ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت سیصد و چهلم نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح حکمتها
۱۴۰۴/۲/۱۸. ۹ذیقعده

💢 حکمت ۳۴۰ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و چهلم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
37:27 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَهُ الْفَقْرِ، وَ الشُّکْرُ زِینَهُ الْغِنَى.

و فرمود (علیه‌السلام): پاکدامنى، زیور فقر است و شکرگزارى زیور توانگرى.

💠و قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَهُ الْفَقْرِ، وَ الشُّکْرُ زِینَهُ الْغِنَى
عفّت و خویشتندارى، زینت فقر است و شکر و سپاس، زینت غنا و توانگرى است

↩️این حکمت بدون هیچ تفاوتی در حکمت ۶۸ نیز آمده است.
در ذیل حکمت ۶۸ به طور مبسوط در مورد معانی عفت توضیح داده شد.

⏪عفت فقط به معنای خودنگهداری در مقابل شهوت نیست، بلکه مطلق خود نگهداری و مراقبت از خویش را شامل میشود.
انسان فقیر در معرض خطرات زیادی هست از کفرگرفته تا تملق و چاپلوسی و دین فروشی برای دنیا؛ تا دست زدن به کارهای خلاف مثل دزدی و خیانت و …
حضرت میفرماید همین فقر را که به ظاهر زشت است میتوان با عفت و خودنگهداری به یک کالای زینتی و با ارزش تبدیل کرد. زینت فقر ،عفت داشتن است .

↩️ از طرفی نیزگفته شد که خود ثروت به خودی خود زینت نیست، بلکه نوع مواجهه انسان با ثروت و غنا است که به او زیبایی یا زشتی میدهد. زیبایی و زینت ثروتمندی آن است که انسان شاکر باشد.دنیا داری خطراتی هم دارد ،یکی از خطرات ناسپاسی است
شکر نیز انواعی دارد از شکر عملی تا شکر قلبی تا شکر لسانی.

_ علاوه بر مطالبی که در حکمت 68 بیان شد، نکات دیگری نیز در مورد این حکمت قابل بیان است.

⏪همان طوری که موجودات عالم که امور مادی هستند زشت و زیبا دارند و علامتهای زیبائی و زشتی برای آنها تعیین شده، برای امور معنوی و مسائلی که قابل رویت نیستند علامتهای زشتی و زیبائی وجود دارد. فقیر هر چند دستش تهی است و به صورت ظاهر نازیباست ولی با داشتن مناعت طبع، عزت نفس و عفت، زشتی فقر را می پوشاند و در دیدگان محترم تر از پولداران کذائی خواهد بود. ثروتمند هر قدر ثروت داشته باشد، هرگاه به خدمات مالی نپردازد و به زیردستان کمک نکند که شکر حقیقی ثروت است در دیده ها منفور است و اگر از ترس به او سلام می کنند نباید خود را محترم به شمارد بلکه باید از اعماق نگاهها خود را ارزیابی کند.شکر یک زینت درون است.
الْعَفَافُ زِینَهُ الْفَقْرِ
خود فقر زینت نیست، بلکه زشتی است.
آنچه فقر را زیبا می کند لباس عفت است

🌀در حکمت ۳۱۹ خطاب به محمد بن حنفیه فرمود :
یَا بُنَیَّ، إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ؛
فرزندم! از فقر بر تو مى ترسم پس از آن به خدا پناه ببر،
فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّینِ، مَدْهَشَهٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِیَهٌ لِلْمَقْتِ
چراکه فقر، هم دین انسان را ناقص مى کند و هم عقل را مشوش مى سازد و هم مردم را به او و او را به مردم بدبین مى کند.

⏪زشتی را باید پوشاند.انسان باید عیب را بپوشاند
همانگونه که در روایات در مورد پوشاندن عیب دیگران توصیه شده است، ما موظف هستیم فقر و نداری خود را نیز که یک ضعف است بپوشانیم و آن را افشا نکنیم.
پیامبرصلی الله علیه و آله :
مَن سَتَرَ عَلى مُؤمِنٍ فاحِشَهً فکأنَّما أحیا مَوؤودَهً
هر کس زشت کارىِ مؤمنى را بپوشاند، چنان است که دختر زنده به گور شده اى را نجات داده باشد.
اگر ثواب عیب پوشی از دیگران این اندازه است، پس ما تلاش کنیم همین کار را در مورد خودمان نیز انجام دهیم و نداری و فقر و گرفتاری مان را در همه جا اعلام نکنیم .

⬇️و الشُّکْرُ زِینَهُ الْغِنَى
دارایی به خودی خود زینت نیست، بلکه باید آن را با چیز دیگری آرایش کرد تا زیبا شود و آن نیز شکر است.شکر هم شکر عملی است . باید نیازمندان چه آنها که نداری خود را اعلام می کنند چه آنها که اعلام نمی کنند را یاری نمود
حضرت درغرر الحکم فرمود:
الشُّکْرُ زِینَهُ النَّعْمَاءِ.
شکر، زینت نعمتها است
الشُّکْرُ زِینَهُ الرَّخَاءِ وَ حِصْنُ النَّعْمَاء
شکر ،زینت آسایش و محافظ نعمت ها است.

🌀 شکر گزاری، از خود نعمت بالاتر است. برای همین، زینت است
امام رضا علیه السلام فرمود:
مَنْ حَمِدَ اَللَّهَ عَلَى اَلنِّعْمَهِ فَقَدْ شَکَرَهُ وَ کَانَ اَلْحَمْدُ أَفْضَلَ مِنْ تِلْکَ اَلنِّعْمَهِ
هر کس خداى را بر نعمتها ستایش نموده و شکر را بجاى آورد، آن ستایش برتر از آن نعمت است.
در نگاه ما شاید خود آن نعمت و دارندگی قشنگ و جذاب باشد. ولی از نگاه خداوند همه ی این نعمت ها بی رنگ و کدر هستند. وقتی نعمتی با شکر رنگ شد،تازه در دید خدا رنگ و لعاب پیدا میکند.

‌⬇️ نکته ۱:
خدا و اهل بیت علیهم السلام فقط شیء زینتی می خرند. قران کریم می فرماید:
《إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ ۚ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ توبه – ۱۱۱》
خدا جان زینتی را میخرد که همان رنگین شدن بدن به خون است، که همان شهادت است.
خداوند مالی را میخرد که به شکر ،زینت داده شده باشد.

🌀کمک نکردن امام صادق علیه السلام به سائل بدلیل ناشکری او، راوی میگوید:
کُنَّا عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ بِمِنًى وَبَیْنَ أَیْدِینَا عِنَبٌ نَأْکُلُهُ
در منا خدمت امام صادق علیه السلام بودیم. پیش روى ما انگور بود که مى‌خوردیم، سائلى آمد و از حضرت طلب کمک کرد .
فَجَاءَ سَائِلٌ فَسَأَلَهُ فَأَمَرَ بِعُنْقُودٍ فَأَعْطَاهُ
آن حضرت امر فرمود که یک خوشه انگور به او دادم.
فَقَالَ السَّائِلُ لَا حَاجَهَ لِی فِی هَذَا إِنْ کَانَ دِرْهَمٌ
سائل گفت: احتیاج به این (انگور) ندارم، اگر درهم باشد بدهید.
قَالَ یَسَعُ اللَّهُ عَلَیْکَ وَلَمْ یُعْطِهِ شَیْئاً حضرت فرمود: خدا به تو وسعت بدهدو چیزى به او نداد.
ثُمَّ جَاءَ سَائِلٌ آخَرُ فَأَخَذَ أَبُوعَبْدِاللَّه ثَلَاثَ حَبَّاتِ عِنَبٍ
سپس سائل دیگرى آمد، امام صادق سه دانه انگور گرفت و به او داد.
فَنَاوَلَهَا إِیَّاهُ فَأَخَذَ السَّائِلُ مِنْ یَدِهِ، ثُمَّ قَالَ: {الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین} الَّذِی رَزَقَنِی
سائل از دست حضرتش گرفت و گفت: شکر خدای را که مرا روزى داد.
فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ: مَکَانَکَ فَحَشَا مِلْ‌ءَ کَفَّیْهِ عِنَباً
امام صادق ع فرمود: بایست! آنگاه دو کف خود را پر از انگور کرد و به او داد
فَنَاوَلَهَا إِیَّاهُ فَأَخَذَهَا السَّائِلُ مِنْ یَدِهِ ثُمَّ قَالَ: {الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین}
باز سائل از دست حضرتش گرفت و گفت: شکر خدای عالمیان را
فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ : مَکَانَکَ. یَا غُلَامُ أَیُّ شَیْ‌ءٍ مَعَکَ مِنَ الدَّرَاهِمِ
امام صادق علیه السلام فرمود: بایست! آنگاه رو به غلامش کرد و فرمود:اى غلام! چند درهم نزد توست‌؟
فَإِذَا مَعَهُ نَحْوٌ مِنْ عِشْرِینَ دِرْهَماً فِیمَا حَزَرْنَاهُ أَوْ نَحْوِهَا فَنَاوَلَهَا إِیَّاهُ فَأَخَذَهَا
او در حدود بیست درهم به او داد و او گرفت.
ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ
باز گفت «الْحَمْدُ لِلَّهِ،» خدایا این نعمت از تو است که شریک و همتا ندارى.
فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ: مَکَانَکَ. فَخَلَعَ قَمِیصاً کَانَ عَلَیْهِ، فَقَالَ:
امام فرمود: بایست! آنگاه پیراهن خود را که به تن داشت درآورد و فرمود:
اِلْبَسْ هَذَا فَلَبِسَهُ
این را بپوش. سائل (پیراهن را) پوشید
ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی کَسَانِی وَ سَتَرَنِی یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ
و گفت: خدا را شکر می‌کنم که مرا پوشانید و لباسی به من داد یا ابا عبد اللّه
أَوْ قَالَ: جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً لَمْ یَدْعُ لِأَبِی عَبْدِاللَّهِ إِلَّا بِذَا، ثُمَّ انْصَرَفَ فَذَهَبَ
و یا گفت: خداوند به شما جزاى خیر بدهد. همین دعا را براى امام صادق کرد و رفت.
قَالَ: فَظَنَنَّا أَنَّهُ لَوْ لَمْ یَدْعُ لَهُ لَمْ یَزَلْ یُعْطِیهِ
راوی می‌گوید ما با خود این‌طور خیال کردیم که اگر آن سائل دعا براى خود حضرت نمی‌کرد پیوسته به او چیزى می‌داد
لِأَنَّهُ کُلَّمَا کَانَ یُعْطِیهِ حَمِدَ اللَّهَ أَعْطَاهُ
چون هر چه حمد و سپاس خدا را می‌نمود به او مقدارى مى‌بخشید.
شبیه همین روایت را در مورد امام رضا نیز داریم که امام به سائل اول یک خوشه انگور داد و او گفت پول میخواهم. ولی به سائل دوم آنقدر بخشید تا اینکه حضرت سند باغ را به نام او زد.

‌⬇️نکته ۲:
انسان نداری هایش را هم با خدا در میان بگذارد نه اینکه با خلق در میان بگذارد
فقر حالتی است که برای برخی افراد به وجود میآید، در آن هنگام که انسان گرفتار است و دنبال کسی است که از او دستگیری کند، چه بهتر که آن شخص خدا باشد.

🔰دردعای ۲۹ صحیفه سجادیه امده:
وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا قُتِّرَ عَلَیْهِ الرِّزْقُ
دعاى آن حضرت است هنگامی که رزق و روزى بر او تنگ مى‌‌شد.
اللَّهُمَّ إِنَّکَ ابْتَلَیْتَنَا فِی أَرْزَاقِنَا بِسُوءِ الظَّنِّ ، وَ فِی آجَالِنَا بِطُولِ الْأَمَلِ
خدایا! ما را به دو چیز امتحان کردی:
در رزق و روزیمان دچار بدگمانی به تو شدیم و ما را به جای استفاده از زندگی، دچار آرزوهای طولانی کردی
حَتَّى الَْتمَسْنَا أَرْزَاقَکَ مِنْ عِنْدِ الْمَرْزُوقِینَ تا جایی که روزی‌های تو را، از دیگرانی که خود سر سفره ی تو هستند ، طلب کردیم
وَ طَمِعْنَا بِآمَالِنَا فِی أَعْمَارِ الْمُعَمَّرِینَ
و خیال کردیم که ما نیز مانند برخی افراد عمرهای طولانی پیدا میکنیم
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه
پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست
وَ هَبْ لَنَا یَقِیناً صَادِقاً تَکْفِینَا بِهِ مِنْ مَؤُونَهِ الطَّلَبِ
و ما را یقینی راستین ببخش که به سبب آن از مشقّت طلب روزی از این و آن بی‌نیازمان کنی.

‌⬇️و أَلْهِمْنَا ثِقَهً خَالِصَهً تُعْفِینَا بِهَا مِنْ شِدَّهِ النَّصَبِ
و اطمینانی خالص به ما الهام کن تا به سبب آن از شدّت رنج و تعب حفظمان کنی.
وَ اجْعَلْ مَا صَرَّحْتَ بِهِ مِنْ عِدَتِکَ فِی وَحْیِکَ ، وَ أَتْبَعْتَهُ مِنْ قَسَمِکَ فِی کِتَابِکَ
و چنان کن که به آنچه در قرآنت وعده داده‌ای و به آن سوگند یاد کرده‌ای یقین کنیم
قَاطِعاً لِاهْتَِمامِنَا بِالرِّزْقِ الَّذِی تَکَفَّلْتَ بِهِ
به نحوی که خود را به آب و آتش نزنیم برای رسیدن به رزقی که خودت آن را تکفل کرده ای
وَ حَسْماً لِلاِشْتِغَالِ بِمَا ضَمِنْتَ الْکِفَایَهَ لهُ
و خود را به خاطر چیزی که تو آن را تعهد کرده ای، به پریشانی نیندازیم.
فَقُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ الْأَصْدَقُ
پس چنین گفته‌ای و گفتۀ تو حق و راست‌ترین گفته‌هاست
وَ أَقْسَمْتَ وَ قَسَمُکَ الْأَبَرُّ الْأَوْفَى
و سوگند خورده‌ای و سوگندت حتما عملی میشود و آن سوگند و وعده تو این است:
وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ
و روزیِ شما و آنچه به شما وعده داده شده، در آسمان است
ثُمَّ قُلْتَ فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ
سپس گفتی: «پس به پروردگار آسمان و زمین سوگند، موجود بودن روزی و آنچه به آن وعده داده شده‌اید حق است، مانند آن‌که شما سخن می‌گویید».

📗فیض الاسلام می گوید:
فقیری که گناه نکند و دست پیش مردم دراز ننماید همه مى ستایند و بهره اش را زود مى یابد،
و غنىّ که سپاسگزار باشد مردم خیر خواه او میشوند و آن موجب افزایش نعمت خداوند گردد.

غفرالله لی و لکم الحمدلله رب العالمین

حکمت سیصد و چهلم

حکمت سیصد و چهلم نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح حکمتها
۱۴۰۴/۲/۱۸. ۹ذیقعده

💢 حکمت ۳۴۰ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و چهلم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
37:27 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَهُ الْفَقْرِ، وَ الشُّکْرُ زِینَهُ الْغِنَى.

و فرمود (علیه‌السلام): پاکدامنى، زیور فقر است و شکرگزارى زیور توانگرى.

💠و قَالَ (علیه السلام): الْعَفَافُ زِینَهُ الْفَقْرِ، وَ الشُّکْرُ زِینَهُ الْغِنَى
عفّت و خویشتندارى، زینت فقر است و شکر و سپاس، زینت غنا و توانگرى است

↩️این حکمت بدون هیچ تفاوتی در حکمت ۶۸ نیز آمده است.
در ذیل حکمت ۶۸ به طور مبسوط در مورد معانی عفت توضیح داده شد.

⏪عفت فقط به معنای خودنگهداری در مقابل شهوت نیست، بلکه مطلق خود نگهداری و مراقبت از خویش را شامل میشود.
انسان فقیر در معرض خطرات زیادی هست از کفرگرفته تا تملق و چاپلوسی و دین فروشی برای دنیا؛ تا دست زدن به کارهای خلاف مثل دزدی و خیانت و …
حضرت میفرماید همین فقر را که به ظاهر زشت است میتوان با عفت و خودنگهداری به یک کالای زینتی و با ارزش تبدیل کرد. زینت فقر ،عفت داشتن است .

↩️ از طرفی نیزگفته شد که خود ثروت به خودی خود زینت نیست، بلکه نوع مواجهه انسان با ثروت و غنا است که به او زیبایی یا زشتی میدهد. زیبایی و زینت ثروتمندی آن است که انسان شاکر باشد.دنیا داری خطراتی هم دارد ،یکی از خطرات ناسپاسی است
شکر نیز انواعی دارد از شکر عملی تا شکر قلبی تا شکر لسانی.

_ علاوه بر مطالبی که در حکمت 68 بیان شد، نکات دیگری نیز در مورد این حکمت قابل بیان است.

⏪همان طوری که موجودات عالم که امور مادی هستند زشت و زیبا دارند و علامتهای زیبائی و زشتی برای آنها تعیین شده، برای امور معنوی و مسائلی که قابل رویت نیستند علامتهای زشتی و زیبائی وجود دارد. فقیر هر چند دستش تهی است و به صورت ظاهر نازیباست ولی با داشتن مناعت طبع، عزت نفس و عفت، زشتی فقر را می پوشاند و در دیدگان محترم تر از پولداران کذائی خواهد بود. ثروتمند هر قدر ثروت داشته باشد، هرگاه به خدمات مالی نپردازد و به زیردستان کمک نکند که شکر حقیقی ثروت است در دیده ها منفور است و اگر از ترس به او سلام می کنند نباید خود را محترم به شمارد بلکه باید از اعماق نگاهها خود را ارزیابی کند.شکر یک زینت درون است.
الْعَفَافُ زِینَهُ الْفَقْرِ
خود فقر زینت نیست، بلکه زشتی است.
آنچه فقر را زیبا می کند لباس عفت است

🌀در حکمت ۳۱۹ خطاب به محمد بن حنفیه فرمود :
یَا بُنَیَّ، إِنِّی أَخَافُ عَلَیْکَ الْفَقْرَ، فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنْهُ؛
فرزندم! از فقر بر تو مى ترسم پس از آن به خدا پناه ببر،
فَإِنَّ الْفَقْرَ مَنْقَصَهٌ لِلدِّینِ، مَدْهَشَهٌ لِلْعَقْلِ، دَاعِیَهٌ لِلْمَقْتِ
چراکه فقر، هم دین انسان را ناقص مى کند و هم عقل را مشوش مى سازد و هم مردم را به او و او را به مردم بدبین مى کند.

⏪زشتی را باید پوشاند.انسان باید عیب را بپوشاند
همانگونه که در روایات در مورد پوشاندن عیب دیگران توصیه شده است، ما موظف هستیم فقر و نداری خود را نیز که یک ضعف است بپوشانیم و آن را افشا نکنیم.
پیامبرصلی الله علیه و آله :
مَن سَتَرَ عَلى مُؤمِنٍ فاحِشَهً فکأنَّما أحیا مَوؤودَهً
هر کس زشت کارىِ مؤمنى را بپوشاند، چنان است که دختر زنده به گور شده اى را نجات داده باشد.
اگر ثواب عیب پوشی از دیگران این اندازه است، پس ما تلاش کنیم همین کار را در مورد خودمان نیز انجام دهیم و نداری و فقر و گرفتاری مان را در همه جا اعلام نکنیم .

⬇️و الشُّکْرُ زِینَهُ الْغِنَى
دارایی به خودی خود زینت نیست، بلکه باید آن را با چیز دیگری آرایش کرد تا زیبا شود و آن نیز شکر است.شکر هم شکر عملی است . باید نیازمندان چه آنها که نداری خود را اعلام می کنند چه آنها که اعلام نمی کنند را یاری نمود
حضرت درغرر الحکم فرمود:
الشُّکْرُ زِینَهُ النَّعْمَاءِ.
شکر، زینت نعمتها است
الشُّکْرُ زِینَهُ الرَّخَاءِ وَ حِصْنُ النَّعْمَاء
شکر ،زینت آسایش و محافظ نعمت ها است.

🌀 شکر گزاری، از خود نعمت بالاتر است. برای همین، زینت است
امام رضا علیه السلام فرمود:
مَنْ حَمِدَ اَللَّهَ عَلَى اَلنِّعْمَهِ فَقَدْ شَکَرَهُ وَ کَانَ اَلْحَمْدُ أَفْضَلَ مِنْ تِلْکَ اَلنِّعْمَهِ
هر کس خداى را بر نعمتها ستایش نموده و شکر را بجاى آورد، آن ستایش برتر از آن نعمت است.
در نگاه ما شاید خود آن نعمت و دارندگی قشنگ و جذاب باشد. ولی از نگاه خداوند همه ی این نعمت ها بی رنگ و کدر هستند. وقتی نعمتی با شکر رنگ شد،تازه در دید خدا رنگ و لعاب پیدا میکند.

‌⬇️ نکته ۱:
خدا و اهل بیت علیهم السلام فقط شیء زینتی می خرند. قران کریم می فرماید:
《إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَىٰ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّهَ ۚ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ؛ توبه – ۱۱۱》
خدا جان زینتی را میخرد که همان رنگین شدن بدن به خون است، که همان شهادت است.
خداوند مالی را میخرد که به شکر ،زینت داده شده باشد.

🌀کمک نکردن امام صادق علیه السلام به سائل بدلیل ناشکری او، راوی میگوید:
کُنَّا عِنْدَ أَبِی‌عَبْدِاللَّهِ بِمِنًى وَبَیْنَ أَیْدِینَا عِنَبٌ نَأْکُلُهُ
در منا خدمت امام صادق علیه السلام بودیم. پیش روى ما انگور بود که مى‌خوردیم، سائلى آمد و از حضرت طلب کمک کرد .
فَجَاءَ سَائِلٌ فَسَأَلَهُ فَأَمَرَ بِعُنْقُودٍ فَأَعْطَاهُ
آن حضرت امر فرمود که یک خوشه انگور به او دادم.
فَقَالَ السَّائِلُ لَا حَاجَهَ لِی فِی هَذَا إِنْ کَانَ دِرْهَمٌ
سائل گفت: احتیاج به این (انگور) ندارم، اگر درهم باشد بدهید.
قَالَ یَسَعُ اللَّهُ عَلَیْکَ وَلَمْ یُعْطِهِ شَیْئاً حضرت فرمود: خدا به تو وسعت بدهدو چیزى به او نداد.
ثُمَّ جَاءَ سَائِلٌ آخَرُ فَأَخَذَ أَبُوعَبْدِاللَّه ثَلَاثَ حَبَّاتِ عِنَبٍ
سپس سائل دیگرى آمد، امام صادق سه دانه انگور گرفت و به او داد.
فَنَاوَلَهَا إِیَّاهُ فَأَخَذَ السَّائِلُ مِنْ یَدِهِ، ثُمَّ قَالَ: {الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین} الَّذِی رَزَقَنِی
سائل از دست حضرتش گرفت و گفت: شکر خدای را که مرا روزى داد.
فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ: مَکَانَکَ فَحَشَا مِلْ‌ءَ کَفَّیْهِ عِنَباً
امام صادق ع فرمود: بایست! آنگاه دو کف خود را پر از انگور کرد و به او داد
فَنَاوَلَهَا إِیَّاهُ فَأَخَذَهَا السَّائِلُ مِنْ یَدِهِ ثُمَّ قَالَ: {الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِین}
باز سائل از دست حضرتش گرفت و گفت: شکر خدای عالمیان را
فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ : مَکَانَکَ. یَا غُلَامُ أَیُّ شَیْ‌ءٍ مَعَکَ مِنَ الدَّرَاهِمِ
امام صادق علیه السلام فرمود: بایست! آنگاه رو به غلامش کرد و فرمود:اى غلام! چند درهم نزد توست‌؟
فَإِذَا مَعَهُ نَحْوٌ مِنْ عِشْرِینَ دِرْهَماً فِیمَا حَزَرْنَاهُ أَوْ نَحْوِهَا فَنَاوَلَهَا إِیَّاهُ فَأَخَذَهَا
او در حدود بیست درهم به او داد و او گرفت.
ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ هَذَا مِنْکَ وَحْدَکَ لَا شَرِیکَ لَکَ
باز گفت «الْحَمْدُ لِلَّهِ،» خدایا این نعمت از تو است که شریک و همتا ندارى.
فَقَالَ أَبُوعَبْدِاللَّهِ: مَکَانَکَ. فَخَلَعَ قَمِیصاً کَانَ عَلَیْهِ، فَقَالَ:
امام فرمود: بایست! آنگاه پیراهن خود را که به تن داشت درآورد و فرمود:
اِلْبَسْ هَذَا فَلَبِسَهُ
این را بپوش. سائل (پیراهن را) پوشید
ثُمَّ قَالَ: الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی کَسَانِی وَ سَتَرَنِی یَا أَبَاعَبْدِاللَّهِ
و گفت: خدا را شکر می‌کنم که مرا پوشانید و لباسی به من داد یا ابا عبد اللّه
أَوْ قَالَ: جَزَاکَ اللَّهُ خَیْراً لَمْ یَدْعُ لِأَبِی عَبْدِاللَّهِ إِلَّا بِذَا، ثُمَّ انْصَرَفَ فَذَهَبَ
و یا گفت: خداوند به شما جزاى خیر بدهد. همین دعا را براى امام صادق کرد و رفت.
قَالَ: فَظَنَنَّا أَنَّهُ لَوْ لَمْ یَدْعُ لَهُ لَمْ یَزَلْ یُعْطِیهِ
راوی می‌گوید ما با خود این‌طور خیال کردیم که اگر آن سائل دعا براى خود حضرت نمی‌کرد پیوسته به او چیزى می‌داد
لِأَنَّهُ کُلَّمَا کَانَ یُعْطِیهِ حَمِدَ اللَّهَ أَعْطَاهُ
چون هر چه حمد و سپاس خدا را می‌نمود به او مقدارى مى‌بخشید.
شبیه همین روایت را در مورد امام رضا نیز داریم که امام به سائل اول یک خوشه انگور داد و او گفت پول میخواهم. ولی به سائل دوم آنقدر بخشید تا اینکه حضرت سند باغ را به نام او زد.

‌⬇️نکته ۲:
انسان نداری هایش را هم با خدا در میان بگذارد نه اینکه با خلق در میان بگذارد
فقر حالتی است که برای برخی افراد به وجود میآید، در آن هنگام که انسان گرفتار است و دنبال کسی است که از او دستگیری کند، چه بهتر که آن شخص خدا باشد.

🔰دردعای ۲۹ صحیفه سجادیه امده:
وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِذَا قُتِّرَ عَلَیْهِ الرِّزْقُ
دعاى آن حضرت است هنگامی که رزق و روزى بر او تنگ مى‌‌شد.
اللَّهُمَّ إِنَّکَ ابْتَلَیْتَنَا فِی أَرْزَاقِنَا بِسُوءِ الظَّنِّ ، وَ فِی آجَالِنَا بِطُولِ الْأَمَلِ
خدایا! ما را به دو چیز امتحان کردی:
در رزق و روزیمان دچار بدگمانی به تو شدیم و ما را به جای استفاده از زندگی، دچار آرزوهای طولانی کردی
حَتَّى الَْتمَسْنَا أَرْزَاقَکَ مِنْ عِنْدِ الْمَرْزُوقِینَ تا جایی که روزی‌های تو را، از دیگرانی که خود سر سفره ی تو هستند ، طلب کردیم
وَ طَمِعْنَا بِآمَالِنَا فِی أَعْمَارِ الْمُعَمَّرِینَ
و خیال کردیم که ما نیز مانند برخی افراد عمرهای طولانی پیدا میکنیم
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِه
پس بر محمّد و آل محمّد درود فرست
وَ هَبْ لَنَا یَقِیناً صَادِقاً تَکْفِینَا بِهِ مِنْ مَؤُونَهِ الطَّلَبِ
و ما را یقینی راستین ببخش که به سبب آن از مشقّت طلب روزی از این و آن بی‌نیازمان کنی.

‌⬇️و أَلْهِمْنَا ثِقَهً خَالِصَهً تُعْفِینَا بِهَا مِنْ شِدَّهِ النَّصَبِ
و اطمینانی خالص به ما الهام کن تا به سبب آن از شدّت رنج و تعب حفظمان کنی.
وَ اجْعَلْ مَا صَرَّحْتَ بِهِ مِنْ عِدَتِکَ فِی وَحْیِکَ ، وَ أَتْبَعْتَهُ مِنْ قَسَمِکَ فِی کِتَابِکَ
و چنان کن که به آنچه در قرآنت وعده داده‌ای و به آن سوگند یاد کرده‌ای یقین کنیم
قَاطِعاً لِاهْتَِمامِنَا بِالرِّزْقِ الَّذِی تَکَفَّلْتَ بِهِ
به نحوی که خود را به آب و آتش نزنیم برای رسیدن به رزقی که خودت آن را تکفل کرده ای
وَ حَسْماً لِلاِشْتِغَالِ بِمَا ضَمِنْتَ الْکِفَایَهَ لهُ
و خود را به خاطر چیزی که تو آن را تعهد کرده ای، به پریشانی نیندازیم.
فَقُلْتَ وَ قَوْلُکَ الْحَقُّ الْأَصْدَقُ
پس چنین گفته‌ای و گفتۀ تو حق و راست‌ترین گفته‌هاست
وَ أَقْسَمْتَ وَ قَسَمُکَ الْأَبَرُّ الْأَوْفَى
و سوگند خورده‌ای و سوگندت حتما عملی میشود و آن سوگند و وعده تو این است:
وَ فِی السَّمَاءِ رِزْقُکُمْ وَ مَا تُوعَدُونَ
و روزیِ شما و آنچه به شما وعده داده شده، در آسمان است
ثُمَّ قُلْتَ فَوَ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ مَا أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ
سپس گفتی: «پس به پروردگار آسمان و زمین سوگند، موجود بودن روزی و آنچه به آن وعده داده شده‌اید حق است، مانند آن‌که شما سخن می‌گویید».

📗فیض الاسلام می گوید:
فقیری که گناه نکند و دست پیش مردم دراز ننماید همه مى ستایند و بهره اش را زود مى یابد،
و غنىّ که سپاسگزار باشد مردم خیر خواه او میشوند و آن موجب افزایش نعمت خداوند گردد.

غفرالله لی و لکم الحمدلله رب العالمین

حکمت سیصد و چهلم