ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت چهارصد و هشتم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۷/۳ . ۲ربیع الثانی

💢 حکمت ۴۰۸ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت چهارصد و هشتم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
38:44 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ، صَرَعَهُ.

و امام (علیه‌السلام) فرمود: هر که با حق پنجه در افکند، حق او را بر زمین زند.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ، صَرَعَهُ
آن کس که با حق درافتد، حق او را بر زمین خواهد زد.[صَرَعَ]
[اگر به بیماری خاصی هم صرع میگویند چون باعث بیهوشی و زمین خوردن شخص میشود]
[ مصارعه به معنای کشتی گرفتن دو نفر که هر کدام تلاش میکنند دیگری را به زمین بزنند. هر کسی با خدا کشتی بگیرد؛ ضربه فنی میشود.]

📙مرحوم شیخ‌ مفید در کتاب ارشاد از امیرالمومنین علیه السلام نقل میکند:
مَنْ لَمْ یُجَرِّبِ اَلْأُمُورَ خُدِعَ وَ مَنْ صَارَعَ اَلْحَقَّ صُرِعَ
کسی‌ که تجربه در کارها ندارد و آزموده نشده گول خواهد خورد و کسی‌ که با حق در گیر شد به زمین خواهد خورد
و یکی از مهمترین تجربه های بشر که نباید نادیده گرفت همین است که هر کسی با حق در افتاد حتما شکست خواهد خورد

🔸شبیه این حکمت را امیرالمومنین علیه السلام درحکمت ۱۸۸ فرمود:
مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ، هَلَکَ
آن کس که در برابر حق قد سینه سپر کند هلاک خواهد شد

🔸در خطبه ۱۶نهج البلاغه که حضرت در دومین روز خلافت بیان کردند آمده است:
ذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِینَهٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ‏…‏ الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّهٌ وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَى هِیَ الْجَادَّهُ … ‏ مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ
من امروز به شما قولی میخواهم بدهم و هر قولی بدهم پای آن می ایستم
چپ و راست مسیر انحرافند فقط مسیر حق مسیر علی است من آمدم حق را به شما نشان دادم قول و قرارها را گذاشتیم
اگر راه آمدید با من نجات می یابید ولی اگر در مقابل حکومت حق علی بایستید هلاک میشوید

⏪هر کسی با حق در افتاد، ور افتاد.
ابن میثم بحرانی می گوید:
وَ ذَلِکَ لِأَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ مَلائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ الصَّالِحُونَ مِنْ عِبَادِهِ أَعْوَانُ الْحَقِّ وَ لا مُقَاوِمَ لَهُمْ.
و این بدان خاطر است که خداوند سبحانش، فرشتگانش، کتاب‌هایش، پیامبرانش و شایستگان از بندگانش، یاوران حق هستند و هیچ نیروی مقاومی برای آنان وجود ندارد.

⏪حق سوزاننده ی باطل است.
امیرالمومنین علیه السلام در غرر الحکم میفرماید:
قَلِیلُ الْحَقِ‏ یَدْفَعُ کَثِیرَ الْبَاطِلِ کَمَا أَنَّ الْقَلِیلَ مِنَ النَّارِ یُحْرِقُ کَثِیرَ الْحَطَب‏
اندکى از حقّ، بسیارى از باطل را نابود مى کند، همچنان که اندکى آتش، هیزم هاى فراوانى را مى سوزاند.

⏪حق چیست که نباید با آن در افتاد⁉️
آن کسی که حق را شناخت و لحظه ای در آن شک نکرد، امیرالمومنین علیه السلام است .د حکمت ۱۸۴ فرمود:
ما شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُذْ أُرِیتُهُ
از آن زمان که حق به من نشان داده شده هرگز در آن شک و تردید نکردم
ما باید حق را بشناسیم تا با آن به مقابله بر نخیزیم.

⏪معانی حق:

1⃣ حق به معنای خدا
بالاترین حق و واقعیت در عالم، ذات پاک خداست.
به تعبیر قرآن کریم:
《سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ؛ فصلت – ۵۳》
به زودی نشانه های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است

🔸 در آیات متعددی خداوند خودش را عزیز معرفی میکند:
« هُوَ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ »
اوست خداوندی که شکست‌ناپذیر و باحکمت است
“عَزیز” از مادّه “عَزّ” در اصل به معنای صلابت و نفوذناپذیری است و نقطه مقابل آن “ذَلیل” و “ذِلّه” به معنای نرمش آمیخته با خواری است.

🔸”اَرضٌ عَزاز” گرفته شده به معنای زمین سخت و محکمی که نمی‌توان با ابزار کاوش زمین به آسانی در آن نفوذ کرد. در مقابل به زمین سستی که به آسانی کندوکاو می‌شود “اَرضٌ ذَلولٌ” گفته می‌شود.

📙فیض کاشانی میفرماید:
“اَلَّذی لا یُقهَرُ وَ لا یُغلَبُ عَلی ما یُریدُ”
خداوند عزیز، یعنی پروردگاری که اراده و فاعلیتش همواره غالب و قاهر است و هرگز مقهور احدی نمی‌شود
حصرت در غرر الحکم فرمود:
الْحَقُ‏ سَیْفٌ قَاطِع‏
حق شمشیر برنده ای است.

2⃣حق به معنای حقیقت:
حق گاهی به معناى حقیقت است و در برابر آن، باطل است.
حقیقت همیشه پاینده و استوار است، اگر چه طرفداران باطل مى خواهند با زور و فشار آن را سرپا نگاه دارند ولی روزى فرا مى رسد که بساط باطل برچیده خواهد شد.

🔸باطل مانند کف روی آب است.
قرآن مجید در مثالى که براى حق و باطل زده مى فرماید: حق همچون آب است و باطل همچون کف هاى روى آب، این کف ها مدتى خودنمایى و جوش و خروش دارند ولى چیزى نمى گذرد که محو و نابود مى شوند و آب که حق است باقى مى ماند:
《فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِى الاَْرْضِ؛ رعد- ۱۷ 》
 اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می رساند، در زمین می ماند.

🔸امیرالمومنین علیه السلام :
الْحَقُ‏ سَیْفٌ عَلَى أَهْلِ الْبَاطِلِ
حق شمشیری است بر علیه اهل باطل
حقیقت شمشیری است که خودش باطل را از بین میبرد
تو اهل حقیقت باش بعد میبینی عالم از تو دفاع می کند
اینکه می‌گوییم تاریخ همه چیز را مشخص می کند یکی از حقایق عالم گذر زمان است که حقیقت را روشن می کند

3⃣ حق به معنای اهل حق است.(مؤمنین )
قرآن کریم در جایی میفرماید:
《إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا؛ حج – ۳۸》
خدا پشتیبان و مدافع میانی است که ایمان آورده اند
و در آیه دیگر میفرماید:
《 وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ؛حج – ۴۰ 》
خداوند به کسانی که اهل نصرت دین باشند اهل نصرت اولیای خدا باشند ،نصرت می دهد .

🔸قرآن کریم در آیات متعددی میفرماید: 《وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِى الاَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ… 《
خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند وعده مى دهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آن ها خلافت روى زمین را بخشید

🔸حضرت درغرر الحکم فرمود:
لَا یُغْلَبُ مَنْ یَسْتَظْهِرُ بِالْحَق‏
هرگز کسی که پشتوانه ای مثل حق دارد شکست نمیخورد.
گاهی نصرت خدا با کمک خلق است

🔸امیرالمومنین علیه السلام در غررالحکم :
مَن عَمِلَ بِالحَقِّ مالَ إلَیهِ الخَلقُ
هر کس بر اساس حق رفتار کند، خلق به سوى او روى خواهند آورد
خلق به معنای مجموع خلایق است که ملائکه و اجنه و انسان ها را نیز شامل میشود. اگر کسی اهل حق و حقیقت باشد؛ خداوند همه ی موجودات را به یاری او خواهد فرستاد.

⏬ نکته:
اگر حق پیروز است، چرا ما همیشه پیروز نیستیم⁉️

◀️ اولا؛ پیروزی و شکست را نباید نقطه ای دید، بلکه باید خطی دید.(مخصوصا در مسیر زندگی انبیا و اولیا)
فراز و فرود و بالا و پایین از لوازم زندگی در دنیا هست، لذا نمیشود اننتظار داشت هیچ شکستی نداشت.
شهادت ها است ولی به معنای شکست نیست .

◀️ ثانیا؛ گاهی اگر ما به نتیجه دلخواه نمیرسیم، علتش این است که ما بر حق نیستیم. درخطبه ۱۶۶ امده:
أَیُّهَا النَّاسُ، لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ
اى مردم، اگر شما دست از حمایت یکدیگر، در یارى حق، بر نمى داشتید
وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِینِ الْبَاطِلِ
و در تضعیف باطل سستى نمى کردید
لَمْ یَطْمَعْ فِیکُمْ مَنْ لَیْسَ مِثْلَکُمْ
هیچ گاه کسانى که در حدّ شما نیستند در نابودى شما طمع نمى کردند
وَ لَمْ یَقْوَ مَنْ قَوِیَ عَلَیْکُمْ
و آن ها که بر شما مسلّط گشتند، مسلّط نمى شدند

↩️ توصیه اسلام به مراقبه دائمی برای این است که انسان لغزش ها و خطاها و دور شدن از حق را زود بفهمد و جلوی آن را بگیرد. نشستن انسان در جایی که حق او نباشد، باعث شکستش میشود

📙مرحوم طبرسی در الاحتجاج نقل میکند:
خَطَبَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ خُطْبَهً بِالْکُوفَهِ فَلَمَّا کَانَ فِی آخِرِ کَلاَمِهِ قَالَ
أمیر المؤمنین علیه السّلام در کوفه مشغول ایراد خطبه‌ای‌ بود که در آخر آن فرمود:
أَلاَ وَ إِنِّی لَأَوْلَی‌ اَلنَّاسِ بِالنَّاسِ وَ مَا زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ فرمود: بدانید که من از مردم به خود مردم اولویّت دارم، و من از آن روز که پیامبر صلّی‌ اللّٰه علیه و آله وفات یافت پیوسته مورد ظلم واقع شده‌ام.

↩️اشعث بن قیس اینجا بلند شد و نسبت به حضرت بی ادبی کرد و این بحث را پیش کشید که خلیفه سوم هم مظلوم بود.
فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ یَا اِبْنَ اَلْخَمَّارَهِ لَیْسَ کَمَا قِسْتَ
حضرت فرمود ای‌ پسر شرابخوار، این طور که تو قیاس کردی‌ نیست
إِنَّ عُثْمَانَ جَلَسَ فِی غَیْرِ مَجْلِسِهِ وَ اِرْتَدَی‌ بِغَیْرِ رِدَائِهِ صَارَعَ اَلْحَقَّ فَصَرَعَهُ اَلْحَقُّ عثمان چون در جایی نشست که جایگاه او نبود و لباس دیگری‌ را در بر کرده و با حقّ ‌ در افتاد و حقّ ‌ او را بزمین زده و مقهور و مغلوب گردید.

↩️اگر چه شاید اهل باطل چند صباحی جولان دهند و بتواند به مطامع دنیایی خود دست پیدا کنند ولی حقیقت آن است کسی که در جای خود ننشسته باشد، چون ناحق است، به زمین خواهد خورد.

↩️تو بر حق باش، خدا تو را حفظ خواهد کرد
علامه شوشتری در شرح این حکمت میفرماید خود امیرالمومنین مصداق این حکمت است زیرا همه دشمنان خواهستند او را محو کنند ولی او ماندگار بوده، هست و خواهد بود.
جاحظ از علمای اهل سنت کتابی دارد به نام “العثمانیه”؛ ابوجعفر اسکافی از علمای شیعه کتبی در رد او مینویسد به نام “نقض العثمانیه” که بخشی از این کتاب را اینجا ذکر میکنیم:

🔸قَالَ الْأَسْکَافِیُّ فِی (نَقْضِ عُثْمَانِیَّتِهِ): عِلْمُ النَّاسِ کَافَّهً أَنَّ الدَّوْلَهَ وَ السُّلْطَانَ لِأَرْبَابِ مَقالَهِ الْعُثْمَانِیَّهِ
همه مردم می‌دانند که سالهای سال حکومت و سلطنت در اختیار طرفداران مکتب عثمان بود.
وَ عُرِفَ کُلُّ أَحَدٍ عَلُوَّ أَقْدَارِ شُیُوخِهِمْ وَ عُلَمَائِهِمْ وَ أُمَرَائِهِمْ وَ ظُهُورَ کَلِمَتِهِمْ وَ قَهْرَ سُلْطَانِهِمْ وَ ارْتِفَاعَ التَّقِیَّهِ عَنْهُمْ
و برای هرکس آشکار است که آنان چقدر در مقام و منزلت بزرگانشان حرف میزدند و بیان خوبی های آنها نیازی به تقیه از سوی آنان نداشتند.
وَ إِعْطَاءَ الْجَائِزَهِ لِمَنْ رَوَى فِی فَضْلِ أَبِی بَکْرٍ وَ ما کَانَ مِنْ تَأْکِیدِ بَنِی أُمَیَّهَ فِی ذَلِکَ.
و مشهور و شناخته شده است که هر کسی در فضیلت خلیفه اول حرفی میزد به او جایزه میدادند و تاکید بر این کار داشتند
وَ ما وَلَدَهُ الْمُحَدِّثُونَ طَلَباً لِما فِی أَیْدِیهِمْ
و محدثان به خاطر دستیابی به آنچه مال و مقام نزد بنی‌امیه بود، جعل می‌کردند.
فَکانُوا لا یُالُونَ جُهْداً فِی طُولِ ما مَلَکُوا أَنْ یُُخْمِلُوا ذِکْرَ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ وُلْدِهِ.
پس آنان در تمام مدت حکومت‌شان، هیچ کوششی را در فراموش کردن یاد و نام علی (ع) و فرزندانش فروگذار نکردند
وَ یُطْفِئُوا أَنْوارَهُمْ وَ یَکْتُمُوا فَضائِلَهُمْ وَ مَناقِبَهُمْ وَ سَوابِقَهُمْ
و در خاموش کردن نور اهل بیت، و کتمان کردن فضیلت‌ها، مناقب و سوابق درخشان ایشان از هیچ کاری فروگذار نکردند
وَ یَحْمِلُوا النَّاسَ عَلَى سَبِّهِمْ وَ لَعْنِهِمْ عَلَى الْمَنابِرِ.
و آنان مردم را وادار به دشنام و لعن آنان بر روی منبره میکردند.
وَ لَمْ یَزَلِ السَّیْفُ یَقْطُرُ مِنْ دِمائِهِمْ مَعَ قِلَّهِ عَدَدِهِمْ وَ کَثْرَهِ عَدُوِّهِم
و همواره شمشیر دشمنان از خون آنان می‌چکید، در حالی که تعدادشان کم و دشمنانشان بسیار بودند.
فَکانُوا بَیْنَ قَتِیلٍ وَ أَسِیرٍ وَ شَرِیدٍ، وَ هارِبٍ وَ مُسْتَخْفٍ ذَلِیلٍ وَ خائِفٍ مُتَرَقِّبٍ
پس حال آنان این بود: بین کشته شده، اسیر، آواره، فراری، و پنهان‌کننده عقیده خود ذلیل، و ترسان و در انتظار حوادث
وَ یَتَقَدَّمُ إِلَیْهِمْ أَنْ لا یَذْکُرُوا شَیْئاً مِنْ فَضائِلِهِمْ.
و به آنان دستور داده می‌شد که چیزی از فضایل خود را ذکر نکنند.
وَ حَتَّى بَلَغَ مِنْ تَقِیَّهِ الْمُحَدِّثِ مِنْهُمْ إِذا ذَکَرَ حَدِیثاً عَنْ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلامُ کَنَى عَنْ ذِکْرِهِ بِرَجُلٍ مِنْ قُرَیْشٍ
تا جایی که حالت تقیه یک محدث از ایشان به اینجا رسید که وقتی حدیثی از علی (ع) نقل می‌کرد، با کنایه از او به «یک مرد از قریش» یاد می‌کرد.
وَ رَأَیْنا جَمِیعَ الْمُخالِفِینَ قَدْ حَاوَلُوا نَقْضَ فَضائِلِهِ.
و ما دیدیم که همه مخالفان کوشیدند تا فضایل او را باطل و رد کنند.
وَ وَجَّهُوا الْحِیَلَ وَ التَّأْوِیلاتِ نَحْوَهَا
و انواع حیله‌ها و تأویل‌های ناروا را به سوی آن فضایل جهت دادند….
قَدِ الْتَمَسَ الْحِیَلَ فِی إِبْطالِ مَناقِبِهِ وَ تَأَوُّلِ مَشْهُورِ فَضائِلِهِ.
و برای باطل کردن مناقب علی (ع) به دنبال حیله بود و فضایل مشهور او را به نفع خود تأویل می‌کرد.
وَ لا یَزْدادُ مَعَ ذَلِکَ إِلاّ قُوَّهً وَ رَفْعَهً.
و با این حال، مقام علی با همه این کارها جز قوت و رفعت بلندی نیافتد.
وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ مُعاوِیَهَ وَ یَزِیدَ وَ بَنِی مَرْوانَ أَیَّامَ مُلْکِهِمْ نَحْوَ ثَمانِینَ سَنَهً لَمْ یَدَعُوا جُهْداً فِی حَمْلِ النَّاسِ عَلَى شَتْمِهِ وَ إِخْفاءِ فَضائِلِهِ.
و تو می‌دانی که معاویه، یزید و بنی‌مروان در دوران حکومت حدود هشتاد ساله‌شان، هیچ تلاشی را در واداشتن مردم به دشنام دادن به او علی و پنهان کردن فضایلش فروگذار نکردند.
فَقالَ ابْنٌ لِعَامِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الزُّبَیْرِ لِوَلَدِهِ: یَا بُنَیَّ! لا تَذْکُرْ عَلِیّاً إِلاّ بِخَیْرٍ.
پس پسر عامر بن عبدالله بن زبیر به فرزندش گفت: پسرم! از علی جز به نیکی یاد نکن.
فَإِنَّ بَنِی أُمَیَّهَ لَعَنُوهُ عَلَى مِنابِرِهِمْ ثَمانِینَ سَنَهً فَلَمْ یَزْدِهِ اللَّهُ بِذَلِکَ إِلاّ رَفْعَهً.
چرا که بنی‌امیه او را بر منبرهایشان هشتاد سال لعن کردند، ولی خداوند او را به این لعن‌ها جز بلندی مقام نبخشید…..
فَحَرَصُوا فِی إِخْفاءِ فَضائِلِهِ وَ أَبَى اللَّهُ أَنْ یَزِیدَ أَمْرَهُ وَ أَمْرَ وُلْدِهِ إِلاّ اسْتِنارَهً وَ إِشْراقاً وَ حُبَّهُمْ إِلاّ شَغَفاً
پس آنان در پنهان کردن فضایلش حریص بودند، ولی خداوند امتناع ورزید از اینکه امر او و فرزندانش را جز نورانیت و درخشندگی، و محبت به ایشان را جز شدت و عمق بخشد.

↩️ فَلَوْلا أَنَّ فَضائِلَهُ کَانَتْ کَالْقِبْلَهِ الْمَنْصُوبَهِ فِی الشُّهْرَهِ وَ کَالسُّنَنِ الْمَحْفُوظَهِ فِی الْکَثْرَهِ.
پس اگر نبود که فضایل او مانند قبله ای برپاشده در شهرت، و مانند سنت‌های حفظ‌شده در میان انبوه مردم بود
لَمْ یَصِلْ إِلَیْنا مِنْها فِی دَهْرِنا حَرْفٌ واحِدٌ مَعَ ما قُلْنا.
با وجود همه آنچه گفتیم، حتی یک کلمه از آن فضایل به زمان ما نمی‌رسید.

⏬ نکته:
تلاش کنیم حداقل گاهی وقت ها در مسیر حق باشیم

1⃣آنجا که اندکی از حق، باطل بزرگی را دفع میکند
امیرالمومنین علیه السلام :
یَسِیرُ الْحَقِ‏ یَدْفَعُ کَثِیرَ الْبَاطِلِ
یک ضربه حق می‌تواند باطل بزرگی را از بین ببرد

2⃣آنجا که با حق بودن؛ پشت گرمی انسان است؛
امیرالمومنین علیه السلام :
بِلُزُومِ الْحَقِ‏ یَحْصُلُ الِاسْتِظْهَار
با ملازم بودن حق پشت گرمى به دست می آید

3⃣آنجا که شباهت به انبیاء در حق گویی است؛ در غرر الحکم فرمود:
أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِأَنْبِیَاءَ اَللَّهِ أَقْوَلُهُمْ لِلْحَقِّ وَ أَصْبَرُهُمْ عَلَى اَلْعَمَلِ بِهِ
شبیه‌ترین مردم به پیامبران کسانی هستند که به حق گویاتر، و در عمل به آن بردبارتر باشد.

⬇️ اگر کاملا هم در مسیر حق نیستیم؛ حداقل از راه حق و مسیر حق جدا نشویم.
امیرالمومنین حق است و تبعیت از او پیروزی است

🔸درحکمت ۱۹۷ فرمود:
لَقَدْ عَلِمَ الْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) أَنِّی لَمْ أَرُدَّ عَلَى اللَّهِ وَ لَا عَلَى رَسُولِهِ سَاعَهً قَطُّ،
اصحاب و یاران راز دار پیامبرصلی الله علیه و آله به خوبى مى دانند که من هرگز به معارضه با احکام و دستورات خدا و پیامبرش بر نخاستم بلکه پیوسته چشم بر امر و گوش بر فرمان بودم
وَ لَقَدْ وَاسَیْتُهُ بِنَفْسِی فِی الْمَوَاطِنِ الَّتِی تَنْکُصُ فِیهَا الْأَبْطَالُ وَ تَتَأَخَّرُ فِیهَا الْأَقْدَامُ،
من با جان خود در صحنه هاى نبردى که شجاعان فرار مى کردند و گام هایشان به عقب بر مى گشت او را یارى کردم.
نَجْدَهً أَکْرَمَنِی اللَّهُ بِهَا
این شجاعتى است که خداوند مرا به آن اکرام فرمود….
فَوَالَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِنِّی لَعَلَى جَادَّهِ الْحَقِّ، وَ إِنَّهُمْ لَعَلَى مَزَلَّهِ الْبَاطِلِ. أَقُولُ مَا تَسْمَعُونَ وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِی وَ لَکُمْ.
قسم به خدایى که معبودى جز او نیست قسم یاد مى کنم که من در جاده حق قرار دارم و مخالفان من در لغزشگاه باطل اند من سخنانم را آشکارا مى گویم و همگى مى شنوید و به همه شما اتمام حجّت مى کنم و براى خود و شما از درگاه خدا درخواست غفران و آمرزش دارم.

↩️اگر کسی بخواهد مقابل حق قرار نگیرد باید حق شناس باشدبرای اینکه حق شناس شویم باید علی شناس شویم
و برای اینکه علی شناس شویم؛ باید اهل نهج البلاغه باشیم


غفرالله لی ولکم الحمدلله رب العالمین

حکمت چهارصد و هشتم

حکمت چهارصد و هشتم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۷/۳ . ۲ربیع الثانی

💢 حکمت ۴۰۸ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت چهارصد و هشتم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
38:44 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ، صَرَعَهُ.

و امام (علیه‌السلام) فرمود: هر که با حق پنجه در افکند، حق او را بر زمین زند.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ صَارَعَ الْحَقَّ، صَرَعَهُ
آن کس که با حق درافتد، حق او را بر زمین خواهد زد.[صَرَعَ]
[اگر به بیماری خاصی هم صرع میگویند چون باعث بیهوشی و زمین خوردن شخص میشود]
[ مصارعه به معنای کشتی گرفتن دو نفر که هر کدام تلاش میکنند دیگری را به زمین بزنند. هر کسی با خدا کشتی بگیرد؛ ضربه فنی میشود.]

📙مرحوم شیخ‌ مفید در کتاب ارشاد از امیرالمومنین علیه السلام نقل میکند:
مَنْ لَمْ یُجَرِّبِ اَلْأُمُورَ خُدِعَ وَ مَنْ صَارَعَ اَلْحَقَّ صُرِعَ
کسی‌ که تجربه در کارها ندارد و آزموده نشده گول خواهد خورد و کسی‌ که با حق در گیر شد به زمین خواهد خورد
و یکی از مهمترین تجربه های بشر که نباید نادیده گرفت همین است که هر کسی با حق در افتاد حتما شکست خواهد خورد

🔸شبیه این حکمت را امیرالمومنین علیه السلام درحکمت ۱۸۸ فرمود:
مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ، هَلَکَ
آن کس که در برابر حق قد سینه سپر کند هلاک خواهد شد

🔸در خطبه ۱۶نهج البلاغه که حضرت در دومین روز خلافت بیان کردند آمده است:
ذِمَّتِی بِمَا أَقُولُ رَهِینَهٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِیمٌ‏…‏ الْیَمِینُ وَ الشِّمَالُ مَضَلَّهٌ وَ الطَّرِیقُ الْوُسْطَى هِیَ الْجَادَّهُ … ‏ مَنْ أَبْدَى صَفْحَتَهُ لِلْحَقِّ هَلَکَ
من امروز به شما قولی میخواهم بدهم و هر قولی بدهم پای آن می ایستم
چپ و راست مسیر انحرافند فقط مسیر حق مسیر علی است من آمدم حق را به شما نشان دادم قول و قرارها را گذاشتیم
اگر راه آمدید با من نجات می یابید ولی اگر در مقابل حکومت حق علی بایستید هلاک میشوید

⏪هر کسی با حق در افتاد، ور افتاد.
ابن میثم بحرانی می گوید:
وَ ذَلِکَ لِأَنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ مَلائِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ الصَّالِحُونَ مِنْ عِبَادِهِ أَعْوَانُ الْحَقِّ وَ لا مُقَاوِمَ لَهُمْ.
و این بدان خاطر است که خداوند سبحانش، فرشتگانش، کتاب‌هایش، پیامبرانش و شایستگان از بندگانش، یاوران حق هستند و هیچ نیروی مقاومی برای آنان وجود ندارد.

⏪حق سوزاننده ی باطل است.
امیرالمومنین علیه السلام در غرر الحکم میفرماید:
قَلِیلُ الْحَقِ‏ یَدْفَعُ کَثِیرَ الْبَاطِلِ کَمَا أَنَّ الْقَلِیلَ مِنَ النَّارِ یُحْرِقُ کَثِیرَ الْحَطَب‏
اندکى از حقّ، بسیارى از باطل را نابود مى کند، همچنان که اندکى آتش، هیزم هاى فراوانى را مى سوزاند.

⏪حق چیست که نباید با آن در افتاد⁉️
آن کسی که حق را شناخت و لحظه ای در آن شک نکرد، امیرالمومنین علیه السلام است .د حکمت ۱۸۴ فرمود:
ما شَکَکْتُ فِی الْحَقِّ مُذْ أُرِیتُهُ
از آن زمان که حق به من نشان داده شده هرگز در آن شک و تردید نکردم
ما باید حق را بشناسیم تا با آن به مقابله بر نخیزیم.

⏪معانی حق:

1⃣ حق به معنای خدا
بالاترین حق و واقعیت در عالم، ذات پاک خداست.
به تعبیر قرآن کریم:
《سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّىٰ یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ؛ فصلت – ۵۳》
به زودی نشانه های خود را در کرانه ها و اطراف جهان و در نفوس خودشان به آنان نشان خواهیم داد تا برای آنان روشن شود که بی تردید او حق است

🔸 در آیات متعددی خداوند خودش را عزیز معرفی میکند:
« هُوَ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ »
اوست خداوندی که شکست‌ناپذیر و باحکمت است
“عَزیز” از مادّه “عَزّ” در اصل به معنای صلابت و نفوذناپذیری است و نقطه مقابل آن “ذَلیل” و “ذِلّه” به معنای نرمش آمیخته با خواری است.

🔸”اَرضٌ عَزاز” گرفته شده به معنای زمین سخت و محکمی که نمی‌توان با ابزار کاوش زمین به آسانی در آن نفوذ کرد. در مقابل به زمین سستی که به آسانی کندوکاو می‌شود “اَرضٌ ذَلولٌ” گفته می‌شود.

📙فیض کاشانی میفرماید:
“اَلَّذی لا یُقهَرُ وَ لا یُغلَبُ عَلی ما یُریدُ”
خداوند عزیز، یعنی پروردگاری که اراده و فاعلیتش همواره غالب و قاهر است و هرگز مقهور احدی نمی‌شود
حصرت در غرر الحکم فرمود:
الْحَقُ‏ سَیْفٌ قَاطِع‏
حق شمشیر برنده ای است.

2⃣حق به معنای حقیقت:
حق گاهی به معناى حقیقت است و در برابر آن، باطل است.
حقیقت همیشه پاینده و استوار است، اگر چه طرفداران باطل مى خواهند با زور و فشار آن را سرپا نگاه دارند ولی روزى فرا مى رسد که بساط باطل برچیده خواهد شد.

🔸باطل مانند کف روی آب است.
قرآن مجید در مثالى که براى حق و باطل زده مى فرماید: حق همچون آب است و باطل همچون کف هاى روى آب، این کف ها مدتى خودنمایى و جوش و خروش دارند ولى چیزى نمى گذرد که محو و نابود مى شوند و آب که حق است باقى مى ماند:
《فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفَاءً وَأَمَّا مَا یَنفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِى الاَْرْضِ؛ رعد- ۱۷ 》
 اما آن کفِ [روی سیل و روی فلز گداخته در حالی که کناری رفته] به حالتی متلاشی شده از میان می رود، و اما آنچه [چون آب و فلز خالص] به مردم سود می رساند، در زمین می ماند.

🔸امیرالمومنین علیه السلام :
الْحَقُ‏ سَیْفٌ عَلَى أَهْلِ الْبَاطِلِ
حق شمشیری است بر علیه اهل باطل
حقیقت شمشیری است که خودش باطل را از بین میبرد
تو اهل حقیقت باش بعد میبینی عالم از تو دفاع می کند
اینکه می‌گوییم تاریخ همه چیز را مشخص می کند یکی از حقایق عالم گذر زمان است که حقیقت را روشن می کند

3⃣ حق به معنای اهل حق است.(مؤمنین )
قرآن کریم در جایی میفرماید:
《إِنَّ اللَّهَ یُدَافِعُ عَنِ الَّذِینَ آمَنُوا؛ حج – ۳۸》
خدا پشتیبان و مدافع میانی است که ایمان آورده اند
و در آیه دیگر میفرماید:
《 وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ؛حج – ۴۰ 》
خداوند به کسانی که اهل نصرت دین باشند اهل نصرت اولیای خدا باشند ،نصرت می دهد .

🔸قرآن کریم در آیات متعددی میفرماید: 《وَعَدَ اللهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِى الاَْرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ… 《
خداوند به کسانى از شما که ایمان آورده و کارهاى شایسته انجام داده اند وعده مى دهد که قطعاً آنان را حکمران روى زمین خواهد کرد، همان گونه که به پیشینیان آن ها خلافت روى زمین را بخشید

🔸حضرت درغرر الحکم فرمود:
لَا یُغْلَبُ مَنْ یَسْتَظْهِرُ بِالْحَق‏
هرگز کسی که پشتوانه ای مثل حق دارد شکست نمیخورد.
گاهی نصرت خدا با کمک خلق است

🔸امیرالمومنین علیه السلام در غررالحکم :
مَن عَمِلَ بِالحَقِّ مالَ إلَیهِ الخَلقُ
هر کس بر اساس حق رفتار کند، خلق به سوى او روى خواهند آورد
خلق به معنای مجموع خلایق است که ملائکه و اجنه و انسان ها را نیز شامل میشود. اگر کسی اهل حق و حقیقت باشد؛ خداوند همه ی موجودات را به یاری او خواهد فرستاد.

⏬ نکته:
اگر حق پیروز است، چرا ما همیشه پیروز نیستیم⁉️

◀️ اولا؛ پیروزی و شکست را نباید نقطه ای دید، بلکه باید خطی دید.(مخصوصا در مسیر زندگی انبیا و اولیا)
فراز و فرود و بالا و پایین از لوازم زندگی در دنیا هست، لذا نمیشود اننتظار داشت هیچ شکستی نداشت.
شهادت ها است ولی به معنای شکست نیست .

◀️ ثانیا؛ گاهی اگر ما به نتیجه دلخواه نمیرسیم، علتش این است که ما بر حق نیستیم. درخطبه ۱۶۶ امده:
أَیُّهَا النَّاسُ، لَوْ لَمْ تَتَخَاذَلُوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ
اى مردم، اگر شما دست از حمایت یکدیگر، در یارى حق، بر نمى داشتید
وَ لَمْ تَهِنُوا عَنْ تَوْهِینِ الْبَاطِلِ
و در تضعیف باطل سستى نمى کردید
لَمْ یَطْمَعْ فِیکُمْ مَنْ لَیْسَ مِثْلَکُمْ
هیچ گاه کسانى که در حدّ شما نیستند در نابودى شما طمع نمى کردند
وَ لَمْ یَقْوَ مَنْ قَوِیَ عَلَیْکُمْ
و آن ها که بر شما مسلّط گشتند، مسلّط نمى شدند

↩️ توصیه اسلام به مراقبه دائمی برای این است که انسان لغزش ها و خطاها و دور شدن از حق را زود بفهمد و جلوی آن را بگیرد. نشستن انسان در جایی که حق او نباشد، باعث شکستش میشود

📙مرحوم طبرسی در الاحتجاج نقل میکند:
خَطَبَ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ السَّلاَمُ خُطْبَهً بِالْکُوفَهِ فَلَمَّا کَانَ فِی آخِرِ کَلاَمِهِ قَالَ
أمیر المؤمنین علیه السّلام در کوفه مشغول ایراد خطبه‌ای‌ بود که در آخر آن فرمود:
أَلاَ وَ إِنِّی لَأَوْلَی‌ اَلنَّاسِ بِالنَّاسِ وَ مَا زِلْتُ مَظْلُوماً مُنْذُ قُبِضَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ فرمود: بدانید که من از مردم به خود مردم اولویّت دارم، و من از آن روز که پیامبر صلّی‌ اللّٰه علیه و آله وفات یافت پیوسته مورد ظلم واقع شده‌ام.

↩️اشعث بن قیس اینجا بلند شد و نسبت به حضرت بی ادبی کرد و این بحث را پیش کشید که خلیفه سوم هم مظلوم بود.
فَقَالَ لَهُ أَمِیرُ اَلْمُؤْمِنِینَ یَا اِبْنَ اَلْخَمَّارَهِ لَیْسَ کَمَا قِسْتَ
حضرت فرمود ای‌ پسر شرابخوار، این طور که تو قیاس کردی‌ نیست
إِنَّ عُثْمَانَ جَلَسَ فِی غَیْرِ مَجْلِسِهِ وَ اِرْتَدَی‌ بِغَیْرِ رِدَائِهِ صَارَعَ اَلْحَقَّ فَصَرَعَهُ اَلْحَقُّ عثمان چون در جایی نشست که جایگاه او نبود و لباس دیگری‌ را در بر کرده و با حقّ ‌ در افتاد و حقّ ‌ او را بزمین زده و مقهور و مغلوب گردید.

↩️اگر چه شاید اهل باطل چند صباحی جولان دهند و بتواند به مطامع دنیایی خود دست پیدا کنند ولی حقیقت آن است کسی که در جای خود ننشسته باشد، چون ناحق است، به زمین خواهد خورد.

↩️تو بر حق باش، خدا تو را حفظ خواهد کرد
علامه شوشتری در شرح این حکمت میفرماید خود امیرالمومنین مصداق این حکمت است زیرا همه دشمنان خواهستند او را محو کنند ولی او ماندگار بوده، هست و خواهد بود.
جاحظ از علمای اهل سنت کتابی دارد به نام “العثمانیه”؛ ابوجعفر اسکافی از علمای شیعه کتبی در رد او مینویسد به نام “نقض العثمانیه” که بخشی از این کتاب را اینجا ذکر میکنیم:

🔸قَالَ الْأَسْکَافِیُّ فِی (نَقْضِ عُثْمَانِیَّتِهِ): عِلْمُ النَّاسِ کَافَّهً أَنَّ الدَّوْلَهَ وَ السُّلْطَانَ لِأَرْبَابِ مَقالَهِ الْعُثْمَانِیَّهِ
همه مردم می‌دانند که سالهای سال حکومت و سلطنت در اختیار طرفداران مکتب عثمان بود.
وَ عُرِفَ کُلُّ أَحَدٍ عَلُوَّ أَقْدَارِ شُیُوخِهِمْ وَ عُلَمَائِهِمْ وَ أُمَرَائِهِمْ وَ ظُهُورَ کَلِمَتِهِمْ وَ قَهْرَ سُلْطَانِهِمْ وَ ارْتِفَاعَ التَّقِیَّهِ عَنْهُمْ
و برای هرکس آشکار است که آنان چقدر در مقام و منزلت بزرگانشان حرف میزدند و بیان خوبی های آنها نیازی به تقیه از سوی آنان نداشتند.
وَ إِعْطَاءَ الْجَائِزَهِ لِمَنْ رَوَى فِی فَضْلِ أَبِی بَکْرٍ وَ ما کَانَ مِنْ تَأْکِیدِ بَنِی أُمَیَّهَ فِی ذَلِکَ.
و مشهور و شناخته شده است که هر کسی در فضیلت خلیفه اول حرفی میزد به او جایزه میدادند و تاکید بر این کار داشتند
وَ ما وَلَدَهُ الْمُحَدِّثُونَ طَلَباً لِما فِی أَیْدِیهِمْ
و محدثان به خاطر دستیابی به آنچه مال و مقام نزد بنی‌امیه بود، جعل می‌کردند.
فَکانُوا لا یُالُونَ جُهْداً فِی طُولِ ما مَلَکُوا أَنْ یُُخْمِلُوا ذِکْرَ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلامُ وَ وُلْدِهِ.
پس آنان در تمام مدت حکومت‌شان، هیچ کوششی را در فراموش کردن یاد و نام علی (ع) و فرزندانش فروگذار نکردند
وَ یُطْفِئُوا أَنْوارَهُمْ وَ یَکْتُمُوا فَضائِلَهُمْ وَ مَناقِبَهُمْ وَ سَوابِقَهُمْ
و در خاموش کردن نور اهل بیت، و کتمان کردن فضیلت‌ها، مناقب و سوابق درخشان ایشان از هیچ کاری فروگذار نکردند
وَ یَحْمِلُوا النَّاسَ عَلَى سَبِّهِمْ وَ لَعْنِهِمْ عَلَى الْمَنابِرِ.
و آنان مردم را وادار به دشنام و لعن آنان بر روی منبره میکردند.
وَ لَمْ یَزَلِ السَّیْفُ یَقْطُرُ مِنْ دِمائِهِمْ مَعَ قِلَّهِ عَدَدِهِمْ وَ کَثْرَهِ عَدُوِّهِم
و همواره شمشیر دشمنان از خون آنان می‌چکید، در حالی که تعدادشان کم و دشمنانشان بسیار بودند.
فَکانُوا بَیْنَ قَتِیلٍ وَ أَسِیرٍ وَ شَرِیدٍ، وَ هارِبٍ وَ مُسْتَخْفٍ ذَلِیلٍ وَ خائِفٍ مُتَرَقِّبٍ
پس حال آنان این بود: بین کشته شده، اسیر، آواره، فراری، و پنهان‌کننده عقیده خود ذلیل، و ترسان و در انتظار حوادث
وَ یَتَقَدَّمُ إِلَیْهِمْ أَنْ لا یَذْکُرُوا شَیْئاً مِنْ فَضائِلِهِمْ.
و به آنان دستور داده می‌شد که چیزی از فضایل خود را ذکر نکنند.
وَ حَتَّى بَلَغَ مِنْ تَقِیَّهِ الْمُحَدِّثِ مِنْهُمْ إِذا ذَکَرَ حَدِیثاً عَنْ عَلِیٍّ عَلَیْهِ السَّلامُ کَنَى عَنْ ذِکْرِهِ بِرَجُلٍ مِنْ قُرَیْشٍ
تا جایی که حالت تقیه یک محدث از ایشان به اینجا رسید که وقتی حدیثی از علی (ع) نقل می‌کرد، با کنایه از او به «یک مرد از قریش» یاد می‌کرد.
وَ رَأَیْنا جَمِیعَ الْمُخالِفِینَ قَدْ حَاوَلُوا نَقْضَ فَضائِلِهِ.
و ما دیدیم که همه مخالفان کوشیدند تا فضایل او را باطل و رد کنند.
وَ وَجَّهُوا الْحِیَلَ وَ التَّأْوِیلاتِ نَحْوَهَا
و انواع حیله‌ها و تأویل‌های ناروا را به سوی آن فضایل جهت دادند….
قَدِ الْتَمَسَ الْحِیَلَ فِی إِبْطالِ مَناقِبِهِ وَ تَأَوُّلِ مَشْهُورِ فَضائِلِهِ.
و برای باطل کردن مناقب علی (ع) به دنبال حیله بود و فضایل مشهور او را به نفع خود تأویل می‌کرد.
وَ لا یَزْدادُ مَعَ ذَلِکَ إِلاّ قُوَّهً وَ رَفْعَهً.
و با این حال، مقام علی با همه این کارها جز قوت و رفعت بلندی نیافتد.
وَ قَدْ عَلِمْتَ أَنَّ مُعاوِیَهَ وَ یَزِیدَ وَ بَنِی مَرْوانَ أَیَّامَ مُلْکِهِمْ نَحْوَ ثَمانِینَ سَنَهً لَمْ یَدَعُوا جُهْداً فِی حَمْلِ النَّاسِ عَلَى شَتْمِهِ وَ إِخْفاءِ فَضائِلِهِ.
و تو می‌دانی که معاویه، یزید و بنی‌مروان در دوران حکومت حدود هشتاد ساله‌شان، هیچ تلاشی را در واداشتن مردم به دشنام دادن به او علی و پنهان کردن فضایلش فروگذار نکردند.
فَقالَ ابْنٌ لِعَامِرِ بْنِ عَبْدِاللَّهِ بْنِ الزُّبَیْرِ لِوَلَدِهِ: یَا بُنَیَّ! لا تَذْکُرْ عَلِیّاً إِلاّ بِخَیْرٍ.
پس پسر عامر بن عبدالله بن زبیر به فرزندش گفت: پسرم! از علی جز به نیکی یاد نکن.
فَإِنَّ بَنِی أُمَیَّهَ لَعَنُوهُ عَلَى مِنابِرِهِمْ ثَمانِینَ سَنَهً فَلَمْ یَزْدِهِ اللَّهُ بِذَلِکَ إِلاّ رَفْعَهً.
چرا که بنی‌امیه او را بر منبرهایشان هشتاد سال لعن کردند، ولی خداوند او را به این لعن‌ها جز بلندی مقام نبخشید…..
فَحَرَصُوا فِی إِخْفاءِ فَضائِلِهِ وَ أَبَى اللَّهُ أَنْ یَزِیدَ أَمْرَهُ وَ أَمْرَ وُلْدِهِ إِلاّ اسْتِنارَهً وَ إِشْراقاً وَ حُبَّهُمْ إِلاّ شَغَفاً
پس آنان در پنهان کردن فضایلش حریص بودند، ولی خداوند امتناع ورزید از اینکه امر او و فرزندانش را جز نورانیت و درخشندگی، و محبت به ایشان را جز شدت و عمق بخشد.

↩️ فَلَوْلا أَنَّ فَضائِلَهُ کَانَتْ کَالْقِبْلَهِ الْمَنْصُوبَهِ فِی الشُّهْرَهِ وَ کَالسُّنَنِ الْمَحْفُوظَهِ فِی الْکَثْرَهِ.
پس اگر نبود که فضایل او مانند قبله ای برپاشده در شهرت، و مانند سنت‌های حفظ‌شده در میان انبوه مردم بود
لَمْ یَصِلْ إِلَیْنا مِنْها فِی دَهْرِنا حَرْفٌ واحِدٌ مَعَ ما قُلْنا.
با وجود همه آنچه گفتیم، حتی یک کلمه از آن فضایل به زمان ما نمی‌رسید.

⏬ نکته:
تلاش کنیم حداقل گاهی وقت ها در مسیر حق باشیم

1⃣آنجا که اندکی از حق، باطل بزرگی را دفع میکند
امیرالمومنین علیه السلام :
یَسِیرُ الْحَقِ‏ یَدْفَعُ کَثِیرَ الْبَاطِلِ
یک ضربه حق می‌تواند باطل بزرگی را از بین ببرد

2⃣آنجا که با حق بودن؛ پشت گرمی انسان است؛
امیرالمومنین علیه السلام :
بِلُزُومِ الْحَقِ‏ یَحْصُلُ الِاسْتِظْهَار
با ملازم بودن حق پشت گرمى به دست می آید

3⃣آنجا که شباهت به انبیاء در حق گویی است؛ در غرر الحکم فرمود:
أَشْبَهُ اَلنَّاسِ بِأَنْبِیَاءَ اَللَّهِ أَقْوَلُهُمْ لِلْحَقِّ وَ أَصْبَرُهُمْ عَلَى اَلْعَمَلِ بِهِ
شبیه‌ترین مردم به پیامبران کسانی هستند که به حق گویاتر، و در عمل به آن بردبارتر باشد.

⬇️ اگر کاملا هم در مسیر حق نیستیم؛ حداقل از راه حق و مسیر حق جدا نشویم.
امیرالمومنین حق است و تبعیت از او پیروزی است

🔸درحکمت ۱۹۷ فرمود:
لَقَدْ عَلِمَ الْمُسْتَحْفَظُونَ مِنْ أَصْحَابِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) أَنِّی لَمْ أَرُدَّ عَلَى اللَّهِ وَ لَا عَلَى رَسُولِهِ سَاعَهً قَطُّ،
اصحاب و یاران راز دار پیامبرصلی الله علیه و آله به خوبى مى دانند که من هرگز به معارضه با احکام و دستورات خدا و پیامبرش بر نخاستم بلکه پیوسته چشم بر امر و گوش بر فرمان بودم
وَ لَقَدْ وَاسَیْتُهُ بِنَفْسِی فِی الْمَوَاطِنِ الَّتِی تَنْکُصُ فِیهَا الْأَبْطَالُ وَ تَتَأَخَّرُ فِیهَا الْأَقْدَامُ،
من با جان خود در صحنه هاى نبردى که شجاعان فرار مى کردند و گام هایشان به عقب بر مى گشت او را یارى کردم.
نَجْدَهً أَکْرَمَنِی اللَّهُ بِهَا
این شجاعتى است که خداوند مرا به آن اکرام فرمود….
فَوَالَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِنِّی لَعَلَى جَادَّهِ الْحَقِّ، وَ إِنَّهُمْ لَعَلَى مَزَلَّهِ الْبَاطِلِ. أَقُولُ مَا تَسْمَعُونَ وَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ لِی وَ لَکُمْ.
قسم به خدایى که معبودى جز او نیست قسم یاد مى کنم که من در جاده حق قرار دارم و مخالفان من در لغزشگاه باطل اند من سخنانم را آشکارا مى گویم و همگى مى شنوید و به همه شما اتمام حجّت مى کنم و براى خود و شما از درگاه خدا درخواست غفران و آمرزش دارم.

↩️اگر کسی بخواهد مقابل حق قرار نگیرد باید حق شناس باشدبرای اینکه حق شناس شویم باید علی شناس شویم
و برای اینکه علی شناس شویم؛ باید اهل نهج البلاغه باشیم


غفرالله لی ولکم الحمدلله رب العالمین

حکمت چهارصد و هشتم