بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۲/۲۸ . ۲۰ذیقعده
💢 حکمت ۳۴۵ 💢
وَ قَالَ (علیه السلام): مِنَ الْعِصْمَهِ، تَعَذُّرُ الْمَعَاصِی.
و فرمود (علیهالسلام): گونه اى پاکدامنى است، به گناه دست نایافتن.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): مِنَ الْعِصْمَهِ، تَعَذُّرُ الْمَعَاصِی
دست نیافتن و عدم توانایی بر گناه،عذر داشتن،[تَعَذُّرُ] نوعى عصمت است .
🛑امیرالمومنین در این حکمت در مورد رسیدن به عصمت صحبت میکنند.
اینکه انسان باید تلاش کند خودش را در حصن حصین الهی قرار دهد و از هرگونه خطا و اشتباهی دوری کند.
⏪ انواع عصمت:
عصمت معناى عامى دارد که به معناى محفوظ ماندن، به ویژه محفوظ ماندن از گناه است.
1⃣ عصمت انبیاء و ائمه:
گاه عصمت در حد کمال دیده مى شود که مقام والاى انبیاء و امامان است. آنها ملکه اى نفسانى دارند که از هر گناه و خطا آنان را باز مى دارد و همین مقام سبب اعتماد همه مردم به آنها مى شود که گفتار و رفتارشان حجت و سرمشق براى همگان باشد.
2⃣ عصمت از گناه کبیره:
مرحله پایین ترى از عصمت، ملکه عدالت است که بازدارنده از معاصى کبیره و اصرار بر صغیره است؛ ولى چنان نیست که در برابر همه چیز مقاومت کند.
درست مانند سدى است که در برابر سیلاب بسته اند که اگر سیلاب شدید و قوى باشد ممکن است سد را بشکند و با خود ببرد.
افراد عادل نیز ممکن است گاه در برابر عوامل نیرومند گناه زانو بزنند و سپس پشیمان شوند و رو به درگاه خدا آورند و توبه کنند و سد عصمت عدالت در آنها بار دیگر تجدید شود.
3⃣ عصمت به سبب فراهم نبودن شرایط گناه:
نوع سومى از عصمت است که انسان به سبب فراهم نبودن وسایل و اسباب گناه از آن دور مى ماند.
یا قدرت بر گناه ندارد؛ مانند نابینا که نمى تواند نگاه هوس آلود به نامحرم داشته باشد.
و یا قدرت دارد اما وسایل گناه فراهم نیست؛ مثل اینکه شرابى نیست تا بنوشد:
مثلا در منطقه ای زندگی میکند که به خاطر کوچک بودن محیط، امکان انجام گناه وجود ندارد.
یا به خاطر ترس از آبرو، سمت گناه نمیرود.
یا حکومت اسلامى او را از گناه بازمى دارد هر چند او مایل به گناه باشد.
📕ابن ابى الحدید حدیث دیگرى مشابه همین حکمت از حضرت نقل میکند:
إِنَّ مِنَ الْعِصْمَهِ أنْ لا تَجِدَ
نوعى از عصمت این است که وسایل گناه را در اختیار نداشته باشى.
🔻نکته:
اگر چه خداوند به اعمال اختیاری انسان اجر و ثواب میدهد و این نوع عصمت، عصمت در حد بالا نیست ولی همین مدل عصمت نیز تاثیرات خودش را دارد:
◀️ الف. فایده اش این است که از عذاب الهى دور مى ماند زیرا در هر صورت مرتکب گناه نشده.
◀️ ب. چه بسا لطف خدا شامل حال این افراد شود و همین عادت کردن به ترک گناه، تبدیل به ملکه ای در آنها شود که بعدا حتی با وجود شرایط نیز تمایلی به گناه نداشته باشند.
💠مِنَ الْعِصْمَهِ، تَعَذُّرُ الْمَعَاصِی
هجرت برای ترک گناه:
عدم حضور در مجلس معصیت و هجرت از مناطقى که انسان را به گناه آلوده مى کند، خود راهی است برای رسیدن به عصمت.
⏪هجرت انواعی دارد:
↙️ هجرت مکانی:
از مکان گناه دور شدن، حضرت درنامه ۶۹ فرمودند:
وَ اسْکُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ
و در شهرهاى بزرگ ساکن شو،
فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ،
زیرا مسلمانان در آنها گرد هم هستند (که از ایشان مى توان علوم و معارف و راه سعادت و نیکبختى آموخت)
وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَهِ وَ الْجَفَاءِ
و بپرهیز از جاهایى که سبب غفلت و فراموشى (از یاد خدا) و ستم نمودن (به نیکان) است.
وَ قِلَّهَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَهِ اللَّهِ
و کمى همراهان بر طاعت و بندگى خدا است (مانند بلاد کفر و ده ها) بپرهیز.
↙️ هجرت اعتقادی:
دست از اعتقاد باطل برداشتن.
↙️ هجرت عملی:
دست کشیدن از گناه. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
الْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ السَّیِّئَاتِ وَ تَرَکَ مَا حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ
مهاجر کسى است که از گناهان هجرت و دورى کند و حرام خدا را ترک نماید.
⛔️یکى از آثار و برکات هجرت مسلمانان از مکه به مدینه،
یا از مکه به حبشه نیز همین بود که از محیط شرک که آنها را مجبور به گناه مى کرد دور بمانند و خدا را آزادانه بندگى و عبادت کنند.قرآن مجید مى فرماید:
《إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمى أَنْفُسِهِمْ 》
کسانى که فرشتگان قبض روح، روح آنها را گرفتند در حالى که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند:
《 قالُوا فیمَ کُنْتُمْ 》
شما در چه حالى بودید؟ و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صفِ کفّار جاى داشتید؟!
《 قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِى الاَْرْضِ 》
گفتند: «ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.
《قالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فیها 》
فرشتگان ـ گفتند: مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!
《فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصیراً ؛ نساء – ۹۷》
آنها عذرى نداشتند، و جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند.
❌خلوت زمینه گناه است، از خلوت بپرهیز: درحکمت ۳۲۴ فرمود:
اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ، فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ.
از عصیان خداوند در خلوتگاه ها بپرهیزید، چرا که شاهد، همان حاکم و دادرس است.
❌ فراهم نبودن شرایط گناه، نعمت است.
در غرر الحکم جمله ای شبیه به حکمت ۳۴۵ نقل شده با اندکی تفاوت:
إنَّ مِنَ النِّعْمَهِ تَعَذُّرُ الْمَعاصی
یکی از نعمت های الهی این است که انسان شرایط گناه کردن را نداشته باشد.
انسان برای به دست آوردن این نعمت از خداوند تقاضا و درخواست کند. خود قرار نگرفتن در موقعیت گناه، احتمال گناه را کم میکند و باعث عصمت و پاکی انسان است.
👈 به تعبیر جناب #سعدى :
چگونه شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزارى ندارم
👈 #حافظ نیز مى گوید:
من از بازوى خود دارم بسى شکر
که زور مردم آزارى ندارم
👈 یا به قول شاعر دیگری:
گر دسترست نیست به کارى که خطاست این نیز نشانه اى ز الطاف خداست
گر عاجزى از اینکه گناهى بکنى
کن شکر که این عجز هم از نعمتهاست
⛔️ مسیر اطاعت را تقویت و مسیر گناه را تضعیف کنیم.
در حکمت ۳۸۳ فرمود:
إِذَا قَوِیتَ، فَاقْوَ عَلَى طَاعَهِ اللَّهِ،
چون توانا شدى بر طاعت حق توانا باش،
وَ إِذَا ضَعُفْتَ، فَاضْعُفْ عَنْ مَعْصِیَهِ اللَّهِ
و وقتى ناتوان گشتى از معصیت خدا ناتوان باش.
هم باید در زمان قدرت و توان به طاعت پرداخت، و بی حالی ها بگذاریم برای زمان گناه و مجالی به گناه ندهیم.
هم باید مسیر طاعت را تقویت کنیم مانند دوست خدایی، و مسیر معصیت را تضعیف کنیم مثل همنشیین بد.
🔻نکته1:
وظیفه حکومت اسلامی هموار کردن راه بهشت و سخت کردن راه جهنم است.
ازاین حکمت بخوبی استفاده میشود که حاکمان جامعه براى دور ماندن مردم از گناه، باید کارى کنند که اسباب معصیت از میان آنها برچیده شود .
اگر کسی خواست بهشتی شود و به سعادت برسد راه رسیدن برای او هموار باشد و امکانات فراهم باشد؛ و اگر کسی خواست به جهنم برود راه گناه و معصیت بر او بسته و سخت باشد.
⭕️حکومت علوی، حکومت هموار کننده راه بهشت باشد. حضرت در خطبه ۱۵۶:
فَإِنْ أَطَعْتُمُونِی فَإِنِّی حَامِلُکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَلَى سَبِیلِ الْجَنَّهِ،
و اگر مرا اطاعت کنید من به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد;
وَ إِنْ کَانَ ذَا مَشَقَّهٍ شَدِیدَهٍ وَ مَذَاقَهٍ مَرِیرَهٍ
هر چند راهى است پر مشقّت و داراى تلخى هاى فراوان.
❌ حکومت مستکبران، حکومت هموار کننده راه جهنم است.
قرآن کریم میفرماید:
《وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ لَا یُنْصَرُونَ؛ قصص – ۴۱ 》
و حاکمان ظالم را پیشوایانی که دعوت به آتش می کنند قرار دادیم، و روز قیامت یاری نمی شوند.
《 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ کُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ؛ ابراهیم – ۲۸ 》
آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند و به هلاکت انداختند؟!
💮رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی ها میفرمایند:
گاهى شنیده میشود کسانى در گوشهوکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها میشود،
میگویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟
خب بله؛ بله، همین است.
فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است:
حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛
[لذا] راهها را باید هموار کند.
اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است.
فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛
این وظیفهى ما است، این کارى است که امیرالمؤمنین بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه میکند که مردم را به بهشت برساند.
مِنَ الْعِصْمَهِ، تَعَذُّرُ الْمَعَاصِی
دست نیافتن و عدم توانایی بر گناه، نوعى عصمت است.
🔻نکته ۲:
رسیدن به بالاترین عصمت با محبت ممکن است.
در حکمت ۳۴۵ حضرت راهکار عصمت حداقلی را بیان کردند، اینکه انسان به سبب موانعی از گناه دور شود، خود عاملی است برای حفظ و عصمت در مقابل گناه.
این نوع عصمت اگر چه بهتر از گناه است ولی نمیتواند روحیه انسان را تغییر دهد و چه بسا انسان با تغییر شرایط باز هم به سمت گناه برود.
پس باید راهکاری اساسی پیدا کرد که عصم جزء ملکات انسان بشود و با تغییر محیط و شرایط، تغییر نکند.
💮 دین باید عاشقانه باشد تا با عصمت باشد.
ابن ابی الحدید از امیرالمومنین روایت نقل میکند:
ثلاثهُ أشیاءٍ لا دَوام لها
سه چیز هستند که دوام و پایداری ندارد.
المَال فی یَدِ المُبَذِّر
مالی که در دست انسان اسراف گر باشد، ریخت و پاش میکند و تمام میشود.
و سَحابَهُ الصَّیف
ابری که در تابستان سایه بیندازد، زود از بین میرود.
و غَضَبُ العاشِق
غضبی که از انسان عاشق سر بزند، زود فروکش میکند.
انسان اگر عاشق شد تحمل دیدن ناراحتی معشوق را ندارد و خیلی زود از هر کاری که مخالف رضایت معشوق باشد دست می کشد. خاصیت عشق و دوست داشتن این است که انسان را مطیع میکند.
💮کسی که مزه محبت خدا را چشید حاضر نیست گناه کند و این حقیقت عصمت است.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: حُبُّ اللَّهِ نَارٌ لَا تَمُرُّ عَلَى شَیْءٍ إِلَّا احْتَرَق
دوستىِ خدا ، آتشى است که بر هرچه بگذرد ، مى سوزد
لا یَطلُعُ عَلى شَیءٍ إلاّ أضاءَ
و نور خدا بر هر چه بتابد ، درخشیدن مى گیرد.
💮 مناجات شعبانیه:
اِلهی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ
خداوندا، من قدرت نداشتم که از معصیت و نافرمانی تو فاصله بگیرم،
اِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ
جز در هنگامی که مرا متوجه محبت خود نمودی،و بیدار ساختی.
(محبت تو را فهمیدم بیدار شدم)
⏪ راهکار عاشق خدا شدن:
◀️الف. کثرت ذکر الهی
حضرت در غررالحکم فرمود :
إذا رَأیتَ اللّه َ سُبحانَهُ یُؤنِسُکَ بِذِکرِهِ فقد أحَبَّکَ
هر گاه دیدى که خداوند سبحان تو را انیس یاد خود کرده است ، بی گمان دوستت دارد،
إذا رَأیتَ اللّه َ یُؤنِسُکَ بِخَلقِهِ و یوحِشُکَ مِن ذِکرِهِ فقد أبغَضَکَ
و هرگاه دیدى که تو را با خلقش انیس کرده و از یاد خویش جدایت ساخته است، بی گمان تو را ناخوش مى دارد.
⤵️ اگر با ذکر الهی مانوس بشویم هم عاشق خدا میشویم و هم محبوب خدا.
یا مَن ذکره حُلوٌ
ای خدایی که یاد تو شیرین است!
⤵️ ذکر نیز خیلی گسترده است، با کمترین زمان میشود جزء ذاکرین شد.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود :
مَن قَرَأَ عَشْرَ آیاتٍ فی لَیْلَهٍ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغافِلینَ،
هر کسی در شب ده آیه قرائت کند از غافلان به حساب نیاید،
وَمَنْ قَرَأَ خَمْسینَ آیَهً کُتِبَ مِنَ الذّاکِرینَ
و هر کس پنجاه ایه بخواند از ذاکران به حساب آید.
◀️ ب. توجه به نعمت های الهی
در حدیث قدسی فرمود:
أوْحَی اللهُ تَعَالَی إِلَی مُوسَی:
خداوند به موسی وحی کرد:
حَبِّبْنِی إِلَی خَلْقِی
مرا محبوبِ خلقم کن،
وَ حَبِّبْ خَلْقِی إِلَیّ
و خلقم را محبوب من _ محبت مرا در قلبها زنده کن و مرا محبوب قلوب آنها قرار ده.
قَالَ: یا رَبِّ، کَیفَ أفْعَلُ؟
موسی گفت: پروردگارا، چگونه این کار را انجام دهم؟
قَالَ: ذَکِّرْهُمْ آلائِی وَ نَعْمَائِی، لِیحِبُّونِی خداوند فرمود: آلاء و نعمتهای مرا برایشان ذکر کن، تا دوستم بدارند.
اللهم اجعلنا من الذاکرین و فی نعمائک من الشاکرین
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۲/۲۸ . ۲۰ذیقعده
💢 حکمت ۳۴۵ 💢
وَ قَالَ (علیه السلام): مِنَ الْعِصْمَهِ، تَعَذُّرُ الْمَعَاصِی.
و فرمود (علیهالسلام): گونه اى پاکدامنى است، به گناه دست نایافتن.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): مِنَ الْعِصْمَهِ، تَعَذُّرُ الْمَعَاصِی
دست نیافتن و عدم توانایی بر گناه،عذر داشتن،[تَعَذُّرُ] نوعى عصمت است .
🛑امیرالمومنین در این حکمت در مورد رسیدن به عصمت صحبت میکنند.
اینکه انسان باید تلاش کند خودش را در حصن حصین الهی قرار دهد و از هرگونه خطا و اشتباهی دوری کند.
⏪ انواع عصمت:
عصمت معناى عامى دارد که به معناى محفوظ ماندن، به ویژه محفوظ ماندن از گناه است.
1⃣ عصمت انبیاء و ائمه:
گاه عصمت در حد کمال دیده مى شود که مقام والاى انبیاء و امامان است. آنها ملکه اى نفسانى دارند که از هر گناه و خطا آنان را باز مى دارد و همین مقام سبب اعتماد همه مردم به آنها مى شود که گفتار و رفتارشان حجت و سرمشق براى همگان باشد.
2⃣ عصمت از گناه کبیره:
مرحله پایین ترى از عصمت، ملکه عدالت است که بازدارنده از معاصى کبیره و اصرار بر صغیره است؛ ولى چنان نیست که در برابر همه چیز مقاومت کند.
درست مانند سدى است که در برابر سیلاب بسته اند که اگر سیلاب شدید و قوى باشد ممکن است سد را بشکند و با خود ببرد.
افراد عادل نیز ممکن است گاه در برابر عوامل نیرومند گناه زانو بزنند و سپس پشیمان شوند و رو به درگاه خدا آورند و توبه کنند و سد عصمت عدالت در آنها بار دیگر تجدید شود.
3⃣ عصمت به سبب فراهم نبودن شرایط گناه:
نوع سومى از عصمت است که انسان به سبب فراهم نبودن وسایل و اسباب گناه از آن دور مى ماند.
یا قدرت بر گناه ندارد؛ مانند نابینا که نمى تواند نگاه هوس آلود به نامحرم داشته باشد.
و یا قدرت دارد اما وسایل گناه فراهم نیست؛ مثل اینکه شرابى نیست تا بنوشد:
مثلا در منطقه ای زندگی میکند که به خاطر کوچک بودن محیط، امکان انجام گناه وجود ندارد.
یا به خاطر ترس از آبرو، سمت گناه نمیرود.
یا حکومت اسلامى او را از گناه بازمى دارد هر چند او مایل به گناه باشد.
📕ابن ابى الحدید حدیث دیگرى مشابه همین حکمت از حضرت نقل میکند:
إِنَّ مِنَ الْعِصْمَهِ أنْ لا تَجِدَ
نوعى از عصمت این است که وسایل گناه را در اختیار نداشته باشى.
🔻نکته:
اگر چه خداوند به اعمال اختیاری انسان اجر و ثواب میدهد و این نوع عصمت، عصمت در حد بالا نیست ولی همین مدل عصمت نیز تاثیرات خودش را دارد:
◀️ الف. فایده اش این است که از عذاب الهى دور مى ماند زیرا در هر صورت مرتکب گناه نشده.
◀️ ب. چه بسا لطف خدا شامل حال این افراد شود و همین عادت کردن به ترک گناه، تبدیل به ملکه ای در آنها شود که بعدا حتی با وجود شرایط نیز تمایلی به گناه نداشته باشند.
💠مِنَ الْعِصْمَهِ، تَعَذُّرُ الْمَعَاصِی
هجرت برای ترک گناه:
عدم حضور در مجلس معصیت و هجرت از مناطقى که انسان را به گناه آلوده مى کند، خود راهی است برای رسیدن به عصمت.
⏪هجرت انواعی دارد:
↙️ هجرت مکانی:
از مکان گناه دور شدن، حضرت درنامه ۶۹ فرمودند:
وَ اسْکُنِ الْأَمْصَارَ الْعِظَامَ
و در شهرهاى بزرگ ساکن شو،
فَإِنَّهَا جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ،
زیرا مسلمانان در آنها گرد هم هستند (که از ایشان مى توان علوم و معارف و راه سعادت و نیکبختى آموخت)
وَ احْذَرْ مَنَازِلَ الْغَفْلَهِ وَ الْجَفَاءِ
و بپرهیز از جاهایى که سبب غفلت و فراموشى (از یاد خدا) و ستم نمودن (به نیکان) است.
وَ قِلَّهَ الْأَعْوَانِ عَلَى طَاعَهِ اللَّهِ
و کمى همراهان بر طاعت و بندگى خدا است (مانند بلاد کفر و ده ها) بپرهیز.
↙️ هجرت اعتقادی:
دست از اعتقاد باطل برداشتن.
↙️ هجرت عملی:
دست کشیدن از گناه. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند:
الْمُهَاجِرُ مَنْ هَجَرَ السَّیِّئَاتِ وَ تَرَکَ مَا حَرَّمَهُ اللَّهُ عَلَیْهِ
مهاجر کسى است که از گناهان هجرت و دورى کند و حرام خدا را ترک نماید.
⛔️یکى از آثار و برکات هجرت مسلمانان از مکه به مدینه،
یا از مکه به حبشه نیز همین بود که از محیط شرک که آنها را مجبور به گناه مى کرد دور بمانند و خدا را آزادانه بندگى و عبادت کنند.قرآن مجید مى فرماید:
《إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَهُ ظالِمى أَنْفُسِهِمْ 》
کسانى که فرشتگان قبض روح، روح آنها را گرفتند در حالى که به خویشتن ستم کرده بودند، به آنها گفتند:
《 قالُوا فیمَ کُنْتُمْ 》
شما در چه حالى بودید؟ و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صفِ کفّار جاى داشتید؟!
《 قالُوا کُنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِى الاَْرْضِ 》
گفتند: «ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم.
《قالُوا أَلَمْ تَکُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَهً فَتُهاجِرُوا فیها 》
فرشتگان ـ گفتند: مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟!
《فَأُولئِکَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصیراً ؛ نساء – ۹۷》
آنها عذرى نداشتند، و جایگاهشان دوزخ است، و سرانجام بدى دارند.
❌خلوت زمینه گناه است، از خلوت بپرهیز: درحکمت ۳۲۴ فرمود:
اتَّقُوا مَعَاصِیَ اللَّهِ فِی الْخَلَوَاتِ، فَإِنَّ الشَّاهِدَ هُوَ الْحَاکِمُ.
از عصیان خداوند در خلوتگاه ها بپرهیزید، چرا که شاهد، همان حاکم و دادرس است.
❌ فراهم نبودن شرایط گناه، نعمت است.
در غرر الحکم جمله ای شبیه به حکمت ۳۴۵ نقل شده با اندکی تفاوت:
إنَّ مِنَ النِّعْمَهِ تَعَذُّرُ الْمَعاصی
یکی از نعمت های الهی این است که انسان شرایط گناه کردن را نداشته باشد.
انسان برای به دست آوردن این نعمت از خداوند تقاضا و درخواست کند. خود قرار نگرفتن در موقعیت گناه، احتمال گناه را کم میکند و باعث عصمت و پاکی انسان است.
👈 به تعبیر جناب #سعدى :
چگونه شکر این نعمت گزارم
که زور مردم آزارى ندارم
👈 #حافظ نیز مى گوید:
من از بازوى خود دارم بسى شکر
که زور مردم آزارى ندارم
👈 یا به قول شاعر دیگری:
گر دسترست نیست به کارى که خطاست این نیز نشانه اى ز الطاف خداست
گر عاجزى از اینکه گناهى بکنى
کن شکر که این عجز هم از نعمتهاست
⛔️ مسیر اطاعت را تقویت و مسیر گناه را تضعیف کنیم.
در حکمت ۳۸۳ فرمود:
إِذَا قَوِیتَ، فَاقْوَ عَلَى طَاعَهِ اللَّهِ،
چون توانا شدى بر طاعت حق توانا باش،
وَ إِذَا ضَعُفْتَ، فَاضْعُفْ عَنْ مَعْصِیَهِ اللَّهِ
و وقتى ناتوان گشتى از معصیت خدا ناتوان باش.
هم باید در زمان قدرت و توان به طاعت پرداخت، و بی حالی ها بگذاریم برای زمان گناه و مجالی به گناه ندهیم.
هم باید مسیر طاعت را تقویت کنیم مانند دوست خدایی، و مسیر معصیت را تضعیف کنیم مثل همنشیین بد.
🔻نکته1:
وظیفه حکومت اسلامی هموار کردن راه بهشت و سخت کردن راه جهنم است.
ازاین حکمت بخوبی استفاده میشود که حاکمان جامعه براى دور ماندن مردم از گناه، باید کارى کنند که اسباب معصیت از میان آنها برچیده شود .
اگر کسی خواست بهشتی شود و به سعادت برسد راه رسیدن برای او هموار باشد و امکانات فراهم باشد؛ و اگر کسی خواست به جهنم برود راه گناه و معصیت بر او بسته و سخت باشد.
⭕️حکومت علوی، حکومت هموار کننده راه بهشت باشد. حضرت در خطبه ۱۵۶:
فَإِنْ أَطَعْتُمُونِی فَإِنِّی حَامِلُکُمْ إِنْ شَاءَ اللَّهُ عَلَى سَبِیلِ الْجَنَّهِ،
و اگر مرا اطاعت کنید من به خواست خدا شما را به راه بهشت خواهم برد;
وَ إِنْ کَانَ ذَا مَشَقَّهٍ شَدِیدَهٍ وَ مَذَاقَهٍ مَرِیرَهٍ
هر چند راهى است پر مشقّت و داراى تلخى هاى فراوان.
❌ حکومت مستکبران، حکومت هموار کننده راه جهنم است.
قرآن کریم میفرماید:
《وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّهً یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَیَوْمَ الْقِیَامَهِ لَا یُنْصَرُونَ؛ قصص – ۴۱ 》
و حاکمان ظالم را پیشوایانی که دعوت به آتش می کنند قرار دادیم، و روز قیامت یاری نمی شوند.
《 أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ کُفْرًا وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ؛ ابراهیم – ۲۸ 》
آیا ندیدی کسانی را که نعمت خدا را به کفران تبدیل کردند، و قوم خود را به سرای نیستی و نابودی کشاندند و به هلاکت انداختند؟!
💮رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی ها میفرمایند:
گاهى شنیده میشود کسانى در گوشهوکنار وقتى صحبت از هدایت و راهنمایى و بیان حقایق دینى و مانند اینها میشود،
میگویند آقا، مگر ما موظّفیم مردم را به بهشت برسانیم؟
خب بله؛ بله، همین است.
فرق حاکم اسلامى با حکّام دیگر در همین است:
حاکم اسلامى میخواهد کارى کند که مردم به بهشت برسند؛ به سعادت حقیقى و اُخروى و عقبائى برسند؛
[لذا] راهها را باید هموار کند.
اینجا بحثِ زور و فشار و تحمیل نیست؛ بحثِ کمک کردن است.
فطرت انسانها متمایل به سعادت است، ما باید راه را باز کنیم؛ ما باید کار را تسهیل کنیم براى مردم تا بتوانند خودشان را به بهشت برسانند؛
این وظیفهى ما است، این کارى است که امیرالمؤمنین بار آن را بر دوش خود گرفته است و احساس وظیفه میکند که مردم را به بهشت برساند.
مِنَ الْعِصْمَهِ، تَعَذُّرُ الْمَعَاصِی
دست نیافتن و عدم توانایی بر گناه، نوعى عصمت است.
🔻نکته ۲:
رسیدن به بالاترین عصمت با محبت ممکن است.
در حکمت ۳۴۵ حضرت راهکار عصمت حداقلی را بیان کردند، اینکه انسان به سبب موانعی از گناه دور شود، خود عاملی است برای حفظ و عصمت در مقابل گناه.
این نوع عصمت اگر چه بهتر از گناه است ولی نمیتواند روحیه انسان را تغییر دهد و چه بسا انسان با تغییر شرایط باز هم به سمت گناه برود.
پس باید راهکاری اساسی پیدا کرد که عصم جزء ملکات انسان بشود و با تغییر محیط و شرایط، تغییر نکند.
💮 دین باید عاشقانه باشد تا با عصمت باشد.
ابن ابی الحدید از امیرالمومنین روایت نقل میکند:
ثلاثهُ أشیاءٍ لا دَوام لها
سه چیز هستند که دوام و پایداری ندارد.
المَال فی یَدِ المُبَذِّر
مالی که در دست انسان اسراف گر باشد، ریخت و پاش میکند و تمام میشود.
و سَحابَهُ الصَّیف
ابری که در تابستان سایه بیندازد، زود از بین میرود.
و غَضَبُ العاشِق
غضبی که از انسان عاشق سر بزند، زود فروکش میکند.
انسان اگر عاشق شد تحمل دیدن ناراحتی معشوق را ندارد و خیلی زود از هر کاری که مخالف رضایت معشوق باشد دست می کشد. خاصیت عشق و دوست داشتن این است که انسان را مطیع میکند.
💮کسی که مزه محبت خدا را چشید حاضر نیست گناه کند و این حقیقت عصمت است.
قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ ع: حُبُّ اللَّهِ نَارٌ لَا تَمُرُّ عَلَى شَیْءٍ إِلَّا احْتَرَق
دوستىِ خدا ، آتشى است که بر هرچه بگذرد ، مى سوزد
لا یَطلُعُ عَلى شَیءٍ إلاّ أضاءَ
و نور خدا بر هر چه بتابد ، درخشیدن مى گیرد.
💮 مناجات شعبانیه:
اِلهی لَمْ یَکُنْ لِی حَوْلٌ فَانْتَقِلَ بِهِ عَنْ مَعْصِیَتِکَ
خداوندا، من قدرت نداشتم که از معصیت و نافرمانی تو فاصله بگیرم،
اِلا فِی وَقْتٍ أَیْقَظْتَنِی لِمَحَبَّتِکَ
جز در هنگامی که مرا متوجه محبت خود نمودی،و بیدار ساختی.
(محبت تو را فهمیدم بیدار شدم)
⏪ راهکار عاشق خدا شدن:
◀️الف. کثرت ذکر الهی
حضرت در غررالحکم فرمود :
إذا رَأیتَ اللّه َ سُبحانَهُ یُؤنِسُکَ بِذِکرِهِ فقد أحَبَّکَ
هر گاه دیدى که خداوند سبحان تو را انیس یاد خود کرده است ، بی گمان دوستت دارد،
إذا رَأیتَ اللّه َ یُؤنِسُکَ بِخَلقِهِ و یوحِشُکَ مِن ذِکرِهِ فقد أبغَضَکَ
و هرگاه دیدى که تو را با خلقش انیس کرده و از یاد خویش جدایت ساخته است، بی گمان تو را ناخوش مى دارد.
⤵️ اگر با ذکر الهی مانوس بشویم هم عاشق خدا میشویم و هم محبوب خدا.
یا مَن ذکره حُلوٌ
ای خدایی که یاد تو شیرین است!
⤵️ ذکر نیز خیلی گسترده است، با کمترین زمان میشود جزء ذاکرین شد.
پیامبر صلی الله علیه وآله فرمود :
مَن قَرَأَ عَشْرَ آیاتٍ فی لَیْلَهٍ لَمْ یُکْتَبْ مِنَ الْغافِلینَ،
هر کسی در شب ده آیه قرائت کند از غافلان به حساب نیاید،
وَمَنْ قَرَأَ خَمْسینَ آیَهً کُتِبَ مِنَ الذّاکِرینَ
و هر کس پنجاه ایه بخواند از ذاکران به حساب آید.
◀️ ب. توجه به نعمت های الهی
در حدیث قدسی فرمود:
أوْحَی اللهُ تَعَالَی إِلَی مُوسَی:
خداوند به موسی وحی کرد:
حَبِّبْنِی إِلَی خَلْقِی
مرا محبوبِ خلقم کن،
وَ حَبِّبْ خَلْقِی إِلَیّ
و خلقم را محبوب من _ محبت مرا در قلبها زنده کن و مرا محبوب قلوب آنها قرار ده.
قَالَ: یا رَبِّ، کَیفَ أفْعَلُ؟
موسی گفت: پروردگارا، چگونه این کار را انجام دهم؟
قَالَ: ذَکِّرْهُمْ آلائِی وَ نَعْمَائِی، لِیحِبُّونِی خداوند فرمود: آلاء و نعمتهای مرا برایشان ذکر کن، تا دوستم بدارند.
اللهم اجعلنا من الذاکرین و فی نعمائک من الشاکرین