ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت چهارصد و سوم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۶/۲۹_۲۷ ربیع الاول

💢حکمت۴۰۳💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت چهارصد و سوم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
45:00 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ.

و امام (ع) فرمود: کسى که به کارهاى گوناگون مى پردازد، چاره سازیهایش کارسازش نتواند بود.
 

💠وَ قَالَ (علیه السلام):
مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ امام علی علیه‌السلام میفرمایند:
کسى که به کارهاى مختلف بپردازد نقشه ها و تدبیرهایش به جایى نمى رسد. 

🔹أوْمَأ: وَمَأَ در لغت به معنای اشاره با ابرو، دست، یا سر است و در اصطلاح اشاره کردن، خواستن و طلب کردن

🔹الْمُتَفاوت: ناهمگون و دور از هم
ابن میثم بحرانی نیز میگوید: المُتَفَاوِتَانِ کَالأُمورِ المُتَضَادَّه
امور متفاوت مانند امور متضاد هستند.

✍️ در زبان فارسی امروز متفاوت یعنی دارای فرق، دو لباسی که هر دو شبیه هم هستند ولی یکی پر رنگ تر است،  در حالی که در زبان عربی تفاوت یعنی دو چیز که ضد هم هستند و اجتماع ضدّین محال است

🔹خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ:
چاره جوئی هایش او را خوار میکنند (به نتیجه نمیرسد)


✅حضرت در این حکمت همه ما را به تعیین هدف واحد و جمع کردن همه ی قوا برای رسیدن به آن توصیه کرده و میفرماید اگر نیرو را در چند جهت مختلف و چند هدف مختلف به کار بگیرید، عدم تمرکز باعث ناتوانی در چاره اندیشی و عبور از معظلات میشود و در این صورت در همه ی اهداف با شکست روبرو خواهید شد.
 

✳️اگر چه معنای این حکمت واضح است ولی شارحان نهج البلاغه برای آن مصادیق مختلفی نقل کرده اند که همه آنها درست.
 
1⃣معظلی به نام چند شغله ها:

مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

اصولاً پیشرفت کارها بدون مدیریت صحیح امکان پذیر نیست و مدیریت صحیح، اصول و شرایطى دارد. یکى از شرایط مهم آن این است که مدیر از پراکنده کارى بپرهیزد کارها را از هم جدا کند و هر کارى را به کسى یا به گروهى واگذار نماید و ناظرانى بر آن ها بگمارد.

اما هرگاه به یک نفر یا یک گروه چندین کار متضاد و مختلف را بدهد به یقین همه آن ها ناقص خواهد شد و این برخلاف مدیریت صحیح است.


افراد زیادى را در جامعه مى بینیم که قانع به یک یا چند شغل نیستند و حتى گاهى شغل هاى متضاد و مختلف براى خود انتخاب مى کنند و با این که از استعداد خوبى برخوردارند و گاه ممکن است جزء نخبه ها و نابغه ها باشند باز مى بینیم به موفقیت چشمگیرى نائل نمى شوند. دلیل آن روشن است، هر کارى تدبیر خاص خودش را مى طلبد و کارهاى مختلف تدبیرهاى مختلفى را طلب مى کند و جمع کردن بین تدبیرهاى متضاد، کار بسیار مشکلى است به همین دلیل افرادى را مى بینیم که تمام همّ خود را مصروف به یک فن مى کنند و توفیقات زیادى به دست مى آورند ولى افرادى که چندین فن مختلف و گاه متضاد را بر عهده مى گیرند غالباً همه را ناقص مى گذارند و یا نتیجه مهم و چشمگیرى به دست نمى آورند.

 ❇️طبیعی است که اگر چند شغل در یک جهت باشند، اینها یک شغل حساب میشوند مثلا یک نفر هم استاد دانشگاه در رشته الهیات باشد، هم مدیر گروه الهیات دانشگاه باشد. هم نویسنده یا سخنران این موضوع باشد.
(اگر چه باز همین موارد هم هرگاه کار اجرایی شد وقت گذاشتن های خاص خودش را نیاز دارد)

مشکل آنجاست که یک نفر هم معلم باشد، هم رئیس شورای شهر باشد، هم در دانشگاه رشته‌ی مدیریت بازرگانی بخواند و…


❇️برخی فقط جزئی از شغل خود را میدانند:
 نکته جالب آنکه حضرت طبق این معنا، برای چند شغل ها از لفظ ” أَوْمَأَ ” استفاده میکند؛ یعنی کسی به کارهای مختلف اشاره کند! اینها که فرصت نمیکنند در شغل های مختلف تسلط و احاطه پیدا کنند، معضلات را بدانند، برای برطرف شدن هر مشکلی چاره جویی کنند.

❎چند شغله های بی خاصیت غُرغُرو:

 امیرالمؤمنین در این فرمایش، به تمرکز فکر و جمع آوری نیروی اندیشه و بکار انداختن در یک موضوع و مسیر توجه داده است، زیرا افرادی که با یک دست می خواهند چند هندوانه بلند کنند و نمی توانند و شکست می خورند و به زمین و زمان بد می گویند فراوانند. اینگونه افراد بدون ارزیابی قدرت خویش دست به چند کار نه یک کار می زنند و در برابر افرادی که نیروی فکریشان متمرکز است شکست می خورند، آنگاه ناله را سر داده و دین، خدا و امام را مسئول شکست خود می دانند. امام به اینگونه افراد هشدار می دهد که اراده متعدد، در برابر نقشه های فراوان دیگران شکست حتمی دارد، مگر اینکه خدا تصمیم دیگری داشته باشد که او هم عزت می دهد و هم ذلت، زیرا بدون ارده او کاری از پیش نمی رود.

✍️ راه چاره آن است که هر شخصی در کاری تخصص پیدا کند و در همان مسیر شغلی پیدا کند و بتواند با مدیریت و تمرکز مشکلی را حل کند.   اگر چند شغله ها، به یک شغل بپردازند هم بازدهی مشاغل بالا میرود و هم برای افراد بسیاری فضای شغلی ایجاد میشود.
 
✳️باید تمام تمرکز را به کار به بست تا به نتیجه رسید:

📚در غرایب الحدیث هفتم نهج‌البلاغه:
أنَّهُ شَیَّعَ جَیْشاً یُغْزِیهِ ، فَقَالَ
هنگامى که سپاهى را براى میدان نبرد بدرقه مى کرد میفرمود
اِعْزِبوا /  اَعْذِبوا عَنِ النِّسَاءِ مَا اسْتَطَعْتُمْ
تا آنجا که مى توانید از زنان دورى جویید.
✍️ توجه و تمرکز به هر کاری انسان را از امور دیگر غافل میکند. همانگونه که اگر انسان تمام توجهش را به فیلمی بدهد، از بقیه امور غافل میشود. اگر به مطالعه مشغول شد، از بقیه امور بی خبر میشود. اگر انسان متوجه و متذکر جهاد شد باید بقیه امور از دید او محو شوند تا بتواند جهاد را به بهترین نحو انجام دهد.

🔺رهبر معظم انقلاب فرمود:
هر جایی که هستید آنجا را مرکز ثقل عالم بدانید.
اگر هر کسی بداند کاری که دارد مهمترین کار دنیاست ، دیگر به دنبال کار دیگر نمی‌رود.


 
2⃣دنیا و آخرت با هم جمع شدنی نیستند:

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

از آنجایی که دنیا و آخرت در فضای متضاد و دور از هم هستند،  کسانى که بخواهند هم دنیا و هم آخرت را به طور کامل به دست آورند ناکام مى مانند زیرا این دو با هم جمع نمى شوند.

در نهج البلاغه در مود دنیا و آخرت به طور مفصل بحث شد؛ آن بخشی از دنیا که در خدمت آخرت باشد اصلا دنیا نیست و آخرت است؛ ول اگر کسی بخواهد به خواسته های دنیایی که آسایش و رفاه و بی مبالاتی و بی قید بودن و پایبند نبودن به احکام و… است برسد؛ نمیتواند به آخرت برسد.

چون رسیدن به آخرت با انجام اعمال متناسب به دست می آید.

کسی که پایبند به لوازم آخرت نباشد، و متناسب با آن کار نکند؛ وقتی در قیامت از او دلیل بخواهند سرش را پایین می اندازد و جز خواری و ذلت چیزی ندارد.

 

❎ دنیا و آخرت ضد هم و متفاوت هستند:

🔺 حکمت ۱۰۳:
إِنَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِیلَانِ مُخْتَلِفَانِ
دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه مختلف اند،
فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَهَ وَ عَادَاهَا
لذا کسى که دنیا را دوست بدارد و به آن عشق ورزد آخرت را دشمن مى دارد و با آن دشمنى مى کند.
وَ هُمَا بِمَنْزِلَهِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ مَاشٍ بَیْنَهُمَا کُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَر
این دو به منزله مشرق و مغرب اند و انسان همچون کسى که در میان این دو در حرکت است هر زمان به یکى نزدیک مى شود از دیگرى دور مى گردد،
وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ
و این دو همچون دو همسر یک مردند که معمولا با هم رقابت شدید دارند.

⁉️آیا دنیا و آخرت ضد هم هستند که فقط مجبور باشیم یکی را انتخاب کنیم؟!
 شهید مطهری در تشریح حکمت ۱۰۳ نهج البلاغه و “رابطه ی تضاد دنیا و آخرت” نکته جالبی دارد.
ایشان میفرماید رابطه ی دنیا و آخرت سه فرض دارد:

👈الف) رابطه ی میان برخورداری از دنیا و برخورداری از آخرت.

✍️ این رابطه ی اول به هیچ وجه از نوع تضاد نیست و جمع میان آندو ممکن است

میتوان هم اهل آخرت بود، هم اهل دنیا

👈ب) رابطه ی میان هدف قرار گرفتن دنیا و هدف قرار گرفتن آخرت.

✍️ این رابطه  از نوع تضاد است و امکان جمع میان آندو وجود ندارد.
انسان یا هدفش دنیاست یا هدفش آخرت
 👈ج)رابطه ی میان هدف قرار گرفتن یکی از ایندو با برخورداری از دیگری.

✍️ این رابطه تضاد یکطرفه است:

میان هدف قرار گرفتن دنیا و برخورداری از آخرت تضاد است

ولی میان هدف قرار گرفتن آخرت و برخورداری از دنیا تضاد نیست.

 

✳️خلاصه آنکه جمله ” مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ” به این معنا است که اگر کسی دنیا را هدف نهایی خود قرار داد، در  آخرت خوار خواهد شد. ولی اگر کسی آخرت را هدف نهایی خود قرار داد میتواند از دنیا بهره مند بشود.

  

3⃣ حق و باطل با هم جمع شدنی نیستند:

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

کسى بخواهد از حق طرفدارى کند و در عین حال حامى باطل نیز باشد و یا به تعبیر دیگر بخواهد همه را از خود راضى کند. تدبیرهاى چنین کسى به جایى نمى رسد.
چند صباحی می‌تواند با هر دو نشست و برخواست کند ولی در نهایت مشخص می‌شود پشت رسواییش بر زمین میخورد.
نمیشود عبیدالله بن حر جعفی شد و گفت من نه با حسینم و نه با یزید.

🔺علامه شوشتری:
وَ الظَّاهِرُ أَنَّ المُرَادَ عَدَمُ إِمْکَانِ الجَمْعِ بَیْنَ الحَقِّ وَ البَاطِلِ
و روشن است که مقصود، عدم امکان جمع کردن بین حق و باطل است.
 
🔺 ایشان از شخصی به نام عامر بن ضرب نقل میکند که میگفت:
مَنْ جَمَعَ بَیْنَ الحَقِّ وَ البَاطِلِ لَمْ یَجْتَمِعَا لَهُ
هر کس بین حق و باطل جمع کند، آن دو برای او گرد هم نمی‌آیند،
وَ کَانَ البَاطِلُ أَوْلَى بِهِ
و باطل به او اولی‌تر خواهد بود،
وَ إِنَّ الحَقَّ لَمْ یَزَلْ یَنْفُرُ مِنَ البَاطِلِ وَ لَمْ یَزَلِ البَاطِلُ یَنْفُرُ مِنَ الحَقِّ
و همواره حق از باطل گریزان است و باطل نیز همواره از حق گریزان است.

 
🔺در خطبه ۱۶ فرمود:
حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ لِکُلٍّ أَهْلٌ
حق و باطل است ویرایش هرکدام اهلی است.
✍️ نظام عالم، نظام حق و باطل است و جمع شدن بین این دو ممکن نیست. 

❇️محافظه کارها، خوار خواهند شد:

کسانی که محافظه کار اند و با همه ی گروه های سیاسی و فکری نشست و برخواست دارند و با آنها سر و سرّی دارند، اینها یک جایی چاره اندیشی هایشان به اتمام خواهد رسید و خوار خواهند شد.

🔺از ابوهریره در جنگ صفین نقل شده است که:
وَ کانَ یُصَلّی خَلْفَ عَلِیٍّ وَ یَأْکُلُ عَلَی سَماطِ مُعاوِیَهَ وَ یَعْتَزِلُ الْقِتالَ
او پشت سر علی نماز می خواند و بر سفره معاویه غذا می خورد و از جنگ کناره گیری می کرد
وَ یَقُولُ: الصَّلاهُ خَلْفَ عَلِیٍّ أَتَمُّ، وَ سَماطُ مُعاوِیَهَ أَدْسَمُ
و می گفت: نماز خواندن پشت سر علی کامل تر است و سفره معاویه پرگوشت تر،
وَ تَرْکُ الْقِتالِ أَسْلَمُ
و ترک جنگ، امنیت آورتر است.

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

👈نکته اول:
برای رسیدن به نتیجه باید تمرکز بر هدف داشت:

 از منظر روانشناختی: “تفرقه نیرو” به “تضعیف تدبیر” می‌انجامد. لذا هر چه انسان تجمع نیرو بر هدف واحد ایجاد شود، تقویت تدبیر و بهتر شدن نتیجه، حاصل خواهد شد.

 

مغز انسان مانند یک پردازنده مرکزی با توان پردازشی محدود است. وقتی تمرکز،  بین چندین هدف پراکنده می‌شود، نمی‌تواند بر هیچ یک به طور کامل متمرکز شود. در نتیجه، کیفیت پردازش اطلاعات، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری و “تدبیر” امور به شدت کاهش می‌یابد.

ضمن آنکه کاهش عمق پردازش در امور پیچیده نیازمند “تفکر عمیق” است. پراکندگی، مانع از رسیدن به این حالت می‌شود.

 ✅دستور به عبادت های شبانه، بی دلیل نیست:

🔺قرآن کریم آیه ۶ سوره مزمل میفرماید:
إِنَّ نَاشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا
بی تردید عبادتی که در دل شب انجام می گیرد محکم تر و پایدارتر است.

✍️ این آیه علاوه بر مساله ی عبادت در شب؛  به طور غیرمستقیم  نقش تمرکز برای بهره‌وری بیشتر را نیز بیان میکند، در مقابل فعالیت‌های پراکنده روزانه که بهره وری کمتری دارد.

❇️باید یک کار و یک هدف را انتخاب کرد تا نتیجه گرفت:

امام صادق علیه‌السلام:
إِنَّهُ مَنْ کَانَ هَمُّهُ هَمّاً وَاحِداً کَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ
به یقین کسى که یک هدف داشته باشد خداوند او را براى رسیدن به هدفش کمک مى کند
وَ مَنْ کَانَ هَمُّهُ فِى کُلِّ وَاد لَمْ یبَالِ اللَّهُ بِأَى وَاد هَلَکَ
اما آن کس که همّ او در وادى هاى مختلف است در هر وادى اى هلاک شود خدا او را کمک نخواهد کرد.

 ✳️اگر تمرکز بر هدف نباشد؛ پیروزی حاصل نمیشود:
در نامه ۵۳ خطاب به مالک فرمود: وَلْیَکُنْ آثَرُ رُءُوسِ جُنْدِکَ عِنْدَکَ مَنْ وَاسَاهُمْ فِی مَعُونَتِهِ 
برترین فرماندهان لشکر نزد تو باید کسانى باشند که در کمک به سپاهیان بیش از همه مواسات کنند،
وَأَفْضَلَ عَلَیْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ (و از امکانات خود بیشتر به آنان کمک نمایند،
بِمَا یَسَعُهُمْ وَیَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِیهِمْ
آنچنان که هم سربازان و هم کسانى که تحت تکفّل آنها هستند به خوبى اداره شوند،
حَتَّى یَکُونَ هَمُّهُمْ هَمّاً وَاحِداً فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ
و این کار موجب شود که آنان به یک چیز بیندیشند و آن جهاد با دشمن است.
✍️اگر در بحث حقوق اساتید و معلمان، دانشگاه و به خصوص حوزه این کلام امیرالمؤمنین پیاده شود و حقوق متناسبی داده شود آن وقت استاد یا معلم در فکر شغل دوم برای گذران زندگی نیست ، و با تمرکز بیشتری به کارش می‌پردازد.
 
❇️برای رسیدن به نتیجه باید برخی امور را فراموش کرد:

🔺امام سجاد علیه‌السلام در دعای مرزداران صحیفه سجادیه میفرماید:
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْسِهِمْ عِنْدَ لِقَائِهِمُ الْعَدُوَّ ذِکْرَ دُنْیَاهُمُ الْخَدَّاعَهِ الْغَرُورِ
بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او و رزمندگان چون با دشمنان رویاروى شوند، یاد دنیاى مکار فریبنده از خاطرشان دور کن….
وَ أَطْفِ عَنْهُ حَرَارَهَ الشَّوْقِ
و آتش اشتیاق او به یار و دیار در دلش فرو نشان
وَ أَجِرْهُ مِنْ غَمِّ الْوَحْشَهِ
و از غم تنهاییش در پناه خود دار.
وَ أَنْسِهِ ذِکْرَ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ
و یاد زن و فرزند را از خاطرش محو کن.

✍️ اگر برای رسیدن به پیروزی در جهاد، نیاز است همه چیز حتی زن و فرزند را فراموش کرد و فقط یک هدف داشت؛
برای بقیه ی امور نیز همین مطلب نیاز است. باید از چند شغلگی و دلبستگی به امور مختلف فارغ شد تا به نتیجه ی دلخواه رسید.

 ✳️هر کسی باید فقط به یک اولویت بپردازد:

🔺در ذیل حکمت ۳۹ که فرمود:
لَا قُرْبَهَ بِالنَّوَافِلِ، إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ
هیچ تقرب و نزدیکی بامستحبات برای شخص بوجود نمی‌آید وقتی که این مستحبات به واجبات ضرر برساند.

✍️ توضیح دادیم که “باید اهل تعیین اولویت بود”
کسی که چند شغل دارد، باید آن شغلی را که بدل دارد و دیگران می توانند از پس از آن بر بیایند را واگذار کند و آن که واقعا کسی نمی تواند از عهده اش بر بیاید را انجام بدهد.

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

✅نکته دوم:
ریشه یابی چند شغله بودن:

در ریشه یابی مساله ی چند شغله ها و کسانی که از این شاخه به آن شاخه میپرند، عوامل متعددی را میتوان ذکر کرد:
👈شهوت پست و مقام و مسئولیت
👈شهوت دیده شدن و شهرت
👈ترس از شکست
👈ناتوانی در تمرکز و مداومت بر مسیر
 
✍️ بی شک برخی از افراد به خاطر اینکه توان تمرکز و استقامت بر یک مسیر را ندارد، هر روزی متوسل به مسیری میشوند و دست به کاری میزنند و مسئولیتی میپذیرند تا شاید بتوانند در آن مسیر پیروز شوند، در حالی که اینها اشتباه فهمیده اند.

شرط پیروزی آن نیست که انسان هزاران مسئولیت به دوش بگیرد یا هزاران شغل را تغییر دهد تا به نتیجه برسد،

بلکه شرط پیروزی آن است که در یک مسیر استقامت و مداومت به خرج دهد.

به تعبیر دیگر:
شرط موفقیت، “استقامت در یک مسیر” است، نه “تکثر مسئولیت‌ها”

 

✅سیره اهل بیت مداومت بر وظیفه است:

🔺پیامبر صلوات الله علیه وآله وسلم فرمود:
و کانَ آلُ مُحَمَّدٍ إذا عَمِلوا عَمَلاً، أثبَتوهُ
خاندان محمّد هر گاه عملى انجام مى دادند، آن را پایدار و استوار مى ساختند.

 

🔺در روایت داریم:
أحَبُّ الأعمالِ إلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه و آله ، ما دِیمَ عَلَیهِ و إن قَلَّ
محبوبترین عمل نزد پیامبر عملى بود که بر آن مداومت مى شد گر چه اندک مى بود.

✍️ انسان یک شغل ساده داشته باشد ولی بر آن تمرکز کند، سودمند تر است تا چندین شغل داشته باشد و بر هیچ کدام تمرکز نداشته باشد.

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

✅نکته سوم:
متن کامل حکمت ۴۰۳ در کتاب تحف العقول:
یَا مَالِکُ اِحْفَظْ عَنِّی هَذَا اَلْکَلاَمَ وَ عِهِ
اى مالک!این سخن را از من بشنو و به خاطر بسپار
یَا مَالِکُ بَخَسَ مُرُوَّتَهُ مَنْ ضَعُفَ یَقِینُهُ
اى مالک، کسی که یقینش به خدا ضعیف است، جوانمردی اش نیز ناچیز است (رابطه است بین جوانمردی و یقین)
وَ أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اِسْتَشْعَرَ اَلطَّمَع
و هر که طمع به خود راه دهد خویشتن را خوار گردانده.

 وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ
و هر که سختى مشکلات زندگى خود را به دیگران بازگو نماید تن به ذلّت داده است.
وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَطْلَعَ عَلَى سِرِّهِ
هر که دیگران را از راز خود آگاه ساخته، خود را حقیر کرده است
 وَ أَهْلَکَهَا مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهِ لِسَانَهُ
هر که اختیار خود را به دست زبانش بسپارد خود را هلاک ساخته است.
 اَلشَّرَهُ جَزَّارُ اَلْخَطَرِ
حرص شدید کشتارگر قدر و مقام است.
 مَنْ أَهْوَى إِلَى مُتَفَاوِتٍ خَذَلَتْهُ اَلرَّغْبَهُ
هر که به کارهاى گوناگون پردازد، از همه آنها محروم مانده و خود این رغبت او را به ذلت میکشاند.
✍️جمله پایانی این روایت یک تفاوت جزئی با حکمت ۴۰۳‌ دارد:
در حکمت ۴۰۳ رسیدن به کارهای مختلف را عامل شکست و به جایی نرسیدن کارها می‌دانست ولی در این روایت پرداختن به کارهای مختلف را موجب محرومیت و ذلت میداند.

حکمت چهارصد و سوم

حکمت چهارصد و سوم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۶/۲۹_۲۷ ربیع الاول

💢حکمت۴۰۳💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت چهارصد و سوم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
45:00 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ.

و امام (ع) فرمود: کسى که به کارهاى گوناگون مى پردازد، چاره سازیهایش کارسازش نتواند بود.
 

💠وَ قَالَ (علیه السلام):
مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ امام علی علیه‌السلام میفرمایند:
کسى که به کارهاى مختلف بپردازد نقشه ها و تدبیرهایش به جایى نمى رسد. 

🔹أوْمَأ: وَمَأَ در لغت به معنای اشاره با ابرو، دست، یا سر است و در اصطلاح اشاره کردن، خواستن و طلب کردن

🔹الْمُتَفاوت: ناهمگون و دور از هم
ابن میثم بحرانی نیز میگوید: المُتَفَاوِتَانِ کَالأُمورِ المُتَضَادَّه
امور متفاوت مانند امور متضاد هستند.

✍️ در زبان فارسی امروز متفاوت یعنی دارای فرق، دو لباسی که هر دو شبیه هم هستند ولی یکی پر رنگ تر است،  در حالی که در زبان عربی تفاوت یعنی دو چیز که ضد هم هستند و اجتماع ضدّین محال است

🔹خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ:
چاره جوئی هایش او را خوار میکنند (به نتیجه نمیرسد)


✅حضرت در این حکمت همه ما را به تعیین هدف واحد و جمع کردن همه ی قوا برای رسیدن به آن توصیه کرده و میفرماید اگر نیرو را در چند جهت مختلف و چند هدف مختلف به کار بگیرید، عدم تمرکز باعث ناتوانی در چاره اندیشی و عبور از معظلات میشود و در این صورت در همه ی اهداف با شکست روبرو خواهید شد.
 

✳️اگر چه معنای این حکمت واضح است ولی شارحان نهج البلاغه برای آن مصادیق مختلفی نقل کرده اند که همه آنها درست.
 
1⃣معظلی به نام چند شغله ها:

مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

اصولاً پیشرفت کارها بدون مدیریت صحیح امکان پذیر نیست و مدیریت صحیح، اصول و شرایطى دارد. یکى از شرایط مهم آن این است که مدیر از پراکنده کارى بپرهیزد کارها را از هم جدا کند و هر کارى را به کسى یا به گروهى واگذار نماید و ناظرانى بر آن ها بگمارد.

اما هرگاه به یک نفر یا یک گروه چندین کار متضاد و مختلف را بدهد به یقین همه آن ها ناقص خواهد شد و این برخلاف مدیریت صحیح است.


افراد زیادى را در جامعه مى بینیم که قانع به یک یا چند شغل نیستند و حتى گاهى شغل هاى متضاد و مختلف براى خود انتخاب مى کنند و با این که از استعداد خوبى برخوردارند و گاه ممکن است جزء نخبه ها و نابغه ها باشند باز مى بینیم به موفقیت چشمگیرى نائل نمى شوند. دلیل آن روشن است، هر کارى تدبیر خاص خودش را مى طلبد و کارهاى مختلف تدبیرهاى مختلفى را طلب مى کند و جمع کردن بین تدبیرهاى متضاد، کار بسیار مشکلى است به همین دلیل افرادى را مى بینیم که تمام همّ خود را مصروف به یک فن مى کنند و توفیقات زیادى به دست مى آورند ولى افرادى که چندین فن مختلف و گاه متضاد را بر عهده مى گیرند غالباً همه را ناقص مى گذارند و یا نتیجه مهم و چشمگیرى به دست نمى آورند.

 ❇️طبیعی است که اگر چند شغل در یک جهت باشند، اینها یک شغل حساب میشوند مثلا یک نفر هم استاد دانشگاه در رشته الهیات باشد، هم مدیر گروه الهیات دانشگاه باشد. هم نویسنده یا سخنران این موضوع باشد.
(اگر چه باز همین موارد هم هرگاه کار اجرایی شد وقت گذاشتن های خاص خودش را نیاز دارد)

مشکل آنجاست که یک نفر هم معلم باشد، هم رئیس شورای شهر باشد، هم در دانشگاه رشته‌ی مدیریت بازرگانی بخواند و…


❇️برخی فقط جزئی از شغل خود را میدانند:
 نکته جالب آنکه حضرت طبق این معنا، برای چند شغل ها از لفظ ” أَوْمَأَ ” استفاده میکند؛ یعنی کسی به کارهای مختلف اشاره کند! اینها که فرصت نمیکنند در شغل های مختلف تسلط و احاطه پیدا کنند، معضلات را بدانند، برای برطرف شدن هر مشکلی چاره جویی کنند.

❎چند شغله های بی خاصیت غُرغُرو:

 امیرالمؤمنین در این فرمایش، به تمرکز فکر و جمع آوری نیروی اندیشه و بکار انداختن در یک موضوع و مسیر توجه داده است، زیرا افرادی که با یک دست می خواهند چند هندوانه بلند کنند و نمی توانند و شکست می خورند و به زمین و زمان بد می گویند فراوانند. اینگونه افراد بدون ارزیابی قدرت خویش دست به چند کار نه یک کار می زنند و در برابر افرادی که نیروی فکریشان متمرکز است شکست می خورند، آنگاه ناله را سر داده و دین، خدا و امام را مسئول شکست خود می دانند. امام به اینگونه افراد هشدار می دهد که اراده متعدد، در برابر نقشه های فراوان دیگران شکست حتمی دارد، مگر اینکه خدا تصمیم دیگری داشته باشد که او هم عزت می دهد و هم ذلت، زیرا بدون ارده او کاری از پیش نمی رود.

✍️ راه چاره آن است که هر شخصی در کاری تخصص پیدا کند و در همان مسیر شغلی پیدا کند و بتواند با مدیریت و تمرکز مشکلی را حل کند.   اگر چند شغله ها، به یک شغل بپردازند هم بازدهی مشاغل بالا میرود و هم برای افراد بسیاری فضای شغلی ایجاد میشود.
 
✳️باید تمام تمرکز را به کار به بست تا به نتیجه رسید:

📚در غرایب الحدیث هفتم نهج‌البلاغه:
أنَّهُ شَیَّعَ جَیْشاً یُغْزِیهِ ، فَقَالَ
هنگامى که سپاهى را براى میدان نبرد بدرقه مى کرد میفرمود
اِعْزِبوا /  اَعْذِبوا عَنِ النِّسَاءِ مَا اسْتَطَعْتُمْ
تا آنجا که مى توانید از زنان دورى جویید.
✍️ توجه و تمرکز به هر کاری انسان را از امور دیگر غافل میکند. همانگونه که اگر انسان تمام توجهش را به فیلمی بدهد، از بقیه امور غافل میشود. اگر به مطالعه مشغول شد، از بقیه امور بی خبر میشود. اگر انسان متوجه و متذکر جهاد شد باید بقیه امور از دید او محو شوند تا بتواند جهاد را به بهترین نحو انجام دهد.

🔺رهبر معظم انقلاب فرمود:
هر جایی که هستید آنجا را مرکز ثقل عالم بدانید.
اگر هر کسی بداند کاری که دارد مهمترین کار دنیاست ، دیگر به دنبال کار دیگر نمی‌رود.


 
2⃣دنیا و آخرت با هم جمع شدنی نیستند:

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

از آنجایی که دنیا و آخرت در فضای متضاد و دور از هم هستند،  کسانى که بخواهند هم دنیا و هم آخرت را به طور کامل به دست آورند ناکام مى مانند زیرا این دو با هم جمع نمى شوند.

در نهج البلاغه در مود دنیا و آخرت به طور مفصل بحث شد؛ آن بخشی از دنیا که در خدمت آخرت باشد اصلا دنیا نیست و آخرت است؛ ول اگر کسی بخواهد به خواسته های دنیایی که آسایش و رفاه و بی مبالاتی و بی قید بودن و پایبند نبودن به احکام و… است برسد؛ نمیتواند به آخرت برسد.

چون رسیدن به آخرت با انجام اعمال متناسب به دست می آید.

کسی که پایبند به لوازم آخرت نباشد، و متناسب با آن کار نکند؛ وقتی در قیامت از او دلیل بخواهند سرش را پایین می اندازد و جز خواری و ذلت چیزی ندارد.

 

❎ دنیا و آخرت ضد هم و متفاوت هستند:

🔺 حکمت ۱۰۳:
إِنَّ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَهَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِیلَانِ مُخْتَلِفَانِ
دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت و دو راه مختلف اند،
فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْیَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَهَ وَ عَادَاهَا
لذا کسى که دنیا را دوست بدارد و به آن عشق ورزد آخرت را دشمن مى دارد و با آن دشمنى مى کند.
وَ هُمَا بِمَنْزِلَهِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ، وَ مَاشٍ بَیْنَهُمَا کُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَر
این دو به منزله مشرق و مغرب اند و انسان همچون کسى که در میان این دو در حرکت است هر زمان به یکى نزدیک مى شود از دیگرى دور مى گردد،
وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ
و این دو همچون دو همسر یک مردند که معمولا با هم رقابت شدید دارند.

⁉️آیا دنیا و آخرت ضد هم هستند که فقط مجبور باشیم یکی را انتخاب کنیم؟!
 شهید مطهری در تشریح حکمت ۱۰۳ نهج البلاغه و “رابطه ی تضاد دنیا و آخرت” نکته جالبی دارد.
ایشان میفرماید رابطه ی دنیا و آخرت سه فرض دارد:

👈الف) رابطه ی میان برخورداری از دنیا و برخورداری از آخرت.

✍️ این رابطه ی اول به هیچ وجه از نوع تضاد نیست و جمع میان آندو ممکن است

میتوان هم اهل آخرت بود، هم اهل دنیا

👈ب) رابطه ی میان هدف قرار گرفتن دنیا و هدف قرار گرفتن آخرت.

✍️ این رابطه  از نوع تضاد است و امکان جمع میان آندو وجود ندارد.
انسان یا هدفش دنیاست یا هدفش آخرت
 👈ج)رابطه ی میان هدف قرار گرفتن یکی از ایندو با برخورداری از دیگری.

✍️ این رابطه تضاد یکطرفه است:

میان هدف قرار گرفتن دنیا و برخورداری از آخرت تضاد است

ولی میان هدف قرار گرفتن آخرت و برخورداری از دنیا تضاد نیست.

 

✳️خلاصه آنکه جمله ” مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ” به این معنا است که اگر کسی دنیا را هدف نهایی خود قرار داد، در  آخرت خوار خواهد شد. ولی اگر کسی آخرت را هدف نهایی خود قرار داد میتواند از دنیا بهره مند بشود.

  

3⃣ حق و باطل با هم جمع شدنی نیستند:

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

کسى بخواهد از حق طرفدارى کند و در عین حال حامى باطل نیز باشد و یا به تعبیر دیگر بخواهد همه را از خود راضى کند. تدبیرهاى چنین کسى به جایى نمى رسد.
چند صباحی می‌تواند با هر دو نشست و برخواست کند ولی در نهایت مشخص می‌شود پشت رسواییش بر زمین میخورد.
نمیشود عبیدالله بن حر جعفی شد و گفت من نه با حسینم و نه با یزید.

🔺علامه شوشتری:
وَ الظَّاهِرُ أَنَّ المُرَادَ عَدَمُ إِمْکَانِ الجَمْعِ بَیْنَ الحَقِّ وَ البَاطِلِ
و روشن است که مقصود، عدم امکان جمع کردن بین حق و باطل است.
 
🔺 ایشان از شخصی به نام عامر بن ضرب نقل میکند که میگفت:
مَنْ جَمَعَ بَیْنَ الحَقِّ وَ البَاطِلِ لَمْ یَجْتَمِعَا لَهُ
هر کس بین حق و باطل جمع کند، آن دو برای او گرد هم نمی‌آیند،
وَ کَانَ البَاطِلُ أَوْلَى بِهِ
و باطل به او اولی‌تر خواهد بود،
وَ إِنَّ الحَقَّ لَمْ یَزَلْ یَنْفُرُ مِنَ البَاطِلِ وَ لَمْ یَزَلِ البَاطِلُ یَنْفُرُ مِنَ الحَقِّ
و همواره حق از باطل گریزان است و باطل نیز همواره از حق گریزان است.

 
🔺در خطبه ۱۶ فرمود:
حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ لِکُلٍّ أَهْلٌ
حق و باطل است ویرایش هرکدام اهلی است.
✍️ نظام عالم، نظام حق و باطل است و جمع شدن بین این دو ممکن نیست. 

❇️محافظه کارها، خوار خواهند شد:

کسانی که محافظه کار اند و با همه ی گروه های سیاسی و فکری نشست و برخواست دارند و با آنها سر و سرّی دارند، اینها یک جایی چاره اندیشی هایشان به اتمام خواهد رسید و خوار خواهند شد.

🔺از ابوهریره در جنگ صفین نقل شده است که:
وَ کانَ یُصَلّی خَلْفَ عَلِیٍّ وَ یَأْکُلُ عَلَی سَماطِ مُعاوِیَهَ وَ یَعْتَزِلُ الْقِتالَ
او پشت سر علی نماز می خواند و بر سفره معاویه غذا می خورد و از جنگ کناره گیری می کرد
وَ یَقُولُ: الصَّلاهُ خَلْفَ عَلِیٍّ أَتَمُّ، وَ سَماطُ مُعاوِیَهَ أَدْسَمُ
و می گفت: نماز خواندن پشت سر علی کامل تر است و سفره معاویه پرگوشت تر،
وَ تَرْکُ الْقِتالِ أَسْلَمُ
و ترک جنگ، امنیت آورتر است.

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

👈نکته اول:
برای رسیدن به نتیجه باید تمرکز بر هدف داشت:

 از منظر روانشناختی: “تفرقه نیرو” به “تضعیف تدبیر” می‌انجامد. لذا هر چه انسان تجمع نیرو بر هدف واحد ایجاد شود، تقویت تدبیر و بهتر شدن نتیجه، حاصل خواهد شد.

 

مغز انسان مانند یک پردازنده مرکزی با توان پردازشی محدود است. وقتی تمرکز،  بین چندین هدف پراکنده می‌شود، نمی‌تواند بر هیچ یک به طور کامل متمرکز شود. در نتیجه، کیفیت پردازش اطلاعات، برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری و “تدبیر” امور به شدت کاهش می‌یابد.

ضمن آنکه کاهش عمق پردازش در امور پیچیده نیازمند “تفکر عمیق” است. پراکندگی، مانع از رسیدن به این حالت می‌شود.

 ✅دستور به عبادت های شبانه، بی دلیل نیست:

🔺قرآن کریم آیه ۶ سوره مزمل میفرماید:
إِنَّ نَاشِئَهَ اللَّیْلِ هِیَ أَشَدُّ وَطْئًا وَأَقْوَمُ قِیلًا
بی تردید عبادتی که در دل شب انجام می گیرد محکم تر و پایدارتر است.

✍️ این آیه علاوه بر مساله ی عبادت در شب؛  به طور غیرمستقیم  نقش تمرکز برای بهره‌وری بیشتر را نیز بیان میکند، در مقابل فعالیت‌های پراکنده روزانه که بهره وری کمتری دارد.

❇️باید یک کار و یک هدف را انتخاب کرد تا نتیجه گرفت:

امام صادق علیه‌السلام:
إِنَّهُ مَنْ کَانَ هَمُّهُ هَمّاً وَاحِداً کَفَاهُ اللَّهُ هَمَّهُ
به یقین کسى که یک هدف داشته باشد خداوند او را براى رسیدن به هدفش کمک مى کند
وَ مَنْ کَانَ هَمُّهُ فِى کُلِّ وَاد لَمْ یبَالِ اللَّهُ بِأَى وَاد هَلَکَ
اما آن کس که همّ او در وادى هاى مختلف است در هر وادى اى هلاک شود خدا او را کمک نخواهد کرد.

 ✳️اگر تمرکز بر هدف نباشد؛ پیروزی حاصل نمیشود:
در نامه ۵۳ خطاب به مالک فرمود: وَلْیَکُنْ آثَرُ رُءُوسِ جُنْدِکَ عِنْدَکَ مَنْ وَاسَاهُمْ فِی مَعُونَتِهِ 
برترین فرماندهان لشکر نزد تو باید کسانى باشند که در کمک به سپاهیان بیش از همه مواسات کنند،
وَأَفْضَلَ عَلَیْهِمْ مِنْ جِدَتِهِ (و از امکانات خود بیشتر به آنان کمک نمایند،
بِمَا یَسَعُهُمْ وَیَسَعُ مَنْ وَرَاءَهُمْ مِنْ خُلُوفِ أَهْلِیهِمْ
آنچنان که هم سربازان و هم کسانى که تحت تکفّل آنها هستند به خوبى اداره شوند،
حَتَّى یَکُونَ هَمُّهُمْ هَمّاً وَاحِداً فِی جِهَادِ الْعَدُوِّ
و این کار موجب شود که آنان به یک چیز بیندیشند و آن جهاد با دشمن است.
✍️اگر در بحث حقوق اساتید و معلمان، دانشگاه و به خصوص حوزه این کلام امیرالمؤمنین پیاده شود و حقوق متناسبی داده شود آن وقت استاد یا معلم در فکر شغل دوم برای گذران زندگی نیست ، و با تمرکز بیشتری به کارش می‌پردازد.
 
❇️برای رسیدن به نتیجه باید برخی امور را فراموش کرد:

🔺امام سجاد علیه‌السلام در دعای مرزداران صحیفه سجادیه میفرماید:
اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ أَنْسِهِمْ عِنْدَ لِقَائِهِمُ الْعَدُوَّ ذِکْرَ دُنْیَاهُمُ الْخَدَّاعَهِ الْغَرُورِ
بار خدایا، درود بفرست بر محمد و خاندان او و رزمندگان چون با دشمنان رویاروى شوند، یاد دنیاى مکار فریبنده از خاطرشان دور کن….
وَ أَطْفِ عَنْهُ حَرَارَهَ الشَّوْقِ
و آتش اشتیاق او به یار و دیار در دلش فرو نشان
وَ أَجِرْهُ مِنْ غَمِّ الْوَحْشَهِ
و از غم تنهاییش در پناه خود دار.
وَ أَنْسِهِ ذِکْرَ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ
و یاد زن و فرزند را از خاطرش محو کن.

✍️ اگر برای رسیدن به پیروزی در جهاد، نیاز است همه چیز حتی زن و فرزند را فراموش کرد و فقط یک هدف داشت؛
برای بقیه ی امور نیز همین مطلب نیاز است. باید از چند شغلگی و دلبستگی به امور مختلف فارغ شد تا به نتیجه ی دلخواه رسید.

 ✳️هر کسی باید فقط به یک اولویت بپردازد:

🔺در ذیل حکمت ۳۹ که فرمود:
لَا قُرْبَهَ بِالنَّوَافِلِ، إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ
هیچ تقرب و نزدیکی بامستحبات برای شخص بوجود نمی‌آید وقتی که این مستحبات به واجبات ضرر برساند.

✍️ توضیح دادیم که “باید اهل تعیین اولویت بود”
کسی که چند شغل دارد، باید آن شغلی را که بدل دارد و دیگران می توانند از پس از آن بر بیایند را واگذار کند و آن که واقعا کسی نمی تواند از عهده اش بر بیاید را انجام بدهد.

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

✅نکته دوم:
ریشه یابی چند شغله بودن:

در ریشه یابی مساله ی چند شغله ها و کسانی که از این شاخه به آن شاخه میپرند، عوامل متعددی را میتوان ذکر کرد:
👈شهوت پست و مقام و مسئولیت
👈شهوت دیده شدن و شهرت
👈ترس از شکست
👈ناتوانی در تمرکز و مداومت بر مسیر
 
✍️ بی شک برخی از افراد به خاطر اینکه توان تمرکز و استقامت بر یک مسیر را ندارد، هر روزی متوسل به مسیری میشوند و دست به کاری میزنند و مسئولیتی میپذیرند تا شاید بتوانند در آن مسیر پیروز شوند، در حالی که اینها اشتباه فهمیده اند.

شرط پیروزی آن نیست که انسان هزاران مسئولیت به دوش بگیرد یا هزاران شغل را تغییر دهد تا به نتیجه برسد،

بلکه شرط پیروزی آن است که در یک مسیر استقامت و مداومت به خرج دهد.

به تعبیر دیگر:
شرط موفقیت، “استقامت در یک مسیر” است، نه “تکثر مسئولیت‌ها”

 

✅سیره اهل بیت مداومت بر وظیفه است:

🔺پیامبر صلوات الله علیه وآله وسلم فرمود:
و کانَ آلُ مُحَمَّدٍ إذا عَمِلوا عَمَلاً، أثبَتوهُ
خاندان محمّد هر گاه عملى انجام مى دادند، آن را پایدار و استوار مى ساختند.

 

🔺در روایت داریم:
أحَبُّ الأعمالِ إلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه و آله ، ما دِیمَ عَلَیهِ و إن قَلَّ
محبوبترین عمل نزد پیامبر عملى بود که بر آن مداومت مى شد گر چه اندک مى بود.

✍️ انسان یک شغل ساده داشته باشد ولی بر آن تمرکز کند، سودمند تر است تا چندین شغل داشته باشد و بر هیچ کدام تمرکز نداشته باشد.

💠مَنْ أَوْمَأَ إِلَى مُتَفَاوِتٍ، خَذَلَتْهُ الْحِیَلُ

✅نکته سوم:
متن کامل حکمت ۴۰۳ در کتاب تحف العقول:
یَا مَالِکُ اِحْفَظْ عَنِّی هَذَا اَلْکَلاَمَ وَ عِهِ
اى مالک!این سخن را از من بشنو و به خاطر بسپار
یَا مَالِکُ بَخَسَ مُرُوَّتَهُ مَنْ ضَعُفَ یَقِینُهُ
اى مالک، کسی که یقینش به خدا ضعیف است، جوانمردی اش نیز ناچیز است (رابطه است بین جوانمردی و یقین)
وَ أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اِسْتَشْعَرَ اَلطَّمَع
و هر که طمع به خود راه دهد خویشتن را خوار گردانده.

 وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ
و هر که سختى مشکلات زندگى خود را به دیگران بازگو نماید تن به ذلّت داده است.
وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَطْلَعَ عَلَى سِرِّهِ
هر که دیگران را از راز خود آگاه ساخته، خود را حقیر کرده است
 وَ أَهْلَکَهَا مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهِ لِسَانَهُ
هر که اختیار خود را به دست زبانش بسپارد خود را هلاک ساخته است.
 اَلشَّرَهُ جَزَّارُ اَلْخَطَرِ
حرص شدید کشتارگر قدر و مقام است.
 مَنْ أَهْوَى إِلَى مُتَفَاوِتٍ خَذَلَتْهُ اَلرَّغْبَهُ
هر که به کارهاى گوناگون پردازد، از همه آنها محروم مانده و خود این رغبت او را به ذلت میکشاند.
✍️جمله پایانی این روایت یک تفاوت جزئی با حکمت ۴۰۳‌ دارد:
در حکمت ۴۰۳ رسیدن به کارهای مختلف را عامل شکست و به جایی نرسیدن کارها می‌دانست ولی در این روایت پرداختن به کارهای مختلف را موجب محرومیت و ذلت میداند.

حکمت چهارصد و سوم