بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۷/۰۸_۷ربیع الثانی
💢حکمت ۴۱۲💢
وَ قَالَ (علیه السلام): کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ، اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ.
و امام (علیهالسلام) فرمود: براى ادب کردن خود همین بس، که از هر چه از دیگران ناپسند مى دارى، اجتناب کنى.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ، اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ.
امام علی علیهالسلام میفرمایند:
براى تربیت خویش، همین بس که از آنچه براى دیگران نمى پسندى اجتناب ورزی.
✅حضرت در این حکمت یکی از موثرترین راه های خودسازی را بیان میکند.
اینکه انسان به اعمال و رفتار دیگران نگاه کند، آنچه مذموم است را ببیند و از آن دوری کند.
🔹«أدَب» در لغت به معناى دعوت کردن دیگرى به نیکى ها و ترک زشتى هاست و تأدیب نیز یعنی آموزش خوبی ها و بدی ها به دیگران.
✍️ این کار وظیفه تمام انبیا و اولیا و معلمان و پیشوایان و پدران و مادران و دوست خوب و… است که پیروان و شاگردان و فرزندان خود را به نیکى ها دعوت کنند و از بدى بازدارند. بلکه قبل از همه، ادب کردن کار خداست که گاه از طریق فرستادن پیامبران و نازل کردن کتب آسمانى، انسان ها را ادب مى کند و گاه از طریق آزمون هاى تکوینى و مجازات هاى مادى و معنوى
❇️این حکمت متواتر معنوی است:
معنای این حکمت در روایات متعددی با الفاظ مختلف آمده است و نشان دهنده ی اهمیت این موضوع نزد اهل بیت است.
🔺در حکمت ۳۶۵ فرمود:
الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ؛ وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ؛ وَ کَفَى أَدَباً لِنَفْسِکَ، تَجَنُّبُکَ مَا کَرِهْتَهُ لِغَیْرِکَ.
فکر، آینه شفاف و درخشنده اى است و حوادث عبرت انگیز، بیم دهنده و نصیحت کننده است و براى ادب آموزى خویشتن همین بس که از آنچه براى دیگران ناخوش مى دارى بپرهیزى.
🔺 امیرالمؤمنین علی علیهالسلام:
کَفَى بِکَ أَدَباً تَرْکُکَ مَا کَرِهْتَهُ مِنْ غَیْرِکَ
و این ادب براى تو کافى است که هر آنچه از دیگران نمىپسندى خود نیز انجام ندهى.
🔺نامه ۳۱ :
پسرم! خویشتن را معیار و مقیاس قضاوت میان خود و دیگران قرار ده. براى دیگران چیزى را دوست دار که براى خود دوست مى دارى
فَأَحْبِبْ لِغَیرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ اکْرَهْ لَهُ مَا تَکْرَهُ لَهَا
و براى آن ها نپسند آنچه را براى خود نمى پسندى
وَ لاَ تَظْلِمْ کَمَا لاَ تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ
به دیگران ستم نکن همان گونه که دوست ندارى به تو ستم شود.
وَ أَحْسِنْ کَمَا تُحِبُّ أَنْ یُحْسَنَ إِلَیکَ
به دیگران نیکى کن چنان که دوست دارى به تو نیکى شود
وَاسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِکَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَیرِکَ
آنچه را براى دیگران قبیح مى شمرى براى خودت نیز زشت شمار.
✳️اولین مرحله اصلاح نفس، دیدن عیوب است:
بسیارى از افراد دوست دارند واقعاً خود را اصلاح کنند ولى اصلاح خویشتن و زدودن صفات رذیله از خود کار آسانى نیست زیرا در این جا حجابى وجود دارد که نمى گذارد انسان عیوب خود را ببیند و آن حجاب حب ذات است و اى بسا نقاط ضعف خود را براثر این حجاب نقاط قوت پندارد و به جاى آن که آن ها را از نفس خویشتن بزداید سعى در تقویت آن کند.
انسان معمولا در برابر دیگران خرده بین و خرده گیر است و کمترین عیوب و اشکالات کار آن ها را مى بیند زیرا آن خود خواهی و خود پسندی درمورد دیگران وجود ندارد. بنابراین مى تواند آن ها را آینه اى براى دیدن صفات زشت و رفتار ناپسند خود قرار دهد و با این آیینه خود را اصلاح کند و به صفات انسانى بیاراید و با اعمال و رفتار نیکو راه را براى رسیدن به قله هاى سعادت بگشاید.
انسان باید خود را با دیگران مقایسه کند و ببیند چه رزایلی را در دیگران میبیند که خودش هم همان را دارد ،بعد در صدد رفع آنها برآید.
🔺در حکمت ۳۵۳ :
أَکْبَرُ الْعَیبِ أَنْ تَعِیبَ مَا فِیکَ مِثْلُهُ
بزرگ ترین عیب آن است که چیزى دیگران را به عیب بگیرى که در خود تو موجود است.
❇️در آینه ی دیگران عیوب خود را ببینیم:
انزوا و گوشه گیرى و جدا شدن از مردم عیوب زیادى دارد. یکى از عیوبش همین است که انسان را از این آینه خوب براى اصلاح خود محروم مى سازد و به همین دلیل گوشه گیران غالباً گرفتار توهم و خود بزرگ بینى و گاه ادعاهاى ناروا و بى اساس مى شوند. در حالى که اگر در اجتماع گام بگذارند و صفات خود را در دیگران ببینند و آن را به نقد بکشند مى توانند از این مرکب شیطان پیاده شوند.
✳️کسی که عیوب خودش را نبیند از مرتبه ی انسانیت هبوط کرده:
🔺حکمت ۳۴۹:
مَنْ نَظَرَ فِی عُیُوبِ النَّاسِ فَأَنْکَرَهَا، ثُمَّ رَضِیَهَا لِنَفْسِهِ، فَذَلِکَ الْأَحْمَقُ بِعَیْنِهِ
کسى که به عیوب مردم بنگرد و آن را بد شمرد ولى براى خویش آن را خوب بداند، احمق واقعى است.
✍️قوهی عقل برای حل مشکلات انسان است ، اگر انسان از آن بهره بگیرد وقتی عیبی در دیگری ببیند خود را با آن مقایسه میکند و اگر خودش هم دچار آن عیب بود آن را کنار میگذارد. کسی که چنین نکند احمق آست و عقل ندارد.
✍️ انسان حیات دارد و نشانه ی حیات اثر گذاری است.
اگر کسی زنده باشد ولی عیوب خودش را نبیند؛ یا ببیند و در صدد برطرف کردن آنها نباشد از درجه ی حیات انسانی هبوط کرده است.
🔺 پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم:
السَّعِیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ
یعنی نیک بخت کسی است که پند داده شود بغیر خود یعنی پند بگیرد از پندی که بغیر او دهند.
✍️ انسانی که معنای واقعی انسانیت را دریافت کرده کسی است که درس بگیرد و در صدد اصلاح بر بیاید.
✅باید درس گرفت تا مودب شد:
به تعبیر جناب سعدی: لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟
گفت: از بی ادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعلِ آن پرهیز کردم.
🔺ابن ابی الحدید از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل میکند:
عَلَیکَ بِمُجالَسَهِ أصحابِ التَّجارِبِ ؛ فَإِنَّها تُقَوَّمُ عَلَیهِم بِأَغلَى الغَلاءِ ، و تَأخُذُها مِنهُم بِأَرخَصِ الرُّخصِ
با کارآزمودگانْ همنشین باش ؛ زیرا این تجربه ها برایشان به گران ترین قیمت ، حاصل شده است ، حال آن که تو آنها را از ایشان به ارزان ترین قیمت ، به دست مى آورى.
✍️ عده ای هستند که در مسیر خلاف افتاده اند و در این راه هزینه های زیادی پرداخت کرده اند، هرینه های مادی و معنوی. سزاوار است ما آنها را آئینه ی عبرت خود قرار دهیم و مسیر آنها را نرویم.
❇️از نیکان نیز باید درس خوب بودن گرفت:
اگر چه این حکمت در باب درس گرفتن از کسانی است که دارای رذائل اخلاقی هستند ولی در روایات به درس گرفتن از نیکان نیز اشاره شده است.
🔺امام صادق علیهالسلام:
وَ اعْتَبِرْ بِخَلْقِ اللَّهِ تَعَالَى بَرِّهِمْ وَ فَاجِرِهِمْ
بر تو لازم است که از ملاقات و دیدن افراد صالح و فاجر عبرت بگیری.
✍️اگر در کسی عیبی دیدی از انجام آن عیب دوری کن و اگر صفت خوبی دیدی آن را انجام بده.
💠کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ، اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ.
براى تربیت خویش، همین بس که از آنچه براى دیگران نمى پسندى اجتناب ورزى.
✅نکته اول:
مصادیقی برای عبرت گرفتن و تادیب شدن
شاید ما خوب دقت نکرده باشیم و زشتی ها را ندیده باشیم که بخواهیم خودمان را از آنها مبرا کنیم.
ولی اهل بیت با آن نگاه نافذ، زشتی های دیگران را دیده اند و آنها را به عنوان دستور العمل هایی برای ما به یادگار گذاشته اند و توجه به آنها میتواند راه ما را برای خوب شدن باز کند.
👈اسم دیگران را تحقیر نکن:
اینکه انسان میبیند انسانهای بی ادب در صدا زدن یکدیگر هیچ ادبی را رعایت نمیکنند دلیل است که ما درس بگیریم و دیگران را با احترام صدا کنیم.
🔺امام رضا علیهالسلام:
إِذَا کَانَ الرَّجُلُ حَاضِراً فَکَنِّهِ
وقتی از کسی یاد می کنی که حضور دارد، با کنیه از او یاد کن.
✍️ کنیه نام یا لقبی است که دلالت بر بزرگواری انسان میکند.
👈مثل انسانهای مغرور راه نرو:
🔺امام صادق علیهالسلام:
کُنْ مُتَفَکِّراً فِی مَشْیِکَ وَ مُعْتَبِراً بِعَجَائِبِ صُنْعِ اللَّهِ تَعَالَى أَیْنَمَا بَلَغْتَ
هر جایی سفر کردی به تفکر بپرداز و به مخلوقات و مصنوعات نظر عبرت کن
وَ لَا تَکُنْ مُسْتَهْزِئاً وَ لَا مُتَبَخْتِراً فِی مَشْیِکَ
و تکبّر و تجبّر به خود راه نده و هیچ کسی را مسخره نکن.
👈حسد به خود تو ضربه میزند، حسد نداشته باش:
🔺امام صادق علیهالسلام:
الْحَاسِدُ یُضِرُّ بِنَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ یُضِرَّ بِالْمَحْسُودِ
شخص حسود پیش از آنکه به دیگری ضرر بزند به نفس خود صدمه زده است،
کَإِبْلِیسَ أَوْرَثَ بِحَسَدِهِ لِنَفْسِهِ اللَّعْنَهَ
مانند ابلیس که به واسطه حسد ورزیدن به آدم، خود را مستحق لعنت کرده و از پیشگاه عظمت و رحمت مطرود گردید…
فَکُنْ مَحْسُوداً وَ لَا تَکُنْ حَاسِداً
طوری زندگی کن که مورد حسادت واقع شوی نه اینکه به دیگران حسد بورزی
فَإِنَّ مِیزَانَ الْحَاسِدِ أَبَداً خَفِیفٌ بِثِقْلِ مِیزَانِ الْمَحْسُودِ
زیرا که ترازوی اعمال شخص حاسد همیشه سبک است، و در مقابل آن میزان شخص محسود سنگین مىشود.
👈مثل افراد بی مبالات نباش:
🔺راوی میگوید خدمت امام صادق علیهالسلام رسیدم و عرض کردم:
جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ لَا أَقُصُّ عَلَیْکَ دِینِی فَقَالَ بَلَى
عرض کردم: قربانت گردم، دینم را براى شما نقل نکنم؟ فرمود: چرا.
عرض کردم: من خدا را دیندارى میکنم با شهادت دادن به اینکه شایسته پرستشى جز خداى یگانه بىشریک نیست و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست و روز قیامت آمدنى است، شکى در آن نباشد، و اینکه خدا در گور رفتگان را برانگیزاند. و گزاردن نماز و دادن زکاه و روزه ماه رمضان و حج خانه کعبه و ولایت امیر المؤمنین على علیه السّلام بعد از رسول خدا صلى اللّٰه علیه و آله و ولایت حسن و حسین و ولایت على بن الحسین و ولایت محمد بن على و شما پس از او، صلوات اللّٰه علیهم اجمعین و اینکه شما امامان من هستید.بر این روش زندگى کنم و بر این روش بمیرم و خدا را با آن دیندارى کنم.
حضرت فرمود: هَذَا وَ اللَّهِ دِینُ اللَّهِ وَ دِینُ آبَائِیَ الَّذِی أَدِینُ اللَّهَ بِهِ فِی السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَهِ
فرمود: اى عمر! این بخدا دین من است و دین پدرانم که خدا را در پنهان و آشکار دیندارى میکنم.
فَاتَّقِ اللَّهَ وَ کُفَّ لِسَانَکَ إِلَّا مِنْ خَیْرٍ
پس از خدا پروا کن و زبانت را جز از سخن خیر نگهدار.
وَ لَا تَقُلْ إِنِّی هَدَیْتُ نَفْسِی بَلِ اللَّهُ هَدَاکَ فَأَدِّ شُکْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عَلَیْکَ
و نگو من از جانب خود هدایت شدم، بلکه خدا تو را هدایت فرموده، پس شکر نعمتهائى را که خدا به تو داده را به جا بیاور.
وَ لَا تَکُنْ مِمَّنْ إِذَا أَقْبَلَ طُعِنَ فِی عَیْنِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَ طُعِنَ فِی قَفَاهُ
و از کسانی نباش که به خاطر اعمال و رفتارشان هم جلوی آنها به آنها طعنه میزنند و هم پشت سر غیبت آنها را میکنند.
👈 مثل کسانی نباش که فقط از دنیا جمع میکنند:
🔺امام صادق علیهالسلام:
….وَ لَا تَکُنْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا بِمَنْزِلَهِ شَاهٍ وَقَعَتْ فِی زَرْعٍ أَخْضَرَ فَأَکَلَتْ حَتَّى سَمِنَتْ فَکَانَ حَتْفُهَا عِنْدَ سِمَنِهَا
و در این دنیا مانند گوسفندى مباش که در میان زراعت سبزى افتاده و بخورد تا فربه شود و مرگش هنگام فربهیش باشد.
وَ لَکِنِ اجْعَلِ الدُّنْیَا بِمَنْزِلَهِ قَنْطَرَهٍ عَلَى نَهَرٍ جُزْتَ عَلَیْهَا
بلکه دنیا را مانند پل روى نهرى بدان که بر آن میگذرى و آن را وامیگذارى.
👈مثل کسانی نباش که به اسم اهل بیت میخواهند به دنیا برسند:
🔺امام باقر علیهالسلام:
لَا تَطْلُبَنَّ الرِّئَاسَهَ وَ لَا تَکُنْ ذِئْباً
واى بر تو اى ابا ربیع!مبادا ریاست بخواهى،و گرگ شوى
وَ لَا تَأْکُلْ بِنَا النَّاسَ فَیُفْقِرَکَ اللَّهُ
و به نام ما، مال مردم را بخورى که خدا تو را محتاج میسازد.
👈مانند کسانی نباش که همسفره ی ظالمان اند:
گاهی انسان میبیند که کشور های اسلامی همنشین اسراییل شدهاند ،این کار در نظر ما بسیار ناپسند است ولی بعد میبینیم خودم از هم در برخی موارد یاری گر اسراییل هستیم. باید توجه داشت آنچه برای دیگران زشت است برای ما هم زشت است.
✅نکته دوم:
تفاوت است بین عیب جویی و عبرت گیری:
اگر چه حضرت در حکمت ۴۱۲ فرمود: «کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ، اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ
براى تربیت خویش، همین بس که از آنچه براى دیگران نمى پسندى اجتناب ورزى»؛
لازمه عبرت گیری از دیگران دیدن عیوب آنها است ولی به هیچ وجه ما مجوز نداریم دیگران را به خاطر گناه و عیوبشان سرزنش یا تحقیر کنیم.
به عبارت دیگر عیوب را ببین برای خود سازی نه تخریب دیگری.
🔺خطبه ۱۴۰:
وَ إِنَّمَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ الْعِصْمَهِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَیْهِمْ فِی السَّلَامَهِ، أَنْ یَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِیَهِ
سزاوار است، آنها که از عیوبى پاکند و از گناه، سالم نگه داشته شده اند، به گنهکاران و اهل معصیت ترحم کنند،
وَ یَکُونَ الشُّکْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَیْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ
و شکر و سپاس خدا، چنان بر وجود آنان غلبه کند که آنها را از عیب جویى و غیبت دیگران باز دارد.
فَکَیْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِی عَابَ أَخَاهُ وَ عَیَّرَهُ بِبَلْوَاهُ
چگونه آن عیب جو بر برادر خود عیب مى گیرد، و او را به خاطر بلایى که گرفتار شده است سرزنش مى کند.
در حالى که خودش نیز خالى از عیب نیست و خداوند به لطفش، بر آن پرده افکنده است.
أَ مَا ذَکَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِی عَابَهُ بِهِ
آیا به خاطر نمى آورد که آنچه را خدا از گناهان او مستور داشته، گاه بزرگتر از گناهى است که بر دیگران عیب مى گیرد.
وَ کَیْفَ یَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَکِبَ مِثْلَهُ، فَإِنْ لَمْ یَکُنْ رَکِبَ ذَلِکَ الذَّنْبَ بِعَیْنِهِ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ فِیمَا سِوَاهُ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ
راستى چگونه دیگرى را مذمّت مى کند بر گناهى، که خود مثل آن را مرتکب شده است، و اگر به آن گناه آلوده نشده، شاید معصیت دیگرى کرده که از آن بزرگتر است،پس چرا به اصلاح خویش نمى پردازد؟!؛
وَ ایْمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ یَکُنْ عَصَاهُ فِی الْکَبِیرِ وَ عَصَاهُ فِی الصَّغِیرِ [لَجُرْأَتُهُ] لَجَرَاءَتُهُ عَلَى عَیْبِ النَّاسِ أَکْبَرُ.
به خدا سوگند حتى اگر خدا را در گناهان کبیره عصیان نکرده، و تنها صغیره اى انجام داده، همین جرأتش بر عیب جویى مردم گناه بزرگترى است!
🔺مولوی در مورد عیب جویی نکردن میگوید:
چار هندو در یکی مسجد شدند / بهر طاعت راکع و ساجد شدند
موذن بعد از شرع نماز، آمد و اذان گفت، یکی از آنها گفت آخر این چه موقع اذان گفتن است.
گفت آن هندوی دیگر از نیاز / هی سخن گفتی و باطل شد نماز
آن سِیُم گفت آن دوم را ای عمو / چه زنی طعنه بُرو خود را بگو
آن چهارم گفت حمد الله که من / در نیفتادم به چَه چون آن سه تن
پس نماز هر چهاران شد تباه / عیبگویان بیشتر گم کرده راه
ای خُنَک جانی که عیب خویش دید / هر که عیبی گفت آن بر خود خرید
عیب کردن خویش را داروی اوست / چون شکسته گشت جای «اِرْحَموا»ست.
انسان باید به جای عیب جویی فکر عبرت گیری و اصلاح عیوب خود باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۷/۰۸_۷ربیع الثانی
💢حکمت ۴۱۲💢
وَ قَالَ (علیه السلام): کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ، اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ.
و امام (علیهالسلام) فرمود: براى ادب کردن خود همین بس، که از هر چه از دیگران ناپسند مى دارى، اجتناب کنى.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ، اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ.
امام علی علیهالسلام میفرمایند:
براى تربیت خویش، همین بس که از آنچه براى دیگران نمى پسندى اجتناب ورزی.
✅حضرت در این حکمت یکی از موثرترین راه های خودسازی را بیان میکند.
اینکه انسان به اعمال و رفتار دیگران نگاه کند، آنچه مذموم است را ببیند و از آن دوری کند.
🔹«أدَب» در لغت به معناى دعوت کردن دیگرى به نیکى ها و ترک زشتى هاست و تأدیب نیز یعنی آموزش خوبی ها و بدی ها به دیگران.
✍️ این کار وظیفه تمام انبیا و اولیا و معلمان و پیشوایان و پدران و مادران و دوست خوب و… است که پیروان و شاگردان و فرزندان خود را به نیکى ها دعوت کنند و از بدى بازدارند. بلکه قبل از همه، ادب کردن کار خداست که گاه از طریق فرستادن پیامبران و نازل کردن کتب آسمانى، انسان ها را ادب مى کند و گاه از طریق آزمون هاى تکوینى و مجازات هاى مادى و معنوى
❇️این حکمت متواتر معنوی است:
معنای این حکمت در روایات متعددی با الفاظ مختلف آمده است و نشان دهنده ی اهمیت این موضوع نزد اهل بیت است.
🔺در حکمت ۳۶۵ فرمود:
الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ؛ وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ؛ وَ کَفَى أَدَباً لِنَفْسِکَ، تَجَنُّبُکَ مَا کَرِهْتَهُ لِغَیْرِکَ.
فکر، آینه شفاف و درخشنده اى است و حوادث عبرت انگیز، بیم دهنده و نصیحت کننده است و براى ادب آموزى خویشتن همین بس که از آنچه براى دیگران ناخوش مى دارى بپرهیزى.
🔺 امیرالمؤمنین علی علیهالسلام:
کَفَى بِکَ أَدَباً تَرْکُکَ مَا کَرِهْتَهُ مِنْ غَیْرِکَ
و این ادب براى تو کافى است که هر آنچه از دیگران نمىپسندى خود نیز انجام ندهى.
🔺نامه ۳۱ :
پسرم! خویشتن را معیار و مقیاس قضاوت میان خود و دیگران قرار ده. براى دیگران چیزى را دوست دار که براى خود دوست مى دارى
فَأَحْبِبْ لِغَیرِکَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِکَ وَ اکْرَهْ لَهُ مَا تَکْرَهُ لَهَا
و براى آن ها نپسند آنچه را براى خود نمى پسندى
وَ لاَ تَظْلِمْ کَمَا لاَ تُحِبُّ أَنْ تُظْلَمَ
به دیگران ستم نکن همان گونه که دوست ندارى به تو ستم شود.
وَ أَحْسِنْ کَمَا تُحِبُّ أَنْ یُحْسَنَ إِلَیکَ
به دیگران نیکى کن چنان که دوست دارى به تو نیکى شود
وَاسْتَقْبِحْ مِنْ نَفْسِکَ مَا تَسْتَقْبِحُهُ مِنْ غَیرِکَ
آنچه را براى دیگران قبیح مى شمرى براى خودت نیز زشت شمار.
✳️اولین مرحله اصلاح نفس، دیدن عیوب است:
بسیارى از افراد دوست دارند واقعاً خود را اصلاح کنند ولى اصلاح خویشتن و زدودن صفات رذیله از خود کار آسانى نیست زیرا در این جا حجابى وجود دارد که نمى گذارد انسان عیوب خود را ببیند و آن حجاب حب ذات است و اى بسا نقاط ضعف خود را براثر این حجاب نقاط قوت پندارد و به جاى آن که آن ها را از نفس خویشتن بزداید سعى در تقویت آن کند.
انسان معمولا در برابر دیگران خرده بین و خرده گیر است و کمترین عیوب و اشکالات کار آن ها را مى بیند زیرا آن خود خواهی و خود پسندی درمورد دیگران وجود ندارد. بنابراین مى تواند آن ها را آینه اى براى دیدن صفات زشت و رفتار ناپسند خود قرار دهد و با این آیینه خود را اصلاح کند و به صفات انسانى بیاراید و با اعمال و رفتار نیکو راه را براى رسیدن به قله هاى سعادت بگشاید.
انسان باید خود را با دیگران مقایسه کند و ببیند چه رزایلی را در دیگران میبیند که خودش هم همان را دارد ،بعد در صدد رفع آنها برآید.
🔺در حکمت ۳۵۳ :
أَکْبَرُ الْعَیبِ أَنْ تَعِیبَ مَا فِیکَ مِثْلُهُ
بزرگ ترین عیب آن است که چیزى دیگران را به عیب بگیرى که در خود تو موجود است.
❇️در آینه ی دیگران عیوب خود را ببینیم:
انزوا و گوشه گیرى و جدا شدن از مردم عیوب زیادى دارد. یکى از عیوبش همین است که انسان را از این آینه خوب براى اصلاح خود محروم مى سازد و به همین دلیل گوشه گیران غالباً گرفتار توهم و خود بزرگ بینى و گاه ادعاهاى ناروا و بى اساس مى شوند. در حالى که اگر در اجتماع گام بگذارند و صفات خود را در دیگران ببینند و آن را به نقد بکشند مى توانند از این مرکب شیطان پیاده شوند.
✳️کسی که عیوب خودش را نبیند از مرتبه ی انسانیت هبوط کرده:
🔺حکمت ۳۴۹:
مَنْ نَظَرَ فِی عُیُوبِ النَّاسِ فَأَنْکَرَهَا، ثُمَّ رَضِیَهَا لِنَفْسِهِ، فَذَلِکَ الْأَحْمَقُ بِعَیْنِهِ
کسى که به عیوب مردم بنگرد و آن را بد شمرد ولى براى خویش آن را خوب بداند، احمق واقعى است.
✍️قوهی عقل برای حل مشکلات انسان است ، اگر انسان از آن بهره بگیرد وقتی عیبی در دیگری ببیند خود را با آن مقایسه میکند و اگر خودش هم دچار آن عیب بود آن را کنار میگذارد. کسی که چنین نکند احمق آست و عقل ندارد.
✍️ انسان حیات دارد و نشانه ی حیات اثر گذاری است.
اگر کسی زنده باشد ولی عیوب خودش را نبیند؛ یا ببیند و در صدد برطرف کردن آنها نباشد از درجه ی حیات انسانی هبوط کرده است.
🔺 پیامبرصَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم:
السَّعِیدُ مَنْ وُعِظَ بِغَیْرِهِ
یعنی نیک بخت کسی است که پند داده شود بغیر خود یعنی پند بگیرد از پندی که بغیر او دهند.
✍️ انسانی که معنای واقعی انسانیت را دریافت کرده کسی است که درس بگیرد و در صدد اصلاح بر بیاید.
✅باید درس گرفت تا مودب شد:
به تعبیر جناب سعدی: لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟
گفت: از بی ادبان؛ هر چه از ایشان در نظرم ناپسند آمد از فعلِ آن پرهیز کردم.
🔺ابن ابی الحدید از امیرالمؤمنین علیهالسلام نقل میکند:
عَلَیکَ بِمُجالَسَهِ أصحابِ التَّجارِبِ ؛ فَإِنَّها تُقَوَّمُ عَلَیهِم بِأَغلَى الغَلاءِ ، و تَأخُذُها مِنهُم بِأَرخَصِ الرُّخصِ
با کارآزمودگانْ همنشین باش ؛ زیرا این تجربه ها برایشان به گران ترین قیمت ، حاصل شده است ، حال آن که تو آنها را از ایشان به ارزان ترین قیمت ، به دست مى آورى.
✍️ عده ای هستند که در مسیر خلاف افتاده اند و در این راه هزینه های زیادی پرداخت کرده اند، هرینه های مادی و معنوی. سزاوار است ما آنها را آئینه ی عبرت خود قرار دهیم و مسیر آنها را نرویم.
❇️از نیکان نیز باید درس خوب بودن گرفت:
اگر چه این حکمت در باب درس گرفتن از کسانی است که دارای رذائل اخلاقی هستند ولی در روایات به درس گرفتن از نیکان نیز اشاره شده است.
🔺امام صادق علیهالسلام:
وَ اعْتَبِرْ بِخَلْقِ اللَّهِ تَعَالَى بَرِّهِمْ وَ فَاجِرِهِمْ
بر تو لازم است که از ملاقات و دیدن افراد صالح و فاجر عبرت بگیری.
✍️اگر در کسی عیبی دیدی از انجام آن عیب دوری کن و اگر صفت خوبی دیدی آن را انجام بده.
💠کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ، اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ.
براى تربیت خویش، همین بس که از آنچه براى دیگران نمى پسندى اجتناب ورزى.
✅نکته اول:
مصادیقی برای عبرت گرفتن و تادیب شدن
شاید ما خوب دقت نکرده باشیم و زشتی ها را ندیده باشیم که بخواهیم خودمان را از آنها مبرا کنیم.
ولی اهل بیت با آن نگاه نافذ، زشتی های دیگران را دیده اند و آنها را به عنوان دستور العمل هایی برای ما به یادگار گذاشته اند و توجه به آنها میتواند راه ما را برای خوب شدن باز کند.
👈اسم دیگران را تحقیر نکن:
اینکه انسان میبیند انسانهای بی ادب در صدا زدن یکدیگر هیچ ادبی را رعایت نمیکنند دلیل است که ما درس بگیریم و دیگران را با احترام صدا کنیم.
🔺امام رضا علیهالسلام:
إِذَا کَانَ الرَّجُلُ حَاضِراً فَکَنِّهِ
وقتی از کسی یاد می کنی که حضور دارد، با کنیه از او یاد کن.
✍️ کنیه نام یا لقبی است که دلالت بر بزرگواری انسان میکند.
👈مثل انسانهای مغرور راه نرو:
🔺امام صادق علیهالسلام:
کُنْ مُتَفَکِّراً فِی مَشْیِکَ وَ مُعْتَبِراً بِعَجَائِبِ صُنْعِ اللَّهِ تَعَالَى أَیْنَمَا بَلَغْتَ
هر جایی سفر کردی به تفکر بپرداز و به مخلوقات و مصنوعات نظر عبرت کن
وَ لَا تَکُنْ مُسْتَهْزِئاً وَ لَا مُتَبَخْتِراً فِی مَشْیِکَ
و تکبّر و تجبّر به خود راه نده و هیچ کسی را مسخره نکن.
👈حسد به خود تو ضربه میزند، حسد نداشته باش:
🔺امام صادق علیهالسلام:
الْحَاسِدُ یُضِرُّ بِنَفْسِهِ قَبْلَ أَنْ یُضِرَّ بِالْمَحْسُودِ
شخص حسود پیش از آنکه به دیگری ضرر بزند به نفس خود صدمه زده است،
کَإِبْلِیسَ أَوْرَثَ بِحَسَدِهِ لِنَفْسِهِ اللَّعْنَهَ
مانند ابلیس که به واسطه حسد ورزیدن به آدم، خود را مستحق لعنت کرده و از پیشگاه عظمت و رحمت مطرود گردید…
فَکُنْ مَحْسُوداً وَ لَا تَکُنْ حَاسِداً
طوری زندگی کن که مورد حسادت واقع شوی نه اینکه به دیگران حسد بورزی
فَإِنَّ مِیزَانَ الْحَاسِدِ أَبَداً خَفِیفٌ بِثِقْلِ مِیزَانِ الْمَحْسُودِ
زیرا که ترازوی اعمال شخص حاسد همیشه سبک است، و در مقابل آن میزان شخص محسود سنگین مىشود.
👈مثل افراد بی مبالات نباش:
🔺راوی میگوید خدمت امام صادق علیهالسلام رسیدم و عرض کردم:
جُعِلْتُ فِدَاکَ أَ لَا أَقُصُّ عَلَیْکَ دِینِی فَقَالَ بَلَى
عرض کردم: قربانت گردم، دینم را براى شما نقل نکنم؟ فرمود: چرا.
عرض کردم: من خدا را دیندارى میکنم با شهادت دادن به اینکه شایسته پرستشى جز خداى یگانه بىشریک نیست و اینکه محمد بنده و فرستاده اوست و روز قیامت آمدنى است، شکى در آن نباشد، و اینکه خدا در گور رفتگان را برانگیزاند. و گزاردن نماز و دادن زکاه و روزه ماه رمضان و حج خانه کعبه و ولایت امیر المؤمنین على علیه السّلام بعد از رسول خدا صلى اللّٰه علیه و آله و ولایت حسن و حسین و ولایت على بن الحسین و ولایت محمد بن على و شما پس از او، صلوات اللّٰه علیهم اجمعین و اینکه شما امامان من هستید.بر این روش زندگى کنم و بر این روش بمیرم و خدا را با آن دیندارى کنم.
حضرت فرمود: هَذَا وَ اللَّهِ دِینُ اللَّهِ وَ دِینُ آبَائِیَ الَّذِی أَدِینُ اللَّهَ بِهِ فِی السِّرِّ وَ الْعَلَانِیَهِ
فرمود: اى عمر! این بخدا دین من است و دین پدرانم که خدا را در پنهان و آشکار دیندارى میکنم.
فَاتَّقِ اللَّهَ وَ کُفَّ لِسَانَکَ إِلَّا مِنْ خَیْرٍ
پس از خدا پروا کن و زبانت را جز از سخن خیر نگهدار.
وَ لَا تَقُلْ إِنِّی هَدَیْتُ نَفْسِی بَلِ اللَّهُ هَدَاکَ فَأَدِّ شُکْرَ مَا أَنْعَمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ عَلَیْکَ
و نگو من از جانب خود هدایت شدم، بلکه خدا تو را هدایت فرموده، پس شکر نعمتهائى را که خدا به تو داده را به جا بیاور.
وَ لَا تَکُنْ مِمَّنْ إِذَا أَقْبَلَ طُعِنَ فِی عَیْنِهِ وَ إِذَا أَدْبَرَ طُعِنَ فِی قَفَاهُ
و از کسانی نباش که به خاطر اعمال و رفتارشان هم جلوی آنها به آنها طعنه میزنند و هم پشت سر غیبت آنها را میکنند.
👈 مثل کسانی نباش که فقط از دنیا جمع میکنند:
🔺امام صادق علیهالسلام:
….وَ لَا تَکُنْ فِی هَذِهِ الدُّنْیَا بِمَنْزِلَهِ شَاهٍ وَقَعَتْ فِی زَرْعٍ أَخْضَرَ فَأَکَلَتْ حَتَّى سَمِنَتْ فَکَانَ حَتْفُهَا عِنْدَ سِمَنِهَا
و در این دنیا مانند گوسفندى مباش که در میان زراعت سبزى افتاده و بخورد تا فربه شود و مرگش هنگام فربهیش باشد.
وَ لَکِنِ اجْعَلِ الدُّنْیَا بِمَنْزِلَهِ قَنْطَرَهٍ عَلَى نَهَرٍ جُزْتَ عَلَیْهَا
بلکه دنیا را مانند پل روى نهرى بدان که بر آن میگذرى و آن را وامیگذارى.
👈مثل کسانی نباش که به اسم اهل بیت میخواهند به دنیا برسند:
🔺امام باقر علیهالسلام:
لَا تَطْلُبَنَّ الرِّئَاسَهَ وَ لَا تَکُنْ ذِئْباً
واى بر تو اى ابا ربیع!مبادا ریاست بخواهى،و گرگ شوى
وَ لَا تَأْکُلْ بِنَا النَّاسَ فَیُفْقِرَکَ اللَّهُ
و به نام ما، مال مردم را بخورى که خدا تو را محتاج میسازد.
👈مانند کسانی نباش که همسفره ی ظالمان اند:
گاهی انسان میبیند که کشور های اسلامی همنشین اسراییل شدهاند ،این کار در نظر ما بسیار ناپسند است ولی بعد میبینیم خودم از هم در برخی موارد یاری گر اسراییل هستیم. باید توجه داشت آنچه برای دیگران زشت است برای ما هم زشت است.
✅نکته دوم:
تفاوت است بین عیب جویی و عبرت گیری:
اگر چه حضرت در حکمت ۴۱۲ فرمود: «کَفَاکَ أَدَباً لِنَفْسِکَ، اجْتِنَابُ مَا تَکْرَهُهُ مِنْ غَیْرِکَ
براى تربیت خویش، همین بس که از آنچه براى دیگران نمى پسندى اجتناب ورزى»؛
لازمه عبرت گیری از دیگران دیدن عیوب آنها است ولی به هیچ وجه ما مجوز نداریم دیگران را به خاطر گناه و عیوبشان سرزنش یا تحقیر کنیم.
به عبارت دیگر عیوب را ببین برای خود سازی نه تخریب دیگری.
🔺خطبه ۱۴۰:
وَ إِنَّمَا یَنْبَغِی لِأَهْلِ الْعِصْمَهِ وَ الْمَصْنُوعِ إِلَیْهِمْ فِی السَّلَامَهِ، أَنْ یَرْحَمُوا أَهْلَ الذُّنُوبِ وَ الْمَعْصِیَهِ
سزاوار است، آنها که از عیوبى پاکند و از گناه، سالم نگه داشته شده اند، به گنهکاران و اهل معصیت ترحم کنند،
وَ یَکُونَ الشُّکْرُ هُوَ الْغَالِبَ عَلَیْهِمْ وَ الْحَاجِزَ لَهُمْ عَنْهُمْ
و شکر و سپاس خدا، چنان بر وجود آنان غلبه کند که آنها را از عیب جویى و غیبت دیگران باز دارد.
فَکَیْفَ بِالْعَائِبِ الَّذِی عَابَ أَخَاهُ وَ عَیَّرَهُ بِبَلْوَاهُ
چگونه آن عیب جو بر برادر خود عیب مى گیرد، و او را به خاطر بلایى که گرفتار شده است سرزنش مى کند.
در حالى که خودش نیز خالى از عیب نیست و خداوند به لطفش، بر آن پرده افکنده است.
أَ مَا ذَکَرَ مَوْضِعَ سَتْرِ اللَّهِ عَلَیْهِ مِنْ ذُنُوبِهِ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنَ الذَّنْبِ الَّذِی عَابَهُ بِهِ
آیا به خاطر نمى آورد که آنچه را خدا از گناهان او مستور داشته، گاه بزرگتر از گناهى است که بر دیگران عیب مى گیرد.
وَ کَیْفَ یَذُمُّهُ بِذَنْبٍ قَدْ رَکِبَ مِثْلَهُ، فَإِنْ لَمْ یَکُنْ رَکِبَ ذَلِکَ الذَّنْبَ بِعَیْنِهِ فَقَدْ عَصَى اللَّهَ فِیمَا سِوَاهُ مِمَّا هُوَ أَعْظَمُ مِنْهُ
راستى چگونه دیگرى را مذمّت مى کند بر گناهى، که خود مثل آن را مرتکب شده است، و اگر به آن گناه آلوده نشده، شاید معصیت دیگرى کرده که از آن بزرگتر است،پس چرا به اصلاح خویش نمى پردازد؟!؛
وَ ایْمُ اللَّهِ لَئِنْ لَمْ یَکُنْ عَصَاهُ فِی الْکَبِیرِ وَ عَصَاهُ فِی الصَّغِیرِ [لَجُرْأَتُهُ] لَجَرَاءَتُهُ عَلَى عَیْبِ النَّاسِ أَکْبَرُ.
به خدا سوگند حتى اگر خدا را در گناهان کبیره عصیان نکرده، و تنها صغیره اى انجام داده، همین جرأتش بر عیب جویى مردم گناه بزرگترى است!
🔺مولوی در مورد عیب جویی نکردن میگوید:
چار هندو در یکی مسجد شدند / بهر طاعت راکع و ساجد شدند
موذن بعد از شرع نماز، آمد و اذان گفت، یکی از آنها گفت آخر این چه موقع اذان گفتن است.
گفت آن هندوی دیگر از نیاز / هی سخن گفتی و باطل شد نماز
آن سِیُم گفت آن دوم را ای عمو / چه زنی طعنه بُرو خود را بگو
آن چهارم گفت حمد الله که من / در نیفتادم به چَه چون آن سه تن
پس نماز هر چهاران شد تباه / عیبگویان بیشتر گم کرده راه
ای خُنَک جانی که عیب خویش دید / هر که عیبی گفت آن بر خود خرید
عیب کردن خویش را داروی اوست / چون شکسته گشت جای «اِرْحَموا»ست.
انسان باید به جای عیب جویی فکر عبرت گیری و اصلاح عیوب خود باشد.