بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۷/۲ . 1ربیع الثانی
💢 حکمت۴۰۷ 💢
وَ قَالَ (علیه السلام): مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ یَوْماً مَا.
و امام (علیهالسلام) فرمود: خداوند، عقل را به انسان ودیعت نداد، مگر این که، روزى سبب نجات او گردد.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ یَوْماً مَا
خداوند هیچ نوع عقلى را در وجود کسى به ودیعت ننهاده جز این که روزى به وسیله آن، وى را نجات خواهد داد.
◀️جای تردید نیست که عقل یکی از نعمتهای بزرگ الهی است که خدا در نهاد انسان قرار داده است. خدا که این نعمت بزرگ را به عاقلان لطف فرموده، آنان باید از این نعمت در راه خدمت به مردم و دین بهره برداری کنند.
از این نظر که عقل نجاتگر عاقلان است؛ عقل ابزار حل مشکلات است.
◀️لذا بر مبنای حکمت ۴۰۷ اگر دیدیم در زندگی پر مشکل هستیم، معلوم است عاقلانه زندگی نکرده ایم، اگر دیدیم در جامعه پر مشکل هستیم معلوم است عاقلانه تدبیر و مدیریت نکرده ایم.
👈 جایگاه عقل در قرآن:
آیات متعددی از قرآن کریم به بحث عقل اشاره مستقیم دارند ولی یکی از مهمترین آیات در باب عقل در سوره نساء است:
《 رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ؛ نساء – ۱۶۵ 》
ما پیامبرانی که مژده رسان و بیم دهنده بودند فرستادیم تا مردم پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتی بر علیه خدا نداشته نباشد.
✳️ قرآن میفرماید ما انبیا فرستادم تا اینکه عقل علیه خدا احتجاج نکند!
اگر انبیا و رهبران الهی نبودند، طبق این آیه نورانی، عقل علیه خدا حجت اقامه میکرد که خدایا تو که میدانستی ما بعد از مرگ به چنین جایی میآییم چرا راهنما نفرستادی؟
بعد از ارسال رسل، عقل هیچ حجتی ندارد؛ ولی قبل از انبیا، عقل حجت داشت.
آن کسی که میتواند مقابل خدا احتجاج کند و دلیل بیاورد عقل است.
قرآن کریم میفرماید:
《لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیّاً؛ یس – ۷۰ 》
پیامبر با قرآن آمد تا هرکس را که زنده است انذار کند.
در ذیل این آیه از امیرالمومنین روایت داریم: حَیًّا أیْ عَاقِلاً
زنده یعنی عاقل .
✳️سُئِلَ النَّبىُّ صلى الله علیه و آله عَنْ قَوْلِهِ: «اَ یُّـکُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً» فَقالَ: اَ یُّـکُمْ اَحْسَنُ عَقْلاً
از پیامبر صلى الله علیه و آله از معنى آیه “اَیُّکُم اَحسَنُ عَمَلا”پرسیدند، فرمود:
“اَیُّکُم اَحسَنُ عَقلا”
کدامیک عاقلانه تر زندگی می کند.
پس عقل هم حجت است، هم نور است، هم باعث نجات و انذار انسان خواهد بود.
💠مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ یَوْماً مَا
خداوند هیچ نوع عقلى را در وجود کسى به ودیعت ننهاده جز این که روزى به وسیله آن، وى را نجات خواهد داد.
♻️شبیه حکمت ۴۰۷ در کلام امام حسین(ع) هم آمده است.
امام حسین (ع) می فرماید:
إذا وَرَدَت عَلَى العاقِلِ لُمَّهٌ، قَمَعَ الحُزنَ بِالحَزمِ
چون براى عاقل مشکلى پیش آید، غم خود را با هوشیارى و دوراندیشى از میان مى برد.
وَ قَرَعَ العَقلَ لِلاِحتیال
و عقل را به چاره جویى وامى دارد.
عقل برای چاره جویی و رها شدن از مشکلات است.
❇️ از تعبیر حضرت که «عقلاً» را به صورت نکره آورده استفاده میشود که عقل، شاخه هاى مختلفى دارد و خداوند در هر کسى شاخه یا شاخه هایى از آن را به ودیعت مى نهد.
❇️عقل به اعتبارات مختلف، قابل تقسیم بندى است. عقل «معاد» و «معاش». عقل «طبیعى» و «اکتسابى». عقل «عملى» و «نظرى» و به تعبیر امیرالمومنین عقل «مطبوع» و عقل «مسموع» و…
❇️ بعضى عقل معاد دارند، بعضى عقل معاش و بعضى هر دو.
عقل معاد نیز شاخه هاى متعددى دارد; کسانى از طریق ادله عقلى وارد مى شوند و افرادى از طریق ادله نقلى که هرکدام نیز شاخه هاى متعددى دارد و در عقل معاش نیز،
بعضى عقل صنعت دارند،
بعضى استعداد خوبى براى کشاورزى،
و بعضى براى امور دیگر ،
و هرکدام از این ها نیز براى خود شاخه هایى دارد.
❇️ ممکن است کسى عقل خاصى در وجودش باشد و سالیان دراز از آن استفاده نکند و گاه حتى خودش فکر کند که این عقل و استعداد خاص در وجود او به چه کار مى آید ولى ناگهان جریانى در زندگانى او رخ مى دهد که تا دست به دامان آن عقل و استعداد خاص نزند نجات نمى یابد.
♻️عقل تجربی سلمان برای حفر خندق:
سلمان فارسى داراى یک عقل تجربى درمورد راه دفاع از شهرها از طریق کندن خندق در اطراف آن بود این عقل همواره در وجود او بود تا جریان جنگ احزاب پیش آمد، از آن استفاده کرد و نه تنها خودش را نجات داد بلکه لشکر اسلام را نیز از این طریق محافظت نمود.
🔰 مرحوم علامه شوشترى نیز مى گوید: داستان عابد بنى اسرائیل و آن زن بدکاره را ذکر میکند که شیطان میخواست عابد بنی اسرائیل را به گناه بکشاند ولی آن زن با عقل تجربی که در یک لحظه شکوفا شد هم خودش را نجات داد، هم باعث نجات آن عابد شد.
♻️عقل عرفانی، عقل نوری، عقل بصیرت: پیامبر اسلام فرمود:
الْعَقْلُ نُورٌ فِی الْقَلْبِ یُفَرَّقُ بِهِ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِل
عقل نوری است در دل که بهواسطهی آن فرق بین حق و باطل گذاشته میشود.
وَ جَاءَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا قَالَ یَعْنِی مَنْ کَانَ عَاقِلا
و در بیان خدای تعالی آمده است: لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا تا آنکس را که زنده است، بترساند و مراد از این زنده، عاقل و خردمند است.
⏪جایگاه عقل در احادیث:
عقل سرمایه ی حقیقی انسان است.
حضرت درحکمت ۱۱۳ می فرماید:
لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ
هیچ مال و سرمایه اى پردرآمد تر از عقل نیست .
درحکمت ۳۸ فرمود:
إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ، وَ أَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ
بالاترین سرمایهها وبی نیازی، عقل است و بزرگترین فقر حماقت و نادانى است.
⏪ به سبب عقل است که مشکلات برطرف میشود و انسان به خوشی میرسد.
امیرالمومنین فرمود:
اَصْلُ الْعَقْلِ القُدَرهُ وَ ثَمَرَتُها السُّرورُ
ریشه عقل، قدرت است و میوه آن شادى.
⏪انسان بی عقل، بی دین است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
اِنَّما یُدْرَکُ الْخَیْرُ کُلُّهُ بِالْعَقْلِ، وَ لا دینَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ
همه خوبى ها با عقل به دست می آیند و کسى که عقل ندارد، دین ندارد.
دینداری وعقل کنار هم هستند.
تفاوت انسان و حیوان در بهره مندی از عقل است.
✳️ تقاوت انسان،حیوان وفرشته ها در کلام امیر المومنین:
امیرالمومنین فرمود:
اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ رَکَّبَ فِى الْمَلائِکَهِ عَقْلاً بِلا شَهْوَهٍ
خداوند عزوجل، در وجود فرشتگان، عقل بدون شهوت.
وَ رَکَّبَ فِى الْبَهائِم شَهْوَهً بِلا عَقْلٍ
و در چارپایان، شهوت بدون عقل
وَ رَکَّبَ فى بَنى آدَمَ کِلَیْهِما فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَیْرٌ مِنَ الْمَلائِکَهِ وَ مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ
و در وجود انسان، عقل و شهوت را با هم قرار داد، پس هر کس که عقلش بر شهوتش پیروز گردد، از فرشتگان بهتر است و هر کس شهوتش بر عقلش پیروز گردد، از چهارپایان بدتر است.
⏪عقل وجه تمایزانسان وحیوان است.
حضرت در نامه ۳۱ فرمود:
وَ لَا تَکُونَنَّ مِمَّنْ لَا تَنْفَعُهُ الْعِظَهُ إِلَّا إِذَا بَالَغْتَ فِی إِیلَامِهِ
از کسانى مباش که پند و اندرز به آنها سودى نمى بخشد مگر آن زمان که در ملامت او اصرار ورزى،
فَإِنَّ الْعَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالْآدَابِ وَ الْبَهَائِمَ لَا تَتَّعِظُ إِلَّا بِالضَّرْبِ
چرا که عاقلان با اندرز و آداب پند مى گیرند; ولى چهارپایان جز با زدن اندرز نمى گیرند.
⏪در کار عاقلانه مسابقه بگذارید.
امیرالمومنین فرمود :
فَسادُ الاَْخْلاقِ بِمُعاشَرَهِ السُّفَهاءِ
معاشرت با نابخردان، اخلاق را فاسد میکند.
وَ صَلاحُ الاَْخْلاقِ بِمُنافَسَهِ الْعُقَلاءِ
و رقابت با عقلا اخلاق را اصلاح مى نماید.
وَ الْخَلْقُ اَشْکالٌ فَکُلٌّ یَعْمَلُ عَلى شاکِلَتِهِ ومردم متفاوتند، و هر کس بر حسب طینت خود رفتار مى کند.
👈 بندگان به میزان عقلشان به خدا نزدیک میشوند. پیامبر اسلام فرمود:
اَثْنى قَوْمٌ بِحَضْرَتِهِ صلی الله علیه و آله عَلى رَجُلٍ حَتّى ذَکَروا جَمیعَ خِصالِ الْخَیْرِ
گروهى در حضور پیامبر اسلام، مردى را ستایش کردند و همه ویژگى هاى خوب رابرایش بر شمردند.
فَقالَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله: کَیْفَ عَقْلُ الرَّجُلِ؟ فَقالوا: یا رَسولَ اللّه نُخْبِرُکَ عَنْهُ بِاجْتِهادِهِ فِى الْعِبادَهِ وَ اَصْنافِ الْخَیْرِ تَساَلُنا عَنْ عَقْلِهِ؟!
پیامبر فرمودند: «عقل او چگونه است؟». گفتند: «اى رسول خدا! ما از جدیت او در عبادت و دیگر خوبى ها سخن مى گوییم و شما از عقل اومى پرسید؟»
فَقالَ صلی الله علیه و آله: اِنَّ الاَْحْمَقَ یُصیبُ بِحُمْقِهِ اَعْظَمَ مِنْ فُجورِ الْفاجِرِ فرمودند: نادان از روى نادانى به زشتى هایى بزرگ تر از زشتى هاى انسان گنهکار دست مى زند،
وَ اِنَّما یَرْتَفِعُ الْعِبادُ غَدا فِى الدَّرَجاتِ وَ یَنالونَ الزُّلْفى مِنْ رَبِّهِمْ عَلى قَدْرِ عُقولِهِم
همانا بندگان به میزان عقلشان در روز قیامت به درجه بالاتر نائل وبه پروردگارشان نزدیک مى شوند.
کثرت عمل مهم و ملاک نیست، مهم عاقلانه زندگی کردن است.
👈بهترین عبادت، عبادت همراه با عقل است.امیرالمومنین فرمود:
ما عُبِدَ اللّه بِشَىْ ءٍ اَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ
خداوند با چیزى بهتر از عقل عبادت نشده است.
👈عاقل کسی است که بد و بدتر را بشناسد.
ابراز دوستی به مردم نصف عقل است.
حضرت درحکمت ۱۴۲ فرمود:
التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ
دوستی ورزی نصف عقل است.
👈حداقل میزان لازم عقل.
درحکمت ۴۲۱ فرمود:
کَفَاکَ مِنْ عَقْلِکَ، مَا أَوْضَحَ لَکَ سُبُلَ غَیِّکَ مِنْ رُشْدِکَ
این مقدار از عقل تو براى تو کافى است که راه هاى گمراهى را از راه سعادت براى تو واضح و روشن سازد.
👈عاقل کسی است که جای هر چیزی را بداند. درحکمت ۲۳۵ فرمود:
وَ قِیلَ لَهُ صِفْ لَنَا الْعَاقِلَ، فَقَالَ (علیه السلام): هُوَ الَّذِی یَضَعُ الشَّیْءَ مَوَاضِعَهُ؛ فَقِیلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ، فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ
به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد: خردمند آن است که هر چیزى را در جاى خود مى نهد.
گفتند پس جاهل را تعریف کن فرمود با معرّفى خردمند، جاهل را نیز شناساندم.
عقل همیشه همراه ما هست، باید از آن استفاده کنیم.
📚ابن ابی الحدید میگوید:
قِیلَ لِحَکِیمٍ: مَتَی عَقَلْتَ؟ قالَ: حِینَ وُلِدْتُ. فَأَنْکَرُوا ذَلِکَ.
به حکیمی گفتند: چه زمانی عاقل شدی؟ گفت: از زمانی که به دنیا آمدم. ولی این سخن را انکار کردند و نپذیرفتند.
فَقالَ: أَمَّا أَنَا فَقَدْ بَکَیْتُ حِینَ جُعْتُ، وَ سَکَتُّ حِینَ أُعْطِیتُ
پس گفت: اما دلیل عاقل بودن من اینکه وقتی گرسنه شدم گریستم و نیاز به شیر داشتم زلب کردم و گریستم و وقتی به من غذا داده شد ساکت شدم.
یُرِیدُ أَنَّ مَنْ عَرَفَ مَقَادِیرَ حَاجَتِهِ فَهُوَ عَاقِلٌ مقصودش این است که هر کس اندازه و حدود نیازش را بشناسد، عاقل است.
💠مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ یَوْماً مَا
خداوند هیچ نوع عقلى را در وجود کسى به ودیعت ننهاده جز این که روزى به وسیله آن، وى را نجات خواهد داد.
⏪ عوامل تضعیف و تقویت عقل:
الف. تقویت عقل:
1️⃣توجه به تجربه ها عقل را افزایش میدهد. حضرت درنامه ۳۱ خطاب به امام حسن مجتبی فرمود:
اَلْعَقْلُ حِفْظُ التَّجارِبِ وَ خَیْرُ ما جَرَّبْتَ ما وَعَظَکَ
عقل، اندوختن تجربه ها و عمل به آن است و بهترین تجربه، آن است که پندت بدهد.
امیرالمومنین در جای دیگر می فرماید: العاقِلُ مَن وَعَظَتهُ التَّجارِبُ
خردمند کسى است که تجربه ها او را پند دهد.
2️⃣همنشینی و مشورت با عاقلان باعث افزایش عقل است.
امیرالمومنین فرمود :
مَنْ شاوَرَ ذَوِى الْعُقولِ اسْتَضاءَ بِاَنْوارِ الْعُقولِ
هر کس با عقلا مشورت کند، از نور عقل ها بهره مى برد.
امیرالمومنین فرمود:مَن تَرَکَ الإستِماعَ مِن ذَوی العُقولِ ماتَ عَقلُهُ
هر که به خردمندان گوش نسپارد عقلش بمیرد.
3️⃣ فاصله گرفتن از نادان، تلاش برای کار عاقلانه است.
در نامه ۳۱ فرمود:
قَطِیعَهُ الْجَاهِلِ تَعْدِلُ صِلَهَ الْعَاقِلِ
بریدن از جاهل معادلِ پیوند با عاقل است.
4️⃣عمل به حق باعث افرایش عقل است.
امام حسین(ع)فرمود :
لا یَکْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ
عقل، جز با پیروى از حق، کامل نمى شود.
5️⃣کم حرف زدن عقل را کامل میکند.
حضرت درحکمت ۷۱ فرمود:
إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ، نَقَصَ الْکَلَامُ
هنگامى که عقل کامل گردد سخن کم مى شود.
⏪عوامل تضعیف و کاهش عقل:
ب. کاهش عقل :
1️⃣گرفتار آرزو شدن عقل را از بین میبرد.
امیر المومنین درغررالحکم فرمود:
کَثرهُ ألامانی مِن فَسادِ العَقل
آرزوهای زیاد از تباهی عقل است.
هرچه آرزو بیشتر باشد، چون وهم وخیال درانسان بیشتر می شود، عقل کمتر می شود. در خطبه ۸۶ فرمود:
وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ وَ یُنْسِی الذِّکْرَ
و بدانید آرزوهاى دور و دراز، خِرد را به غفلت وا مى دارد و یاد خدا را به فراموشى مى سپارد.
فَأَکْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ بنابراین، به آرزوها اعتنا نکنید، که فریبنده است و صاحبش فریب خورده.
2️⃣ شوخی بی حساب عقل را از بین میبرد.حضرت درحکمت ۴۵۰ فرمود:
مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَهً، إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّهً
هیچ کس شوخى نامناسبى نکرد مگر این که مقدارى از عقل خود را فرو ریخت.
3️⃣گناه عقل را کم میکند.
امیر المومنین در عیون الحکم فرمود:
طَاعَهُ الْهَوَی تُفْسِدُ الْعَقْلَ
پیروی از هوای نفس عقل را فاسد میکند.
حضرت درحکمت ۲۱۱ فرمود:
کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ
و چه بسیار عقلها که در چنگالِ هوا و هوس هاى حاکم بر آنها اسیرند.
👈مصادیق گناه هم ذکر شده اند:
1️⃣ غیبت عقل را زائل میکند.
امیرالمومنین فرمود:
اَلْعاقِلُ مَنْ صانَ لِسانَهُ عَنِ الْغیبَهِ
عاقل کسى است که زبانش را از بدگویى پشت سر دیگران، نگه دارد.
2️⃣ شراب عقل را از بین میبرد.
در حکمت ۲۵۲ فرمود:
فَرَضَ اللَّهُ… تَرْکَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِیناً لِلْعَقْلِ
خداوند واجب کرده ترک شرب خمر را براى حفظ و سلامت عقل.
3️⃣ خود پسندی، عقل را از بین میبرد.
درحکمت ۲۱۳ فرمود:
عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ، أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ
خودپسندىِ انسان یکى از حسودان عقل اوست.
4️⃣طمع، عقل را سر میزند.
درحکمت ۲۱۹فرمود:
أَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ، تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ
بیشترین قربانگاه عقل ها در پرتو طمع هاست.
⏪نکاتی در مورد این حکمت:
⏬ نکته 1:
هر چه انسان عاقل باشد، اراده ی خدا بر او غالب است.
امام رضا (ع)فرمود:
اِذا اَرادَ اللّه اَمْرا سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ
هر گاه خداوند چیزى را بخواهد، عقل هاى بندگان را از آنها مى گیرد و حکم خود را اجرا مى کند و خواسته خود را به پایان مى رساند.
فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ وَ تَمَّتْ اِرادَتُهُ فَاِذا اَنْفَذَ اَمْرَهُ رَدَّ اِلى کُلِّ ذى عَقْلٍ عَقْلَهُ فَیَقولُ کَیْفَ ذا؟ وَ مِنْ اَیْنَ ذا؟
همین که حکم خود را اجرا کرد، عقلِ هر صاحب عقل را به او بر مى گرداند، آنگاه او مرتب مى گوید: چگونه و از کجا چنین وچنان شد.
✅️وظیفه ی ما عاقلانه تصمیم گرفتن و حرکت کردن است ولی بنا نیست به صرف داشتن عقل، قدرت و اراده ی الهی را انکار کنیم. چه بسا خداوند اراده کند که عقل ما از کار بیفتد، درست تشخیص ندهیم و به مقصود نرسیم.
⏬ نکته ۲:
عقل در پیروی از مکتب اهل بیت، عقل میشود. درخطبه ۱۴۴ فرمود:
أَیْنَ الْعُقُولُ الْمُسْتَصْبِحَهُ بِمَصَابِیحِ الْهُدَى
کجایند آن عقلها که از چراغ هدایت نور مى گیرند.
✅️باید عقل ما از نور ولایت و عقلانیت و معارف اهل بیت نور بگیرد تا عقل خالی از هوی و هوس و شک و شبهه شود و به آن اهداف عالی عقلانیت دست پیدا کند.
⏬ نکته ۳:
داشتن عقل و تقویت آن لازم هست ولی کافی نیست. قرآن کریم میفرماید:
《وَ تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ؛ عنکبوت – ۴۳ 》
و این مثل ها را برای مردم می زنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمی کنند.
✅️ داشتن عقل لازم است ولی برای استفاده ی درست از عقل باید علم داشت، حدود و ثغور را شناخت، جوانب کار را دانست و بعد برای آن تصمیم عاقلانه گرفت.
✅️وقتی ما اطراف و جوانب یک ماجرا را نمیدانیم، هر چه هم عقل سرشاری داشته باشیم نمیتوانیم درست تصمیم بگیریم.لذا علم نیز در کنار عقل لازم است.
غفر الله لی ولکم، الحمد لله رب العالمین
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۷/۲ . 1ربیع الثانی
💢 حکمت۴۰۷ 💢
وَ قَالَ (علیه السلام): مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ یَوْماً مَا.
و امام (علیهالسلام) فرمود: خداوند، عقل را به انسان ودیعت نداد، مگر این که، روزى سبب نجات او گردد.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ یَوْماً مَا
خداوند هیچ نوع عقلى را در وجود کسى به ودیعت ننهاده جز این که روزى به وسیله آن، وى را نجات خواهد داد.
◀️جای تردید نیست که عقل یکی از نعمتهای بزرگ الهی است که خدا در نهاد انسان قرار داده است. خدا که این نعمت بزرگ را به عاقلان لطف فرموده، آنان باید از این نعمت در راه خدمت به مردم و دین بهره برداری کنند.
از این نظر که عقل نجاتگر عاقلان است؛ عقل ابزار حل مشکلات است.
◀️لذا بر مبنای حکمت ۴۰۷ اگر دیدیم در زندگی پر مشکل هستیم، معلوم است عاقلانه زندگی نکرده ایم، اگر دیدیم در جامعه پر مشکل هستیم معلوم است عاقلانه تدبیر و مدیریت نکرده ایم.
👈 جایگاه عقل در قرآن:
آیات متعددی از قرآن کریم به بحث عقل اشاره مستقیم دارند ولی یکی از مهمترین آیات در باب عقل در سوره نساء است:
《 رُسُلًا مُبَشِّرِینَ وَمُنْذِرِینَ لِئَلَّا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّهٌ بَعْدَ الرُّسُلِ؛ نساء – ۱۶۵ 》
ما پیامبرانی که مژده رسان و بیم دهنده بودند فرستادیم تا مردم پس از فرستادن پیامبران، عذر و بهانه و حجتی بر علیه خدا نداشته نباشد.
✳️ قرآن میفرماید ما انبیا فرستادم تا اینکه عقل علیه خدا احتجاج نکند!
اگر انبیا و رهبران الهی نبودند، طبق این آیه نورانی، عقل علیه خدا حجت اقامه میکرد که خدایا تو که میدانستی ما بعد از مرگ به چنین جایی میآییم چرا راهنما نفرستادی؟
بعد از ارسال رسل، عقل هیچ حجتی ندارد؛ ولی قبل از انبیا، عقل حجت داشت.
آن کسی که میتواند مقابل خدا احتجاج کند و دلیل بیاورد عقل است.
قرآن کریم میفرماید:
《لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیّاً؛ یس – ۷۰ 》
پیامبر با قرآن آمد تا هرکس را که زنده است انذار کند.
در ذیل این آیه از امیرالمومنین روایت داریم: حَیًّا أیْ عَاقِلاً
زنده یعنی عاقل .
✳️سُئِلَ النَّبىُّ صلى الله علیه و آله عَنْ قَوْلِهِ: «اَ یُّـکُمْ اَحْسَنُ عَمَلاً» فَقالَ: اَ یُّـکُمْ اَحْسَنُ عَقْلاً
از پیامبر صلى الله علیه و آله از معنى آیه “اَیُّکُم اَحسَنُ عَمَلا”پرسیدند، فرمود:
“اَیُّکُم اَحسَنُ عَقلا”
کدامیک عاقلانه تر زندگی می کند.
پس عقل هم حجت است، هم نور است، هم باعث نجات و انذار انسان خواهد بود.
💠مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ یَوْماً مَا
خداوند هیچ نوع عقلى را در وجود کسى به ودیعت ننهاده جز این که روزى به وسیله آن، وى را نجات خواهد داد.
♻️شبیه حکمت ۴۰۷ در کلام امام حسین(ع) هم آمده است.
امام حسین (ع) می فرماید:
إذا وَرَدَت عَلَى العاقِلِ لُمَّهٌ، قَمَعَ الحُزنَ بِالحَزمِ
چون براى عاقل مشکلى پیش آید، غم خود را با هوشیارى و دوراندیشى از میان مى برد.
وَ قَرَعَ العَقلَ لِلاِحتیال
و عقل را به چاره جویى وامى دارد.
عقل برای چاره جویی و رها شدن از مشکلات است.
❇️ از تعبیر حضرت که «عقلاً» را به صورت نکره آورده استفاده میشود که عقل، شاخه هاى مختلفى دارد و خداوند در هر کسى شاخه یا شاخه هایى از آن را به ودیعت مى نهد.
❇️عقل به اعتبارات مختلف، قابل تقسیم بندى است. عقل «معاد» و «معاش». عقل «طبیعى» و «اکتسابى». عقل «عملى» و «نظرى» و به تعبیر امیرالمومنین عقل «مطبوع» و عقل «مسموع» و…
❇️ بعضى عقل معاد دارند، بعضى عقل معاش و بعضى هر دو.
عقل معاد نیز شاخه هاى متعددى دارد; کسانى از طریق ادله عقلى وارد مى شوند و افرادى از طریق ادله نقلى که هرکدام نیز شاخه هاى متعددى دارد و در عقل معاش نیز،
بعضى عقل صنعت دارند،
بعضى استعداد خوبى براى کشاورزى،
و بعضى براى امور دیگر ،
و هرکدام از این ها نیز براى خود شاخه هایى دارد.
❇️ ممکن است کسى عقل خاصى در وجودش باشد و سالیان دراز از آن استفاده نکند و گاه حتى خودش فکر کند که این عقل و استعداد خاص در وجود او به چه کار مى آید ولى ناگهان جریانى در زندگانى او رخ مى دهد که تا دست به دامان آن عقل و استعداد خاص نزند نجات نمى یابد.
♻️عقل تجربی سلمان برای حفر خندق:
سلمان فارسى داراى یک عقل تجربى درمورد راه دفاع از شهرها از طریق کندن خندق در اطراف آن بود این عقل همواره در وجود او بود تا جریان جنگ احزاب پیش آمد، از آن استفاده کرد و نه تنها خودش را نجات داد بلکه لشکر اسلام را نیز از این طریق محافظت نمود.
🔰 مرحوم علامه شوشترى نیز مى گوید: داستان عابد بنى اسرائیل و آن زن بدکاره را ذکر میکند که شیطان میخواست عابد بنی اسرائیل را به گناه بکشاند ولی آن زن با عقل تجربی که در یک لحظه شکوفا شد هم خودش را نجات داد، هم باعث نجات آن عابد شد.
♻️عقل عرفانی، عقل نوری، عقل بصیرت: پیامبر اسلام فرمود:
الْعَقْلُ نُورٌ فِی الْقَلْبِ یُفَرَّقُ بِهِ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِل
عقل نوری است در دل که بهواسطهی آن فرق بین حق و باطل گذاشته میشود.
وَ جَاءَ فِی قَوْلِهِ تَعَالَی لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا قَالَ یَعْنِی مَنْ کَانَ عَاقِلا
و در بیان خدای تعالی آمده است: لِیُنْذِرَ مَنْ کانَ حَیًّا تا آنکس را که زنده است، بترساند و مراد از این زنده، عاقل و خردمند است.
⏪جایگاه عقل در احادیث:
عقل سرمایه ی حقیقی انسان است.
حضرت درحکمت ۱۱۳ می فرماید:
لَا مَالَ أَعْوَدُ مِنَ الْعَقْلِ
هیچ مال و سرمایه اى پردرآمد تر از عقل نیست .
درحکمت ۳۸ فرمود:
إِنَّ أَغْنَى الْغِنَى الْعَقْلُ، وَ أَکْبَرَ الْفَقْرِ الْحُمْقُ
بالاترین سرمایهها وبی نیازی، عقل است و بزرگترین فقر حماقت و نادانى است.
⏪ به سبب عقل است که مشکلات برطرف میشود و انسان به خوشی میرسد.
امیرالمومنین فرمود:
اَصْلُ الْعَقْلِ القُدَرهُ وَ ثَمَرَتُها السُّرورُ
ریشه عقل، قدرت است و میوه آن شادى.
⏪انسان بی عقل، بی دین است.
پیامبر اکرم(ص) فرمود:
اِنَّما یُدْرَکُ الْخَیْرُ کُلُّهُ بِالْعَقْلِ، وَ لا دینَ لِمَنْ لا عَقْلَ لَهُ
همه خوبى ها با عقل به دست می آیند و کسى که عقل ندارد، دین ندارد.
دینداری وعقل کنار هم هستند.
تفاوت انسان و حیوان در بهره مندی از عقل است.
✳️ تقاوت انسان،حیوان وفرشته ها در کلام امیر المومنین:
امیرالمومنین فرمود:
اِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ رَکَّبَ فِى الْمَلائِکَهِ عَقْلاً بِلا شَهْوَهٍ
خداوند عزوجل، در وجود فرشتگان، عقل بدون شهوت.
وَ رَکَّبَ فِى الْبَهائِم شَهْوَهً بِلا عَقْلٍ
و در چارپایان، شهوت بدون عقل
وَ رَکَّبَ فى بَنى آدَمَ کِلَیْهِما فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَیْرٌ مِنَ الْمَلائِکَهِ وَ مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ
و در وجود انسان، عقل و شهوت را با هم قرار داد، پس هر کس که عقلش بر شهوتش پیروز گردد، از فرشتگان بهتر است و هر کس شهوتش بر عقلش پیروز گردد، از چهارپایان بدتر است.
⏪عقل وجه تمایزانسان وحیوان است.
حضرت در نامه ۳۱ فرمود:
وَ لَا تَکُونَنَّ مِمَّنْ لَا تَنْفَعُهُ الْعِظَهُ إِلَّا إِذَا بَالَغْتَ فِی إِیلَامِهِ
از کسانى مباش که پند و اندرز به آنها سودى نمى بخشد مگر آن زمان که در ملامت او اصرار ورزى،
فَإِنَّ الْعَاقِلَ یَتَّعِظُ بِالْآدَابِ وَ الْبَهَائِمَ لَا تَتَّعِظُ إِلَّا بِالضَّرْبِ
چرا که عاقلان با اندرز و آداب پند مى گیرند; ولى چهارپایان جز با زدن اندرز نمى گیرند.
⏪در کار عاقلانه مسابقه بگذارید.
امیرالمومنین فرمود :
فَسادُ الاَْخْلاقِ بِمُعاشَرَهِ السُّفَهاءِ
معاشرت با نابخردان، اخلاق را فاسد میکند.
وَ صَلاحُ الاَْخْلاقِ بِمُنافَسَهِ الْعُقَلاءِ
و رقابت با عقلا اخلاق را اصلاح مى نماید.
وَ الْخَلْقُ اَشْکالٌ فَکُلٌّ یَعْمَلُ عَلى شاکِلَتِهِ ومردم متفاوتند، و هر کس بر حسب طینت خود رفتار مى کند.
👈 بندگان به میزان عقلشان به خدا نزدیک میشوند. پیامبر اسلام فرمود:
اَثْنى قَوْمٌ بِحَضْرَتِهِ صلی الله علیه و آله عَلى رَجُلٍ حَتّى ذَکَروا جَمیعَ خِصالِ الْخَیْرِ
گروهى در حضور پیامبر اسلام، مردى را ستایش کردند و همه ویژگى هاى خوب رابرایش بر شمردند.
فَقالَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله: کَیْفَ عَقْلُ الرَّجُلِ؟ فَقالوا: یا رَسولَ اللّه نُخْبِرُکَ عَنْهُ بِاجْتِهادِهِ فِى الْعِبادَهِ وَ اَصْنافِ الْخَیْرِ تَساَلُنا عَنْ عَقْلِهِ؟!
پیامبر فرمودند: «عقل او چگونه است؟». گفتند: «اى رسول خدا! ما از جدیت او در عبادت و دیگر خوبى ها سخن مى گوییم و شما از عقل اومى پرسید؟»
فَقالَ صلی الله علیه و آله: اِنَّ الاَْحْمَقَ یُصیبُ بِحُمْقِهِ اَعْظَمَ مِنْ فُجورِ الْفاجِرِ فرمودند: نادان از روى نادانى به زشتى هایى بزرگ تر از زشتى هاى انسان گنهکار دست مى زند،
وَ اِنَّما یَرْتَفِعُ الْعِبادُ غَدا فِى الدَّرَجاتِ وَ یَنالونَ الزُّلْفى مِنْ رَبِّهِمْ عَلى قَدْرِ عُقولِهِم
همانا بندگان به میزان عقلشان در روز قیامت به درجه بالاتر نائل وبه پروردگارشان نزدیک مى شوند.
کثرت عمل مهم و ملاک نیست، مهم عاقلانه زندگی کردن است.
👈بهترین عبادت، عبادت همراه با عقل است.امیرالمومنین فرمود:
ما عُبِدَ اللّه بِشَىْ ءٍ اَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ
خداوند با چیزى بهتر از عقل عبادت نشده است.
👈عاقل کسی است که بد و بدتر را بشناسد.
ابراز دوستی به مردم نصف عقل است.
حضرت درحکمت ۱۴۲ فرمود:
التَّوَدُّدُ نِصْفُ الْعَقْلِ
دوستی ورزی نصف عقل است.
👈حداقل میزان لازم عقل.
درحکمت ۴۲۱ فرمود:
کَفَاکَ مِنْ عَقْلِکَ، مَا أَوْضَحَ لَکَ سُبُلَ غَیِّکَ مِنْ رُشْدِکَ
این مقدار از عقل تو براى تو کافى است که راه هاى گمراهى را از راه سعادت براى تو واضح و روشن سازد.
👈عاقل کسی است که جای هر چیزی را بداند. درحکمت ۲۳۵ فرمود:
وَ قِیلَ لَهُ صِفْ لَنَا الْعَاقِلَ، فَقَالَ (علیه السلام): هُوَ الَّذِی یَضَعُ الشَّیْءَ مَوَاضِعَهُ؛ فَقِیلَ فَصِفْ لَنَا الْجَاهِلَ، فَقَالَ قَدْ فَعَلْتُ
به امام گفتند، عاقل را به ما بشناسان، پاسخ داد: خردمند آن است که هر چیزى را در جاى خود مى نهد.
گفتند پس جاهل را تعریف کن فرمود با معرّفى خردمند، جاهل را نیز شناساندم.
عقل همیشه همراه ما هست، باید از آن استفاده کنیم.
📚ابن ابی الحدید میگوید:
قِیلَ لِحَکِیمٍ: مَتَی عَقَلْتَ؟ قالَ: حِینَ وُلِدْتُ. فَأَنْکَرُوا ذَلِکَ.
به حکیمی گفتند: چه زمانی عاقل شدی؟ گفت: از زمانی که به دنیا آمدم. ولی این سخن را انکار کردند و نپذیرفتند.
فَقالَ: أَمَّا أَنَا فَقَدْ بَکَیْتُ حِینَ جُعْتُ، وَ سَکَتُّ حِینَ أُعْطِیتُ
پس گفت: اما دلیل عاقل بودن من اینکه وقتی گرسنه شدم گریستم و نیاز به شیر داشتم زلب کردم و گریستم و وقتی به من غذا داده شد ساکت شدم.
یُرِیدُ أَنَّ مَنْ عَرَفَ مَقَادِیرَ حَاجَتِهِ فَهُوَ عَاقِلٌ مقصودش این است که هر کس اندازه و حدود نیازش را بشناسد، عاقل است.
💠مَا اسْتَوْدَعَ اللَّهُ امْرَأً عَقْلًا، إِلَّا اسْتَنْقَذَهُ بِهِ یَوْماً مَا
خداوند هیچ نوع عقلى را در وجود کسى به ودیعت ننهاده جز این که روزى به وسیله آن، وى را نجات خواهد داد.
⏪ عوامل تضعیف و تقویت عقل:
الف. تقویت عقل:
1️⃣توجه به تجربه ها عقل را افزایش میدهد. حضرت درنامه ۳۱ خطاب به امام حسن مجتبی فرمود:
اَلْعَقْلُ حِفْظُ التَّجارِبِ وَ خَیْرُ ما جَرَّبْتَ ما وَعَظَکَ
عقل، اندوختن تجربه ها و عمل به آن است و بهترین تجربه، آن است که پندت بدهد.
امیرالمومنین در جای دیگر می فرماید: العاقِلُ مَن وَعَظَتهُ التَّجارِبُ
خردمند کسى است که تجربه ها او را پند دهد.
2️⃣همنشینی و مشورت با عاقلان باعث افزایش عقل است.
امیرالمومنین فرمود :
مَنْ شاوَرَ ذَوِى الْعُقولِ اسْتَضاءَ بِاَنْوارِ الْعُقولِ
هر کس با عقلا مشورت کند، از نور عقل ها بهره مى برد.
امیرالمومنین فرمود:مَن تَرَکَ الإستِماعَ مِن ذَوی العُقولِ ماتَ عَقلُهُ
هر که به خردمندان گوش نسپارد عقلش بمیرد.
3️⃣ فاصله گرفتن از نادان، تلاش برای کار عاقلانه است.
در نامه ۳۱ فرمود:
قَطِیعَهُ الْجَاهِلِ تَعْدِلُ صِلَهَ الْعَاقِلِ
بریدن از جاهل معادلِ پیوند با عاقل است.
4️⃣عمل به حق باعث افرایش عقل است.
امام حسین(ع)فرمود :
لا یَکْمُلُ الْعَقْلُ اِلاّ بِاتِّباعِ الْحَقِّ
عقل، جز با پیروى از حق، کامل نمى شود.
5️⃣کم حرف زدن عقل را کامل میکند.
حضرت درحکمت ۷۱ فرمود:
إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ، نَقَصَ الْکَلَامُ
هنگامى که عقل کامل گردد سخن کم مى شود.
⏪عوامل تضعیف و کاهش عقل:
ب. کاهش عقل :
1️⃣گرفتار آرزو شدن عقل را از بین میبرد.
امیر المومنین درغررالحکم فرمود:
کَثرهُ ألامانی مِن فَسادِ العَقل
آرزوهای زیاد از تباهی عقل است.
هرچه آرزو بیشتر باشد، چون وهم وخیال درانسان بیشتر می شود، عقل کمتر می شود. در خطبه ۸۶ فرمود:
وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَمَلَ یُسْهِی الْعَقْلَ وَ یُنْسِی الذِّکْرَ
و بدانید آرزوهاى دور و دراز، خِرد را به غفلت وا مى دارد و یاد خدا را به فراموشى مى سپارد.
فَأَکْذِبُوا الْأَمَلَ فَإِنَّهُ غُرُورٌ وَ صَاحِبُهُ مَغْرُورٌ بنابراین، به آرزوها اعتنا نکنید، که فریبنده است و صاحبش فریب خورده.
2️⃣ شوخی بی حساب عقل را از بین میبرد.حضرت درحکمت ۴۵۰ فرمود:
مَا مَزَحَ امْرُؤٌ مَزْحَهً، إِلَّا مَجَّ مِنْ عَقْلِهِ مَجَّهً
هیچ کس شوخى نامناسبى نکرد مگر این که مقدارى از عقل خود را فرو ریخت.
3️⃣گناه عقل را کم میکند.
امیر المومنین در عیون الحکم فرمود:
طَاعَهُ الْهَوَی تُفْسِدُ الْعَقْلَ
پیروی از هوای نفس عقل را فاسد میکند.
حضرت درحکمت ۲۱۱ فرمود:
کَمْ مِنْ عَقْلٍ أَسِیرٍ تَحْتَ هَوَى أَمِیرٍ
و چه بسیار عقلها که در چنگالِ هوا و هوس هاى حاکم بر آنها اسیرند.
👈مصادیق گناه هم ذکر شده اند:
1️⃣ غیبت عقل را زائل میکند.
امیرالمومنین فرمود:
اَلْعاقِلُ مَنْ صانَ لِسانَهُ عَنِ الْغیبَهِ
عاقل کسى است که زبانش را از بدگویى پشت سر دیگران، نگه دارد.
2️⃣ شراب عقل را از بین میبرد.
در حکمت ۲۵۲ فرمود:
فَرَضَ اللَّهُ… تَرْکَ شُرْبِ الْخَمْرِ تَحْصِیناً لِلْعَقْلِ
خداوند واجب کرده ترک شرب خمر را براى حفظ و سلامت عقل.
3️⃣ خود پسندی، عقل را از بین میبرد.
درحکمت ۲۱۳ فرمود:
عُجْبُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ، أَحَدُ حُسَّادِ عَقْلِهِ
خودپسندىِ انسان یکى از حسودان عقل اوست.
4️⃣طمع، عقل را سر میزند.
درحکمت ۲۱۹فرمود:
أَکْثَرُ مَصَارِعِ الْعُقُولِ، تَحْتَ بُرُوقِ الْمَطَامِعِ
بیشترین قربانگاه عقل ها در پرتو طمع هاست.
⏪نکاتی در مورد این حکمت:
⏬ نکته 1:
هر چه انسان عاقل باشد، اراده ی خدا بر او غالب است.
امام رضا (ع)فرمود:
اِذا اَرادَ اللّه اَمْرا سَلَبَ الْعِبادَ عُقولَهُمْ
هر گاه خداوند چیزى را بخواهد، عقل هاى بندگان را از آنها مى گیرد و حکم خود را اجرا مى کند و خواسته خود را به پایان مى رساند.
فَاَنْفَذَ اَمْرَهُ وَ تَمَّتْ اِرادَتُهُ فَاِذا اَنْفَذَ اَمْرَهُ رَدَّ اِلى کُلِّ ذى عَقْلٍ عَقْلَهُ فَیَقولُ کَیْفَ ذا؟ وَ مِنْ اَیْنَ ذا؟
همین که حکم خود را اجرا کرد، عقلِ هر صاحب عقل را به او بر مى گرداند، آنگاه او مرتب مى گوید: چگونه و از کجا چنین وچنان شد.
✅️وظیفه ی ما عاقلانه تصمیم گرفتن و حرکت کردن است ولی بنا نیست به صرف داشتن عقل، قدرت و اراده ی الهی را انکار کنیم. چه بسا خداوند اراده کند که عقل ما از کار بیفتد، درست تشخیص ندهیم و به مقصود نرسیم.
⏬ نکته ۲:
عقل در پیروی از مکتب اهل بیت، عقل میشود. درخطبه ۱۴۴ فرمود:
أَیْنَ الْعُقُولُ الْمُسْتَصْبِحَهُ بِمَصَابِیحِ الْهُدَى
کجایند آن عقلها که از چراغ هدایت نور مى گیرند.
✅️باید عقل ما از نور ولایت و عقلانیت و معارف اهل بیت نور بگیرد تا عقل خالی از هوی و هوس و شک و شبهه شود و به آن اهداف عالی عقلانیت دست پیدا کند.
⏬ نکته ۳:
داشتن عقل و تقویت آن لازم هست ولی کافی نیست. قرآن کریم میفرماید:
《وَ تِلْکَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ؛ عنکبوت – ۴۳ 》
و این مثل ها را برای مردم می زنیم، ولی جز اهل معرفت و دانش در آنها تعقّل نمی کنند.
✅️ داشتن عقل لازم است ولی برای استفاده ی درست از عقل باید علم داشت، حدود و ثغور را شناخت، جوانب کار را دانست و بعد برای آن تصمیم عاقلانه گرفت.
✅️وقتی ما اطراف و جوانب یک ماجرا را نمیدانیم، هر چه هم عقل سرشاری داشته باشیم نمیتوانیم درست تصمیم بگیریم.لذا علم نیز در کنار عقل لازم است.
غفر الله لی ولکم، الحمد لله رب العالمین