ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت دویست و هفتاد و یکم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۳/۹/۲۶ . ۱۴جمادی الثانی

💢 حکمت ۲۷1 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت دویست و هفتاد و یکم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
40:10 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

رُوِیَ أَنَّهُ (علیه السلام) رُفِعَ إِلَیْهِ رَجُلَانِ سَرَقَا مِنْ مَالِ اللَّهِ، أَحَدُهُمَا عَبْدٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ الْآخَرُ مِنْ عُرُوضِ [عُرْضِ] النَّاسِ؛ فَقَالَ (علیه السلام):
أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ، مَالُ اللَّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً، وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ، فَقَطَعَ یَدَهُ.

گویند دو مرد را نزد او آوردند که از مال خدا دزدى کرده بودند. یکى از آن دو، برده اى بود از آن بیت المال مسلمانان و دیگرى، برده اى بود از آن یکى از مردم. فرمود:
آن که از بیت المال است، حدى بر او نیست، زیرا برخى از مال خدا را برخى از مال خدا خورده است. اما دیگرى را باید حد زد. و دستش را برید.

💠رُوِیَ أَنَّهُ (علیه السلام) رُفِعَ إِلَیْهِ رَجُلَانِ سَرَقَا مِنْ مَالِ اللَّهِ
روایت شده است که دو نفر را خدمت امام علیه السلام آوردند که هر دو از بیت المال سرقت کرده بودند.

💠 أَحَدُهُمَا عَبْدٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ الْآخَرُ مِنْ عُرُوضِ / عُرْضِ النَّاسِ
یکى از آن دو، برده اى متعلق به بیت المال بود و دیگرى متعلق به بعضى از مردم.

[“عُرُوض” جمع عَرض به معناى متاع است، بنابراین «عُرُوضُ النّاس» یعنى غلامى که از امتعه و دارایى مردم محسوب مى شده نه بیت المال.
ولی «عُرض» به معناى توده مردم یا سایر مردم است.
بنا بر اختلاف نسخه، نفر دوم یا “عُرُوضُ النّاس” بوده یعنی برده ی متعلق به دیگران.
یا “عُرضُ النّاس” بوده به معنای یکی از مردم که به معنای آزاده بودن آنست]

💠 فَقَالَ (علیه السلام): أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ
امام علیه السلام فرمود: اما این یکى برده بیت المال_ خودش مال خداست و حدى بر او نیست،

💠مَالُ اللَّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً
چراکه بخشى از مال خداوند است ، و بخش دیگر را خورده!

💠وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ، فَقَطَعَ یَدَهُ
و اما آن دیگرى باید حد شدید بر او جارى شود و دست او را قطع کردند.

⏪ یک دزدی و دو حکم متفاوت:
أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ ، مَالُ اللَّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً
برای کسی که خودش برده بیت المال است حکم بریدن انگشت اجرا نمیشود.
این حکم در کتاب حدود در میان فقهاى شیعه مسلم است که اگر برده اى جزء غنائم جنگى باشد و چیزى از غنیمت را سرقت کند مشمول حکم قطع دست نمى شود.

📕مرحوم صاحب جواهر بعد از ذکر این حکم میگوید:
«بِلا خِلافٍ أجِدُهُ فیهِ»
هیچ اختلافى در این حکم در میان فقهاى اصحاب نیافتم.

↙️ فلسفه و حکمت این حکم شاید این باشد که اگر چنین برده اى قطع دست شود، نه تنها به نفع بیت المال نیست، بلکه ضرر بیشترى به بیت المال مى خورد. و طبعا بیت المال را باید حفظ کرد نه آنکه آن را در معرض خطر قرار داد.

🔻نکته ۱ :
این حکم فقط در مورد بیت المال صادق نیست بلکه در مورد اموال شخصی هم صادق است.
مثلا آنجایی که برده ای از اموال صاحبش دزدی میکند. اینجا تکلیف چیست؟
امیرالمومنین صلواه الله علیه :
عَبْدِی إِذَا سَرَقَنِی لَمْ أَقْطَعْهُ
هرگاه برده من از خودم سرقت کند، دستش را قطع نمى‌کنم.
وَ عَبْدِی إِذَا سَرَقَ غَیْرِی قَطَعْتُهُ
اما اگر برده من از شخص دیگرى سرقت نماید، دستش را قطع خواهم نمود.
وَ عَبْدُ اَلْإِمَارَهِ إِذَا سَرَقَ لَمْ أَقْطَعْهُ لِأَنَّهُ فَیْءٌ و اگر برده حکومتى دزدى کند، دستش را قطع نمى‌کنم؛ زیرا او غنیمتى است که از کفار به مسلمانان رسیده است.

🔻 نکته ۲:
قطع نشدن دست این شخص به معنای رها کردن او نیست بلکه حاکم شرع او را تأدیب مى کند به گونه اى که بار دیگر بر این کار جرأت نکند.
به این تادیب در اصطلاح شرعی “تعزیر” گفته میشود. با این تفاوت که در حد، نوع مجازات و شدت آن کاملا معلوم است ولی در تعزیر نوع و کیفیت تادیب به عهده ی حاکم شرع است ولی او باید تادیبی را انتخاب کند که اثر گذار باشد.
باید مقدار تعزیر کمتر از مقدار حد باشد. مثلا در آنجایی که غلام بیت المال از بیت المال دزدی کرد، انگشت قطع نمیشود ولی شلاق زدن یا تبعید به کارهای سخت تر ممکن است.

⏪حکم شخص دوم دخیل در دزدی:
وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ، فَقَطَعَ یَدَهُ.
ولی برای شخصی که غلام بیت المال نبوده، مثل بقیه دزدی ها، اگر شرایط گفته شده در فقه را داشته باشد مشمول قطع انگشت میشود.

↙️ شروط قطع انگشت فراوان اند مثلا اینکه دزدی از حرز صورت گرفته باشد و درب بسته ای باز شده باشد.

1⃣ دزد حالت اضطرار و گرسنگی شدید نداشته باشد.
کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَا یَقْطَعُ السَّارِقَ فِی أَیَّامِ الْمَجَاعَهِ. ۱
امیرالمومنین در ایام خشکسالی دست دزد را قطع نمیکرد _شرایط اضطرار گرسنگی مانع قطع انگشت است_)

2⃣ دزد به اندازه ی دزدی اش از بیت المال سهم نداشته باشد.
(مثل اینکه بنا باشد به هر مسلمانی یک درهم بدهند و او این یک درهم را بدزدد که در این صورت حد بر او جاری نمیشود ولی تعزیر چرا.)
أَنَّ عَلِیّاً عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أُتِیَ بِرَجُلٍ سَرَقَ مِنْ بَیْتِ اَلْمَالِ فَقَالَ لاَ یُقْطَعُ فَإِنَّ لَهُ فِیهِ نَصِیباً .
شخص سارقی نزد حضرت اوردند ، فرمود: چون او از بیت المال بهره و نصیبی داشت انگشت او قطع نمیشود.

🔻نکته:
علامه شوشتری میفرماید:
لفظ ” الْحَدُّ الشَّدِیدُ ” در جمله
” وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ “
وجهی ندارد، زیرا حد، حد است و ضعیف و شدید ندارد.

↙️اگر چه اصل اجرای حد، شدید و خفیف ندارد ولی با توجه‌ به اینکه سرقت از بیت المال بوده، شدید بودن حد به معنای شدید بودن مقدمات و موخرّات اجرای آن است. مثلا در ملا عام انجام دادن آن و…
به نحوی که دزدی از بیت المال شدید تر باشد، تا برای مردم.

⏪ دزدی از اموال خصوصی.

🔻نکته1:
شدت در اجرای حکم و مهربانی به خطاکار در سیره امیرالمومنین
کافی ج۷ ص۲۶۴/ راوی میگوید:
مَرَرْتُ بِحَبَشِیٍّ وَ هُوَ یَسْتَسْقِی بالْمَدِینَهِ وَ إِذَا هُوَ أَقْطَعُ
حارث بن حصیره گوید:
مردى حبشى را که در مدینه سقایى مى‌کرد دیدم که دستش قطع شده بود. فَقُلْتُ لَهُ مَنْ قَطَعَکَ
به او گفتم: دستت را چه‌کسى قطع کرده است‌؟
فَقَالَ قَطَعَنِی خَیْرُ النَّاسِ
گفت: بهترین مردم دستم را قطع نموده است.
إِنَّا أُخِذْنَا فِی سَرِقَهٍ وَ نَحْنُ ثَمَانِیَهُ نَفَرٍ فَذُهِبَ بِنَا إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَأَقْرَرْنَا بِالسَّرِقَهِ
هشت نفر بودیم که در جریان سرقتى دستگیر شدیم، ما را نزد حضرت على علیه السّلام بردند. ما به سرقت اقرار کردیم. فَقَالَ لَنَا تَعْرِفُونَ أَنَّهَا حَرَامٌ قُلْنَا نَعَمْ
حضرت به ما فرمود: آیا مى‌دانید دزدى حرام است‌؟ گفتیم: آرى.
فَأَمَرَ بِنَا فَقُطِعَتْ أَصَابِعُنَا مِنَ الرَّاحَهِ وَ خُلِّیَتِ الْإِبْهَامُ
آن حضرت دستور داد انگشتان ما را از ناحیه کف دست بریدند؛ به جز انگشت ابهام.
ثُمَّ أَمَرَ بِنَا فَحُبِسْنَا فِی بَیْتٍ یُطْعِمُنَا فِیهِ السَّمْنَ وَ الْعَسَلَ حَتَّى بَرَأَتْ أَیْدِینَا
سپس دستور داد ما را در خانه‌اى زندانى کردند. در آن خانه، به ما روغن و عسل دادند تا دستمان بهبود یافت.
ثُمَّ أَمَرَ بِنَا فَأُخْرِجْنَا وَ کَسَانَا فَأَحْسَنَ کِسْوَتَنَا
آن‌گاه به ما دستور داد تا از آن خانه بیرون آمدیم و لباس بسیار مناسبى به ما پوشاند.
ثُمَّ قَالَ لَنَا إِنْ تَتُوبُوا وَ تَصْلُحُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ یُلْحِقْکُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ فِی الْجَنَّهِ سپس به ما فرمود: اگر توبه کنید و اصلاح گردید، براى شما بهتر است؛ خداوند در بهشت، انگشتانتان را به شما پیوند خواهد نمود.
وَ إِنْ لَا تَفْعَلُوا یُلْحِقْکُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ فِی النَّارِ
و اگر توبه نکنید، خداوند در دوزخ انگشتانتان را به شما پیوند خواهد نمود.

↙️ در روایت دیگری داریم.
الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ أَنَّهُ قَالَ: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَب. طَالِبٍ
زمانی که امیرالمومنین در جایگاه قضاوت بودند.
وَ هُوَ یَقْضِی بَیْنَ النَّاسِ إِذْ جَاءَهُ جَمَاعَهٌ مَعَهُمْ أَسْوَدُ مَشْدُودُ الْأَکْتَافِ
یک نفر را وارد کردند که دستهایش بسته بودند به حالت بازداشتی آوردند.
حضرت فرمود چه شده ؟ گفتند سارق در حال سرقت دستگیرشده، او اعتراف کرد که من سرقت کردم.
فرمود: میدانی به سرقت اعتراف کنی حد بر تو جاری میشود ؟
گفت بلی میدانم ولی من سرقت کردم و مستحق هستم که حد بر من جاری شود. فرمود حال که اعتراف کردی حد بر تو جاری میشود.
یکی از خوارج گفت من این صحنه را دیدم همانطور که انگشت ها داخل دست دیگرش بود خون می‌ریخت درکوچه راه افتاده بود. با خود گفتم عجب موقعیت خوبی است فرد دست بریده را تحریک کنم و دشمنی برای علی بسازم .
پرسیدم چرا انگشت تو قطع شده؟
گفت سرقت کرده بودم مولای من علی (ع) دست مرا قطع کرد و من تعجب کردم و شروع کرد از فضائل امیرالمؤمنین گفت:
قَالَ قَطَعَ یَمِینِی سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ
سید الوصین چشم و چراغ مردم دستم را قطع کرده.
وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ
برترین مردم علی بن ابیطالب.
إِمَامُ الْهُدَى وَ زَوْجُ فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ ابْنَهِ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى أَبُو الْحَسَنِ الْمُجْتَبَى وَ أَبُو الْحُسَیْنِ الْمُرْتَضَى
امام هدایت همسر فاطمه و پدر حسنین ابوالحسن مرتضی
السَّابِقُ إِلَى جَنَّاتِ النَّعِیمِ
سبقت گیرنده در جنات نعیم،
مُصَادِمُ الْأَبْطَالِ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الْجُهَّالِ
انتقام گیرنده از باطل و جاهلان.
ابْنُ عَمِّ الرَّسُولِ الْهَادِی إِلَى الرَّشَادِ وَ النَّاطِقُ بِالسَّدَادِ
پسر عم پیامبر، هادی بسوی رشد و نطق کننده محکم.
شُجَاعٌ مَکِّیٌّ
شجاع مکه…
و همینطور شروع کرد از فضائل حضرت گفتن.
الکواء منافق گفت: هر چه صبر کردم از دست بریده اش بگوید و کمی از حضرت بد بگوید اما دیدم نه!!!
هیچ بدی نگفت. به همین دلیل الکواء برگشت پیش امیرالمؤمنین :
فَقُلْتُ سَیِّدِی رَأَیْتُ عَجَباً
گفت چیزی دیدم تعجب بر انگیز .
قَالَ وَ مَا رَأَیْتَ قَالَ
او هم هر چه دیده بود بازگو کرد . صَادَفْتُ أَسْوَداً قُطِعَتْ یَمِینُهُ
حضرت، امام حسن را به دنبال آن فرد فرستاد و در بازار وی را یافت امیرالمؤمنین او را کنار خود گذاشت و عبا را بر دست کشید و نماز و دعا خواند.
بعداز اجرای حد انگشتان به کرامت امیرالمؤمنین معجزه شد و مثل روز اول سالم شد.

🔻نکته۲:
دست درازی و بی اعتنایی به بیت المال از بزرگترین گناهان است.

⏪تصرف کنندگان در اموال بیت المال مورد لعن همه انبیاء هستند.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
خَمْسَهٌ لَعَنْتُهُمْ ـ وَکُلُّ نَبیٍّ مُجابٍ ـ
پنج نفر اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوه اى، آنان را لعنت کرده است.
الزائدُ فیکِتابِ اللّه
۱. آن کس که در کتاب خدا، آیه اى را زیاد گرداند،
وَ التّارِکُ لِسُنَّتی
۲. و کسى که سنّت و روش مرا، رها کند،
وَ الْمُکَذِّبُ بِقَدَرِاللّه
۳. و کسى که قضا و قدر خدا را تکذیب کند.
ِوَ المُسْتَحِلُّ مِنْ عِتْرَتی
۴. و کسى که حرمت اهل بیت مرا نگه ندارد؛
وَ الْمُسْتَأثِرُ بِالفَیْئ المُسْتَحِلُّ لَهُ
۵. کسى که اموال عمومى را، به خود منحصر سازد و تصرّف در آن را به نفع خود حلال شمارد.

↩️ امیرالمومنین به خلیفه دوم فرمود:
ثَلاثٌ إِنْ حَفِظْتَهُنَّ وَ عَمِلْتَ بِهِنَّ، کَفَتْکَ ما سِواهُنَّ،
سه چیز است که اگر آنها را حفظ کنى و به آنها عمل کنى، از هر چیز دیگر، تو را کافى است.
و إنْ تَرَکْتَهنَّ لمْ یَنْفَعْکَ شیٌء سِواهُنّ.
و اگر آنها را ترک کنى، چیز دیگرى براى تو فایده ندارد.
قال: وَ ما هُنَّ یا أبَا الحَسَن؟
عمر گفت: آنها چیست؟
قالَ: إِقامَهُ الْحُدُودِ عَلَى الْقَریبِ وَ الْبَعید
امام فرمود:
۱. اجراى حدود بر همه کس؛ چه از اقوام باشد و چه غیر از آنان.
وَ الْحُکْمُ بِکتابِ اللّه ِ فِى الرِّضاء وَ السَّخَطِ
۲. حکم کردن طبق کتاب خدا، در حال خشنودى و خشم
وَ الْقِسْمُ بِالْعَدْلِ بَیْنَ الْأَحْمَرِ وَ الْأَسْوَدِ.
۳. تقسیم عادلانه بیت المال میان همه ى مردم، از عَجَم و عرب.

↩️حتی حاکمان هم اجازه دخل و تصرف در بیت المال ندارند.
امیرالمومنین ع فرمود:
جُودُ الْوُلاهِ بِفَیءِ المُسْلِمینَ، جَوْرٌ وَ خَتَرٌ بخشش نا بجاى ـ حکمرانان از اموال عمومى مسلمانان، ستم و خیانت است.

↩️ سخت گیر بر خائن به بیت المال:
نامه ۲۰ نهج البلاغه:
وَ اِنّىِ أُقْسِمُ بِاللّه ِ قَسَما صَادِقا، لَئِنْ بَلَغَنی أنَّکَ خُنْتَ مِنْ فَیءِ الْمُسْلِمینَ شَیْئا صَغیرا أوْ کَبیرا،
به خدا سوگند، سوگندى راست! که اگر آگاه گردم که در مال مسلمانان به کم و بیش خیانت ورزیده اى،
لَأشُدَّنَّ عَلَیْکَ شِدَّهً تَدَعُکَ قَلیلَ الْوَفْرِ، ثَقیلَ الظهْرِ، ضَئیلَ الاَمْرِ. والسلام.
چنان بر تو سخت میگیرم که سرمایه ات کم و بارت سنگین؛ و خوار و خفیف شوی.

🔀 خیانت به بیت المال برای شهید هم دردسر آفرین است.
«مِدعَم» از خدمتکاران پیامبر صلی الله علیه و آله در یکى از جنگ ها، همراه وى بود. او، در آن جنگ، به تیر دشمن شهید شد. مسلمانان، کنار پیکر او گرد آمده، مى گفتند: بهشت بر تو گوارا باد!
ولى پیامبر صلی الله علیه و آله سخنى نمى فرمود و خشمناک به نظر مى رسید. حاضران، علت خشم را نمى دانستند که ناگهان پیامبر فرمود:
و َالذى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ! اِنَّ شَمْلَتَه الآنَ لَتُحتَرَقُ عَلَیْهِ فِی النارِ، کانَ غَلّها مِنْ فیء المُسْلمینَ یَوْمَ خِیبَرٍ
سوگند به خداوندى که جان محمّد در دست اوست! روپوش او هم اکنون وى را در میان آتش مى سوزاند؛ چون، او، آن روپوش را از بیت المال مسلمانان بدون رعایت مقررات و از روى خیانت برداشته بود.

🔀خیانت به بیت المال انسان را از حیوان پست تر میکند.
نامه ۷۱ نهج البلاغه:
وَ لَئِنْ کَانَ مَا بَلَغَنی عَنْکَ حَقّا، لَجَمَلُ أهْلِکَ وَ شِسْعُ نَعْلِکَ خَیْرٌ مِنْکَ
حضرت خطاب به «منذر بن جارود» فرمود: اگر آنچه که از خیانت تو، به من رسیده است، درست باشد، شتر خانه ات و بند کفش ات، با ارزش تر از تو است.

🔀خیانت به بیت المال کوچک و بزرگ ندارد. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
مَنْ اسْتَعْمَلْناهُ مِنْکُمْ عَلى عَمَلٍ، فَکَتَمَنا مِخْیَطا فَما فَوْقَهُ، کانَ غَلُولاً یَأتی بِهِ یَوْمَ الْقیامَه.
هرکسی از شما رامسئول کاری کردیم و او سوزنى یا چیز مهم ترى را از ما پنهان کرد، آن خیانت گر را همراه با خیانت اش روز قیامت خواهند آورد.

اللهم لا تسلّط علی مَن لا یرحمُنا

حکمت دویست و هفتاد و یکم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۳/۹/۲۶ . ۱۴جمادی الثانی

💢 حکمت ۲۷1 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت دویست و هفتاد و یکم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
40:10 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

رُوِیَ أَنَّهُ (علیه السلام) رُفِعَ إِلَیْهِ رَجُلَانِ سَرَقَا مِنْ مَالِ اللَّهِ، أَحَدُهُمَا عَبْدٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ الْآخَرُ مِنْ عُرُوضِ [عُرْضِ] النَّاسِ؛ فَقَالَ (علیه السلام):
أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ، مَالُ اللَّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً، وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ، فَقَطَعَ یَدَهُ.

گویند دو مرد را نزد او آوردند که از مال خدا دزدى کرده بودند. یکى از آن دو، برده اى بود از آن بیت المال مسلمانان و دیگرى، برده اى بود از آن یکى از مردم. فرمود:
آن که از بیت المال است، حدى بر او نیست، زیرا برخى از مال خدا را برخى از مال خدا خورده است. اما دیگرى را باید حد زد. و دستش را برید.

💠رُوِیَ أَنَّهُ (علیه السلام) رُفِعَ إِلَیْهِ رَجُلَانِ سَرَقَا مِنْ مَالِ اللَّهِ
روایت شده است که دو نفر را خدمت امام علیه السلام آوردند که هر دو از بیت المال سرقت کرده بودند.

💠 أَحَدُهُمَا عَبْدٌ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ الْآخَرُ مِنْ عُرُوضِ / عُرْضِ النَّاسِ
یکى از آن دو، برده اى متعلق به بیت المال بود و دیگرى متعلق به بعضى از مردم.

[“عُرُوض” جمع عَرض به معناى متاع است، بنابراین «عُرُوضُ النّاس» یعنى غلامى که از امتعه و دارایى مردم محسوب مى شده نه بیت المال.
ولی «عُرض» به معناى توده مردم یا سایر مردم است.
بنا بر اختلاف نسخه، نفر دوم یا “عُرُوضُ النّاس” بوده یعنی برده ی متعلق به دیگران.
یا “عُرضُ النّاس” بوده به معنای یکی از مردم که به معنای آزاده بودن آنست]

💠 فَقَالَ (علیه السلام): أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ
امام علیه السلام فرمود: اما این یکى برده بیت المال_ خودش مال خداست و حدى بر او نیست،

💠مَالُ اللَّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً
چراکه بخشى از مال خداوند است ، و بخش دیگر را خورده!

💠وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ، فَقَطَعَ یَدَهُ
و اما آن دیگرى باید حد شدید بر او جارى شود و دست او را قطع کردند.

⏪ یک دزدی و دو حکم متفاوت:
أَمَّا هَذَا فَهُوَ مِنْ مَالِ اللَّهِ وَ لَا حَدَّ عَلَیْهِ ، مَالُ اللَّهِ أَکَلَ بَعْضُهُ بَعْضاً
برای کسی که خودش برده بیت المال است حکم بریدن انگشت اجرا نمیشود.
این حکم در کتاب حدود در میان فقهاى شیعه مسلم است که اگر برده اى جزء غنائم جنگى باشد و چیزى از غنیمت را سرقت کند مشمول حکم قطع دست نمى شود.

📕مرحوم صاحب جواهر بعد از ذکر این حکم میگوید:
«بِلا خِلافٍ أجِدُهُ فیهِ»
هیچ اختلافى در این حکم در میان فقهاى اصحاب نیافتم.

↙️ فلسفه و حکمت این حکم شاید این باشد که اگر چنین برده اى قطع دست شود، نه تنها به نفع بیت المال نیست، بلکه ضرر بیشترى به بیت المال مى خورد. و طبعا بیت المال را باید حفظ کرد نه آنکه آن را در معرض خطر قرار داد.

🔻نکته ۱ :
این حکم فقط در مورد بیت المال صادق نیست بلکه در مورد اموال شخصی هم صادق است.
مثلا آنجایی که برده ای از اموال صاحبش دزدی میکند. اینجا تکلیف چیست؟
امیرالمومنین صلواه الله علیه :
عَبْدِی إِذَا سَرَقَنِی لَمْ أَقْطَعْهُ
هرگاه برده من از خودم سرقت کند، دستش را قطع نمى‌کنم.
وَ عَبْدِی إِذَا سَرَقَ غَیْرِی قَطَعْتُهُ
اما اگر برده من از شخص دیگرى سرقت نماید، دستش را قطع خواهم نمود.
وَ عَبْدُ اَلْإِمَارَهِ إِذَا سَرَقَ لَمْ أَقْطَعْهُ لِأَنَّهُ فَیْءٌ و اگر برده حکومتى دزدى کند، دستش را قطع نمى‌کنم؛ زیرا او غنیمتى است که از کفار به مسلمانان رسیده است.

🔻 نکته ۲:
قطع نشدن دست این شخص به معنای رها کردن او نیست بلکه حاکم شرع او را تأدیب مى کند به گونه اى که بار دیگر بر این کار جرأت نکند.
به این تادیب در اصطلاح شرعی “تعزیر” گفته میشود. با این تفاوت که در حد، نوع مجازات و شدت آن کاملا معلوم است ولی در تعزیر نوع و کیفیت تادیب به عهده ی حاکم شرع است ولی او باید تادیبی را انتخاب کند که اثر گذار باشد.
باید مقدار تعزیر کمتر از مقدار حد باشد. مثلا در آنجایی که غلام بیت المال از بیت المال دزدی کرد، انگشت قطع نمیشود ولی شلاق زدن یا تبعید به کارهای سخت تر ممکن است.

⏪حکم شخص دوم دخیل در دزدی:
وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ، فَقَطَعَ یَدَهُ.
ولی برای شخصی که غلام بیت المال نبوده، مثل بقیه دزدی ها، اگر شرایط گفته شده در فقه را داشته باشد مشمول قطع انگشت میشود.

↙️ شروط قطع انگشت فراوان اند مثلا اینکه دزدی از حرز صورت گرفته باشد و درب بسته ای باز شده باشد.

1⃣ دزد حالت اضطرار و گرسنگی شدید نداشته باشد.
کَانَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع لَا یَقْطَعُ السَّارِقَ فِی أَیَّامِ الْمَجَاعَهِ. ۱
امیرالمومنین در ایام خشکسالی دست دزد را قطع نمیکرد _شرایط اضطرار گرسنگی مانع قطع انگشت است_)

2⃣ دزد به اندازه ی دزدی اش از بیت المال سهم نداشته باشد.
(مثل اینکه بنا باشد به هر مسلمانی یک درهم بدهند و او این یک درهم را بدزدد که در این صورت حد بر او جاری نمیشود ولی تعزیر چرا.)
أَنَّ عَلِیّاً عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ أُتِیَ بِرَجُلٍ سَرَقَ مِنْ بَیْتِ اَلْمَالِ فَقَالَ لاَ یُقْطَعُ فَإِنَّ لَهُ فِیهِ نَصِیباً .
شخص سارقی نزد حضرت اوردند ، فرمود: چون او از بیت المال بهره و نصیبی داشت انگشت او قطع نمیشود.

🔻نکته:
علامه شوشتری میفرماید:
لفظ ” الْحَدُّ الشَّدِیدُ ” در جمله
” وَ أَمَّا الْآخَرُ فَعَلَیْهِ الْحَدُّ الشَّدِیدُ “
وجهی ندارد، زیرا حد، حد است و ضعیف و شدید ندارد.

↙️اگر چه اصل اجرای حد، شدید و خفیف ندارد ولی با توجه‌ به اینکه سرقت از بیت المال بوده، شدید بودن حد به معنای شدید بودن مقدمات و موخرّات اجرای آن است. مثلا در ملا عام انجام دادن آن و…
به نحوی که دزدی از بیت المال شدید تر باشد، تا برای مردم.

⏪ دزدی از اموال خصوصی.

🔻نکته1:
شدت در اجرای حکم و مهربانی به خطاکار در سیره امیرالمومنین
کافی ج۷ ص۲۶۴/ راوی میگوید:
مَرَرْتُ بِحَبَشِیٍّ وَ هُوَ یَسْتَسْقِی بالْمَدِینَهِ وَ إِذَا هُوَ أَقْطَعُ
حارث بن حصیره گوید:
مردى حبشى را که در مدینه سقایى مى‌کرد دیدم که دستش قطع شده بود. فَقُلْتُ لَهُ مَنْ قَطَعَکَ
به او گفتم: دستت را چه‌کسى قطع کرده است‌؟
فَقَالَ قَطَعَنِی خَیْرُ النَّاسِ
گفت: بهترین مردم دستم را قطع نموده است.
إِنَّا أُخِذْنَا فِی سَرِقَهٍ وَ نَحْنُ ثَمَانِیَهُ نَفَرٍ فَذُهِبَ بِنَا إِلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ ع فَأَقْرَرْنَا بِالسَّرِقَهِ
هشت نفر بودیم که در جریان سرقتى دستگیر شدیم، ما را نزد حضرت على علیه السّلام بردند. ما به سرقت اقرار کردیم. فَقَالَ لَنَا تَعْرِفُونَ أَنَّهَا حَرَامٌ قُلْنَا نَعَمْ
حضرت به ما فرمود: آیا مى‌دانید دزدى حرام است‌؟ گفتیم: آرى.
فَأَمَرَ بِنَا فَقُطِعَتْ أَصَابِعُنَا مِنَ الرَّاحَهِ وَ خُلِّیَتِ الْإِبْهَامُ
آن حضرت دستور داد انگشتان ما را از ناحیه کف دست بریدند؛ به جز انگشت ابهام.
ثُمَّ أَمَرَ بِنَا فَحُبِسْنَا فِی بَیْتٍ یُطْعِمُنَا فِیهِ السَّمْنَ وَ الْعَسَلَ حَتَّى بَرَأَتْ أَیْدِینَا
سپس دستور داد ما را در خانه‌اى زندانى کردند. در آن خانه، به ما روغن و عسل دادند تا دستمان بهبود یافت.
ثُمَّ أَمَرَ بِنَا فَأُخْرِجْنَا وَ کَسَانَا فَأَحْسَنَ کِسْوَتَنَا
آن‌گاه به ما دستور داد تا از آن خانه بیرون آمدیم و لباس بسیار مناسبى به ما پوشاند.
ثُمَّ قَالَ لَنَا إِنْ تَتُوبُوا وَ تَصْلُحُوا فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ یُلْحِقْکُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ فِی الْجَنَّهِ سپس به ما فرمود: اگر توبه کنید و اصلاح گردید، براى شما بهتر است؛ خداوند در بهشت، انگشتانتان را به شما پیوند خواهد نمود.
وَ إِنْ لَا تَفْعَلُوا یُلْحِقْکُمُ اللَّهُ بِأَیْدِیکُمْ فِی النَّارِ
و اگر توبه نکنید، خداوند در دوزخ انگشتانتان را به شما پیوند خواهد نمود.

↙️ در روایت دیگری داریم.
الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ أَنَّهُ قَالَ: کُنْتُ جَالِساً عِنْدَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیِّ بْنِ أَب. طَالِبٍ
زمانی که امیرالمومنین در جایگاه قضاوت بودند.
وَ هُوَ یَقْضِی بَیْنَ النَّاسِ إِذْ جَاءَهُ جَمَاعَهٌ مَعَهُمْ أَسْوَدُ مَشْدُودُ الْأَکْتَافِ
یک نفر را وارد کردند که دستهایش بسته بودند به حالت بازداشتی آوردند.
حضرت فرمود چه شده ؟ گفتند سارق در حال سرقت دستگیرشده، او اعتراف کرد که من سرقت کردم.
فرمود: میدانی به سرقت اعتراف کنی حد بر تو جاری میشود ؟
گفت بلی میدانم ولی من سرقت کردم و مستحق هستم که حد بر من جاری شود. فرمود حال که اعتراف کردی حد بر تو جاری میشود.
یکی از خوارج گفت من این صحنه را دیدم همانطور که انگشت ها داخل دست دیگرش بود خون می‌ریخت درکوچه راه افتاده بود. با خود گفتم عجب موقعیت خوبی است فرد دست بریده را تحریک کنم و دشمنی برای علی بسازم .
پرسیدم چرا انگشت تو قطع شده؟
گفت سرقت کرده بودم مولای من علی (ع) دست مرا قطع کرد و من تعجب کردم و شروع کرد از فضائل امیرالمؤمنین گفت:
قَالَ قَطَعَ یَمِینِی سَیِّدُ الْوَصِیِّینَ وَ قَائِدُ الْغُرِّ الْمُحَجَّلِینَ
سید الوصین چشم و چراغ مردم دستم را قطع کرده.
وَ أَوْلَى النَّاسِ بِالْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ
برترین مردم علی بن ابیطالب.
إِمَامُ الْهُدَى وَ زَوْجُ فَاطِمَهَ الزَّهْرَاءِ ابْنَهِ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى أَبُو الْحَسَنِ الْمُجْتَبَى وَ أَبُو الْحُسَیْنِ الْمُرْتَضَى
امام هدایت همسر فاطمه و پدر حسنین ابوالحسن مرتضی
السَّابِقُ إِلَى جَنَّاتِ النَّعِیمِ
سبقت گیرنده در جنات نعیم،
مُصَادِمُ الْأَبْطَالِ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الْجُهَّالِ
انتقام گیرنده از باطل و جاهلان.
ابْنُ عَمِّ الرَّسُولِ الْهَادِی إِلَى الرَّشَادِ وَ النَّاطِقُ بِالسَّدَادِ
پسر عم پیامبر، هادی بسوی رشد و نطق کننده محکم.
شُجَاعٌ مَکِّیٌّ
شجاع مکه…
و همینطور شروع کرد از فضائل حضرت گفتن.
الکواء منافق گفت: هر چه صبر کردم از دست بریده اش بگوید و کمی از حضرت بد بگوید اما دیدم نه!!!
هیچ بدی نگفت. به همین دلیل الکواء برگشت پیش امیرالمؤمنین :
فَقُلْتُ سَیِّدِی رَأَیْتُ عَجَباً
گفت چیزی دیدم تعجب بر انگیز .
قَالَ وَ مَا رَأَیْتَ قَالَ
او هم هر چه دیده بود بازگو کرد . صَادَفْتُ أَسْوَداً قُطِعَتْ یَمِینُهُ
حضرت، امام حسن را به دنبال آن فرد فرستاد و در بازار وی را یافت امیرالمؤمنین او را کنار خود گذاشت و عبا را بر دست کشید و نماز و دعا خواند.
بعداز اجرای حد انگشتان به کرامت امیرالمؤمنین معجزه شد و مثل روز اول سالم شد.

🔻نکته۲:
دست درازی و بی اعتنایی به بیت المال از بزرگترین گناهان است.

⏪تصرف کنندگان در اموال بیت المال مورد لعن همه انبیاء هستند.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
خَمْسَهٌ لَعَنْتُهُمْ ـ وَکُلُّ نَبیٍّ مُجابٍ ـ
پنج نفر اند که من و هر پیامبر مستجاب الدعوه اى، آنان را لعنت کرده است.
الزائدُ فیکِتابِ اللّه
۱. آن کس که در کتاب خدا، آیه اى را زیاد گرداند،
وَ التّارِکُ لِسُنَّتی
۲. و کسى که سنّت و روش مرا، رها کند،
وَ الْمُکَذِّبُ بِقَدَرِاللّه
۳. و کسى که قضا و قدر خدا را تکذیب کند.
ِوَ المُسْتَحِلُّ مِنْ عِتْرَتی
۴. و کسى که حرمت اهل بیت مرا نگه ندارد؛
وَ الْمُسْتَأثِرُ بِالفَیْئ المُسْتَحِلُّ لَهُ
۵. کسى که اموال عمومى را، به خود منحصر سازد و تصرّف در آن را به نفع خود حلال شمارد.

↩️ امیرالمومنین به خلیفه دوم فرمود:
ثَلاثٌ إِنْ حَفِظْتَهُنَّ وَ عَمِلْتَ بِهِنَّ، کَفَتْکَ ما سِواهُنَّ،
سه چیز است که اگر آنها را حفظ کنى و به آنها عمل کنى، از هر چیز دیگر، تو را کافى است.
و إنْ تَرَکْتَهنَّ لمْ یَنْفَعْکَ شیٌء سِواهُنّ.
و اگر آنها را ترک کنى، چیز دیگرى براى تو فایده ندارد.
قال: وَ ما هُنَّ یا أبَا الحَسَن؟
عمر گفت: آنها چیست؟
قالَ: إِقامَهُ الْحُدُودِ عَلَى الْقَریبِ وَ الْبَعید
امام فرمود:
۱. اجراى حدود بر همه کس؛ چه از اقوام باشد و چه غیر از آنان.
وَ الْحُکْمُ بِکتابِ اللّه ِ فِى الرِّضاء وَ السَّخَطِ
۲. حکم کردن طبق کتاب خدا، در حال خشنودى و خشم
وَ الْقِسْمُ بِالْعَدْلِ بَیْنَ الْأَحْمَرِ وَ الْأَسْوَدِ.
۳. تقسیم عادلانه بیت المال میان همه ى مردم، از عَجَم و عرب.

↩️حتی حاکمان هم اجازه دخل و تصرف در بیت المال ندارند.
امیرالمومنین ع فرمود:
جُودُ الْوُلاهِ بِفَیءِ المُسْلِمینَ، جَوْرٌ وَ خَتَرٌ بخشش نا بجاى ـ حکمرانان از اموال عمومى مسلمانان، ستم و خیانت است.

↩️ سخت گیر بر خائن به بیت المال:
نامه ۲۰ نهج البلاغه:
وَ اِنّىِ أُقْسِمُ بِاللّه ِ قَسَما صَادِقا، لَئِنْ بَلَغَنی أنَّکَ خُنْتَ مِنْ فَیءِ الْمُسْلِمینَ شَیْئا صَغیرا أوْ کَبیرا،
به خدا سوگند، سوگندى راست! که اگر آگاه گردم که در مال مسلمانان به کم و بیش خیانت ورزیده اى،
لَأشُدَّنَّ عَلَیْکَ شِدَّهً تَدَعُکَ قَلیلَ الْوَفْرِ، ثَقیلَ الظهْرِ، ضَئیلَ الاَمْرِ. والسلام.
چنان بر تو سخت میگیرم که سرمایه ات کم و بارت سنگین؛ و خوار و خفیف شوی.

🔀 خیانت به بیت المال برای شهید هم دردسر آفرین است.
«مِدعَم» از خدمتکاران پیامبر صلی الله علیه و آله در یکى از جنگ ها، همراه وى بود. او، در آن جنگ، به تیر دشمن شهید شد. مسلمانان، کنار پیکر او گرد آمده، مى گفتند: بهشت بر تو گوارا باد!
ولى پیامبر صلی الله علیه و آله سخنى نمى فرمود و خشمناک به نظر مى رسید. حاضران، علت خشم را نمى دانستند که ناگهان پیامبر فرمود:
و َالذى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ! اِنَّ شَمْلَتَه الآنَ لَتُحتَرَقُ عَلَیْهِ فِی النارِ، کانَ غَلّها مِنْ فیء المُسْلمینَ یَوْمَ خِیبَرٍ
سوگند به خداوندى که جان محمّد در دست اوست! روپوش او هم اکنون وى را در میان آتش مى سوزاند؛ چون، او، آن روپوش را از بیت المال مسلمانان بدون رعایت مقررات و از روى خیانت برداشته بود.

🔀خیانت به بیت المال انسان را از حیوان پست تر میکند.
نامه ۷۱ نهج البلاغه:
وَ لَئِنْ کَانَ مَا بَلَغَنی عَنْکَ حَقّا، لَجَمَلُ أهْلِکَ وَ شِسْعُ نَعْلِکَ خَیْرٌ مِنْکَ
حضرت خطاب به «منذر بن جارود» فرمود: اگر آنچه که از خیانت تو، به من رسیده است، درست باشد، شتر خانه ات و بند کفش ات، با ارزش تر از تو است.

🔀خیانت به بیت المال کوچک و بزرگ ندارد. پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
مَنْ اسْتَعْمَلْناهُ مِنْکُمْ عَلى عَمَلٍ، فَکَتَمَنا مِخْیَطا فَما فَوْقَهُ، کانَ غَلُولاً یَأتی بِهِ یَوْمَ الْقیامَه.
هرکسی از شما رامسئول کاری کردیم و او سوزنى یا چیز مهم ترى را از ما پنهان کرد، آن خیانت گر را همراه با خیانت اش روز قیامت خواهند آورد.

اللهم لا تسلّط علی مَن لا یرحمُنا