ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت چهارصد و دهم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۷/۶_ ۵ ربیع الثانی

💢حکمت ۴۱۰💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت چهارصد و دهم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
42:42 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): التُّقَى، رَئِیسُ الْأَخْلَاقِ.

و امام (علیه‌السلام) فرمود: پرهیزگارى سر همه خلقهاست.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): التُّقَى، رَئِیسُ الْأَخْلَاقِ
پرهیزکارى، رئیس صفات پسندیده است.

دراین حکمت سه لفظ است.

✳️بررسی لغوی:
الف: «تُقى» جمع «تقاه» به معناى تقواست.
تقوا در اصل از ماده «وقایه» به معناى نگهدارى یا خویشتن دارى گرفته شده و به گفته راغب در مفردات «وقایه» در اصل به معناى نگهدارى اشیا در برابر امورى است که به آن ها زیان مى رساند، چیزی مثل سپر
تقوا به معناى قراردادن روح و فکر در پوشش حفاظتى در برابر خطرها و گناهان است.


✍️ بنابراین، تقوا آن حالت خداترسى و احساس مسئولیت درونى است که بازدارنده انسان در برابر سرپیچى از فرمان خداست.البته تقوا درجات مختلفی دارد، هر کس به میزانی از تقوا دست میابد.

🔺عبدالله بن معتز (متوفاى قرن سوم) این سخن را به شعر درآورده و گفته است:
خَلِّ الذُّنوبَ صَغیرَها * وکبیرَها فهو التُّقى
همه گناهان را از کوچک و بزرگ رها کن که حقیقت تقوا همین است.

واصنَعْ کَماش فَوقَ أر * ضِ الشَّوکِ یَحذَرُ ما یَرى
و همچون کسى باش که در یک زمین پرخار با نهایت احتیاط گام برمى دارد و پیوسته مراقب اطراف خویش است.

لاتَحقِرَنَّ صَغیرهً *** إنّ الجِبالَ مِن الحَصى
گناهان صغیره را کوچک مشمر که کوه هاى بلند از سنگریزه ها تشکیل شده است.

✍️شاعر در این شعر هم معنای تقوا را ذکر میکند،که در راه انسان خطرات زیادی هست و به همین علت باید با احتیاط راه بپیماید، و هم توصیه کرد که هیچ گناهی را کم نگیرید. وقتی گناهان صغیره روی هم تلنبار شوند یک گناه کبیره را تشکیل می‌دهند.


⏪اما «اخلاق» جمع «خُلق» و «خُلُق» به معناى سجایا و صفات درونى است که با چشم دیده نمیشوند ولی آثار آنها در ظاهر پیدا میشود.
اخلاق و خُلق کاری است که به خاطر زیاد انجام دادن برای انسان راحت است و انجام دادن ضد آن برای انسان سخت است که همان ملکات است.

✅اخلاق به دو بخش تقسیم مى شود:
👈فضائل اخلاقی که سرچشمه کارهاى نیک مى شود.
👈 و رذائل اخلاقی که منشأ کارهاى زشت است.

❇️چرا تقوا رئیس اخلاق است؟
تقوا رئیس اخلاق است زیرا این ملکه درونى، انسان را از بدهی و زشتی ها و عوامل فساد زا محافظت میکند. وقتی انسان واکسینه شد؛ اخلاق حسنه در وجود او شکل میگیرند و پرورش پیدا میکنند.
تقوا از بخل و حسد و کینه و عداوت و غیبت و ظلم و ستم و کبر و غرور و مانند آن باز مى دارد.
آن ها که از تقواى الهى بى بهره اند آلوده انواع رذایل اخلاقى مى شوند.

👈با توجه به اینکه رئیس از “راس” گرفته شده است، مدیر و مدبر و چاره اندیش اخلاق انسان تقوا است.
اگر تقوا باشد، اخلاق در مسیر درستی حرکت میکنند و از آنها استفاده ی بهینه میشود ولی اگر تقوا نباشد نیروها و استعداد ها هرز میروند و به نتیجه ی دلخواه نمیرسیم.

🔺درخطبه ۲۳۰:
فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَاد
به یقین تقوا و پرهیزکارى کلید درهاى راستى است
وَ ذَخِیرَهُ مَعَاد
و ذخیره روز قیامت است
وَ عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَه
و سبب آزادى از هرگونه گناهى است که بر انسان چیره مى شود
وَ نَجَاهٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَه
و موجب نجات انسان از هرگونه هلاکت است.
بِهَا ینْجَحُ الطَّالِبُ
به وسیله تقوا جویندگان به مقصود خود مى رسند
وَ ینْجُو الْهَارِبُ
و به سبب آن فرار کنندگان از کیفر الهى رهایى مى یابند

❎ تقوا رئیس و جهت‌دهنده اصلی تمام صفات اخلاقی است:

صفات اخلاقی نیکو شاید با انگیزه های مختلفی از انسان صادر بشوند، ارزش والای صفات اخلاقی وقتی است که زیر مجموعه تقوا باشند. تقوا آنها را به نتیجه ی مطلوب میرساند..

🔹صداقت بدون تقوا، ممکن است به بیرحمی تبدیل شود یعنی گفتن حقیقت به قصد آزار دیگران.
مثال معروفی است که اگر دیدید کسی قصد کشتن پیامبری را دارد، و پیامبر در جایی مخفی شده ،حتی اگر مستقیما از شما دارم ورد جای پیامبر سوال شد شما مامورید که جایش را مخفی کنید و بگویید: ندیدم.

🔹شجاعت بدون تقوا، ممکن است به بی‌باکی و ظلم بیانجامد.
برای مثال شجاعتی که موجب قتل نفس یا خودکشی شود چه سودی دارد؟

🔹جود و بخشش بدون تقوا، ممکن است به اسراف و تبذیر منجر شود.

🔹عدالت بدون تقوا، ممکن است به خشکی و بی‌رحمی و نادیده گرفتن رحم و گذشت تبدیل شود.

🔹صبر بدون تقوا، ممکن است به رضایت دادن به ظلم و سکوت در برابر باطل منجر گردد.

🔹غیرت بدون تقوا، ممکن است به حسادت ویرانگر و خشونت نامعقول بیانجامد.

🔹توکل بدون تقوا، ممکن است به تنبلی تعبیر شود.

🔹غضب برای خدا بدون تقوا، ممکن است به خشم شخصی، کینه‌توزی و انتقامجویی شخصی منجر گردد.
برای مثال در زمان پیامبر یکی از اصحاب مامور گرفتن خمس و زکات شد ، کینه ای نسبت به قبیله ای داشت، که بی تقوایی اش باعث شد در هنگام گرفتن خمس و زکات وقت را مقتنم بداند برای حساب و کتابهای شخصی اش و نسبت به آن قبیله ظلم کند.

🔹عشق و محبت بدون تقوا، ممکن است به دلبستگی افراطی و حتی شرک بیانجامد.

✍️ اما وقتی این فضیلت‌ها تحت “رئیس” تقوا باشند، جهت الهی و متعادلی پیدا می‌کنند.

✳️مراحل تقوا:
در مورد مراحل تقوا بزرگان میفرمایند تقوا دارای مراتب سه گانه است:

1⃣ نگهداری نفس از عذاب جاویدان از راه تحصیل اعتقادات صحیح.

یعنی حرفهای اشتباه به او راه پیدا نکند،شبهات اعتقادی در ذهن او جای نگیرد،این نیازمند فکر،مطالعه نشست و برخاست با علما است.که انسان اعتقاداتش را یاد بگیرد.ما شاید این مورد را جزء تقوی ندانیم.

2⃣ خودداری از گناهان (که تنها این مرتبه نزد اهل شرع معروف است)

3⃣ خویشتن داری در برابر آنچه که قلب را از حضرت حق مشغول داشته و منصرف می نماید و این درجه مخصوص خواص افراد بلکه خاص الخاص است.

✍️ معلوم است که اگر کسی اعتقادات درستی کسب کرد، از انحرافات عقیدتی نجات پیدا میکند.
اگر کسی از گناه صرف نظر کرد، کمالات اخلاقی پیدا میکند.
و اگر کسی از غیر خدا صرف نظر کرد، کرامات عرفانی پیدا میکند.

✍️ پس تقوا هم رئیس اعتقادات است، هم رئیس اخلاق است هم رئیس عرفان.

❎انواع تقوا و اخلاق:

با توجه به اینکه «تُقى» جمع است، و «اخلاق» نیز جمع است معلوم است که هم تقوا شاخه های مختلفی دارد، هم تقوا. و کلام حضرت اشاره دارد به اینکه انواع تقوا رئیس انواع اخلاق هستند.

👈مثلا تقواى مالى جلوى بخل را مى گیرد،
صدقه ،خمس،زکات رابدهد. موجب صفت فضیله‌ی اخلاقی جود میشود.

👈تقواى زبانى جلوى تهمت و غیبت را مى گیرد.

👈تقوای علمی جلوی حرف های غیر علمی و غیر مستند را میگیرد؛ جلوی نوشتن مقالات دیگران به اسم خود را میگیرد.

👈تقوای ذهنی جلوی خطورات و وسوسه های شیطانی را میگیرد.

👈تقوای شغلی جلوی کم کاری و بدکاری را میگیرد.

👈تقوای اجتماعی، جلوی بی تفاوتی در برابر ظلم را میگیرد.

👈تقوای سیاسی، جلوی فساد و قدرتطلبی را میگیرد .

👈تقوای هنری، جلوی ابتذال در هنر را میگیرد.

👈تقوای رسانه ای، جلوی نشر شایعه و اخبار کذب را میگیرد.

👈تقوای خانوادگی، جلوی بی توجهی به همسر و فرزندان و کاستن از حقوق عاطفی و مالی آنان را میگیرد.

👈تقوای تجاری، جلوی کم فروشی و گرانفروشی و فریب مشتری را میگیرد.

👈تقوای مدیریتی، جلوی تبعیض و پارتی بازی در محیط کار را میگیرد.

👈تقوای همسایگی، جلوی ایجاد مزاحمت و تجاوز به حقوق همسایه را میگیرد.

⏪تقوی رئیس اخلاق است،تقوی انواع مختلفی داردکما اینکه اخلاق متعدد است،اقسام مختلفی دارد،هرتقوایی رئیس یک اخلاق است،هرتقوایی مدیریت میکند یک اخلاق را،اگراین اخلاق مدیری مثل تقوی را نداشته باشد اینها به منزل نمی‌رسند.تبدیل به ضد ارزش میشوند،از شجاعت قتل بیرون می آید،از راستگویی آزار به مردم .

✳️برای به دست آوردن اخلاق، باید تضرع کرد:

نقص اخلاقی را چگونه برطرف کنیم ،یک بخشی با توسل،با خواستن،با زاری کردن است،اینکه انسان از خدا بخواهد به او تقوی بدهد. انسان باید دغدغه تقوا داشت.

🔺امام صادق علیه السلام:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَصَّ الاَْنْبِیاءَ بِمَکَارِمِ الاَْخْلاَقِ
خداوند متعال پیامبران را به فضایل اخلاقى آراست.
فَمَنْ کَانَتْ فِیهِ فَلْیحْمَدِ اللَّهَ عَلَى ذَلِکَ
کسى که این فضایل در او باشد خدا را بر آن سپاس گوید.
وَمَنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ فَلْیتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَلْیسْأَلْهُ إِیاهَا
و کسى که نداشته باشد به درگاه خداوند متعال تضرع کند و آن ها را از او بخواهد.

🔺قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا هُنَّ
راوى مى گوید: عرض کردم: فدایت شوم، این مکارم اخلاق که فرمودید چیست؟

قَالَ هُنَّ الْوَرَعُ وَالْقَنَاعَهُ وَالصَّبْرُ وَ الشُّکْرُ وَ الْحِلْمُ وَ الْحَیاءُ وَ السَّخَاءُ وَ الشَّجَاعَهُ وَالْغَیرَهُ وَ الْبِرُّ وَ صِدْقُ الْحَدِیثِ وَأَدَاءُ الاَْمَانَهِ
فرمود: ورع، قناعت، صبر، شکر، حلم، حیا، سخاوت، شجاعت، غیرت، نیکوکارى، راستگویى و اداى امانت است.

✍️اگراینها رادارید بگویید الحمدالله،اگرنداریداشک بریزیدتا خدااینها رابه شما بدهد.

❇️ رسیدن به اخلاق توسل میخواهد:

🔺پیامبرصَلَّى‌ اللَّهُ‌ عَلَیْهِ‌ وَ‌ آلِهِ‌ وَ‌ سَلَّم:
اَللَّهُمَّ آتِ نَفْسِی تَقْواها، أَنْتَ وَلِیُّها وَ مَوْلاها، وَ زَکِّها وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْ زَکَّیها
پروردگارا ! به نَفْسم تقوایش را مرحمت فرما، تو سرپرست و مولای آن هستی، آن را تزکیه فرما که تو بهترین کسی هستی که آن را برای رشد از آلودگی ها تطهیر می فرمایی.

✳️نفس به خودی خود دنبال خوشی است، باید آن را تربیت کرد:

🔺امیرالمومنین علیه السلام: اَلنَّفْسُ مَجْبُولَهٌ عَلی سُوءِ الْأَدَبِ
نفس آدمی با سوء ادب و تربیت ناپسند آمیخته و طبعاً به آن مایل است.
وَ الْعَبْدُ مَأْمُورٌ بِمُلاْزَمَهِ حُسْنِ الْأَدَبِ
در حالی که انسان به ملازمت و همراهی ادب و تربیت نیکو موظّف است.

اینجا شاید سختی‌هایی باشد.ولی انسان باید سختی راتحمل کندتابه آن هدف والایی که دارد برسد،هدف چیست؟تقوی بدست بیاوریم درسایه سار تقوی همه ی اخلاقهای خوب می آید.

✳️ملکات و اخلاقیات ما از ما جدا نمیشوند:

📚قاضی سعید قمی در کتاب «اربعینیّات» خود مکاشفه عجیبی را از مرحوم شیخ بهائی قدس سره که روزی برای ملاقات با یکی از بزرگان اهل معرفت به مقبره ای در اصفهان رفته، و از زبان آن مرد عارف شنیده چنین نقل می کند:
روز گذشته پس از آنکه عده ای جنازه ای را به این قبرستان آورده و در فلان مکان دفن کرده و آن جا را ترک کردند، جریان شگفت انگیزی را مشاهده کردم:
ناگهان بوی خوشی به مشامم رسید که از بوهای دنیوی نبود، شگفت زده به اطراف نظر نمودم تا بدانم این بوی خوش از کجاست! ناگاه جوانی را دیدم که در لباس پادشاهان، و بسیار خوش صورت بود و پس از آن که به آن قبر رسید از دیدگانم پنهان گشت! طولی نکشید که بوی گندی به مشامم رسید که آن نیز از بوهای دنیوی نبود و از هر بوی گندی بدبوتر بود. و در پی آن سگی را دیدم که به طرف آن قبر رفته و از نظرم ناپدید گردید!
حیران و شگفت زده بودم، ناگهان آن جوان را مجروح و بدحال مشاهده کردم که بر می گشت. خود را به او رسانده، حقیقت آن جریان را از وی جویا شدم. گفت: من اعمال شایسته این میّت ام و مأمور بودم با او باشم. آن سگ نیز اعمال ناشایسته وی بود و چون کردارهای ناروایش بیشتر بود بر من غالب گشت، مرا مجروح ساخته، بیرونم نمود و نگذاشت با او باشم.

✅نکته اول:
برای رسیدن به اخلاق انگیزه و اراده لازم است:
همه ما دوست داریم که در مباحث تقوا و اخلاق حرکت کنیم و پیش برویم، ولی نوعا دچار خسارت در این مسیر هستیم.
یکی از عوامل شکست ها، نداشتن انگیزه و اراده کافی برای حرکت است.

🔺امام صادق علیه السلام: ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمَّا قَوِیَتْ عَلَیْهِ النِّیَّهُ
هیچ بدنی از انجام کاری که نیّت و انگیزه انسان بر آن نیرومند گشته و مورد توجّه جدّی نفس واقع شده ناتوان و ضعیف نخواهد بود.

✳️ با تمام توان حرکت کن:
امیرالمومنین علیه السلام:
مَنْ بَذَلَ جُهْدَ طاقَتِهِ، بَلَغَ کُنْهَ إِرادَتِه
کسی که در راه رسیدن به هدف نهایت تلاش و کوشش خود را نماید، به حقیقت خواسته خود خواهد رسید.

✅نکته دوم:
نشانه های تقوا:
از آنجا که تقوا شیء محسوسی نیست که دیده و شناخته شود، باید در شرایط خاص و از روی علامات میزان تقوای خودمان را بشناسیم که بعد میزان اخلاق ما معلوم باشد.

✳️در هنگام شهوت، تقوا معلوم میشود:

امیرالمومنین علیه السلام:
عِنْدَ حُضوُرِ الشَّهَواتِ وَ اللَّذَّاتِ یَتَبَیَّنُ وَرَعُ الْأَتْقِیاءِ
پارسایی پرهیزکاران، هنگام رو به رو شدن با خواسته های نفسانی و جاذبه های لذّت بخش، روشن می گردد.

✳️علامات تقوا:

امیرالمؤمنین علیه السلام:
لِلْمُتَّقِی ثَلاثُ عَلاماتٍ: إِخْلاصُ الْعَمَلِ وَ قَصْرُ الْأَمَلِ وَ اغْتِنامُ الْمُهَلِ
پرهیزکار سه نشانه دارد:
اخلاص در عمل،
کوتاهی آرزو،
غنیمت شمردن فرصت.

🔺 و نیز فرموده اند:
اَلْمُتَّقِی مِیتَهٌ شَهْوَتُهُ، مَکْظُومٌ غَیْظُهُ، فِی الرَّخاءِ شَکُورٌ، وَ فِی الْمَکارِهِ صَبُورٌ
خواسته های نفسانیش مرده، خشمش فرو برده، در آسایش شکرگزار، و در گرفتاری ها شکیباست.

✍️اگرخوشی داشته باشد شاکراست اگرناخوشی داشته باشدصبوراست. نابرویم دنبال نشانه هااگرنشانه های انسان متقی را داشتیم شاکرباشیم هم رئیس اخلاق را داریم هم این اخلاق آرام آرام می آید.اگر دیدیم خیلی فاصله داریم اول باید تقوی کسب کنیم تا بعد زیر سایه او اخلاق حسنه هم سراغ ما بیاید.


✅نکته سوم:
حب دنیا رئیس همه ی بدی هاست:
🔺در حکمت ۴۱۰ حضرت علیه السلام فرمود:
التُّقَى، رَئِیسُ الْأَخْلَاقِ
تقوی رئیس اخلاق است.

🔺در طرف مقابل نیز پیامبر صَلَّى‌ اللَّهُ‌ عَلَیْهِ‌ وَ‌ آلِهِ‌ وَ‌ سَلَّم فرمود:
حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کُلِّ خَطیئَهٍ ، ومِفتاحُ کُلِّ سَیِّئَهٍ ، وسَبَبُ إحباطِ کُلِّ حَسَنَهٍ
دنیادوستى ، ریشه هر خطا، و کلید هر گناه، و سبب بى حاصل شدن هر کار نیکى است.

همانگونه که مدیریت صفات وفضائل اخلاقی با تقوی است،مدیریت تمام رذائل اخلاقی بامحبت دنیا است.محبت دنیا است که انسان را به قتل وشهوت گناه وهمه ی کارهای ناشایست وا می‌دارد.حب دنیا آنقدر میتواند قدرت داشته باشدکه تمام اخلاق حسنه را از وجود انسان دور کند.

✍️ همانگونه که توحید دو بخش دارد یکی لااله است و یکی الی الله، یکی نفی همه ی خدایان را و یکی باید اثبات کنی خدای واحد؛
اخلاق هم همین است. یک بخش نفی است و یک بخش اثبات.

در یک بخش اول باید حب دنیا را از دل خارج کرد بعد تقوا و مظاهر اخلاق را در دل نشاند.

بخش دوم آن است که شجاعت وصداقت وغیرت بیایند تو تا وقتی حب دنیا داشته باشید.این فضائل هم بیایند از بین میرود.

👈مثل درختی است تنومند چندهزار ساله ،که نفت پای آن بریزند.نفت که ریختند موریانه که به جانش افتاده تمام است دیگر این موریانه ی حب دنیا است که درخت فضائل انسان را از بین می‌برد.انسان باید ابتدا محبت دنیا را ریشه کن کند آرام آرام تقوی می آید فضائل می آیند و رذائل از قلب انسان دور می‌شوند.

✍️از اینجا معلوم میشودتقوا و اخلاق مربوط به باید حب دنیا را برطرف کرد تا اخلاق و تقوا به بار بنشیند.

غفر الله لی و لکم، الحمدلله رب العالمین

حکمت چهارصد و دهم

حکمت چهارصد و دهم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۷/۶_ ۵ ربیع الثانی

💢حکمت ۴۱۰💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت چهارصد و دهم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
42:42 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): التُّقَى، رَئِیسُ الْأَخْلَاقِ.

و امام (علیه‌السلام) فرمود: پرهیزگارى سر همه خلقهاست.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): التُّقَى، رَئِیسُ الْأَخْلَاقِ
پرهیزکارى، رئیس صفات پسندیده است.

دراین حکمت سه لفظ است.

✳️بررسی لغوی:
الف: «تُقى» جمع «تقاه» به معناى تقواست.
تقوا در اصل از ماده «وقایه» به معناى نگهدارى یا خویشتن دارى گرفته شده و به گفته راغب در مفردات «وقایه» در اصل به معناى نگهدارى اشیا در برابر امورى است که به آن ها زیان مى رساند، چیزی مثل سپر
تقوا به معناى قراردادن روح و فکر در پوشش حفاظتى در برابر خطرها و گناهان است.


✍️ بنابراین، تقوا آن حالت خداترسى و احساس مسئولیت درونى است که بازدارنده انسان در برابر سرپیچى از فرمان خداست.البته تقوا درجات مختلفی دارد، هر کس به میزانی از تقوا دست میابد.

🔺عبدالله بن معتز (متوفاى قرن سوم) این سخن را به شعر درآورده و گفته است:
خَلِّ الذُّنوبَ صَغیرَها * وکبیرَها فهو التُّقى
همه گناهان را از کوچک و بزرگ رها کن که حقیقت تقوا همین است.

واصنَعْ کَماش فَوقَ أر * ضِ الشَّوکِ یَحذَرُ ما یَرى
و همچون کسى باش که در یک زمین پرخار با نهایت احتیاط گام برمى دارد و پیوسته مراقب اطراف خویش است.

لاتَحقِرَنَّ صَغیرهً *** إنّ الجِبالَ مِن الحَصى
گناهان صغیره را کوچک مشمر که کوه هاى بلند از سنگریزه ها تشکیل شده است.

✍️شاعر در این شعر هم معنای تقوا را ذکر میکند،که در راه انسان خطرات زیادی هست و به همین علت باید با احتیاط راه بپیماید، و هم توصیه کرد که هیچ گناهی را کم نگیرید. وقتی گناهان صغیره روی هم تلنبار شوند یک گناه کبیره را تشکیل می‌دهند.


⏪اما «اخلاق» جمع «خُلق» و «خُلُق» به معناى سجایا و صفات درونى است که با چشم دیده نمیشوند ولی آثار آنها در ظاهر پیدا میشود.
اخلاق و خُلق کاری است که به خاطر زیاد انجام دادن برای انسان راحت است و انجام دادن ضد آن برای انسان سخت است که همان ملکات است.

✅اخلاق به دو بخش تقسیم مى شود:
👈فضائل اخلاقی که سرچشمه کارهاى نیک مى شود.
👈 و رذائل اخلاقی که منشأ کارهاى زشت است.

❇️چرا تقوا رئیس اخلاق است؟
تقوا رئیس اخلاق است زیرا این ملکه درونى، انسان را از بدهی و زشتی ها و عوامل فساد زا محافظت میکند. وقتی انسان واکسینه شد؛ اخلاق حسنه در وجود او شکل میگیرند و پرورش پیدا میکنند.
تقوا از بخل و حسد و کینه و عداوت و غیبت و ظلم و ستم و کبر و غرور و مانند آن باز مى دارد.
آن ها که از تقواى الهى بى بهره اند آلوده انواع رذایل اخلاقى مى شوند.

👈با توجه به اینکه رئیس از “راس” گرفته شده است، مدیر و مدبر و چاره اندیش اخلاق انسان تقوا است.
اگر تقوا باشد، اخلاق در مسیر درستی حرکت میکنند و از آنها استفاده ی بهینه میشود ولی اگر تقوا نباشد نیروها و استعداد ها هرز میروند و به نتیجه ی دلخواه نمیرسیم.

🔺درخطبه ۲۳۰:
فَإِنَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَاد
به یقین تقوا و پرهیزکارى کلید درهاى راستى است
وَ ذَخِیرَهُ مَعَاد
و ذخیره روز قیامت است
وَ عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَه
و سبب آزادى از هرگونه گناهى است که بر انسان چیره مى شود
وَ نَجَاهٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَه
و موجب نجات انسان از هرگونه هلاکت است.
بِهَا ینْجَحُ الطَّالِبُ
به وسیله تقوا جویندگان به مقصود خود مى رسند
وَ ینْجُو الْهَارِبُ
و به سبب آن فرار کنندگان از کیفر الهى رهایى مى یابند

❎ تقوا رئیس و جهت‌دهنده اصلی تمام صفات اخلاقی است:

صفات اخلاقی نیکو شاید با انگیزه های مختلفی از انسان صادر بشوند، ارزش والای صفات اخلاقی وقتی است که زیر مجموعه تقوا باشند. تقوا آنها را به نتیجه ی مطلوب میرساند..

🔹صداقت بدون تقوا، ممکن است به بیرحمی تبدیل شود یعنی گفتن حقیقت به قصد آزار دیگران.
مثال معروفی است که اگر دیدید کسی قصد کشتن پیامبری را دارد، و پیامبر در جایی مخفی شده ،حتی اگر مستقیما از شما دارم ورد جای پیامبر سوال شد شما مامورید که جایش را مخفی کنید و بگویید: ندیدم.

🔹شجاعت بدون تقوا، ممکن است به بی‌باکی و ظلم بیانجامد.
برای مثال شجاعتی که موجب قتل نفس یا خودکشی شود چه سودی دارد؟

🔹جود و بخشش بدون تقوا، ممکن است به اسراف و تبذیر منجر شود.

🔹عدالت بدون تقوا، ممکن است به خشکی و بی‌رحمی و نادیده گرفتن رحم و گذشت تبدیل شود.

🔹صبر بدون تقوا، ممکن است به رضایت دادن به ظلم و سکوت در برابر باطل منجر گردد.

🔹غیرت بدون تقوا، ممکن است به حسادت ویرانگر و خشونت نامعقول بیانجامد.

🔹توکل بدون تقوا، ممکن است به تنبلی تعبیر شود.

🔹غضب برای خدا بدون تقوا، ممکن است به خشم شخصی، کینه‌توزی و انتقامجویی شخصی منجر گردد.
برای مثال در زمان پیامبر یکی از اصحاب مامور گرفتن خمس و زکات شد ، کینه ای نسبت به قبیله ای داشت، که بی تقوایی اش باعث شد در هنگام گرفتن خمس و زکات وقت را مقتنم بداند برای حساب و کتابهای شخصی اش و نسبت به آن قبیله ظلم کند.

🔹عشق و محبت بدون تقوا، ممکن است به دلبستگی افراطی و حتی شرک بیانجامد.

✍️ اما وقتی این فضیلت‌ها تحت “رئیس” تقوا باشند، جهت الهی و متعادلی پیدا می‌کنند.

✳️مراحل تقوا:
در مورد مراحل تقوا بزرگان میفرمایند تقوا دارای مراتب سه گانه است:

1⃣ نگهداری نفس از عذاب جاویدان از راه تحصیل اعتقادات صحیح.

یعنی حرفهای اشتباه به او راه پیدا نکند،شبهات اعتقادی در ذهن او جای نگیرد،این نیازمند فکر،مطالعه نشست و برخاست با علما است.که انسان اعتقاداتش را یاد بگیرد.ما شاید این مورد را جزء تقوی ندانیم.

2⃣ خودداری از گناهان (که تنها این مرتبه نزد اهل شرع معروف است)

3⃣ خویشتن داری در برابر آنچه که قلب را از حضرت حق مشغول داشته و منصرف می نماید و این درجه مخصوص خواص افراد بلکه خاص الخاص است.

✍️ معلوم است که اگر کسی اعتقادات درستی کسب کرد، از انحرافات عقیدتی نجات پیدا میکند.
اگر کسی از گناه صرف نظر کرد، کمالات اخلاقی پیدا میکند.
و اگر کسی از غیر خدا صرف نظر کرد، کرامات عرفانی پیدا میکند.

✍️ پس تقوا هم رئیس اعتقادات است، هم رئیس اخلاق است هم رئیس عرفان.

❎انواع تقوا و اخلاق:

با توجه به اینکه «تُقى» جمع است، و «اخلاق» نیز جمع است معلوم است که هم تقوا شاخه های مختلفی دارد، هم تقوا. و کلام حضرت اشاره دارد به اینکه انواع تقوا رئیس انواع اخلاق هستند.

👈مثلا تقواى مالى جلوى بخل را مى گیرد،
صدقه ،خمس،زکات رابدهد. موجب صفت فضیله‌ی اخلاقی جود میشود.

👈تقواى زبانى جلوى تهمت و غیبت را مى گیرد.

👈تقوای علمی جلوی حرف های غیر علمی و غیر مستند را میگیرد؛ جلوی نوشتن مقالات دیگران به اسم خود را میگیرد.

👈تقوای ذهنی جلوی خطورات و وسوسه های شیطانی را میگیرد.

👈تقوای شغلی جلوی کم کاری و بدکاری را میگیرد.

👈تقوای اجتماعی، جلوی بی تفاوتی در برابر ظلم را میگیرد.

👈تقوای سیاسی، جلوی فساد و قدرتطلبی را میگیرد .

👈تقوای هنری، جلوی ابتذال در هنر را میگیرد.

👈تقوای رسانه ای، جلوی نشر شایعه و اخبار کذب را میگیرد.

👈تقوای خانوادگی، جلوی بی توجهی به همسر و فرزندان و کاستن از حقوق عاطفی و مالی آنان را میگیرد.

👈تقوای تجاری، جلوی کم فروشی و گرانفروشی و فریب مشتری را میگیرد.

👈تقوای مدیریتی، جلوی تبعیض و پارتی بازی در محیط کار را میگیرد.

👈تقوای همسایگی، جلوی ایجاد مزاحمت و تجاوز به حقوق همسایه را میگیرد.

⏪تقوی رئیس اخلاق است،تقوی انواع مختلفی داردکما اینکه اخلاق متعدد است،اقسام مختلفی دارد،هرتقوایی رئیس یک اخلاق است،هرتقوایی مدیریت میکند یک اخلاق را،اگراین اخلاق مدیری مثل تقوی را نداشته باشد اینها به منزل نمی‌رسند.تبدیل به ضد ارزش میشوند،از شجاعت قتل بیرون می آید،از راستگویی آزار به مردم .

✳️برای به دست آوردن اخلاق، باید تضرع کرد:

نقص اخلاقی را چگونه برطرف کنیم ،یک بخشی با توسل،با خواستن،با زاری کردن است،اینکه انسان از خدا بخواهد به او تقوی بدهد. انسان باید دغدغه تقوا داشت.

🔺امام صادق علیه السلام:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَصَّ الاَْنْبِیاءَ بِمَکَارِمِ الاَْخْلاَقِ
خداوند متعال پیامبران را به فضایل اخلاقى آراست.
فَمَنْ کَانَتْ فِیهِ فَلْیحْمَدِ اللَّهَ عَلَى ذَلِکَ
کسى که این فضایل در او باشد خدا را بر آن سپاس گوید.
وَمَنْ لَمْ تَکُنْ فِیهِ فَلْیتَضَرَّعْ إِلَى اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ وَلْیسْأَلْهُ إِیاهَا
و کسى که نداشته باشد به درگاه خداوند متعال تضرع کند و آن ها را از او بخواهد.

🔺قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ وَ مَا هُنَّ
راوى مى گوید: عرض کردم: فدایت شوم، این مکارم اخلاق که فرمودید چیست؟

قَالَ هُنَّ الْوَرَعُ وَالْقَنَاعَهُ وَالصَّبْرُ وَ الشُّکْرُ وَ الْحِلْمُ وَ الْحَیاءُ وَ السَّخَاءُ وَ الشَّجَاعَهُ وَالْغَیرَهُ وَ الْبِرُّ وَ صِدْقُ الْحَدِیثِ وَأَدَاءُ الاَْمَانَهِ
فرمود: ورع، قناعت، صبر، شکر، حلم، حیا، سخاوت، شجاعت، غیرت، نیکوکارى، راستگویى و اداى امانت است.

✍️اگراینها رادارید بگویید الحمدالله،اگرنداریداشک بریزیدتا خدااینها رابه شما بدهد.

❇️ رسیدن به اخلاق توسل میخواهد:

🔺پیامبرصَلَّى‌ اللَّهُ‌ عَلَیْهِ‌ وَ‌ آلِهِ‌ وَ‌ سَلَّم:
اَللَّهُمَّ آتِ نَفْسِی تَقْواها، أَنْتَ وَلِیُّها وَ مَوْلاها، وَ زَکِّها وَ أَنْتَ خَیْرُ مَنْ زَکَّیها
پروردگارا ! به نَفْسم تقوایش را مرحمت فرما، تو سرپرست و مولای آن هستی، آن را تزکیه فرما که تو بهترین کسی هستی که آن را برای رشد از آلودگی ها تطهیر می فرمایی.

✳️نفس به خودی خود دنبال خوشی است، باید آن را تربیت کرد:

🔺امیرالمومنین علیه السلام: اَلنَّفْسُ مَجْبُولَهٌ عَلی سُوءِ الْأَدَبِ
نفس آدمی با سوء ادب و تربیت ناپسند آمیخته و طبعاً به آن مایل است.
وَ الْعَبْدُ مَأْمُورٌ بِمُلاْزَمَهِ حُسْنِ الْأَدَبِ
در حالی که انسان به ملازمت و همراهی ادب و تربیت نیکو موظّف است.

اینجا شاید سختی‌هایی باشد.ولی انسان باید سختی راتحمل کندتابه آن هدف والایی که دارد برسد،هدف چیست؟تقوی بدست بیاوریم درسایه سار تقوی همه ی اخلاقهای خوب می آید.

✳️ملکات و اخلاقیات ما از ما جدا نمیشوند:

📚قاضی سعید قمی در کتاب «اربعینیّات» خود مکاشفه عجیبی را از مرحوم شیخ بهائی قدس سره که روزی برای ملاقات با یکی از بزرگان اهل معرفت به مقبره ای در اصفهان رفته، و از زبان آن مرد عارف شنیده چنین نقل می کند:
روز گذشته پس از آنکه عده ای جنازه ای را به این قبرستان آورده و در فلان مکان دفن کرده و آن جا را ترک کردند، جریان شگفت انگیزی را مشاهده کردم:
ناگهان بوی خوشی به مشامم رسید که از بوهای دنیوی نبود، شگفت زده به اطراف نظر نمودم تا بدانم این بوی خوش از کجاست! ناگاه جوانی را دیدم که در لباس پادشاهان، و بسیار خوش صورت بود و پس از آن که به آن قبر رسید از دیدگانم پنهان گشت! طولی نکشید که بوی گندی به مشامم رسید که آن نیز از بوهای دنیوی نبود و از هر بوی گندی بدبوتر بود. و در پی آن سگی را دیدم که به طرف آن قبر رفته و از نظرم ناپدید گردید!
حیران و شگفت زده بودم، ناگهان آن جوان را مجروح و بدحال مشاهده کردم که بر می گشت. خود را به او رسانده، حقیقت آن جریان را از وی جویا شدم. گفت: من اعمال شایسته این میّت ام و مأمور بودم با او باشم. آن سگ نیز اعمال ناشایسته وی بود و چون کردارهای ناروایش بیشتر بود بر من غالب گشت، مرا مجروح ساخته، بیرونم نمود و نگذاشت با او باشم.

✅نکته اول:
برای رسیدن به اخلاق انگیزه و اراده لازم است:
همه ما دوست داریم که در مباحث تقوا و اخلاق حرکت کنیم و پیش برویم، ولی نوعا دچار خسارت در این مسیر هستیم.
یکی از عوامل شکست ها، نداشتن انگیزه و اراده کافی برای حرکت است.

🔺امام صادق علیه السلام: ما ضَعُفَ بَدَنٌ عَمَّا قَوِیَتْ عَلَیْهِ النِّیَّهُ
هیچ بدنی از انجام کاری که نیّت و انگیزه انسان بر آن نیرومند گشته و مورد توجّه جدّی نفس واقع شده ناتوان و ضعیف نخواهد بود.

✳️ با تمام توان حرکت کن:
امیرالمومنین علیه السلام:
مَنْ بَذَلَ جُهْدَ طاقَتِهِ، بَلَغَ کُنْهَ إِرادَتِه
کسی که در راه رسیدن به هدف نهایت تلاش و کوشش خود را نماید، به حقیقت خواسته خود خواهد رسید.

✅نکته دوم:
نشانه های تقوا:
از آنجا که تقوا شیء محسوسی نیست که دیده و شناخته شود، باید در شرایط خاص و از روی علامات میزان تقوای خودمان را بشناسیم که بعد میزان اخلاق ما معلوم باشد.

✳️در هنگام شهوت، تقوا معلوم میشود:

امیرالمومنین علیه السلام:
عِنْدَ حُضوُرِ الشَّهَواتِ وَ اللَّذَّاتِ یَتَبَیَّنُ وَرَعُ الْأَتْقِیاءِ
پارسایی پرهیزکاران، هنگام رو به رو شدن با خواسته های نفسانی و جاذبه های لذّت بخش، روشن می گردد.

✳️علامات تقوا:

امیرالمؤمنین علیه السلام:
لِلْمُتَّقِی ثَلاثُ عَلاماتٍ: إِخْلاصُ الْعَمَلِ وَ قَصْرُ الْأَمَلِ وَ اغْتِنامُ الْمُهَلِ
پرهیزکار سه نشانه دارد:
اخلاص در عمل،
کوتاهی آرزو،
غنیمت شمردن فرصت.

🔺 و نیز فرموده اند:
اَلْمُتَّقِی مِیتَهٌ شَهْوَتُهُ، مَکْظُومٌ غَیْظُهُ، فِی الرَّخاءِ شَکُورٌ، وَ فِی الْمَکارِهِ صَبُورٌ
خواسته های نفسانیش مرده، خشمش فرو برده، در آسایش شکرگزار، و در گرفتاری ها شکیباست.

✍️اگرخوشی داشته باشد شاکراست اگرناخوشی داشته باشدصبوراست. نابرویم دنبال نشانه هااگرنشانه های انسان متقی را داشتیم شاکرباشیم هم رئیس اخلاق را داریم هم این اخلاق آرام آرام می آید.اگر دیدیم خیلی فاصله داریم اول باید تقوی کسب کنیم تا بعد زیر سایه او اخلاق حسنه هم سراغ ما بیاید.


✅نکته سوم:
حب دنیا رئیس همه ی بدی هاست:
🔺در حکمت ۴۱۰ حضرت علیه السلام فرمود:
التُّقَى، رَئِیسُ الْأَخْلَاقِ
تقوی رئیس اخلاق است.

🔺در طرف مقابل نیز پیامبر صَلَّى‌ اللَّهُ‌ عَلَیْهِ‌ وَ‌ آلِهِ‌ وَ‌ سَلَّم فرمود:
حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کُلِّ خَطیئَهٍ ، ومِفتاحُ کُلِّ سَیِّئَهٍ ، وسَبَبُ إحباطِ کُلِّ حَسَنَهٍ
دنیادوستى ، ریشه هر خطا، و کلید هر گناه، و سبب بى حاصل شدن هر کار نیکى است.

همانگونه که مدیریت صفات وفضائل اخلاقی با تقوی است،مدیریت تمام رذائل اخلاقی بامحبت دنیا است.محبت دنیا است که انسان را به قتل وشهوت گناه وهمه ی کارهای ناشایست وا می‌دارد.حب دنیا آنقدر میتواند قدرت داشته باشدکه تمام اخلاق حسنه را از وجود انسان دور کند.

✍️ همانگونه که توحید دو بخش دارد یکی لااله است و یکی الی الله، یکی نفی همه ی خدایان را و یکی باید اثبات کنی خدای واحد؛
اخلاق هم همین است. یک بخش نفی است و یک بخش اثبات.

در یک بخش اول باید حب دنیا را از دل خارج کرد بعد تقوا و مظاهر اخلاق را در دل نشاند.

بخش دوم آن است که شجاعت وصداقت وغیرت بیایند تو تا وقتی حب دنیا داشته باشید.این فضائل هم بیایند از بین میرود.

👈مثل درختی است تنومند چندهزار ساله ،که نفت پای آن بریزند.نفت که ریختند موریانه که به جانش افتاده تمام است دیگر این موریانه ی حب دنیا است که درخت فضائل انسان را از بین می‌برد.انسان باید ابتدا محبت دنیا را ریشه کن کند آرام آرام تقوی می آید فضائل می آیند و رذائل از قلب انسان دور می‌شوند.

✍️از اینجا معلوم میشودتقوا و اخلاق مربوط به باید حب دنیا را برطرف کرد تا اخلاق و تقوا به بار بنشیند.

غفر الله لی و لکم، الحمدلله رب العالمین

حکمت چهارصد و دهم