ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت دویست و شصت و هشتم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۹/۱۹ . ۷جمادی الثانی

💢 حکمت ۲۶8 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت دویست و شصت و هشتم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
35:25 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): أَحْبِبْ حَبِیبَکَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ یَکُونَ بَغِیضَکَ یَوْماً مَا؛ وَ أَبْغِضْ بَغِیضَکَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْماً مَا.

و فرمود (ع): دوستت را به اندازه دوست بدار، شاید روزى خصم تو گردد و با دشمنت به اندازه دشمنى کن شاید روزى با تو دوست شود.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): یَا ابْنَ آدَمَ، لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِکَ عَلَى یَوْمِکَ الَّذِی قَدْ أَتَاکَ
اى فرزند آدم! غم و اندوهِ روزى که نیامده را بر آن روز که در آن هستى تحمیل مکن،

💠 فَإِنَّهُ إِنْ یَکُ مِنْ عُمُرِکَ یَأْتِ اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِکَ
چراکه اگر آن روز، از عمرت باشد خداوند روزىِ تو را در آن روز مى رساند _و اگر نباشد، اندوه چرا؟

⛔️ در این حکمت، حضرت با بیان یکی از واقعیت های زندگی، انسان را به رضایت و خوشنودی دعوت میکند و از حرص و طمع دور میکند. زیرا رزق و روزی و نگرانی برای آینده ای سرشار از نعمت، یکی از دغدغه های مهم انسان است که اگر این دغدغه درست مدیریت نشود سر از حرص و طمع و بخل در می آورد و انسان را از مسیر حق خارج میکند.

❌انبار دار دیگران نباش.
حضرت درحکمت ۱۹۲ فرمود :
یَا ابْنَ آدَمَ مَا کَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِکَ فَأَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیْرِک‏
اى فرزند آدم! هر چه بیش از مقدار خوراک خود به دست آورى (و آن را ذخیره کنى) خزانه دار دیگران در آن خواهى بود.

🛑رزق تو آنچیزی است که میخوری، نه آن چیزی که ذخیره میکنی.
امیرالمومنین سلام الله علیه فرمود:
و َاعْلَمْ أنَّکَ لاتَکْسِبُ مِنَ الْمالِ شَیْئاً فَوْقَ قُوتِکَ إلّا کُنْتَ فِیهِ خازِناً لِغَیْرِکَ
بدان که تو چیزى از مال را بیش از نیاز خود به دست نمى آورى مگر اینکه در آن، خزانه دار براى دیگرى هستى.

⭕️ اعتماد به رزاقیت خدا آری، آینده نگری آری
شک نیست که منظور امام علیه السلام از این کلام، نفى آینده نگرى و تدبیر در امور زندگى به خصوص در سطح جامعه اسلامى نیست، زیرا هر کسى باید به آینده همسر و فرزندانش و زمامداران اسلامى به آینده مسلمانان حساس باشند.

📕مرحوم کلینی در کتاب المعیشه کافی در مورد رزق و روزی حدیث مفصلی نقل میکند که در بخشی از آن آمده:
فَأَمَّا سَلْمَانُ فَکَانَ إِذَا أَخَذَ عَطَاهُ رَفَعَ مِنْهُ قُوتَهُ لِسَنَتِهِ
هنگامى که سلمان فارسی سهم خود را از بیت المال مى گرفت، قوت سال خود را از آن مى خرید و نگهدارى مى کرد.
فَقِیلَ لَهُ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَنْتَ فِی زُهْدِکَ تَصْنَعُ هَذَا وَ أَنْتَ لَا تَدْرِی لَعَلَّکَ تَمُوتُ الْیَوْمَ أَوْ غَداً
پس به او مى‌گفتند: اى ابا عبد اللّه! تو با این زهدى که دارى چنین مى‌کنى در حالى که نمى‌دانى شاید امروز یا فردا از دنیا بروى‌؟!
فَکَانَ جَوَابَهُ أَنْ قَالَ مَا لَکُمْ لَا تَرْجُونَ لِیَ الْبَقَاءَ کَمَا خِفْتُمْ عَلَیَّ الْفَنَاءَ
پاسخ سلمان چنین بود: چرا شما در مورد من امید به زندگى ندارید آنچنان که بر من از مرگ بیم دارید؟!
أَ مَا عَلِمْتُمْ یَا جَهَلَهُ أَنَّ النَّفْسَ قَدْ تَلْتَاثُ عَلَى صَاحِبِهَا إِذَا لَمْ یَکُنْ لَهَا مِنَ الْعَیْشِ مَا یَعْتَمِدُ عَلَیْهِ
اى نادانان! آیا نمى‌دانید که نفس انسان اگر رزق روزمرّه نداشته باشد که به آن تکیه کند صاحب خود را از انجام عبادات کُند و دربند مى‌کند و از صاحب خود اطاعت نمى‌کند؟
فَإِذَا هِیَ أَحْرَزَتْ مَعِیشَتَهَا اطْمَأَنَّتْ
پس اگر روزى‌اش را به دست آورد، اعتماد به نفس پیدا مى‌کند.
بنابراین هرگز منظور امام علیه السلام ترک تلاش و کوشش براى زندگى و تأمین آینده معقول و برنامه ریزى براى وابسته نبودن به دیگران نیست،
بلکه هدف جلوگیرى از حرص و آز شدیدى است که بسیارى از مردم را فرا مى گیرد و به بهانه تأمین آینده دائمآ براى ثروت اندوزى تلاش مى کنند و اموالى را گرد مى آورند که هرگز تا آخر عمر از آن استفاده نکرده، براى دیگران به یادگار مى گذارند.

⏪ از مورچه یاد بگیریم .
(مثالی برای آینده نگری و اعتماد به رزق خدا در نهج البلاغه)
حضرت درخطبه ۱۸۵ فرمودند:
وَ لَوْ فَکَّرُوا فِی عَظِیمِ الْقُدْرَهِ وَ جَسِیمِ النِّعْمَهِ، لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِیقِ وَ خَافُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ،
اگر در عظمت قدرت خداوند و اهمیّت نعمت او مى اندیشیدند، به راه راست باز مى گشتند، و از آتش سوزان دوزخ مى ترسیدند;
وَ لَکِنِ الْقُلُوبُ عَلِیلَهٌ وَ الْبَصَائِرُ مَدْخُولَهٌ
ولى دلها بیمار و چشمهاى بصیرت معیوب است.
أَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى صَغِیرِ مَا خَلَقَ کَیْفَ أَحْکَمَ خَلْقَهُ وَ أَتْقَنَ تَرْکِیبَهُ،
آیا به مخلوقات کوچکى که خدا آفریده، نمى نگرند که چگونه آفرینش آنها را دقیق و حساب شده.
وَ فَلَقَ لَهُ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ سَوَّى لَهُ الْعَظْمَ وَ الْبَشَرَ؟
و ترکیب آنها را متقن ساخته، گوش و چشم براى آنها آفریده و استخوان و پوست آنها را مرتّب نموده است.
انْظُرُوا إِلَى النَّمْلَهِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا وَ لَطَافَهِ هَیْئَتِهَا،
به این مورچه نگاه کنید با آن جثه کوچک و اندام ظریفش که از کوچکى درست، با چشم دیده نمی شود.
لَا تَکَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ وَ لَا بِمُسْتَدْرَکِ الْفِکَرِ.
با چشم دیده نمى شود و در اندیشه نمى گنجد;
کَیْفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا وَ صُبَّتْ عَلَى رِزْقِهَا،
ولى با این حال چگونه روى زمین ناهموار و پر سنگلاخ راه مى رود و به روزیش دست مى یابد،
تَنْقُلُ الْحَبَّهَ إِلَى جُحْرِهَا وَ تُعِدُّهَا فِی مُسْتَقَرِّهَا؛
دانه ها را (از راه هاى دور و نزدیک) به لانه اش منتقل مى کند و در جایگاه مخصوص نگهدارى مى نماید.
تَجْمَعُ فِی حَرِّهَا لِبَرْدِهَا وَ فِی وِرْدِهَا لِصَدَرِهَا؛
در فصل گرما براى سرما، و به هنگام توانایى براى روز ناتوانى، ذخیره مى کند. مَکْفُولٌ بِرِزْقِهَا، مَرْزُوقَهٌ بِوَفْقِهَا
روزیش از سوى خدا تضمین شده و خوراک موافق طبعش در اختیار او قرار گرفته است،
لَا یُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ وَ لَا یَحْرِمُهَا الدَّیَّانُ، وَ لَوْ فِی الصَّفَا الْیَابِسِ وَ الْحَجَرِ الْجَامِسِ
خداوند منّان هرگز از او غافل نمى شود و پروردگار مدبّر محرومش نمى سازد، هر چند در دل سنگ سخت و خشک و در میان صخره اى فاقد رطوبت باشد.

📕ابن ابی الحدید می گوید :
و فی المثل یا رزاق البُغاث فی عُشه
مثل آمده است که ای روزی دهنده پرندگان کوچک در لانه هایشان.
و إذا نظر الإنسان إلی الدودهالمکنونه داخل الصخره
و انسان نظر می کند به کرم کوچک، که در دل صخره پنهان است.
کیف ترزق علم أن صانع العالم
چگونه صانع عالِم روزی اورا میرساند.
قد تکفل لکل ذی حیاه بماده تقیم حیاته إلی انقضاء عمره
قطعا خداوند برای هر ذی حیاتی تا تمام شدن عمر او کفالت رزق او را کرده.

📕مرحوم کمره ای در شرح نهج البلاغه اش میفرماید روایات در باب رزق دو دسته اند:
الف. برخی میگویند از امروز باید به فکر فردا هم باشی،
ب. برخی میگویند ابن الوقت باش، امروز را دریاب. فردا اگر بودی خدا هم هست.
ایشان میفراید فعلا زمان مناسب برای تحلیل و بسط این مطلب نیست ولی به طور خلاصه اگر بخواهیم فرمایش ایشان را باز کنیم اینگونه میشود:

⛔️احکام دین متناسب با ظرفیت افراد درجه بندی های مختلفی دارد.
برای آنان که در مرتبه متوسط از ایمان و اعتماد به خدا هستند میفرماید شما به فکر فردا هم باش، طوری که دلت قرص باشد و مدام حرص و جوش فردا را نخوری.
ولی به انسان های با ایمان قوی تر میگوید شما ابن الوقت باش، خداوند هر لحظه رزاق است و هر روزی سهم و روزی تو را خواهد رساند.

⭕️ اگر در روایات در مورد اهل بیت یا شخصیت هایی مثل سلمان داریم که آنها رزق سال خود را تهیه میکرده اند، اینها به خاطرآموزش به دیگران بوده است نه به خاطر کم ایمانی و کم اعتمادی به خدا.

❌بحث در مورد فرصت هاست نه رزق و روزی.
معنای دیگری برای کلام حضرت:
یَا ابْنَ آدَمَ، لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِکَ عَلَى یَوْمِکَ الَّذِی قَدْ أَتَاکَ، فَإِنَّهُ إِنْ یَکُ مِنْ عُمُرِکَ یَأْتِ اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِکَ”
مرحوم «مغنیه» میفرماید: این سخن امام علیه السلام نهى از کار و کوشش نسبت به آینده نیست. چگونه ممکن است نهى از این کار باشد در حالى که خود آن حضرت مى فرماید:
اِعْمَلْ لِدُنْیاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَدآ وَاعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً
براى دنیایت آنگونه عمل کن که گویى تا ابد زنده اى و براى آخرتت آنگونه عمل کن که گویا مى خواهى فردا از دنیا بروى.
و اگر کار و تلاش پیگیر نباشد، زندگى در دنیا غیر ممکن است..
انما اراد الامام ان لا نَحزَن و نَذهَب انفسَنا حسرات، علی شی ءٍ لم یاتِ اَوانُه…
اگر چیزى هنوز زمانش فرا نرسیده و به دست تو نیامده غمگین مباش و حسرت و اندوه به خود راه نده. شاید چنین چیزى اصلاً وجود پیدا نکند و نباید شتابزده، غم واندوه را براى آن به خود راه دهى.

❌ چنین غم و اندوهى چه سودى دارد و اى بسا زندگى را بر ما تباه کند و غم و اندوه را بر دل ما مضاعف سازد و ما را از تفکر وتلاش براى واجبات و انجام مسئولیتها بازدارد.

🔻نکته:
از این حکمت استفاده میشود که نباید برنامه های بلند مدت، مانع طرح ریزی و اجرای برنامه های کوتاه مدتی شود که شخص یا جامعه به آن نیاز دارد.
و نباید برنامه های کوتاه مدت و روزانه مانع از نگاه بلند شود به نحوی که انسان هیچ دور نمایی برای آینده خود و جامعه نداشته باشد.
به تعبیر شیخ محمود شبستری:
جهان چون زلف و خط و خال و ابروست / که هر چیزی به جای خویش نیکوست

⏪ راز شاد زیستن در توجه به فرمایش امیرالمومنین است.
قاعده ی در «حال» شنا کنید،
افراد خیال پرداز معمولاً در آینده غیرواقعی خود سرگردانند و در حسرت به دست آوردن آن خودخوری می کنند.
ابلهان نیز در غم و اندوه گذشته، غوطه ور و از «حال» غافلند. هر انسانی هر قدر هم فقیر و ضعیف باشد، می تواند به کمک استعدادهای خدادادی و امکاناتش و توکل به خداوند، در سخت ترین شرایط هم شاد باشد.
به تعبیر امیرالمومنین:
ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟
آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه می‌آید کجاست؟
قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَهَ بَینَ العَدَمَین
برخیز و فرصت میانِ دو نیستی را دریاب.

⛔️چرا باید شادی ها و زیبایی های زمان حال را با تصور غیر منطقی مشکلات و سختی های آینده، تلخ و زشت کنیم؟ مولای متقیان، علی(ع) چه زیبا فرموده است :
لا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِکَ عَلَی یَوْمِکَ الَّذِی قَدْ أَتَاکَ
نگرانی روزی را که بر تو نیامده، بر امروزت میفزا.
لا تُشْعِرْ قَلْبَکَ الْهَمَّ عَلی ما فاتَ، فَیَشْغَلَکَ عَنِ الْإسْتِعْدادِ عَمّا هُوَ آتٍ.
دل از اندوه گذشته آکنده مساز که تو را از آمادگی برای آینده بازمی دارد.
فَلا تَحْمِلْ هَمَّ سَنَتِکَ عَلَی هَمِّ یَوْمِکَ کَفَاکَ کُلَّ یَوْمٍ مَا فِیه.
نگرانی سالت را بر نگرانی روزت میفزا. برای هر روز، مشکلات خودش کافی است.

⏪ تکیه داشتن به رزاقیت خدا به معنای بی مبالاتی و بی عاری نیست.
گلستان سعدی:
شخصی مال زیادی به دست آورده بود و مشغول عیش و نوش با آن بود.
سعدی میگوید به او گفتم:
چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن/
که می‌گویند ملاحان سرودی
اگر باران به کوهستان نبارد/
به سالی دجله گردد خشک رودی
سعدی میگوید به این جوان نصیحت کردم ولی او گفت:
خداوندان کام و نیکبختی/
چرا سختی خورند از بیم سختی
برو شادی کن ای یار دل افروز/
غم فردا نشاید خورد امروز
این جمله ی جوان اشتباه است چون توجه به رزق و روزی نباید انسان را از تلاش باز دارد و انسان را به بی مبالاتی بکشاند.

⏪ تشبیهی زیبا از جلال الدین رومی:
در مورد حرص به دنیا و اعتماد نکردن به رزاقیت خدا:
مولوی در مثنوی داستان آن گاوی را می گوید که هر روز از صبح تا شب در مزرعه سرسبزی می چرید و علف های آن را می خورد و بعد از سر شب تا صبح غصه می خورد که فردا چکار کنم!
باز فردا با علف های از نو سرسبز شده آن مزرعه روبه رو می شد و تا شب به خوردن آن مشغول می گشت،
و باز از شب تا صبح نگران رزق فردا بود. می گوید:

یک جزیره هست سبز اندر جهان/
اندرو گاوی است تنها خوش دهان
جمله صحرا را چرد او تا به شب /
تا شود زَفْت و عظیم و منتجب
شب زاندیشه که فردا چه خورم /
گردد او چون تار مو لاغر ز غم…
سال ها این است خوف این بقر /
هیچ نندیشد که چندین سال من_
می خورم زین سبزه زار و زین چمن / هیچ روزی کم نیامد روزیم

🔺 این مثال دقیقا اوضاع زندگی آدمی است که یک عمر سر سفره خدا نشسته است و مدام میگوید فردا چه، فردا چطور و…

🔻صائب تبریزی می گوید:
دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت /
اندوه روزی از دل ما کم نمی شود

اللهم الرزقنا رزقاً حلالاً طیباً واسعاً

حکمت دویست و شصت و هشتم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۹/۱۹ . ۷جمادی الثانی

💢 حکمت ۲۶8 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت دویست و شصت و هشتم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
35:25 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): أَحْبِبْ حَبِیبَکَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ یَکُونَ بَغِیضَکَ یَوْماً مَا؛ وَ أَبْغِضْ بَغِیضَکَ هَوْناً مَا، عَسَى أَنْ یَکُونَ حَبِیبَکَ یَوْماً مَا.

و فرمود (ع): دوستت را به اندازه دوست بدار، شاید روزى خصم تو گردد و با دشمنت به اندازه دشمنى کن شاید روزى با تو دوست شود.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): یَا ابْنَ آدَمَ، لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِکَ عَلَى یَوْمِکَ الَّذِی قَدْ أَتَاکَ
اى فرزند آدم! غم و اندوهِ روزى که نیامده را بر آن روز که در آن هستى تحمیل مکن،

💠 فَإِنَّهُ إِنْ یَکُ مِنْ عُمُرِکَ یَأْتِ اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِکَ
چراکه اگر آن روز، از عمرت باشد خداوند روزىِ تو را در آن روز مى رساند _و اگر نباشد، اندوه چرا؟

⛔️ در این حکمت، حضرت با بیان یکی از واقعیت های زندگی، انسان را به رضایت و خوشنودی دعوت میکند و از حرص و طمع دور میکند. زیرا رزق و روزی و نگرانی برای آینده ای سرشار از نعمت، یکی از دغدغه های مهم انسان است که اگر این دغدغه درست مدیریت نشود سر از حرص و طمع و بخل در می آورد و انسان را از مسیر حق خارج میکند.

❌انبار دار دیگران نباش.
حضرت درحکمت ۱۹۲ فرمود :
یَا ابْنَ آدَمَ مَا کَسَبْتَ فَوْقَ قُوتِکَ فَأَنْتَ فِیهِ خَازِنٌ لِغَیْرِک‏
اى فرزند آدم! هر چه بیش از مقدار خوراک خود به دست آورى (و آن را ذخیره کنى) خزانه دار دیگران در آن خواهى بود.

🛑رزق تو آنچیزی است که میخوری، نه آن چیزی که ذخیره میکنی.
امیرالمومنین سلام الله علیه فرمود:
و َاعْلَمْ أنَّکَ لاتَکْسِبُ مِنَ الْمالِ شَیْئاً فَوْقَ قُوتِکَ إلّا کُنْتَ فِیهِ خازِناً لِغَیْرِکَ
بدان که تو چیزى از مال را بیش از نیاز خود به دست نمى آورى مگر اینکه در آن، خزانه دار براى دیگرى هستى.

⭕️ اعتماد به رزاقیت خدا آری، آینده نگری آری
شک نیست که منظور امام علیه السلام از این کلام، نفى آینده نگرى و تدبیر در امور زندگى به خصوص در سطح جامعه اسلامى نیست، زیرا هر کسى باید به آینده همسر و فرزندانش و زمامداران اسلامى به آینده مسلمانان حساس باشند.

📕مرحوم کلینی در کتاب المعیشه کافی در مورد رزق و روزی حدیث مفصلی نقل میکند که در بخشی از آن آمده:
فَأَمَّا سَلْمَانُ فَکَانَ إِذَا أَخَذَ عَطَاهُ رَفَعَ مِنْهُ قُوتَهُ لِسَنَتِهِ
هنگامى که سلمان فارسی سهم خود را از بیت المال مى گرفت، قوت سال خود را از آن مى خرید و نگهدارى مى کرد.
فَقِیلَ لَهُ یَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَنْتَ فِی زُهْدِکَ تَصْنَعُ هَذَا وَ أَنْتَ لَا تَدْرِی لَعَلَّکَ تَمُوتُ الْیَوْمَ أَوْ غَداً
پس به او مى‌گفتند: اى ابا عبد اللّه! تو با این زهدى که دارى چنین مى‌کنى در حالى که نمى‌دانى شاید امروز یا فردا از دنیا بروى‌؟!
فَکَانَ جَوَابَهُ أَنْ قَالَ مَا لَکُمْ لَا تَرْجُونَ لِیَ الْبَقَاءَ کَمَا خِفْتُمْ عَلَیَّ الْفَنَاءَ
پاسخ سلمان چنین بود: چرا شما در مورد من امید به زندگى ندارید آنچنان که بر من از مرگ بیم دارید؟!
أَ مَا عَلِمْتُمْ یَا جَهَلَهُ أَنَّ النَّفْسَ قَدْ تَلْتَاثُ عَلَى صَاحِبِهَا إِذَا لَمْ یَکُنْ لَهَا مِنَ الْعَیْشِ مَا یَعْتَمِدُ عَلَیْهِ
اى نادانان! آیا نمى‌دانید که نفس انسان اگر رزق روزمرّه نداشته باشد که به آن تکیه کند صاحب خود را از انجام عبادات کُند و دربند مى‌کند و از صاحب خود اطاعت نمى‌کند؟
فَإِذَا هِیَ أَحْرَزَتْ مَعِیشَتَهَا اطْمَأَنَّتْ
پس اگر روزى‌اش را به دست آورد، اعتماد به نفس پیدا مى‌کند.
بنابراین هرگز منظور امام علیه السلام ترک تلاش و کوشش براى زندگى و تأمین آینده معقول و برنامه ریزى براى وابسته نبودن به دیگران نیست،
بلکه هدف جلوگیرى از حرص و آز شدیدى است که بسیارى از مردم را فرا مى گیرد و به بهانه تأمین آینده دائمآ براى ثروت اندوزى تلاش مى کنند و اموالى را گرد مى آورند که هرگز تا آخر عمر از آن استفاده نکرده، براى دیگران به یادگار مى گذارند.

⏪ از مورچه یاد بگیریم .
(مثالی برای آینده نگری و اعتماد به رزق خدا در نهج البلاغه)
حضرت درخطبه ۱۸۵ فرمودند:
وَ لَوْ فَکَّرُوا فِی عَظِیمِ الْقُدْرَهِ وَ جَسِیمِ النِّعْمَهِ، لَرَجَعُوا إِلَى الطَّرِیقِ وَ خَافُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ،
اگر در عظمت قدرت خداوند و اهمیّت نعمت او مى اندیشیدند، به راه راست باز مى گشتند، و از آتش سوزان دوزخ مى ترسیدند;
وَ لَکِنِ الْقُلُوبُ عَلِیلَهٌ وَ الْبَصَائِرُ مَدْخُولَهٌ
ولى دلها بیمار و چشمهاى بصیرت معیوب است.
أَلَا یَنْظُرُونَ إِلَى صَغِیرِ مَا خَلَقَ کَیْفَ أَحْکَمَ خَلْقَهُ وَ أَتْقَنَ تَرْکِیبَهُ،
آیا به مخلوقات کوچکى که خدا آفریده، نمى نگرند که چگونه آفرینش آنها را دقیق و حساب شده.
وَ فَلَقَ لَهُ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ سَوَّى لَهُ الْعَظْمَ وَ الْبَشَرَ؟
و ترکیب آنها را متقن ساخته، گوش و چشم براى آنها آفریده و استخوان و پوست آنها را مرتّب نموده است.
انْظُرُوا إِلَى النَّمْلَهِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا وَ لَطَافَهِ هَیْئَتِهَا،
به این مورچه نگاه کنید با آن جثه کوچک و اندام ظریفش که از کوچکى درست، با چشم دیده نمی شود.
لَا تَکَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ وَ لَا بِمُسْتَدْرَکِ الْفِکَرِ.
با چشم دیده نمى شود و در اندیشه نمى گنجد;
کَیْفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا وَ صُبَّتْ عَلَى رِزْقِهَا،
ولى با این حال چگونه روى زمین ناهموار و پر سنگلاخ راه مى رود و به روزیش دست مى یابد،
تَنْقُلُ الْحَبَّهَ إِلَى جُحْرِهَا وَ تُعِدُّهَا فِی مُسْتَقَرِّهَا؛
دانه ها را (از راه هاى دور و نزدیک) به لانه اش منتقل مى کند و در جایگاه مخصوص نگهدارى مى نماید.
تَجْمَعُ فِی حَرِّهَا لِبَرْدِهَا وَ فِی وِرْدِهَا لِصَدَرِهَا؛
در فصل گرما براى سرما، و به هنگام توانایى براى روز ناتوانى، ذخیره مى کند. مَکْفُولٌ بِرِزْقِهَا، مَرْزُوقَهٌ بِوَفْقِهَا
روزیش از سوى خدا تضمین شده و خوراک موافق طبعش در اختیار او قرار گرفته است،
لَا یُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ وَ لَا یَحْرِمُهَا الدَّیَّانُ، وَ لَوْ فِی الصَّفَا الْیَابِسِ وَ الْحَجَرِ الْجَامِسِ
خداوند منّان هرگز از او غافل نمى شود و پروردگار مدبّر محرومش نمى سازد، هر چند در دل سنگ سخت و خشک و در میان صخره اى فاقد رطوبت باشد.

📕ابن ابی الحدید می گوید :
و فی المثل یا رزاق البُغاث فی عُشه
مثل آمده است که ای روزی دهنده پرندگان کوچک در لانه هایشان.
و إذا نظر الإنسان إلی الدودهالمکنونه داخل الصخره
و انسان نظر می کند به کرم کوچک، که در دل صخره پنهان است.
کیف ترزق علم أن صانع العالم
چگونه صانع عالِم روزی اورا میرساند.
قد تکفل لکل ذی حیاه بماده تقیم حیاته إلی انقضاء عمره
قطعا خداوند برای هر ذی حیاتی تا تمام شدن عمر او کفالت رزق او را کرده.

📕مرحوم کمره ای در شرح نهج البلاغه اش میفرماید روایات در باب رزق دو دسته اند:
الف. برخی میگویند از امروز باید به فکر فردا هم باشی،
ب. برخی میگویند ابن الوقت باش، امروز را دریاب. فردا اگر بودی خدا هم هست.
ایشان میفراید فعلا زمان مناسب برای تحلیل و بسط این مطلب نیست ولی به طور خلاصه اگر بخواهیم فرمایش ایشان را باز کنیم اینگونه میشود:

⛔️احکام دین متناسب با ظرفیت افراد درجه بندی های مختلفی دارد.
برای آنان که در مرتبه متوسط از ایمان و اعتماد به خدا هستند میفرماید شما به فکر فردا هم باش، طوری که دلت قرص باشد و مدام حرص و جوش فردا را نخوری.
ولی به انسان های با ایمان قوی تر میگوید شما ابن الوقت باش، خداوند هر لحظه رزاق است و هر روزی سهم و روزی تو را خواهد رساند.

⭕️ اگر در روایات در مورد اهل بیت یا شخصیت هایی مثل سلمان داریم که آنها رزق سال خود را تهیه میکرده اند، اینها به خاطرآموزش به دیگران بوده است نه به خاطر کم ایمانی و کم اعتمادی به خدا.

❌بحث در مورد فرصت هاست نه رزق و روزی.
معنای دیگری برای کلام حضرت:
یَا ابْنَ آدَمَ، لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِکَ عَلَى یَوْمِکَ الَّذِی قَدْ أَتَاکَ، فَإِنَّهُ إِنْ یَکُ مِنْ عُمُرِکَ یَأْتِ اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِکَ”
مرحوم «مغنیه» میفرماید: این سخن امام علیه السلام نهى از کار و کوشش نسبت به آینده نیست. چگونه ممکن است نهى از این کار باشد در حالى که خود آن حضرت مى فرماید:
اِعْمَلْ لِدُنْیاکَ کَأَنَّکَ تَعِیشُ أَبَدآ وَاعْمَلْ لاِخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَمُوتُ غَداً
براى دنیایت آنگونه عمل کن که گویى تا ابد زنده اى و براى آخرتت آنگونه عمل کن که گویا مى خواهى فردا از دنیا بروى.
و اگر کار و تلاش پیگیر نباشد، زندگى در دنیا غیر ممکن است..
انما اراد الامام ان لا نَحزَن و نَذهَب انفسَنا حسرات، علی شی ءٍ لم یاتِ اَوانُه…
اگر چیزى هنوز زمانش فرا نرسیده و به دست تو نیامده غمگین مباش و حسرت و اندوه به خود راه نده. شاید چنین چیزى اصلاً وجود پیدا نکند و نباید شتابزده، غم واندوه را براى آن به خود راه دهى.

❌ چنین غم و اندوهى چه سودى دارد و اى بسا زندگى را بر ما تباه کند و غم و اندوه را بر دل ما مضاعف سازد و ما را از تفکر وتلاش براى واجبات و انجام مسئولیتها بازدارد.

🔻نکته:
از این حکمت استفاده میشود که نباید برنامه های بلند مدت، مانع طرح ریزی و اجرای برنامه های کوتاه مدتی شود که شخص یا جامعه به آن نیاز دارد.
و نباید برنامه های کوتاه مدت و روزانه مانع از نگاه بلند شود به نحوی که انسان هیچ دور نمایی برای آینده خود و جامعه نداشته باشد.
به تعبیر شیخ محمود شبستری:
جهان چون زلف و خط و خال و ابروست / که هر چیزی به جای خویش نیکوست

⏪ راز شاد زیستن در توجه به فرمایش امیرالمومنین است.
قاعده ی در «حال» شنا کنید،
افراد خیال پرداز معمولاً در آینده غیرواقعی خود سرگردانند و در حسرت به دست آوردن آن خودخوری می کنند.
ابلهان نیز در غم و اندوه گذشته، غوطه ور و از «حال» غافلند. هر انسانی هر قدر هم فقیر و ضعیف باشد، می تواند به کمک استعدادهای خدادادی و امکاناتش و توکل به خداوند، در سخت ترین شرایط هم شاد باشد.
به تعبیر امیرالمومنین:
ما فاتَ مَضی وَ ما سیأتیکَ فَاَیْنَ؟
آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه می‌آید کجاست؟
قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَهَ بَینَ العَدَمَین
برخیز و فرصت میانِ دو نیستی را دریاب.

⛔️چرا باید شادی ها و زیبایی های زمان حال را با تصور غیر منطقی مشکلات و سختی های آینده، تلخ و زشت کنیم؟ مولای متقیان، علی(ع) چه زیبا فرموده است :
لا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِکَ عَلَی یَوْمِکَ الَّذِی قَدْ أَتَاکَ
نگرانی روزی را که بر تو نیامده، بر امروزت میفزا.
لا تُشْعِرْ قَلْبَکَ الْهَمَّ عَلی ما فاتَ، فَیَشْغَلَکَ عَنِ الْإسْتِعْدادِ عَمّا هُوَ آتٍ.
دل از اندوه گذشته آکنده مساز که تو را از آمادگی برای آینده بازمی دارد.
فَلا تَحْمِلْ هَمَّ سَنَتِکَ عَلَی هَمِّ یَوْمِکَ کَفَاکَ کُلَّ یَوْمٍ مَا فِیه.
نگرانی سالت را بر نگرانی روزت میفزا. برای هر روز، مشکلات خودش کافی است.

⏪ تکیه داشتن به رزاقیت خدا به معنای بی مبالاتی و بی عاری نیست.
گلستان سعدی:
شخصی مال زیادی به دست آورده بود و مشغول عیش و نوش با آن بود.
سعدی میگوید به او گفتم:
چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن/
که می‌گویند ملاحان سرودی
اگر باران به کوهستان نبارد/
به سالی دجله گردد خشک رودی
سعدی میگوید به این جوان نصیحت کردم ولی او گفت:
خداوندان کام و نیکبختی/
چرا سختی خورند از بیم سختی
برو شادی کن ای یار دل افروز/
غم فردا نشاید خورد امروز
این جمله ی جوان اشتباه است چون توجه به رزق و روزی نباید انسان را از تلاش باز دارد و انسان را به بی مبالاتی بکشاند.

⏪ تشبیهی زیبا از جلال الدین رومی:
در مورد حرص به دنیا و اعتماد نکردن به رزاقیت خدا:
مولوی در مثنوی داستان آن گاوی را می گوید که هر روز از صبح تا شب در مزرعه سرسبزی می چرید و علف های آن را می خورد و بعد از سر شب تا صبح غصه می خورد که فردا چکار کنم!
باز فردا با علف های از نو سرسبز شده آن مزرعه روبه رو می شد و تا شب به خوردن آن مشغول می گشت،
و باز از شب تا صبح نگران رزق فردا بود. می گوید:

یک جزیره هست سبز اندر جهان/
اندرو گاوی است تنها خوش دهان
جمله صحرا را چرد او تا به شب /
تا شود زَفْت و عظیم و منتجب
شب زاندیشه که فردا چه خورم /
گردد او چون تار مو لاغر ز غم…
سال ها این است خوف این بقر /
هیچ نندیشد که چندین سال من_
می خورم زین سبزه زار و زین چمن / هیچ روزی کم نیامد روزیم

🔺 این مثال دقیقا اوضاع زندگی آدمی است که یک عمر سر سفره خدا نشسته است و مدام میگوید فردا چه، فردا چطور و…

🔻صائب تبریزی می گوید:
دندان ما ز خوردن نعمت تمام ریخت /
اندوه روزی از دل ما کم نمی شود

اللهم الرزقنا رزقاً حلالاً طیباً واسعاً