ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت سیصد و پنجاه و ششم نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح حکمتها
۱۴۰۱/۳/۲۱ . ۱۵ذیحجه

💢 حکمت ۳۵۶ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و پنجاه و ششم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
37:27 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قِیلَ لَهُ (علیه السلام): لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَیْتِهِ وَ تُرِکَ فِیهِ، مِنْ أَیْنَ کَانَ یَأْتِیهِ رِزْقُهُ؟ فَقَالَ (علیه السلام): مِنْ حَیْثُ یَأْتِیهِ أَجَلُه.

از او پرسیدند مردى که در خانه اش را به رویش بربندند و در آنجا رهایش کنند، روزیش از کجا مى رسد؟ فرمود: از آنجا که اجلش به سراغش مى آید.

💠وَ قِیلَ لَهُ (علیه السلام): لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَیْتِهِ وَ تُرِکَ فِیهِ، مِنْ أَیْنَ کَانَ یَأْتِیهِ رِزْقُهُ؟
از امام علیه السلام پرسیدند: اگر درِ خانه کسى را به روى او ببندند و در همان جا محبوس گردد از کجا روزى اش مى رسد؟

💠 فَقَالَ (علیه السلام): مِنْ حَیْثُ یَأْتِیهِ أَجَلُه
امام علیه السلام در پاسخ فرمود: از همان جا که اجل به سراغ او مى آید!

♻️این حکمت در باب رزق و روزی است، اینکه خداوند متکفل افراد است و روزی آنها را تضمین کرده است، و در سخت ترین شرایط که هیچ راه طبیعی و عادی برای رزق وجود ندارد، خداوند از اسباب ناشناخته و راه های ناشناخته روزی بندگانش را میرساند.
قرآن کریم در باب رساندن رزق به بندگان خود میفرماید:
《کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّىٰ لَکِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ؛ آل عمران- ۳۷》
هر زمان که زکریا در محراب عبادت بر او وارد می شد، رزق ویژه ای نزدش می یافت. روزی در کمال شگفتی گفت: ای مریم! این رزق ویژه برای تو از کجاست؟! گفت: از سوی خداست، یقیناً خدا هر کس را بخواهد، رزق بی حساب می دهد.)

✳️خداوند از راه های غیر متعارف روزی میرساند. امام صادق علیه السلام می فرماید:
مَنْ جَاعَ فَلْیَتَوَضَّأْ وَ لْیُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ یَقُولُ یَا رَبِّ إِنِّی جَائِعٌ فَأَطْعِمْنِی فَإِنَّهُ یُطْعَمُ مِنْ سَاعَتِهِ
هر کسی گرسنه شد و به صورت طبیعی دسترسی به غذا برای او ممکن نبود، وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و بگوید خدایا مرا سیر کن، خداوند ساعتی نشده او را سیر میگرداند.

✅️بچه‌ای که تنها در خانه ای ماه ها زنده ماند. جاحظ در کتاب الحیوان میگوید:
هنگامی که طاعون ویرانگری در منطقه ای نازل شد، مردم در آن محله یقین کردند که هیچ کوچک و بزرگی در آن خانه ها زنده نمانده است، حال آنکه نوزادی که هنوز شیر می‌خورد و چهار دست و پا راه می‌رفت و بر پاهای خود نمی‌ایستاد در آنجا بود. بازماندگان طاعون‌زدهٔ آن محله به در آن خانه رفته و آن را مسدود کردند.
فَلَمَّا کَانَ بَعْدَ ذَلِکَ بِأَشْهُرٍ تَحَوَّلَ فِیهَا بَعْضُ وَرَثَهِ القَوْمِ فَفَتَحَ البَابَ
ماه‌ها بعد، برخی از وارثان آن خانواده به خانه بازگشته و در را گشودند.
فَلَمَّا أَفْضَى إِلَى عَرْصَهِ الدَّارِ إِذَا هُوَ بِصَبِیٍّ یَلْعَبُ مَعَ أَجْرَاءِ کَلْبَهٍ کَانَتْ لِأَهْلِ الدَّارِ
وقتی به حیاط خانه رسیدند، ناگهان کودکی را دیدند آن کودک با بچه های حیوانی که در خانه است بازی می‌کند! و از آن شیر میخورد.

❇️روزی رسانی برنامه خدا برای بندگان است. علامه شوشتری میفرماید:
وَ بِالْجُمْلَهِ، الرِّزْقُ کَالأَجَلِ یَأْتِی صَاحِبَهُ أَیْنَمَا کَانَ، وَ لَا یَخْتَصُّ بِالإنْسَانِ، بَلْ یَجْرِی فِی کُلِّ ذِی حَیَاهٍ
رزق مانند اجل، صاحبش را هرکجا که باشد درمی‌یابد، و منحصر به انسان نیست، بلکه شامل هر موجود زنده‌ای می‌شود،
فَکَمَا أَعْطَاهُ الحَیَاهَ یُعْطِیهِ الرِّزْق
همان‌گونه که به او زندگی بخشیده، روزی‌اش را نیز می‌دهد،
قَالَ تَعَالَى: ﴿وَمَا مِنْ دَابَّهٍ فِی الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ﴾.
خداوند متعال می‌فرماید: «هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی‌اش بر عهده خداوند است، و او قرارگاه و محل انتقالش را می‌داند، همه این‌ها در کتابی آشکار ثبت است.

✅️اگر زمین و آسمان دست به دست هم دهند، روزی خدا میرسد.
امیرالمومنین در خطبه ۱۳۰ خطاب به جناب ابوذرمیفرماید:
وَ لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ کَانَتَا عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ،
اگر درهاى آسمانها و زمینها به روى بنده اى بسته شده باشد، و او تقواى الهى را پیشه کند.
لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجاً.
خداوند راهى در زمین و آسمان براى او خواهد گشود.

💠لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَیْتِهِ وَ تُرِکَ فِیهِ، مِنْ أَیْنَ کَانَ یَأْتِیهِ رِزْقُهُ؟
فَقَالَ : مِنْ حَیْثُ یَأْتِیهِ أَجَلُه
از امام علیه السلام پرسیدند: اگر درِ خانه کسى را به روى او ببندند و در همان جا محبوس گردد از کجا روزى اش مى رسد؟
امام علیه السلام در پاسخ فرمود: از همان جا که اجل به سراغ او مى آید!

✳️اگر مشیت الهیه بر حیات کسى تعلق گیرد اسباب حیات او را حتى در اتاق در بسته یا در زندان و غارى که کسى در آن راه نمى یابد فراهم مى سازد.
و همانگونه که فرشته مرگ مى تواند از این موانع عبور کند فرشته اى که اسباب حیات را فراهم سازد نیز مى تواند از آن عبور نماید.

♻️ بسیار دیده ایم یا شنیده ایم که در زلزله هاى خطرناک افرادى را بعد از یک هفته یا بیشتر و حتى بچه هاى کوچکى را زنده از زیر آوار درآورده اند. در حالى که طبق موازین عادى نه هواى کافى براى زنده ماندن داشته اند و نه غذا.

⏪دو شبهه در اینجا مطرح است:

◀️ الف. از جهت عقلی بین حیات و مرگ تفاوت ماهوی وجود دارد.
مرگ از باب عدم است، یعنی نرسیدن رزق و روزی، آب و غذا و اکسیژن و… مساوی است با مرگ. پس نیازی نیست از‌ راه غیر معمول چیزی برسد. همین که چیزی نرسد شخص میمیرد.

↕️ولی حیات از باب وجود است، یعنی رسیدن آب و غذا و اکسیژن و نور و… راهی میخواهد، ابزاری میخواهد.
با این حال چگونه است که حضرت دلیل رسیدن رزق و روزی را، رسیدن مرگ میداند در حالی که این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند؟!


◀️ ب. از جهت تجربی نیز بسیار شاهد بوده ایم که در قضایای مختلفی مثل زلزله و… شخصی در جایی محبوس شده و بعدا جنازه ی او پیدا شده است. اگر بنا بود از همانجایی که مرگ میرسد، رزق هم برسد؛ این افراد باید زنده می ماندند چون هیچ اثری از ضربه و جراحت و … بر آنها نبوده است.


⏬در پاسخ باید گفت:

◀️ اولا؛ این حکمت در مقام بیان “رزوی رسانی خدا از راه های غیر مرسوم” است نه یکی دانستن مرگ و حیات
خداوند برای روزی رسانی، نیاز ندارد از همان راه هایی که ما بلد هستیم و به آن امید داریم روزی برساند؛ خداوند راه ها و اسبابی دارد که انسان از آن آگاه نیست و اصلا به مخیله ی انسان نیز خطور نمیکند.
حضرت میفرماید شما اگر وظیفه را انجام بدهید و اراده ی الهی باشد، روزی شما خواهد رسید.

❇️ در باب مرگ هم همین راه های غیر مرسوم وجود دارد. درخطبه ۱۱۲ می فرماید:
هَلْ تُحِسُّ بِهِ إِذَا دَخَلَ مَنْزِلًا
آیا هنگامى که فرشته مرگ وارد منزلى مى شود، احساس مى کنید؟
أَمْ هَلْ تَرَاهُ إِذَا تَوَفَّى أَحَداً؟
و آیا وقتى کسى را قبض روح مى کند وى را مى بینید؟
بَلْ کَیْفَ یَتَوَفَّى الْجَنِینَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ؟
از آن بالاتر آیا مى دانید چگونه گاهى جنین را در شکم مادر، قبض روح مى کند؟
أَ یَلِجُ عَلَیْهِ مِنْ بَعْضِ جَوَارِحِهَا
آیا وارد شکم مادر ازبیرون مى شود ،
أَمْ الرُّوحُ أَجَابَتْهُ بِإِذْنِ رَبِّهَا
یا ملک الموت از بیرون، روح جنین را به سوى خود فرا مى خواند؟ و او به اذن پروردگار اجابت مى کند ،
أَمْ هُوَ سَاکِنٌ مَعَهُ فِی أَحْشَائِهَا؟
یا ملک الموت با او در شکم مادر همراه است؟!
کَیْفَ یَصِفُ إِلَهَهُ مَنْ یَعْجَزُ عَنْ صِفَهِ مَخْلُوقٍ مِثْلِهِ؟
چگونه کسى که از توصیف و تعریف مخلوقى همانند خود _ملک الموت_ ناتوان است، مى تواند خالق و معبودش را توصیف کند؟!
همانگونه که انسان در باب چگونگی ورود ملک الموت و قبض روح توسط او جهل دارد، در مورد رسیدن رزق و روزی به انسان و راه های آن نیز جهل دارد.

◀️ ثانیا؛ خداوند عالم را بر اساس نظام طبیعی اداره میکند.
درست است که خداوند بنا دارد عالم را با اسباب طبیعی و از راه عادی اداره کند، ولی این سخن مربوط به جایى است که اراده و مشیت الهیه تعلق گرفته باشد کسى زنده بماند و در این حال خداوند از طرق به ظاهر غیر ممکن اسباب ادامه حیات او را فراهم مى کند.

❇️زنده ماندن اصحاب کهف ،قرآن کریم میفرماید:
《وَ لَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَهٍ سِنِینَ وَ ازْدَادُوا تِسْعًا؛ کهف – ۲۵》
اصحاب کهف سیصد و نُه سال در غارشان ماندند.
خدا مى خواست اصحاب کهف سیصد و نه سال در خواب باشند و زنده بمانند و قطعا در این مدّت نیاز به تغذیه داشته اند؛ ولى امدادهاى الهى به نحوى آنها را تغذیه مى کرد و زنده نگاه مى داشت.

❎زنده ماندن حضرت یونس در دل نهنگ
خدا مى خواست یونس علیه السلام در شکم ماهى زنده بماند، ازاین رو اسباب آن را براى او فراهم ساخت.
در مورد مدت توقف یونس در شکم ماهی اختلاف است ولی برخی نقل ها آن را تا چهل روز نیز بیان کرده اند ولی در تمام این مدت خدا روزی او را میرساند.

✅️رساندن روزی به حضرت مریم :
پس از جریان وضع حمل و اضطراری که در حضرت مریم ایجاد شد و گرسنگی و تشنگی بر او سخت گرفت؛
《فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا ؛مریم – ۲۴》
پس کودک از زیر پای او ندایش داد: غمگین مباش که پروردگارت از زیر پای تو نهر آبی پدید آورده است تا بیاشامی و شستشو کنی.

🔰 درهمین داستان است که خدا از درخت خشکیده نخل، خرما براى او تهیه کرد.
جالب آنکه در آیه بعد میفرماید:
《وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا؛ مریم – ۲۵ 》
و تنه خرما را به سوی خود بجنبان تا برایت خرمای تازه و از بار چیده بریزد.

✅️حتی در حالتی که خداوند نعمت دهد، باید انسان یک حرکتی بکند.
اگر مشیت الهی تعلق بگیرد؛ رزق میرسد.

🔻نکته 1:
بحثی در مورد رزق
رزق دوگونه است: رزق حتمى و رزق غیر حتمى. یا رزق مقسوم و رزق غیر مقسوم؛
رزق حتمى روزى اى است که انسان بخواهد یا نخواهد به او مى رسد. جنین که در شکم مادر زنده است خداوند رزق حتمى به او مى دهد چه بخواهد و چه نخواهد و حتى اگر قادر به تلاش باشد تلاش او هیچ گونه تأثیرى ندارد.

✳️پیامبر اکرم فرمود:
یا أَبَا ذَرٍّ لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ کَمَا یفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لاََدْرَکَهُ رِزْقُهُ کَمَا یدْرِکُهُ الْمَوْت
اى ابوذر اگر انسان از رزق و روزى اش بگریزد همانگونه که از مرگ گریزان است روزى به سراغش مى آید همانگونه که (روزى) مرگ به سراغ او خواهد آمد.

به تعبیر شاعر:
از مرگ میندیش و غم رزق مخور/
کین هر دو به وقت خویش ناچار رسد

✳️رزق غیر حتمى چیزى است که انسان باید براى به دست آوردن آن به کوشش برخیزد. اگر تلاش کند به آن مى رسد و اگر تنبلى کند به آن نخواهد رسد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
أربعٌ لا یُستَجابُ لَهُم دعاءٌ : الرجلُ جالسٌ فی بَیتِهِ یقولُ : یا ربِّ ارزُقْنی ،
دعاى چهار کس مستجاب نمى شود : مردى که در خانه اش بنشیند و بگوید: خدایا! روزى مرا برسان.
فیقولُ لَهُ : أ لَم آمُرْکَ بالطَّلَبِ ؟ !
پس خداوند به او مى فرماید: مگر به تو دستور نداده ام که در طلب کسب روزى برآیى؟


به تعبیر جناب صائب تبریزى:
چون شیر مادر است مهیا اگرچه رزق/
این جهد و کوشش تو به جاى مکیدن است


👈فلسفه وجود دو نوع رزق:
خداوند از جهتی ما را به حرکت و تلاش تشویق میکند و از بی کاری نهی میکند؛ از طرف دیگر ما را از زیاده خواهی و دنیا طلبی بر حذر میدارد و دلگرم به رزق الهی میگرداند تا در این میان اعتدال برقرار باشد.
امام صادق مى فرماید:
لِیکُنْ طَلَبُکَ الْمَعِیشَهَ فَوْقَ کَسْبِ الْمُضَیعِ، دُونَ طَلَبِ الْحَرِیصِ
باید تلاش تو براى به دست آوردن روزى فراتر از افرادى باشد که سستى مى کنند و ضایع مى سازند و کمتر از کسانى باشد که حرص مى زنند و آز و طمع بر آنها غالب است.

🔻نکته ۲:
نمونه هایی از کسانی که خدا در بن بست به آنها روزی داد .

🔰در کتب روایی از جمله بحار و قصص الانبیاء جزایری آمده است:
بخت النصر حاکم ظالمی بود که جنایات زیادی بر علیه انبیاء و پیروان آنان انجام داد.
هنگامی‌‌که بخت نصر به بنی‌ اسرائیل حمله کرد وارد هرشهری‌ که می‌‌شد مردمش را گردن می‌‌زد و حتی‌ حیوانات آن شهر را نیز می‌‌کشت و رودی‌ از خون جاری‌ می‌‌کرد. او حتی‌ به آخرین فرد از بنی‌ اسرائیل که پیرزنی‌ فرتوت بود رحم نکرد و او را نیز کشت.
ثُمَّ أَتَی‌ إِلَی‌ بَابِلَ فَبَنَی‌ فِیهَا مَدِینَهُ وَ أَقَامَ وَ حَفَرَ بِئْراً فَأَلْقَی‌ فِیهَا دَانِیَالَ وَ أَلْقَی‌ مَعَهُ اَللَّبْوَهَ
پس از چندی‌ بخت نصر در بابل شهری‌ بنا کرد و دستور داد که در آنجا چاهی‌ عمیق حفر کنند. پس آنگاه او دانیال را همراه شیری‌ درنده درون چاه افکند.
فَجَعَلَ اَللَّبْوَهُ تَأْکُلُ طِینَ اَلْبِئْرِ وَ یَشْرَبُ دَانِیَالُ لَبَنَهَا
ولی‌ شگفت آنکه شیر از گل و لای‌ عمق چاه غذا می‌‌خورد و دانیال از شیر آن حیوان تغذیه می‌‌کرد
فَلَبِثَ بِذَلِکَ زَمَاناً فَأَوْحَی‌ اَللَّهُ إِلَی‌ اَلنَّبِیِّ اَلَّذِی کَانَ فِی بَیْتِ اَلْمَقْدِسِ أَنْ اِذْهَبْ بِهَذَا اَلطَّعَامِ وَ اَلشَّرَابِ إِلَی‌ دَانِیَالُ وَ أَقْرِئْهُ اَلسَّلاَمُ
پس از مدت‌ها، خداوند به یکی‌ از پیامبران بیت المقدس فرمان داد تا مقداری‌ آب و غذا برای‌ دانیال ببرد و سلام خدا را نیز به او برساند.
قَالَ وَ أَیْنَ هُوَ یَا رَبِّ فَقَالَ فِی بِئْرٍ بَابِلَ فِی مَوْضِعِ کَذَا وَ کَذَا قَالَ فَأَتَاهُ فَاطَّلَعَ فِی اَلْبِئْرِ
آن پیامبر به راه افتاد و به کنار چاه آمد و آب و غذا را درون سطلی‌ گذاشت
فَقَالَ یَا دَانِیَالُ قَالَ لَبَّیْکَ صَوْتٌ غَرِیبٌ قَالَ إِنَّ رَبَّکَ یُقْرِئُکَ اَلسَّلاَمَ قَدْ بَعَثَ إِلَیْکَ بِالطَّعَامِ وَ اَلشَّرَابِ فَدَلاَّهُ إِلَیْهِ
و به درون چاه فرستاد. و سلام خدا را نیز به دانیال رساند.


🔰در ماجرای حضرت یوسف داریم؛
أَنَّهُ لَمَّا قَالَ لِلْفَتَى اُذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ هنگامى که یوسف به هم‌بندش در زندان گفت که نزد پادشاه مرا نیز یاد کن.
أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَضَرَبَ بِرِجْلِهِ جبرئیل بر او نازل شد و برپاى او کوبید.
حَتَّى کَشَطَ لَهُ عَنِ اَلْأَرْضِ اَلسَّابِعَهِ
زمین تا طبقه هفتم شکاف برداشت،
فَقَالَ لَهُ یَا یُوسُفُ اُنْظُرْ مَا ذَا تَرَى
جبرئیل فرمود چه میبینی،
فَقَالَ أَرَى حَجَراً صَغِیراً
گفت سنگ کوچکی. .
فَفَلَقَ اَلْحَجَرَ فَقَالَ مَا ذَا تَرَى
جبرئیل آن سنگ را شکافت و گفت چه مى‌بینى‌؟
قَالَ دُودَهً صَغِیرَهً
یوسف گفت کرم و حشرۀ بسیار کوچکى را مى‌بینم.
قَالَ فَمَنْ رَازِقُهَا قَالَ اَللَّهُ
گفت روزى دهندۀ او کیست‌؟
یوسف گفت البته خداوند.
قَالَ فَإِنَّ رَبَّکَ یَقُولُ لَمْ أَنْسَ هَذِهِ اَلدُّودَهَ فِی ذَلِکَ اَلْحَجَرِ فِی قَعْرِ اَلْأَرْضِ اَلسَّابِعَهِ
جبرئیل گفت خداوند میفرماید اى یوسف من این کرم کوچک را در داخل این سنگ در طبقه هفتم فراموش نکرده‌ام و نیاز او را تامین نموده‌ام
أَ ظَنَنْتَ أَنِّی أَنْسَاکَ
تو گمان کرده‌اى که من تو را فراموش کرده‌ام‌؟
حَتَّى تَقُولَ لِلْفَتَى اُذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ
که به آن جوان میگوئى مرا پیش حاکم یاد کن؟
لَتَلْبَثَنَّ فِی اَلسِّجْنِ بِمَقَالَتِکَ هَذِهِ بِضْعَ سِنِینَ
به جرم این سخن باید چندین سال در زندان بمانى.
قَالَ فَبَکَى یُوسُفُ عِنْدَ ذَلِکَ حَتَّى بَکَتْ لِبُکَائِهِ اَلْحِیطَانُ
فرمود:یوسف متنبه شد و شروع بگریستن کردو گریۀ یوسف بطورى شدید شد که در و دیوار بحال او گریست.
فَتَأَذَّى بِهِ أَهْلُ اَلسِّجْنِ فَصَالَحَهُمْ عَلَى أَنْ یَبْکِیَ یَوْماً وَ یَسْکُتَ یَوْماً
و زندانیان از گریه یوسف متاثر و ناراحت شدند و از او خواستند که از گریۀ خود دست بردارد.
بالاخره قرار بر این شد که یک روز گریه کند و یک روز خاموش شود.
فَکَانَ اَلْیَوْمُ اَلَّذِی یَسْکُتُ أَسْوَأَ حَالاً.
یوسف در آن روزى که خاموش بود ناراحت‌تر از آن روز گریه‌اش بود.

اللهم اخرجنا من ذلّ نفسی

حکمت سیصد و پنجاه و ششم

حکمت سیصد و پنجاه و ششم نهج البلاغه

بسم الله الرحمن الرحیم

شرح حکمتها
۱۴۰۱/۳/۲۱ . ۱۵ذیحجه

💢 حکمت ۳۵۶ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و پنجاه و ششم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
37:27 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قِیلَ لَهُ (علیه السلام): لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَیْتِهِ وَ تُرِکَ فِیهِ، مِنْ أَیْنَ کَانَ یَأْتِیهِ رِزْقُهُ؟ فَقَالَ (علیه السلام): مِنْ حَیْثُ یَأْتِیهِ أَجَلُه.

از او پرسیدند مردى که در خانه اش را به رویش بربندند و در آنجا رهایش کنند، روزیش از کجا مى رسد؟ فرمود: از آنجا که اجلش به سراغش مى آید.

💠وَ قِیلَ لَهُ (علیه السلام): لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَیْتِهِ وَ تُرِکَ فِیهِ، مِنْ أَیْنَ کَانَ یَأْتِیهِ رِزْقُهُ؟
از امام علیه السلام پرسیدند: اگر درِ خانه کسى را به روى او ببندند و در همان جا محبوس گردد از کجا روزى اش مى رسد؟

💠 فَقَالَ (علیه السلام): مِنْ حَیْثُ یَأْتِیهِ أَجَلُه
امام علیه السلام در پاسخ فرمود: از همان جا که اجل به سراغ او مى آید!

♻️این حکمت در باب رزق و روزی است، اینکه خداوند متکفل افراد است و روزی آنها را تضمین کرده است، و در سخت ترین شرایط که هیچ راه طبیعی و عادی برای رزق وجود ندارد، خداوند از اسباب ناشناخته و راه های ناشناخته روزی بندگانش را میرساند.
قرآن کریم در باب رساندن رزق به بندگان خود میفرماید:
《کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّىٰ لَکِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ؛ آل عمران- ۳۷》
هر زمان که زکریا در محراب عبادت بر او وارد می شد، رزق ویژه ای نزدش می یافت. روزی در کمال شگفتی گفت: ای مریم! این رزق ویژه برای تو از کجاست؟! گفت: از سوی خداست، یقیناً خدا هر کس را بخواهد، رزق بی حساب می دهد.)

✳️خداوند از راه های غیر متعارف روزی میرساند. امام صادق علیه السلام می فرماید:
مَنْ جَاعَ فَلْیَتَوَضَّأْ وَ لْیُصَلِّ رَکْعَتَیْنِ ثُمَّ یَقُولُ یَا رَبِّ إِنِّی جَائِعٌ فَأَطْعِمْنِی فَإِنَّهُ یُطْعَمُ مِنْ سَاعَتِهِ
هر کسی گرسنه شد و به صورت طبیعی دسترسی به غذا برای او ممکن نبود، وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و بگوید خدایا مرا سیر کن، خداوند ساعتی نشده او را سیر میگرداند.

✅️بچه‌ای که تنها در خانه ای ماه ها زنده ماند. جاحظ در کتاب الحیوان میگوید:
هنگامی که طاعون ویرانگری در منطقه ای نازل شد، مردم در آن محله یقین کردند که هیچ کوچک و بزرگی در آن خانه ها زنده نمانده است، حال آنکه نوزادی که هنوز شیر می‌خورد و چهار دست و پا راه می‌رفت و بر پاهای خود نمی‌ایستاد در آنجا بود. بازماندگان طاعون‌زدهٔ آن محله به در آن خانه رفته و آن را مسدود کردند.
فَلَمَّا کَانَ بَعْدَ ذَلِکَ بِأَشْهُرٍ تَحَوَّلَ فِیهَا بَعْضُ وَرَثَهِ القَوْمِ فَفَتَحَ البَابَ
ماه‌ها بعد، برخی از وارثان آن خانواده به خانه بازگشته و در را گشودند.
فَلَمَّا أَفْضَى إِلَى عَرْصَهِ الدَّارِ إِذَا هُوَ بِصَبِیٍّ یَلْعَبُ مَعَ أَجْرَاءِ کَلْبَهٍ کَانَتْ لِأَهْلِ الدَّارِ
وقتی به حیاط خانه رسیدند، ناگهان کودکی را دیدند آن کودک با بچه های حیوانی که در خانه است بازی می‌کند! و از آن شیر میخورد.

❇️روزی رسانی برنامه خدا برای بندگان است. علامه شوشتری میفرماید:
وَ بِالْجُمْلَهِ، الرِّزْقُ کَالأَجَلِ یَأْتِی صَاحِبَهُ أَیْنَمَا کَانَ، وَ لَا یَخْتَصُّ بِالإنْسَانِ، بَلْ یَجْرِی فِی کُلِّ ذِی حَیَاهٍ
رزق مانند اجل، صاحبش را هرکجا که باشد درمی‌یابد، و منحصر به انسان نیست، بلکه شامل هر موجود زنده‌ای می‌شود،
فَکَمَا أَعْطَاهُ الحَیَاهَ یُعْطِیهِ الرِّزْق
همان‌گونه که به او زندگی بخشیده، روزی‌اش را نیز می‌دهد،
قَالَ تَعَالَى: ﴿وَمَا مِنْ دَابَّهٍ فِی الأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُهَا وَیَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا کُلٌّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ﴾.
خداوند متعال می‌فرماید: «هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست مگر اینکه روزی‌اش بر عهده خداوند است، و او قرارگاه و محل انتقالش را می‌داند، همه این‌ها در کتابی آشکار ثبت است.

✅️اگر زمین و آسمان دست به دست هم دهند، روزی خدا میرسد.
امیرالمومنین در خطبه ۱۳۰ خطاب به جناب ابوذرمیفرماید:
وَ لَوْ أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرَضِینَ کَانَتَا عَلَى عَبْدٍ رَتْقاً ثُمَّ اتَّقَى اللَّهَ،
اگر درهاى آسمانها و زمینها به روى بنده اى بسته شده باشد، و او تقواى الهى را پیشه کند.
لَجَعَلَ اللَّهُ لَهُ مِنْهُمَا مَخْرَجاً.
خداوند راهى در زمین و آسمان براى او خواهد گشود.

💠لَوْ سُدَّ عَلَى رَجُلٍ بَابُ بَیْتِهِ وَ تُرِکَ فِیهِ، مِنْ أَیْنَ کَانَ یَأْتِیهِ رِزْقُهُ؟
فَقَالَ : مِنْ حَیْثُ یَأْتِیهِ أَجَلُه
از امام علیه السلام پرسیدند: اگر درِ خانه کسى را به روى او ببندند و در همان جا محبوس گردد از کجا روزى اش مى رسد؟
امام علیه السلام در پاسخ فرمود: از همان جا که اجل به سراغ او مى آید!

✳️اگر مشیت الهیه بر حیات کسى تعلق گیرد اسباب حیات او را حتى در اتاق در بسته یا در زندان و غارى که کسى در آن راه نمى یابد فراهم مى سازد.
و همانگونه که فرشته مرگ مى تواند از این موانع عبور کند فرشته اى که اسباب حیات را فراهم سازد نیز مى تواند از آن عبور نماید.

♻️ بسیار دیده ایم یا شنیده ایم که در زلزله هاى خطرناک افرادى را بعد از یک هفته یا بیشتر و حتى بچه هاى کوچکى را زنده از زیر آوار درآورده اند. در حالى که طبق موازین عادى نه هواى کافى براى زنده ماندن داشته اند و نه غذا.

⏪دو شبهه در اینجا مطرح است:

◀️ الف. از جهت عقلی بین حیات و مرگ تفاوت ماهوی وجود دارد.
مرگ از باب عدم است، یعنی نرسیدن رزق و روزی، آب و غذا و اکسیژن و… مساوی است با مرگ. پس نیازی نیست از‌ راه غیر معمول چیزی برسد. همین که چیزی نرسد شخص میمیرد.

↕️ولی حیات از باب وجود است، یعنی رسیدن آب و غذا و اکسیژن و نور و… راهی میخواهد، ابزاری میخواهد.
با این حال چگونه است که حضرت دلیل رسیدن رزق و روزی را، رسیدن مرگ میداند در حالی که این دو هیچ ارتباطی با هم ندارند؟!


◀️ ب. از جهت تجربی نیز بسیار شاهد بوده ایم که در قضایای مختلفی مثل زلزله و… شخصی در جایی محبوس شده و بعدا جنازه ی او پیدا شده است. اگر بنا بود از همانجایی که مرگ میرسد، رزق هم برسد؛ این افراد باید زنده می ماندند چون هیچ اثری از ضربه و جراحت و … بر آنها نبوده است.


⏬در پاسخ باید گفت:

◀️ اولا؛ این حکمت در مقام بیان “رزوی رسانی خدا از راه های غیر مرسوم” است نه یکی دانستن مرگ و حیات
خداوند برای روزی رسانی، نیاز ندارد از همان راه هایی که ما بلد هستیم و به آن امید داریم روزی برساند؛ خداوند راه ها و اسبابی دارد که انسان از آن آگاه نیست و اصلا به مخیله ی انسان نیز خطور نمیکند.
حضرت میفرماید شما اگر وظیفه را انجام بدهید و اراده ی الهی باشد، روزی شما خواهد رسید.

❇️ در باب مرگ هم همین راه های غیر مرسوم وجود دارد. درخطبه ۱۱۲ می فرماید:
هَلْ تُحِسُّ بِهِ إِذَا دَخَلَ مَنْزِلًا
آیا هنگامى که فرشته مرگ وارد منزلى مى شود، احساس مى کنید؟
أَمْ هَلْ تَرَاهُ إِذَا تَوَفَّى أَحَداً؟
و آیا وقتى کسى را قبض روح مى کند وى را مى بینید؟
بَلْ کَیْفَ یَتَوَفَّى الْجَنِینَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ؟
از آن بالاتر آیا مى دانید چگونه گاهى جنین را در شکم مادر، قبض روح مى کند؟
أَ یَلِجُ عَلَیْهِ مِنْ بَعْضِ جَوَارِحِهَا
آیا وارد شکم مادر ازبیرون مى شود ،
أَمْ الرُّوحُ أَجَابَتْهُ بِإِذْنِ رَبِّهَا
یا ملک الموت از بیرون، روح جنین را به سوى خود فرا مى خواند؟ و او به اذن پروردگار اجابت مى کند ،
أَمْ هُوَ سَاکِنٌ مَعَهُ فِی أَحْشَائِهَا؟
یا ملک الموت با او در شکم مادر همراه است؟!
کَیْفَ یَصِفُ إِلَهَهُ مَنْ یَعْجَزُ عَنْ صِفَهِ مَخْلُوقٍ مِثْلِهِ؟
چگونه کسى که از توصیف و تعریف مخلوقى همانند خود _ملک الموت_ ناتوان است، مى تواند خالق و معبودش را توصیف کند؟!
همانگونه که انسان در باب چگونگی ورود ملک الموت و قبض روح توسط او جهل دارد، در مورد رسیدن رزق و روزی به انسان و راه های آن نیز جهل دارد.

◀️ ثانیا؛ خداوند عالم را بر اساس نظام طبیعی اداره میکند.
درست است که خداوند بنا دارد عالم را با اسباب طبیعی و از راه عادی اداره کند، ولی این سخن مربوط به جایى است که اراده و مشیت الهیه تعلق گرفته باشد کسى زنده بماند و در این حال خداوند از طرق به ظاهر غیر ممکن اسباب ادامه حیات او را فراهم مى کند.

❇️زنده ماندن اصحاب کهف ،قرآن کریم میفرماید:
《وَ لَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَهٍ سِنِینَ وَ ازْدَادُوا تِسْعًا؛ کهف – ۲۵》
اصحاب کهف سیصد و نُه سال در غارشان ماندند.
خدا مى خواست اصحاب کهف سیصد و نه سال در خواب باشند و زنده بمانند و قطعا در این مدّت نیاز به تغذیه داشته اند؛ ولى امدادهاى الهى به نحوى آنها را تغذیه مى کرد و زنده نگاه مى داشت.

❎زنده ماندن حضرت یونس در دل نهنگ
خدا مى خواست یونس علیه السلام در شکم ماهى زنده بماند، ازاین رو اسباب آن را براى او فراهم ساخت.
در مورد مدت توقف یونس در شکم ماهی اختلاف است ولی برخی نقل ها آن را تا چهل روز نیز بیان کرده اند ولی در تمام این مدت خدا روزی او را میرساند.

✅️رساندن روزی به حضرت مریم :
پس از جریان وضع حمل و اضطراری که در حضرت مریم ایجاد شد و گرسنگی و تشنگی بر او سخت گرفت؛
《فَنَادَاهَا مِنْ تَحْتِهَا أَلَّا تَحْزَنِی قَدْ جَعَلَ رَبُّکِ تَحْتَکِ سَرِیًّا ؛مریم – ۲۴》
پس کودک از زیر پای او ندایش داد: غمگین مباش که پروردگارت از زیر پای تو نهر آبی پدید آورده است تا بیاشامی و شستشو کنی.

🔰 درهمین داستان است که خدا از درخت خشکیده نخل، خرما براى او تهیه کرد.
جالب آنکه در آیه بعد میفرماید:
《وَهُزِّی إِلَیْکِ بِجِذْعِ النَّخْلَهِ تُسَاقِطْ عَلَیْکِ رُطَبًا جَنِیًّا؛ مریم – ۲۵ 》
و تنه خرما را به سوی خود بجنبان تا برایت خرمای تازه و از بار چیده بریزد.

✅️حتی در حالتی که خداوند نعمت دهد، باید انسان یک حرکتی بکند.
اگر مشیت الهی تعلق بگیرد؛ رزق میرسد.

🔻نکته 1:
بحثی در مورد رزق
رزق دوگونه است: رزق حتمى و رزق غیر حتمى. یا رزق مقسوم و رزق غیر مقسوم؛
رزق حتمى روزى اى است که انسان بخواهد یا نخواهد به او مى رسد. جنین که در شکم مادر زنده است خداوند رزق حتمى به او مى دهد چه بخواهد و چه نخواهد و حتى اگر قادر به تلاش باشد تلاش او هیچ گونه تأثیرى ندارد.

✳️پیامبر اکرم فرمود:
یا أَبَا ذَرٍّ لَوْ أَنَّ ابْنَ آدَمَ فَرَّ مِنْ رِزْقِهِ کَمَا یفِرُّ مِنَ الْمَوْتِ لاََدْرَکَهُ رِزْقُهُ کَمَا یدْرِکُهُ الْمَوْت
اى ابوذر اگر انسان از رزق و روزى اش بگریزد همانگونه که از مرگ گریزان است روزى به سراغش مى آید همانگونه که (روزى) مرگ به سراغ او خواهد آمد.

به تعبیر شاعر:
از مرگ میندیش و غم رزق مخور/
کین هر دو به وقت خویش ناچار رسد

✳️رزق غیر حتمى چیزى است که انسان باید براى به دست آوردن آن به کوشش برخیزد. اگر تلاش کند به آن مى رسد و اگر تنبلى کند به آن نخواهد رسد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
أربعٌ لا یُستَجابُ لَهُم دعاءٌ : الرجلُ جالسٌ فی بَیتِهِ یقولُ : یا ربِّ ارزُقْنی ،
دعاى چهار کس مستجاب نمى شود : مردى که در خانه اش بنشیند و بگوید: خدایا! روزى مرا برسان.
فیقولُ لَهُ : أ لَم آمُرْکَ بالطَّلَبِ ؟ !
پس خداوند به او مى فرماید: مگر به تو دستور نداده ام که در طلب کسب روزى برآیى؟


به تعبیر جناب صائب تبریزى:
چون شیر مادر است مهیا اگرچه رزق/
این جهد و کوشش تو به جاى مکیدن است


👈فلسفه وجود دو نوع رزق:
خداوند از جهتی ما را به حرکت و تلاش تشویق میکند و از بی کاری نهی میکند؛ از طرف دیگر ما را از زیاده خواهی و دنیا طلبی بر حذر میدارد و دلگرم به رزق الهی میگرداند تا در این میان اعتدال برقرار باشد.
امام صادق مى فرماید:
لِیکُنْ طَلَبُکَ الْمَعِیشَهَ فَوْقَ کَسْبِ الْمُضَیعِ، دُونَ طَلَبِ الْحَرِیصِ
باید تلاش تو براى به دست آوردن روزى فراتر از افرادى باشد که سستى مى کنند و ضایع مى سازند و کمتر از کسانى باشد که حرص مى زنند و آز و طمع بر آنها غالب است.

🔻نکته ۲:
نمونه هایی از کسانی که خدا در بن بست به آنها روزی داد .

🔰در کتب روایی از جمله بحار و قصص الانبیاء جزایری آمده است:
بخت النصر حاکم ظالمی بود که جنایات زیادی بر علیه انبیاء و پیروان آنان انجام داد.
هنگامی‌‌که بخت نصر به بنی‌ اسرائیل حمله کرد وارد هرشهری‌ که می‌‌شد مردمش را گردن می‌‌زد و حتی‌ حیوانات آن شهر را نیز می‌‌کشت و رودی‌ از خون جاری‌ می‌‌کرد. او حتی‌ به آخرین فرد از بنی‌ اسرائیل که پیرزنی‌ فرتوت بود رحم نکرد و او را نیز کشت.
ثُمَّ أَتَی‌ إِلَی‌ بَابِلَ فَبَنَی‌ فِیهَا مَدِینَهُ وَ أَقَامَ وَ حَفَرَ بِئْراً فَأَلْقَی‌ فِیهَا دَانِیَالَ وَ أَلْقَی‌ مَعَهُ اَللَّبْوَهَ
پس از چندی‌ بخت نصر در بابل شهری‌ بنا کرد و دستور داد که در آنجا چاهی‌ عمیق حفر کنند. پس آنگاه او دانیال را همراه شیری‌ درنده درون چاه افکند.
فَجَعَلَ اَللَّبْوَهُ تَأْکُلُ طِینَ اَلْبِئْرِ وَ یَشْرَبُ دَانِیَالُ لَبَنَهَا
ولی‌ شگفت آنکه شیر از گل و لای‌ عمق چاه غذا می‌‌خورد و دانیال از شیر آن حیوان تغذیه می‌‌کرد
فَلَبِثَ بِذَلِکَ زَمَاناً فَأَوْحَی‌ اَللَّهُ إِلَی‌ اَلنَّبِیِّ اَلَّذِی کَانَ فِی بَیْتِ اَلْمَقْدِسِ أَنْ اِذْهَبْ بِهَذَا اَلطَّعَامِ وَ اَلشَّرَابِ إِلَی‌ دَانِیَالُ وَ أَقْرِئْهُ اَلسَّلاَمُ
پس از مدت‌ها، خداوند به یکی‌ از پیامبران بیت المقدس فرمان داد تا مقداری‌ آب و غذا برای‌ دانیال ببرد و سلام خدا را نیز به او برساند.
قَالَ وَ أَیْنَ هُوَ یَا رَبِّ فَقَالَ فِی بِئْرٍ بَابِلَ فِی مَوْضِعِ کَذَا وَ کَذَا قَالَ فَأَتَاهُ فَاطَّلَعَ فِی اَلْبِئْرِ
آن پیامبر به راه افتاد و به کنار چاه آمد و آب و غذا را درون سطلی‌ گذاشت
فَقَالَ یَا دَانِیَالُ قَالَ لَبَّیْکَ صَوْتٌ غَرِیبٌ قَالَ إِنَّ رَبَّکَ یُقْرِئُکَ اَلسَّلاَمَ قَدْ بَعَثَ إِلَیْکَ بِالطَّعَامِ وَ اَلشَّرَابِ فَدَلاَّهُ إِلَیْهِ
و به درون چاه فرستاد. و سلام خدا را نیز به دانیال رساند.


🔰در ماجرای حضرت یوسف داریم؛
أَنَّهُ لَمَّا قَالَ لِلْفَتَى اُذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ هنگامى که یوسف به هم‌بندش در زندان گفت که نزد پادشاه مرا نیز یاد کن.
أَتَاهُ جَبْرَئِیلُ عَلَیْهِ السَّلاَمُ فَضَرَبَ بِرِجْلِهِ جبرئیل بر او نازل شد و برپاى او کوبید.
حَتَّى کَشَطَ لَهُ عَنِ اَلْأَرْضِ اَلسَّابِعَهِ
زمین تا طبقه هفتم شکاف برداشت،
فَقَالَ لَهُ یَا یُوسُفُ اُنْظُرْ مَا ذَا تَرَى
جبرئیل فرمود چه میبینی،
فَقَالَ أَرَى حَجَراً صَغِیراً
گفت سنگ کوچکی. .
فَفَلَقَ اَلْحَجَرَ فَقَالَ مَا ذَا تَرَى
جبرئیل آن سنگ را شکافت و گفت چه مى‌بینى‌؟
قَالَ دُودَهً صَغِیرَهً
یوسف گفت کرم و حشرۀ بسیار کوچکى را مى‌بینم.
قَالَ فَمَنْ رَازِقُهَا قَالَ اَللَّهُ
گفت روزى دهندۀ او کیست‌؟
یوسف گفت البته خداوند.
قَالَ فَإِنَّ رَبَّکَ یَقُولُ لَمْ أَنْسَ هَذِهِ اَلدُّودَهَ فِی ذَلِکَ اَلْحَجَرِ فِی قَعْرِ اَلْأَرْضِ اَلسَّابِعَهِ
جبرئیل گفت خداوند میفرماید اى یوسف من این کرم کوچک را در داخل این سنگ در طبقه هفتم فراموش نکرده‌ام و نیاز او را تامین نموده‌ام
أَ ظَنَنْتَ أَنِّی أَنْسَاکَ
تو گمان کرده‌اى که من تو را فراموش کرده‌ام‌؟
حَتَّى تَقُولَ لِلْفَتَى اُذْکُرْنِی عِنْدَ رَبِّکَ
که به آن جوان میگوئى مرا پیش حاکم یاد کن؟
لَتَلْبَثَنَّ فِی اَلسِّجْنِ بِمَقَالَتِکَ هَذِهِ بِضْعَ سِنِینَ
به جرم این سخن باید چندین سال در زندان بمانى.
قَالَ فَبَکَى یُوسُفُ عِنْدَ ذَلِکَ حَتَّى بَکَتْ لِبُکَائِهِ اَلْحِیطَانُ
فرمود:یوسف متنبه شد و شروع بگریستن کردو گریۀ یوسف بطورى شدید شد که در و دیوار بحال او گریست.
فَتَأَذَّى بِهِ أَهْلُ اَلسِّجْنِ فَصَالَحَهُمْ عَلَى أَنْ یَبْکِیَ یَوْماً وَ یَسْکُتَ یَوْماً
و زندانیان از گریه یوسف متاثر و ناراحت شدند و از او خواستند که از گریۀ خود دست بردارد.
بالاخره قرار بر این شد که یک روز گریه کند و یک روز خاموش شود.
فَکَانَ اَلْیَوْمُ اَلَّذِی یَسْکُتُ أَسْوَأَ حَالاً.
یوسف در آن روزى که خاموش بود ناراحت‌تر از آن روز گریه‌اش بود.

اللهم اخرجنا من ذلّ نفسی

حکمت سیصد و پنجاه و ششم