حکمت سیصد و پنجاه و یکم نهج البلاغه
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۳/۱۳ – ۷ذیحجه
💢 حکمت ۳۵۱ 💢
متن حکمت سیصد و پنجاه و یکم نهج البلاغه
وَ قَالَ (علیه السلام): عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّهِ، تَکُونُ الْفَرْجَهُ؛ وَ عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ، یَکُونُ الرَّخَاءُ.
معنای حکمت سیصد و پنجاه و یکم نهج البلاغه
و فرمود (علیهالسلام): چون سختى به نهایت رسد، گشایش آید و چون حلقه هاى بلا تنگ گردد، آسودگى فرا رسد.
متن شرح حکمت 351
💠و قَالَ (علیه السلام): عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّهِ، تَکُونُ الْفَرْجَهُ؛
امام علی علیهالسلام میفرمایند:
هنگامى که سختى ها به آخرین درجه و نهایت [تَنَاهِی] شدت برسد فرج و گشایش [الْفَرْجَهُ] حاصل مى شود.
💠 و عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ، یَکُونُ الرَّخَاءُ
و در آن هنگام که حلقه هاى بلا تنگ مى گردد [تَضَایُقِ] نوبت آسایش و راحتى [الرَّخَاءُ] فرا مى رسد.
✳️حکمت امید آفرین:
حضرت در این حکمت به یکى از اصول زندگى بشر نه به عنوان قانونى کلى، بلکه قانونى غالبى اشاره کرده و به وسیله آن به تمام گرفتاران امید مى بخشد. این حکمت یکی از امید بخش ترین مطالب نهج البلاغه است؛ مخصوصا برای کسانی که احساس میکنند به آخر خط رسیده اند و دیگر هیچ راه بازگشتی برای آنها نیست.
❇️پایان شب سیه، سفید است:
این حقیقت به کرّات تجربه شده که پایان شبهاى سیاه سپید است و عاقبت گرفتارى ها راحتى و استراحت است.
به همین دلیل انسان هرگز نباید به هنگام هجوم مشکلات و درد و رنجها مأیوس گردد و دست به کارهاى نامعقول بزند ویا زبان به ناشکرى بگشاید و بى تابى کند، بلکه پیوسته امیدوار باشد که به دنبال این شدتها و تنگى حلقه هاى بلا گشایش حاصل مى شود، طوفان بلا فرو مى نشیند و ابرهاى نومیدى کنار مى رود و آفتاب شفاف امید آشکار مى گردد.
✳️آنقدر این مطلب واضح است که تبدیل به ضرب المثل شده:
ابن ابی الحدید میگوید در زبان عربی شبیه این مطلب به عنوان ضرب المثل استفاده شده:
کَانَ یُقَالُ: إِذَا اشْتَدَّ الـمَضِیقُ اتَّسَعَتِ الطَّرِیقُ
گفته میشد: هرگاه تنگنا سختتر شود، راه گشاده میگردد.
وَ کَانَ یُقَالُ: تَوَقَّعُوا الْفَرَجَ عِنْدَ ارْتِتَاجِ الـمَخْرَجِ
و گفته میشد: هنگامی که راه خروج تنگتر شود، منتظر گشایش باشید.
✳️گرفتاری، بهترین دلیل امیدواری است:
پیامبر اکرم صلوات الله علیه میفرمایند:
ضَیِّقُ الأَمْرِ أَدْنَاهُ إِلَی الْفَرَجِ
هرگاه کارها تنگتر شود، گشایش به آن نزدیکتر میشود.
✍️ هر وقت گرفتار شدیم باید بدانیم الان به رحمت و فرج نزدیک تر هستیم یعنی در اوج تهدیدها و سختی ها بیشترین فرصت ها وجود دارد.
_ قرآن مجید در سوره «انشراح» خطاب به پیامبر اسلام مى فرماید:
《 فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا》
✍️ اگر چه غالبا آیه را طوری معنا میکنیم که گویا خدا میفرماید”با هر سختی راحتی است”؛ اما معنای دقیق آیه لطیف تر از آن است.
لفظ “العسر” در هر دو آیه تکرار شده که آمدن “ال” نشان میدهد این عسر و سختی در هر دو آیه یکی است.
ولی لفظ “یسرا” به صورت نکره آمده که نشان میدهد هر “یسر” برای خودش مستقل است.
پس معنای آیه چنین است:
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا
به درستی که همراه هر سختی آسانی است.
یقینا همراه همان سختی قبل، راحتی جدیدی نیز وجود دارد.
در واقع به ازای هر سختی، دو راحتی برای انسان وجود دارد.
❇️از هرجایی سختی آمده، از همانجا راحتی می آید:
در تفسیر سوره «انشراح» و در ذیل آیات بیان شده روایت داریم که پیامبر فرمود:
لَوْ کانَ الْعُسْرُ فِی حُجْرٍ لَدَخَلَ عَلَیْهِ الْیُسْرُ حَتّى یُخْرِجَهُ
هرگاه سختى وارد لانه اى شود، راحتى وارد مى شود و آن را بیرون مى کند. سپس آیه شریفه
” إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرآ” را تلاوت فرمود.
✍️جالب آن است که در بسیاری از موارد وقتی از انسان های گرفتار پرسیده میشود که چرا به این حال و روز افتاده اید میگویند ” نمیدانم”؛ و واقعا نمیدانند این سختی ها از کجا بر آنها وارد شده.
در این حدیث پیامبر میفرماید اتفاقا راحتی هم از همان راهی که نمیدانید و باورش ندارید بر شما وارد میشود.
✳️یکی ها هیچ وقت بر دوتایی ها پیروز نمیشوند:
جناب عبدالله ابن عباس با توجه به درسهایی که از پیامبر و اهل بیت گرفته میگوید:
مَعَ الْعُسْرِ سَعَهًْ
همراه عسر و سختی گشایش و آسانی است.
وَ لَا یَغْلِبُ عُسْرٌ وَاحِدٌ یُسْرَیْنِ أَبَداً
و یک سختی هرگز بر دو گشایش غالب نمیشود.
📗در روایت داریم:
خَرَجَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مَسْرُوراً فَرِحاً وَ هُوَ یَضْحَکُ وَ یَقُولُ:
پیامبر خوشحال و خندان درحالیکه میخندید خارج شد و میگفت:
لَنْ یَغْلِبَ عُسْرٌ یُسْرَیْنِ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً.
هرگز یک سختی بر دو گشایش غالب نشود که با هر سختی دو گشایش است که با هرسختی دو گشایش است.
✳️سختی و بلا و ابتلاء هست، ولی صبر و فرج هم هست:
اگر چه این حکمت در صدد بیان فرج و گشایش است ولی کاملا واضح است که فرج وقتی معنا دارد که قبلش یک رنج و زحمت و سختی و بلایی بوده باشد.
بلا و ابتلائات لازمه زندگی انسان است ولی توقف کردن در آنها درست نیست، باید آنها را مانند سرعت گیری پشت سر گذاشت و به سمت هدف حرکت کرد.
✳️ابتلائات را باید با صبر و فرج پشت سر گذاشت:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند:
وَ اعْلَمْ أَنَّ الصَّبْرَ مَعَ النَّصْرِ وَ أَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْکَرْبِ وَ أَنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً
بدان که صبر، پیروزی میآورد و گشایش بعد از مشکلات پیش میآید و با هرسختی یک آسانی هم میباشد.
✅مشکلات و سختیها همگانی هستند؛ آنها را تحمل کنید:
در روزهای سخت صدر اسلام مثل احزاب و احد، عده ای از مسلمانان بی تابی میکردند و میخواستند بدون تحمل سختی به پیروزی نهایی برسند، قرآن کریم در جواب آنها میفرماید:
《أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ؛ بقره – ۲۱۴ 》
آیا گمان کردید داخل بهشت مى شوید، بى آنکه حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟!
《 مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ 》
همانان که گرفتارى ها وناراحتى ها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادى که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یارى خدا کى خواهد آمد؟!»
《أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ 》
و به آنها گفته شد:آگاه باشید، یارى خدا نزدیک است!
⁉️به چه علت و دلیلی در هنگام به اوج رسیدن سختیها، گشایش ایجاد میشود؟!!
📗مرحوم سید محمد کاظم قزوینی _صاحب کتاب فاطمه الزهراء من المهد الی اللحد_ میگوید:
منتهی شدن سختی های جانکاه به راحتی و آسایش چند دلیل دارد:
👈الف. انسان در لحظاتی که کارد به استخوانش رسیده باشد، دعایش خاضعانه و خاشعانه و خالصانه خواهد شد و یکی از شرایط استحابت دعا همین خضوع و خشوع قلبی و واقعی است.
👈ب. شفاعت اولیاء الهی زمانی به فریاد انسان میرسد که انسان از همه ی اسباب عادی ناامید شده باشد. در آن لحظات است که دستگیری اهل بیت شروع میشود و سختی تبدیل به راحتی میشود.
🔺قرآن کریم در جریان حضرت یونس میفرماید:
《وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَىٰ فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ؛ انبیا – ۸۵》
و صاحب ماهی حضرت یونس را یاد کن زمانی که خشمناک از میان قومش رفت و گمان کرد که ما زندگی را بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در تاریکی های شب، زیر آب، و دل ماهی ندا داد که معبودی جز تو نیست تو از هر عیب و نقصی منزّهی، همانا من از ستمکارانم.
✍️ چه کسی فکر میکرد در آن شرایط سخت، جناب یونس از سه ظلمت نجات پیدا کند؟!!!!
《فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَکَذَٰلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ 》
پس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم.
ولی وقتی کارد به استخوان رسید و او خالصانه دعا کرد و اشتباهش را پذیرفت، خدا نیز از راهی که او نمیدانست و به فکرش نمیرسید او را نجات داد.
✳️نمونه ای از نجات بعد از سختی ها:
در طول تاریخ کتابهایی تحت عنوان ” الفرجُ بعد الشِّدَّه” نوشته شده است و از موارد عجیبی که در سخت ترین حالت کمک رسیده است، موارد و مطالبی نوشته اند.
فِی «تَارِیخِ بَغْدَادَ» فِی یَعْقُوبَ بْنِ دَاوُودَ السَّلَمِیِّ الذِی اسْتَوْزَرَهُ المَهْدِیُّ،
در کتاب «تاریخ بغداد» درباره یعقوب ابن داوود آمده است که مهدی عباسی او را وزیر خود کرد،
ثُمَّ غَضِبَ عَلَیْهِ لِإطْلَاقِهِ عَلَوِیًّا، فَأمَرَ بِقَتْلِهِ فَحَبَسَهُ فِی المَطْبَقِ
سپس به خاطر آزاد کردن یک علوی بر او خشم گرفت و دستور قتلش را صادر کرد و او را در زندان «مطبق» حبس کرد.
قَالَ یَعْقُوبُ: حَبَسَنِی المَهْدِیُّ فِی بِئْرٍ وَبُنِیَتْ عَلَیَّ قُبَّهٌ
او میگوید: «مهدی مرا در چاهی زندانی کرد و گنبدی بر روی آن ساخت.
وَکَانَ یُدْلِی إلَیَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ رَغِیفٌ وَکُوزٌ مِنْ مَاءٍ، وَأُؤَذَّنُ بِأوْقَاتِ الصَّلَوَاتِ.
هر روز برایم یک نان و کوزهای آب میفرستادند و اوقات نماز را به من اعلام میکردند.
فَلَمَّا کَانَ فِی رَأْسِ ثَلَاثَ عَشْرَهَ حِجَّهً أتَانِی آتٍ فِی مَنَامِی،
وقتی سیزده سال از حبسم گذشت، در خواب دیدم کسی به من گفت:
فَقَالَ: حَنَا عَلَى یُوسُفَ رَبٌّ فَأخْرَجَهُ مِنْ قَعْرِ جُبٍّ وَبِیتٍ حَوْلَهُ غُمَمٌ،
“خداوند بر یوسف رحم کرد و او را از ته چاه و از میان غمها نجات داد.
فَحَمِدْتُ اللهَ وَقُلْتُ: أتَى الفَرَجُ
” پس خدا را شکر گفتم و گفتم: “گشایش فرا رسیده است.”
فَمَکَثْتُ حَوْلًا لَا أَرَى شَیْئًا، ثُمَّ أتَانِی ذَلِکَ الآتِی بَعْدَ حَوْلٍ،
یک سال دیگر گذشت و چیزی ندیدم. سپس همان شخص دوباره در خواب آمد و گفت:
فَقَالَ: عَسَى الکَرْبُ الذِی أَمْسَیْتَ فِیهِ یَکُونُ وَرَاءَهُ فَرَجٌ قَرِیبٌ،
“امید که این سختیهایی که در آن هستی، به زودی گشایش یابد.
فَیُؤْمَنُ خَائِفٌ وَ یُفَکُّ عَانٍ وَ یَأْتِی أَهْلَهُ النَّائِی الغَرِیبُ.
پس بیمناک ایمن شود و اسیر رها گردد و غریب به خانوادهاش بازگردد.”
فَلَمَّا أَصْبَحْتُ نُودِیتُ، فَظَنَنْتُ أَنِّی أُؤَذَّنُ بِالصَّلَاهِ، فَدُلِّیَ لِی حَبْلٌ أَسْوَدُ
صبح که شد، صدایی شنیدم. گمان کردم اذان نماز است،
وَقِیلَ لِی: اشْدُدْ بِهِ وَسَطَکَ. فَفَعَلْتُ، فَأخْرَجُونِی
اما ریسمانی سیاه برایم فرستادند و گفتند: “این را به کمرت ببند.” همین کار را کردم و مرا بیرون کشیدند.
فَلَمَّا قَابَلْتُ الضَّوْءَ غُشِیَ بَصَرِی. فَانْطَلَقُوا بِی فَأدْخَلُونِی عَلَى الرَّشِیدِ
وقتی به نور رسیدم، چشمم تار شد. تازه فهمیدم مهدی عباسی از دنیا رفته و زمان حکومت هارون الرشید است و مرا نزد هارون الرشید بردند.
فَقَالَ لِی الرَّشِیدُ: وَاللهِ مَا شَفَعَ فِیکَ أَحَدٌ، غَیْرَ أَنِّی حَمَلْتُ اللَّیْلَهَ صَبِیَّهً لِی عَلَى عُنُقِی،
هارون الرشید به من گفت: “به خدا سوگند هیچ کس برای تو شفاعت نکرد، جز اینکه امشب دختر کوچکم را بر دوش گرفته بودم
فَذَکَرْتُ حَمْلَکَ إیَایَ عَلَى عُنُقِکَ فَرَثَیْتُ لَکَ.
و به یاد آوردم که تو هم مرا زمانی بر دوش گرفته بودی، پس به تو رحم کردم.”
👈نکته ۱:
فلسفه بلاها و سختی ها بازگشت به خداست.قرآن کریم میفرماید:
《 و َأَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ؛ انبیا – ۸۳ 》
و ایوب را به یاد آور هنگامى که پروردگارش را خواند و عرضه داشت: بدحالى و مشکلات به من روى آورده؛ و تو مهربان ترین مهربانانى!
سپس قرآن میفرماید:
《فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَکَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَیْنَاهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَّعَهُمْ رَحْمَهً مِنْ عِنْدِنَا وَذِکْرَى لِلْعَابِدِینَ 》
ما دعاى او را مستجاب کردیم؛ وناراحتى هایى را که داشت برطرف ساختیم؛ و خاندانش را به او بازگرداندیم؛ وهمانندشان را بر آنها افزودیم؛ تا رحمتى از سوى ما و تذکرى براى عبادت کنندگان باشد.
✍️مشکلات برای همه ی افراد هست، نکته مهم نوع مواجهه ما با سختی و بلاء است.
اگر انسان در سختی ها به سمت خدا رفت و به اونزدیک شد، هم بلا از او دور میشود هم مقام او بالا میرود.
👈نکته ۲:
فرج میرسد، ولی زمان هم لازم است
از آنجایی که “عند” ظرف زمان و مکان است، باید دانست که مشکلات و سختی ها در زمان و مکان خاص اصلاح میشوند.
🔺عجله برای رسیدن به نتیجه، گاهی اثر معکوس دارد:
حضرت در خطبه ۱۵۰ میفرماید:
فَکَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِمَا إِنْ أَدْرَکَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمْ یُدْرِکْهُ
بسیارند افرادى که براى چیزى عجله مىکنند که اگر به دست آورند پشیمان شده و دوست دارند هرگز به آن نرسیده بودند
🔺 «قاضى تَنوخى» در کتاب الفرج بعد الشده از امیرمومنان علیه السلام نقل میکند:
مرد عربى خدمت امیرمومنان علیه السلام آمد و عرضه داشت: من گرفتارى ها و مشکلات زیادى دارم، نکته اى به من بیاموز که از آن استفاده کنم. ا
مام علیه السلام فرمود: اى اعرابى!
إنَّ لِلْمِهَنِ أوْقاتآ وَلَها غایاتٌ فَاجْتِهادُ الْعَبْدِ فِی مِهْنِتَهِ قَبْلَ إزالَهِ اللهِ تَعالى یَکُونُ زِیادَهٌ فِیها
مهنتها ومشکلات، زمان و سرآمدى دارد وتلاش انسان براى برطرف ساختن آن پیش از آنکه فرمان الهى برسد بر حجم آن مشکلات مى افزاید.
سپس امام علیه السلام به آیه شریفه 38 سوره زمر استدلال کرد آنگاه افزود:
«لکِنِ اسْتَعِنْ بِاللهِ وَاصْبِرْ وَأکْثِرْ مِنَ الاِْسْتِغْفارِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ وَعَدَ الصّابِرینَ خَیْرآ کَثِیرآ
از خدا یارى بطلب و شکیبایى پیشه کن و بسیار استغفار کن که خداى متعال به صابران وعده خیر بسیار داده است.
✍️وظیفه ما آن است که دعا کنیم و تلاش کنیم برای از بین بردن آن مشکل؛ ولی این را هم بدانیم که هر کاری یک زمانی دارد که تا به آنجا نرسد، کار حل نمیشود.
🔺یکی از کارهایی که در زمان سختی باید بکنیم انس با خداست:
امام رضا علیه السلام میفرماید:
رأیتُ أبی علیه السلام فی المَنامِ فقالَ : یا بُنَیَّ ، إذا کُنتَ فی شِدّهٍ فأکْثِرْ أنْ تقولَ : «یا رؤوفُ یا رحیمُ»
پدرم را در خواب دیدم فرمود: پسرم! هرگاه در سختى و گرفتارى بودى جمله «یا رؤوف یا رحیم» را فراوان بگو ،
و الّذی تَراهُ فی المَنامِ کما تَراهُ فی الیَقَظهِ
و آنچه در خواب مى بینى چنان است که در بیدارى مى بینى.
👈نکته۳:
رسیدن فرج در تنگناها، دلیل وجود خداست:
علامه شوشتری:
هُوَ أَحَدُ الشَّوَاهِدِ وَالأَدِلَّهِ أَیْضًا عَلَی وُجُودِ البَارِی تَعَالَی
این خود یکی از شواهد و دلایل وجود خدای متعال است.
فَالْفَرَجُ وَالرَّخَاءُ لِلشَّخْصِ لِئَلَّا یَهْلِکَ
زیرا گشایش و آسایش برای انسان لازم تا هلاک نشود. چون اگر یکسره درد باشد انسان از پا در می آید،
کَدَفْعِ الآفَاتِ عَنِ العَالَمِ لِئَلَّا یَفْنَی
همانگونه که دفع بلاها از جهان بر خدا لازم است تا عالم نابود نگردد ،
دَلِیلٌ عَلَی وُجُودِ صَانِعٍ حَکِیمٍ رَؤُوفٍ رَحِیمٍ
و همه اینها دلیلی است بر وجود آفریدگاری حکیم، مهربان و رحیم،
وَضَعَ لِلإنْسَانِ شِدَّهً کَمَا لِلعَالَمِ آفَهً ؛حِکْمَهً، وَیَرْفَعُهُمَا بَعْدَ حِینٍ رَأْفَهً وَرَحْمَهً.
او برای انسان سختی ها را همچون بلایایی برای جهان مقرر کرده است – همه به حکمتی – و پس از مدتی به مهر و رحمت خویش هر دو را برطرف می سازد.
✍️میدانیم که اگر دیواری ترک برداشته باشد و صد سال هم بماند، این دیوار خود به خود اصلاح نمیشود. بلکه باید کسی آن را تعمیر کند.
اینکه انسان دچار حالات بد روحی میشود، در سختی ها و تنگناها قرار میگیرد و بعد از آن شرایط خارج میشود خود دلیلی است بر وجود خدایی که جابر است و مشکلات و سختی ها را برای انسان جبران میکند.
🔺 او که سختی میدهد، آسانی میدهد
امیر المومنین در نامه ۳۱ میفرماید:
فَتَفَهَّمْ یَا بُنَیَّ وَصِیَّتِی وَ اعْلَمْ أَنَّ مَالِکَ الْمَوْتِ هُوَ مَالِکُ الْحَیَاهِ،
پسرم! در فهم وصیتم دقت نما. بدان مالک مرگ همان مالک حیات است .
أَنَّ الْخَالِقَ هُوَ الْمُمِیتُ
و آفریننده، همان کسى است که مى میراند.
وَ أَنَّ الْمُفْنِیَ هُوَ الْمُعِیدُ وَ أَنَّ الْمُبْتَلِیَ هُوَ الْمُعَافِی
و فانى کننده هم اوست که جهان را از نو نظام مى بخشد و بیمارى دهنده همان شفابخش است.
اللهم افتح لنا ابواب رحمتک
حکمت سیصد و پنجاه و یکم نهج البلاغه
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۳/۱۳ – ۷ذیحجه
💢 حکمت ۳۵۱ 💢
متن حکمت سیصد و پنجاه و یکم نهج البلاغه
وَ قَالَ (علیه السلام): عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّهِ، تَکُونُ الْفَرْجَهُ؛ وَ عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ، یَکُونُ الرَّخَاءُ.
معنای حکمت سیصد و پنجاه و یکم نهج البلاغه
و فرمود (علیهالسلام): چون سختى به نهایت رسد، گشایش آید و چون حلقه هاى بلا تنگ گردد، آسودگى فرا رسد.
متن شرح حکمت 351
💠و قَالَ (علیه السلام): عِنْدَ تَنَاهِی الشِّدَّهِ، تَکُونُ الْفَرْجَهُ؛
امام علی علیهالسلام میفرمایند:
هنگامى که سختى ها به آخرین درجه و نهایت [تَنَاهِی] شدت برسد فرج و گشایش [الْفَرْجَهُ] حاصل مى شود.
💠 و عِنْدَ تَضَایُقِ حَلَقِ الْبَلَاءِ، یَکُونُ الرَّخَاءُ
و در آن هنگام که حلقه هاى بلا تنگ مى گردد [تَضَایُقِ] نوبت آسایش و راحتى [الرَّخَاءُ] فرا مى رسد.
✳️حکمت امید آفرین:
حضرت در این حکمت به یکى از اصول زندگى بشر نه به عنوان قانونى کلى، بلکه قانونى غالبى اشاره کرده و به وسیله آن به تمام گرفتاران امید مى بخشد. این حکمت یکی از امید بخش ترین مطالب نهج البلاغه است؛ مخصوصا برای کسانی که احساس میکنند به آخر خط رسیده اند و دیگر هیچ راه بازگشتی برای آنها نیست.
❇️پایان شب سیه، سفید است:
این حقیقت به کرّات تجربه شده که پایان شبهاى سیاه سپید است و عاقبت گرفتارى ها راحتى و استراحت است.
به همین دلیل انسان هرگز نباید به هنگام هجوم مشکلات و درد و رنجها مأیوس گردد و دست به کارهاى نامعقول بزند ویا زبان به ناشکرى بگشاید و بى تابى کند، بلکه پیوسته امیدوار باشد که به دنبال این شدتها و تنگى حلقه هاى بلا گشایش حاصل مى شود، طوفان بلا فرو مى نشیند و ابرهاى نومیدى کنار مى رود و آفتاب شفاف امید آشکار مى گردد.
✳️آنقدر این مطلب واضح است که تبدیل به ضرب المثل شده:
ابن ابی الحدید میگوید در زبان عربی شبیه این مطلب به عنوان ضرب المثل استفاده شده:
کَانَ یُقَالُ: إِذَا اشْتَدَّ الـمَضِیقُ اتَّسَعَتِ الطَّرِیقُ
گفته میشد: هرگاه تنگنا سختتر شود، راه گشاده میگردد.
وَ کَانَ یُقَالُ: تَوَقَّعُوا الْفَرَجَ عِنْدَ ارْتِتَاجِ الـمَخْرَجِ
و گفته میشد: هنگامی که راه خروج تنگتر شود، منتظر گشایش باشید.
✳️گرفتاری، بهترین دلیل امیدواری است:
پیامبر اکرم صلوات الله علیه میفرمایند:
ضَیِّقُ الأَمْرِ أَدْنَاهُ إِلَی الْفَرَجِ
هرگاه کارها تنگتر شود، گشایش به آن نزدیکتر میشود.
✍️ هر وقت گرفتار شدیم باید بدانیم الان به رحمت و فرج نزدیک تر هستیم یعنی در اوج تهدیدها و سختی ها بیشترین فرصت ها وجود دارد.
_ قرآن مجید در سوره «انشراح» خطاب به پیامبر اسلام مى فرماید:
《 فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا》
✍️ اگر چه غالبا آیه را طوری معنا میکنیم که گویا خدا میفرماید”با هر سختی راحتی است”؛ اما معنای دقیق آیه لطیف تر از آن است.
لفظ “العسر” در هر دو آیه تکرار شده که آمدن “ال” نشان میدهد این عسر و سختی در هر دو آیه یکی است.
ولی لفظ “یسرا” به صورت نکره آمده که نشان میدهد هر “یسر” برای خودش مستقل است.
پس معنای آیه چنین است:
فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا * إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرا
به درستی که همراه هر سختی آسانی است.
یقینا همراه همان سختی قبل، راحتی جدیدی نیز وجود دارد.
در واقع به ازای هر سختی، دو راحتی برای انسان وجود دارد.
❇️از هرجایی سختی آمده، از همانجا راحتی می آید:
در تفسیر سوره «انشراح» و در ذیل آیات بیان شده روایت داریم که پیامبر فرمود:
لَوْ کانَ الْعُسْرُ فِی حُجْرٍ لَدَخَلَ عَلَیْهِ الْیُسْرُ حَتّى یُخْرِجَهُ
هرگاه سختى وارد لانه اى شود، راحتى وارد مى شود و آن را بیرون مى کند. سپس آیه شریفه
” إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْرآ” را تلاوت فرمود.
✍️جالب آن است که در بسیاری از موارد وقتی از انسان های گرفتار پرسیده میشود که چرا به این حال و روز افتاده اید میگویند ” نمیدانم”؛ و واقعا نمیدانند این سختی ها از کجا بر آنها وارد شده.
در این حدیث پیامبر میفرماید اتفاقا راحتی هم از همان راهی که نمیدانید و باورش ندارید بر شما وارد میشود.
✳️یکی ها هیچ وقت بر دوتایی ها پیروز نمیشوند:
جناب عبدالله ابن عباس با توجه به درسهایی که از پیامبر و اهل بیت گرفته میگوید:
مَعَ الْعُسْرِ سَعَهًْ
همراه عسر و سختی گشایش و آسانی است.
وَ لَا یَغْلِبُ عُسْرٌ وَاحِدٌ یُسْرَیْنِ أَبَداً
و یک سختی هرگز بر دو گشایش غالب نمیشود.
📗در روایت داریم:
خَرَجَ النَّبِیُّ (صلی الله علیه و آله) مَسْرُوراً فَرِحاً وَ هُوَ یَضْحَکُ وَ یَقُولُ:
پیامبر خوشحال و خندان درحالیکه میخندید خارج شد و میگفت:
لَنْ یَغْلِبَ عُسْرٌ یُسْرَیْنِ فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً.
هرگز یک سختی بر دو گشایش غالب نشود که با هر سختی دو گشایش است که با هرسختی دو گشایش است.
✳️سختی و بلا و ابتلاء هست، ولی صبر و فرج هم هست:
اگر چه این حکمت در صدد بیان فرج و گشایش است ولی کاملا واضح است که فرج وقتی معنا دارد که قبلش یک رنج و زحمت و سختی و بلایی بوده باشد.
بلا و ابتلائات لازمه زندگی انسان است ولی توقف کردن در آنها درست نیست، باید آنها را مانند سرعت گیری پشت سر گذاشت و به سمت هدف حرکت کرد.
✳️ابتلائات را باید با صبر و فرج پشت سر گذاشت:
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم میفرمایند:
وَ اعْلَمْ أَنَّ الصَّبْرَ مَعَ النَّصْرِ وَ أَنَّ الْفَرَجَ مَعَ الْکَرْبِ وَ أَنَّ مَعَ الْعُسْرِ یُسْراً
بدان که صبر، پیروزی میآورد و گشایش بعد از مشکلات پیش میآید و با هرسختی یک آسانی هم میباشد.
✅مشکلات و سختیها همگانی هستند؛ آنها را تحمل کنید:
در روزهای سخت صدر اسلام مثل احزاب و احد، عده ای از مسلمانان بی تابی میکردند و میخواستند بدون تحمل سختی به پیروزی نهایی برسند، قرآن کریم در جواب آنها میفرماید:
《أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّهَ وَلَمَّا یَأْتِکُمْ مَثَلُ الَّذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِکُمْ؛ بقره – ۲۱۴ 》
آیا گمان کردید داخل بهشت مى شوید، بى آنکه حوادثى همچون حوادث گذشتگان به شما برسد؟!
《 مَسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّى یَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِینَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَى نَصْرُ اللهِ 》
همانان که گرفتارى ها وناراحتى ها به آنها رسید، و آن چنان ناراحت شدند که پیامبر و افرادى که ایمان آورده بودند گفتند: «پس یارى خدا کى خواهد آمد؟!»
《أَلاَ إِنَّ نَصْرَ اللهِ قَرِیبٌ 》
و به آنها گفته شد:آگاه باشید، یارى خدا نزدیک است!
⁉️به چه علت و دلیلی در هنگام به اوج رسیدن سختیها، گشایش ایجاد میشود؟!!
📗مرحوم سید محمد کاظم قزوینی _صاحب کتاب فاطمه الزهراء من المهد الی اللحد_ میگوید:
منتهی شدن سختی های جانکاه به راحتی و آسایش چند دلیل دارد:
👈الف. انسان در لحظاتی که کارد به استخوانش رسیده باشد، دعایش خاضعانه و خاشعانه و خالصانه خواهد شد و یکی از شرایط استحابت دعا همین خضوع و خشوع قلبی و واقعی است.
👈ب. شفاعت اولیاء الهی زمانی به فریاد انسان میرسد که انسان از همه ی اسباب عادی ناامید شده باشد. در آن لحظات است که دستگیری اهل بیت شروع میشود و سختی تبدیل به راحتی میشود.
🔺قرآن کریم در جریان حضرت یونس میفرماید:
《وَذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغَاضِبًا فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَیْهِ فَنَادَىٰ فِی الظُّلُمَاتِ أَنْ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ؛ انبیا – ۸۵》
و صاحب ماهی حضرت یونس را یاد کن زمانی که خشمناک از میان قومش رفت و گمان کرد که ما زندگی را بر او تنگ نخواهیم گرفت، پس در تاریکی های شب، زیر آب، و دل ماهی ندا داد که معبودی جز تو نیست تو از هر عیب و نقصی منزّهی، همانا من از ستمکارانم.
✍️ چه کسی فکر میکرد در آن شرایط سخت، جناب یونس از سه ظلمت نجات پیدا کند؟!!!!
《فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَکَذَٰلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ 》
پس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم.
ولی وقتی کارد به استخوان رسید و او خالصانه دعا کرد و اشتباهش را پذیرفت، خدا نیز از راهی که او نمیدانست و به فکرش نمیرسید او را نجات داد.
✳️نمونه ای از نجات بعد از سختی ها:
در طول تاریخ کتابهایی تحت عنوان ” الفرجُ بعد الشِّدَّه” نوشته شده است و از موارد عجیبی که در سخت ترین حالت کمک رسیده است، موارد و مطالبی نوشته اند.
فِی «تَارِیخِ بَغْدَادَ» فِی یَعْقُوبَ بْنِ دَاوُودَ السَّلَمِیِّ الذِی اسْتَوْزَرَهُ المَهْدِیُّ،
در کتاب «تاریخ بغداد» درباره یعقوب ابن داوود آمده است که مهدی عباسی او را وزیر خود کرد،
ثُمَّ غَضِبَ عَلَیْهِ لِإطْلَاقِهِ عَلَوِیًّا، فَأمَرَ بِقَتْلِهِ فَحَبَسَهُ فِی المَطْبَقِ
سپس به خاطر آزاد کردن یک علوی بر او خشم گرفت و دستور قتلش را صادر کرد و او را در زندان «مطبق» حبس کرد.
قَالَ یَعْقُوبُ: حَبَسَنِی المَهْدِیُّ فِی بِئْرٍ وَبُنِیَتْ عَلَیَّ قُبَّهٌ
او میگوید: «مهدی مرا در چاهی زندانی کرد و گنبدی بر روی آن ساخت.
وَکَانَ یُدْلِی إلَیَّ فِی کُلِّ یَوْمٍ رَغِیفٌ وَکُوزٌ مِنْ مَاءٍ، وَأُؤَذَّنُ بِأوْقَاتِ الصَّلَوَاتِ.
هر روز برایم یک نان و کوزهای آب میفرستادند و اوقات نماز را به من اعلام میکردند.
فَلَمَّا کَانَ فِی رَأْسِ ثَلَاثَ عَشْرَهَ حِجَّهً أتَانِی آتٍ فِی مَنَامِی،
وقتی سیزده سال از حبسم گذشت، در خواب دیدم کسی به من گفت:
فَقَالَ: حَنَا عَلَى یُوسُفَ رَبٌّ فَأخْرَجَهُ مِنْ قَعْرِ جُبٍّ وَبِیتٍ حَوْلَهُ غُمَمٌ،
“خداوند بر یوسف رحم کرد و او را از ته چاه و از میان غمها نجات داد.
فَحَمِدْتُ اللهَ وَقُلْتُ: أتَى الفَرَجُ
” پس خدا را شکر گفتم و گفتم: “گشایش فرا رسیده است.”
فَمَکَثْتُ حَوْلًا لَا أَرَى شَیْئًا، ثُمَّ أتَانِی ذَلِکَ الآتِی بَعْدَ حَوْلٍ،
یک سال دیگر گذشت و چیزی ندیدم. سپس همان شخص دوباره در خواب آمد و گفت:
فَقَالَ: عَسَى الکَرْبُ الذِی أَمْسَیْتَ فِیهِ یَکُونُ وَرَاءَهُ فَرَجٌ قَرِیبٌ،
“امید که این سختیهایی که در آن هستی، به زودی گشایش یابد.
فَیُؤْمَنُ خَائِفٌ وَ یُفَکُّ عَانٍ وَ یَأْتِی أَهْلَهُ النَّائِی الغَرِیبُ.
پس بیمناک ایمن شود و اسیر رها گردد و غریب به خانوادهاش بازگردد.”
فَلَمَّا أَصْبَحْتُ نُودِیتُ، فَظَنَنْتُ أَنِّی أُؤَذَّنُ بِالصَّلَاهِ، فَدُلِّیَ لِی حَبْلٌ أَسْوَدُ
صبح که شد، صدایی شنیدم. گمان کردم اذان نماز است،
وَقِیلَ لِی: اشْدُدْ بِهِ وَسَطَکَ. فَفَعَلْتُ، فَأخْرَجُونِی
اما ریسمانی سیاه برایم فرستادند و گفتند: “این را به کمرت ببند.” همین کار را کردم و مرا بیرون کشیدند.
فَلَمَّا قَابَلْتُ الضَّوْءَ غُشِیَ بَصَرِی. فَانْطَلَقُوا بِی فَأدْخَلُونِی عَلَى الرَّشِیدِ
وقتی به نور رسیدم، چشمم تار شد. تازه فهمیدم مهدی عباسی از دنیا رفته و زمان حکومت هارون الرشید است و مرا نزد هارون الرشید بردند.
فَقَالَ لِی الرَّشِیدُ: وَاللهِ مَا شَفَعَ فِیکَ أَحَدٌ، غَیْرَ أَنِّی حَمَلْتُ اللَّیْلَهَ صَبِیَّهً لِی عَلَى عُنُقِی،
هارون الرشید به من گفت: “به خدا سوگند هیچ کس برای تو شفاعت نکرد، جز اینکه امشب دختر کوچکم را بر دوش گرفته بودم
فَذَکَرْتُ حَمْلَکَ إیَایَ عَلَى عُنُقِکَ فَرَثَیْتُ لَکَ.
و به یاد آوردم که تو هم مرا زمانی بر دوش گرفته بودی، پس به تو رحم کردم.”
👈نکته ۱:
فلسفه بلاها و سختی ها بازگشت به خداست.قرآن کریم میفرماید:
《 و َأَیُّوبَ إِذْ نَادَى رَبَّهُ أَنِّى مَسَّنِىَ الضُّرُّ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ؛ انبیا – ۸۳ 》
و ایوب را به یاد آور هنگامى که پروردگارش را خواند و عرضه داشت: بدحالى و مشکلات به من روى آورده؛ و تو مهربان ترین مهربانانى!
سپس قرآن میفرماید:
《فَاسْتَجَبْنَا لَهُ فَکَشَفْنَا مَا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَآتَیْنَاهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَّعَهُمْ رَحْمَهً مِنْ عِنْدِنَا وَذِکْرَى لِلْعَابِدِینَ 》
ما دعاى او را مستجاب کردیم؛ وناراحتى هایى را که داشت برطرف ساختیم؛ و خاندانش را به او بازگرداندیم؛ وهمانندشان را بر آنها افزودیم؛ تا رحمتى از سوى ما و تذکرى براى عبادت کنندگان باشد.
✍️مشکلات برای همه ی افراد هست، نکته مهم نوع مواجهه ما با سختی و بلاء است.
اگر انسان در سختی ها به سمت خدا رفت و به اونزدیک شد، هم بلا از او دور میشود هم مقام او بالا میرود.
👈نکته ۲:
فرج میرسد، ولی زمان هم لازم است
از آنجایی که “عند” ظرف زمان و مکان است، باید دانست که مشکلات و سختی ها در زمان و مکان خاص اصلاح میشوند.
🔺عجله برای رسیدن به نتیجه، گاهی اثر معکوس دارد:
حضرت در خطبه ۱۵۰ میفرماید:
فَکَمْ مِنْ مُسْتَعْجِلٍ بِمَا إِنْ أَدْرَکَهُ وَدَّ أَنَّهُ لَمْ یُدْرِکْهُ
بسیارند افرادى که براى چیزى عجله مىکنند که اگر به دست آورند پشیمان شده و دوست دارند هرگز به آن نرسیده بودند
🔺 «قاضى تَنوخى» در کتاب الفرج بعد الشده از امیرمومنان علیه السلام نقل میکند:
مرد عربى خدمت امیرمومنان علیه السلام آمد و عرضه داشت: من گرفتارى ها و مشکلات زیادى دارم، نکته اى به من بیاموز که از آن استفاده کنم. ا
مام علیه السلام فرمود: اى اعرابى!
إنَّ لِلْمِهَنِ أوْقاتآ وَلَها غایاتٌ فَاجْتِهادُ الْعَبْدِ فِی مِهْنِتَهِ قَبْلَ إزالَهِ اللهِ تَعالى یَکُونُ زِیادَهٌ فِیها
مهنتها ومشکلات، زمان و سرآمدى دارد وتلاش انسان براى برطرف ساختن آن پیش از آنکه فرمان الهى برسد بر حجم آن مشکلات مى افزاید.
سپس امام علیه السلام به آیه شریفه 38 سوره زمر استدلال کرد آنگاه افزود:
«لکِنِ اسْتَعِنْ بِاللهِ وَاصْبِرْ وَأکْثِرْ مِنَ الاِْسْتِغْفارِ فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ وَعَدَ الصّابِرینَ خَیْرآ کَثِیرآ
از خدا یارى بطلب و شکیبایى پیشه کن و بسیار استغفار کن که خداى متعال به صابران وعده خیر بسیار داده است.
✍️وظیفه ما آن است که دعا کنیم و تلاش کنیم برای از بین بردن آن مشکل؛ ولی این را هم بدانیم که هر کاری یک زمانی دارد که تا به آنجا نرسد، کار حل نمیشود.
🔺یکی از کارهایی که در زمان سختی باید بکنیم انس با خداست:
امام رضا علیه السلام میفرماید:
رأیتُ أبی علیه السلام فی المَنامِ فقالَ : یا بُنَیَّ ، إذا کُنتَ فی شِدّهٍ فأکْثِرْ أنْ تقولَ : «یا رؤوفُ یا رحیمُ»
پدرم را در خواب دیدم فرمود: پسرم! هرگاه در سختى و گرفتارى بودى جمله «یا رؤوف یا رحیم» را فراوان بگو ،
و الّذی تَراهُ فی المَنامِ کما تَراهُ فی الیَقَظهِ
و آنچه در خواب مى بینى چنان است که در بیدارى مى بینى.
👈نکته۳:
رسیدن فرج در تنگناها، دلیل وجود خداست:
علامه شوشتری:
هُوَ أَحَدُ الشَّوَاهِدِ وَالأَدِلَّهِ أَیْضًا عَلَی وُجُودِ البَارِی تَعَالَی
این خود یکی از شواهد و دلایل وجود خدای متعال است.
فَالْفَرَجُ وَالرَّخَاءُ لِلشَّخْصِ لِئَلَّا یَهْلِکَ
زیرا گشایش و آسایش برای انسان لازم تا هلاک نشود. چون اگر یکسره درد باشد انسان از پا در می آید،
کَدَفْعِ الآفَاتِ عَنِ العَالَمِ لِئَلَّا یَفْنَی
همانگونه که دفع بلاها از جهان بر خدا لازم است تا عالم نابود نگردد ،
دَلِیلٌ عَلَی وُجُودِ صَانِعٍ حَکِیمٍ رَؤُوفٍ رَحِیمٍ
و همه اینها دلیلی است بر وجود آفریدگاری حکیم، مهربان و رحیم،
وَضَعَ لِلإنْسَانِ شِدَّهً کَمَا لِلعَالَمِ آفَهً ؛حِکْمَهً، وَیَرْفَعُهُمَا بَعْدَ حِینٍ رَأْفَهً وَرَحْمَهً.
او برای انسان سختی ها را همچون بلایایی برای جهان مقرر کرده است – همه به حکمتی – و پس از مدتی به مهر و رحمت خویش هر دو را برطرف می سازد.
✍️میدانیم که اگر دیواری ترک برداشته باشد و صد سال هم بماند، این دیوار خود به خود اصلاح نمیشود. بلکه باید کسی آن را تعمیر کند.
اینکه انسان دچار حالات بد روحی میشود، در سختی ها و تنگناها قرار میگیرد و بعد از آن شرایط خارج میشود خود دلیلی است بر وجود خدایی که جابر است و مشکلات و سختی ها را برای انسان جبران میکند.
🔺 او که سختی میدهد، آسانی میدهد
امیر المومنین در نامه ۳۱ میفرماید:
فَتَفَهَّمْ یَا بُنَیَّ وَصِیَّتِی وَ اعْلَمْ أَنَّ مَالِکَ الْمَوْتِ هُوَ مَالِکُ الْحَیَاهِ،
پسرم! در فهم وصیتم دقت نما. بدان مالک مرگ همان مالک حیات است .
أَنَّ الْخَالِقَ هُوَ الْمُمِیتُ
و آفریننده، همان کسى است که مى میراند.
وَ أَنَّ الْمُفْنِیَ هُوَ الْمُعِیدُ وَ أَنَّ الْمُبْتَلِیَ هُوَ الْمُعَافِی
و فانى کننده هم اوست که جهان را از نو نظام مى بخشد و بیمارى دهنده همان شفابخش است.
اللهم افتح لنا ابواب رحمتک