ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت چهارصد و هفدهم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۷/۱۴ . ۱۳ربیع الثانی

💢 حکمت ۴۱۷ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت چهارصد و هفدهم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
51:29 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام) لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ “أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ”: ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ، أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ؟ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَهُ الْعِلِّیِّینَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّهِ مَعَانٍ: أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى، وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً، وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَهٌ، وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَهٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا، وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ، وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَهِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَهَ الْمَعْصِیَهِ؛ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.

به مردى که در حضور او استغفر الله گفته بود، فرمود: مادرت در عزایت بگرید، آیا مى دانى استغفار چیست؟ استغفار درجه بلند مرتبگان است و آن را شش شرط است، نخست پشیمانى برگذشته. دوم، عزم بر ترک بازگشت به طور همیشه. سوم، این که حقوق مردم را ادا کنى تا با خداى عارى از هر گناهى دیدار نمایى. چهارم، هر واجبى را که بر عهده تو بوده و انجامش نداده اى، به جاى آورى. پنجم، آنکه گوشتى را که در گناه بر پیکرت روییده، در غمها و اندوهان آب کنى تا پوستت به استخوانت بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید. ششم، جسم خود را رنج طاعت بچشانى، همچنان، که بر او حلاوت معصیت چشانده بودى. در این هنگام بگوى: استغفر الله.

💠وَ قَالَ (علیه السلام) لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ “أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ”
امام علیه السلام به شخصى که در حضور او از روى غفلت و بى خبرى استغفرالله گفت، فرمود:

💠ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ
مادرت به عزایت بنشیند.
[ «ثَکل» در لغت به معناى از دست دادن فرزند و یا از دست دادن یکى از عزیزان است بنابراین جمله (ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ) یعنى مادرت تو را از دست بدهد که نتیجه آن این است که او عزادار مى شود.]

⛔️در روایات از این جمله زیاد استفاده شده است ولی به هیچ وجه معنای نفرین ندارد.
امام سجاد در دعای مکارم الاخلاق میفرماید:
وعَمِّرْنی ما کانَ عُمری بِذْلَهً فی طاعَتِکَ ،
عمر مرا تا زمانى که صرف طاعت تو شود، دراز گردان
فإذا کانَ عُمری مَرتَعا لِلشَّیطانِ فَاقبِضْنی إلَیکَ
و هرگاه عمرم چراگاه شیطان شود، جانم را بستان و به سوى خود بِبَر.
اگر انسان بخواهد گناه کند و بعد هم یک توبه و استغفار کارگشا نداشته باشد، هر چه زودتر از این دنیا برود و بار گناهش کم باشد، به سود خود اوست.

💠أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ؟
آیا مى دانى استغفار چیست؟
الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَهُ الْعِلِّیِّینَ
استغفار مقام بلندمرتبه گان است.

⛔️ به خلاف نگاه عموم که شاید استغفار را ابزار کار گناهکاران و انسان‌های آلوده میدانند، حضرت استغفار را درجه‌ی بلند مرتبگان میداند. اتفاقا در حالات پیامبر و اهل بیت که نگاه میکنیم، توجه به استغفار بسیار محسوس است.
قرآن کریم میفرماید:
《کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ؛ مطففین – ۱۸ 》
بلکه پرونده نیکان در علیّین است.
استغفار جایگاه و درجه ای است که مخصوص افراد بالا نشین بهشت است. اینگونه نیست که هر کسی بتواند اهلیت برای این ذکر پیدا کند.

💠وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّهِ مَعَانٍ
و واژه اى است که بر شش معنا اطلاق مى شود (مراحل شش گانه اى دارد):

⭕️برای تعریف کردن چیزی، راه های مختلفی وجود دارد
+ گاهی تعریف ماهوی است یعنی تعریف به جنس و فصل است.
+ گاهی تعریف لغوی است: استغفار از باب استفعال به معنای طلب غفران است
+ گاهی تعریف به لوازم است، امیرالمومنین در اینجا استغفار را به لوازم آن تعریف میکند.
+ هر کسی خواست بداند استغفار او واقعی است یا نه، باید لوازم استغفار را مراعات کند.

🔻مرحله اول توبه🔻

💠أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى
مرحله اول از راه توبه و استغفار، پشیمانى از اعمال گذشته است.

❌پشیمانی در واقع همان حالت یقضه و بیداری است، اینکه انسان می بیند اوضاعش چقدر خراب است،
از این وضعیت احساس سنگینی روحی میکند و با عذاب وجدان می خواهد دست از آن عمل ناشایست بردارد.

📕ابن ابی الحدید می گوید :
لیْسَ یُمْکِنُ أَنْ یَرْجِعَ الْإِنْسانُ عَمّا فَعَلَهُ إِلّا بِالنَّدَمِ عَلَیْهِ وَ الْعَزْمِ عَلی تَرْکِ مُعاوَدَتِهِ برای انسان ممکن نیست از آنچه انجام داده بازگردد، مگر با پشیمانی از آن و عزم بر ترک دوباره‌ی آن.

💮 امیرالمومنین صلواه الله علیه فرمود:
إِنَّ اَلنَّدَمَ عَلَى اَلشَّرِّ یَدْعُو إِلَى تَرْکِهِ پشیمانى از گناه و بدى به اعراض و دورى از آن وامى‌دارد.

💮پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
کَفَى بِالنَّدَمِ تَوْبَهً
برای توبه، ندامت و پشیمانی کافی است.

💮باید درخت گناه،را با اشک آبیاری کرد تا میوه شیرین سعادت بدهد
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
فِی وَصْفِ اَلتَّائِبِینَ
حضرت در توصیف توبه کنندگان فرمود: غَرَسُوا أَشْجَارَ ذُنُوبِهِمْ نُصْبَ عُیُونِهِمْ درختهاى گناه خود را مقابل چشم و دل خویش کاشته‌اند.
وَ قُلُوبِهِمْ وَ سَقَوْهَا بِمِیَاهِ اَلنَّدَمِ
و آنها را با آب پشیمانى آبیارى میکنند. فَأَثْمَرَتْ لَهُمُ اَلسَّلاَمَهَ وَ أَعْقَبَتْهُمُ اَلرِّضَا وَ اَلْکَرَامَهَ.
آن درختها میوه سلامت به آنها میدهد و متعاقب آن موجب خشنودى خدا و مقام ارجمند در نزد او مى‌شود.

وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً دوم تصمیم بر ترک همیشگى آن ها در آینده.
عزم یعنی اراده ی راستین ومستحکم برای انجام دادن یا ترک کاری. یکی از نشانه ها و لوازم استغفار؛ همین عزم و اراده است.

💮 امام باقر علیه السلام فرمو :
الْمُقِیمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ کَالْمُسْتَهْزِى
کسى که به گناه خود ادامه مى دهد و در عین حال استغفار مى کند گویى دارد خدا را مسخره مى کند.

⭕️عزم بر ترک گناه به معنای معصوم شدن نیست.
اینکه حضرت فرمود از لوازم استغفار اراده و عزم بر بازگشت نکردن است، به این معنا نیست که اگر بعدا مرتکب گناه شد، گویا اصلا توبه ای نکرده.
انسان میتواند در لحظه و ساعتی عزم جدی بر ترک گناه کند ولی بعدا به دلایلی این عزم به هم بخورد.

⭕️مومن شاید بعد از توبه، دوباره به گناه برگردد.

🔻مرحله دوم توبه🔻

💠وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً دوم تصمیم بر ترک همیشگى آن ها در آینده.
عزم یعنی اراده ی راستین ومستحکم برای انجام دادن یا ترک کاری. یکی از نشانه ها و لوازم استغفار؛ همین عزم و اراده است.

💮 امام باقر علیه السلام فرمو :
الْمُقِیمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ کَالْمُسْتَهْزِى
کسى که به گناه خود ادامه مى دهد و در عین حال استغفار مى کند گویى دارد خدا را مسخره مى کند.

⭕️عزم بر ترک گناه به معنای معصوم شدن نیست.
اینکه حضرت فرمود از لوازم استغفار اراده و عزم بر بازگشت نکردن است، به این معنا نیست که اگر بعدا مرتکب گناه شد، گویا اصلا توبه ای نکرده.
انسان میتواند در لحظه و ساعتی عزم جدی بر ترک گناه کند ولی بعدا به دلایلی این عزم به هم بخورد.

⭕️مومن شاید بعد از توبه، دوباره به گناه برگردد.
امام باقر به محمد بن مسلم فرمود:
ذُنُوبُ اَلْمُسْلِمِ إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَهٌ لَهُ گناه مسلمان پس از توبه بخشیده مى‌شود.
فَلْیَعْمَلِ اَلْمُؤْمِنُ لِمَا یَسْتَأْنِفُ بَعْدَ اَلتَّوْبَهِ وَ اَلْمَغْفِرَهِ
و سزاوار است که مؤمن پس از توبه عمل را از سر گیرد…
قُلْتُ فَإِنْ عَادَ بَعْدَ اَلتَّوْبَهِ وَ اَلاِسْتِغْفَارِ لِلذُّنُوبِ وَ عَادَ فِی اَلتَّوْبَهِ
محمد بن مسلم گفت: پرسیدم:اگر پس از توبه باز گناه کند چه مى‌شود؟
فَقَالَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ أَ تَرَى اَلْعَبْدَ اَلْمُؤْمِنَ یَنْدَمُ عَلَى ذَنْبِهِ وَ یَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ وَ یَتُوبُ ثُمَّ لاَ یَقْبَلُ اَللَّهُ تَوْبَتَهُ فرمود:آیا گمان مى‌برى که اگر مؤمن توبه کند،توبه را از او نپذیرند؟
قُلْتُ فَإِنْ فَعَلَ ذَلِکَ مِرَاراً یُذْنِبُ ثُمَّ یَتُوبُ وَ یَسْتَغْفِرُ
گفت:عرضه داشتم:اگر پس از توبه دوباره گناه کرد چه مى‌شود؟
فَقَالَ کُلَّمَا عَادَ اَلْمُؤْمِنُ بِالاِسْتِغْفَارِ وَ اَلتَّوْبَهِ عَادَ اَللَّهُ عَلَیْهِ بِالْمَغْفِرَهِ وَ أَنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ یَقْبَلُ اَلتَّوْبَهَ … وَ یَعْفُوا عَنِ اَلسَّیِّئٰاتِ
فرمود:هر بارى که مؤمن توبه کند خداوند گناهانش را مى‌بخشد،زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است و توبه را قبول مى‌کند
وَ إِیَّاکَ أَنْ تُقَنِّطَ اَلْمُؤْمِنِینَ مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ تَعَالَى
اى محمّد،مبادا مؤمنین را از رحمت حقّ‌ ناامید کنى!

🔻سومین مرحله توبه🔻

💠وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَهٌ
سوم این است که حقوقى را که از مردم ضایع کرده اى به آن ها بازگردانى تا به هنگام ملاقات پروردگار حق کسى بر تو نباشد.
[املس در لغت به معنای نرمی است و اینجا به معنای سنگین نبودن ذمه ی انسان از گناهانت]

⛔️حضرت در سومین مرحله از توبه ی‌واقعی، به بحث ادای حقوق فوت شده میپردازد.
و اتفاقا حق الناس را بر حق الله مقدم میدارد.

❌استغفار از حق الناس، ذکر نمیخواهد، عمل میخواهد.
آنجا که انسان توانایی جبران حق الناسی را دارد، ذکر تنها جوابگو نیست بلکه باید حق مردم را پرداخت کرد تا مورد بخشش واقع شد.
البته ادای حقوق مردم همیشه نباید به صورت علنی باشد، میشود برای جلوگیری از فتنه ای یا حفظ آبروی خود، به صورت ناشناس دیون را پرداخت کرد و خود را بری الذمه نمود.

📕 باید حق الناس پرداخت شود تا استغفار کامل شود.
مرحوم کلینی در باب الظلم کافی نقل میکند که پیرمردی به امام باقر عرض کرد:
إِنِّی لَمْ أَزَلْ وَالِیاً مُنْذُ زَمَنِ اَلْحَجَّاجِ إِلَى یَوْمِی هَذَا فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَهٍ قَالَ فَسَکَتَ من از زمان حجّاج پیوسته تا کنون فرماندار بوده‌ام،براى من توبه میسّر است‌؟
حضرت جوابى نداد.
ثُمَّ أَعَدْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ لاَ حَتَّى تُؤَدِّیَ إِلَى کُلِّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ
من دوباره پرسیدم،در پاسخ فرمود: نه،تا به هر صاحب حقى،حق او را بپردازى.

🔻چهارمین مرحله توبه🔻

💠وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَهٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا
و چهارم این که هر واجبى که از تو فوت شده است حق آن را ادا کنى و قضاى آن را به جاى آورى.

⛔️استغفار حقیقی، جبران ما فات است.
انسان در طول دوران های مختلف، گاهی به خاطر جهل و نادانی، گاهی به خاطر مستی جوانی و…
ترک وظیفه دینی کرده است. نماز نخوانده، روزه نگرفته، روزه خواری کرده، حج نرفته و… استغفار این شخص ادای همین وظایف از دست رفته است

❌توبه و اصلاح با هم است.
قرآن کریم در برخی آیات در کنار توبه، صحبت از اصلاح میکند:
《إِلاَّ الَّذِینَ تَابُوا وَ أَصْلَحُوا وَبَیَّنُوا فَأُوْلَئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ بقره – ۱۶۰ 》
آن ها که توبه و بازگشت کردند، و اعمال بد خود را با اعمال نیک اصلاح نمودند، و آنچه را کتمان کرده بودند; آشکار ساختند من توبه آن ها را مى پذیرم; که من توّاب و رحیمم.
نمیشود کسی ذکر استغفار را بگوید ولی در صدد جبران نباشد.

⭕️ تمام روایاتی که دلالت بر قضای فرائض دارد، در واقع باز کردن راه استغفار است.
انسان وقتی میتواند از گناه خود استغفار کند که راه عملی برای جبران انتخاب کند.

🔻نکته:
برخی اوقات افرادی سالهای سال نماز و روزه ی قضا دارند، اینها باید شروع به جبران کنند و در حد وسع قضا بجا بیاورند، حال اگر عمر آنها کفاف نداد؛ باید وصیت کنند. ولی خود این شروع به قضا؛ باز شدن در توبه است.

🔻پنجمین مرحله توبه🔻

💠وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ
پنجم، گوشت هایى را که براثر حرام[ السُّحْتِ ] بر اندامت روییده با اندوه بر گناه آب کنى ،
[تَعمِدَ از عَمد به معنای قصد و اراده کردن است.]

💠 حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ
تا چیزى از آن باقى نماند و پوست به استخوانت بچسبد و گوشت تازه در میان آن ها بروید،

⛔️باید به جسم، ریاضت داد.
بخشی از گناهانی که انسان انجام میدهد، مربوط به مسائل مالی است. طبیعتا وقتی مال حرام شد، لقمه حرام میشود و بطن اگر آلوده شد، باطن آلوده میشود
باید با جدیت مراقب لقمه بود، و اگر لقمه ای حرام شد تلاش کرد آثار آن لقمه که در جسم ایجاد شده را برطرف کرد.

💮 پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
إنَّ اللّه عزّ و جلّ حَرّمَ الجَنّهَ جَسَدا غُذِیَ بحَرامٍ
خداوند عزّ و جلّ بهشت را بر بدنى که از مال حرام تغذیه شود، حرام کرده است.

💮 پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
لا یَدخُلُ الجَنّهَ منَ نَبَتَ لَحمُهُ مِن السُّحْتِ، النّارُ أوْلى بهِ
کسى که گوشتش از خوراک حرام بروید، به بهشت نمى رود . آتش به او سزاوارتر است.

❌گناه کردن، حزن دارد.
انسان اگر بداند گناه جرات کردن بر علیه خداست، و اگر قدرت و عظمت خدا را بداند از خوف خدا، دچار حالت حزن میشود. حالتی که بدن او را آب میکند.
امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی میفرماید:
فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالاً مِنِّی
پس بدحال تر از من کیست؟
إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَی مِثْلِ حَالِی إِلَی قَبْرٍ لَمْ اُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی
اگر من وارد شوم، بر چنین حالی، به قبرم؛ قبری که آماده نساخته ام آن را برای خواب…
وَ مَا لِی لا أَبْکِی
و مرا چه شده که گریه نکنم.
أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی
گریه می کنم برای بیرون رفتن جان از بدنم
أَبْکِی لِظُلْمَهِ قَبْرِی،
گریه می کنم برای تاریکی قبرم،
أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی،
گریه می کنم برای تنگی لحدم،
أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ،
گریه می کنم برای پرسش دو فرشته قبر، منکر و نکیر از من،
أَبْکِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی
گریه می کنم برای خروجم از قبر
عُرْیَاناً ذَلِیلاً
عریان و خوار،
حَامِلاً ثِقْلِی عَلَی ظَهْرِی،
درحالی که بار سنگینی را بر دوش می کشم.

🔻ششمین مرحله توبه🔻

💠وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَهِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَهَ الْمَعْصِیَهِ
و ششم آن که به همان اندازه که لذت و شیرینى گناه را به جسمت چشانده اى زحمت و مرارت طاعت را نیز به آن بچشان.

⛔️باید به روح ریاضت داد.
کسی که سالها گوشش را آلوده شنیدن انواع موسیقی کرده، حالا باید سالها گوشش را وقف شنیدن قرآن و حدیث و سخنرانی و روضه کند.

⛔️کسی که زبانش به غیبت، تهمت و سخن بیهوده عادت کرده، باید آن را با ذکر و تسبیح، گفتن حق، امر به معروف و نهی از منکر، و سخن نیک با مردم ترمیم کند.

⛔️کسی که چشمش را با نگاه به نامحرم آلوده کرده، باید با نگاه به مصحف، نگاه به صورت والدین، اشک بر عزای اباعبدالله، مطالعه کتب سودمند؛ آن آثار را پاک کند.

⛔️کسی که ذهنش را گرفتار افکار آلوده کرده، مدام به فکر خیانت و ضربه زدن به مردم بوده، فکرش محل جولان صحنه های حرام بوده و دچار گناه ذهنی بوده، باید فکر و ذهن را وقف امور دیگری کند.
مدام به خدا فکر کند، به عبرتهای تاریخ بیندیشد، در ذهن با امام زمان صحبت کند، در فکر چاره جویی برای مشکلات جامعه و رفع نیازهای مردم باشد

📕باید تمام اجزاء بدن را تزکیه کرد.
علامه شوشتری نقل میکند:
حَلَقَت امْرَأَهٌ رَأْسَها وَ کانَتْ مِن أَحْسَنِ النّاسِ شَعْراً
زنى سر خود را تراشید، در حالى که از زیباترین مردم از نظر مو بود.
فَسُئِلَتْ عَنْ ذَلِکَ فَقالَتْ: أَرَدْتُ أَنْ أُغْلِقَ بابَ البَیْتِ، فَلَمَحَنی رَجُلٌ وَ رَأْسی مَکْشوفٌ
از او درباره این کار پرسیدند، گفت: می‌خواستم در خانه را ببندم، ناگهان مردى نگاهم کرد ،
فَما کُنْتُ لِأَدَعَ عَلَی رَأْسی شَعْراً رَآهُ مَنْ لَیْسَ بِمَحْرَمٍ
در حالى که سرم برهنه بود. پس [راضى نبودم و] هرگز نمی‌خواستم بر سرم مویى باشد
ای کاش این حرفها در جامعه امروز ما هم گسترش پیدا میکرد.

🔻بعداز شش مرحله🔻

💠فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ
پس از انجام این مراحل مى گویى: استغفر الله.
بعد از اتمام این شش مرحله تازه موقعیت برای استغفر الله گفتن پیش می آید. این ذکر است که تاثیر دارد.

📕مرحوم امام خمینی در کتاب چهل حدیث در باب شرایط توبه همین حکمت را ذکر کرده و میفرمایند:
👈 دو مرحله اول، (پشیمانی از گناه، عزم بر باز نگشتن به گناه)
حقیقت توبه است.
👈مرحله سوم و چهارم ، (پرداخت حق الناس و حق الله)
شرط پذیرش آن است.
👈 مرحله پنجم و ششم، (ذوب کردن گوشت ها، چشاندن درد به جای لذت های نفسانی)
‌ شرط کمال آن است .

🔻متن کامل تری از‌حکمت ۴۱۷:

📕ابن شعبه حرانی‌ در نجف العقول از کمیل بن زیاد نقل میکند:
قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ : سَأَلْتُ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ قَوَاعِدِ اَلْإِسْلاَمِ مَا هِیَ
کمیل بن زیاد گوید:
از امیر المؤمنین(علیه السّلام) پرسیدم:ارکان اسلام چیست‌؟
فَقَالَ قَوَاعِدُ اَلْإِسْلاَمِ سَبْعَهٌ
قوعد اسلام برهفت چیز است.
فَأَوَّلُهَا اَلْعَقْلُ وَ عَلَیْهِ بُنِیَ اَلصَّبْرُ
۱-عقل که زیر بنای‌ صبر است(و بدون عقل صبر ممکن نیست)
وَ اَلثَّانِی صَوْنُ اَلْعِرْضِ وَ صِدْقُ اَللَّهْجَهِ
۲-حفظ‍‌ آبرو و راستگوئی‌
وَ اَلثَّالِثَهُ تِلاَوَهُ اَلْقُرْآنِ عَلَی‌ جِهَتِهِ
۳-تلاوت قرآن بطور بایسته
وَ اَلرَّابِعَهُ اَلْحُبُّ فِی اَللَّهِ وَ اَلْبُغْضُ فِی اَللَّهِ
۴-دوستی‌ و دشمنی‌ در راه خدا
وَ اَلْخَامِسَهُ حَقُّ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَعْرِفَهُ وَلاَیَتِهِمْ
۵-رعایت حق آل محمد و شناسائی‌ ولایت(و مقام فرمانروائی‌)آنها.
وَ اَلسَّادِسَهُ حَقُّ اَلْإِخْوَانِ وَ اَلْمُحَامَاهُ عَلَیْهِمْ
۶-(مراعات)حق برادران و حمایت آنان.
وَ اَلسَّابِعَهُ مُجَاوَرَهُ اَلنَّاسِ بِالْحُسْنَی‌
۷-خوشرفتاری‌ کردن با همسایگان.
قُلْتُ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ اَلْعَبْدُ یُصِیبُ اَلذَّنْبَ فَیَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ مِنْهُ فَمَا حَدُّ اَلاِسْتِغْفَارِ
گفتم:یا امیر المؤمنین،بنده‌ای‌ گناه می‌ ‌کند و«استغفار»(و طلب آمرزش) می‌ ‌نماید حد استغفار چیست‌؟
قَالَ یَا اِبْنَ زِیَادٍ اَلتَّوْبَهُ
فرمود: ای پسر زیاد،(حد آن)توبه است،
قُلْتُ بَسْ قَالَ لاَ قُلْتُ فَکَیْفَ
گفتم:همین‌؟فرمود:نه،گفتم:پس چطور،
قَالَ إِنَّ اَلْعَبْدَ إِذَا أَصَابَ ذَنْباً یَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ بِالتَّحْرِیکِ قُلْتُ وَ مَا اَلتَّحْرِیکُ
فرمود:بنده چون گناه کند گوید: استغفر اللّٰه با تحریک،
گفتم:تحریک یعنی‌ چه‌؟
قَالَ اَلشَّفَتَانِ وَ اَللِّسَانُ یُرِیدُ أَنْ یَتْبَعَ ذَلِکَ بِالْحَقِیقَهِ
فرمود: یعنی‌ با حرکت لب و زبان،و می‌ ‌خواهد بدنبال این گفتار حقیقت آورد،
قُلْتُ وَ مَا اَلْحَقِیقَهُ
گفتم:حقیقت چیست‌؟
قَالَ تَصْدِیقٌ فِی اَلْقَلْبِ وَ إِضْمَارُ أَنْ لاَ یَعُودَ إِلَی‌ اَلذَّنْبِ اَلَّذِی اِسْتَغْفَرَ مِنْهُ
فرمود:تصدیق قلبی‌(یعنی‌ از صمیم قلب آمرزش خواهد،نه از سر زبان)و تصمیم بر عدم تکرار گناهی‌ که از آن استغفار کرده.
قَالَ کُمَیْلٌ فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِکَ فَأَنَا مِنَ اَلْمُسْتَغْفِرِینَ
گفتم:اگر این کار را کردم جزء استغفارکنندگان محسوب شوم‌.
قَالَ لاَ قَالَ کُمَیْلٌ فَکَیْفَ ذَاکَ
قَالَ لِأَنَّکَ لَمْ تَبْلُغْ إِلَی‌ اَلْأَصْلِ بَعْدُ
فرمود:نه،گفتم:چطور؟
فرمود:برای‌ اینکه هنوز به ریشۀ (استغفار)برنخورده‌ای‌،
قَالَ کُمَیْلٌ فَأَصْلُ اَلاِسْتِغْفَارِ مَا هُوَ
گفتم:ریشۀ استغفار چیست‌؟
قَالَ اَلرُّجُوعُ إِلَی‌ اَلتَّوْبَهِ مِنَ اَلذَّنْبِ اَلَّذِی اِسْتَغْفَرْتَ مِنْهُ وَ هِیَ أَوَّلُ دَرَجَهِ اَلْعَابِدِینَ
فرمود:برگشت از آن گناه،این نخستین درجۀ عبادتکاران است.
وَ تَرْکُ اَلذَّنْبِ
و دیگرترک(هر)گناه(در آینده)
وَ اَلاِسْتِغْفَارُ اِسْمٌ وَاقِعٌ لِمَعَانٍ سِتٍّ
استغفار کلمه‌ای‌ است که بر شش معنی‌ اطلاق می‌ ‌شود:
أَوَّلُهَا اَلنَّدَمُ عَلَی‌ مَا مَضَی‌
۱-پشیمانی‌ از گذشته
وَ اَلثَّانِی اَلْعَزْمُ عَلَی‌ تَرْکِ اَلْعَوْدِ أَبَداً
۲-تصمیم بر ترک در آینده
وَ اَلثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ حُقُوقَ اَلْمَخْلُوقِینَ اَلَّتِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ
۳- پرداخت حقوق مردم.
وَ اَلرَّابِعُ أَنْ تُؤَدِّیَ حَقَّ اَللَّهِ فِی کُلِّ فَرْضٍ
۴-ادای‌ حق خدا در هر کار واجب.
وَ اَلْخَامِسُ أَنْ تُذِیبَ اَللَّحْمَ اَلَّذِی نَبَتَ عَلَی‌ اَلسُّحْتِ وَ اَلْحَرَامِ حَتَّی‌ یَرْجِعَ اَلْجِلْدُ إِلَی‌ عَظْمِهِ ثُمَّ تُنْشِئَ فِیمَا بَیْنَهُمَا لَحْماً جَدِیداً
۵-آب کردن گوشتهائی‌ که از حرام روئیده بطوری‌ که پوست به استخوان بچسبد،و سپس گوشت تازه آورد.
وَ اَلسَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ اَلْبَدَنَ أَلَمَ اَلطَّاعَاتِ کَمَا أَذَقْتَهُ لَذَّاتِ اَلْمَعَاصِی .
۶-چشاندن رنج طاعت به بدن چنان که لذت معصیت را چشیده.

🔻نکته:
سخت بودن توبه، ما را مایوس از توبه نکند.
امام در چهل حدیث میفرماید:
اى عزیز، مبادا شیطان و نفس امّاره وارد شوند بر تو و وسوسه نمایند و مطلب را بزرگ نمایش دهند و تو را از توبه منصرف کنند و کار تو را یکسره نمایند.
بدان که در این امور هر قدر، و لو به مقدار کمى نیز باشد، اقدام بهتر است…
بدان که یأس از رحمت حق بزرگترین گناهى است که در نفس گمان نمى‌کنم هیچ گناهى بدتر و بیشتر از آن تأثیر نماید.
مبادا از رحمت حق غافل شوى و گناهان و تبعات آن در نظرت بزرگ آید. رحمت حق از همه چیز بزرگتر و به هر چیز شامل است

⛔️سریع توبه کنیم، تا توبه اثر گذار تر بشود.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
إِنْ قَارَفْتَ سَیئَهً فَعَجِّلْ مَحْوَهَا بِالتَّوْبَهِ هر وقت مرتکب گناهى شدى هرچه سریع تر آن را به وسیله توبه محو کن.
و در جاى دیگر مى فرماید:
مُسَوِّفُ نَفْسِهِ بِالتَّوْبَهِ مِنْ هُجُومِ الاَْجَلِ عَلَى أَعْظَمِ الْخَطَرِ
کسى که در برابر هجوم اجل، توبه را به تأخیر بیندازد خود را در معرض بزرگ ترین خطرات قرار داده است.

🔻تصمیم به توبه بگیریم، خدا کمک میکند. ابو بصیر گوید:
من همسایه‌ای‌ داشتم که پیرو سلطانی‌ بود و از راه رشوه و غصب و حرام مالی‌ بدست آورده بود، مجلسی‌ برای‌ زنان آوازه خوان آماده میساخت و همگی‌ نزدش جمع میشدند، خودش هم شراب مینوشید.

↩️ من بارها بخودش شکایت بردم و گله کردم، ولی‌ او دست برنداشت،
چون پافشاری‌ زیاد کردم، بمن گفت:
من مردی‌ گرفتارم و تو مردی‌ هستی‌ برکنار و با عافیت، اگر حال مرا به امام صادق عرضه کنی‌، امیدوارم خدا مرا هم بوسیله تو نجات بخشد.

↩️ ابوبصیر میگوید گفتار او در دلم تأثیر کرد، وقتی خدمت امام صادق رسیدم، حال او را بیان کردم،
حضرت بمن فرمود: چون به کوفه باز گشتی‌، نزد تو می آید به او بگو جعفر بن محمد میگوید: تو آنچه را از راه حرام به دست آورده ای و مال مردم است رها کن، من بهشت را از خدا برای‌ تو ضمانت میکنم.

↩️ وقتی به کوفه آمدم و جمعیت به دیدار من آمدند او را نگه داشتم و همین جریان را به او گفتم و او بسیار خوشحال شد.
بعد از چند روز دنبال من فرستاد و دیدم که تمام زندگی را بیرون کرده و به صاحبانش رسانده و خودش حتی لباس مناسبی نیز ندارد که ابوبصیر به کمک دوستان و شیعیان برای او اولیات زندگی را فراهم کردند.

↩️ این شخص در لحظات آخر عمر به ابوبصیر گفت: به امام صادق بگو من به عهدم وفا کردم.
ابوبصیر میگوید:
فَلَمَّا حَجَجْتُ أَتَیْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَیْهِ
آن سال چون حج گزاردم نزد امام صادق علیه السلام رسیدم و اجازه خواستم، چون خدمتش رفتم،
فَلَمَّا دَخَلْتُ قَالَ لِیَ اِبْتِدَاءً مِنْ دَاخِلِ اَلْبَیْتِ وَ إِحْدَی‌ رِجْلَیَّ فِی اَلصَّحْنِ وَ اَلْأُخْرَی‌ فِی دِهْلِیزِ دَارِهِ
هنوز یک پایم در صحن خانه و یک پایم در راه رو بود که از داخل اتاق بی‌‌آنکه چیزی‌ بگویم، فرمود.
یَا أَبَا بَصِیرٍ قَدْ وَفَیْنَا لِصَاحِبِکَ
ای‌ ابا بصیر ! ما برای‌ رفیقت وفا کردیم.

اللهم اجعلنا من التّوابیّن

حکمت چهارصد و هفدهم

حکمت چهارصد و هفدهم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۷/۱۴ . ۱۳ربیع الثانی

💢 حکمت ۴۱۷ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت چهارصد و هفدهم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
51:29 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام) لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ “أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ”: ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ، أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ؟ الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَهُ الْعِلِّیِّینَ وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّهِ مَعَانٍ: أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى، وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً، وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَهٌ، وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَهٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا، وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ، وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَهِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَهَ الْمَعْصِیَهِ؛ فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ.

به مردى که در حضور او استغفر الله گفته بود، فرمود: مادرت در عزایت بگرید، آیا مى دانى استغفار چیست؟ استغفار درجه بلند مرتبگان است و آن را شش شرط است، نخست پشیمانى برگذشته. دوم، عزم بر ترک بازگشت به طور همیشه. سوم، این که حقوق مردم را ادا کنى تا با خداى عارى از هر گناهى دیدار نمایى. چهارم، هر واجبى را که بر عهده تو بوده و انجامش نداده اى، به جاى آورى. پنجم، آنکه گوشتى را که در گناه بر پیکرت روییده، در غمها و اندوهان آب کنى تا پوستت به استخوانت بچسبد و میان پوست و استخوان گوشت تازه بروید. ششم، جسم خود را رنج طاعت بچشانى، همچنان، که بر او حلاوت معصیت چشانده بودى. در این هنگام بگوى: استغفر الله.

💠وَ قَالَ (علیه السلام) لِقَائِلٍ قَالَ بِحَضْرَتِهِ “أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ”
امام علیه السلام به شخصى که در حضور او از روى غفلت و بى خبرى استغفرالله گفت، فرمود:

💠ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ
مادرت به عزایت بنشیند.
[ «ثَکل» در لغت به معناى از دست دادن فرزند و یا از دست دادن یکى از عزیزان است بنابراین جمله (ثَکِلَتْکَ أُمُّکَ) یعنى مادرت تو را از دست بدهد که نتیجه آن این است که او عزادار مى شود.]

⛔️در روایات از این جمله زیاد استفاده شده است ولی به هیچ وجه معنای نفرین ندارد.
امام سجاد در دعای مکارم الاخلاق میفرماید:
وعَمِّرْنی ما کانَ عُمری بِذْلَهً فی طاعَتِکَ ،
عمر مرا تا زمانى که صرف طاعت تو شود، دراز گردان
فإذا کانَ عُمری مَرتَعا لِلشَّیطانِ فَاقبِضْنی إلَیکَ
و هرگاه عمرم چراگاه شیطان شود، جانم را بستان و به سوى خود بِبَر.
اگر انسان بخواهد گناه کند و بعد هم یک توبه و استغفار کارگشا نداشته باشد، هر چه زودتر از این دنیا برود و بار گناهش کم باشد، به سود خود اوست.

💠أَ تَدْرِی مَا الِاسْتِغْفَارُ؟
آیا مى دانى استغفار چیست؟
الِاسْتِغْفَارُ دَرَجَهُ الْعِلِّیِّینَ
استغفار مقام بلندمرتبه گان است.

⛔️ به خلاف نگاه عموم که شاید استغفار را ابزار کار گناهکاران و انسان‌های آلوده میدانند، حضرت استغفار را درجه‌ی بلند مرتبگان میداند. اتفاقا در حالات پیامبر و اهل بیت که نگاه میکنیم، توجه به استغفار بسیار محسوس است.
قرآن کریم میفرماید:
《کَلَّا إِنَّ کِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِی عِلِّیِّینَ؛ مطففین – ۱۸ 》
بلکه پرونده نیکان در علیّین است.
استغفار جایگاه و درجه ای است که مخصوص افراد بالا نشین بهشت است. اینگونه نیست که هر کسی بتواند اهلیت برای این ذکر پیدا کند.

💠وَ هُوَ اسْمٌ وَاقِعٌ عَلَى سِتَّهِ مَعَانٍ
و واژه اى است که بر شش معنا اطلاق مى شود (مراحل شش گانه اى دارد):

⭕️برای تعریف کردن چیزی، راه های مختلفی وجود دارد
+ گاهی تعریف ماهوی است یعنی تعریف به جنس و فصل است.
+ گاهی تعریف لغوی است: استغفار از باب استفعال به معنای طلب غفران است
+ گاهی تعریف به لوازم است، امیرالمومنین در اینجا استغفار را به لوازم آن تعریف میکند.
+ هر کسی خواست بداند استغفار او واقعی است یا نه، باید لوازم استغفار را مراعات کند.

🔻مرحله اول توبه🔻

💠أَوَّلُهَا النَّدَمُ عَلَى مَا مَضَى
مرحله اول از راه توبه و استغفار، پشیمانى از اعمال گذشته است.

❌پشیمانی در واقع همان حالت یقضه و بیداری است، اینکه انسان می بیند اوضاعش چقدر خراب است،
از این وضعیت احساس سنگینی روحی میکند و با عذاب وجدان می خواهد دست از آن عمل ناشایست بردارد.

📕ابن ابی الحدید می گوید :
لیْسَ یُمْکِنُ أَنْ یَرْجِعَ الْإِنْسانُ عَمّا فَعَلَهُ إِلّا بِالنَّدَمِ عَلَیْهِ وَ الْعَزْمِ عَلی تَرْکِ مُعاوَدَتِهِ برای انسان ممکن نیست از آنچه انجام داده بازگردد، مگر با پشیمانی از آن و عزم بر ترک دوباره‌ی آن.

💮 امیرالمومنین صلواه الله علیه فرمود:
إِنَّ اَلنَّدَمَ عَلَى اَلشَّرِّ یَدْعُو إِلَى تَرْکِهِ پشیمانى از گناه و بدى به اعراض و دورى از آن وامى‌دارد.

💮پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
کَفَى بِالنَّدَمِ تَوْبَهً
برای توبه، ندامت و پشیمانی کافی است.

💮باید درخت گناه،را با اشک آبیاری کرد تا میوه شیرین سعادت بدهد
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
فِی وَصْفِ اَلتَّائِبِینَ
حضرت در توصیف توبه کنندگان فرمود: غَرَسُوا أَشْجَارَ ذُنُوبِهِمْ نُصْبَ عُیُونِهِمْ درختهاى گناه خود را مقابل چشم و دل خویش کاشته‌اند.
وَ قُلُوبِهِمْ وَ سَقَوْهَا بِمِیَاهِ اَلنَّدَمِ
و آنها را با آب پشیمانى آبیارى میکنند. فَأَثْمَرَتْ لَهُمُ اَلسَّلاَمَهَ وَ أَعْقَبَتْهُمُ اَلرِّضَا وَ اَلْکَرَامَهَ.
آن درختها میوه سلامت به آنها میدهد و متعاقب آن موجب خشنودى خدا و مقام ارجمند در نزد او مى‌شود.

وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً دوم تصمیم بر ترک همیشگى آن ها در آینده.
عزم یعنی اراده ی راستین ومستحکم برای انجام دادن یا ترک کاری. یکی از نشانه ها و لوازم استغفار؛ همین عزم و اراده است.

💮 امام باقر علیه السلام فرمو :
الْمُقِیمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ کَالْمُسْتَهْزِى
کسى که به گناه خود ادامه مى دهد و در عین حال استغفار مى کند گویى دارد خدا را مسخره مى کند.

⭕️عزم بر ترک گناه به معنای معصوم شدن نیست.
اینکه حضرت فرمود از لوازم استغفار اراده و عزم بر بازگشت نکردن است، به این معنا نیست که اگر بعدا مرتکب گناه شد، گویا اصلا توبه ای نکرده.
انسان میتواند در لحظه و ساعتی عزم جدی بر ترک گناه کند ولی بعدا به دلایلی این عزم به هم بخورد.

⭕️مومن شاید بعد از توبه، دوباره به گناه برگردد.

🔻مرحله دوم توبه🔻

💠وَ الثَّانِی الْعَزْمُ عَلَى تَرْکِ الْعَوْدِ إِلَیْهِ أَبَداً دوم تصمیم بر ترک همیشگى آن ها در آینده.
عزم یعنی اراده ی راستین ومستحکم برای انجام دادن یا ترک کاری. یکی از نشانه ها و لوازم استغفار؛ همین عزم و اراده است.

💮 امام باقر علیه السلام فرمو :
الْمُقِیمُ عَلَى الذَّنْبِ وَ هُوَ مُسْتَغْفِرٌ مِنْهُ کَالْمُسْتَهْزِى
کسى که به گناه خود ادامه مى دهد و در عین حال استغفار مى کند گویى دارد خدا را مسخره مى کند.

⭕️عزم بر ترک گناه به معنای معصوم شدن نیست.
اینکه حضرت فرمود از لوازم استغفار اراده و عزم بر بازگشت نکردن است، به این معنا نیست که اگر بعدا مرتکب گناه شد، گویا اصلا توبه ای نکرده.
انسان میتواند در لحظه و ساعتی عزم جدی بر ترک گناه کند ولی بعدا به دلایلی این عزم به هم بخورد.

⭕️مومن شاید بعد از توبه، دوباره به گناه برگردد.
امام باقر به محمد بن مسلم فرمود:
ذُنُوبُ اَلْمُسْلِمِ إِذَا تَابَ مِنْهَا مَغْفُورَهٌ لَهُ گناه مسلمان پس از توبه بخشیده مى‌شود.
فَلْیَعْمَلِ اَلْمُؤْمِنُ لِمَا یَسْتَأْنِفُ بَعْدَ اَلتَّوْبَهِ وَ اَلْمَغْفِرَهِ
و سزاوار است که مؤمن پس از توبه عمل را از سر گیرد…
قُلْتُ فَإِنْ عَادَ بَعْدَ اَلتَّوْبَهِ وَ اَلاِسْتِغْفَارِ لِلذُّنُوبِ وَ عَادَ فِی اَلتَّوْبَهِ
محمد بن مسلم گفت: پرسیدم:اگر پس از توبه باز گناه کند چه مى‌شود؟
فَقَالَ یَا مُحَمَّدَ بْنَ مُسْلِمٍ أَ تَرَى اَلْعَبْدَ اَلْمُؤْمِنَ یَنْدَمُ عَلَى ذَنْبِهِ وَ یَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْهُ وَ یَتُوبُ ثُمَّ لاَ یَقْبَلُ اَللَّهُ تَوْبَتَهُ فرمود:آیا گمان مى‌برى که اگر مؤمن توبه کند،توبه را از او نپذیرند؟
قُلْتُ فَإِنْ فَعَلَ ذَلِکَ مِرَاراً یُذْنِبُ ثُمَّ یَتُوبُ وَ یَسْتَغْفِرُ
گفت:عرضه داشتم:اگر پس از توبه دوباره گناه کرد چه مى‌شود؟
فَقَالَ کُلَّمَا عَادَ اَلْمُؤْمِنُ بِالاِسْتِغْفَارِ وَ اَلتَّوْبَهِ عَادَ اَللَّهُ عَلَیْهِ بِالْمَغْفِرَهِ وَ أَنَّ اَللّٰهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ یَقْبَلُ اَلتَّوْبَهَ … وَ یَعْفُوا عَنِ اَلسَّیِّئٰاتِ
فرمود:هر بارى که مؤمن توبه کند خداوند گناهانش را مى‌بخشد،زیرا خداوند آمرزنده و مهربان است و توبه را قبول مى‌کند
وَ إِیَّاکَ أَنْ تُقَنِّطَ اَلْمُؤْمِنِینَ مِنْ رَحْمَهِ اَللَّهِ تَعَالَى
اى محمّد،مبادا مؤمنین را از رحمت حقّ‌ ناامید کنى!

🔻سومین مرحله توبه🔻

💠وَ الثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ إِلَى الْمَخْلُوقِینَ حُقُوقَهُمْ حَتَّى تَلْقَى اللَّهَ أَمْلَسَ لَیْسَ عَلَیْکَ تَبِعَهٌ
سوم این است که حقوقى را که از مردم ضایع کرده اى به آن ها بازگردانى تا به هنگام ملاقات پروردگار حق کسى بر تو نباشد.
[املس در لغت به معنای نرمی است و اینجا به معنای سنگین نبودن ذمه ی انسان از گناهانت]

⛔️حضرت در سومین مرحله از توبه ی‌واقعی، به بحث ادای حقوق فوت شده میپردازد.
و اتفاقا حق الناس را بر حق الله مقدم میدارد.

❌استغفار از حق الناس، ذکر نمیخواهد، عمل میخواهد.
آنجا که انسان توانایی جبران حق الناسی را دارد، ذکر تنها جوابگو نیست بلکه باید حق مردم را پرداخت کرد تا مورد بخشش واقع شد.
البته ادای حقوق مردم همیشه نباید به صورت علنی باشد، میشود برای جلوگیری از فتنه ای یا حفظ آبروی خود، به صورت ناشناس دیون را پرداخت کرد و خود را بری الذمه نمود.

📕 باید حق الناس پرداخت شود تا استغفار کامل شود.
مرحوم کلینی در باب الظلم کافی نقل میکند که پیرمردی به امام باقر عرض کرد:
إِنِّی لَمْ أَزَلْ وَالِیاً مُنْذُ زَمَنِ اَلْحَجَّاجِ إِلَى یَوْمِی هَذَا فَهَلْ لِی مِنْ تَوْبَهٍ قَالَ فَسَکَتَ من از زمان حجّاج پیوسته تا کنون فرماندار بوده‌ام،براى من توبه میسّر است‌؟
حضرت جوابى نداد.
ثُمَّ أَعَدْتُ عَلَیْهِ فَقَالَ لاَ حَتَّى تُؤَدِّیَ إِلَى کُلِّ ذِی حَقٍّ حَقَّهُ
من دوباره پرسیدم،در پاسخ فرمود: نه،تا به هر صاحب حقى،حق او را بپردازى.

🔻چهارمین مرحله توبه🔻

💠وَ الرَّابِعُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى کُلِّ فَرِیضَهٍ عَلَیْکَ ضَیَّعْتَهَا فَتُؤَدِّیَ حَقَّهَا
و چهارم این که هر واجبى که از تو فوت شده است حق آن را ادا کنى و قضاى آن را به جاى آورى.

⛔️استغفار حقیقی، جبران ما فات است.
انسان در طول دوران های مختلف، گاهی به خاطر جهل و نادانی، گاهی به خاطر مستی جوانی و…
ترک وظیفه دینی کرده است. نماز نخوانده، روزه نگرفته، روزه خواری کرده، حج نرفته و… استغفار این شخص ادای همین وظایف از دست رفته است

❌توبه و اصلاح با هم است.
قرآن کریم در برخی آیات در کنار توبه، صحبت از اصلاح میکند:
《إِلاَّ الَّذِینَ تَابُوا وَ أَصْلَحُوا وَبَیَّنُوا فَأُوْلَئِکَ أَتُوبُ عَلَیْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِیمُ؛ بقره – ۱۶۰ 》
آن ها که توبه و بازگشت کردند، و اعمال بد خود را با اعمال نیک اصلاح نمودند، و آنچه را کتمان کرده بودند; آشکار ساختند من توبه آن ها را مى پذیرم; که من توّاب و رحیمم.
نمیشود کسی ذکر استغفار را بگوید ولی در صدد جبران نباشد.

⭕️ تمام روایاتی که دلالت بر قضای فرائض دارد، در واقع باز کردن راه استغفار است.
انسان وقتی میتواند از گناه خود استغفار کند که راه عملی برای جبران انتخاب کند.

🔻نکته:
برخی اوقات افرادی سالهای سال نماز و روزه ی قضا دارند، اینها باید شروع به جبران کنند و در حد وسع قضا بجا بیاورند، حال اگر عمر آنها کفاف نداد؛ باید وصیت کنند. ولی خود این شروع به قضا؛ باز شدن در توبه است.

🔻پنجمین مرحله توبه🔻

💠وَ الْخَامِسُ أَنْ تَعْمِدَ إِلَى اللَّحْمِ الَّذِی نَبَتَ عَلَى السُّحْتِ فَتُذِیبَهُ بِالْأَحْزَانِ
پنجم، گوشت هایى را که براثر حرام[ السُّحْتِ ] بر اندامت روییده با اندوه بر گناه آب کنى ،
[تَعمِدَ از عَمد به معنای قصد و اراده کردن است.]

💠 حَتَّى تُلْصِقَ الْجِلْدَ بِالْعَظْمِ وَ یَنْشَأَ بَیْنَهُمَا لَحْمٌ جَدِیدٌ
تا چیزى از آن باقى نماند و پوست به استخوانت بچسبد و گوشت تازه در میان آن ها بروید،

⛔️باید به جسم، ریاضت داد.
بخشی از گناهانی که انسان انجام میدهد، مربوط به مسائل مالی است. طبیعتا وقتی مال حرام شد، لقمه حرام میشود و بطن اگر آلوده شد، باطن آلوده میشود
باید با جدیت مراقب لقمه بود، و اگر لقمه ای حرام شد تلاش کرد آثار آن لقمه که در جسم ایجاد شده را برطرف کرد.

💮 پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
إنَّ اللّه عزّ و جلّ حَرّمَ الجَنّهَ جَسَدا غُذِیَ بحَرامٍ
خداوند عزّ و جلّ بهشت را بر بدنى که از مال حرام تغذیه شود، حرام کرده است.

💮 پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود:
لا یَدخُلُ الجَنّهَ منَ نَبَتَ لَحمُهُ مِن السُّحْتِ، النّارُ أوْلى بهِ
کسى که گوشتش از خوراک حرام بروید، به بهشت نمى رود . آتش به او سزاوارتر است.

❌گناه کردن، حزن دارد.
انسان اگر بداند گناه جرات کردن بر علیه خداست، و اگر قدرت و عظمت خدا را بداند از خوف خدا، دچار حالت حزن میشود. حالتی که بدن او را آب میکند.
امام سجاد در دعای ابوحمزه ثمالی میفرماید:
فَمَنْ یَکُونُ أَسْوَأَ حَالاً مِنِّی
پس بدحال تر از من کیست؟
إِنْ أَنَا نُقِلْتُ عَلَی مِثْلِ حَالِی إِلَی قَبْرٍ لَمْ اُمَهِّدْهُ لِرَقْدَتِی
اگر من وارد شوم، بر چنین حالی، به قبرم؛ قبری که آماده نساخته ام آن را برای خواب…
وَ مَا لِی لا أَبْکِی
و مرا چه شده که گریه نکنم.
أَبْکِی لِخُرُوجِ نَفْسِی
گریه می کنم برای بیرون رفتن جان از بدنم
أَبْکِی لِظُلْمَهِ قَبْرِی،
گریه می کنم برای تاریکی قبرم،
أَبْکِی لِضِیقِ لَحْدِی،
گریه می کنم برای تنگی لحدم،
أَبْکِی لِسُؤَالِ مُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ إِیَّایَ،
گریه می کنم برای پرسش دو فرشته قبر، منکر و نکیر از من،
أَبْکِی لِخُرُوجِی مِنْ قَبْرِی
گریه می کنم برای خروجم از قبر
عُرْیَاناً ذَلِیلاً
عریان و خوار،
حَامِلاً ثِقْلِی عَلَی ظَهْرِی،
درحالی که بار سنگینی را بر دوش می کشم.

🔻ششمین مرحله توبه🔻

💠وَ السَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ الْجِسْمَ أَلَمَ الطَّاعَهِ کَمَا أَذَقْتَهُ حَلَاوَهَ الْمَعْصِیَهِ
و ششم آن که به همان اندازه که لذت و شیرینى گناه را به جسمت چشانده اى زحمت و مرارت طاعت را نیز به آن بچشان.

⛔️باید به روح ریاضت داد.
کسی که سالها گوشش را آلوده شنیدن انواع موسیقی کرده، حالا باید سالها گوشش را وقف شنیدن قرآن و حدیث و سخنرانی و روضه کند.

⛔️کسی که زبانش به غیبت، تهمت و سخن بیهوده عادت کرده، باید آن را با ذکر و تسبیح، گفتن حق، امر به معروف و نهی از منکر، و سخن نیک با مردم ترمیم کند.

⛔️کسی که چشمش را با نگاه به نامحرم آلوده کرده، باید با نگاه به مصحف، نگاه به صورت والدین، اشک بر عزای اباعبدالله، مطالعه کتب سودمند؛ آن آثار را پاک کند.

⛔️کسی که ذهنش را گرفتار افکار آلوده کرده، مدام به فکر خیانت و ضربه زدن به مردم بوده، فکرش محل جولان صحنه های حرام بوده و دچار گناه ذهنی بوده، باید فکر و ذهن را وقف امور دیگری کند.
مدام به خدا فکر کند، به عبرتهای تاریخ بیندیشد، در ذهن با امام زمان صحبت کند، در فکر چاره جویی برای مشکلات جامعه و رفع نیازهای مردم باشد

📕باید تمام اجزاء بدن را تزکیه کرد.
علامه شوشتری نقل میکند:
حَلَقَت امْرَأَهٌ رَأْسَها وَ کانَتْ مِن أَحْسَنِ النّاسِ شَعْراً
زنى سر خود را تراشید، در حالى که از زیباترین مردم از نظر مو بود.
فَسُئِلَتْ عَنْ ذَلِکَ فَقالَتْ: أَرَدْتُ أَنْ أُغْلِقَ بابَ البَیْتِ، فَلَمَحَنی رَجُلٌ وَ رَأْسی مَکْشوفٌ
از او درباره این کار پرسیدند، گفت: می‌خواستم در خانه را ببندم، ناگهان مردى نگاهم کرد ،
فَما کُنْتُ لِأَدَعَ عَلَی رَأْسی شَعْراً رَآهُ مَنْ لَیْسَ بِمَحْرَمٍ
در حالى که سرم برهنه بود. پس [راضى نبودم و] هرگز نمی‌خواستم بر سرم مویى باشد
ای کاش این حرفها در جامعه امروز ما هم گسترش پیدا میکرد.

🔻بعداز شش مرحله🔻

💠فَعِنْدَ ذَلِکَ تَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ
پس از انجام این مراحل مى گویى: استغفر الله.
بعد از اتمام این شش مرحله تازه موقعیت برای استغفر الله گفتن پیش می آید. این ذکر است که تاثیر دارد.

📕مرحوم امام خمینی در کتاب چهل حدیث در باب شرایط توبه همین حکمت را ذکر کرده و میفرمایند:
👈 دو مرحله اول، (پشیمانی از گناه، عزم بر باز نگشتن به گناه)
حقیقت توبه است.
👈مرحله سوم و چهارم ، (پرداخت حق الناس و حق الله)
شرط پذیرش آن است.
👈 مرحله پنجم و ششم، (ذوب کردن گوشت ها، چشاندن درد به جای لذت های نفسانی)
‌ شرط کمال آن است .

🔻متن کامل تری از‌حکمت ۴۱۷:

📕ابن شعبه حرانی‌ در نجف العقول از کمیل بن زیاد نقل میکند:
قَالَ کُمَیْلُ بْنُ زِیَادٍ : سَأَلْتُ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَنْ قَوَاعِدِ اَلْإِسْلاَمِ مَا هِیَ
کمیل بن زیاد گوید:
از امیر المؤمنین(علیه السّلام) پرسیدم:ارکان اسلام چیست‌؟
فَقَالَ قَوَاعِدُ اَلْإِسْلاَمِ سَبْعَهٌ
قوعد اسلام برهفت چیز است.
فَأَوَّلُهَا اَلْعَقْلُ وَ عَلَیْهِ بُنِیَ اَلصَّبْرُ
۱-عقل که زیر بنای‌ صبر است(و بدون عقل صبر ممکن نیست)
وَ اَلثَّانِی صَوْنُ اَلْعِرْضِ وَ صِدْقُ اَللَّهْجَهِ
۲-حفظ‍‌ آبرو و راستگوئی‌
وَ اَلثَّالِثَهُ تِلاَوَهُ اَلْقُرْآنِ عَلَی‌ جِهَتِهِ
۳-تلاوت قرآن بطور بایسته
وَ اَلرَّابِعَهُ اَلْحُبُّ فِی اَللَّهِ وَ اَلْبُغْضُ فِی اَللَّهِ
۴-دوستی‌ و دشمنی‌ در راه خدا
وَ اَلْخَامِسَهُ حَقُّ آلِ مُحَمَّدٍ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَعْرِفَهُ وَلاَیَتِهِمْ
۵-رعایت حق آل محمد و شناسائی‌ ولایت(و مقام فرمانروائی‌)آنها.
وَ اَلسَّادِسَهُ حَقُّ اَلْإِخْوَانِ وَ اَلْمُحَامَاهُ عَلَیْهِمْ
۶-(مراعات)حق برادران و حمایت آنان.
وَ اَلسَّابِعَهُ مُجَاوَرَهُ اَلنَّاسِ بِالْحُسْنَی‌
۷-خوشرفتاری‌ کردن با همسایگان.
قُلْتُ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ اَلْعَبْدُ یُصِیبُ اَلذَّنْبَ فَیَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ مِنْهُ فَمَا حَدُّ اَلاِسْتِغْفَارِ
گفتم:یا امیر المؤمنین،بنده‌ای‌ گناه می‌ ‌کند و«استغفار»(و طلب آمرزش) می‌ ‌نماید حد استغفار چیست‌؟
قَالَ یَا اِبْنَ زِیَادٍ اَلتَّوْبَهُ
فرمود: ای پسر زیاد،(حد آن)توبه است،
قُلْتُ بَسْ قَالَ لاَ قُلْتُ فَکَیْفَ
گفتم:همین‌؟فرمود:نه،گفتم:پس چطور،
قَالَ إِنَّ اَلْعَبْدَ إِذَا أَصَابَ ذَنْباً یَقُولُ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ بِالتَّحْرِیکِ قُلْتُ وَ مَا اَلتَّحْرِیکُ
فرمود:بنده چون گناه کند گوید: استغفر اللّٰه با تحریک،
گفتم:تحریک یعنی‌ چه‌؟
قَالَ اَلشَّفَتَانِ وَ اَللِّسَانُ یُرِیدُ أَنْ یَتْبَعَ ذَلِکَ بِالْحَقِیقَهِ
فرمود: یعنی‌ با حرکت لب و زبان،و می‌ ‌خواهد بدنبال این گفتار حقیقت آورد،
قُلْتُ وَ مَا اَلْحَقِیقَهُ
گفتم:حقیقت چیست‌؟
قَالَ تَصْدِیقٌ فِی اَلْقَلْبِ وَ إِضْمَارُ أَنْ لاَ یَعُودَ إِلَی‌ اَلذَّنْبِ اَلَّذِی اِسْتَغْفَرَ مِنْهُ
فرمود:تصدیق قلبی‌(یعنی‌ از صمیم قلب آمرزش خواهد،نه از سر زبان)و تصمیم بر عدم تکرار گناهی‌ که از آن استغفار کرده.
قَالَ کُمَیْلٌ فَإِذَا فَعَلْتُ ذَلِکَ فَأَنَا مِنَ اَلْمُسْتَغْفِرِینَ
گفتم:اگر این کار را کردم جزء استغفارکنندگان محسوب شوم‌.
قَالَ لاَ قَالَ کُمَیْلٌ فَکَیْفَ ذَاکَ
قَالَ لِأَنَّکَ لَمْ تَبْلُغْ إِلَی‌ اَلْأَصْلِ بَعْدُ
فرمود:نه،گفتم:چطور؟
فرمود:برای‌ اینکه هنوز به ریشۀ (استغفار)برنخورده‌ای‌،
قَالَ کُمَیْلٌ فَأَصْلُ اَلاِسْتِغْفَارِ مَا هُوَ
گفتم:ریشۀ استغفار چیست‌؟
قَالَ اَلرُّجُوعُ إِلَی‌ اَلتَّوْبَهِ مِنَ اَلذَّنْبِ اَلَّذِی اِسْتَغْفَرْتَ مِنْهُ وَ هِیَ أَوَّلُ دَرَجَهِ اَلْعَابِدِینَ
فرمود:برگشت از آن گناه،این نخستین درجۀ عبادتکاران است.
وَ تَرْکُ اَلذَّنْبِ
و دیگرترک(هر)گناه(در آینده)
وَ اَلاِسْتِغْفَارُ اِسْمٌ وَاقِعٌ لِمَعَانٍ سِتٍّ
استغفار کلمه‌ای‌ است که بر شش معنی‌ اطلاق می‌ ‌شود:
أَوَّلُهَا اَلنَّدَمُ عَلَی‌ مَا مَضَی‌
۱-پشیمانی‌ از گذشته
وَ اَلثَّانِی اَلْعَزْمُ عَلَی‌ تَرْکِ اَلْعَوْدِ أَبَداً
۲-تصمیم بر ترک در آینده
وَ اَلثَّالِثُ أَنْ تُؤَدِّیَ حُقُوقَ اَلْمَخْلُوقِینَ اَلَّتِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُمْ
۳- پرداخت حقوق مردم.
وَ اَلرَّابِعُ أَنْ تُؤَدِّیَ حَقَّ اَللَّهِ فِی کُلِّ فَرْضٍ
۴-ادای‌ حق خدا در هر کار واجب.
وَ اَلْخَامِسُ أَنْ تُذِیبَ اَللَّحْمَ اَلَّذِی نَبَتَ عَلَی‌ اَلسُّحْتِ وَ اَلْحَرَامِ حَتَّی‌ یَرْجِعَ اَلْجِلْدُ إِلَی‌ عَظْمِهِ ثُمَّ تُنْشِئَ فِیمَا بَیْنَهُمَا لَحْماً جَدِیداً
۵-آب کردن گوشتهائی‌ که از حرام روئیده بطوری‌ که پوست به استخوان بچسبد،و سپس گوشت تازه آورد.
وَ اَلسَّادِسُ أَنْ تُذِیقَ اَلْبَدَنَ أَلَمَ اَلطَّاعَاتِ کَمَا أَذَقْتَهُ لَذَّاتِ اَلْمَعَاصِی .
۶-چشاندن رنج طاعت به بدن چنان که لذت معصیت را چشیده.

🔻نکته:
سخت بودن توبه، ما را مایوس از توبه نکند.
امام در چهل حدیث میفرماید:
اى عزیز، مبادا شیطان و نفس امّاره وارد شوند بر تو و وسوسه نمایند و مطلب را بزرگ نمایش دهند و تو را از توبه منصرف کنند و کار تو را یکسره نمایند.
بدان که در این امور هر قدر، و لو به مقدار کمى نیز باشد، اقدام بهتر است…
بدان که یأس از رحمت حق بزرگترین گناهى است که در نفس گمان نمى‌کنم هیچ گناهى بدتر و بیشتر از آن تأثیر نماید.
مبادا از رحمت حق غافل شوى و گناهان و تبعات آن در نظرت بزرگ آید. رحمت حق از همه چیز بزرگتر و به هر چیز شامل است

⛔️سریع توبه کنیم، تا توبه اثر گذار تر بشود.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
إِنْ قَارَفْتَ سَیئَهً فَعَجِّلْ مَحْوَهَا بِالتَّوْبَهِ هر وقت مرتکب گناهى شدى هرچه سریع تر آن را به وسیله توبه محو کن.
و در جاى دیگر مى فرماید:
مُسَوِّفُ نَفْسِهِ بِالتَّوْبَهِ مِنْ هُجُومِ الاَْجَلِ عَلَى أَعْظَمِ الْخَطَرِ
کسى که در برابر هجوم اجل، توبه را به تأخیر بیندازد خود را در معرض بزرگ ترین خطرات قرار داده است.

🔻تصمیم به توبه بگیریم، خدا کمک میکند. ابو بصیر گوید:
من همسایه‌ای‌ داشتم که پیرو سلطانی‌ بود و از راه رشوه و غصب و حرام مالی‌ بدست آورده بود، مجلسی‌ برای‌ زنان آوازه خوان آماده میساخت و همگی‌ نزدش جمع میشدند، خودش هم شراب مینوشید.

↩️ من بارها بخودش شکایت بردم و گله کردم، ولی‌ او دست برنداشت،
چون پافشاری‌ زیاد کردم، بمن گفت:
من مردی‌ گرفتارم و تو مردی‌ هستی‌ برکنار و با عافیت، اگر حال مرا به امام صادق عرضه کنی‌، امیدوارم خدا مرا هم بوسیله تو نجات بخشد.

↩️ ابوبصیر میگوید گفتار او در دلم تأثیر کرد، وقتی خدمت امام صادق رسیدم، حال او را بیان کردم،
حضرت بمن فرمود: چون به کوفه باز گشتی‌، نزد تو می آید به او بگو جعفر بن محمد میگوید: تو آنچه را از راه حرام به دست آورده ای و مال مردم است رها کن، من بهشت را از خدا برای‌ تو ضمانت میکنم.

↩️ وقتی به کوفه آمدم و جمعیت به دیدار من آمدند او را نگه داشتم و همین جریان را به او گفتم و او بسیار خوشحال شد.
بعد از چند روز دنبال من فرستاد و دیدم که تمام زندگی را بیرون کرده و به صاحبانش رسانده و خودش حتی لباس مناسبی نیز ندارد که ابوبصیر به کمک دوستان و شیعیان برای او اولیات زندگی را فراهم کردند.

↩️ این شخص در لحظات آخر عمر به ابوبصیر گفت: به امام صادق بگو من به عهدم وفا کردم.
ابوبصیر میگوید:
فَلَمَّا حَجَجْتُ أَتَیْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ فَاسْتَأْذَنْتُ عَلَیْهِ
آن سال چون حج گزاردم نزد امام صادق علیه السلام رسیدم و اجازه خواستم، چون خدمتش رفتم،
فَلَمَّا دَخَلْتُ قَالَ لِیَ اِبْتِدَاءً مِنْ دَاخِلِ اَلْبَیْتِ وَ إِحْدَی‌ رِجْلَیَّ فِی اَلصَّحْنِ وَ اَلْأُخْرَی‌ فِی دِهْلِیزِ دَارِهِ
هنوز یک پایم در صحن خانه و یک پایم در راه رو بود که از داخل اتاق بی‌‌آنکه چیزی‌ بگویم، فرمود.
یَا أَبَا بَصِیرٍ قَدْ وَفَیْنَا لِصَاحِبِکَ
ای‌ ابا بصیر ! ما برای‌ رفیقت وفا کردیم.

اللهم اجعلنا من التّوابیّن

حکمت چهارصد و هفدهم