بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۳/۱۰/۱۶ . ۴رجب
💢 حکمت ۲۸۵ 💢
وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ، وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیف.
و فرمود (ع): از همه مى خواهند که شتاب کنند ولى آنها مهلت مى خواهند و براى هر یک مدتى معین نهاده اند و آنها بهانه آورند و کار به تأخیر اندازند.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ،
آن کسی که زمانش پایان یافته، خواهان مهلت است.
💠وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیف.
و آن کسی که مهلت دارد، انجام کارهاى نیک و توبه را به تاخیر می اندازد.
⤵️ معنای لغوی:
تسویف از ریشه سوف و به معنای تأخیر انداختن
از جمله الفاظی که در زبان عربی به معنای تاخیر و تسویف آمده، لفظ “مماطله” و امروز و فردا کردن و کار امروز را به فردا انداختن و طول دادن امور است.
⤵️معنای اصطلاحی:
گاهی حالتی در انسان به وجود می آید که او خود می داند در کاری اشتباه می کند و قصد برگشتن از آن کار را هم دارد؛
اما گویی توان تصمیم گیری و اقدام کردن را از دست داده است و هرگاه تصمیم به بازگشت می گیرد، وسوسه می شود که هنوز فرصت بسیار است و خویشتن را به فردا وعده می دهد و انجام آن کار را به وقت دیگری موکول می کند. این حالت، ممکن است هم درکارهای مادی پیش آید و هم در کارهای معنوی.
به این حالت «تسویف» یا «مماطله» گفته می شود.
در دعای کمیل میخوانیم:
وَ خَدَعَتْنِی الدُّنْیَا بِغُرُورِهَا وَ نَفْسِی بِجِنَایَتِهَا _بِخِیَانَتِهَا_ وَ #مِطَالِی
دنیا با غرورش و نفس با جنایتش و امروز و فردا کردنم در توبه مرا فریفته،
⏪حضرت در این حکمت در مورد دو گروه از انسانها که غالب انسانها هستند صحبت میکنند:
◀️الف. گروهى که مهلت آنها سرآمده و تازه به فکر افتاده اند.
کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ
آن کس که زمانش پایان گرفته، خواهان مهلت است .
◀️ مانند افراد پیر و ناتوانی که به تعبیر عامیانه پایشان لب گور است و تازه به فکر جبران بر می آیند.
◀️ یا افراد بیمار که بر اثر بیماری خودشان را در آستانه مرگ می بینند و حال در این لحظات به فکر جبران مافات افتاده اند.
◀️ و یا آنان که مستحق مجازاتند و قانون آنها را به اعدام محکوم کرده است و آنها اجرای حکم را نزدیک می بینند و در صدد درست کردن امور بر آمده اند.
◀️اینها از خداوند متعال تقاضاى مهلت مى کنند تا خطاهاى خود را جبران نمایند در حالى که زمانى طولانى فرصت در اختیار داشته و کارى نکرده اند.
🔻نکته:
جمله ” کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ” در مورد فرصت خواستن از انسانها نیز صادق است.
انسانها تا وقتی توان دارند، به هم محبت نمی کنند. به هم خدمت نمی کنند و از هم سراغ نمی گیرند، وقتی به مرحله ی پیری یا بیماری رسیدند مدام ابراز پشیمانی میکنند و می گویند ای کاش بر می گشتیم، جوان، سالم میشدیم تا خدمت کنیم، محبت کنیم، کار دیگران را راه بیندازیم و…
چه خوب است که انسانها تا وقتی توان دارند به فکر خوبی و احسان و… باشند.
⛔️یکی از مصادیق خیری که انسان قبل از تمام شدن فرصت باید به فکر آن باشد، انفاق به جای وصیت است.
در حکمت ۲۵۴ فرمود :
یَا ابْنَ آدَمَ، کُنْ وَصِیَّ نَفْسِکَ فِی مَالِکَ،
اى فرزند آدم ! تو خود وصی خویشتن در اموال خود باش،
وَ اعْمَلْ فِیهِ مَا تُؤْثِرُ أَنْ یُعْمَلَ فِیهِ مِنْ بَعْدِکَ
و (امروز) به گونه اى درباره آن عمل کن که مى خواهى پس از تو (مطابق وصیتت) عمل کنند.
انسان باید تا وقتی هنوز فرصت از دست نرفته است مشغول کار خیر شود و الا اگر فرصت رفت، امکان بازگرداندن فرصت ها نیست.
⭕️یکی دیگر از مصادیق کلام حضرت آنجایی است که انسان براثر اشتباه یا بی مبالاتی خسارتی میکند، جرمی مرتکب میشود سپس اسیر و زندانی شد، در این صورت مدام از اولیاء دم یا از طلبکارها فرصت میخواهد تا بیرون بیاید و بتواند گذشته را جبران کند.
❌البته نه فرصت خواستن از خدا، نه فرصت خواستن از خلق جواب نمیدهد و این حرفها جز آرزوی پوچی نیست.
قرآن مجید درباره آنها میفرماید:
《حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمْ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّى أَعْمَلُ صَالِحا فِیمَا تَرَکْتُ؛ مومنون – ۱۰۰》
آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى دهند تا زمانى که مرگ یکى از آنها فرا رسد مى گوید: پروردگارا! مرا بازگردان شاید در آنچه ترک و کوتاهى کرده ام عمل صالحى انجام دهم.
《 کَلاّ إِنَّها کَلِمَهٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ ۱۰۱ 》
.هرگز [چنین چیزى ممکن نیست] قطعاً این [تنها] سخنى است که او گوینده ی آنست و [حال آنکه] از برای آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند.
◀️الف. گروهى بودند که مهلت آنها سرآمده و تازه به فکر افتاده اند.
کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ
◀️ ب. گروه دوم کسانى هستند که:
وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیف
براى هرگونه اعمال نیک یا جبران گناهان گذشته فرصت دارند ولى با این حال از فرصت خود استفاده نمى کنند و پیوسته امروز و فردا مى نمایند.
💮امام درباره چنین کسانى مى گوید:
وَکُلُّ مُوَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیفِ
آن کس که مهلت دارد تعلل مى ورزد و کوتاهى مى کند؟
افراد فراوانی را می شناسیم که جوان اند، سالم اند، در محیطى آرام و امن و امان زندگى مى کنند. استعداد کافی برای رشد دارند، از حمایت مادی و معنوی خانواده بهره مندند و در یک جمله،
“زندگی آنها آرزوی دیگران است”
ولی آنها بهره و استفاده ای از داشته ها نمی کنند و مدام وعده ی سر خرمن میدهند.
💮امام سجاد علیه السلام در دعاى ابوحمزه، گویا از زبان آنان سخن مى راند و عرضه مى دارد:
فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَ الآْمَالِ عُمُرِی خداوندا! من به واسطه تسویف و آرزوهاى دور و دراز، عمرم را بر باد دادم.
⏪علت ایجاد تسویف در افراد تصور اشتباه است:
+ جوانان نباید بپندارند همیشه مرگ به سراغ پیران مى رود و آنان در امانند.
+ افراد سالم نباید تصور کنند که مردن مخصوص بیماران است.
+ آنها که ایمن هستند نباید چنین پندارند که همیشه در امن و امان خواهند بود.
اگر انسان باطن دنیا که تغییر و تحول و بالا و پایین است را نشناسد، طبعاً تصور اشتباهی پیدا میکند و به جای هشیاری و بیداری و حرکت به تسویف و پشت گوش انداختن و تنبلی دچار خواهد شد
درخطبه ۱۱۴ فرمود :
الدُّنْیَا دَارُ فَنَاءٍ وَ عَنَاءٍ وَ غِیَرٍ وَ عِبَر
دنیا سراى فنا و رنج و دگرگونیها و عبرتهاست. سراى فناست، زیرا که همواره کمان خود را به زه کرده، تیرهایش خطا نمى رود و زخمش بهبود نمى یابد.
شناخت حقیقت دنیا انسان را به سمت استفاده از داشته ها سوق میدهد.
📕روایات در باب تسویف و مماطله:
سرانجام دست دست کردن، حیرت و سرگردانی است.
امام صادق سلام الله علیه فرمودند:
تَأْخِیرُ التَّوْبَهِ اغْتِرَارٌ وَطُولُ التَّسْوِیفِ حَیْرَه تأخیر انداختن توبه نوعى غرور و فریفتگى و امروز و فردا کردن مایه حیرت وسرگردانى است.
⛔️وظیفه ی امروزت را انجام بده، تو مسئول آینده نیستی.
پیامبر صلی الله علیه وآله به ابوذر فرمود:
یَا أَبَا ذَرٍّ إِیَّاکَ وَالتَّسْوِیفَ بِأَمَلِکَ فَإِنَّکَ بِیَوْمِکَ وَلَسْتَ بِمَا بَعْدَهُ
اى ابوذر از امروز و فردا کردن به سبب آرزوها بپرهیز. تو مسئول کار امروزت هستى نه کار فردا.
فَإِنْ یَکُنْ غَدٌ لَکَ، فَکُنْ فِی الْغَدِ کَمَا کُنْتَ فِی الْیَوْمِ
اگر فردایى در کار بود فردا نیز چنان باش که امروز بودى.
وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ غَدٌ لَکَ لَمْ تَنْدَمْ عَلَى مَا فَرَّطْتَ فِی الْیَوْمِ
و اگر فردایى در کار نباشد پشیمان بر کوتاهى هاى امروزت نخواهى شد زیرا کوتاهى نکرده اى.
📕در کتاب شریف میزان الحکمه، یک باب دارد با عنوان “النَّهیُ عَنِ التَّسویفِ”
در طول تاریخ هر کسی هلاک شد گرفتار تسویف بوده.
امیرالمومینن نامه ای اخلاقی به یکی از اصحاب نوشتند و به او فرمودند :
فَتَدارَکْ ما بَقِیَ مِن عُمُرِکَ ، ولا تَقُلْ : غَداً وبَعدَ غَدٍ
آنچه را از عمر تو باقى مانده است را دریاب و نگو : فردا و پس فردا انجام میدهم،
فإنّما هَلَکَ مَن کانَ قَبلَکَ بِإقامَتِهِم علی الأمانِیِّ والتَّسوِیفِ
زیرا پیشینیان تو به سبب تکیه کردن به آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند ، حتّی أتاهُم أمرُ اللَّهِ بَغتهً وهُم غافِلونَ چرا که فرمان مرگ ناگهان به این غافلان میرسد در حالی که آنها منتظر نیستند.
❌تسویف عامل سلب توفیق است.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
لا دِینَ لِمُسَوِّفٍ بِتَوبَتِهِ .
دین ندارد آن که درتوبه کردن ، امروز و فردا مى کند .
هر کسی توبه کند خداوند او را می بخشد ولی روحیه تسویف و تنبلی انسان را دچار سلب توفیق میکند و باعث میشود هرگز توفیق توبه را کسب نکند.
❌انذار به عالمان برای به تعویق انداختن کار خیر:
درحکمت ۲۸۳ فرمود :
جاهِلُکُم مُزدادٌ ، وعالِمُکُم مُسَوِّفٌ
نادان شما به عبث پرکار میشود و دانایان کارها را به تأخیر می افکند.
❌اگر اهل تسویف هستیم باید به حال خود گریه کنیم
امام سجاد علیه السلام فرمود:
وأعِنّی بِالبُکاءِ عَلی نَفسی
مرا در گریستن بر خودم یارى رسان ،
فقد أفنَیتُ بِالتَّسویفِ والآمالِ عُمرِی ، وقَد نَزَلتُ مَنزِلَهَ الآیِسِینَ مِن خَیرِی
زیرا که با امروز و فردا کردن و آمال و آرزوها عمر خویش را بر باد فنا داده و از آنها شده ام که به خیر و نجات خود امیدى ندارند.
❌دریای طوفانی تسویف:
امام باقر علیه السلام فرمود:
إیّاکَ والتَّسویفَ ؛ فإنّهُ بَحرٌ یَغرَقُ فیهِ الهَلْکی
از تسویف دوری کن زیرا دریای عمیقی است که خیلی ها را به کام مرگ کشانده است.
❌تسویف، بیماری واگیر دار است.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
مَنْ جَلَسَ مَعَ ثَمَانِیَهِ أَصْنَافٍ مِنَ اَلنَّاسِ زَادَهُ اَللَّهُ ثَمَانِیَهَ أَشْیَاءَ
کسی که با هشت گروه همنشین شود خداوند هشت چیز را در او زیاد میکند… مَنْ جَلَسَ مَعَ اَلْفُسَّاقِ اِزْدَادَ مِنَ اَلْجُرْأَهِ عَلَى اَلذُّنُوبِ وَ تَسْوِیفِ اَلتَّوْبَهِ
۱. کسی که با گناهکاران همنشین شود جرات بر گناه پیدا میکند و توبه را به تاخیر می اندازد.
وَ مَعَ اَلصَّالِحِینَ اِزْدَادَ رَغْبَهً فِی اَلطَّاعَاتِ ۲. کسی که با خوبان همنشین شود رغبت در طاعت الهی در او زیاد میشود.
وَ مَعَ اَلْعُلَمَاءِ اِزْدَادَ مِنَ اَلْعِلْمِ
۳. و کسی که با علما همنشین شود علمش زیاد میشود.
❌تسویف نشانه ی پستی و حقارت انسان است.
حضرت در غررالحکم فرمود :
وَعْدُ اَللَّئِیمِ تَسْوِیفٌ وَ تَعْطِیلٌ
وعده ای که انسان پست میدهد یا به آینده موکول میشود یا کلا انجام نمی شود.
⛔️در احسان و بخشش به دیگران تسویف ممنوع است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ کس چیزی از من نخواست و به من رو نزد مگر اینکه من دستش را گرفتم.
و هرگز رسیدگی به نیازمندان قدیمی باعث نشد من دست رد به سینه نیازمندان جدید بزنم.
بعد امام صادق به شعری که منسوب به امیرالمومنین است تمسک کردند:
وَ إِذَا بُلِیتَ بِبَذْلِ وَجْهِکَ سَائِلاً /
فَابْذُلْهُ لِلْمُتَکَرِّمِ اَلْمِفْضَالِ
اگر یک زمانی به کمک دیگران نیاز داشتی که آبرو بگذاری تا به تو کمک کنند، نزد اهل بخشش و فضل آبرو گرو بگذار.
إِنَّ اَلْجَوَادَ إِذَا حَبَاکَ بِمَوْعِدٍ/
أَعْطَاکَهُ سَلِساً بِغَیْرِ مِطَالٍ
زیرا انسان بخشنده اگر شبها وعدۀ بخشش دهد، آسان و بدون تلف کردن وقت عطا مىنماید و حتی کار را به فردا واگذار نمی کند.
💮امیرالمومنین علیه السلام فرمود :
عَلَیْکُمْ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِکُمْ بِکِرَامِ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلْأُصُولِ یُنْجَحْ لَکُمْ عِنْدَهُمْ مِنْ غَیْرِ مِطَالٍ وَ لاَ مَنٍّ.
بر شما باد که براى برآورده شدن حاجتهاى خود نزد کسانى بروید که نفسها و ریشههاى بزرگوارى و کرم دارند، که بدون تأخیر و منّتى حاجتهاى شما نزد ایشان برآورده گردد.
هم پیش چنین افرادی بروید، هم اگر کسی پیش شما آمد اینگونه عمل کنید.
🔻نکته1:
تفاوت بین تسویف و تفکرچیست؟!
از طرفی عجله و شتاب در دستورات دینی ما نکوهش شده است:پیامبر ص :
الْأَنَاهُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَهُ مِنَ الشَّیْطَانِ
حوصله از خداست و عجله از شیطان است.
و از طرف دیگر از تسویف و تاخیر کار بر حذر داشته اند.حکمت ۲۸۵:
وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیف.
و آن کسی که مهلت دارد، انجام کارهاى نیک و توبه را به تاخیر می اندازد.
🔺پاسخ:
تفکر آنجاست که انسان هنوز مطلبی برایش واضح نشده است ولی تسویف پس از تفکر و روشن شدن خوب و بد، خیر و شر است.
آغاز وسوسه های شیطان و تسویف پس از پی بردن مؤمن به وظیفه است.
همانگونه که عجله به هنگام بررسی و مطالعه در جوانب کار مذموم است؛
چرا که شتابزدگی موجب تصمیم گیری نابخردانه میشود،
تسویف نیز باعث از بین رفتن فرصت ها و به نتیجه نرسیدن خواهد شد. پیامبر:
إنَّ اللّه َ یُحِبُّ مِن الخَیرِ ما یُعجَّلُ خداوند آن کار خوب را دوست دارد که با تعجیل صورت گیرد.
آنجا که خیر کاری مشخص شد تاخیر معنا ندارد.
آنجا که خیر و شر کاری مشخص نشده جای تفکر است و تعجیل معنا ندارد.
🔻نکته۲:
راه های درمان بیماری تسویف:
◀️الف. توجه به گذر عمر و سرعت از دست رفتن فرصت ها:
درخطبه ۱۸۸ فرمود :
ما أسرَعَ السّاعاتِ فِی الیَومِ ،
چه زود مى گذرد ساعات روز
وأسرَعَ الأیّامَ فِی الشَّهرِ ،
و روزهاى ماه،
وأسرَعَ الشُّهورَ فِی السَّنَهِ ،
و ماههاى سال
وأسرَعَ السّنینَ فِی العُمرِ
و سالهاى عمر!
💮 حضرت در حکمت ۲۱ فرمود : الفُرصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ، فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَیرِ
فرصت، چون ابر مى گذرد. پس، فرصتهاى کار خوب را غنیمت شمارید
در نامه ۳۱ فرمود:
بادِرِ الفُرصَهَ قَبلَ أن تکونَ غُصّهً
فرصت را دریاب ، پیش از آن که از دست رفتن آن موجب اندوه گردد.
⛔️دیوان منسوب به امیرالمومنین:
ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟ /
قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَهَ بَینَ العَدَمَین
آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه میآید کجاست؟
برخیز و فرصت میانِ دو نیستی را دریاب.
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست /
در میان این و آن فرصت شمار امروز
◀️ ب. توجه به ظرفیت انسان و باری که به دوش او گذاشته شده
انسان موجودی است که؛ والاتر از همه ی مخلوقات و مسجود ملائکه است. او برای ابدیت خلق شده است و خداوند در خلقت او “فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ” گفته است. در مورد این انسان
” نَفَخۡتُ فِیهِ مِن رُّوحِی” گفته شده و این انسان مظهر اسماء و صفات خدا و
“خلیفهُ الله ” است.
از طرفی نیز بار سنگینی به دوش او گذاشته شده است:
《إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولا ؛ احزاب – ۷۲》
ما امانت خویش را بر آسمان ها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، ولى از پذیرفتن آن سر باز زدند، و از آن هراسیدند. و انسان آن را پذیرفت، که او در حق خویش ستم کارى نادان بود.
وقتی این بار سنگین به دوش ما گذاشته شده، توان آن هم به ما داده شده ،
《 لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا؛ بقره – ۲۸۶》
پس چرا تنبلی کنیم و کار را به تعویق بیندازیم؟
◀️ ج. توجه به مرگ است.
در خطبه ۵۴ فرمود :
فاتَّقی عَبدٌ رَبَّهُ
بنده باید از پروردگارش بترسد!…
فإنَّ أجَلَهُ مَستورٌ عَنهُ ، وأمَلَهُ خادِعٌ لَهُ زیرا مرگ او، از نظرش پنهان است و آرزویش او را فریب مى دهد ،
والشَّیطانَ مُوَکَّلُ بهِ ، یُزَیِّنُ لَهُ المَعصیَهَ لِیَرکَبَها
شیطان همواره مراقب اوست و گناه را در نظرش جلوه مى دهد، تا مرتکب شود ، ویُمَنِّیهِ التَّوبَهَ لِیُسَوِّفَها
و او را در آرزوى توبه نگه مى دارد، تا آن رابه تأخیر بیاندازد ،
إذا هَجَمَت مَنِیَّتُهُ علَیهِ أغفَلَ ما یَکونُ عَنها .
و هنگامى که مرگ بر او هجوم مى آورد در غافلترین حالت باشد .
اللهم لا تسلّط علی من لایرحمنا
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۳/۱۰/۱۶ . ۴رجب
💢 حکمت ۲۸۵ 💢
وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ، وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیف.
و فرمود (ع): از همه مى خواهند که شتاب کنند ولى آنها مهلت مى خواهند و براى هر یک مدتى معین نهاده اند و آنها بهانه آورند و کار به تأخیر اندازند.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ،
آن کسی که زمانش پایان یافته، خواهان مهلت است.
💠وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیف.
و آن کسی که مهلت دارد، انجام کارهاى نیک و توبه را به تاخیر می اندازد.
⤵️ معنای لغوی:
تسویف از ریشه سوف و به معنای تأخیر انداختن
از جمله الفاظی که در زبان عربی به معنای تاخیر و تسویف آمده، لفظ “مماطله” و امروز و فردا کردن و کار امروز را به فردا انداختن و طول دادن امور است.
⤵️معنای اصطلاحی:
گاهی حالتی در انسان به وجود می آید که او خود می داند در کاری اشتباه می کند و قصد برگشتن از آن کار را هم دارد؛
اما گویی توان تصمیم گیری و اقدام کردن را از دست داده است و هرگاه تصمیم به بازگشت می گیرد، وسوسه می شود که هنوز فرصت بسیار است و خویشتن را به فردا وعده می دهد و انجام آن کار را به وقت دیگری موکول می کند. این حالت، ممکن است هم درکارهای مادی پیش آید و هم در کارهای معنوی.
به این حالت «تسویف» یا «مماطله» گفته می شود.
در دعای کمیل میخوانیم:
وَ خَدَعَتْنِی الدُّنْیَا بِغُرُورِهَا وَ نَفْسِی بِجِنَایَتِهَا _بِخِیَانَتِهَا_ وَ #مِطَالِی
دنیا با غرورش و نفس با جنایتش و امروز و فردا کردنم در توبه مرا فریفته،
⏪حضرت در این حکمت در مورد دو گروه از انسانها که غالب انسانها هستند صحبت میکنند:
◀️الف. گروهى که مهلت آنها سرآمده و تازه به فکر افتاده اند.
کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ
آن کس که زمانش پایان گرفته، خواهان مهلت است .
◀️ مانند افراد پیر و ناتوانی که به تعبیر عامیانه پایشان لب گور است و تازه به فکر جبران بر می آیند.
◀️ یا افراد بیمار که بر اثر بیماری خودشان را در آستانه مرگ می بینند و حال در این لحظات به فکر جبران مافات افتاده اند.
◀️ و یا آنان که مستحق مجازاتند و قانون آنها را به اعدام محکوم کرده است و آنها اجرای حکم را نزدیک می بینند و در صدد درست کردن امور بر آمده اند.
◀️اینها از خداوند متعال تقاضاى مهلت مى کنند تا خطاهاى خود را جبران نمایند در حالى که زمانى طولانى فرصت در اختیار داشته و کارى نکرده اند.
🔻نکته:
جمله ” کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ” در مورد فرصت خواستن از انسانها نیز صادق است.
انسانها تا وقتی توان دارند، به هم محبت نمی کنند. به هم خدمت نمی کنند و از هم سراغ نمی گیرند، وقتی به مرحله ی پیری یا بیماری رسیدند مدام ابراز پشیمانی میکنند و می گویند ای کاش بر می گشتیم، جوان، سالم میشدیم تا خدمت کنیم، محبت کنیم، کار دیگران را راه بیندازیم و…
چه خوب است که انسانها تا وقتی توان دارند به فکر خوبی و احسان و… باشند.
⛔️یکی از مصادیق خیری که انسان قبل از تمام شدن فرصت باید به فکر آن باشد، انفاق به جای وصیت است.
در حکمت ۲۵۴ فرمود :
یَا ابْنَ آدَمَ، کُنْ وَصِیَّ نَفْسِکَ فِی مَالِکَ،
اى فرزند آدم ! تو خود وصی خویشتن در اموال خود باش،
وَ اعْمَلْ فِیهِ مَا تُؤْثِرُ أَنْ یُعْمَلَ فِیهِ مِنْ بَعْدِکَ
و (امروز) به گونه اى درباره آن عمل کن که مى خواهى پس از تو (مطابق وصیتت) عمل کنند.
انسان باید تا وقتی هنوز فرصت از دست نرفته است مشغول کار خیر شود و الا اگر فرصت رفت، امکان بازگرداندن فرصت ها نیست.
⭕️یکی دیگر از مصادیق کلام حضرت آنجایی است که انسان براثر اشتباه یا بی مبالاتی خسارتی میکند، جرمی مرتکب میشود سپس اسیر و زندانی شد، در این صورت مدام از اولیاء دم یا از طلبکارها فرصت میخواهد تا بیرون بیاید و بتواند گذشته را جبران کند.
❌البته نه فرصت خواستن از خدا، نه فرصت خواستن از خلق جواب نمیدهد و این حرفها جز آرزوی پوچی نیست.
قرآن مجید درباره آنها میفرماید:
《حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمْ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّى أَعْمَلُ صَالِحا فِیمَا تَرَکْتُ؛ مومنون – ۱۰۰》
آنها همچنان به راه غلط خود ادامه مى دهند تا زمانى که مرگ یکى از آنها فرا رسد مى گوید: پروردگارا! مرا بازگردان شاید در آنچه ترک و کوتاهى کرده ام عمل صالحى انجام دهم.
《 کَلاّ إِنَّها کَلِمَهٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛ ۱۰۱ 》
.هرگز [چنین چیزى ممکن نیست] قطعاً این [تنها] سخنى است که او گوینده ی آنست و [حال آنکه] از برای آنان برزخى است تا روزى که برانگیخته شوند.
◀️الف. گروهى بودند که مهلت آنها سرآمده و تازه به فکر افتاده اند.
کُلُّ مُعَاجَلٍ یَسْأَلُ الْإِنْظَارَ
◀️ ب. گروه دوم کسانى هستند که:
وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیف
براى هرگونه اعمال نیک یا جبران گناهان گذشته فرصت دارند ولى با این حال از فرصت خود استفاده نمى کنند و پیوسته امروز و فردا مى نمایند.
💮امام درباره چنین کسانى مى گوید:
وَکُلُّ مُوَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیفِ
آن کس که مهلت دارد تعلل مى ورزد و کوتاهى مى کند؟
افراد فراوانی را می شناسیم که جوان اند، سالم اند، در محیطى آرام و امن و امان زندگى مى کنند. استعداد کافی برای رشد دارند، از حمایت مادی و معنوی خانواده بهره مندند و در یک جمله،
“زندگی آنها آرزوی دیگران است”
ولی آنها بهره و استفاده ای از داشته ها نمی کنند و مدام وعده ی سر خرمن میدهند.
💮امام سجاد علیه السلام در دعاى ابوحمزه، گویا از زبان آنان سخن مى راند و عرضه مى دارد:
فَقَدْ أَفْنَیْتُ بِالتَّسْوِیفِ وَ الآْمَالِ عُمُرِی خداوندا! من به واسطه تسویف و آرزوهاى دور و دراز، عمرم را بر باد دادم.
⏪علت ایجاد تسویف در افراد تصور اشتباه است:
+ جوانان نباید بپندارند همیشه مرگ به سراغ پیران مى رود و آنان در امانند.
+ افراد سالم نباید تصور کنند که مردن مخصوص بیماران است.
+ آنها که ایمن هستند نباید چنین پندارند که همیشه در امن و امان خواهند بود.
اگر انسان باطن دنیا که تغییر و تحول و بالا و پایین است را نشناسد، طبعاً تصور اشتباهی پیدا میکند و به جای هشیاری و بیداری و حرکت به تسویف و پشت گوش انداختن و تنبلی دچار خواهد شد
درخطبه ۱۱۴ فرمود :
الدُّنْیَا دَارُ فَنَاءٍ وَ عَنَاءٍ وَ غِیَرٍ وَ عِبَر
دنیا سراى فنا و رنج و دگرگونیها و عبرتهاست. سراى فناست، زیرا که همواره کمان خود را به زه کرده، تیرهایش خطا نمى رود و زخمش بهبود نمى یابد.
شناخت حقیقت دنیا انسان را به سمت استفاده از داشته ها سوق میدهد.
📕روایات در باب تسویف و مماطله:
سرانجام دست دست کردن، حیرت و سرگردانی است.
امام صادق سلام الله علیه فرمودند:
تَأْخِیرُ التَّوْبَهِ اغْتِرَارٌ وَطُولُ التَّسْوِیفِ حَیْرَه تأخیر انداختن توبه نوعى غرور و فریفتگى و امروز و فردا کردن مایه حیرت وسرگردانى است.
⛔️وظیفه ی امروزت را انجام بده، تو مسئول آینده نیستی.
پیامبر صلی الله علیه وآله به ابوذر فرمود:
یَا أَبَا ذَرٍّ إِیَّاکَ وَالتَّسْوِیفَ بِأَمَلِکَ فَإِنَّکَ بِیَوْمِکَ وَلَسْتَ بِمَا بَعْدَهُ
اى ابوذر از امروز و فردا کردن به سبب آرزوها بپرهیز. تو مسئول کار امروزت هستى نه کار فردا.
فَإِنْ یَکُنْ غَدٌ لَکَ، فَکُنْ فِی الْغَدِ کَمَا کُنْتَ فِی الْیَوْمِ
اگر فردایى در کار بود فردا نیز چنان باش که امروز بودى.
وَ إِنْ لَمْ یَکُنْ غَدٌ لَکَ لَمْ تَنْدَمْ عَلَى مَا فَرَّطْتَ فِی الْیَوْمِ
و اگر فردایى در کار نباشد پشیمان بر کوتاهى هاى امروزت نخواهى شد زیرا کوتاهى نکرده اى.
📕در کتاب شریف میزان الحکمه، یک باب دارد با عنوان “النَّهیُ عَنِ التَّسویفِ”
در طول تاریخ هر کسی هلاک شد گرفتار تسویف بوده.
امیرالمومینن نامه ای اخلاقی به یکی از اصحاب نوشتند و به او فرمودند :
فَتَدارَکْ ما بَقِیَ مِن عُمُرِکَ ، ولا تَقُلْ : غَداً وبَعدَ غَدٍ
آنچه را از عمر تو باقى مانده است را دریاب و نگو : فردا و پس فردا انجام میدهم،
فإنّما هَلَکَ مَن کانَ قَبلَکَ بِإقامَتِهِم علی الأمانِیِّ والتَّسوِیفِ
زیرا پیشینیان تو به سبب تکیه کردن به آرزوها و امروز و فردا کردن هلاک شدند ، حتّی أتاهُم أمرُ اللَّهِ بَغتهً وهُم غافِلونَ چرا که فرمان مرگ ناگهان به این غافلان میرسد در حالی که آنها منتظر نیستند.
❌تسویف عامل سلب توفیق است.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
لا دِینَ لِمُسَوِّفٍ بِتَوبَتِهِ .
دین ندارد آن که درتوبه کردن ، امروز و فردا مى کند .
هر کسی توبه کند خداوند او را می بخشد ولی روحیه تسویف و تنبلی انسان را دچار سلب توفیق میکند و باعث میشود هرگز توفیق توبه را کسب نکند.
❌انذار به عالمان برای به تعویق انداختن کار خیر:
درحکمت ۲۸۳ فرمود :
جاهِلُکُم مُزدادٌ ، وعالِمُکُم مُسَوِّفٌ
نادان شما به عبث پرکار میشود و دانایان کارها را به تأخیر می افکند.
❌اگر اهل تسویف هستیم باید به حال خود گریه کنیم
امام سجاد علیه السلام فرمود:
وأعِنّی بِالبُکاءِ عَلی نَفسی
مرا در گریستن بر خودم یارى رسان ،
فقد أفنَیتُ بِالتَّسویفِ والآمالِ عُمرِی ، وقَد نَزَلتُ مَنزِلَهَ الآیِسِینَ مِن خَیرِی
زیرا که با امروز و فردا کردن و آمال و آرزوها عمر خویش را بر باد فنا داده و از آنها شده ام که به خیر و نجات خود امیدى ندارند.
❌دریای طوفانی تسویف:
امام باقر علیه السلام فرمود:
إیّاکَ والتَّسویفَ ؛ فإنّهُ بَحرٌ یَغرَقُ فیهِ الهَلْکی
از تسویف دوری کن زیرا دریای عمیقی است که خیلی ها را به کام مرگ کشانده است.
❌تسویف، بیماری واگیر دار است.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
مَنْ جَلَسَ مَعَ ثَمَانِیَهِ أَصْنَافٍ مِنَ اَلنَّاسِ زَادَهُ اَللَّهُ ثَمَانِیَهَ أَشْیَاءَ
کسی که با هشت گروه همنشین شود خداوند هشت چیز را در او زیاد میکند… مَنْ جَلَسَ مَعَ اَلْفُسَّاقِ اِزْدَادَ مِنَ اَلْجُرْأَهِ عَلَى اَلذُّنُوبِ وَ تَسْوِیفِ اَلتَّوْبَهِ
۱. کسی که با گناهکاران همنشین شود جرات بر گناه پیدا میکند و توبه را به تاخیر می اندازد.
وَ مَعَ اَلصَّالِحِینَ اِزْدَادَ رَغْبَهً فِی اَلطَّاعَاتِ ۲. کسی که با خوبان همنشین شود رغبت در طاعت الهی در او زیاد میشود.
وَ مَعَ اَلْعُلَمَاءِ اِزْدَادَ مِنَ اَلْعِلْمِ
۳. و کسی که با علما همنشین شود علمش زیاد میشود.
❌تسویف نشانه ی پستی و حقارت انسان است.
حضرت در غررالحکم فرمود :
وَعْدُ اَللَّئِیمِ تَسْوِیفٌ وَ تَعْطِیلٌ
وعده ای که انسان پست میدهد یا به آینده موکول میشود یا کلا انجام نمی شود.
⛔️در احسان و بخشش به دیگران تسویف ممنوع است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
هیچ کس چیزی از من نخواست و به من رو نزد مگر اینکه من دستش را گرفتم.
و هرگز رسیدگی به نیازمندان قدیمی باعث نشد من دست رد به سینه نیازمندان جدید بزنم.
بعد امام صادق به شعری که منسوب به امیرالمومنین است تمسک کردند:
وَ إِذَا بُلِیتَ بِبَذْلِ وَجْهِکَ سَائِلاً /
فَابْذُلْهُ لِلْمُتَکَرِّمِ اَلْمِفْضَالِ
اگر یک زمانی به کمک دیگران نیاز داشتی که آبرو بگذاری تا به تو کمک کنند، نزد اهل بخشش و فضل آبرو گرو بگذار.
إِنَّ اَلْجَوَادَ إِذَا حَبَاکَ بِمَوْعِدٍ/
أَعْطَاکَهُ سَلِساً بِغَیْرِ مِطَالٍ
زیرا انسان بخشنده اگر شبها وعدۀ بخشش دهد، آسان و بدون تلف کردن وقت عطا مىنماید و حتی کار را به فردا واگذار نمی کند.
💮امیرالمومنین علیه السلام فرمود :
عَلَیْکُمْ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِکُمْ بِکِرَامِ اَلْأَنْفُسِ وَ اَلْأُصُولِ یُنْجَحْ لَکُمْ عِنْدَهُمْ مِنْ غَیْرِ مِطَالٍ وَ لاَ مَنٍّ.
بر شما باد که براى برآورده شدن حاجتهاى خود نزد کسانى بروید که نفسها و ریشههاى بزرگوارى و کرم دارند، که بدون تأخیر و منّتى حاجتهاى شما نزد ایشان برآورده گردد.
هم پیش چنین افرادی بروید، هم اگر کسی پیش شما آمد اینگونه عمل کنید.
🔻نکته1:
تفاوت بین تسویف و تفکرچیست؟!
از طرفی عجله و شتاب در دستورات دینی ما نکوهش شده است:پیامبر ص :
الْأَنَاهُ مِنَ اللَّهِ وَ الْعَجَلَهُ مِنَ الشَّیْطَانِ
حوصله از خداست و عجله از شیطان است.
و از طرف دیگر از تسویف و تاخیر کار بر حذر داشته اند.حکمت ۲۸۵:
وَ کُلُّ مُؤَجَّلٍ یَتَعَلَّلُ بِالتَّسْوِیف.
و آن کسی که مهلت دارد، انجام کارهاى نیک و توبه را به تاخیر می اندازد.
🔺پاسخ:
تفکر آنجاست که انسان هنوز مطلبی برایش واضح نشده است ولی تسویف پس از تفکر و روشن شدن خوب و بد، خیر و شر است.
آغاز وسوسه های شیطان و تسویف پس از پی بردن مؤمن به وظیفه است.
همانگونه که عجله به هنگام بررسی و مطالعه در جوانب کار مذموم است؛
چرا که شتابزدگی موجب تصمیم گیری نابخردانه میشود،
تسویف نیز باعث از بین رفتن فرصت ها و به نتیجه نرسیدن خواهد شد. پیامبر:
إنَّ اللّه َ یُحِبُّ مِن الخَیرِ ما یُعجَّلُ خداوند آن کار خوب را دوست دارد که با تعجیل صورت گیرد.
آنجا که خیر کاری مشخص شد تاخیر معنا ندارد.
آنجا که خیر و شر کاری مشخص نشده جای تفکر است و تعجیل معنا ندارد.
🔻نکته۲:
راه های درمان بیماری تسویف:
◀️الف. توجه به گذر عمر و سرعت از دست رفتن فرصت ها:
درخطبه ۱۸۸ فرمود :
ما أسرَعَ السّاعاتِ فِی الیَومِ ،
چه زود مى گذرد ساعات روز
وأسرَعَ الأیّامَ فِی الشَّهرِ ،
و روزهاى ماه،
وأسرَعَ الشُّهورَ فِی السَّنَهِ ،
و ماههاى سال
وأسرَعَ السّنینَ فِی العُمرِ
و سالهاى عمر!
💮 حضرت در حکمت ۲۱ فرمود : الفُرصَهُ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ ، فانتَهِزُوا فُرَصَ الخَیرِ
فرصت، چون ابر مى گذرد. پس، فرصتهاى کار خوب را غنیمت شمارید
در نامه ۳۱ فرمود:
بادِرِ الفُرصَهَ قَبلَ أن تکونَ غُصّهً
فرصت را دریاب ، پیش از آن که از دست رفتن آن موجب اندوه گردد.
⛔️دیوان منسوب به امیرالمومنین:
ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟ /
قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَهَ بَینَ العَدَمَین
آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه میآید کجاست؟
برخیز و فرصت میانِ دو نیستی را دریاب.
سعدیا دی رفت و فردا همچنان موجود نیست /
در میان این و آن فرصت شمار امروز
◀️ ب. توجه به ظرفیت انسان و باری که به دوش او گذاشته شده
انسان موجودی است که؛ والاتر از همه ی مخلوقات و مسجود ملائکه است. او برای ابدیت خلق شده است و خداوند در خلقت او “فَتَبَارَکَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ ” گفته است. در مورد این انسان
” نَفَخۡتُ فِیهِ مِن رُّوحِی” گفته شده و این انسان مظهر اسماء و صفات خدا و
“خلیفهُ الله ” است.
از طرفی نیز بار سنگینی به دوش او گذاشته شده است:
《إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولا ؛ احزاب – ۷۲》
ما امانت خویش را بر آسمان ها و زمین و کوهها عرضه داشتیم، ولى از پذیرفتن آن سر باز زدند، و از آن هراسیدند. و انسان آن را پذیرفت، که او در حق خویش ستم کارى نادان بود.
وقتی این بار سنگین به دوش ما گذاشته شده، توان آن هم به ما داده شده ،
《 لَا یُکَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا وُسْعَهَا؛ بقره – ۲۸۶》
پس چرا تنبلی کنیم و کار را به تعویق بیندازیم؟
◀️ ج. توجه به مرگ است.
در خطبه ۵۴ فرمود :
فاتَّقی عَبدٌ رَبَّهُ
بنده باید از پروردگارش بترسد!…
فإنَّ أجَلَهُ مَستورٌ عَنهُ ، وأمَلَهُ خادِعٌ لَهُ زیرا مرگ او، از نظرش پنهان است و آرزویش او را فریب مى دهد ،
والشَّیطانَ مُوَکَّلُ بهِ ، یُزَیِّنُ لَهُ المَعصیَهَ لِیَرکَبَها
شیطان همواره مراقب اوست و گناه را در نظرش جلوه مى دهد، تا مرتکب شود ، ویُمَنِّیهِ التَّوبَهَ لِیُسَوِّفَها
و او را در آرزوى توبه نگه مى دارد، تا آن رابه تأخیر بیاندازد ،
إذا هَجَمَت مَنِیَّتُهُ علَیهِ أغفَلَ ما یَکونُ عَنها .
و هنگامى که مرگ بر او هجوم مى آورد در غافلترین حالت باشد .
اللهم لا تسلّط علی من لایرحمنا