ممنون از صبر و شکیبایی شما...

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خطبه ۱۱۸

دانلود

متن:

و من کلام له (علیه السلام) فی الصالحین من أصحابه:
أَنْتُمُ الْأَنْصَارُ عَلَى الْحَقِّ وَ الْإِخْوَانُ فِی الدِّینِ وَ الْجُنَنُ یَوْمَ الْبَأْسِ وَ الْبِطَانَهُ دُونَ النَّاسِ، بِکُمْ أَضْرِبُ الْمُدْبِرَ وَ أَرْجُو طَاعَهَ الْمُقْبِلِ. فَأَعِینُونِی بِمُنَاصَحَهٍ خَلِیَّهٍ مِنَ الْغِشِّ، سَلِیمَهٍ مِنَ الرَّیْبِ، فَوَاللَّهِ إِنِّی لَأَوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ.

ترجمه:

شما یاوران حق، برادران دینى، سپرهاى روز جنگ، و رازداران در برابر مردم هستید، با کمک شما کسانى را که به حق پشت مى کنند مى زنم، و با یارى شما به اطاعتِ روى آورندگان به حق، امیدوارم، حال که چنین است، مرا با خیرخواهىِ خالى از هرگونه خیانت و سالم از هرگونه شک و تردید، یارى کنید. به خدا سوگند! من نسبت به مردم از خودشان سزاوارترم ! (چرا که آگاهتر و دلسوزترم).

تفسیر:

تمجید از صحابی

بر اساس نقل معتبر، حضرت این خطبه را پس از جریان جنگ جمل ایراد فرمودند. با اینکه تمام دشمنان برای برهم‌زدن حکومت امیرالمؤمنین صف‌آرایی کرده بودند، چون مردم پای‌دررکاب بوده و خدمت کردند، پیروزیِ کامل و قاطع با لشکر حضرت بود. بعد از جنگ، این خطبه را خواندند و نقش و اهمیتِ آن، ازاین‌جهت است.

گاهی در میان کلام، حضرت نسبت به مردم کوفه و یاران گلایه‌هایی دارند که چرا یاری نمی‌کنید؛ این گلایه و دلخوریِ حضرت، مربوط به دوره‌های خاصی است که مردم کم‌کاری کرده و حمایت نکردند. اما در جریان جمل، مردم وظیفه را خوب شناختند و خوب به آن عمل کردند. هم تشخیص درست بود و هم عمل؛ لذا از آن‌ها تجلیل کرده و آنان را بزرگ می‌دارد. ملاک، حالِ فعلیِ افراد است. بعد از صفین و کارشکنیِ مردم، اگر تحمیل حکمیت باشد، مجبور است؛ مانند خطبه قبل (۱۱۷) آنان را توبیخ کند؛ اما به هنگام هوشیاریِ مردم که پیروز میدان می‌شدند، آنان را این‌گونه تشویق می‌کرد. حالِ کنونیِ افراد است که کلام حضرت را نسبت به آن می‌سنجیم؛ گاهی تکریم و گاهی توبیخ که بسیار هم با هم سازگارند و منافاتی ندارند.

«أَنْتُمْ أَنْصَارُ الْحَقِّ»

ای مردم، شما یاورانِ حق هستید و حق را نصرت دادید. مردم باید حق محور و حق‌مدار باشند، نه یارانِ حزبی، قبیله‌ای و عرب. بر مدارِ حق و امام باید ناصری کنند.

تمامی مخالفانِ حضرت با گرایش‌های مختلف دست‌به‌دست هم داده و اجماع کردند تا حکومت را به زمین بزنند؛ در جایی که دشمن اجماع کرد، وظیفه مؤمنین نیز اجتماع است.

«وَالَّذِینَ کَفَرُوا بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَهٌ فِی الْأَرْضِ وَفَسَادٌ کَبِیرٌ» (انفال – ۷۳)

دشمنان علیه مسلمین اجماع می‌کنند؛ اگر دین‌داران حولِ محورِ ولی اتحاد و اجتماع نکنند، فتنه‌ای حاصل می‌شود که فسادِ کبیر است. برعکسِ آن هم صادق است؛ اجتماعِ مؤمنین سببِ آبادانی، امنیت و آرامشِ گسترده‌ای می‌شود که جامعه را فرامی‌گیرد. مردم کوفه هم خوب اجماع کردند و غائله جمل را خواباندند؛ پس شما «أَنْتُمْ أَنْصَارُ الْحَقِّ» هستید.

«وَالْإِخْوَانُ فِی الدِّینِ»

شما برادرانِ دینیِ علی هستید؛ برادرانِ خوبی که صحنه را خوب شناسایی، وظیفه را خوب تشخیص داده و با انحراف مقابله کردید. جان، مال و آبرو را در طبقِ اخلاص گذاشته و از دین حمایت کنید.

«وَالْجُنَنُ یَوْمَ الْبَأْسِ»

در روزهای سخت؛ روزی که آتشِ جنگ شعله‌ور بود، شما سپر شدید و از شخصیت و امامتِ علی دفاع کردید.

«وَالْبِطَانَهُ دُونَ النَّاسِ»

شما یارانِ خاص و محرمِ اسرار (بِطانَه) هستید.

«بِکُمْ أَضْرِبُ الْمُدْبِرَ»

به مددِ شماست که می‌توانم پشت‌کنندگان به دین (مُدبر) را در جای خود بنشانم. امامِ جامعه اگر تنها بماند، شکستِ او حتمی است. در جمل چون مردم همراه شدند، به پیروزی رسیدند؛ در صفین همراهی نکردند، امام را تنها گذاشتند و شکست خوردند؛ وگرنه امام همان است و با همان شجاعت و درایت. بیست و پنج سال خانه‌نشینی به دلیل نبودِ مردم بود و در تشکیلِ حکومت، چون مردم اقبال نشان دادند، به ثمر نشست.

«وَأَرْجُوا طَاعَهَ الْمُقْبِلِ»

به سببِ همراهیِ شماست که افراد و دوستانِ سست، تربیت می‌شوند. اگر کسی به امام اقبال داشت، نیاز به محرک دارد. دل‌های مشتاق زیاد است؛ اما این دلِ مشتاق را باید شعله‌ور کنند. آنان را به وسطِ معرکه بکشانند، جان‌فشانی را به آنان آموزش دهند و این کار، وظیفه یارانِ امیرالمؤمنین است.

در راهِ حق و حقیقت باید مُروِج و معلم باشیم؛ دستِ چند نفر را گرفته با خود همراه کنیم.

«فَأَعِینُونِی بِمُنَاصَحَهٍ خَلِیَّهٍ مِنَ الْغِشِّ»

مجاهدانِ جمل که خوش درخشیدید، به من کمک کنید و در نصیحت، مرا یاری نمایید. نصیحت‌کردن به حضرت، دلسوزیِ مشفقانه و یاری‌کردنِ اوست. نصیحتی که از غِش خالی (خَلِیَّهٍ) باشد؛ یعنی از حزب‌گرایی، قوم‌گرایی و غرض‌ورزی به‌دور باشد. در کم‌کاریِ افرادِ حکومتی، یا باید خرابی و کوتاهی را اصلاح کرد یا اطلاع دهید که کار بر زمین نماند. «النَّصِیحَهُ لِلْأَئِمَّهِ الْمُسْلِمِینَ». مردم باید نسبت به حاکمان خیرخواهی داشته باشند. در خطبه ۳۴ فرمود: مردم بر حاکمان حقی، و حاکمان هم بر مردم حقی دارند. مردم بر بیعت خود بمانند و در حضوروغیاب، خیرخواه من باشند. بیانِ ایرادِ خیرخواهانه، خودِ «جهاد تبیین» است.

«سَلِیمَهٍ مِنَ الرَّیْبِ»

نصیحت و خیرخواهی که از شک و شبهه سالم باشد. نباید بر اساس شنیده‌ها باشد، بلکه با بررسیِ دقیق و دیدن باشد. گفتن‌های مردم با «شاید» و «پشت پرده»، خیرخواهی نیست؛ آنچه مسلم است باید بیان شود.

«فَوَاللَّهِ إِنِّی لَأَوْلَى النَّاسِ بِالنَّاسِ»

رسولِ مکرم این جمله را در غدیرِ خم فرمود: «آیا من بر شما از خودِ شما سزاوارتر نیستم؟» همه تأیید کردند که «اولیٰ» بر ما هستید و خیرِ ما را بیشتر می‌دانید. فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلَاهُ فَهَذَا عَلِیٌّ مَوْلَاهُ»؛ بعد از من اولی‌تَرین به شما، امیرالمؤمنین است.

این جمله‌ی پیامبر از زبان امیرالمؤمنین جاری می‌شود: به خدا قسم، من از مردم بر خودشان اولویتِ بیشتری دارم. راهِ گرفتاری، راهِ نجات و تشخیص را از خودشان بهتر می‌دانم. مردم باید بیش از آنچه خود می‌فهمند، بر سخنِ من اعتماد کرده و بپذیرند. در هر ارتباط و معامله، هر کسی منافعِ شخصی و سودِ خود را طالب است. پیامبر و امیرالمؤمنین (صلوات الله علیهما) پدرانِ این امت و به منزله روحِ امت هستند. جامعه و پیکری که روحِ آن ولایت و نبوت باشد؛ اگر روح فرمان داد، جسم باید تبعیت کند. او «اولیٰ» به خود و دیگران است. بیش از سخن و درایتِ خود، باید از درایتِ امیرالمؤمنین تبعیت داشته باشیم.

«أَوْلَى النَّاسِ»: هریک از ما موظفیم به عقل رجوع کنیم. انسانِ عاقل و «میامین الرأی»، اندیشه درست و سالمی دارد؛ اما بالاتر از آن، وحی است. علی (علیه‌السلام) متصل به وحی است. اگر علی به میان آمد، باید عقل به کنار رود. گرچه عقل در شرایطِ ظاهری به امری حکم کند و لازم باشد، اما روحِ انسان در جامعه ولایی، ولایت است و آن متصل به وحی و خداست و کلامِ آن بر کلامِ عقل اولویت دارد. این یک قاعده و برهان است؛ عقل هم آن را می‌پسندد، چون عقل، ظاهر را می‌بیند؛ اما وحی، باطن و تا قیامت را می‌بیند؛ لذا حرفِ او نافذتر است.

«اللَّهُمَّ أَکْرِمْنَا بِنُورِ الْفَهْمِ».

 

 

این اثر برای استفاده آموزشی می‌باشد و هرگونه استفاده مالی از آن شرعاً مجاز نمی‌باشد