ممنون از صبر و شکیبایی شما...
این حکمت چند بخش دارد،
|

حکمت سیصد و هفتاد و یکم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۴/۲۶ . ۲۱محرم

💢بخش اول حکمت ۳۷۱💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هفتاد و یکم(بخش اول)
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
46:06 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

بخش اول

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ، وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى، وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ، وَ لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَهِ، وَ لَا کَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقَنَاعَهِ

و امام (علیه‌السلام) فرمود: هیچ شرفى، برتر از اسلام نیست و هیچ عزتى، فراتر از پرهیزگارى نیست و هیچ پناهگاهى، بهتر از پارسایى نیست و هیچ شفیعى، پیروزمندتر از توبه نیست
و هیچ گنجى، توانگرتر از قناعت نیست

💠وَ قَالَ (علیه السلام): لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ
هیچ شرافتى برتر از اسلام نیست

⏪امیرالمومنین در این حکمت به ده موضوع مهم اشاره مى کند که هفت موضوع مربوط به فضایل اخلاقى و سه موضوع مربوط به رذایل اخلاقى است.

⬇️ اسلام مجموعه اى از عقاید والاى دینى و برنامه هاى سازنده عبادى و دستورات مهم اخلاقى است کاملاً روشن است. بسیارى از افراد، شرف را در مقام هاى مادى متزلزل و اموال و ثروت هاى ناپایدار و قدرت قوم و قبیله که دائماً در معرض فناست مى دانند. در حالى که شرافت واقعى این است که انسان یک مسلمان راستین باشد.

🔹امیرالمومنین علیه السلام در غررالحکم در مورد شرف می‌فرماید :


1⃣ أَفْضَلُ الشَّرَفِ بَذْلُ الْإِحْسَان‏
بالاترین شرف این است که انسان ببخشد

2⃣الشَّرَفُ عِنْدَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ بِحُسْنِ الْأَعْمَالِ لَا بِحُسْنِ الْأَقْوَال‏
خدا شرف را در این می بیند که انسان اعمال درستی انجام دهد

3⃣ تَمَامُ الشَّرَفِ التَّوَاضُع‏
تمام شرف در این که انسان متواضع باشد جمع شده است

4⃣ لا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ التَّقْوَى‏
هیچ شرفی بالاتر از تقوا نیست

↩️ در همه ی این روایات حضرت در مورد شرف صحبت میکنند، ولی با دقت در این موارد، مشخص میشود همه ی این مصادیق در ذیل عنوان ” اسلام” جا دارند.
عقل و ادب و احسان و حسن عمل و تواضع و تقوا و… همه همان احکام و قوانین اسلام هستند.

🔹اسلام، دین مرضی ( مورد رضایت ) خدا است
خداوند در قرآن می‌فرماید :
《الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینا ؛ مائده – ۶》
امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما پذیرفتم

🔹دل نسپردن به اسلام، خسارت آخرت است. قرآن کریم میفرماید:
《 وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ آل عمران – ۸۵ 》
و هرکه جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است.

📓مرحوم کلینی در کافی از امام صادق علیه السلام نقل میکند که راوی از امام پرسید که
فی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- صِبْغَهَ اللَّهِ
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً
در گفته خداوند است که رنگ خدا
و چه چیزی نیکوتر از رنگ خدا است
این مقصود چیست ؟ چه رنگی است ؟
قَالَ الصِّبْغَهُ هِیَ الْإِسْلَام
حضرت فرمود
اسلام رنگی است که خدا می پسندد
باید به رنگ خدا که زیبا ترین رنگ است در آمد و آن رنگ، اسلام است.
 
🔹 شرافت بخشیدن اسلام به انسان به شرط عمل به دستورات است
در حکمت ۳۶۹ فرمود:
یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ….
یک زمانی برسد که از قرآن رسم الخط و از اسلام اسمش بماند ..
اسلام اسمی دردی را دوا نمیکند. آنچه شرافت و عزت به انسان میدهد عمل به دستورات و فرامین اسلام است.

⏪اسلام در نهج البلاغه:
در نهج البلاغه، امیرالمومنین مطالب متعدد و قابل تاملی در مورد اسلام بیان فرموده است.

1⃣دوری از اسلام، شقاوت حتمی دارد
در خطبه ۱۶۱ فرمود:
«فَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً»
کسى که جز اسلام آیینى برگزیند
تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ  
شقاوت و بدبختى دامن او را خواهد گرفت
وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ  
و دستش از همه ریسمان های الهی گسسته می‌شود
 وَ تَعْظُمْ کَبْوَتُهُ  
شاید و سختی هایش زیاد میشود
وَ یَکُنْ مَآبُهُ إِلَى الْحُزْنِ الطَّوِیلِ وَ الْعَذَابِ الْوَبِیلِ
و سرانجام، اندوهى طولانى وعذابى مهلک خواهد داشت.

2⃣حقیقت اسلام، تسلیم بی چون و چراست
در خطبه ۱۲۵ فرمود:
لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَهً لَمْ یَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِی؛  
اسلام را چنان تفسیر مى‌کنم که هیچ کس پیش از من آن را چنین تفسیر نکرده باشد؛
الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِیمُ
اسلام همان تسلیم است
العبد و ما فی یده کان لمولاه…
مسلمان باید تسلیم محض خدا باشد.

💠 وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى
و هیچ عزتى گران بهاتر از تقوا نیست
قرآن کریم میفرماید:
《 یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ؛ حجرات – ۱۲ 》
ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است

*⃣حقیقت عزت، نفوذ ناپذیری است
لفظ عزت به معنای زمین نفوذ ناپذیری است عرب لفظ «ارض عزاز» را برای زمین سخت و نفوذ ناپذیر به کار میبرد
تنها مانعی که میتواند از ورود هواهای نفسانی، شهوت، شیطان، خطورات منفی و… به وجود انسان جلوگیری کند تقواست.
طبیعی است که هر جایی دشمن راه نداشته باشد، عزیز و قیمتی بشود و هیچ شیء گرانبهایی به تقوا نمیرسد

⏪در شرح حکمت 370 مصادیق فراوانی از تقوا در نهج البلاغه بیان شد.
تقوا زهرِ گناه را میگیرد

در خطبه ۱۵۷ فرمود:
اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِیزٍ
بندگان خدا بدانید که تقوا دژى است محکم و استوار که ساکنان خود را از گزند عذاب دنیا و آخرت حفظ مى کند،
و الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِیلٍ، لَا یَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لَا یُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَیْهِ
و فجور و بى تقوایى، حصارى است سُست و بى دفاع که ساکنانش را از خطرها باز نمى دارد و کسى را که به آن پناه برد حفظ نمى کند.
أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَهُ الْخَطَایَا
آگاه باشید با تقوا مى توان نیش زهرآلود گناهان را قطع کرد

 *⃣تقوا راه رسیدن به اهداف متعالی
 در خطبه ۲۳۰ فرمو :
إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ
به یقین تقوا و پرهیزکارى کلید درهاى راستى و درستی است
وَ ذَخِیرَهُ مَعَاد
و ذخیره روز قیامت.
وَ عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَهٍ
و سبب آزادى از هرگونه گناهى است که بر انسان چیره مى شود.
وَ نَجَاهٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَهٍ
و موجب نجات انسان از هرگونه هلاکت است.
بِهَا یَنْجَحُ الطَّالِبُ وَ یَنْجُو الْهَارِبُ
به وسیله تقوا جویندگان به مقصود خود مى رسند و فرار کنندگان از کیفر الهى رهایى مى یابند.
 وَ تُنَالُ الرَّغَائِبُ
و با تقوا به هر هدف و خواسته رفیع و بلندى مى توان رسید.
یکی از راه های رسیدن به عزت، و از مصادیق تقوا دوری کردن از طمع است

ادامه حکمت 👇

💠وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ (أَحْصَنُ ) مِنَ الْوَرَعِ
هیچ پناهگاهى بهتر ونگهدارنده تر (نفوذ ناپذیر تر )از ورع و پرهیز از شبهات نمى باشد)،

⏺️هر حصن حصینی با منجنیق و موشک قابل شکستن و شکافته شدن است؛ تنها دیواره ی مستحکمی که نفوذ ناپذیر است تقواست. ورع مرحله ی اجتباب از شبهات است به خاطر ترس از سقوط در محرمات.
حضرت میفرماید پناهگاه امنی که در آن هیچ خطری انسان را تهدید نکند، ورع و دوری از شبهه ناک است زیرا کسی که در لبه ی پرتگاه حرام قرار گرفت، خیلی سخت است خود را نگه دارد و سقوط نکند.
 
⏏️شیطان پله پله جلو میآید
به طور یقین شیطان و نفس، در مرحله ی اول انسان را به حرام مسلم دعوت نمیکنند، بلکه پله پله پیش می آیند.
اولین مرحله ورود در شبهه ناک است. اینکه انسان چیزی کا طهارتش صد درصد مشخص نیست را استفاده کند.
بی اعتنایی به شبهه ناک انسان را به حرام آلوده میکند.

🔹حضرت در حکمت ۴ فرمود:
الْوَرَعُ جُنَّه
ورع، سپر وزره محکمى است
امام باقر علیه السلام فرمود:
إِنَّ أَشَدَّ الْعِبَادَهِ الْوَرَعُ
دشوارترین عبادت ورع است
زیرا علاوه بر ترک محرمات و انجام واجبات، انسان را از ارتکاب شبهات بازمى دارد.

🔹تقوای بدون ورع، در معرض خطر است.
در روایت داریم یکى از یاران امام صادق علیه السلام خدمتش عرض کرد: من توفیق زیارت شما را چند سال یک بار پیدا مى کنم دستورى بیان فرما که به آن عمل کنم و ضامن سعادتم باشد.

*⃣حضرت امیرالمومنین صلواه الله علیه فرمود:
أُوصِیکَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَالْوَرَعِ وَ الاِجْتِهَادِ
تو را به تقواى الهى و ورع و تلاش و کوشش در مسیر اطاعت پروردگار سفارش مى کنم
وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لاَ ینْفَعُ اجْتِهَادٌ لاَ وَرَعَ فِیهِ 
و بدان که تلاش بدون ورع نتیجه بخش نخواهد بود

⏪توصیه امیرالمومنین علیه السلام به رعایت ورع است
در نامه ۴۵ فرمود:
أَلَا وَ إِنَّکُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِکَ، وَ لَکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدَادٍ.
شما نمیتوانید مانند من باشید بیایید با ورع و عفت و .. من را یاری دهید

ادامه حکمت 👇

💠وَ لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَهِ
هیچ شفیعى نجات بخش تر از توبه نیست

↙️شفاعت به معنای جفت است، یعنی خود انسان باید چیزی داشته باشد تا شفاعت شفیع نیز به آن منضم شود و باعث نجات شود.

↙️البته شفاعت شفیعان قواعد و قوانین خاصی دارد و در شرایط خاصی پذیرفته میشود، اما توبه شفیعی است که اگر باشد بدون هیچ قید و شرطی شفاعت او پذیرفته میشود.
قرآن کریم میفرماید:
وَ هُوَ الَّذِى یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُوا عَنِ السَّیِّئَاتِ
خداوند کسى است که توبه را از بندگانش مى پذیرد و گناهان آن ها را مى بخشد.

*⃣چرا هیچ شفیعی مثل توبه نیست؟

◀️ اولا:
توبه شفیع مقبول است ولی معلوم نیست شفاعت بقیه هم مقبول واقع شود.

◀️ ثانیا :
شفاعت شفیع نهایتا میتواند گناه را عفو کند ولی توبه آثار دیگری غیر از بخشش گناه دارد. نعمت می آورد مانند:

↩️ تبدیل گناه به حسنه:
یا مُبَدِّلَ السَّیِئاتِ بِالحَسَنات

↩️ افزایش نعمت ها:
《اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا *  یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا *
 وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَارًا ؛ نوح – ۱۲، ۱۶》
به درگاه خدا توبه کنید که خداوند می‌بخشد
تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرو فرستدو شما را با مال و فرزند یاری کند و برای شما باغ و نهرها قرار دهد
 
↙️نکته:
توبه به لفظ نیست
توبه یک عمل است، که چند مرحله ی مهم دارد:

◀️ الف. انکسار و شکستگی و پشیمانی درونی

◀️ ب. تصمیم جدی برای باز نگشتن به گناه

◀️ ج. جبران گذشته _چه در حق الله، چه در حق الناس_

↩️ اگر این سه شرط حاصل شد، توبه حاصل میشود. توبه ای که بهترین شفیع انسان است

ادامه حکمت👇

💠وَ لَا کَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقَنَاعَهِ
هیچ گنجى بى نیاز کننده تر از قناعت نیست

🔹در حکمت 57 نیز فرمود :
الْقَنَاعَهُ مَالٌ لاَ ینْفَدُ
قناعت سرمایه اى است که هرگز تمام نمى شود
قناعت حقیقتا مال است، حقیقتا ثروت است.

 قناعت یک مَلکه درونى (در عمق جان می نشیند ) و یک مِلک درونی(یک سرمایه ) است که انسان با داشتن آن با حدّاقل لازم براى زندگى مى سازد و به دنبال زرق و برق و اضافات و تشریفاتى که وقت و فکر و عمر انسان را مصروف خود مى سازد نمى رود و به همین دلیل آلوده انواع گناهان و مسائل غیر اخلاقى نمى شود.

⏪دلیل برتری قناعت بر همه گنج های مادی

◀️ اولا: گنج هاى دیگر پایان مى پذیرند، گنجى که پایان نمى پذیرد گنج قناعت است.

◀️ ثانیا: براى حفظ گنج هاى ظاهرى رنج فراوان باید کشید چراکه دشمنان و سارقان و حسودان دائماً در کمین آن اند. ولى گنج قناعت هیچ سارق و دشمن و حسودى ندارد.
 
◀️ثالثا: قناعت حریت می آورد
شخص قانع، آزادگى فوق العاده اى دارد زیرا زیر بار منت هیچ کسی نیست.

🔹حضرت در غررالحکم فرمود:
الْحُرُّ عَبْدٌ مَا طَمِعَ ، وَ الْعَبْدُ حُرٌّ إِذَا قَنِعَ
شخص آزاده، برده است (برده زیاده خواهی است)هنگامى که طمع کند، و برده، آزاده است هنگامى که قناعت پیشه کند.

🔹سعدی در گلستان میگوید فقیری در بازار صدا بلند کرده بود که:
 ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت،
رسمِ سؤال (درخواست) از جهان برخاستی.
ای ثروتمندان اگر شما انصاف و ما (نیازمندان )قناعت داشتیم درخواست و گدایی از جهان جمع میشد

ای قناعت! توانگرم گردان / 
که ورایِ تو هیچ نعمت نیست
کُنجِ صبر، اختیارِ لُقمان است / 
هر‌که را صبر نیست، حکمت نیست
از دل قناعت خیلی نعمت ها به انسان میدهند، هم حریت، هم حکمت
 

🔹سعدی در گلستان در فضیلت قناعت می گوید:
درویشی را شنیدم که در آتشِ فاقه می‌سوخت،
(از شدت فقر می سوخت)
و رُقعه بر خِرقه همی‌دوخت ،
(لباسهای پاره را به هم می‌دوخت )
و تسکینِ خاطرِ مسکین را همی‌گفت،
(با خود زمزمه میکرد ):
به نانِ خشک قناعت کنیم و جامهٔ دَلْق(پاره) / 
که بارِ محنتِ خود بِهْ که بارِ منّتِ خَلق،
(بار رنج کشیدن بهتر از منت خلق کشیدن است)

🔹کسی گفتش:
چه نشینی که فلان در این شهر طبعی کریم دارد و کَرَمی عَمیم…
شخصی به او گفت چرا نشستی ؟
فلان شخص کریم است و به همه بخشش می کند
گفت: خاموش! که در پَسی (فقر) مردن بِهْ که حاجت پیشِ کسی بردن.
هم رُقعه دوختن بِهْ و الزامِ کنجِ صبر/  
کز بهرِجامه، رُقعه بَرِخواجگان نبشت
لباس های پاره را وصله زدن بهتر از این است که درخواستی به دیگران بنویسیم_
حقّا که با عقوبتِ دوزخ برابر است/
رفتن به پایمردیِ همسایه در بهشت
آدم اگر به این سببها بخواهد زندگی برای خود بسازد از جهنم بدتر است .

غفرالله لی و لکم الحمدلله رب العالمین

شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۴/۲۸_۲۳محرم

💢حکمت ۳۷۱_بخش دوم💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هفتاد و یکم(بخش دوم)
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
42:25 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

بخش دوم

وَ لَا مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَهِ مِنَ الرِّضَى بِالْقُوتِ، وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَهِ الْکَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَهَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَهِ، وَ الرَّغْبَهُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ وَ مَطِیَّهُ التَّعَبِ، وَ الْحِرْصُ وَ الْکِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوبِ، وَ الشَّرُّ جَامِعُ مَسَاوِئِ الْعُیُوبِ.

و هیچ ثروتى، نیکوتر از خشنودى به روزى روزانه، تهى دستى را نزداید.
هر کس به کفافى که او را داده اند، بسنده کند، به آسودگى، پیوسته است و در سایه امن و راحت جاى گرفته.
خواهشهاى نفسانى کلید رنجها و مرکب خستگیهاست.
حرص و تکبر و حسد، آدمى را به فرو افتادن در ورطه گناهان فرا مى خوانند. و بدکارى، جامع همه زشتیهاست.

💠لاَ شَرَفَ أَعْلَى مِنَ اَلْإِسْلاَمِ وَ لاَ عِزَّ أَعَزُّ مِنَ اَلتَّقْوَى
هیچ شرفى، برتر از اسلام نیست و هیچ عزتى، فراتر از پرهیزگارى نیست.
💠وَ لاَ مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ اَلْوَرَعِ وَ لاَ شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ اَلتَّوْبَهِ وَ لاَ کَنْزَ أَغْنَى مِنَ اَلْقَنَاعَهِ
و هیچ پناهگاهى، بهتر از پارسایى نیست و هیچ شفیعى، پیروزمندتر از توبه نیست و هیچ گنجى، توانگرتر از قناعت نیست .

✅حضرت در این حکمت در باب فضائل اخلاقی و احکام اسلامی نکات مهمی بیان فرمود‌:

👈اسلام دین شرافت است.

👈تقوا انسان را عزیز میکند.

👈بهترین پناهگاه، ورع و ترک شبهه‌ناک است.

بعد فرمود اگر کسی در این مراحل دچار خطا شده باید توبه کند.

✳️حضرت در مرحله‌ی بعدی، به  مسائل مالی اشاره فرمودند:

👈مرحله‌ی اول: مطلق قناعت

👈مرحله دوم: مصداق قناعت که اکتفا به به میزان نیاز است.

⏪در ادامه به شرح مرحله دوم میپردازیم:

💠وَ لَا مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَهِ مِنَ الرِّضَى بِالْقُوتِ
و هیچ سرمایه اى براى از بین بردن فقر بهتر از رضایت به مقدار حاجت نمى باشد. 

❇️بى نیازى حقیقى در آن است که انسان به ضروریات زندگى راضى باشد و درپى مال اندوزى و فراهم کردن اسباب و وسایل تجملاتى که به یقین مورد نیاز او نیست خود را به زحمت نیفکند که این نوعى فقر و آن نوعى غناست.

✅نداشتن فضیلت نیست، رضایت به آن فضیلت است:

 از تعبیر ” الرِّضَى بِالْقُوتِ” میفهمیم که صرفا کم داشتن، دلیل بر فضیلت اخلاقی نیست.

چه بسیار انسان های فقیر و مستمندی که به این حالت راضی نیستند یا در خوشبینانه ترین حالت با آن کنار آمده اند.

اگر کسی خواست به جایگاه فضائل اخلاقی برسد باید از این حالت خویش رضایت کامل داشته باشد . 

💠وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَهِ الْکَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَهَ
آنکسی که به مقدار نیاز اکتفا کند به مسیر آرامش برای او مهیا و آماده شده.
وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَهِ
و آسایش برای همیشه بالش را روی سر او باز کرده است.
 

✅«تبوأ» به معناى سکنى دادن به قصد دوام و بقاست.

«خفض» معانى متعددى دارد ازجمله آسایش و فراخى زندگى و بال گشودن پرنده که نشانه از استقرار آن است.

«دعه» به معناى آسودگى .

«کفاف» به معنای  ما یَکُفَّ عن الغیر دست دراز نکردن به دیگران. دست به دهن برسد.

 ✳️راحتی در کثرت نیست، در کفاف است:

بیشتر مردم تلاش می کنند آسایش و راحتی خود را با به دست آوردن مال و کسب مقام و تجمل گرایی در زندگی فراهم سازند و هرگاه موفق نشوند آنها را به دست آورند، نگران می شوند و خود را بدبخت می دانند. این در حالی است که امور یادشده نه تنها موجب آسایش و راحتی انسان نمی شود، بلکه بیشتر عامل ایجاد ناراحتی و سلب آسایش است. درمقابل، قناعت و بی توجهی به امور مادی دنیا موجب آسایش و راحتی جسم و روح انسان است.

❇️ دوران حاضر، دوران کثرتها و ناآرامی ها:

اگر مقایسه ی ساده ای از دوران حاضر با دوران های گذشته ی نه چندان دور داشته باشیم، یکی از نکات مهم آرامش گذشته و بی قراری و نا آرامی و بی هم ریختگی در دوران حاضر است.

این بحث علت های متعددی میتواند داشته باشد ولی یکی از آن ها نیز تقویت روحیه ی تکاثر است.

اینکه همه ی ما به دنبال تجملات و دارایی افتاده ایم، مسابقه برای بهتر شدن زندگی مادی زیاد شده و در نتیجه اضطراب و بی قراری و آرامش نداشتن هم بیشتر شده است.

 

👈نکته:
نداشتن حد کفاف خودش بی قراری و اضطرار دارد؛ ولی زیاده خواهی نیز بی قراری و آرامش نداشتن می آورد.

✅دعا کنیم برای حد کفاف:

🔺پیامبر صلوات الله علیه میفرمایند:
اللّهُمّ ارزُقْ محمّدا و آلَ محمّدٍ و مَن أحَبَّ محمّدا و آلَ محمّدٍ ، العَفافَ و الکَفافَ
خدایا! به محمّد و خاندان محمّد و به کسى که محمّد و خاندان او را دوست دارد ، خویشتندارى و روزى به قدر کفاف عطا فرما،
و ارزُقْ مَن أبغَضَ محمّدا و آلَ محمّدٍ المالَ و الوَلَدَ
و به هرکه محمّد و آل محمّد را دشمن دارد مال _زیاد_ و فرزند _ناخلف_ روزى کن.
 
✳️صفت دوستان امیرالمومنین قناعت به کفاف است:
🔺حضرت در حکمت ۴۳ میفرماید:
یَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً، وَ هَاجَرَ طَائِعاً، وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ، وَ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ، وَ عَاشَ مُجَاهِداً.
خدا رحمت کند خباب بن الارت را او از روى رغبت اسلام آورد و براى اطاعت خداوند هجرت کرد، به زندگى ساده قناعت نمود، از خدا خشنود و در تمام دوران عمرش مجاهد بود.

 ✳️کفاف یعنی اعتماد به رزاقیت خدا:
🔺حضرت در حکمت ۲۷۳ فرمودند:
اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً، أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْدِ -وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ طَلِبَتُهُ وَ قَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ- أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ
به یقین بدانید خداوند براى بنده خود هر چند با سیاست و سخت کوش و در طرح و نقشه نیرومند باشد، بیش از آنچه که در علم الهى وعده فرمود، قرار نخواهد داد،
وَ لَمْ یَحُلْ بَیْنَ الْعَبْدِ فِی ضَعْفِهِ وَ قِلَّهِ حِیلَتِهِ وَ بَیْنَ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ
و میان بنده، هر چند ناتوان و کم سیاست باشد، و آنچه در تقدیرش براى او رقم زده حایلى نخواهد گذاشت.
وَ الْعَارِفُ لِهَذَا الْعَامِلُ بِهِ أَعْظَمُ النَّاسِ رَاحَهً فِی مَنْفَعَهٍ
هر کس این حقیقت را بشناسد و به کار گیرد، از همه مردم آسوده تر است و سود بیشترى خواهد برد.
وَ التَّارِکُ لَهُ الشَّاکُّ فِیهِ أَعْظَمُ النَّاسِ شُغُلًا فِی مَضَرَّهٍ
و آن که آن را واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتارتر و زیانکارتر است.

✳️کفاف دعای خوبان:

🔺 ابن ابی الحدید میگوید:
وَ مِنْ دُعَاءِ بَعْضِ الصَّالِحِینَ:  «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ ذِلَّهَ نَفْسِی، وَ الزُّهْدَ فِیمَا جَاوَزَ الکِفَافَ»
و از دعای برخی از صالحان است: «خدایا! از تو خواهانم فروتنی نفس خود را، و بی‌رغبتی به آنچه فراتر از حد کفاف است»

❇️بی قراری های نداری را با توجه به معاد باید آرام کرد:

🔺ابن ابی الحدید روایت نقل میکند:
کَانَ أَبُو ذَرٍّ جَالِسًا بَیْنَ النَّاسِ، فَأَتَتْهُ امْرَأَهٌ، فَقَالَتْ: أَنْتَ جَالِسٌ بَیْنَ هَؤُلَاءِ؟ وَلَا وَاللهِ مَا عِنْدَنَا فِی البَیْتِ هَفَهٌ وَلَا سَفَهٌ – أَیْ: مَشْرُوبٌ وَلَا مَأْکُولٌ –
روزی ابوذر در میان مردم نشسته بود که زنی نزد او آمد و گفت:«تو در میان اینان نشسته‌ای؟ در حالی که به خدا سوگند در خانه‌مان نه نوشیدنی داریم و نه خوراکی!»
فَقَالَ: یَا هَذِهِ، إِنَّ بَیْنَ أَیْدِینَا عَقَبَهً کَؤُودًا،  لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا کُلُّ مُخِفٍّ، فَرَجَعَتْ وَهِیَ رَاضِیَهٌ
ابوذر پاسخ داد:  «ای زن! پیش روی ما گردنه‌ای سخت و دشوار است که تنها سبک‌باران از آن نجات می‌یابند.» پس زن در حالی که راضی بود بازگشت.

 ✍️هر گاه مقایسه کردن ها و نداری ها به مافشار آورد باید توجه کنیم که ما گردنه های سختی در پیش داریم، و آنجا هر چه سبک تر باشیم زودتر رد خواهیم شد.


👈نکته:
برخورداری مالی درجات مختلف دارد:

1⃣به یقین در همه ی مسائل بحث اعتدال مورد ملاحظه است. لذا نسخه ی همگانی و اولیه این است که انسان ها را به میانه روی دعوت کرد.

✍️ اینگونه نیست که شخص دچار حرص را بشود یکدفعه به مرحله کفاف رساند.

2⃣ مرحله ی دوم صرفه جویی است. یعنی کمی سخت گیرانه تر از حد اعتدال.

زیرا چه بسا افرادی چنان غرق در بریز و بپاش باشند که اعتدال آنها ، باز هم زیاده روی باشد.

3⃣مرحله ی سوم کم خواهی یا همان کفاف و قناعت به حداقل هاست. 

📚در غرر الحکم از امام علی علیه‌السلام روایت شده:
إذا رَغِبتَ فی صَلاحِ نَفسِکَ فعلَیکَ بالاقتِصادِ و القُنوعِ و التَّقلُّلِ
اگر خواهان خودسازى هستى، باید صرفه جویى و قناعت و کم خواهى را پیشه کنى.

 
⏪مسائل مالی در خود سازی تاثیر دارند:

کسی که زیاده خواه باشد، همه انرژی اش جای دیگری مصرف میشود و فرصت خود سازی ندارد.

ولی کسی که به کفاف قانع شد، فرصت برای حرکت دارد، دلبستگی به جایی ندارد.

🔻بخش دوم حکمت🔻

✅ سه صفت رذیله:

همه‌ی این حال خوش، راحتی، عزت و… برای مومنین واقعی به اسلام بود. کسانی که احکام شریعت را عملیاتی کنند.

ولی افراد مسلمانی که به احکام شریعت عمل نکنند و دلبستگی های مادی برای خود ایجاد کنند به سختی هایی دچار خواهند شد:

💠وَ  الرَّغْبَهُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ
در حالى که دنیاپرستى کلید رنج و بلاست.
💠 وَ مَطِیَّهُ التَّعَبِ
و مَرکب تعب وناراحتى است.

 

✅«رغبه» به معناى تمایل و دنیاپرستى

«نَصَب» به معناى خستگى و درماندگى

«مطیه» به معناى مرکب است.
 

✅تمایل به دنیا شاه کلید باز شدن در مشکلات به روی انسان است:
اگر خواستید به سرعت در دل رنج ها و زحمت‌ها برید سوار مرکب دنیا طلبی بشوید.
همانگونه که سواره از پیاده زودتر میرسد؛ انسان دنیا طلب نیز پیشتر و بیشتر از دیگران با سختی گلاویز است.

❇️مشکل اصلی رغبت است:

انسان وقتی دلبستگی به دنیا پیدا کرد، همه هدفش دنیا میشود و حاضر است برای دنیا هر کاری بکند.

جان کندن برای دنیا، به خدمت دنیا در آمدن، جمع کردن و پول روی پول گذاشتن جز زحمت و سختی و رنج و از بین بردن عمر، نتیجه ای برای او نخواهد داشت.

 
❇️ عشق به دنیا، عشق یک طرفه است:
📚در غررالحکم روایت شده:
اِنَّکُم اِن رَغبَتُم فِی الدُّنیا اَفنَیتُم اَعمارَکُم فِیما لا تَبقُونَ لَهُ و لا یَبقی لَکُم
اگر به دنیا دل بندید عمر خود را در راه چیزی صرف کرده اید که نه شما برای آن می مانید و نه آن برای شما می ماند.

 ✳️ تمایل به دنیا حزن آور است:

🔺امام صادق علیه‌السلام میفرمایند:
الرَّغبَهُ فی الدنیا تُورِثُ الغَمَّ و الحَزَنَ ، و الزُّهدُ فی الدنیا راحَهُ القَلبِ و البَدَنِ
رغبت به دنیا، غم و اندوه به بار مى آورد و بى اعتنایى به دنیا، مایه آسایش تن و جان است.

 ✳️نباید انسان برای رسیدن به خواسته هایش به هر ذلتی تن دهد:

🔺در نامه ۳۱ نهج البلاغه آمده است:
وَ أَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّهٍ
نفس خویشتن را از گرایش به هر امر پستى گرامى دار و بزرگوارتر از آن باش که به پستى ها تن در دهى
وَ إِنْ سَاقَتْکَ إِلَى الرَّغَائِبِ
هرچند گرایش به پستى ها تو را به خواسته هایت برساند،
فَإِنَّکَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِکَ عِوَضاً
زیرا تو هرگز نمى توانى در برابر آنچه از شخصیت خود در این راه از دست مى دهى بهاى مناسبى به دست آورى.

 ✅ تور دنیا فقط مشتاقانش را صید میکند:

 📚غرر الحکم:
إِنَّ اَلدُّنْیَا کَالشَّبَکَهِ تَلْتَفُّ عَلَى مَنْ رَغِبَ فِیهَا
بدرستى که دنیا مانند شبکه اى است که هر کس به آن میل کند، دور تا دور او مى پیچد.(مانند تونل‌های کشی که برای بچه ها در شهربازی درست میکنند.)
وَ تَتَحَرَّزُ عَمَّنْ أَعْرَضَ عَنْهَا
و هر از آن دوری کند، کاری به او ندارد
فَلاَ تَمِلْ إِلَیْهَا بِقَلْبِکَ وَ لاَ تُقْبِلْ عَلَیْهَا بِوَجْهِکَ فَتُوقِعَکَ فِی شَبَکَتِهَا وَ تُلْقِیَکَ فِی هَلَکَتِهَا
پس دل خود را به دنیا متمایل نکن و روی خوش به آن نشان نده زیرا تو را در دام خود انداخته و هلاک مینماید.

👈نکته:
به دست آوردن دنیای تشریفاتی سخت است، نه دنیای قناعتی.

آنچه انسان را در زندگى به زحمت و رنج مى افکند دنیاپرستى است وگرنه براى به دست آوردن یک زندگى ساده آمیخته با قناعت، رنج و زحمت زیادى لازم نیست.

⏪حضرت بعد از عنوان کلیِ رغبت به دنیا، به سه رذیله ی مهم اخلاقی اشاره میفرماید:

💠وَ الْحِرْصُ وَ الْکِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوبِ
حرص و تکبر و حسد انگیزه هایى هستند براى فرو رفتن در گناهان.

 ❇️حرص و کبر و حسد هیچ نسبتی با مسلمانی واقعی ندارند؛ اینها از عوامل اصلی گناهکاری انسان هستند و در هر سه نیز رد پای “میل به دنیا” معلوم است.

حرص میل و انگیزه ی رسیدن به دنیاست.

تکبر به ثمره به دست آوردن دنیاست.

حسد نیز نتیجه نرسیدن به دنیا است.

 

✅سه گناهی که در طول تاریخ بشر پر تکراراند:

علامه شوشتری به تبع از روایات میفرماید سه گناه اول خلقت انسان، حرص و تکبر و حسد بود و همچنان نیز اینها ادامه دارند:
الحِرْصُ کَانَ دَاعِیَ آدَمَ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِلَى الشَّجَرَهِ المَنْهِیِّه
حرص و طمع، حضرت آدم (ع) را به سمت درخت ممنوعه کشاند.
وَالکِبْرُ کَانَ دَاعِیَ إِبْلِیسَ إِلَى تَرْکِ السُّجُودِ لِآدَمَ
و تکبر، ابلیس را به سرپیچی از سجده بر آدم (ع) واداشت.
وَالحَسَدُ کَانَ دَاعِیَ قَابِیلَ إِلَى قَتْلِ أَخِیهِ هَابِیلَ
و حسد، قابیل را به کشتن برادرش هابیل تحریک کرد.

❇️گناهانی به طول تاریخ بشریت:

🔺امام سجاد علیه‌السلام میفرماید:
فَأَوَّلُ مَا عُصِى اللَّهُ بِهِ الْکِبْرُ وَ هِى مَعْصِیهُ إِبْلِیسَ حِینَ أَبَى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ
نخستین چیزى که با آن معصیت خدا شد تکبر بود و آن معصیت ابلیس بود هنگامى که از اطاعت فرمان خدا سر باز زد و تکبر کرد و از کافران شد.
 وَ الْحِرْصُ وَ هِى مَعْصِیهُ آدَمَ وَ حَوَّاءَ حِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمَا فَکُلا مِنْ حَیثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ فَأَخَذَا مَا لاَ حَاجَهَ بِهِمَا إِلَیهِ فَدَخَلَ ذَلِکَ عَلَى ذُرِّیتِهِمَا إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ.
سپس حرص بود و آن سرچشمه معصیت آدم و حوا شد. هنگامى که خداوند عزّوجلّ به آن ها فرمود: از میوه هاى بهشتى هرگونه مى خواهید بخورید ولى نزدیک این درخت ممنوع نشوید که از ظالمان خواهید شد. ولى آن ها چیزى را که نیاز به آن نداشتند برگرفتند و این مشکلى براى ذریه آن ها تا روز قیامت ایجاد کرد.
وَ ذَلِکَ أَنَّ أَکْثَرَ مَا یطْلُبُ ابْنُ آدَمَ مَا لاَ حَاجَهَ بِهِ إِلَیهِ  
و ازاین رو بیشترین چیزى که فرزندان آدم به دنبال آن هستند چیزى است که به آن نیازى ندارند.
 ثُمَّ الْحَسَدُ وَ هِى مَعْصِیهُ ابْنِ آدَمَ حَیثُ حَسَدَ أَخَاهُ فَقَتَلَهُ
سپس حسد بود که سرچشمه معصیت فرزند آدم _قابیل_ شد در آن جا که به برادرش حسد ورزید و او را به قتل رساند.

❇️سه گناهِ معصیت آفرین:

حرص، کبر و حسادت گناهانی هستند که خیلی زود انسان را به گناه می‌اندازند و انسان را در دریای گناه غرق میکند.

👈زیرا بر اثر حرص به دنیا انسان به ظلم کردن، دروغ گفتن، جنایت، ترس، بخل، و رذائل دیگر آلوده می‌شود.

👈کبر انسان را به بی انصافی، بی اعتنائی، خودخواهی و بی صبری می‌اندازد

👈 و حسادت، حسود را به ظلم، دروغ، حق کشی، و جنایات می افکند

 

✅انتقام از رذائل اخلاقی:

🔺 امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند:
انتَقِمْ مِن حِرصِکَ بالقُنوعِ کما تَنتَقِمُ مِن عَدُوِّکَ بالقِصاصِ
از حرص خود با قناعت، انتقام بگیر، همچنان که از دشمنت با تقاصّ، انتقام مى گیرى.

✍️تنها جایی که توصیه به انتقام گیری شده است، انتقام از رذائل اخلاقی است.

💠وَ الشَّرُّ جَامِعُ مَسَاوِئِ الْعُیُوبِ
و شر و بدکارى، جامع تمام  عیب هاست.

✅حضرت در جمله ی پایانی میفرماید، شر مفهومی است که همه ی بدی ها را در خود جای داده است.

“شر” در این حکمت ضد “اسلام” است.

هیچ کدام از بدی ها و زشتی ها و گناهان؛ در دایره ی دین جای ندارند و خداوند از همه آنها نهی فرموده است.

همانگونه که “شر جامع تمام عیوب است” ؛ “اسلام جامع تمام خوبی هاست”

✍️ لذا اگر گاهی در در بین مومنین به اسلام زشتی و پلشتی میبینیم، آن مربوط به اعمال مسلمانی ماست نه احکام اسلام.

اسلام به ذات خود ندارد عیبی / هر عیب که هست از مسلمانی ماست.

 

👈نکته:
🔻حضرت در حکمت ۳۷۸ میفرماید:
الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ الْعُیُوبِ، وَ هُوَ زِمَامٌ یُقَادُ بِهِ إِلَى کُلِّ سُوء.
بخل، جامع تمام عیوب است و وسیله اى است که انسان را به هر بدى اى مى کشاند.

✍️ در حکمت ۳۷۱، شر به عنوان محل اجتماع بدی ها معرفی شده است و در حکمت ۳۷۸ بخل.

این دو با هم در تعارض نیستند زیرا هر کدام محل اجتماع تعدادی از زذائل هستند.

🔰نکات مهم درس🔰

✅نکته اول:
حکمت ۳۷۱ بخش اندکی از “خطبه الوسیله” امیرالمومنین است که در ابتدای جلد ۸ کافی به طور کامل ذکر شده است.

جملات دیگری از این خطبه نیز قابل توجه است:

وَ بِئْسَتِ اَلْقِلاَدَهُ اَلذَّنْبُ لِلْمُؤْمِنِ
و چه بد گردنبندی‌ است گردنبند گناه برای‌ مؤمن.
 أَیُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّهُ لاَ کَنْزَ أَنْفَعُ مِنَ اَلْعِلْمِ
ای‌ مردم!همانا گنجی‌ سودمندتر از دانش
 وَ لاَ عِزَّ أَرْفَعُ مِنَ اَلْحِلْمِ  
و عزّتی‌ بالاتر از بردباری
وَ لاَ حَسَبَ أَبْلَغُ مِنَ اَلْأَدَبِ
و اعتباری بالاتر از ادب
وَ لاَ نَصَبَ أَوْضَعُ مِنَ اَلْغَضَبِ
و هیچ  نسبی‌ پست‌تر از خشم
وَ لاَ جَمَالَ أَزْیَنُ مِنَ اَلْعَقْلِ
و هیچ جمالی‌ زیباتر از خرد نیست.
وَ لاَ سَوْأَهَ أَسْوَأُ مِنَ اَلْکَذِبِ
هیچ زشتی‌ بدتر از دروغ نیست.
وَ لاَ حَافِظَ أَحْفَظُ مِنَ اَلصَّمْتِ
و هیچ نگاهبانی‌ نگاهدارنده‌تر از خاموشی‌نیست.
وَ لاَ غَائِبَ أَقْرَبُ مِنَ اَلْمَوْتِ
و هیچ غائبی‌ نزدیک‌تر از مرگ نیست.
 

 ✅نکته دوم:
اسلام علوی پر از زیبایی است.

 

آنچه حضرت در این حکمت بیان فرمود، همه از زیبایی های اسلام است. پر از جمال و شرافت و عزت و حریت و کفاف و آرامش و…     دینی که ما میخواهیم به مردم معرفی کنیم و مردم را به آن دعوت کنیم باید چنین دینی باشد.

البته که فقط توصیف ما نباید اینگونه باشد بلکه عمل ما نیز باید مطابق “اسلام علوی” باشد.

 
✳️دور شدن جوانان از اسلام یعنی بد عمل کردن بزرگترها:

🔺پیامبر:
اوصیکُم بِالشُّبّانِ خَیرا ، فَإِنَّهُم أَرَقُّ أَفئِدَهً
به شما درباره جوانان به نیکى سفارش مى کنم چرا که آنان نازک‌دل‌ترند.
إنَّ اللّه بَعَثَنى بَشیرا وَنَذیرا فَحالَفَنِى الشُّبّانُ وَخالَفَنِی الشُّیوخُ
خداوند مرا امید‌ دهنده و بیم‌دهنده مبعوث کرد، جوانان با من هم‌پیمان شدند و پیرمردان به مخالفت با من برخاستند.

✍️ اگر امروز میبینیم برخی جوانان تمایل به دین ندارند و مساجد اغلب از پیرمردها پر شده است معلوم استما نتوانسته ایم اسلام علوی را در فکر و عمل به جامعه نشان دهیم.

اسلام واقعی زیبایی هایی دارد که دل نرم جوانان و دل زیبایی پسند جوانان را به خود جذب میکند.

اگر اسلام زیبا ارائه نشود پیرمردها که دیگر امکان گناه ندارند مسلمان میشوند ولی جوانها  گریزان از دین.

حکمت سیصد و هفتاد و یکم
این حکمت چند بخش دارد،
|

حکمت سیصد و شصت و هفتم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۴/۲۶ . ۲۱محرم

💢بخش اول حکمت ۳۷۱💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هفتاد و یکم(بخش اول)
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
46:06 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

بخش اول

وَ قَالَ (علیه السلام): لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ، وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى، وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ الْوَرَعِ، وَ لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَهِ، وَ لَا کَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقَنَاعَهِ

و امام (علیه‌السلام) فرمود: هیچ شرفى، برتر از اسلام نیست و هیچ عزتى، فراتر از پرهیزگارى نیست و هیچ پناهگاهى، بهتر از پارسایى نیست و هیچ شفیعى، پیروزمندتر از توبه نیست
و هیچ گنجى، توانگرتر از قناعت نیست

💠وَ قَالَ (علیه السلام): لَا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ الْإِسْلَامِ
هیچ شرافتى برتر از اسلام نیست

⏪امیرالمومنین در این حکمت به ده موضوع مهم اشاره مى کند که هفت موضوع مربوط به فضایل اخلاقى و سه موضوع مربوط به رذایل اخلاقى است.

⬇️ اسلام مجموعه اى از عقاید والاى دینى و برنامه هاى سازنده عبادى و دستورات مهم اخلاقى است کاملاً روشن است. بسیارى از افراد، شرف را در مقام هاى مادى متزلزل و اموال و ثروت هاى ناپایدار و قدرت قوم و قبیله که دائماً در معرض فناست مى دانند. در حالى که شرافت واقعى این است که انسان یک مسلمان راستین باشد.

🔹امیرالمومنین علیه السلام در غررالحکم در مورد شرف می‌فرماید :


1⃣ أَفْضَلُ الشَّرَفِ بَذْلُ الْإِحْسَان‏
بالاترین شرف این است که انسان ببخشد

2⃣الشَّرَفُ عِنْدَ اللَّهِ سُبْحَانَهُ بِحُسْنِ الْأَعْمَالِ لَا بِحُسْنِ الْأَقْوَال‏
خدا شرف را در این می بیند که انسان اعمال درستی انجام دهد

3⃣ تَمَامُ الشَّرَفِ التَّوَاضُع‏
تمام شرف در این که انسان متواضع باشد جمع شده است

4⃣ لا شَرَفَ أَعْلَى مِنَ التَّقْوَى‏
هیچ شرفی بالاتر از تقوا نیست

↩️ در همه ی این روایات حضرت در مورد شرف صحبت میکنند، ولی با دقت در این موارد، مشخص میشود همه ی این مصادیق در ذیل عنوان ” اسلام” جا دارند.
عقل و ادب و احسان و حسن عمل و تواضع و تقوا و… همه همان احکام و قوانین اسلام هستند.

🔹اسلام، دین مرضی ( مورد رضایت ) خدا است
خداوند در قرآن می‌فرماید :
《الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینا ؛ مائده – ۶》
امروز، دین شما را کامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام نمودم و اسلام را به عنوان دین شما پذیرفتم

🔹دل نسپردن به اسلام، خسارت آخرت است. قرآن کریم میفرماید:
《 وَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلَامِ دِینًا فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَهِ مِنَ الْخَاسِرِینَ؛ آل عمران – ۸۵ 》
و هرکه جز اسلام، دینی طلب کند، هرگز از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است.

📓مرحوم کلینی در کافی از امام صادق علیه السلام نقل میکند که راوی از امام پرسید که
فی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- صِبْغَهَ اللَّهِ
وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَهً
در گفته خداوند است که رنگ خدا
و چه چیزی نیکوتر از رنگ خدا است
این مقصود چیست ؟ چه رنگی است ؟
قَالَ الصِّبْغَهُ هِیَ الْإِسْلَام
حضرت فرمود
اسلام رنگی است که خدا می پسندد
باید به رنگ خدا که زیبا ترین رنگ است در آمد و آن رنگ، اسلام است.
 
🔹 شرافت بخشیدن اسلام به انسان به شرط عمل به دستورات است
در حکمت ۳۶۹ فرمود:
یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا یَبْقَى فِیهِمْ مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ….
یک زمانی برسد که از قرآن رسم الخط و از اسلام اسمش بماند ..
اسلام اسمی دردی را دوا نمیکند. آنچه شرافت و عزت به انسان میدهد عمل به دستورات و فرامین اسلام است.

⏪اسلام در نهج البلاغه:
در نهج البلاغه، امیرالمومنین مطالب متعدد و قابل تاملی در مورد اسلام بیان فرموده است.

1⃣دوری از اسلام، شقاوت حتمی دارد
در خطبه ۱۶۱ فرمود:
«فَمَنْ یَبْتَغِ غَیْرَ الْإِسْلامِ دِیناً»
کسى که جز اسلام آیینى برگزیند
تَتَحَقَّقْ شِقْوَتُهُ  
شقاوت و بدبختى دامن او را خواهد گرفت
وَ تَنْفَصِمْ عُرْوَتُهُ  
و دستش از همه ریسمان های الهی گسسته می‌شود
 وَ تَعْظُمْ کَبْوَتُهُ  
شاید و سختی هایش زیاد میشود
وَ یَکُنْ مَآبُهُ إِلَى الْحُزْنِ الطَّوِیلِ وَ الْعَذَابِ الْوَبِیلِ
و سرانجام، اندوهى طولانى وعذابى مهلک خواهد داشت.

2⃣حقیقت اسلام، تسلیم بی چون و چراست
در خطبه ۱۲۵ فرمود:
لَأَنْسُبَنَّ الْإِسْلَامَ نِسْبَهً لَمْ یَنْسُبْهَا أَحَدٌ قَبْلِی؛  
اسلام را چنان تفسیر مى‌کنم که هیچ کس پیش از من آن را چنین تفسیر نکرده باشد؛
الْإِسْلَامُ هُوَ التَّسْلِیمُ
اسلام همان تسلیم است
العبد و ما فی یده کان لمولاه…
مسلمان باید تسلیم محض خدا باشد.

💠 وَ لَا عِزَّ أَعَزُّ مِنَ التَّقْوَى
و هیچ عزتى گران بهاتر از تقوا نیست
قرآن کریم میفرماید:
《 یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَأُنْثَىٰ وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ؛ حجرات – ۱۲ 》
ای مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و ملت ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید. بی تردید گرامی ترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شماست. یقیناً خدا دانا و آگاه است

*⃣حقیقت عزت، نفوذ ناپذیری است
لفظ عزت به معنای زمین نفوذ ناپذیری است عرب لفظ «ارض عزاز» را برای زمین سخت و نفوذ ناپذیر به کار میبرد
تنها مانعی که میتواند از ورود هواهای نفسانی، شهوت، شیطان، خطورات منفی و… به وجود انسان جلوگیری کند تقواست.
طبیعی است که هر جایی دشمن راه نداشته باشد، عزیز و قیمتی بشود و هیچ شیء گرانبهایی به تقوا نمیرسد

⏪در شرح حکمت 370 مصادیق فراوانی از تقوا در نهج البلاغه بیان شد.
تقوا زهرِ گناه را میگیرد

در خطبه ۱۵۷ فرمود:
اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ التَّقْوَى دَارُ حِصْنٍ عَزِیزٍ
بندگان خدا بدانید که تقوا دژى است محکم و استوار که ساکنان خود را از گزند عذاب دنیا و آخرت حفظ مى کند،
و الْفُجُورَ دَارُ حِصْنٍ ذَلِیلٍ، لَا یَمْنَعُ أَهْلَهُ وَ لَا یُحْرِزُ مَنْ لَجَأَ إِلَیْهِ
و فجور و بى تقوایى، حصارى است سُست و بى دفاع که ساکنانش را از خطرها باز نمى دارد و کسى را که به آن پناه برد حفظ نمى کند.
أَلَا وَ بِالتَّقْوَى تُقْطَعُ حُمَهُ الْخَطَایَا
آگاه باشید با تقوا مى توان نیش زهرآلود گناهان را قطع کرد

 *⃣تقوا راه رسیدن به اهداف متعالی
 در خطبه ۲۳۰ فرمو :
إِنَّ تَقْوَى اللَّهِ مِفْتَاحُ سَدَادٍ
به یقین تقوا و پرهیزکارى کلید درهاى راستى و درستی است
وَ ذَخِیرَهُ مَعَاد
و ذخیره روز قیامت.
وَ عِتْقٌ مِنْ کُلِّ مَلَکَهٍ
و سبب آزادى از هرگونه گناهى است که بر انسان چیره مى شود.
وَ نَجَاهٌ مِنْ کُلِّ هَلَکَهٍ
و موجب نجات انسان از هرگونه هلاکت است.
بِهَا یَنْجَحُ الطَّالِبُ وَ یَنْجُو الْهَارِبُ
به وسیله تقوا جویندگان به مقصود خود مى رسند و فرار کنندگان از کیفر الهى رهایى مى یابند.
 وَ تُنَالُ الرَّغَائِبُ
و با تقوا به هر هدف و خواسته رفیع و بلندى مى توان رسید.
یکی از راه های رسیدن به عزت، و از مصادیق تقوا دوری کردن از طمع است

ادامه حکمت 👇

💠وَ لَا مَعْقِلَ أَحْسَنُ (أَحْصَنُ ) مِنَ الْوَرَعِ
هیچ پناهگاهى بهتر ونگهدارنده تر (نفوذ ناپذیر تر )از ورع و پرهیز از شبهات نمى باشد)،

⏺️هر حصن حصینی با منجنیق و موشک قابل شکستن و شکافته شدن است؛ تنها دیواره ی مستحکمی که نفوذ ناپذیر است تقواست. ورع مرحله ی اجتباب از شبهات است به خاطر ترس از سقوط در محرمات.
حضرت میفرماید پناهگاه امنی که در آن هیچ خطری انسان را تهدید نکند، ورع و دوری از شبهه ناک است زیرا کسی که در لبه ی پرتگاه حرام قرار گرفت، خیلی سخت است خود را نگه دارد و سقوط نکند.
 
⏏️شیطان پله پله جلو میآید
به طور یقین شیطان و نفس، در مرحله ی اول انسان را به حرام مسلم دعوت نمیکنند، بلکه پله پله پیش می آیند.
اولین مرحله ورود در شبهه ناک است. اینکه انسان چیزی کا طهارتش صد درصد مشخص نیست را استفاده کند.
بی اعتنایی به شبهه ناک انسان را به حرام آلوده میکند.

🔹حضرت در حکمت ۴ فرمود:
الْوَرَعُ جُنَّه
ورع، سپر وزره محکمى است
امام باقر علیه السلام فرمود:
إِنَّ أَشَدَّ الْعِبَادَهِ الْوَرَعُ
دشوارترین عبادت ورع است
زیرا علاوه بر ترک محرمات و انجام واجبات، انسان را از ارتکاب شبهات بازمى دارد.

🔹تقوای بدون ورع، در معرض خطر است.
در روایت داریم یکى از یاران امام صادق علیه السلام خدمتش عرض کرد: من توفیق زیارت شما را چند سال یک بار پیدا مى کنم دستورى بیان فرما که به آن عمل کنم و ضامن سعادتم باشد.

*⃣حضرت امیرالمومنین صلواه الله علیه فرمود:
أُوصِیکَ بِتَقْوَى اللَّهِ وَالْوَرَعِ وَ الاِجْتِهَادِ
تو را به تقواى الهى و ورع و تلاش و کوشش در مسیر اطاعت پروردگار سفارش مى کنم
وَ اعْلَمْ أَنَّهُ لاَ ینْفَعُ اجْتِهَادٌ لاَ وَرَعَ فِیهِ 
و بدان که تلاش بدون ورع نتیجه بخش نخواهد بود

⏪توصیه امیرالمومنین علیه السلام به رعایت ورع است
در نامه ۴۵ فرمود:
أَلَا وَ إِنَّکُمْ لَا تَقْدِرُونَ عَلَى ذَلِکَ، وَ لَکِنْ أَعِینُونِی بِوَرَعٍ وَ اجْتِهَادٍ وَ عِفَّهٍ وَ سَدَادٍ.
شما نمیتوانید مانند من باشید بیایید با ورع و عفت و .. من را یاری دهید

ادامه حکمت 👇

💠وَ لَا شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ التَّوْبَهِ
هیچ شفیعى نجات بخش تر از توبه نیست

↙️شفاعت به معنای جفت است، یعنی خود انسان باید چیزی داشته باشد تا شفاعت شفیع نیز به آن منضم شود و باعث نجات شود.

↙️البته شفاعت شفیعان قواعد و قوانین خاصی دارد و در شرایط خاصی پذیرفته میشود، اما توبه شفیعی است که اگر باشد بدون هیچ قید و شرطی شفاعت او پذیرفته میشود.
قرآن کریم میفرماید:
وَ هُوَ الَّذِى یَقْبَلُ التَّوْبَهَ عَنْ عِبَادِهِ وَیَعْفُوا عَنِ السَّیِّئَاتِ
خداوند کسى است که توبه را از بندگانش مى پذیرد و گناهان آن ها را مى بخشد.

*⃣چرا هیچ شفیعی مثل توبه نیست؟

◀️ اولا:
توبه شفیع مقبول است ولی معلوم نیست شفاعت بقیه هم مقبول واقع شود.

◀️ ثانیا :
شفاعت شفیع نهایتا میتواند گناه را عفو کند ولی توبه آثار دیگری غیر از بخشش گناه دارد. نعمت می آورد مانند:

↩️ تبدیل گناه به حسنه:
یا مُبَدِّلَ السَّیِئاتِ بِالحَسَنات

↩️ افزایش نعمت ها:
《اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا *  یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا *
 وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَارًا ؛ نوح – ۱۲، ۱۶》
به درگاه خدا توبه کنید که خداوند می‌بخشد
تا بارانهای پربرکت آسمان را پی در پی بر شما فرو فرستدو شما را با مال و فرزند یاری کند و برای شما باغ و نهرها قرار دهد
 
↙️نکته:
توبه به لفظ نیست
توبه یک عمل است، که چند مرحله ی مهم دارد:

◀️ الف. انکسار و شکستگی و پشیمانی درونی

◀️ ب. تصمیم جدی برای باز نگشتن به گناه

◀️ ج. جبران گذشته _چه در حق الله، چه در حق الناس_

↩️ اگر این سه شرط حاصل شد، توبه حاصل میشود. توبه ای که بهترین شفیع انسان است

ادامه حکمت👇

💠وَ لَا کَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقَنَاعَهِ
هیچ گنجى بى نیاز کننده تر از قناعت نیست

🔹در حکمت 57 نیز فرمود :
الْقَنَاعَهُ مَالٌ لاَ ینْفَدُ
قناعت سرمایه اى است که هرگز تمام نمى شود
قناعت حقیقتا مال است، حقیقتا ثروت است.

 قناعت یک مَلکه درونى (در عمق جان می نشیند ) و یک مِلک درونی(یک سرمایه ) است که انسان با داشتن آن با حدّاقل لازم براى زندگى مى سازد و به دنبال زرق و برق و اضافات و تشریفاتى که وقت و فکر و عمر انسان را مصروف خود مى سازد نمى رود و به همین دلیل آلوده انواع گناهان و مسائل غیر اخلاقى نمى شود.

⏪دلیل برتری قناعت بر همه گنج های مادی

◀️ اولا: گنج هاى دیگر پایان مى پذیرند، گنجى که پایان نمى پذیرد گنج قناعت است.

◀️ ثانیا: براى حفظ گنج هاى ظاهرى رنج فراوان باید کشید چراکه دشمنان و سارقان و حسودان دائماً در کمین آن اند. ولى گنج قناعت هیچ سارق و دشمن و حسودى ندارد.
 
◀️ثالثا: قناعت حریت می آورد
شخص قانع، آزادگى فوق العاده اى دارد زیرا زیر بار منت هیچ کسی نیست.

🔹حضرت در غررالحکم فرمود:
الْحُرُّ عَبْدٌ مَا طَمِعَ ، وَ الْعَبْدُ حُرٌّ إِذَا قَنِعَ
شخص آزاده، برده است (برده زیاده خواهی است)هنگامى که طمع کند، و برده، آزاده است هنگامى که قناعت پیشه کند.

🔹سعدی در گلستان میگوید فقیری در بازار صدا بلند کرده بود که:
 ای خداوندانِ نعمت، اگر شما را انصاف بودی و ما را قناعت،
رسمِ سؤال (درخواست) از جهان برخاستی.
ای ثروتمندان اگر شما انصاف و ما (نیازمندان )قناعت داشتیم درخواست و گدایی از جهان جمع میشد

ای قناعت! توانگرم گردان / 
که ورایِ تو هیچ نعمت نیست
کُنجِ صبر، اختیارِ لُقمان است / 
هر‌که را صبر نیست، حکمت نیست
از دل قناعت خیلی نعمت ها به انسان میدهند، هم حریت، هم حکمت
 

🔹سعدی در گلستان در فضیلت قناعت می گوید:
درویشی را شنیدم که در آتشِ فاقه می‌سوخت،
(از شدت فقر می سوخت)
و رُقعه بر خِرقه همی‌دوخت ،
(لباسهای پاره را به هم می‌دوخت )
و تسکینِ خاطرِ مسکین را همی‌گفت،
(با خود زمزمه میکرد ):
به نانِ خشک قناعت کنیم و جامهٔ دَلْق(پاره) / 
که بارِ محنتِ خود بِهْ که بارِ منّتِ خَلق،
(بار رنج کشیدن بهتر از منت خلق کشیدن است)

🔹کسی گفتش:
چه نشینی که فلان در این شهر طبعی کریم دارد و کَرَمی عَمیم…
شخصی به او گفت چرا نشستی ؟
فلان شخص کریم است و به همه بخشش می کند
گفت: خاموش! که در پَسی (فقر) مردن بِهْ که حاجت پیشِ کسی بردن.
هم رُقعه دوختن بِهْ و الزامِ کنجِ صبر/  
کز بهرِجامه، رُقعه بَرِخواجگان نبشت
لباس های پاره را وصله زدن بهتر از این است که درخواستی به دیگران بنویسیم_
حقّا که با عقوبتِ دوزخ برابر است/
رفتن به پایمردیِ همسایه در بهشت
آدم اگر به این سببها بخواهد زندگی برای خود بسازد از جهنم بدتر است .

غفرالله لی و لکم الحمدلله رب العالمین

شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۴/۲۸_۲۳محرم

💢حکمت ۳۷۱_بخش دوم💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هفتاد و یکم(بخش دوم)
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
42:25 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

بخش دوم

وَ لَا مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَهِ مِنَ الرِّضَى بِالْقُوتِ، وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَهِ الْکَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَهَ وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَهِ، وَ الرَّغْبَهُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ وَ مَطِیَّهُ التَّعَبِ، وَ الْحِرْصُ وَ الْکِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوبِ، وَ الشَّرُّ جَامِعُ مَسَاوِئِ الْعُیُوبِ.

و هیچ ثروتى، نیکوتر از خشنودى به روزى روزانه، تهى دستى را نزداید.
هر کس به کفافى که او را داده اند، بسنده کند، به آسودگى، پیوسته است و در سایه امن و راحت جاى گرفته.
خواهشهاى نفسانى کلید رنجها و مرکب خستگیهاست.
حرص و تکبر و حسد، آدمى را به فرو افتادن در ورطه گناهان فرا مى خوانند. و بدکارى، جامع همه زشتیهاست.

💠لاَ شَرَفَ أَعْلَى مِنَ اَلْإِسْلاَمِ وَ لاَ عِزَّ أَعَزُّ مِنَ اَلتَّقْوَى
هیچ شرفى، برتر از اسلام نیست و هیچ عزتى، فراتر از پرهیزگارى نیست.
💠وَ لاَ مَعْقِلَ أَحْسَنُ مِنَ اَلْوَرَعِ وَ لاَ شَفِیعَ أَنْجَحُ مِنَ اَلتَّوْبَهِ وَ لاَ کَنْزَ أَغْنَى مِنَ اَلْقَنَاعَهِ
و هیچ پناهگاهى، بهتر از پارسایى نیست و هیچ شفیعى، پیروزمندتر از توبه نیست و هیچ گنجى، توانگرتر از قناعت نیست .

✅حضرت در این حکمت در باب فضائل اخلاقی و احکام اسلامی نکات مهمی بیان فرمود‌:

👈اسلام دین شرافت است.

👈تقوا انسان را عزیز میکند.

👈بهترین پناهگاه، ورع و ترک شبهه‌ناک است.

بعد فرمود اگر کسی در این مراحل دچار خطا شده باید توبه کند.

✳️حضرت در مرحله‌ی بعدی، به  مسائل مالی اشاره فرمودند:

👈مرحله‌ی اول: مطلق قناعت

👈مرحله دوم: مصداق قناعت که اکتفا به به میزان نیاز است.

⏪در ادامه به شرح مرحله دوم میپردازیم:

💠وَ لَا مَالَ أَذْهَبُ لِلْفَاقَهِ مِنَ الرِّضَى بِالْقُوتِ
و هیچ سرمایه اى براى از بین بردن فقر بهتر از رضایت به مقدار حاجت نمى باشد. 

❇️بى نیازى حقیقى در آن است که انسان به ضروریات زندگى راضى باشد و درپى مال اندوزى و فراهم کردن اسباب و وسایل تجملاتى که به یقین مورد نیاز او نیست خود را به زحمت نیفکند که این نوعى فقر و آن نوعى غناست.

✅نداشتن فضیلت نیست، رضایت به آن فضیلت است:

 از تعبیر ” الرِّضَى بِالْقُوتِ” میفهمیم که صرفا کم داشتن، دلیل بر فضیلت اخلاقی نیست.

چه بسیار انسان های فقیر و مستمندی که به این حالت راضی نیستند یا در خوشبینانه ترین حالت با آن کنار آمده اند.

اگر کسی خواست به جایگاه فضائل اخلاقی برسد باید از این حالت خویش رضایت کامل داشته باشد . 

💠وَ مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَهِ الْکَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَهَ
آنکسی که به مقدار نیاز اکتفا کند به مسیر آرامش برای او مهیا و آماده شده.
وَ تَبَوَّأَ خَفْضَ الدَّعَهِ
و آسایش برای همیشه بالش را روی سر او باز کرده است.
 

✅«تبوأ» به معناى سکنى دادن به قصد دوام و بقاست.

«خفض» معانى متعددى دارد ازجمله آسایش و فراخى زندگى و بال گشودن پرنده که نشانه از استقرار آن است.

«دعه» به معناى آسودگى .

«کفاف» به معنای  ما یَکُفَّ عن الغیر دست دراز نکردن به دیگران. دست به دهن برسد.

 ✳️راحتی در کثرت نیست، در کفاف است:

بیشتر مردم تلاش می کنند آسایش و راحتی خود را با به دست آوردن مال و کسب مقام و تجمل گرایی در زندگی فراهم سازند و هرگاه موفق نشوند آنها را به دست آورند، نگران می شوند و خود را بدبخت می دانند. این در حالی است که امور یادشده نه تنها موجب آسایش و راحتی انسان نمی شود، بلکه بیشتر عامل ایجاد ناراحتی و سلب آسایش است. درمقابل، قناعت و بی توجهی به امور مادی دنیا موجب آسایش و راحتی جسم و روح انسان است.

❇️ دوران حاضر، دوران کثرتها و ناآرامی ها:

اگر مقایسه ی ساده ای از دوران حاضر با دوران های گذشته ی نه چندان دور داشته باشیم، یکی از نکات مهم آرامش گذشته و بی قراری و نا آرامی و بی هم ریختگی در دوران حاضر است.

این بحث علت های متعددی میتواند داشته باشد ولی یکی از آن ها نیز تقویت روحیه ی تکاثر است.

اینکه همه ی ما به دنبال تجملات و دارایی افتاده ایم، مسابقه برای بهتر شدن زندگی مادی زیاد شده و در نتیجه اضطراب و بی قراری و آرامش نداشتن هم بیشتر شده است.

 

👈نکته:
نداشتن حد کفاف خودش بی قراری و اضطرار دارد؛ ولی زیاده خواهی نیز بی قراری و آرامش نداشتن می آورد.

✅دعا کنیم برای حد کفاف:

🔺پیامبر صلوات الله علیه میفرمایند:
اللّهُمّ ارزُقْ محمّدا و آلَ محمّدٍ و مَن أحَبَّ محمّدا و آلَ محمّدٍ ، العَفافَ و الکَفافَ
خدایا! به محمّد و خاندان محمّد و به کسى که محمّد و خاندان او را دوست دارد ، خویشتندارى و روزى به قدر کفاف عطا فرما،
و ارزُقْ مَن أبغَضَ محمّدا و آلَ محمّدٍ المالَ و الوَلَدَ
و به هرکه محمّد و آل محمّد را دشمن دارد مال _زیاد_ و فرزند _ناخلف_ روزى کن.
 
✳️صفت دوستان امیرالمومنین قناعت به کفاف است:
🔺حضرت در حکمت ۴۳ میفرماید:
یَرْحَمُ اللَّهُ خَبَّابَ بْنَ الْأَرَتِّ، فَلَقَدْ أَسْلَمَ رَاغِباً، وَ هَاجَرَ طَائِعاً، وَ قَنِعَ بِالْکَفَافِ، وَ رَضِیَ عَنِ اللَّهِ، وَ عَاشَ مُجَاهِداً.
خدا رحمت کند خباب بن الارت را او از روى رغبت اسلام آورد و براى اطاعت خداوند هجرت کرد، به زندگى ساده قناعت نمود، از خدا خشنود و در تمام دوران عمرش مجاهد بود.

 ✳️کفاف یعنی اعتماد به رزاقیت خدا:
🔺حضرت در حکمت ۲۷۳ فرمودند:
اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً، أَنَّ اللَّهَ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْدِ -وَ إِنْ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ اشْتَدَّتْ طَلِبَتُهُ وَ قَوِیَتْ مَکِیدَتُهُ- أَکْثَرَ مِمَّا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ
به یقین بدانید خداوند براى بنده خود هر چند با سیاست و سخت کوش و در طرح و نقشه نیرومند باشد، بیش از آنچه که در علم الهى وعده فرمود، قرار نخواهد داد،
وَ لَمْ یَحُلْ بَیْنَ الْعَبْدِ فِی ضَعْفِهِ وَ قِلَّهِ حِیلَتِهِ وَ بَیْنَ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّکْرِ الْحَکِیمِ
و میان بنده، هر چند ناتوان و کم سیاست باشد، و آنچه در تقدیرش براى او رقم زده حایلى نخواهد گذاشت.
وَ الْعَارِفُ لِهَذَا الْعَامِلُ بِهِ أَعْظَمُ النَّاسِ رَاحَهً فِی مَنْفَعَهٍ
هر کس این حقیقت را بشناسد و به کار گیرد، از همه مردم آسوده تر است و سود بیشترى خواهد برد.
وَ التَّارِکُ لَهُ الشَّاکُّ فِیهِ أَعْظَمُ النَّاسِ شُغُلًا فِی مَضَرَّهٍ
و آن که آن را واگذارد و در آن شک کند، از همه مردم گرفتارتر و زیانکارتر است.

✳️کفاف دعای خوبان:

🔺 ابن ابی الحدید میگوید:
وَ مِنْ دُعَاءِ بَعْضِ الصَّالِحِینَ:  «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ ذِلَّهَ نَفْسِی، وَ الزُّهْدَ فِیمَا جَاوَزَ الکِفَافَ»
و از دعای برخی از صالحان است: «خدایا! از تو خواهانم فروتنی نفس خود را، و بی‌رغبتی به آنچه فراتر از حد کفاف است»

❇️بی قراری های نداری را با توجه به معاد باید آرام کرد:

🔺ابن ابی الحدید روایت نقل میکند:
کَانَ أَبُو ذَرٍّ جَالِسًا بَیْنَ النَّاسِ، فَأَتَتْهُ امْرَأَهٌ، فَقَالَتْ: أَنْتَ جَالِسٌ بَیْنَ هَؤُلَاءِ؟ وَلَا وَاللهِ مَا عِنْدَنَا فِی البَیْتِ هَفَهٌ وَلَا سَفَهٌ – أَیْ: مَشْرُوبٌ وَلَا مَأْکُولٌ –
روزی ابوذر در میان مردم نشسته بود که زنی نزد او آمد و گفت:«تو در میان اینان نشسته‌ای؟ در حالی که به خدا سوگند در خانه‌مان نه نوشیدنی داریم و نه خوراکی!»
فَقَالَ: یَا هَذِهِ، إِنَّ بَیْنَ أَیْدِینَا عَقَبَهً کَؤُودًا،  لَا یَنْجُو مِنْهَا إِلَّا کُلُّ مُخِفٍّ، فَرَجَعَتْ وَهِیَ رَاضِیَهٌ
ابوذر پاسخ داد:  «ای زن! پیش روی ما گردنه‌ای سخت و دشوار است که تنها سبک‌باران از آن نجات می‌یابند.» پس زن در حالی که راضی بود بازگشت.

 ✍️هر گاه مقایسه کردن ها و نداری ها به مافشار آورد باید توجه کنیم که ما گردنه های سختی در پیش داریم، و آنجا هر چه سبک تر باشیم زودتر رد خواهیم شد.


👈نکته:
برخورداری مالی درجات مختلف دارد:

1⃣به یقین در همه ی مسائل بحث اعتدال مورد ملاحظه است. لذا نسخه ی همگانی و اولیه این است که انسان ها را به میانه روی دعوت کرد.

✍️ اینگونه نیست که شخص دچار حرص را بشود یکدفعه به مرحله کفاف رساند.

2⃣ مرحله ی دوم صرفه جویی است. یعنی کمی سخت گیرانه تر از حد اعتدال.

زیرا چه بسا افرادی چنان غرق در بریز و بپاش باشند که اعتدال آنها ، باز هم زیاده روی باشد.

3⃣مرحله ی سوم کم خواهی یا همان کفاف و قناعت به حداقل هاست. 

📚در غرر الحکم از امام علی علیه‌السلام روایت شده:
إذا رَغِبتَ فی صَلاحِ نَفسِکَ فعلَیکَ بالاقتِصادِ و القُنوعِ و التَّقلُّلِ
اگر خواهان خودسازى هستى، باید صرفه جویى و قناعت و کم خواهى را پیشه کنى.

 
⏪مسائل مالی در خود سازی تاثیر دارند:

کسی که زیاده خواه باشد، همه انرژی اش جای دیگری مصرف میشود و فرصت خود سازی ندارد.

ولی کسی که به کفاف قانع شد، فرصت برای حرکت دارد، دلبستگی به جایی ندارد.

🔻بخش دوم حکمت🔻

✅ سه صفت رذیله:

همه‌ی این حال خوش، راحتی، عزت و… برای مومنین واقعی به اسلام بود. کسانی که احکام شریعت را عملیاتی کنند.

ولی افراد مسلمانی که به احکام شریعت عمل نکنند و دلبستگی های مادی برای خود ایجاد کنند به سختی هایی دچار خواهند شد:

💠وَ  الرَّغْبَهُ مِفْتَاحُ النَّصَبِ
در حالى که دنیاپرستى کلید رنج و بلاست.
💠 وَ مَطِیَّهُ التَّعَبِ
و مَرکب تعب وناراحتى است.

 

✅«رغبه» به معناى تمایل و دنیاپرستى

«نَصَب» به معناى خستگى و درماندگى

«مطیه» به معناى مرکب است.
 

✅تمایل به دنیا شاه کلید باز شدن در مشکلات به روی انسان است:
اگر خواستید به سرعت در دل رنج ها و زحمت‌ها برید سوار مرکب دنیا طلبی بشوید.
همانگونه که سواره از پیاده زودتر میرسد؛ انسان دنیا طلب نیز پیشتر و بیشتر از دیگران با سختی گلاویز است.

❇️مشکل اصلی رغبت است:

انسان وقتی دلبستگی به دنیا پیدا کرد، همه هدفش دنیا میشود و حاضر است برای دنیا هر کاری بکند.

جان کندن برای دنیا، به خدمت دنیا در آمدن، جمع کردن و پول روی پول گذاشتن جز زحمت و سختی و رنج و از بین بردن عمر، نتیجه ای برای او نخواهد داشت.

 
❇️ عشق به دنیا، عشق یک طرفه است:
📚در غررالحکم روایت شده:
اِنَّکُم اِن رَغبَتُم فِی الدُّنیا اَفنَیتُم اَعمارَکُم فِیما لا تَبقُونَ لَهُ و لا یَبقی لَکُم
اگر به دنیا دل بندید عمر خود را در راه چیزی صرف کرده اید که نه شما برای آن می مانید و نه آن برای شما می ماند.

 ✳️ تمایل به دنیا حزن آور است:

🔺امام صادق علیه‌السلام میفرمایند:
الرَّغبَهُ فی الدنیا تُورِثُ الغَمَّ و الحَزَنَ ، و الزُّهدُ فی الدنیا راحَهُ القَلبِ و البَدَنِ
رغبت به دنیا، غم و اندوه به بار مى آورد و بى اعتنایى به دنیا، مایه آسایش تن و جان است.

 ✳️نباید انسان برای رسیدن به خواسته هایش به هر ذلتی تن دهد:

🔺در نامه ۳۱ نهج البلاغه آمده است:
وَ أَکْرِمْ نَفْسَکَ عَنْ کُلِّ دَنِیَّهٍ
نفس خویشتن را از گرایش به هر امر پستى گرامى دار و بزرگوارتر از آن باش که به پستى ها تن در دهى
وَ إِنْ سَاقَتْکَ إِلَى الرَّغَائِبِ
هرچند گرایش به پستى ها تو را به خواسته هایت برساند،
فَإِنَّکَ لَنْ تَعْتَاضَ بِمَا تَبْذُلُ مِنْ نَفْسِکَ عِوَضاً
زیرا تو هرگز نمى توانى در برابر آنچه از شخصیت خود در این راه از دست مى دهى بهاى مناسبى به دست آورى.

 ✅ تور دنیا فقط مشتاقانش را صید میکند:

 📚غرر الحکم:
إِنَّ اَلدُّنْیَا کَالشَّبَکَهِ تَلْتَفُّ عَلَى مَنْ رَغِبَ فِیهَا
بدرستى که دنیا مانند شبکه اى است که هر کس به آن میل کند، دور تا دور او مى پیچد.(مانند تونل‌های کشی که برای بچه ها در شهربازی درست میکنند.)
وَ تَتَحَرَّزُ عَمَّنْ أَعْرَضَ عَنْهَا
و هر از آن دوری کند، کاری به او ندارد
فَلاَ تَمِلْ إِلَیْهَا بِقَلْبِکَ وَ لاَ تُقْبِلْ عَلَیْهَا بِوَجْهِکَ فَتُوقِعَکَ فِی شَبَکَتِهَا وَ تُلْقِیَکَ فِی هَلَکَتِهَا
پس دل خود را به دنیا متمایل نکن و روی خوش به آن نشان نده زیرا تو را در دام خود انداخته و هلاک مینماید.

👈نکته:
به دست آوردن دنیای تشریفاتی سخت است، نه دنیای قناعتی.

آنچه انسان را در زندگى به زحمت و رنج مى افکند دنیاپرستى است وگرنه براى به دست آوردن یک زندگى ساده آمیخته با قناعت، رنج و زحمت زیادى لازم نیست.

⏪حضرت بعد از عنوان کلیِ رغبت به دنیا، به سه رذیله ی مهم اخلاقی اشاره میفرماید:

💠وَ الْحِرْصُ وَ الْکِبْرُ وَ الْحَسَدُ دَوَاعٍ إِلَى التَّقَحُّمِ فِی الذُّنُوبِ
حرص و تکبر و حسد انگیزه هایى هستند براى فرو رفتن در گناهان.

 ❇️حرص و کبر و حسد هیچ نسبتی با مسلمانی واقعی ندارند؛ اینها از عوامل اصلی گناهکاری انسان هستند و در هر سه نیز رد پای “میل به دنیا” معلوم است.

حرص میل و انگیزه ی رسیدن به دنیاست.

تکبر به ثمره به دست آوردن دنیاست.

حسد نیز نتیجه نرسیدن به دنیا است.

 

✅سه گناهی که در طول تاریخ بشر پر تکراراند:

علامه شوشتری به تبع از روایات میفرماید سه گناه اول خلقت انسان، حرص و تکبر و حسد بود و همچنان نیز اینها ادامه دارند:
الحِرْصُ کَانَ دَاعِیَ آدَمَ عَلَیْهِ السَّلَامُ إِلَى الشَّجَرَهِ المَنْهِیِّه
حرص و طمع، حضرت آدم (ع) را به سمت درخت ممنوعه کشاند.
وَالکِبْرُ کَانَ دَاعِیَ إِبْلِیسَ إِلَى تَرْکِ السُّجُودِ لِآدَمَ
و تکبر، ابلیس را به سرپیچی از سجده بر آدم (ع) واداشت.
وَالحَسَدُ کَانَ دَاعِیَ قَابِیلَ إِلَى قَتْلِ أَخِیهِ هَابِیلَ
و حسد، قابیل را به کشتن برادرش هابیل تحریک کرد.

❇️گناهانی به طول تاریخ بشریت:

🔺امام سجاد علیه‌السلام میفرماید:
فَأَوَّلُ مَا عُصِى اللَّهُ بِهِ الْکِبْرُ وَ هِى مَعْصِیهُ إِبْلِیسَ حِینَ أَبَى وَ اسْتَکْبَرَ وَ کَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ
نخستین چیزى که با آن معصیت خدا شد تکبر بود و آن معصیت ابلیس بود هنگامى که از اطاعت فرمان خدا سر باز زد و تکبر کرد و از کافران شد.
 وَ الْحِرْصُ وَ هِى مَعْصِیهُ آدَمَ وَ حَوَّاءَ حِینَ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُمَا فَکُلا مِنْ حَیثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ فَأَخَذَا مَا لاَ حَاجَهَ بِهِمَا إِلَیهِ فَدَخَلَ ذَلِکَ عَلَى ذُرِّیتِهِمَا إِلَى یوْمِ الْقِیامَهِ.
سپس حرص بود و آن سرچشمه معصیت آدم و حوا شد. هنگامى که خداوند عزّوجلّ به آن ها فرمود: از میوه هاى بهشتى هرگونه مى خواهید بخورید ولى نزدیک این درخت ممنوع نشوید که از ظالمان خواهید شد. ولى آن ها چیزى را که نیاز به آن نداشتند برگرفتند و این مشکلى براى ذریه آن ها تا روز قیامت ایجاد کرد.
وَ ذَلِکَ أَنَّ أَکْثَرَ مَا یطْلُبُ ابْنُ آدَمَ مَا لاَ حَاجَهَ بِهِ إِلَیهِ  
و ازاین رو بیشترین چیزى که فرزندان آدم به دنبال آن هستند چیزى است که به آن نیازى ندارند.
 ثُمَّ الْحَسَدُ وَ هِى مَعْصِیهُ ابْنِ آدَمَ حَیثُ حَسَدَ أَخَاهُ فَقَتَلَهُ
سپس حسد بود که سرچشمه معصیت فرزند آدم _قابیل_ شد در آن جا که به برادرش حسد ورزید و او را به قتل رساند.

❇️سه گناهِ معصیت آفرین:

حرص، کبر و حسادت گناهانی هستند که خیلی زود انسان را به گناه می‌اندازند و انسان را در دریای گناه غرق میکند.

👈زیرا بر اثر حرص به دنیا انسان به ظلم کردن، دروغ گفتن، جنایت، ترس، بخل، و رذائل دیگر آلوده می‌شود.

👈کبر انسان را به بی انصافی، بی اعتنائی، خودخواهی و بی صبری می‌اندازد

👈 و حسادت، حسود را به ظلم، دروغ، حق کشی، و جنایات می افکند

 

✅انتقام از رذائل اخلاقی:

🔺 امیرالمومنین علی علیه السلام میفرمایند:
انتَقِمْ مِن حِرصِکَ بالقُنوعِ کما تَنتَقِمُ مِن عَدُوِّکَ بالقِصاصِ
از حرص خود با قناعت، انتقام بگیر، همچنان که از دشمنت با تقاصّ، انتقام مى گیرى.

✍️تنها جایی که توصیه به انتقام گیری شده است، انتقام از رذائل اخلاقی است.

💠وَ الشَّرُّ جَامِعُ مَسَاوِئِ الْعُیُوبِ
و شر و بدکارى، جامع تمام  عیب هاست.

✅حضرت در جمله ی پایانی میفرماید، شر مفهومی است که همه ی بدی ها را در خود جای داده است.

“شر” در این حکمت ضد “اسلام” است.

هیچ کدام از بدی ها و زشتی ها و گناهان؛ در دایره ی دین جای ندارند و خداوند از همه آنها نهی فرموده است.

همانگونه که “شر جامع تمام عیوب است” ؛ “اسلام جامع تمام خوبی هاست”

✍️ لذا اگر گاهی در در بین مومنین به اسلام زشتی و پلشتی میبینیم، آن مربوط به اعمال مسلمانی ماست نه احکام اسلام.

اسلام به ذات خود ندارد عیبی / هر عیب که هست از مسلمانی ماست.

 

👈نکته:
🔻حضرت در حکمت ۳۷۸ میفرماید:
الْبُخْلُ جَامِعٌ لِمَسَاوِئِ الْعُیُوبِ، وَ هُوَ زِمَامٌ یُقَادُ بِهِ إِلَى کُلِّ سُوء.
بخل، جامع تمام عیوب است و وسیله اى است که انسان را به هر بدى اى مى کشاند.

✍️ در حکمت ۳۷۱، شر به عنوان محل اجتماع بدی ها معرفی شده است و در حکمت ۳۷۸ بخل.

این دو با هم در تعارض نیستند زیرا هر کدام محل اجتماع تعدادی از زذائل هستند.

🔰نکات مهم درس🔰

✅نکته اول:
حکمت ۳۷۱ بخش اندکی از “خطبه الوسیله” امیرالمومنین است که در ابتدای جلد ۸ کافی به طور کامل ذکر شده است.

جملات دیگری از این خطبه نیز قابل توجه است:

وَ بِئْسَتِ اَلْقِلاَدَهُ اَلذَّنْبُ لِلْمُؤْمِنِ
و چه بد گردنبندی‌ است گردنبند گناه برای‌ مؤمن.
 أَیُّهَا اَلنَّاسُ إِنَّهُ لاَ کَنْزَ أَنْفَعُ مِنَ اَلْعِلْمِ
ای‌ مردم!همانا گنجی‌ سودمندتر از دانش
 وَ لاَ عِزَّ أَرْفَعُ مِنَ اَلْحِلْمِ  
و عزّتی‌ بالاتر از بردباری
وَ لاَ حَسَبَ أَبْلَغُ مِنَ اَلْأَدَبِ
و اعتباری بالاتر از ادب
وَ لاَ نَصَبَ أَوْضَعُ مِنَ اَلْغَضَبِ
و هیچ  نسبی‌ پست‌تر از خشم
وَ لاَ جَمَالَ أَزْیَنُ مِنَ اَلْعَقْلِ
و هیچ جمالی‌ زیباتر از خرد نیست.
وَ لاَ سَوْأَهَ أَسْوَأُ مِنَ اَلْکَذِبِ
هیچ زشتی‌ بدتر از دروغ نیست.
وَ لاَ حَافِظَ أَحْفَظُ مِنَ اَلصَّمْتِ
و هیچ نگاهبانی‌ نگاهدارنده‌تر از خاموشی‌نیست.
وَ لاَ غَائِبَ أَقْرَبُ مِنَ اَلْمَوْتِ
و هیچ غائبی‌ نزدیک‌تر از مرگ نیست.
 

 ✅نکته دوم:
اسلام علوی پر از زیبایی است.

 

آنچه حضرت در این حکمت بیان فرمود، همه از زیبایی های اسلام است. پر از جمال و شرافت و عزت و حریت و کفاف و آرامش و…     دینی که ما میخواهیم به مردم معرفی کنیم و مردم را به آن دعوت کنیم باید چنین دینی باشد.

البته که فقط توصیف ما نباید اینگونه باشد بلکه عمل ما نیز باید مطابق “اسلام علوی” باشد.

 
✳️دور شدن جوانان از اسلام یعنی بد عمل کردن بزرگترها:

🔺پیامبر:
اوصیکُم بِالشُّبّانِ خَیرا ، فَإِنَّهُم أَرَقُّ أَفئِدَهً
به شما درباره جوانان به نیکى سفارش مى کنم چرا که آنان نازک‌دل‌ترند.
إنَّ اللّه بَعَثَنى بَشیرا وَنَذیرا فَحالَفَنِى الشُّبّانُ وَخالَفَنِی الشُّیوخُ
خداوند مرا امید‌ دهنده و بیم‌دهنده مبعوث کرد، جوانان با من هم‌پیمان شدند و پیرمردان به مخالفت با من برخاستند.

✍️ اگر امروز میبینیم برخی جوانان تمایل به دین ندارند و مساجد اغلب از پیرمردها پر شده است معلوم استما نتوانسته ایم اسلام علوی را در فکر و عمل به جامعه نشان دهیم.

اسلام واقعی زیبایی هایی دارد که دل نرم جوانان و دل زیبایی پسند جوانان را به خود جذب میکند.

اگر اسلام زیبا ارائه نشود پیرمردها که دیگر امکان گناه ندارند مسلمان میشوند ولی جوانها  گریزان از دین.

حکمت سیصد و هفتاد و یکم