ممنون از صبر و شکیبایی شما...

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خطبه ۱۳۵

دانلود

متن:

و من کلام له (علیه السلام) و قد وقعت مشاجره بینه و بین عثمان، فقال المغیره بن الأخنس لعثمان: أنا أکفیکَهُ، فقال علی (علیه السلام) للمغیره:
یَا ابْنَ اللَّعِینِ الْأَبْتَرِ وَ الشَّجَرَهِ الَّتِی لَا أَصْلَ لَهَا وَ لَا فَرْعَ، أَنْتَ تَکْفِینِی!؟ فَوَاللَّهِ مَا أَعَزَّ اللَّهُ مَنْ أَنْتَ نَاصِرُهُ، وَ لَا قَامَ مَنْ أَنْتَ مُنْهِضُهُ؛ اخْرُجْ عَنَّا، أَبْعَدَ اللَّهُ نَوَاکَ، ثُمَّ ابْلُغْ جَهْدَکَ، فَلَا أَبْقَى اللَّهُ عَلَیْکَ إِنْ أَبْقَیْتَ.

ترجمه:

اى پسر ملعون ابتر! و اى فرزند درخت بى ریشه و شاخه! تو به حساب من مى رسى؟! به خدا سوگند! هرگز خداوند کسى را که تو یاورش باشى عزّت نمى دهد; و آن کس که تو دستش را بگیرى به پا نمى خیزد! از نزد ما بیرون شو! خدا مقصد تو را دور کند (و هرگز به مقصود نرسى) برو هر چه در توان دارى به کار گیر، خد تو را زنده نگذارد اگر آنچه را در توان دارى به کار نگیرى!

تفسیر:

این خطبه بین امیرالمؤمنین و خلیفه سوم عثمان بود.

بعد از شهادت ابوذر غفاری، روزی عمار گفت با تمام وجود می‌گویم خدا ابوذر را رحمت کند.

عثمان خشمناک شد و چند ناسزا به عمار گفت و او را تهدید به تبعید ربذه مانند ابوذر کرد و گفت از تبعید ابوذر پشیمان هم نیستم.

عمار: به خدا قسم می‌دانم تو قسی‌القلب هستی، پشیمان و ناراحت نمی‌شوی.

به خدا قسم من همنشین درندگان بیابان باشم محبوب‌تر است برای من تا در کنار تو عثمان باشم.

عثمان عزم جدی کرد برای تبعید عمار. طایفه بنی‌مخزوم مدافع عمار، نزد حضرت برای واسطه‌گری رفتند که عثمان از این کار دست بردارد. باوجوداینکه چندین بار عمار را به‌قصد کشت کتک زده و ما چیزی نگفتیم.

حضرت شخصاً وارد بر عثمان شد:

«اتَّقِ اللَّهَ أَیُّهَا الرَّجُلُ»

دست از سر صحابه پیامبر بردار. هر کسی در مسیر اسلام است با او بدرفتاری می‌کنی. ابوذر از صالحان مسلمین در تبعید غریبانه از دنیا رفت، اکنون قصد عمار کرده‌ای.

عثمان در جواب بی‌ادبی کرد که باید علی را تبعید کنم. هر فسادی عمار و دیگران دارند با تحریک علی انجام می‌گیرد.

فرمود: اگر می‌توانی این کار را بکن. تا من زنده هستم نمی‌گذارم.

و اما اینکه مرا عامل فساد و تحریک می‌دانی، بدان عملکرد خود توست که صحابی را بر علیه تو می‌سوزاند. عمل خود را تغییر بده و حضرت بیرون آمد.

مغیره بن اخنس از یاران عثمان به‌عنوان گلایه نزد حضرت آمد که چرا با عثمان همراهی نمی‌کنی و به عثمان انتقاد داری.

مغیره و پدر او در فتح مکه از روی ترس و اجبار اسلام آوردند و از منافقان سرسخت بودند و برادر او کافر ماند و در احد به دست حضرت کشته شد. مغیره کینه عجیبی از امام در دل داشت. گفت خلیفه بر تو حق حاکمی دارد، بر تو ولایت دارد و خویشاوند توست. حق او را ادا کن.

فرمود: دوست ندارم به عثمان اعتراض کنم مگر وقتی که حق را زیر پا می‌گذارد. لحظه‌ای که سکوت جایز نیست فریاد می‌زنم.

عثمان باید از کار خود دست بردارد.

مغیره بی‌ادبی کرد و گفت اگر تو از کار خود دست نکشی تو را بر جای خود می‌نشانم.

فرمود:

متن خطبه

یَا ابْنَ اللَّعِینِ الْأَبْتَرِ

ای کسی که فرزند یک انسان ملعون هستی. (اخنس پدر او از سران فتنه) و پدر تو ابتر است.

ابتر، دم‌بریده بدون فرزند، کاش هیچ فرزندی نداشت. اجاق‌کوری برای پدر تو بهتر بود، تا فرزند فاسدی مثل تو باشد.

وَالشَّجَرَهِ الَّتِی لَا أَصْلَ لَهَا وَلَا فَرْعَ، أَنْتَ تَکْفِینِی

ای کسی که پدر تو از شجره و دودمانی بود که تو هم مثل او، نه اصل داری، نه ریشه و میوه.

«مَثَلُ کَلِمَهٍ خَبِیثَهٍ کَشَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ. ابراهیم – ۲۴»

بی‌اصل‌ونسب مانند درخت بی‌ریشه با اندک باد از جا در می‌آید.

أَنْتَ تَکْفِینِی؟

تو از اخلاق بهره‌ای نبرده‌ای.

تو می‌خواهی مرا کفایت کنی و جلوی مرا بگیری؟

در مقابل بی‌ادبی او که حضرت را تهدید کرد به‌شدت پاسخ می‌دهد. مادر نزاییده کسی که علی را تهدید کند. احدی جرئت تهدید ندارد. تو مرا تهدید می‌کنی؟

فَوَاللَّهِ مَا أَعَزَّ اللَّهُ مَنْ أَنْتَ نَاصِرُهُ

به خدا قسم کسی که تو یاور او باشی او را هم بیچاره می‌کنی. عزیز نخواهد شد کسی که تو ناصر او باشی.

وَلَا قَامَ مَنْ أَنْتَ مُنْهِضُهُ

کسی که تو او را سر پا نگهداری، هیچ‌گاه سرپا نخواهد شد. همیشه زمین‌گیر است.

اصلاً تو را حساب نمی‌کنم. تو بدبختی که مدافع عثمان هستی و او هم مانند تو…

اُخْرُجْ عَنَّا أَبْعَدَ اللَّهُ نَوَاکَ

از نزد من بیرون شو، هیچ‌گاه به مقصدی که داری [نَوَاکَ] خدا تو را نمی‌رساند. (نفرین)

ثُمَّ ابْلُغْ جُهْدَکَ فَلَا أَبْقَى اللَّهُ عَلَیْکَ إِنْ أَبْقَیْتَ

تمام تلاش و کوشش خود به کار بگیر (هر غلطی می‌خواهی بکن) هرگز نمی‌توانی کاری پیش ببری. (یک اصطلاح و ضرب‌المثل است)

اگر زنده ماندی بر من رحم نکن. توانستی بیا جلوی ما را بگیر.

منظور؛ تا زنده‌ای از رحمت خدابه‌دور هستی، پس هیچ‌گاه نمی‌توانی برای من که متصل به رحمت خدا هستم قد علم کنی.

هرجا امام، شخص بزرگ، انسان حری را تهدید کردند باید با تهدید پاسخ او را داد.

اللَّهُمَّ اجْعَلْ عَوَاقِبَ أُمُورِنَا خَیْرًا

 

این اثر برای استفاده آموزشی می‌باشد و هرگونه استفاده مالی از آن شرعاً مجاز نمی‌باشد