَقُلْتُ بَلَى
عرض کردم :بخدا سوگند که چنین است.
فَقَالَ أَمَا إِنَّ لَکَ بِکُلِّ مَا تَرَاهُ وَ لاَ تَقْدِرُ عَلَى شِرَائِهِ وَ تَصْبِرُ عَلَیْهِ حَسَنَهً فرمود:آگاه باش که به ازاى هر چیزى که مىبینى و قدرت خرید آن را ندارى،به شرط اینکه تهیدستى خود را تحمّل کنى،ثواب یک حسنه از آن تو خواهد بود.
📗در مورد برخی بزرگان گفته شده که آنها اهل سیگار و دود بوده اند، یک وقتی سیگارشان تمام شده بود و دنبال سیگار از این مغازه به آن مغازه میرفتند، یک وقت به خودشان آمدند و گفتند
“ما داریم سیگار میکشیم یا سیگار ما را به دنیال خود میکشد؟”
و همانجا سیگار را ترک کردند.
برخی از ما نیز اشتها داریم به آنچه در دسترس نیست.
به مبل و لباس و خانه ای که توان خریدش را نداریم. به غذایی که الان نیست و خودمان و خانواده را بزحمت می اندازیم برای تهیه آن و….
3⃣ زیاده روی نکردن در آن چیزهایی که در دسترس است.
وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ
هرگز بنده شکم نبود. چیزى را که نمى یافت، آرزو نمى کرد و چون مى یافت، بسیار به کار نمى برد.
🟢دوستان امیرالمومنین کسانی هستند که اهل اعتدال اند، نه برده و بنده شکم اند، نه اگر چیزی نیست هوس میکنند، و اگر در دسترس بود زیاده روی نمی کنند.
🔴پرهیز از پر خوری راز سلامتی و ایمان: قرآن کریم میفرماید:
《 کُلُوا مِنْ طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ وَ لَا تَطْغَوْ فِیهِ ؛ طه – ۸۱》
از خوراکیهاى پاکیزهاى که روزى شما کردیم، بخورید ولى در آن زیادهروى نکنید.
🟢 طغیان به معنای ناشکری نیز آمده است. درخطبه ۱۸۳ فرمود :
أَسْهِرُوا عُیُونَکُمْ وَ أَضْمِرُوا بُطُونَکُمْ
چشمها را در دل شب بیدار دارید، شکمها را لاغر کنید.
💮پیامبر خدا صلی الله علیه واله فرمود:
أَکْثَرُ مَا تَلِجُ بِهِ أُمَّتِی النَّارَ الْبَطْنُ وَالْفَرْجُ
بیشترین چیزى که امت من به وسیله آن وارد آتش دوزخ مى شوند دو چیز است: شکم و شهوت.
و باز هم فرمود :
ثَلاثٌ أَخَافُهُنَّ عَلَى أُمَّتِی مِنْ بَعْدِ
سه چیز است که بعد از خودم بر امتم از آن بیمناکم.
الضَّلالَهُ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ وَمَضَلاَّتُ الْفِتَنِ وَشَهْوَهُ الْبَطْنِ وَالْفَرْجِ
گمراهى بعد از معرفت وآزمایش هاى گمراه کننده و شهوت شکم وشهوت جنسى.
💮 امام باقر علیه السلام فرمود :
مَا مِنْ عِبَادَهٍ أَفْضَلَ مِنْ عِفَّهِ بَطْنٍ وَفَرْجٍ هیچ عبادتى برتر از خویشتن دارى درمورد شکم و شهوت جنسى نیست.
💮 پیامبر صلی الله علیه وآله:
بِئْسَ العَوْنُ عَلَى الدِّینِ قَلْبٌ نَحیبٌ ، وَ بَطْنٌ رَغِیبٌ
چه بد یاورى است براى دین:
دل ترسو و شکم حریص!
💮 پیامبر صلی الله علیه وآله :
أفضَلُکُم مَنزِلَهً عندَ اللّه ِ تعالى أطوَلُکُم جُوعا و تَفَکُّرا ،
بلند پایه ترین شما نزد خداوند متعال کسى است که مدتهاى طولانى ترى گرسنگى بکشد و به تفکر بپردازد ،
و أبغَضُکُم إلَى اللّه ِ تعالى کُلُّ نَؤومٍ و أکُولٍ و شَروبٍ
و منفورترین شما نزد خداوند متعال آن کسى است که پر خواب و پرخور و پر نوش باشد.
💮 پیامبر صلی الله علیه وآله :
المُؤْمِنُ یَأْکُلُ فِی مِعَاءٍ واحِدٍ ، وَ الکَافِرُ یَأْکُلُ فِی سَبْعَهِ أمْعَاءٍ
مؤمن یک شکم غذا مى خورد و کافر هفت شکم..
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یُبْغِضُ کَثْرَهَ الْأَکْلِ خداوند از پر خوری متنفر است.
وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ: لَیْسَ لِابْنِ آدَمَ بُدٌّ مِنْ أَکْلَهٍ یُقِیمُ بِهَا صُلْبَهُ
انسان ناچار باید غذا بخورد تا سرپا باشد،
فَإِذَا أَکَلَ أَحَدُکُمْ طَعَاماً فَلْیَجْعَلْ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلطَّعَامِ
پس هنگامى که شخصى غذا مى خورد یک سوم شکم را براى غذا در نظر بگیرد.
وَ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلشَّرَابِ
ویک سوم آنرا براى آشامیدنیها نگهدارد.
وَ ثُلُثَ بَطْنِهِ لِلنَّفَسِ
و یک سوم آنرا هم براى نفس کشیدن خالى بگذارد.
📗ابن ابی الحدید میگوید:
قِیلَ لِیُوسُفَ علیه السلام مَا لَکَ لاَ تَشْبَعُ وَ فِی یَدَیْکَ خَزَائِنُ مِصْرَ؟!
به حضرت یوسف گفتند تو که توانایی و برخورداری ، چرا یک وعده سیر نمیخوری؟
قَالَ إِنِّی إِذَا شَبِعْتُ نَسِیتُ الْجَائِعِین
گفت تا درد گرسنگان را فراموش نکنم.
❌نه افراط در پرخوری نه تفریط در گرسنگی.
در حکمت ۱۰۸ در مورد انسان فرمود:انسان کسی است که
إِنْ جَهَدَهُ الْجُوعُ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ
اگر گرسنگى پیدا کند ضعف زمین گیرش مى کند،
وَ إِنْ أَفْرَطَ بِهِ الشِّبَعُ کَظَّتْهُ الْبِطْنَهُ
و اگر پرخورى کند شکم پرورى او را به رنج انداخته راه نفس را بر او مى بندد.
فَکُلُّ تَقْصِیرٍ بِهِ مُضِرٌّ وَ کُلُّ إِفْرَاطٍ لَهُ مُفْسِد.
به طور کلى هرگونه کمبود و تفریط به او زیان مى رساند و هرگونه افراط او را فاسد مى سازد.
🟢حق شکم و بطن در رساله حقوق امام سجاد.
وَ أَمَّا حَقُّ بَطْنِکَ فَأَنْ لاَ تَجْعَلَهُ وِعَاءً لِقَلِیل مِنَ الْحَرَامِ وَ لاَ لِکَثِیر
اما حقی که شکمت بر تو دارد آن است که از آن به عنوان ظرفی برای جمع شدن حـرام چه کم باشد یا زیاد استفاده نکنی.
وَ أَنْ تَقْتَصِدَ لَهُ فِی الْحَلاَلِ وَ لاَ تُخْرِجَهُ مِنْ حَدِّ التَّقْوِیَهِ اِلَى حَدِّ التَّهْوِینِ
بلکه حتی در خوراکی های حلال نیز حـد اعتـدال را کاملا رعایت کن و برای تقویت از خوراک استفاده کن.
فَاِنَّ الشِّبَعَ الْمُنْتَهِیَ بِصَاحِبِهِ اِلَى التُّخَمِ مَکْسَلَه وَ مَثْبَطَه
زیرا که نتیجه ی پرخوری تنبلی و کسالت است.
وَ مَقْطَعَه عَنْ کُلِّ بِر وَ کَرَم
و تو را از خیر و صلاح و نیکوئی و انجام اعمال صالحه باز میدارد.
وَ اِنَّ الرَّیَّ الْمُنْتَهِیَ بِصَاحِبِهِ اِلَى السُّکْرِ مَسْخَفَه وَ مَجْهَلَه وَ مَذْهَبَه لِلْمُرُوَّهِ
چنانکه نتیجهء زیاده روی در نوشیدن مایعات نیز سخافـت و جهالت و بی عقلی خواهد بود .
📕 در کتاب الهی نامه علامه حسن زاده آملی آمده است:
الهی آزمودم تا شکم دائر است،
دل بائر است.
اللهم لا تجعل الدنیا اکبر همّنا
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۱۰/۲۳ . ۱۱رجب المرجب
بخش دوم حکمت ۲۸۹
بخش دوم
أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ. یَا کُمَیْلُ، الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ،
یعنى کسانى که از پى هر آواز مى روند و با وزش هر باد به چپ و راست میل مى کنند. از فروغ دانش بهره ور نشده اند و به رکن استوارى پناه نجسته اند.
اى کمیل، علم بهتر از مال است. علم تو را نگه مى دارد و تو باید مال را نگه دارى.
💠 کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ، وَ کَانَ [یُعَظِّمُهُ] یُعْظِمُهُ فِی عَیْنِی صِغَرُ الدُّنْیَا فِی عَیْنِهِ، وَ کَانَ خَارِجاً مِنْ سُلْطَانِ بَطْنِهِ، فَلَا یَشْتَهِی مَا لَا یَجِدُ وَ لَا یُکْثِرُ إِذَا وَجَدَ
🔵خلاصه بخش اول:
من در گذشته برادرى الهى و دینى داشتم که وصفش چنین بود.
آنچه او را در نظرم بزرگ جلوه مى داد این بود که دنیا در نظر او کوچک بود.
سلطان شکم نبود
💠وَکَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً
بیشتر اوقات زندگانى اش ساکت بود.
💠فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ
در عین حال اگرسخنى مى گفت بر گویندگان چیره مى شد، و پیشی می گرفت[بَذَّ]
💠 وَنَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ
و تشنگی وعطش [غَلِیلَ] سؤال کنندگان را فرو مى نشاند. و انان را سیراب می کرد [نَقَعَ]
🔻سومین صفت برادران علی🔻
🟢 در سومین وصف حضرت مى فرماید: برادران من کسانی هستند که هرگاه سخن بگویند گزیده و حساب شده است به گونه اى که همه مستمعین را بهره مند مى سازند و عطش آنها را فرو مى نشانند.
⏪ خود این وصف نیز از سه بخش تشکیل شده است:
◀️الف. وَکَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً
اکثر اوقات ساکت بود
راوی میگوید:
دخلتُ على الرضا علیه السلام ··· فَوَعَظَنا
خدمت امام رضا علیه السلام وارد شدیم، حضرت ما را موعظه کرد و فرمود:
ثمَّ قالَ : إنّ العابِدَ مِن بَنی إسرائیلَ لَم یَکُن عابِدا حتّى یَصمُتَ عَشرَ سِنینَ ، فإذا صَمَتَ عَشرَ سِنینَ کانَ عابِدا
عابد بنى اسرائیل عابد نمى شد تا اینکه ابتدا دَه سال خاموشى اختیار مى کرد و هرگاه دَه سال دم فرو مى بست، آنگاه عابد مى شد.
اگر کسی میخواهد به مقام عبادت برسد باید قبلش دوره ی سکوت بگذراند.
زبان خود را کنترل کند که دروغ نگوید، غیبت نکند، استهزاء نکند، حرف کم ارزش نزند، حرف غیر علمی نزند، مشاوره اشتباه ندهد، فحاشی نکند و…
🟢سخن انسان باید ذکر الهی باشد.
پیامبر صلی الله علیه واله فرمود:
لا تُکثِرُوا الکلامَ بغَیرِ ذِکرِ اللّه ِ
در غیر از ذکر خدا، زیاده گویى نکنید ؛
فإنَّ کَثرَهَ الکلامِ بغَیرِ ذِکرِ اللّه ِ قَسوَهُ القَلبِ
زیرا زیاده گویى در غیر ذکر خدا، موجب سخت دلى مى شود،
إنّ أبعَدَ الناسِ مِن اللّه ِ القَلبُ القاسی
و دورترین مردم از خدا، سختدل است.
ذکر معنای گسترده ای دارد از نماز و قرآن گرفته تا ذکر مصطلح را شامل میشود. انسان باید کلام های زائد را قطع کند و به ذکر الهی مشغول باشد.
🔴مقصود از سکوت، رفتن در هپروت نیست.
مقصود از سکوت، ساکن شدن ظاهری و فرو رفتن در تخیلات و توهمات نیست.
چون خود آن تخیل و توهم آفت زا و مشکل آفرین است.
سکوت اگر برای حل مشکل باشد، برای تفکر و اندیشه و اصلاح باشد خوب است.
سکوتی که در آن فکر نباشد غفلت است.
امام کاظم علیه السلام فرمود :
دَلِیلُ الْعَقْلِ التَّفَکُّرُ وَ دَلِیلُ التَّفَکُّرِ الصَّمْتُ هر چیزى را راهنمایى است و راهنماى عقل اندیشیدن است و راهنماى اندیشیدن خاموشى است.
انسان تا به خاموشی نرسد، فرصت برای تفکر پیدا نکرده است. باید سکوت انسان تفکر ساز باشد نه اینکه سکوت کند تا در خیالات و توهمات فرو برود.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
کلُّ سُکوتٍ لَیسَ فیهِ فِکْرَهٌ فهُوَ غَفلَهٌ
هر سکوتى که با اندیشیدن همراه نباشد غفلت است.
◀️ب. فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ
اگر صحبت میکرد، همه را ساکت میکرد
سکوت مطلق خوب نیست، انسان باید توانایی سخن گفتن در موقع نیاز را داشته باشد. اگر جایی شبهه ای مطرح شد، یا حقی ناحق شد انسان باید توان سخن گفتن و اقناع دیگران را داشته باشد.
امیرالمومنین فرمود :
کُن صَموتاً مِن غَیرِ عِیٍّ
خاموش باش ، نه از روى درماندگى.
القَولُ بِالحَقِّ خَیرٌ مِن العِیِّ و الصَّمتِ سخن گفتنِ به حق ، بهتر است از درماندن و خاموشى .
در حکمت ۱۸۲ فرمود:
لَا خَیْرَ فِی الصَّمْتِ عَنِ الْحُکْمِ،
خاموش ماندن از گفتار حکمت آمیز فایده اى ندارد .
کَمَا أَنَّهُ لَا خَیْرَ فِی الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ
همان گونه که سخن گفتن نابخردانه بی فایده است.
🟢یک نمونه از پاسخ های حکیمانه:
راوی میگوید: در مسجد النبی در مدینه در کنار امام کاظم نشسته بودیم و در مورد زنان گفت وگو مىکردیم و بسیار در موردشان سخن گفتیم.
وَ هُوَ سَاکِتٌ لاَ یَدْخُلُ فِی حَدِیثِنَا بِحَرْفٍ ولى آن حضرت ساکت بود تا ما سخن مىگفتیم حتّى یک کلمه چیزى نفرمود. فَلَمَّا سَکَتْنَا قَالَ…
فرمود:
+ زن خوب زنی است که تو به او اشتیاق داشته باشى و او نیز عقل و ادب داشته باشد و نیاز نداشته باشد که امر و نهى کنى و خودش وظیفههایش را تشخیص بدهد.
+ در درجۀ پایینتر زنی است که تو او را مىخواهى ولى ادب ندارد و تو محتاج به دستور دادن و بازداشتن او هستى.
وَ دُونَهَا مَا کَانَ لَکَ فِیهَا هَوًى وَ لَیْسَ لَهَا عَقْلٌ وَ لاَ أَدَبٌ فَتَصْبِرُ عَلَیْهَا لِمَکَانِ هَوَاکَ فِیهَا
+ ازاین پایینتر آن زنی است که تو او را مىخواهى، ولى او عقل و ادب ندارد، ولى به خاطر اشتیاقى که به او دارى او را تحمّل مىکنى.
+ ولی زنی که نه تو او را مىخواهى چون زیبا نبست ، و نه عقل و ادب دارد، از این زن به اندازه اقیانوسی فاصله بگیر.
قَالَ فَأَخَذْتُ بِلِحْیَتِی … لِمَا لَمْ نَقُمْ فِیهِ عَلَى شَیْءٍ وَ لِجَمْعِهِ اَلْکَلاَمَ
راوى گوید: من ریش خود را بهدست گرفتم و درفکز فرو رفتم چرا که ما اینهمه در این مورد بحث کردیم، ولى به جایى نرسیدیم، ولى آن حضرت تمام مطلب را با سخنى جامع و کامل بیان فرمود.
🔴مومن باید دستش از استدلال پر باشد.
در زیارت جامعه کبیره که مستحب است در حرم اهل بیت خوانده شود خدمت امام عرض میکنیم:
مُحَقِّقٌ لِمَا حَقَّقْتُمْ، مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ
من حق مى دانم و محققانه میتوانم اثبات کنم آن چه را شما حق دانستید و اثبات کردید و باطل مى دانم و رد میکنم آن چه را شما باطل دانستید و رد کردید.
این محکم و مستدل حرف زدن است که حرف انسان را مقبول میکند.
❌فحش جای استدلال را نمی گیرد.
در خطبه ۲۰۶ وقتی معاویه شریعه فرات را تصرف کرد، برخی از یاران حضرت فحاشی میکردند حضرت فرمود:
إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ
من خوش ندارم که شما دشنام دهنده باشید؛
وَ لَکِنَّکُمْ لَوْ وَصَفْتُمْ أَعْمَالَهُمْ وَ ذَکَرْتُمْ حَالَهُمْ کَانَ أَصْوَبَ فِی الْقَوْلِ
امّا اگر کردار معاویه را یادآور مىشدید و گمراهیها و کارهاى ناشایسته آنان را بر مىشمردید، به صواب نزدیکتر
وَ أَبْلَغَ فِی الْعُذْر
و در عذرپذیری رساتر بود،
بهجاى دشنام آنان بهتر بود، مىگفتید: خدایا خون ما و آنها را حفظ کن،
◀️ج. قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَنَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ
سخن باید تشنگی را برطرف کند.
نوع حرف زدن و پاسخ دادن باید با نحوی باشد که مشکل را حل کند، نیاز مخاطب را بر آورده کند، بتواند نیاز علمی مخاطب را پاسخ گوید.
اینکه مخاطب دانسته های خود را بدون توجه به نیاز مخاطب و عطش او بیان کند، با روش و مسیر برادران امیرالمومنین موافق و همراه نیست.
⏪نهج البلاغه آب گوارایی است بر جگر تشنگان حقیقت.
فرمایشات امیرالمومنین در بخش خطبه ها و نامه ها و حکمت ها، چه آنجایی که با خدا مناجات مبکند، چه آنجایی که با دوستان صحبت میکند، چه آنجایی که با مخالفین احتجاج میکند، چه در وقت فریاد زدن بر سر تنبل ها، چه وقتی که از مرگ و قیامت صحب میکند، چه آنجایی که سیمای حکومت اسلامی را به تصویر میکشد و…. همه و همه بر طرف کننده تشنگی مشتاقان حقیقت است.
🟢در خطبه ۱۵۶در مورد قرآن فرمود: عَلَیْکُمْ بِکِتَابِ اللَّهِ، فَإِنَّهُ الْحَبْلُ الْمَتِینُ
کتاب خدا را محکم بگیرید; چرا که رشته اى است مستحکم
وَ النُّورُ الْمُبِینُ وَ الشِّفَاءُ النَّافِعُ
و نورى است آشکار; شفابخش و پرمنفعت و سیراب کننده،
وَ الرِّیُّ النَّاقِعُ
و فرو نشاننده عطش تشنگان حقّ است.
🟢 خود حضرت فرمود من قرآن ناطق ام. در خطبه ۱۸۵ فرمود:
ذَلِکَ الْقُرْآنُ، فَاسْتَنْطِقُوهُ وَ لَنْ یَنْطِقَ وَ لَکِنْ أُخْبِرُکُمْ عَنْهُ
این کتاب همان قرآن است. آن را به سخن آرید تا همه چیز را بازگو کند; هر چند هرگز براى شما نسبت به تمام این امور سخن نمى گوید; ولى من از جانب او به شما خبر مى دهم.
وقتی قرآن صامت سیراب کننده عطش تشنگان است، قرآن ناطق امیرالمومنین نیز سیراب کننده عطش مشتاقات حق و حقیقت است.
↙️ نکاتی در مورد سکوت:
آیت الله جوادی: در اسلام اصل بر سکوت است مگر آنکه انسان دلیلی داشته باشد برای حرف زدن.
در حکمت ۶۰ فرمود :
اَللِّسانُ سَبُعٌ إِن خُلِّىَ عَنهُ عَقَرَ
زبان درنده اى است که اگر رها شود، گاز مى گیرد.
اگر انسان مراقب نباشد و هر حرفی بزند و سکوت را بشکند، این حیوان درنده هم به دیگران آسیب میزند هم به خود او.
↙️ خواری انسان گاهی از طریق حرفهایش ایجاد میشود.
امام صادق علیه السلام فرمودند :
إِذا أَرادَ اللّه بِعَبدٍ خِزیا أَجرى فَضیحَتَهُ عَلى لِسانِهِ
هرگاه خداوند بخواهد بنده اى را رسوا کند، از طریق زبانش او را رسوا مى کند.
↙️سخن را مثل دارو استفاده کنید.
امیرالمومنین علیه السلام :
الکَلامُ کالدَّواءِ قَلیلُهُ یَنفَعُ وَ کَثیرُهُ یُهلِکُ سخن چون دوا است، اندکش سودمند و زیادش کشنده است.
📗در رساله حقوق امام سجاد علیه السلام آمده است :
حَقُّ اللِّسانِ إِکرامُهُ عَنِ الخَنى
حق زبان، دور داشتن آن از زشت گویى،
وَ تَعویدُهُ الخَیرَ
عادت دادنش به خیر و خوبى،
وَ تَرک الفُضولِ
ترک گفتار بى فایده،
الَّتى لافائِدَهَ لَها وَ البِرُّ بِالنّاسِ
و نیکى کردن زبانی به مردم
وَ حُسنُ القَولِ فیهِم
و خوشگویى درباره آنان است.
🔻چهارمین صفت برادران علی🔻
💠کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّه…
وَکَانَ ضَعِیفاً مُسْتَضْعَفاً
به دلیل نهایت تواضع بر حسب ظاهر انسان ضعیفى بود و مردم نیز او را ضعیف مى شمردند.
💠 فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ
ولى هرگاه کار مهم وجدى به میان مى آمد همچون شیر بیشه مى خروشید و مانند مار افعی بیابانى به حرکت درمى آمد.
🟢در چهارمین وصف حضرت مى فرماید: برادر من کسی بود که اهل نمایش و غرور نبود، خود را به رخ دیگران نمی کشید و چه بسا از جهت ظاهری نیز ضعیف بود ولی او قدرت نهفته ای داشت که در لحظات سخت و جدی بروز پیدا میکرد. مانند شیر بیشه می غرید ،
و مانند افعی از این سو به آن سوی میدان حرکت میکرد و کل میدان را تحت نظر داشت.
🔴 برادران امیرالمومنین کسانی هستند که اهل پرخوری نیستند، اهل نمایش و اظهار قدرت نیستند، جسم نحیفی دارند، از جهت جسمی شاید ضعیف به نظر برسند ولی به هیچ وجه از روی قلدری و غرور اهل ظالم نیستند.
به تعبیر جناب حافظ:
من از بازوی خود دارم بسی شکر/
که زور مردم آزاری ندارم.
⏪ مستضعف به چه معناست؟!
قرآن کریم در مورد وارثین زمین میفرماید: 《وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّهً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ؛ قصص – ۵》
و ما اراده داشتیم که بر آن طایفه ضعیف و ذلیل کرده شده در آن سرزمین منّت گذارده و آنها را پیشوایان (خلق) قرار دهیم و وارث (ملک و جاه فرعونیان) گردانیم.
↙️ ضعیف اگر به باب استفعال برود و از آن اسم مفعول ساخته شود، میشود مستضعف.
مستضعفین یعنی کسانی که بالقوه قوی هستند، توانمندند ولی فعلا شرایط ظهور و بروز آن توانمندی حاصل نشد.
+ برادران حضرت کسانی هستند که دشمن میخواهد آنان را تضعیف کند. دشمن به خاطر پتانسیل و قدرتی که آنها دارند، میخواهند آنان را تضعیف کنند ولی غافل از اینکه این نیرو و قدرت در زمان لازم ظهور و بروز پیدا میکند.
+ برادران امیرالمومنین همین بسیجی هایی هستند که کسی روی قدرت آنها حساب باز نمیکرد ولی وقتی پای چنگ به این کشور باز شد، هشت سال مقابل کل دنیا ایستادند.
+برادران امیرالمومنین جوانهایی بودند که خیلی ها خیال میکردند اینها دنیا زده شده اند و جوان امروزی هستند و توان کار ندارند، ولی وقتی دفاع از حرم پیش آمد ریشه داعش را خشکاندند.
+ برادران امیرالمومنین یمنی ها و یمانی هایی هستند که مردم دنیا آنها را اصلا به حساب نمی آوردند و آنها را مردمی جنگ زده و پا برهنه حساب میکردند، ولی موقعیت مبارزه با اسرائیل که فراهم شد، همه دیدند که چگونه یکی از مهمترین مسیرهای آبی جهان را بر روی دشمنان خدا بستند و آنها را به ذلت کشاندند.
+ مومنین شاید از جهت ظاهری ضعیف باشند ولی روحیه و انگیزه و پتانسیلی که در اینها هست بیش از فکر و اندیشه ی دشمنان است
📗مرحوم مقنیه میفرماید:
برادران امیرالمومنین کسانی هستند که: زَاهِداً مُتَوَاضِعاً یَحْسَبُهُ الْجَاهِلُ مِن اهلِ القِلَّهِ وَ الذِّلِّهِ
بردران کسانی هستند زاهد متواضع که جاهلان گمان می کنند مردمان ذلیل هستند.
وَ لَکِنَّهُ إِنْ جاءَ الجِدُّ یَحمِی حَوْزَتَهُ وَ یَصُونُ کَرَامَتَهُ
ولیکن وقتی زمان تلاش باشد در همان حوزه حمایتگر شجاع و کرامت را حفظ می کردند.
وَ یُسَخِّی بِنَفْسِهِ فِی سَبِیلِ اَلْحَقِّ وَ اَلاِنْسَانِیهْ
در راه حق و انسانیت سخاوت بخرج می دادند
🟢علی علیه السلام، برادر مستضعفان است.
پیامبر به امیرالمومنین فرمود:
یَا عَلِیُّ إِنَّ اَللَّهَ وَهَبَ لَکَ حُبَّ اَلْمَسَاکِینِ وَ اَلْمُسْتَضْعَفِینَ فِی اَلْأَرْضِ
اى على،خداوند،دوستى و محبّت بینوایان و ضعیفان در زمین را به تو بخشیده است.
فَرَضِیتَ بِهِمْ إِخْوَاناً وَ رَضُوا بِکَ إِمَاماً
تو به برادرى با آنها راضى شدی، و آنها به امامت و پیشوایى تو خشنود شدند. فَطُوبَى لِمَنْ أَحَبَّکَ وَ وَیْلٌ لِمَنْ أَبْغَضَکَ پس خوشا به حال کسى که تو را دوست مىدارد و تصدیقت مىکند و واى بر کسى که با تو دشمن است و تکذیبت مىنماید.
🔴حافظ در وصف چنین برادرانی میگوید:
شاه منصور واقف است که ما/
روی همّت به هر کجا که نهیم
دشمنان را زخون کفن سازیم /
دوستان را قبای فتح دهیم
رنگ تزویر پیش ما نبود /
شیر سُرخیم و افعی سِیَهیم
🟢به امیرالمومنین هم میگفتند شما ضعیف هستی.
حضرت در نامه ۴۵ فرمود :
کَأَنِّی بِقَائِلِکُمْ یَقُولُ
گویى یکى از شما را مى بینم که مى گوید،
إِذَا کَانَ هَذَا قُوتُ ابْنِ أَبِی طَالِبٍ فَقَدْ قَعَدَ بِهِ الضَّعْفُ عَنْ قِتَالِ الْأَقْرَانِ
اگر قوت پسر ابو طالب چنین است، باید که ناتوانیش از پاى بیفکند و از نبرد با هماوردان و کوشیدن با دلیران بازش دارد.
وَ مُنَازَلَهِ الشُّجْعَانِ
و کوشیدن با دلیران بازش دارد.
أَلَا وَ إِنَّ الشَّجَرَهَ الْبَرِّیَّهَ أَصْلَبُ عُوداً
بدانید، که آن درخت که در بیابانها پرورش یافته، چوبى سخت تر دارد.
وَ الرَّوَاتِعَ الْخَضِرَهَ أَرَقُّ جُلُودا
و بوته هاى سرسبز و لطیف، پوستى بس نازک. آرى، درختان بیابانى را به هنگام سوختن، شعله نیرومندتر باشد و آتش بیشتر.
من و رسول خدا، مانند دو شاخه ایم که از یک تنه روییده باشند و نسبت به هم چون ساعد و بازو هستیم.
🔻پنجمین صفت برادران علی🔻
💠کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ….
فَإِنْ جَاءَ الْجِدُّ فَهُوَ لَیْثُ غَابٍ وَ صِلُّ وَادٍ
لا یُدْلِی بِحُجَّهٍ حَتَّى یَأْتِیَ قَاضِیاً
پیش از حضور در مجلس داورى، دلیلى اقامه نمى کرد.
[«یُدْلِى» از ماده «ادلاء» در اصل به معناى فرستادن دلو در چاه براى کشیدن آب است و به معناى اقامه دلیل در نزد قاضى نیز استعمال شده است.]
🟢با توجه به اینکه در دوران مورد نظر و بعد از زمان رسول الله حکومت به دست خلفا افتاد، امیرالمومنین میفرماید او ( برادر من) برای احقاق حق، نزد حاکمان و قاضیان حکومت ظلم نمیرفت.
❌رفتن پیش قاضی حکومت ظالم حرام است.
مرحوم کلینی در کافی نقل میکند:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع- عَنْ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحَابِنَا بَیْنَهُمَا مُنَازَعَهٌ فِی دَیْنٍ أَوْ مِیرَاثٍ
از امام صادق پرسیدم: دو نفر از ما شیعیان نزاعی دارند،
فَتَحَاکَمَا إِلَى السُّلْطَانِ وَ إِلَى الْقُضَاهِ أَ یَحِلُّ ذَلِکَ
پس به نزد سلطان یا قاضیان حکومتهای جور جهت حل آن میروند؛ آیا این عمل جایز است؟
قَالَ مَنْ تَحَاکَمَ إِلَیْهِمْ فِی حَقٍّ أَوْ بَاطِلٍ فَإِنَّمَا تَحَاکَمَ إِلَى الطَّاغُوتِ
حضرت فرمود: هر کس در موارد حق یا باطل به آنان مراجعه کند؛
وَ مَا یَحْکُمُ لَهُ فَإِنَّمَا یَأْخُذُ سُحْتاً وَ إِنْ کَانَ حَقّاً ثَابِتاً
در واقع به سوی طاغوت رفته و از او مطالبه قضاوت کرده است.
لِأَنَّهُ أَخَذَهُ بِحُکْمِ الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أَمَرَ اللَّهُ أَنْ یُکْفَرَ بِهِ
از این رو آنچه بر اساس حکم او که خود فاقد مشروعیت است دریافت میدارد، به باطل اخذ نموده است؛ هر چند در واقع حق ثابت او باشد؛ زیرا آن را بر اساس حکم طاغوت گرفته است.
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى: یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِه
خداوند امر فرموده است: باید به طاغوت کافر باشند و آن را به رسمیت نشناسند.
🟢ابوذر و مقابله با طاغوت حتی بعد از مرگ:
لَمَّا حَضَرَتْ أَبَا ذَرٍّ الْوَفَاهُ وَ هُوَ بِالرَّبَذَهِ- بَکَتْ زَوْجَتُهُ أُمُّ ذَرٍّ
هنگامی که مرگ ابوذر در ربذه نزدیک شد همسرش امّ ذر گریست.
قَالَتْ فَقَالَ لِی مَا یُبْکِیکِ
او گفت : چراگریه می کنی؟
فَقَالَتْ مَا لِی لَا أَبْکِی وَ أَنْتَ تَمُوتُ بِفَلَاهٍ مِنَ الْأَرْضِ وَ لَیْسَ عِنْدِی ثَوْبٌ یَسَعُکَ کَفَناً
گفتم: چطور گریه نکنم وقتی تو( ابوذر) در بیابانی میمیری و من جامه هایی ندارم که به جای کفن تو را بپوشاند.
ابوذر گفت: روزی پیامبر جمعی از ما را بشارت داد که از میان شما فردی در بیابان میمیرد و مومنین او را کفن میکنند.
ناگهان جمعی در بیایان به ابوذر و همسرش میرسند و ابوذر خطاب به آنها میگوید:
وَ لَوْ کَانَ عِنْدِی ثَوْبٌ یَسَعُنِی کَفَناً لِی أَوْ لِامْرَأَتِی لَمْ أُکَفَّنْ إِلَّا فِی ثَوْبٍ لِی أَوْ لَهَا
اگر جامه ای داشتم که کفنی برای من یا زنم باشد جز در جامه خودم یا جامه او کفن نمی شدم.
وَ إِنِّی أَنْشُدُکُمُ اللَّهَ أَنْ لَا یُکَفِّنَنِی رَجُلٌ مِنْکُمْ کَانَ أَمِیراً أَوْ عَرِیفاً أَوْ بَرِیداً أَوْ نَقِیباً
من شما را به خدا قسم می دهم که کسی از میان شما اگر مسولیتی در حکومت ظالم داشته یا نامه رسان یا نگهبان بوده در غسل و کفن من مشارکت نکند
ام ذر گفت: در بین آن ها کسی نبود که مرتکب برخی از آنچه ابوذر گفته بود نشده باشد ، مگر جوانی از انصار که به ابوذر گفت: ای عمو من تو را در این عبا و دو جامه ای که در بقچه دارم و مادرم بافته است کفن می کنم.
ابوذر گفت: تو مرا کفن کن. سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد و آن مرد انصاری او را کفن کرده و با کسانی که نزدش بودند او را غسل داد و بر او نماز خواندند و با گروهی که همگی اهل یمن بودند دفنش کردند.
آن شخص مالک اشتر بود.
💠لا یُدْلِی بِحُجَّهٍ حَتَّى یَأْتِیَ قَاضِیاً
پیش از حضور در مجلس داورى، دلیلى اقامه نمى کرد.
◀️ ب. دعوا را پیش مردم نمی برد، فقط در پیش قاضی حرف میزند
اشاره به اینکه اگر حقى را مى خواست از دیگرى بگیرد، جار و جنجال به راه نمى انداخت و زمین و آسمان را از فریاد خود پر نمى ساخت فقط بعد از حضور در محضر قاضى دلیل خود را ارائه مى کرد. به تعبیر دیگر او پیوسته تابع قانون شرع بود و چیزى ماوراى قانون خدا از کسى نمى طلبید.
🟢به شخصی گفتند با همسرت چه مشکلی داری که میخواهی او را طلاق دهی؟
گفت شما انتظار دارید من در مورد ناموسم با شما حرف بزنم؟!!!
مدتی گذشت و به او گفتند چه شد که آن زن را طلاق دادی؟
گفت شما انتظار دارید من در مورد ناموس دیگران حرف بزنم؟!
🔴 روحیه جار و جنجال و استفاده از احساسات مردم برای نشاندن حرف خود به کرسی، روحیه خوبی نیست. یاران و برادران امیرالمومنین اهل جار و جنجال در امور شخصی نیستند.
مومنین باید روحیه خویشتن داری و گذشت داشته باشند و از اینکه بخواهند با سر و صدا به حق خودشان برسند پرهیز کنند چه برسد به اینکه بخواهند با سر و صدا ناحقی را بگیرند.
البته شاید در شرایط خاصی نیاز به این کار باشد، مثلا حقی اجتماعی ضایع شده و… ولی داشتن این روحیه زیبنده نیست.
◀️ج. استدلال را برای هر کسی اقامه نمیکرد.
اگر چه استدلالی حرف زدن بسیار لازم و ضروری است. ولی هر کسی استدلال را نمی فهمد، هرکسی صلاحیت این را ندارد با او مستدل حرف زدن.
🔴امیرالمومنین به معاویه میگوید من تو را لایق جواب دادن و استدلال اقامه کردن نمی بینم ولی اگر حرفی میزنم و اقامه دلیل میکنم برای این است که بعدها اگر انسان های حق طلبی بودند ببینند حق با چه کسی بود.
📗 در حکمت ۳۱۷ یک یهودی به حضرت عرض کرد:
مَا دَفَنْتُمْ نَبِیَّکُمْ حَتَّى اخْتَلَفْتُمْ فِیهِ
شما هنوز پیامبرتان را دفن نکرده بودید درباره اش اختلاف کردید!
فَقَالَ (علیه السلام) لَهُ:
إِنَّمَا اخْتَلَفْنَا عَنْهُ لَا فِیهِ
ما درمورد جانشینی او اختلاف کردیم، نه درباره حقانیت و نبوت خودش،
وَ لَکِنَّکُمْ مَا جَفَّتْ أَرْجُلُکُمْ مِنَ الْبَحْرِ حَتَّى قُلْتُمْ لِنَبِیِّکُمْ “اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَهٌ، اما شما پس از عبور از دریا و غرق شدن فرعونیان هنوز پاهایتان خشک نشده بود به پیامبر خود گفتید: براى ما هم بتى بساز همانگونه که این قوم بت پرست بت هایى دارند.
قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ”
و موسى به شما گفت: شما مردم نادانى هستید که بعد از این همه معجزات الهى در توحید شک مى کنید.
اینجا دیگر حضرت برای یهودی استدلال نمی آورد بلکه با یاد آوری یک واقعه به او میفرماید شما چه میگویید که هنوز خدا را قبول ندارید بعد آمده اید در مورد پیامبر ما اظهار نظر کنید..
اللهم الحقنا بالصالحین
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۱۰/۲۴ . ۱۲رجب
بخش سوم حکمت ۲۸۹
بخش سوم
أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ. یَا کُمَیْلُ، الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ،
یعنى کسانى که از پى هر آواز مى روند و با وزش هر باد به چپ و راست میل مى کنند. از فروغ دانش بهره ور نشده اند و به رکن استوارى پناه نجسته اند.
اى کمیل، علم بهتر از مال است. علم تو را نگه مى دارد و تو باید مال را نگه دارى.
💠کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ،
اوصاف برادر الهی من در گذشته چنین بود.
🔻ششمین وصف برادران علی🔻
💠وَکَانَ لا یَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّى یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ
برادر علی وصف او چنین بود که هیچکس را ملامت نمیکرد در انجام کاری که میشد برای آن عذرى پیدا می کرد. تا وقتی عذر او را بشنود.
حضرت وصف این برادر الهى خود را ملامت نکردن، عذر تراشیدن و فرصت دادن به طرف مقابل برای دفاع از خود میداند.
🟢عذر تراشی برای همه مخصوصا عالم و عاقل:
شتاب کردن در ملامت افراد کار عاقلانه اى نیست. چه بسا براى کار که انجام داده اند عذرى داشته اند که اگر انسان آن عذر را بشنود آنها را معذور مى دارد و از ملامتى که قبلاً کرده پشیمان مى شود و ناچار از عذرخواهى مى گردد،
بنابراین چرا عجله کند و پیش از شنیدن عذر طرف، زبان به ملامت وسرزنش او بگشاید. به خصوص اگر اینگونه مسائل در مورد افراد عالم و عاقل و فهمیده باشد که احتیاط کردن بسیار سزاوارتر است.
قرآن مجید در داستان حضرت خضر و موسى نشان داده که موسى علیه السلام در قضاوت عجله مى کرد وخضر را بر کارش سرزنش مى نمود ،
اما هنگامى که عذر او را شنید دانست که آنچه انجام داده، حق و به فرمان خدا بوده است. و این قضاوت زودهنگام باعث فراق و جدایی از خضر شد.
🔴در زندگی روزمره انسان اتفاقاتی می افتد که شاید باعث دلخوری یا سوء تفاهم و… شود. شریعت مقدس دو دستور متفاوت به هر کدام از طرفین داده است.
↙️ به کسی که وعده کرده و قول انجام کاری را داده است میگوید کاری نکن که عذر بخواهی.
📗در روایتی از امیرالمومنین که بخشی از آن در نامه ۳۳ نیز ذکر شده فرمود: إیّاکَ و ما تَعتَذِرُ مِنهُ ؛ فإنَّهُ لا یُعتَذَرُ مِن خَیرٍ
بپرهیز از کارى که به سبب آن پوزش بخواهى؛ چرا که از کار خوب، پوزش خواهى نمى شود.
در حکمت ۳۲۹ فرمود :
الاستِغناءُ عَنِ العُذرِ أعَزُّ مِنَ الصِّدقِ بِهِ نیاز نیافتن به پوزش خواهى، عزّت بخش تر از پوزش خواهى موجّه است .
📕در نامه ۶۹ به حارث همدانی فرمود:
و احذَرْ کلَّ عَمَلٍ إذا سُئلَ عَنهُ صاحِبُهُ أنکَرَهُ أوِ اعتَذَرَ مِنهُ
بپرهیز از هر کارى که اگر از انجام دهنده آن درباره اش بازخواست شود، یا انکارش کند و یا پوزش خواهد.
امام حسین علیه السلام فرمود :
إیّاکَ و ما تَعتَذِرُ مِنهُ ؛
زنهار از کارى که از آن پوزش بخواهى؛
فإنَّ المُؤمِنَ لا یُسیءُ و لا یَعتَذِرُ ،
زیرا مؤمن نه بدى مى کند و نه پوزش مى خواهد
و المُنافِقَ کُلَّ یَومٍ یُسیءُ و یَعتَذِرُ
و منافق هر روز بدى مى کند ،
و پوزش مى طلبد.
پس بر انسان لازم است که وظیفه اش را به بهترین نحو انجام دهد که هیچ نیازی به عذر خواهی و عذر تراشی و دروغ گویی برای ماست مالی کردن کار پیدا نشود.
↙️به کسی که کارش انجام نشده یا سر قرار معطل شده میگوید عذر تراشی کن.
🟢مانند کسی که حق به گردنت دارد، عذر دوست را بپذیر.
در نامه ۳۱ فرمود:
اِحمِلْ نَفسَکَ مِن أخیکَ عِندَ صَرمِهِ عَلَى الصِّلَهِ
اگر برادرت از تو گسست، تو خود را به او پیوند ده،
و عِندَ جُرمِهِ عَلَى العُذرِ ؛
و اگر گناهى کرد، عذرش را بپذیر؛
و کأنَّهُ ذو نِعمَهٍ عَلَیکَ
چندان که گویى تو غلام او هستى و او مولاى توست.
🔴عاقل عذر پذیر است.
امیرالمومنین علیه الیلام فرمود:
أعقَلُ النّاسِ أعذَرُهُم لِلنّاسِ
خردمندترین مردم، عذر پذیرترین آنها از مردم است.
در دعای ۳۸ صحیفه چنین آمده :
اللّهُمَّ إنّی أعتَذِرُ إلَیکَ مِن مَظَلومٍ ظُلِمَ بِحَضرَتی فلَم أنصُرْهُ ···
بار خدایا! از تو عذر مى خواهم اگر در حضور من به کسى ستم شده و من یاریش نکرده باشم
و مِن مُسیءٍ اعتَذَر إلَیَّ فلَم أعذِرْهُ .
و کسى به من بدى کرده و عذر خواسته است و من عذرش را نپذیرفته باشم.
امام سجاد از امور مهمی به خدا پناه میبرد، کمک نکردن به مظلوم. نپذیرفتن عذر افراد.
🟢نه تنها عذر را بپذیر، بلکه عذر تراشی کن.
امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
اِقبَلْ عُذرَ أخیکَ ،
عذر برادرت را بپذیر،
و إن لَم یَکُن لَهُ عُذرٌ فَالتَمِسْ لَهُ عُذرا
و اگر عذرى نداشت برایش عذرى بتراش.
🔻نکته:
مقصود از پذیرش عذر یا عذر تراشی این نیست که کسی مدام خطا و اشتباه کند، وظیفه خودش را درست انجام ندهد و ما همیشه مامور به عذر تراشی برای او باشیم. مقصود آنجاست که شخصی در موقعیت خاصی، بنا بر اتفاق و گرفتاری یا فراموشی اگر خطایی مرتکب شده، آن خدا نادیده گرفته شود.
🔻نکته:
💠 وَکَانَ لا یَلُومُ أَحَداً عَلَى مَا یَجِدُ الْعُذْرَ فِی مِثْلِهِ حَتَّى یَسْمَعَ اعْتِذَارَهُ
شنیدن عذر و اجازه حرف زدن خودش یک مرحله از اصلاح و درست شدن است. گاهی انسان به خاطر اتفاقی که افتاده اصلا اجازه حرف زدن به طرف مقابل نمیدهد. نه تنها عذر او را نمی شنود و به خطای خود پی نمیبرد؛ بلکه کینه ای در دل طرف مقابل ایجاد میکند که این اختلاف و دشمنی را دامنه دارتر میکند.
حضرت درخطبه الغراء (خطبه 83) فرمود: جَعَلَ لَکُم أسماعا لِتَعِیَ ما عَناها
خداوند به شما دو گوش داد تا آنچه را به آنها مربوط مى شود دریافت کنند .
🟢رحمت الهی در شنیدن حرف حق است. در خطبه ۷۶ فرمود:
رَحِمَ اللّه ُ امرَأً سَمِعَ حُکما فَوَعى
خدا رحمت کند مردى را که سخن حکیمانه اى شنید و آن را پذیرفت .
عادت کنید به خوب شنیدن. در همین باب هم درغرر الحکم فرمود:
عَوِّدْ اُذُنَکَ حُسنَ الاستِماعِ
گوش خود را به خوب شنیدن عادت ده
🔻هفتمین صفت برادران علی🔻
💠وَکَانَ لا یَشْکُو وَجَعاً إِلاَّ عِنْدَ بُرْئِهِ
او هرگز از درد خود شکایت نمیکرد مگر هنگامی که بهبودى پیدا کرده بود.
هفتمین وصف برادران امیرالمومنین آن است که هنگام ابتلا به درد شکایت نمی کنند.
🔴حکایت درد یا شکایت از درد؟
وقتی انسان از دردها و نداری و کمبودها شکایت میکند، ناله میکند و فریادش بلند است؛ چنانچه ناله براى دوستان باشد سبب آزردگى خاطر آنها مى شود و اگر براى دشمنان باشد سبب شادى وشماتت آنها مى گردد.
اما اگر به هنگام بهبودى باشد توأم با نوعى شکرگزارى است و به بیان دیگر حکایت است نه شکایت.
🟢دوستان امیرالمومنین کسانی هستند که دردشان برای خودشان است
“الْمُؤْمِنُ بِشْرُهُ فِی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فِی قَلْبِهِ”؛
شادی مومن در صورت او ظاهر و حزن او در قلبش مخفی است.
ولی وقتی بیماری و بی پولی و دردشان گذشت و کسی گلایه ای کرد، ابراز ناراحتی کرد به او میگویند نگران نباش، ما هم همین مشکل ها را داشتیم ولی الحمدلله برطرف شد.
به جای اینکه دل مومنین را خالی کند و آنها را بترساند به آنها دلداری میدهد و قوت قلب دیگران میشود.
📕مرحوم کلینى در کافی ابوابی در مورد ثواب بیماری و تحمل بر دردهای آن آورده است.
درد را باید با جان خرید.
امام باقر علیه السلام فرمود :
سَهَرُ لَیْلَهٍ مِنْ مَرَضٍ أَوْ وَجَعٍ أَفْضَلُ وَ أَعْظَمُ أَجْراً مِنْ عِبَادَهِ سَنَهٍ
شبى از بیمارى و درد نخوابیدن، برتر و اجرش بزرگتر از یک سال عبادت است.
🟢 بیماری برکات خودش را دارد، بیقراری نکن. خداوند تعالی میفرماید:
إِذَا مَرِضَ الْمُؤْمِنُ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى صَاحِبِ الشِّمَالِ لَا تَکْتُبْ عَلَى عَبْدِی مَا دَامَ فِی حَبْسِی وَ وَثَاقِی ذَنْباً
هرگاه مؤمن بیمار شود، خداوند عز و جل به فرشته دست چپ او وحى فرماید که براى بنده ام، تا زمانى که در بند من است، گناهى ننویس.
وَ یُوحِی إِلَى صَاحِبِ الْیَمِینِ أَنِ اکْتُبْ لِعَبْدِی مَا کُنْتَ تَکْتُبُهُ فِی صِحَّتِهِ مِنَ الْحَسَنَاتِ
و به فرشته دست راست او وحى مى فرماید که همان حسناتى را که در زمان سلامتى بنده ام مى نوشتى، برایش بنویس.
❌شکایت کردن از درد، ممنوع:
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ مَرِضَ ثَلَاثاً فَلَمْ یَشْکُ إِلَى أَحَدٍ مِنْ عُوَّادِهِ
اگر کسی سه روزی بیمار شود ولی از بیماری به عیادت کنندگان شکایت نکند. أَبْدَلْتُهُ لَحْماً خَیْراً مِنْ لَحْمِهِ وَ دَماً خَیْراً مِنْ دَمِهِ
گوشتی بهتر از گوشت خودش و خونی بهتر از خون خودش به او میدهم.
فَإِنْ عَافَیْتُهُ عَافَیْتُهُ وَ لَا ذَنْبَ لَهُ
اگر او را از بیماری عافیت دهم، گناهانش را میریزم.
وَ إِنْ قَبَضْتُهُ قَبَضْتُهُ إِلَى رَحْمَتِی
و اگر او با بیماری از دنیا برود، او را به جوار رحمت خودم میبرم.
⁉️سوال
گفتن چه حرفی، شکایت از بیماری است؟!
📗مرحوم کلینی در کافی “بَابُ حَدِّ الشِّکَایَهِ” دارد.
راوی به امام صادق میگوید:
سُئِلَ عَنْ حَدِّ الشِّکَایَهِ لِلْمَرِیضِ
سوال شد از امام که حد شکایت مریض در چیست؟!
فَقَالَ إِنَّ الرَّجُلَ یَقُولُ حُمِمْتُ الْیَوْمَ وَ سَهِرْتُ الْبَارِحَهَ
فرمود: شکایت آن نیست که شخص بگوید:دیشب بیمار شدم یا از شدّت مرض و رنج درد زیادى کشیدم.
وَ قَدْ صَدَقَ وَ لَیْسَ هَذَا شِکَایَهً
این ها را راست میگوید و شکایت نیستند.
وَ إِنَّمَا الشَّکْوَى أَنْ یَقُولَ قَدِ ابْتُلِیتُ بِمَا لَمْ یُبْتَلَ بِهِ أَحَدٌ وَ یَقُولَ لَقَدْ أَصَابَنِی مَا لَمْ یُصِبْ أَحَداً
ولکن شکایت آن است که مثلا بگوید:به درد یا مشکلى دچار گشتهام که دیگرى به آن مبتلا نگردیده است.
🔻نکته:
در بیماری، افشای بیماری درست نیست، ولی گفتن درد به کسی که کاری از دستش بر می آید، یا دیدن او باعث نشاط بیمار میشود یا انسان امید به دعای او دارد ایرادی ندارد.
اعلام بیماری به برادران دینی رجحان دارد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
یَنْبَغِی لِلْمَرِیضِ مِنْکُمْ أَنْ یُؤْذِنَ إِخْوَانَهُ بِمَرَضِهِ فَیَعُودُونَهُ
سزاوار است بیمارى که از شما شیعیان است، برادران خویش را باخبر کند تا از او عیادت کنند
فَیُؤْجَرُ فِیهِمْ وَ یُؤْجَرُونَ فِیهِ …
و عیادتکنندگانش به سبب او، و او به سبب آنها از سوى خدا پاداشى گیرند.
🟢برادران دینی دعای مستجاب دارند، بیماری را به آنها اطلاع دهید.
امام کاظم علیه السلام فرمود:
إِذَا مَرِضَ أَحَدُکُمْ فَلْیَأْذَنْ لِلنَّاسِ یَدْخُلُونَ عَلَیْهِ
چون یکى از شما بیمار شود، باید به مردم اطّلاع دهد تا نزد او آیند؛
فَإِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا وَ لَهُ دَعْوَهٌ مُسْتَجَابَهٌ
چرا که هر فردى دعاى مستجابى دارد.
🔻نکته:
در بحث بیماری مطالب زیادی قابل ذکر است. یک مطلب نگرانی و دلگیری افراد بیماری است که در ایام کسالت با خودشان فکر میکنند چقدر از اعمال و طاعات و برنامه های معنوی عقب افتاده اند و توان انجام برخی عبادات را ندارند.
در حالی که اگر انسان ادب و آداب بیماری را رعایت کند، خداوند نیز نوع معامله اش با بیمار به نحو دیگری است
⏪ بشارتی برای پیران بیمار:
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود :
إِنَّ الْمُسْلِمَ إِذَا غَلَبَهُ ضَعْفُ الْکِبَرِ
هرگاه ناتوانى و پیرى بر مسلمان چیره شود،
أَمَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْمَلَکَ أَنْ یَکْتُبَ لَهُ فِی حَالِهِ تِلْکَ مِثْلَ مَا کَانَ یَعْمَلُ وَ هُوَ شَابٌّ نَشِیطٌ صَحِیحٌ
خداى متعال به فرشته فرمان مىدهد که آن چه را در دوران نشاط جوانى و تندرستى انجام مىداده است، برایش بنویسد.
وَ مِثْلَ ذَلِکَ إِذَا مَرِضَ وَکَّلَ اللَّهُ بِهِ مَلَکاً یَکْتُبُ لَهُ فِی سُقْمِهِ مَا کَانَ یَعْمَلُ مِنَ الْخَیْرِ فِی صِحَّتِهِ
همچنین هرگاه مسلمان بیمار شود، خداوند فرشتهاى را بر او مىگمارد تا کارهاى خوبى را که در حال تندرستى انجام مىداده، براى او بنویسد،
حَتَّى یَرْفَعَهُ اللَّهُ وَ یَقْبِضَهُ
تا زمانى که خداوند او را بالا برده، قبض روح نماید.
وَ کَذَلِکَ الْکَافِرُ إِذَا اشْتَغَلَ بِسُقْمٍ فِی جَسَدِهِ
وهمینطور کافر هنگامی که به بیملری گرفتار شود.
کَتَبَ اللَّهُ لَهُ مَا کَانَ یَعْمَلُ مِنَ الشَّرِّ فِی صِحَّتِهِ.
خداوند فرشتهاى را بر او مىگمارد تا کارهاى شر او را که در حال تندرستى انجام مىداده، براى او بنویسد،
🔻هشتمین صفت برادران علی🔻
💠وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَلا یَقُولُ مَا لا یَفْعَلُ
همواره سخنى مى گفت که خود انجام مى داد و چیزى را که انجام نمى داد نمى گفت.
🟢حضرت در هشتمین وصف برادر خدایی اش مى فرماید: ظاهر و باطن او، قلب و زبان او یکی بود و دو رویی و دو زبانی نداشت.
در خطبه ۱۰۱ میفرماید:
شَهَادَهً یُوَافِقُ فِیهَا السِّرُّ الْإِعْلَانَ وَ الْقَلْبُ اللِّسَانَ.
گواهى مى دهیم که معبودى جز او نیست و محمّد برگزیده و فرستاده اوست گواهى و شهادتى که درون و برون، و قلب و زبان در آن هماهنگ باشد.
🔴چرا انسان قلب و زبانش یکی نباشد، قول و فعلش یکی نباشد؟
درخطبه ۱۷۵ فرمود :
أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی وَاللَّهِ مَا أَحُثُّکُمْ عَلَى طَاعَهٍ إِلاَّ وَأَسْبِقُکُمْ إِلَیْهَا وَلا أَنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِیَهٍ إِلاَّ وَأَتَنَاهَى قَبْلَکُمْ عَنْهَا
اى مردم به خدا سوگند من شما را دعوت به اطاعتى نسبت به اوامر الهى نمى کنم جز اینکه خودم پیش از شما آن را انجام مى دهم و شما را از معصیتى نهى نمى کنم جز اینکه خودم قبلاً آن را ترک مى گویم. قرآن مجید می فرماید :
《یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ مَا لاَ تَفْعَلُونَ * کَبُرَ مَقْتآ عِنْدَ اللهِ أَنْ تَقُولُوا مَا لاَ تَفْعَلُونَ ؛ صف – ۳》
اى کسانى که ایمان آورده اید! چرا سخنى مى گویید که عمل نمى کنید؟! این کار مایه خشم عظیم خداوند است که سخنى بگویید و عمل ننمایید.
📗شیخ عباس و عمل به مفاتیح:
در حالات مرحوم شیخ عباس قمی نوشته اند او یک سال اجازه چاپ مفاتیح الجنان را نداد، وقتی علت را از او پرسیده بودند فرموده بود اول خواستم خودم یک بار به آنچه گفته ام عمل کنم بعد به مردم توصیه کنم.
📕اهل معروف باشید و به آن امر کنید.
در خطبه ۱۲۹ فرمود:
لَعَنَ اللّه ُ الآمِرینَ بِالمَعروفِ التّارِکینَ لَهُ ، و النّاهینَ عَنِ المُنکَرِ العامِلینَ بِه
نفرین خدا بر کسانى که به خوبى فرمان مى دهند و خود آن را فرو مى گذارند و بر کسانى که از زشتى باز مى دارند و خود مرتکب آن مى شوند.
🔻نهمین صفت برادران علی🔻
💠وَکَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ
اگر در سخن گفتن مغلوب مى شد هرگز در سکوت کسى بر او غلبه نمى یافت.
حضرت در نهمین وصف برادر الهی خود مى فرماید برادر من اگر چه در سخن ید طولایی داشت و مسلط به بیان بود ولی حتی اگر کسی در زبان و استدلال بر او پیشی میگرفت، کسی نمی توانست در سکوت بر او غالب شود.
🟢او کمتر سخن مىگفت و بیشتر سکوت مى کرد به گونه اى که دیگران در سخن گفتن بر او پیشى مى گرفتند؛
ولى هیچکس در سکوت بر او پیشى نمى گرفت و این درواقع نکوهش و مذمتى است از پرگویى و مدح وستایشى است درباره سکوت.
🔴 حضرت در سومین وصف این برادر نیز فرمود:
وَکَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَنَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ؛
فرمود به فرض هم که کسی در گفتار بر او غلبه میکرد، کسی در سکوت بر او غلبه نمیکرد.
❌بسیاری از گناهان از زبان صادر میشود.
می دانیم سخن گفتن خطرات زیادى دارد؛ بسیارى از گناهان کبیره با سخن انجام مى شود و پرهیز از آنان به وسیله سکوت حاصل مى گردد.
سالکان طریق الى الله یکى از مهمترین مواد برنامه خود را صمت و سکوت مى دانند و هرگز حضور قلب و نیروهاى خود را با سخن گفتن بسیار به هدر نمى دهند و در حال سکوت مى توانند بیشتر درباره عظمت خدا بیندیشند و به اصلاح خویش بپردازند.
به همین دلیل افرادى که سکوت فراوان دارند، افرادى فکور و آگاهند.
🟢امام رضا علیه السلام می فرماید:
عَلامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَالْعِلْمُ وَالصَّمْتُ
از نشانه هاى فهم و شعور، بردبارى و علم وسکوت است.
إِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِکْمَهِ
به یقین سکوت، درى از درهاى دانش است.
إِنَّ الصَّمْتَ یَکْسِبُ الْمَحَبَّهَ إِنَّهُ دَلِیلٌ عَلَى کُلِّ خَیْرٍ
سکوت، محبت مردم را به انسان جلب مى کند و راهنما به سوى هر خیر است.
🔴سکوت در اسرار اهل بیت:
مرحوم کلینى؛ در باب الصّمْتُ وَحِفْظُ اللِّسانِ؛ روایاتی نقل میکند، برای حفظ زبان مخصوصا در اسرار اهل بیت
از امام باقر علیه السلام نقل میکند:
إِنَّمَا شِیعَتُنَا الْخُرْس
شیعیان ما لال هستند.
شَهِدْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع وَ هُوَ یَقُولُ لِمَوْلًى لَهُ یُقَالُ لَهُ سَالِمٌ وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى شَفَتَیْهِ امام صادق علیه السّلام را دیدم انگشت بالاى لبهاى شریفش گذاشته و بغلامش سالم میفرماید.
وَ قَالَ یَا سَالِمُ احْفَظْ لِسَانَکَ تَسْلَمْ وَ لَا تَحْمِلِ النَّاسَ عَلَى رِقَابِنَا
اى سالم زبانت را نگه دار تا سالم بمانى و مردم را بر دوش ما سوار مکن.
در طول تاریخ تشیع برخی از امور مثل تبرّی جزء اسرار آل محمد بوده اند و بیان آنها خلاف نظر اهل بیت بوده است.
اللهم اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۱۰/۲۵/ . ۱۳ رجب
بخش چهارم حکمت۲۸۹
بخش چهارم
أَتْبَاعُ کُلِّ نَاعِقٍ یَمِیلُونَ مَعَ کُلِّ رِیحٍ، لَمْ یَسْتَضِیئُوا بِنُورِ الْعِلْمِ وَ لَمْ یَلْجَئُوا إِلَى رُکْنٍ وَثِیقٍ. یَا کُمَیْلُ، الْعِلْمُ خَیْرٌ مِنَ الْمَالِ، الْعِلْمُ یَحْرُسُکَ وَ أَنْتَ تَحْرُسُ الْمَالَ،
یعنى کسانى که از پى هر آواز مى روند و با وزش هر باد به چپ و راست میل مى کنند. از فروغ دانش بهره ور نشده اند و به رکن استوارى پناه نجسته اند.
اى کمیل، علم بهتر از مال است. علم تو را نگه مى دارد و تو باید مال را نگه دارى.
خلاصه جلسات قبل:
💠 وَ کَانَ یَقُولُ مَا یَفْعَلُ وَ لا یَقُولُ مَا لا یَفْعَلُ وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ
در بخش های قبل در مورددوری ازدنیا، دوری از شکم پرستی مطالبی، د ر مورد زبان و سکوت مطالبی فرمودند
🔻دهمین صفت برادران علی🔻
💠وَکَانَ عَلَى مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ یَتَکَلَّمَ
او بر شنیدن حریص تر بود تا گفتن.
🟢حضرت در دهمین وصف برادر الهی خود روی شنیدن تاکید می کنند.
در مورد زبان و سکوت مطالبی فرمودند، در این بخش در مورد گوش صحبت میکنند. او گوش خود را وقف شنیدن کرده بود و از یادگرفتن خسته نمیشد.
+ بسیارى از علوم و دانش هایى که عاید انسان مى شود از طریق شنوایى است. تمام دروس را انسان از استادش با شنیدن فرا مى گیرد و حل مشکلات را از این طریق انجام مى دهد. به خصوص اگر انسان در محضر عالمى حضور پیدا کند، هرچه سکوت واستماعش بیشتر باشد بهره او بیشتر خواهد بود.
و به عکس اگر در محضر او پرحرفى کند از فواید مهمى محروم خواهد شد.
+ مسئولین نیز باید گوش شنوا داشته باشند، دردها و نیازهای جامعه را بشنوند و برای برطرف کردن آنها تلاش کنند.
_وقتی خداوند دو گوش به انسان داده و یک زبان، معنایش این است که شنیدن تو باید دو برابر گفتن تو باشد.
دادند دو گوش و یک زبانت ز آغاز
یعنى که دو بشنو و یکى بیش مگو
🔴از پیامبر که بالاتر نیستیم.
در جایی که حتی عالمترین خلائق یعنی پیامبر اکرم نیز نباید به علمش بسنده نماید و مرتب بگوید:
«قل رَّبّ زِدْنىِ عِلْمًا»؛
تکلیف دیگران مشخص است که چگونه باید در صدد یادگیری و فهم بر آیند.
🟢انسانها گرسنه اند، برای گرسنه چه چیزی مهم است.
در حکمت ۴۵۷ فرمود:
مَنْهُومَانِ لَا یَشْبَعَانِ؛ طَالِبُ عِلْمٍ، وَ طَالِبُ دُنْیَا.
دو گروه گرسنه اند که هرگز سیر نمى شوند: طالب علم و طالب دنیا.
حرص هم بد است مگر در علم.
در خطبه متقین فرمود :
مِنْ عَلَامَهِ أَحَدِهِمْ أَنَّکَ تَرَى لَهُ قُوَّهً فِی دِینٍ
از نشانه هاى هر یک از آنها این است که او را در دین خود قوى مى بینى.
وَ حَزْماً فِی لِینٍ
و در عین قاطعیت، نرم خوست،
وَ إِیمَاناً فِی یَقِینٍ
داراى ایمانى مملوّ از یقین،
وَ حِرْصاً فِی عِلْمٍ
و حرص در کسب دانش دارد.
🟢یک ساعت شنیدن نهج البلاغه چه ثوابی دارد؟!
امیرالمومنین صلواه الله علیه فرمود:
بَینَما أنَا جالِسٌ فی مَسجِدِ النَّبِیِّ إذ دَخَلَ أبو ذَرٍّ فَقالَ:
در مسجد پیامبر نشسته بودم که ابوذر وارد شد و گفت:
یا رَسولَ اللّهِ، جَنازَهُ العابِدِ أحَبُّ إلَیکَ أم مَجلِسُ العِلمِ؟
اى پیامبر خدا! نزد شما شرکت در تشییع جنازه عابد محبوبتر است یا حضور در مجلس علم؟
فَقالَ: یا أبا ذَرٍّ،الجُلوسُ ساعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن ألفِ جَنازَهٍ مِن جَنائِزِ الشُّهَداءِ
پیامبر فرمود: اى ابوذر! نزد من ساعتى در مجلس علم نشستن، محبوبتر از هزار تشییع جنازه شهید است.
والجُلوسُ سَاعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن قِیامِ ألفِ لَیلَهٍ یُصَلّی فی کُلِّ لَیلَهٍ ألفَ رَکعَهٍ
و نزد من ساعتى در مجلس علم نشستن، محبوبتر از هزار شب شب زنده دارى است که در هر شب هزار رکعت نماز بخوانى.
والجُلوسُ ساعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن ألفِ غَزوَهٍ و قِراءَهِ القُرآنِ کُلِّهِ. و نزد من لحظه اى در مجلس علم نشستن، محبوبتر از شرکت در هزار غزوه همراه رسول خدا و خواندن همه قرآن است.
قالَ : یا رَسولَ اللّهِ، مُذاکَرَهُ العِلمِ خَیرٌ مِن قِراءَهِ القُرآنِ کُلِّهِ؟!
ابوذر با تعجب گفت: اى پیامبر خدا! آیا گفت و شنود علمى از خواندن همه قرآن بهتر است؟
فَقالَ: یا أبا ذَرٍّ، الجُلوسُ ساعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِن قِراءَهِ القُرآنِ کُلِّهِ اثنَی عَشَرَ ألفَ مَرَّهٍ،
پیامبر فرمود: نزد خدا اى ابوذر! ساعتى در مجلس علم نشستن، محبوبتر از دوازده هزار بار خواندن همه قرآن است.
عَلَیکُم بِمُذاکَرَهِ العِلمِ، فَإِنَّ بِالعِلمِ تَعرِفونَ الحَلالَ مِنَ الحَرامِ
همواره گفت و شنود علمى داشته باشید که با علم ، حلال را از حرام باز مى شناسید.
یا أباذرٍّ، الجُلوسُ ساعَهً عِندَ مُذاکَرَهِ العِلمِ خَیرٌ لَکَ مِن عِبادَهِ سَنَهٍ صِیامِ نَهارِها وقِیامِ لَیلِها
اى ابوذر! ساعتى در مجلس علم نشستن براى تو از عبادت یک سال ، که روزهایش را روزه و شبهایش را زنده بدارى، بهتر است.
🔻یازدهمین صفت برادران علی🔻
💠 وَ کَانَ إِذَا بَدَهَهُ أَمْرَانِ یَنْظُرُ أَیُّهُمَا أَقْرَبُ إِلَى الْهَوَى فَیُخَالِفُهُ
او چنان بود که هرگاه دو کار برایش پیش مى آمد اندیشه مى کرد که کدام به هوا و هوس نزدیکتر است، با آن مخالفت مى ورزید. و آن را که خلاف هواى نفس بود مقدم مى شمرد
🔴حضرت در آخرین وصف برادر الهی خود مى فرماید او سر دو راهیها همیشه از یک قاعده و قانون استفاده میکرد: آن کاری که موافق میل و علاقه نفسانی بود را رها میکرد و آن کاری که مخالف هوس بود را انجام میداد.
🟢 بسیار مى شود که انسان در زندگى خود بر سر دو راهى قرار مى گیرد که کارى را انجام دهد یا نه و گاه به تردید مى افتد که کدام یک از فعل و ترک یا کدام یک از دو کار متضاد، به رضاى خدا نزدیکتر است. امام علیه السلام در بیان این وصف برادر الهى معیارى بیان فرموده و آن اینکه بنگرد کدام طرف موافق هواى نفس است، آن را رها سازد و به سراغ طرفى برود که برخلاف هواى نفس اوست و این معیارى است براى شناخت حق از باطل در موارد شک و تردید و قرار گرفتن بر سر دو راهى هاى زندگى.
🔴مخالفت با نفس بهشت است.
قرآن کریم میفرماید:
《 وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَىٰ * فَإِنَّ الْجَنَّهَ هِیَ الْمَأْوَىٰ؛ نازعات – ۴۰》
و هر کسی از حضور در پیشگاه خداوند بترسد و از هوای نفس دوری کند؛ همانا بهشت منزلگاه اوست.
❌با دشمن خودمان هم پیمان نشویم.
پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمود :
أَعدَى عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتِی بَینَ جَنْبَیک بزرگترین دشمن، دشمن بیرونی نیست بلکه دشمنی درونی است که همان نفس اماره است.
🟢مخالفت با نفس ، حاج آقا رحیم ارباب چگونه بود.
شیخ حسین انصاریان به نقل یکی از شاگردان حاج آقا رحیم ارباب میگفت:
اگر چه طبع علم و عالم این است که مشهور شود، دیده شود، همه از او سوال کنند و … ولی حاج آقا رحیم ارباب که کوهی از علم و عمل بود در یک مسجد کوچک و برای عده محدودی از فضلا درس میگفت و اصرار داشت در هنگام تدریس پرده های مسجد را بکشند تا کسی او را بر کرسی درس نبیند و با ضعیف ترین صدا درس میگفت تا کسی از بیرون صدای او را به عنوان مدرس نشنود.
برادران امیرالمومنین کسانی هستند که اینگونه با نفس مخالفت میکنند.
❌مخالفت با نفس؛ سختی آسایش ساز دارد.دشخصی از امام صادق پرسید:
أَیْنَ طَرِیقُ الرَّاحَهِ
مسیر آسایش و راحتی کجاست؟!
فَقَالَ فِی خِلَافِ الْهَوَى
حضرت فرمود در مخالفت با هوای نفس است.
خود مبارزه با نفس سخت است و پیروز شدن بر آن کار مشکلی است ولی راحتی در مبارزه با نفس است.
🟢 رسیدن به حکمت، از این راه ممکن است. علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود از امام صادق روایت مفصلی نقل میکند که شخصی از حضرت پرسید:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ لُقْمَانَ وَ حِکْمَتِهِ از امام صادق پرسیدم چرا خداوند به لقمان حکمت داد.
فَقَالَ: أَمَا وَ اللَّهِ مَا أُوتِیَ لُقْمَانُ الْحِکْمَهَ بِحَسَبٍ وَ لَا مَالٍ- وَ لَا أَهْلٍ وَ لَا بَسْطٍ فِی جِسْمٍ وَ لَا جَمَالٍ-
خداوند حکمت را به جهت مقامپرستى و ثروتپرستى سلیمان به او عطا نفرمود.
وَ لَکِنَّهُ کَانَ رَجُلًا قَوِیّاً فِی أَمْرِ اللَّهِ
بلکه به خاطر اهتمام به وظایف الهی به این مقام رسید.
وَ کَانَ یُکْثِرُ مُجَالَسَهَ الْفُقَهَاءِ وَ الْحُکَمَاءِ همنشینی با اهل علم و حکمت داشت.
وَ یَتَعَلَّمُ مَا یَغْلِبُ بِهِ نَفْسَهُ وَ یُجَاهِدُ بِهِ هَوَاهُ
و راه مبارزه و غلبه بر نفس را می آموخت و با هوای نفس مبارزه میکرد.
نهج البلاغه خوانی که راه علم آموزی است انسان را به حکمت میرساند.
⏪ امیرالمومنین بعد از بیان یازده صفت اخلاقی بی نظیری که در این برادر الهی بود، خطاب به همه کسانی که این صفات را شنیدند میفرماید:
فَعَلَیْکُمْ بِهَذِهِ الْخَلائِقِ
اگر مى خواهید راه سعادت و نجات را پیدا کنید بر شما باد که این صفات را به دست آورید.
فَالْزَمُوهَا
پیوسته با آن ملازم باشید.
وَ تَنَافَسُوا فِیهَا
و برای رسیدن به این جایزه نفیس با یکدیگر مسابقه بدهید.
فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِیعُوهَا فَاعْلَمُوا أَنَّ أَخْذَ الْقَلِیلِ خَیْرٌ مِنْ تَرْکِ الْکَثِیرِ
و اگر نمى توانید همه آنها را انجام دهید به مقدار توان انجام دهید، و بدانید انجام مقدار کم بهتر از ترک همه است.
⏪در این توصیه پایانی که در واقع جمع بندی همه مباحث است، حضرت چند توصیه دارند:
◀️۱. کسب این اخلاق
◀️۲. التزام به این اخلاق
(اینگونه نباشد که مقطعی و فصلی به این اخلاق عمل کنیم)
◀️۳. مسابقه در راه کسب فضائل
◀️۴. عمل به حداقل ها، عمل به برخی از این اخلاق، عمل به بخشی از این یازده توصیه.
مَا لا یُدرَک کُلُه لا یُدرَک کُلُه
🟢برادران امیرالمومنین اهل مسابقه اند. در مسیر حق، باید مسابقه داد، پیشتاز شد، جزء سابقون شد، و به ندای “سَارِعُوا إِلَىٰ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ”
لبیک گفت.
امام سجاد علیه السلام فرمود:
مَعَاشِرَ شِیعَتِنَا أَمَّا الْجَنَّهُ فَلَنْ تَفُوتَکُمْ سَرِیعاً کَانَ أَوْ بَطِیئاً
اى شیعیان ما! شما بهشت را هرگز از دست نمىدهید، دیر یا زود به آن وارد خواهید شد،
وَ لَکِنْ تَنَافَسُوا فِی الدَّرَجَاتِ
اما براى رسیدن به درجات آن با هم رقابت کنید!،
وَ اعْلَمُوا أَنَّ أَرْفَعَکُمْ دَرَجَاتٍ،
بدانیدکسی در بهشت درجه اش بالاتر است
وَ أَحْسَنَکُمْ قُصُوراً وَ دُوراً وَ أَبْنِیَهً فِیهَا:
و از قصرها و خانه ها و بناهای بهتر آنجا برخوردار است…
أَحْسَنُکُمْ إِیجَاباً لِإِخْوَانِهِ الْمُؤْمِنِینَ،
هرکس از شما که بهتر به درخواستهای برادران دینیش پاسخ دهد.
وَ أَکْثَرُکُمْ مُوَاسَاهً لِفُقَرَائِهِمْ
و مواسات مشارکت در امور معاش بیشتر با فقرای ایمانی داشته باشد،
🔴شیعیان بهشتی اند، برای درجات مسابقه دهید.
امام صادق علیه السلام فرمود :
وَ اللَّهِ مَا بَعْدَنَا غَیْرُکُمْ وَ إِنَّکُمْ مَعَنَا فِی السَّنَامِ الْأَعْلَى
به خدا قسم غیر از شما کسی پیرو ما نخواهد بود و شما با ما هستید، در برترین درجات و مقام ها.
فَتَنَافَسُوا فِی الدَّرَجَاتِ.
پس بر یکدیگر پیشی گیرید و با هم رقابت کنید برای رسیدن به درجات بهشت.
که در زیارت حضرت معصومه میخوانیم
” یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه”
🟢برای رسیدن به حوض کوثر مسابقه دهید.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
أَنَا وَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَى الْحَوْضِ وَ مَعَنَا عِتْرَتُنا
ما اهل بیت صاحب حوض کوثر هستیم،
فَمَنْ أَرَادَنَا فَلْیَأْخُذْ بِقَوْلِنَا وَ لْیَعْمَلْ بِأَعْمَالِنَا
فَإِنَّا أَهْلُ البیت لَنَا شَفَاعَهٌ فَتَنَافَسُوا فِی لِقَائِنَا عَلَى الْحَوْضِ
هر کسی میخواهد پیشی بگیرد در رسیدن به حوض کوثر گفتار ما را یاد بگیرد و به آنها عمل کند.
🔴کامل الزیارات، مسابقه برای زیارت امام حسین :
امام صادق علیه السلام فرمود:
لَا تَدَعُوا زِیَارَتَهُ- یَمُدُّ اللَّهُ فِی أَعْمَارِکُمْ وَ یَزِیدُ فِی أَرْزَاقِکُمْ
زیارت امام حسین را ترک نکنید چرا که طول عمر و افزایش روزی به همراه دارد. فَتَنَافَسُوا فِی زِیَارَتِهِ وَ لَا تَدَعُوا ذَلِکَ فَإِنَّ الْحُسَیْنَ شَاهِدٌ لَکُمْ فِی ذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ وَ عِنْدَ فَاطِمَهَ وَ عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ.
برای زیارت امام حسین با هم مسابقه بدهید و امام حسین نزد خدا و پیامبرو امیرالمومنین و حضرت زهرا بر این تلاش و مسابقه شما شهادت خواهد داد.
🔻نکته:
این حکمت در مورد برادران امیرالمومنین بود ” کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ “
ما هم میتوانیم از برادران امیرالمومنین باشیم.
در خطبه ۱۸۲ که یک هفته قبل از شهادت امیرالمومنین ایراد شد فرمود:
أَیْنَ إِخْوَانِیَ الَّذِینَ رَکِبُوا الطَّرِیقَ وَ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ؟
کجایند برادران من؟ همانها که در مسیر صحیح گام نهادند و در راه حق پیش افتادند.
أَیْنَ عَمَّارٌ وَ أَیْنَ ابْنُ التَّیِّهَانِ وَ أَیْنَ ذُو الشَّهَادَتَیْنِ
کجاست «عمار»؟ کجاست «ابن تیّهان»؟ و کجاست «ذوالشهادتین».
وَ أَیْنَ نُظَرَاؤُهُمْ مِنْ إِخْوَانِهِمُ الَّذِینَ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِیَّهِ وَ اُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَهِ؟
و کجایند کسانى همچون آنان از برادرانشان که پیمان بر جان بستند و سرانجام سرهایشان براى فاجران فرستاده شد!
⏪برادران امیرالمومنین کسانی هستند که:
◀️ رَکِبُوا الطَّرِیقَ :
برادران علی سوار راه هستند وقتی راه را پیدا کردند دیگر میروند و معطل کسی نمیشوند. و در این مسیر به هیچ مشوق نیاز ندارند.
◀️ مَضَوْا عَلَى الْحَقِّ :
برادران علی حق گرا و حق طلب هستند، وقتی حق را یافتند در مقابل آن نمی ایستند و چیزی جز حق نمی خواهند.
◀️ برادران علی علیه السلام مثل عمار جهاد تبیین دارند؛
مثل مالک بن تیّهان بصیرت دارند و تا صفین در رکاب حضرت هستند و به شهادت میرسند،
مثل ذو شهادتین معرفتی به پیامبر دارند که شهادت آنها در محکمه به مانند شهادت دو نفر است.
◀️ تَعَاقَدُوا عَلَى الْمَنِیَّهِ:
برادران حضرت کسانی هستند که پیمان جان بسته اند، که در مسیر اهل بیت تا پای جان می ایستند.
◀️ اُبْرِدَ بِرُءُوسِهِمْ إِلَى الْفَجَرَهِ:
برادران علی کسانی هستند که پایان کارشان مبارزه و مقابله با کفار و فاجران است و در این راه به شهادت میرسند و سر آنها را برای دشمنان میبرند (دشمن برای سر آنها جایزه تعیین کرده است)
🟢کاش ما جزء برادران رسول الله باشیم.
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص ذَاتَ یَوْمٍ وَ عِنْدَهُ جَمَاعَهٌ مِنْ أَصْحَابِهِ
روزی پیامبر در حالی که عدّهای از یارانش نزد او بودند، فرمود:
اللَّهُمَّ لَقِّنِی إِخْوَانِی مَرَّتَیْنِ
خداوندا! برادران مرا به من نشان بده! حضرت این سخن را دو مرتبه تکرار کردند.
فَقَالَ مَنْ حَوْلَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ أَمَا نَحْنُ إِخْوَانُکَ یَا رَسُولَ اللَّهِ
در این هنگام گروهی از یاران که گرد آن حضرت بودند، گفتند: ای پیامبر خدا! آیا ما برادران شما نیستیم؟
فَقَالَ لَا إِنَّکُمْ أَصْحَابِی وَ إِخْوَانِی قَوْمٌ مِنْ آخِرِ الزَّمَانِ آمَنُوا بِی وَ لَمْ یَرَوْنِی
فرمود: نه! شما یاران من هستید برادران من قومی هستند که در آخرالزمان خواهند آمد. آنها به من ایمان میآورند، در حالی که مرا ندیده اند.
هر یک از آنها بر دین خود پایدار میماند
أُولَئِکَ مَصَابِیحُ الدُّجَى یُنْجِیهِمُ اللَّهُ مِنْ کُلِّ فِتْنَهٍ غَبْرَاءَ مُظْلِمَهٍ.
آنها چراغی فروزانی در دل تاریک شب هستند. خداوند آنها را از همه فتنههای تیره و تار در امان نگه میدارد!
🔻نکته:
مرحوم کلینی در کافی عین این حکمت را از امام مجتبی نقل میکند:
خَطَبَ النَّاسَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ ص فَقَالَ أَیُّهَا النَّاسُ أَنَا أُخْبِرُکُمْ عَنْ أَخٍ لِی کَانَ مِنْ أَعْظَمِ النَّاسِ فِی عَیْنِی
علامه شوشتری نیز در ابتدای شرح این حکمت میفرماید روایات فراوان شیعه و سنی این حدیث را از امام حسن نقل کرده اند و اصلا معلوم نیست سید رضی بر چه مبنا و سندی این حدیث را از امیرالمومنین نقل کرده است.
اللهم اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره