ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت سیصد و هفتاد و ششم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها

۱۴۰۴/۵/۲ . ۲۸محرم الحرام

💢 حکمت ۳۷۶ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هفتاد و ششم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
42:10 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ الْحَقَّ ثَقِیلٌ مَرِیءٌ، وَ إِنَّ الْبَاطِلَ خَفِیفٌ وَبِیءٌ.

و امام (ع) فرمود: حق دشوار است، ولى گواراست و باطل آسان است و بیمارى افزاى.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ الْحَقَّ ثَقِیلٌ مَرِیءٌ
فرمود: حق، سنگین اما گواراست

💠 وَ إِنَّ الْبَاطِلَ خَفِیفٌ وَبِیءٌ
و باطل، سبک است اما وباخیز و مرگ آور است

⏪حضرت در این حکمت به دو مورد از حقایق عالم اشاره میفرمایند، حقایق مهمی که فهم آنها میتواند نوع نگاه و زندگی انسان را متحول کند:

1⃣ حق سخت است، تلخ است، همراه با رنج و مشکلات است. حق طلبی به آسانی محقق نمیشود و باید زحمات آن را به جان خرید زیرا سرانجام گوارایی دارد.
همانگونه که غذای گوارا و مقوی سودش به بدن میرسد و باعث رشد و نمو بدن میشود، عمل به حق نیز سودش به حیات معنوی انسان میرسد و برای انسان رشد می آورد.

2⃣ باطل آسان است، لذیذ است، زیباست. مال دزدی خوشمزه تر است، کم کاری و گرفتن حقوق لذت دارد، رعایت نکردن حقوق الهی _پرداخت نکردن خمس، نرفتن به حج، روزه نگرفتن و…_ آسان و گوراست.
ولی این ظاهر زیبا، سم مهلکی است که وقتی وارد بدن شد مانند وبا تمام وجود انسان را درگیر میکند و نهایتش چیزی جز هلاکت نخواهد بود.

🔸نه هر دری باز است باید وارد شد، نه هر دری بسته است باید برگشت
باطل دروازه ای است که باز است و انسان را به داخل دعوت میکند ولی هر جا در باز بود که نباید رفت.

🔹حق سخت است و پشت در معطل شدن دارد، گاهی بی مهری از زمانه دارد، گاهی فقر دارد _
حضرت علی علیه السلام:
مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ، فَلْیَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَاباً
هر کس ما را دوست دارد خود را برای سختی ،فقر … آماده کند
ولی از پشت این در نباید جایی رفت، باید ماند و آنقدر در زد تا در به روی انسان باز شود.
امیرالمومنین علیه السلام :
اِصْبِرْ عَلى مَرارَهِ الْحَقِّ وَ ایّاکَ اَنْ تَنْخَدِعَ لِحَلاوَهِ الباطِلِ
تلخى حق را تحمل کن، و مبادا که فریب شیرینى باطل را بخورى

⏪ راحت طلبی ممنوع:
بنا نیست ما راحت طلب باشیم و دنبال تمایلات باشیم. باید دنبال وظیفه و حق باشیم و سختی اش را هم به جان بخریم.آسودگی و استراحت در این مسیر نیست
حضرت درخطبه ۱۷۶ فرمود:
إِنَّ الْجَنَّهَ حُفَّتْ بِالْمَکَارِهِ وَ إِنَّ النَّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ
بهشت در میان ناراحتى ها و دوزخ در میان شهوات پیچیده شده است
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَا مِنْ طَاعَهِ اللَّهِ شَیْءٌ إِلَّا یَأْتِی فِی کُرْهٍ …
و بدانید هیچ طاعتى نیست جز این که انسان آن را با ناراحتى انجام مى دهد
 
⬇️حق شاید در ظاهر هلاکت داشته باشد ولی حقیقتش نجات است
امام کاظم علیه السلام فرمود:
قَالَ لِبَعْضِ شِیعَتِهِ، اِتَّقِ اَللَّهَ وَ قُلِ اَلْحَقَّ وَ إِنْ کَانَ فِیهِ هَلاَکُکَ فَإِنَّ فِیهِ نَجَاتَکَ
به یکى از شیعیان خود فرمود:
از خدا بپرهیز و حق را بگو گرچه در گفتن آن هلاکت تو باشد زیرا در این واقع‌گوئى نجات تو است
اِتَّقِ اَللَّهَ وَ دَعِ اَلْبَاطِلَ وَ إِنْ کَانَ فِیهِ نَجَاتُکَ فَإِنَّ فِیهِ هَلاَکَکَ
از خدا بپرهیز و باطل را واگذار گرچه نجات تو در آن باشد زیرا در آن هلاک و نابودى تو است

⏪حق؛ تلخی دارد:
جناب ابوذر از پیامبرصلی الله علیه و آله تقاضای نصیحت کرد، حضرت چندین توصیه فرمودند از جمله:
قُلِ اَلْحَقَّ وَ لَوْ کَانَ مُرّاً
حق را بگو اگر چه تلخ باشد


⏪شان صدور حکمت ۳۷۶:
در منابع معبر تاریخی در مورد اواخر حکومت عثمان داریم:
وَتَقَدَّمَ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَشَکَوْا مُعَاوِیَهَ إِلَى عُثْمَانَ، وَ تَقَدَّمَ قَوْمٌ مِنْ خِیَارِ أَهْلِ الکُوفَهِ فَشَکَوْا سَعِیدَ بْنَ العَاصِ إِلَى عُثْمَانَ
گروهی از اهل شام آمدند و از معاویه فرماندار شام به عثمان شکایت کردند.و گروهی از بزرگان اهل کوفه آمدند و از سعید بن عاص به عثمان شکایت کردند
فَقَالَ عُثْمَانُ: «یَا هَؤُلَاءِ! إِلَى کَمْ تَکُونُ هَذِهِ الشَّکْوَى مِنْ هَذَیْنِ الرَّجُلَیْنِ
عثمان گفت: ای مردم! تا کی از این دو نفر میخواهید شکایت کنید؟
فَقَالَ لَهُ الحَجَّاجُ بْنُ غَزِیَّهَ الأَنْصَارِیُّ:  یَا هَذَا! إِنَّهُمْ لَا یَشْکُونَ هَذَیْنِ الرَّجُلَیْنِ فَقَطْ، وَلَکِنَّهُمْ یَشْکُونَ جَمِیعَ عُمَّالِکَ، 
حجاج بن غزیه انصاری به او گفت: ای عثمان! آنها فقط از این دو نفر شکایت ندارند، بلکه از همه کارگزارانت شکایت دارند.
وَقَدْ بَعَثْتَ إِلَیْهِمْ فَأَشْخَصْتَهُمْ إِلَیْکَ ثُمَّ بَادَرْتَ فَرَدَدْتَهُمْ إِلَى أَعْمَالِهِمْ
تو قبلاً آنها را احضار کردی، اما سریع آنها را به کارشان برگرداندی.

↩️ فَابْعَثْ إِلَیْهِمْ ثَانِیَهً ثُمَّ أَحْضِرْهُمْ فِی هَذَا المَسْجِدِ بِحَضْرَهِ أَصْحَابِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ،  وَاسْتَحْلِفْهُمْ عَلَى ذَلِکَ
دوباره آنها را احضار کن و در این مسجد در حضور اصحاب پیامبر حاضر کن،
ثُمَّ خُذْ عَلَیْهِمُ المَوَاثِیقَ وَالعُهُودَ أَنَّهُمْ لَا یَظْلِمُونَ أَحَدًا، 
از آنها تعهد بگیر که به کسی ستم نکنند، و بر این موضوع سوگندشان ده،
ثُمَّ رُدَّهُمْ إِلَى أَعْمَالِهِمْ، وَإِلَّا فَاسْتَبْدِلْ بِهِمْ غَیْرَهُمْ، فَإِنَّ صُلَحَاءَ المُسْلِمِینَ کَثِیرٌ
سپس آنها را به کارشان برگردان، وگرنه عوضشان کن که نیکوکاران مسلمان فراوانند
فَأَرْسَلَ عُثْمَانُ إِلَى جَمِیعِ عُمَّالِهِ فَأَشْخَصَهُمْ إِلَیْهِ مِنْ جَمِیعِ البِلَادِ،   ثُمَّ أَحْضَرَهُمْ وَأَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِ رَسُولِ اللهِ ص
عثمان کارگزارانش را احضار کرد و در حضور اصحاب پیامبر گفت،
فَقَالَ :  أَیُّهَا النَّاسُ! هَؤُلَاءِ عُمَّالِیَ الَّذِینَ أَعْتَمِدُ، فَإِنْ أَحْبَبْتُمْ عَزَلْتُهُمْ وَوَلَّیْتُ مَنْ تُحِبُّونَ
من به اینها اعتماد دارم، اگر میخواهید آنها را عزل کنید
قَالَ: «فَتَکَلَّمَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ وَقَالَ: یَا عُثْمَانُ! إِنَّ الحَقَّ ثَقِیلٌ مُرٌّ، وَإِنَّ البَاطِلَ خَفِیفٌ
علی علیه السلام به عثمان گفت: ای عثمان! حق گران و تلخ است و باطل سبک و گوارا
وَ أَنْتَ رَجُلٌ إِذَا صُدِقْتَ سَخِطْتَ، وَإِذَا کُذِبْتَ رَضِیتَ
تو مردی هستی که وقتی حقایق را به تو بگویند خشمگین می‌شوی و وقتی وقایع را به تو دروغ بگویند خشنود میشود
وَ قَدْ بَلَغَ النَّاسُ عَنْکَ أُمُورٌ تَرْکُهَا خَیْرٌ لَکَ مِنَ الإِقَامَهِ عَلَیْهَا، فَاتَّقِ اللهَ یَا عُثْمَانُ وَتُبْ إِلَیْهِ مِمَّا یَکْرَهُهُ النَّاسُ مِنْکَ   
کارهایی خلافی از تو به  گوش مردم رسیده که ترکشان برایت بهتر از ادامه دادن آنهاست؛ از خدا بترس و از آنچه مردم از تو ناخشنودند توبه کن

↩️بعضی می گویند حضرت علی علیه السلام با خلفا نشست و برخاست داشته اند
خیر. حضرت به انها مشاوره می دادند که با عتاب همراه بوده نمونه آن اینجا ذکر شد .
خود حضرت می فرمایند که:
بالاترین کار خیر از جهاد وغیر آن ،نهی کردن حاکم ظالمی از منکرمی باشد


🔸از شان صدور این حکمت به خوبی معلوم است؛ یکی از جاهایی که عمل به حق سخت است و عمل به باطل شیرین؛ بحث حکومت و مسئولیت است.

🔹 در مسائل مربوط به حکومت نباید به هیچ وجه دل به شیرینی کوتاه مدت باطل بست و به خاطر فامیل بازی و حزب بازی و رودربایستی حق را زیر پا گذاشت.

🔸جالب آنکه وبا خیز بودن باطل در جریان حکومت عثمان کاملا واضح است؛ هم قیامت او از بین رفت. هم دنیای او به آنجایی رسید که همگان میدانند.

⏪روایات در مورد صبر بر تلخی حق، و نچشیدن شیرینی باطل

1⃣شیرینی باطل لحظه ای است، شیرینی حق ابدی
 پیامبرصلی الله علیه و آله:
الْحَقُّ ثَقیلٌ مُرٌّ، وَ الْباطِلُ خَفیفٌ حُلْوٌ حق، سنگین و تلخ است، و باطل، سبک و شیرین
وَ رُبَّ شَهْوَهِ ساعَه تُورِثُ حُزْناً طَویلاً
لیکن چه بسا یک لحظه شهوت پرستى، نگرانى و حزن طولانى درپى داشته باشد

2⃣حق گوهر است، برای رسیدن به حق باید سختی کشید
امیرالمومنین علیه السلام :
لا یَصبِرُ للحقِّ إلاّ مَن یَعرِفُ فضلَهُ حقّ
حق را تحمّل نکند، مگر کسى که ارزش آن را بشناسد

3⃣صبر بر تلخی حق، وصیت سه امام
امام باقر علیه اسلام فرمود :
لَمّا حَضَرَتْ أبی علیَّ ابنَ الحسینِ علیه السلام الوَفاهُ ضَمَّنی إلى صَدْرِهِ ثُمَّ قالَ :
چون هنگام رحلت پدرم على بن الحسین علیه السلام فرا رسید، مرا در آغوش گرفت و فرمود :
أیْ بُنیَّ ، اُوصیکَ بِما أوْصانی أبی حِینَ حَضَرَتْهُ الوَفاهُ ـ و بما ذَکَرَ أنّ أباهُ علیه السلام أوصاهُ بهِ ـ :
فرزندم ! من به تو همان سفارشى را مى کنم که پدرم در هنگام فرا رسیدن رحلتش به من کرد و فرمود که پدر او نیز به وى همان سفارش را کرده است:
أیْ بُنَیَّ ، اصبِرْ على الحقِّ و إنْ کانَ مُرّا
فرزندم ! حقّ را تحمّل کن هرچند تلخ باشد

4⃣ تحمل نکردن تلخی حق، دو برابر به انسان ضرر میزند
امام باقرعلیه السلام فرمود :
اِصْبِرْ نَفْسَکَ عَلَى اَلْحَقِّ فَإِنَّهُ مَنْ مَنَعَ شَیْئاً فِی حَقٍّ أَعْطَى فِی بَاطِلٍ مِثْلَیْهِ.
خود را در برابر پذیرش حقّ، به صبورى وادار؛ زیرا کسى که حقّى را ادا نکند، به اندازه دو برابر آن در باطل خرج کند

*⃣ حق در اینجا می تواند مصادیقی مثل خمس و زکات و… است. کسی که حق را پرداخت نکند، دو برابر ضرر میکند.

🔸تحمل کردن سختی های حق، خیر به همراه می آورد
امام صادق علیه السلام فرمود :
اصْبِرْ على الحقِّ ، فإنَّهُ لَم یَصبِرْ أحدٌ قَطُّ لحَقٍّ إلاّ عَوّضَهُ اللّه ما هُو خَیرٌ لَه
وقتى مردى از اهالى جبل از ایشان استفتایى کرد وفرمود : اى مرد ! حقّ را تحمّل کن ؛ زیرا هیچ کس حقّى را تحمّل نکرد، مگر این که خداوند در عوض ، چیزى به او عطا فرمود که برایش بهتر است

🔹برای تحمل تلخی حق، باید دعا کرد و از خدا کمک خواست.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
الحقُّ کُلُّه ثَقیلٌ ، و قد یُخَفِّفُهُ اللّه على أقوامٍ طَلَبوا العاقِبَهَ
حقّ همه اش سنگین است، امّا خداوند آن را بر مردمانى که جویاى عاقبت و آخرتند، سبک مى گرداند
فصَبَّروا نُفوسَهُم  
و از این رو ، جانهایشان را به شکیبایى وا مى دارند…
فکنْ مِنهُم و اسْتَعِنْ باللّه
پس تو از این عدّه باش و از خدا کمک بجوى

⬇️ نکته 1: شبهه:
آیا حق سنگین و تلخ است؟!
آیا صفت تلخی و سختی برای حق سزاوار است؟

🔸حقیقت آن است که خود حق نه تنها تلخ و سخت نیست بلکه، شیرین و گواراست.
“حق” یکی از اسامی خداست که در قرآن بارها به کار برده شده است؛ خداوند کسی است که ” یَا مَنْ ذِکْرُهُ حُلْوٌ “، نام او شیرین است.

🔹پس اگر در روایات “سنگینی” و “تلخی” به حق نسبت داده شده است:

◀️ اولا ؛ تلخی حق  “از نگاه هواپرستان” است. ولی حق برای مومنین تلخ نیست.

◀️ ثانیا ؛تلخی و سختی حق ،در عمل به آن است. ولی خود حق شیرین است.
 درخطبه ۲۱۶ فرمود:
الْحَقُّ أَوْسَعُ الْأَشْیَاءِ فِی التَّوَاصُفِ وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ
در سخنرانی همه از حق سخن می رانند ولی در زمان اجرا سخت است کمتر کسی پیدا میشود به آن عمل کند
همه ی افراد، حق را شیرین و لذیذ میدانند حتی همان ظالمان. دزدانی که به دزدی میروند، بعد از دزدی می آیند و اموال دزدی را بر مبنای عدالت بین خود تقسیم میکنند.
اصل خود حق شیرین است ولی رعایت آن سخت است.

↙️اکثر افراد در عمل، از حق کراهت دارند. قرآن کریم میفرماید:
《وَ أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کَارِهُونَ؛ زخرف – ۷۸ 》
ولى بیشترشان از حقّ کراهت دارند

📘در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه آمده است
” لَقَدْ جِئْناکُمْ بِالْحَق”
یَعْنِی بِوَلَایَهًْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ لکِنَّ أَکْثَرَکُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ
حق ،ولایت امیر المومنین علیه السلام است و لیکن در هنگام عمل برایشان تلخ میشود

🔸در عالم اسلام کمتر گروهی هستند که نسبت به امیرالمومنین و اهل بیت بغض داشته باشند مگر وهابی ها و ناصبی ها، با این حال اکثر جامعه مسلمین نسبت به عمل، و رعایت حق امیرالمومنین کوتاهی میکنند

⬇️نکته ۲:
مصادیق حق و باطل؛
شناخت مصادیق حق و باطل به انسان کمک میکند که بر تلخی های زودگذر حق صبروی کند و از شیرینی های زودگذر باطل چشم بپوشد تا به سلامت به منزل مقصود برسد.

1⃣همه ی حسنات حق اند و همه سیئات، باطل هستند
مصداق حسنات و سیئات نیز بیان شده است:

↩️ 1. زهد حق است و دنیا طلبی باطل
حکمت ۳۶۷
یَا أَیُّهَا اَلنَّاسُ مَتَاعُ اَلدُّنْیَا حُطَامٌ مُوبِىءٌ فَتَجَنَّبُوا مَرْعَاهُا
ای مردم دنیاطلبی آلوده به وبا است پس از آن دوری گزینید ..

↩️ 2. حسن ظن حق است، سوء ظن و غیبت باطل
خطبه 141
أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِیهِ وَثِیقَهَ دِینٍ وَ سَدَادَ طَرِیقٍ، فَلَا یَسْمَعَنَّ فِیهِ أَقَاوِیلَ الرِّجَالِ
اى مردم! هر کس از برادر مسلمانش، استوارى در دین و روش صحیح را مشاهده کند، باید به سخنانى که این و آن در نکوهش او مى گویند گوش فرا ندهد…
أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ أَصَابِعَ
بدانید میان حق و باطل بیش از چهار انگشت فاصله نیست!

↩️ 3. نظام آفرینش حق است
قرآن کریم میفرماید:
《وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمواتِ وَ الْارْضَ بِالْحَقِّ؛ جاثیه – ۲۲ 》
و خداوند آسمان ها و زمین را به حق آفریده است
اینکه انسان خودش را در مسیر نظام خلقت قرار بدهد، با رزق مقدر بسازد، با عَمر مقدر کنار بیاید، با سختی و آسانی هایی که در زندگی برای او مقدر شده است کنار بیاید و با آنها بسازد؛ این باعث زندگی آسوده و شیرین خواهد شد.

↩️ 4. قرآن حق است
قرآن کریم میفرماید:
《 وَ انْزَلْنا الَیک الْکتابَ بِالْحَقّ؛ مائده – ۴۸ 》
و قرآن را به حق بر تو نازل کردیم.

🔸قرآن مجموعه ای از دستور العمل ها  و باورهاست، اعتقاد به آنها و امتثال آنها اگر چه شاید با سختی ها و تلخی هایی روبرور شود ولی قطعا سرانجام نیکویی خواهد داشت.
 
↩️5. امیرالمومنین حق است
پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
عَلِیٌ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ علی
علی با حق است و حق با علی است

🔹اگر کسی خواست به فرامین حضرت علی علیه السلام عمل کند سخت است
حضرت فرمود اگر چه این مسیر سخت است ولی من شما را ان شاءالله بهشتی می کنم
تجلی امیرالمومنین در فرمایشات حضرت است، در نهج البلاغه ی حضرت است.


غفرالله لی و لکم الحمدلله رب العالمین

حکمت سیصد و هفتاد و ششم

حکمت سیصد و هفتاد و ششم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها

۱۴۰۴/۵/۲ . ۲۸محرم الحرام

💢 حکمت ۳۷۶ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هفتاد و ششم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
42:10 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ الْحَقَّ ثَقِیلٌ مَرِیءٌ، وَ إِنَّ الْبَاطِلَ خَفِیفٌ وَبِیءٌ.

و امام (ع) فرمود: حق دشوار است، ولى گواراست و باطل آسان است و بیمارى افزاى.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): إِنَّ الْحَقَّ ثَقِیلٌ مَرِیءٌ
فرمود: حق، سنگین اما گواراست

💠 وَ إِنَّ الْبَاطِلَ خَفِیفٌ وَبِیءٌ
و باطل، سبک است اما وباخیز و مرگ آور است

⏪حضرت در این حکمت به دو مورد از حقایق عالم اشاره میفرمایند، حقایق مهمی که فهم آنها میتواند نوع نگاه و زندگی انسان را متحول کند:

1⃣ حق سخت است، تلخ است، همراه با رنج و مشکلات است. حق طلبی به آسانی محقق نمیشود و باید زحمات آن را به جان خرید زیرا سرانجام گوارایی دارد.
همانگونه که غذای گوارا و مقوی سودش به بدن میرسد و باعث رشد و نمو بدن میشود، عمل به حق نیز سودش به حیات معنوی انسان میرسد و برای انسان رشد می آورد.

2⃣ باطل آسان است، لذیذ است، زیباست. مال دزدی خوشمزه تر است، کم کاری و گرفتن حقوق لذت دارد، رعایت نکردن حقوق الهی _پرداخت نکردن خمس، نرفتن به حج، روزه نگرفتن و…_ آسان و گوراست.
ولی این ظاهر زیبا، سم مهلکی است که وقتی وارد بدن شد مانند وبا تمام وجود انسان را درگیر میکند و نهایتش چیزی جز هلاکت نخواهد بود.

🔸نه هر دری باز است باید وارد شد، نه هر دری بسته است باید برگشت
باطل دروازه ای است که باز است و انسان را به داخل دعوت میکند ولی هر جا در باز بود که نباید رفت.

🔹حق سخت است و پشت در معطل شدن دارد، گاهی بی مهری از زمانه دارد، گاهی فقر دارد _
حضرت علی علیه السلام:
مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَیْتِ، فَلْیَسْتَعِدَّ لِلْفَقْرِ جِلْبَاباً
هر کس ما را دوست دارد خود را برای سختی ،فقر … آماده کند
ولی از پشت این در نباید جایی رفت، باید ماند و آنقدر در زد تا در به روی انسان باز شود.
امیرالمومنین علیه السلام :
اِصْبِرْ عَلى مَرارَهِ الْحَقِّ وَ ایّاکَ اَنْ تَنْخَدِعَ لِحَلاوَهِ الباطِلِ
تلخى حق را تحمل کن، و مبادا که فریب شیرینى باطل را بخورى

⏪ راحت طلبی ممنوع:
بنا نیست ما راحت طلب باشیم و دنبال تمایلات باشیم. باید دنبال وظیفه و حق باشیم و سختی اش را هم به جان بخریم.آسودگی و استراحت در این مسیر نیست
حضرت درخطبه ۱۷۶ فرمود:
إِنَّ الْجَنَّهَ حُفَّتْ بِالْمَکَارِهِ وَ إِنَّ النَّارَ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ
بهشت در میان ناراحتى ها و دوزخ در میان شهوات پیچیده شده است
وَ اعْلَمُوا أَنَّهُ مَا مِنْ طَاعَهِ اللَّهِ شَیْءٌ إِلَّا یَأْتِی فِی کُرْهٍ …
و بدانید هیچ طاعتى نیست جز این که انسان آن را با ناراحتى انجام مى دهد
 
⬇️حق شاید در ظاهر هلاکت داشته باشد ولی حقیقتش نجات است
امام کاظم علیه السلام فرمود:
قَالَ لِبَعْضِ شِیعَتِهِ، اِتَّقِ اَللَّهَ وَ قُلِ اَلْحَقَّ وَ إِنْ کَانَ فِیهِ هَلاَکُکَ فَإِنَّ فِیهِ نَجَاتَکَ
به یکى از شیعیان خود فرمود:
از خدا بپرهیز و حق را بگو گرچه در گفتن آن هلاکت تو باشد زیرا در این واقع‌گوئى نجات تو است
اِتَّقِ اَللَّهَ وَ دَعِ اَلْبَاطِلَ وَ إِنْ کَانَ فِیهِ نَجَاتُکَ فَإِنَّ فِیهِ هَلاَکَکَ
از خدا بپرهیز و باطل را واگذار گرچه نجات تو در آن باشد زیرا در آن هلاک و نابودى تو است

⏪حق؛ تلخی دارد:
جناب ابوذر از پیامبرصلی الله علیه و آله تقاضای نصیحت کرد، حضرت چندین توصیه فرمودند از جمله:
قُلِ اَلْحَقَّ وَ لَوْ کَانَ مُرّاً
حق را بگو اگر چه تلخ باشد


⏪شان صدور حکمت ۳۷۶:
در منابع معبر تاریخی در مورد اواخر حکومت عثمان داریم:
وَتَقَدَّمَ قَوْمٌ مِنْ أَهْلِ الشَّامِ فَشَکَوْا مُعَاوِیَهَ إِلَى عُثْمَانَ، وَ تَقَدَّمَ قَوْمٌ مِنْ خِیَارِ أَهْلِ الکُوفَهِ فَشَکَوْا سَعِیدَ بْنَ العَاصِ إِلَى عُثْمَانَ
گروهی از اهل شام آمدند و از معاویه فرماندار شام به عثمان شکایت کردند.و گروهی از بزرگان اهل کوفه آمدند و از سعید بن عاص به عثمان شکایت کردند
فَقَالَ عُثْمَانُ: «یَا هَؤُلَاءِ! إِلَى کَمْ تَکُونُ هَذِهِ الشَّکْوَى مِنْ هَذَیْنِ الرَّجُلَیْنِ
عثمان گفت: ای مردم! تا کی از این دو نفر میخواهید شکایت کنید؟
فَقَالَ لَهُ الحَجَّاجُ بْنُ غَزِیَّهَ الأَنْصَارِیُّ:  یَا هَذَا! إِنَّهُمْ لَا یَشْکُونَ هَذَیْنِ الرَّجُلَیْنِ فَقَطْ، وَلَکِنَّهُمْ یَشْکُونَ جَمِیعَ عُمَّالِکَ، 
حجاج بن غزیه انصاری به او گفت: ای عثمان! آنها فقط از این دو نفر شکایت ندارند، بلکه از همه کارگزارانت شکایت دارند.
وَقَدْ بَعَثْتَ إِلَیْهِمْ فَأَشْخَصْتَهُمْ إِلَیْکَ ثُمَّ بَادَرْتَ فَرَدَدْتَهُمْ إِلَى أَعْمَالِهِمْ
تو قبلاً آنها را احضار کردی، اما سریع آنها را به کارشان برگرداندی.

↩️ فَابْعَثْ إِلَیْهِمْ ثَانِیَهً ثُمَّ أَحْضِرْهُمْ فِی هَذَا المَسْجِدِ بِحَضْرَهِ أَصْحَابِ النَّبِیِّ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ،  وَاسْتَحْلِفْهُمْ عَلَى ذَلِکَ
دوباره آنها را احضار کن و در این مسجد در حضور اصحاب پیامبر حاضر کن،
ثُمَّ خُذْ عَلَیْهِمُ المَوَاثِیقَ وَالعُهُودَ أَنَّهُمْ لَا یَظْلِمُونَ أَحَدًا، 
از آنها تعهد بگیر که به کسی ستم نکنند، و بر این موضوع سوگندشان ده،
ثُمَّ رُدَّهُمْ إِلَى أَعْمَالِهِمْ، وَإِلَّا فَاسْتَبْدِلْ بِهِمْ غَیْرَهُمْ، فَإِنَّ صُلَحَاءَ المُسْلِمِینَ کَثِیرٌ
سپس آنها را به کارشان برگردان، وگرنه عوضشان کن که نیکوکاران مسلمان فراوانند
فَأَرْسَلَ عُثْمَانُ إِلَى جَمِیعِ عُمَّالِهِ فَأَشْخَصَهُمْ إِلَیْهِ مِنْ جَمِیعِ البِلَادِ،   ثُمَّ أَحْضَرَهُمْ وَأَقْبَلَ عَلَى أَصْحَابِ رَسُولِ اللهِ ص
عثمان کارگزارانش را احضار کرد و در حضور اصحاب پیامبر گفت،
فَقَالَ :  أَیُّهَا النَّاسُ! هَؤُلَاءِ عُمَّالِیَ الَّذِینَ أَعْتَمِدُ، فَإِنْ أَحْبَبْتُمْ عَزَلْتُهُمْ وَوَلَّیْتُ مَنْ تُحِبُّونَ
من به اینها اعتماد دارم، اگر میخواهید آنها را عزل کنید
قَالَ: «فَتَکَلَّمَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ رَضِیَ اللهُ عَنْهُ وَقَالَ: یَا عُثْمَانُ! إِنَّ الحَقَّ ثَقِیلٌ مُرٌّ، وَإِنَّ البَاطِلَ خَفِیفٌ
علی علیه السلام به عثمان گفت: ای عثمان! حق گران و تلخ است و باطل سبک و گوارا
وَ أَنْتَ رَجُلٌ إِذَا صُدِقْتَ سَخِطْتَ، وَإِذَا کُذِبْتَ رَضِیتَ
تو مردی هستی که وقتی حقایق را به تو بگویند خشمگین می‌شوی و وقتی وقایع را به تو دروغ بگویند خشنود میشود
وَ قَدْ بَلَغَ النَّاسُ عَنْکَ أُمُورٌ تَرْکُهَا خَیْرٌ لَکَ مِنَ الإِقَامَهِ عَلَیْهَا، فَاتَّقِ اللهَ یَا عُثْمَانُ وَتُبْ إِلَیْهِ مِمَّا یَکْرَهُهُ النَّاسُ مِنْکَ   
کارهایی خلافی از تو به  گوش مردم رسیده که ترکشان برایت بهتر از ادامه دادن آنهاست؛ از خدا بترس و از آنچه مردم از تو ناخشنودند توبه کن

↩️بعضی می گویند حضرت علی علیه السلام با خلفا نشست و برخاست داشته اند
خیر. حضرت به انها مشاوره می دادند که با عتاب همراه بوده نمونه آن اینجا ذکر شد .
خود حضرت می فرمایند که:
بالاترین کار خیر از جهاد وغیر آن ،نهی کردن حاکم ظالمی از منکرمی باشد


🔸از شان صدور این حکمت به خوبی معلوم است؛ یکی از جاهایی که عمل به حق سخت است و عمل به باطل شیرین؛ بحث حکومت و مسئولیت است.

🔹 در مسائل مربوط به حکومت نباید به هیچ وجه دل به شیرینی کوتاه مدت باطل بست و به خاطر فامیل بازی و حزب بازی و رودربایستی حق را زیر پا گذاشت.

🔸جالب آنکه وبا خیز بودن باطل در جریان حکومت عثمان کاملا واضح است؛ هم قیامت او از بین رفت. هم دنیای او به آنجایی رسید که همگان میدانند.

⏪روایات در مورد صبر بر تلخی حق، و نچشیدن شیرینی باطل

1⃣شیرینی باطل لحظه ای است، شیرینی حق ابدی
 پیامبرصلی الله علیه و آله:
الْحَقُّ ثَقیلٌ مُرٌّ، وَ الْباطِلُ خَفیفٌ حُلْوٌ حق، سنگین و تلخ است، و باطل، سبک و شیرین
وَ رُبَّ شَهْوَهِ ساعَه تُورِثُ حُزْناً طَویلاً
لیکن چه بسا یک لحظه شهوت پرستى، نگرانى و حزن طولانى درپى داشته باشد

2⃣حق گوهر است، برای رسیدن به حق باید سختی کشید
امیرالمومنین علیه السلام :
لا یَصبِرُ للحقِّ إلاّ مَن یَعرِفُ فضلَهُ حقّ
حق را تحمّل نکند، مگر کسى که ارزش آن را بشناسد

3⃣صبر بر تلخی حق، وصیت سه امام
امام باقر علیه اسلام فرمود :
لَمّا حَضَرَتْ أبی علیَّ ابنَ الحسینِ علیه السلام الوَفاهُ ضَمَّنی إلى صَدْرِهِ ثُمَّ قالَ :
چون هنگام رحلت پدرم على بن الحسین علیه السلام فرا رسید، مرا در آغوش گرفت و فرمود :
أیْ بُنیَّ ، اُوصیکَ بِما أوْصانی أبی حِینَ حَضَرَتْهُ الوَفاهُ ـ و بما ذَکَرَ أنّ أباهُ علیه السلام أوصاهُ بهِ ـ :
فرزندم ! من به تو همان سفارشى را مى کنم که پدرم در هنگام فرا رسیدن رحلتش به من کرد و فرمود که پدر او نیز به وى همان سفارش را کرده است:
أیْ بُنَیَّ ، اصبِرْ على الحقِّ و إنْ کانَ مُرّا
فرزندم ! حقّ را تحمّل کن هرچند تلخ باشد

4⃣ تحمل نکردن تلخی حق، دو برابر به انسان ضرر میزند
امام باقرعلیه السلام فرمود :
اِصْبِرْ نَفْسَکَ عَلَى اَلْحَقِّ فَإِنَّهُ مَنْ مَنَعَ شَیْئاً فِی حَقٍّ أَعْطَى فِی بَاطِلٍ مِثْلَیْهِ.
خود را در برابر پذیرش حقّ، به صبورى وادار؛ زیرا کسى که حقّى را ادا نکند، به اندازه دو برابر آن در باطل خرج کند

*⃣ حق در اینجا می تواند مصادیقی مثل خمس و زکات و… است. کسی که حق را پرداخت نکند، دو برابر ضرر میکند.

🔸تحمل کردن سختی های حق، خیر به همراه می آورد
امام صادق علیه السلام فرمود :
اصْبِرْ على الحقِّ ، فإنَّهُ لَم یَصبِرْ أحدٌ قَطُّ لحَقٍّ إلاّ عَوّضَهُ اللّه ما هُو خَیرٌ لَه
وقتى مردى از اهالى جبل از ایشان استفتایى کرد وفرمود : اى مرد ! حقّ را تحمّل کن ؛ زیرا هیچ کس حقّى را تحمّل نکرد، مگر این که خداوند در عوض ، چیزى به او عطا فرمود که برایش بهتر است

🔹برای تحمل تلخی حق، باید دعا کرد و از خدا کمک خواست.
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
الحقُّ کُلُّه ثَقیلٌ ، و قد یُخَفِّفُهُ اللّه على أقوامٍ طَلَبوا العاقِبَهَ
حقّ همه اش سنگین است، امّا خداوند آن را بر مردمانى که جویاى عاقبت و آخرتند، سبک مى گرداند
فصَبَّروا نُفوسَهُم  
و از این رو ، جانهایشان را به شکیبایى وا مى دارند…
فکنْ مِنهُم و اسْتَعِنْ باللّه
پس تو از این عدّه باش و از خدا کمک بجوى

⬇️ نکته 1: شبهه:
آیا حق سنگین و تلخ است؟!
آیا صفت تلخی و سختی برای حق سزاوار است؟

🔸حقیقت آن است که خود حق نه تنها تلخ و سخت نیست بلکه، شیرین و گواراست.
“حق” یکی از اسامی خداست که در قرآن بارها به کار برده شده است؛ خداوند کسی است که ” یَا مَنْ ذِکْرُهُ حُلْوٌ “، نام او شیرین است.

🔹پس اگر در روایات “سنگینی” و “تلخی” به حق نسبت داده شده است:

◀️ اولا ؛ تلخی حق  “از نگاه هواپرستان” است. ولی حق برای مومنین تلخ نیست.

◀️ ثانیا ؛تلخی و سختی حق ،در عمل به آن است. ولی خود حق شیرین است.
 درخطبه ۲۱۶ فرمود:
الْحَقُّ أَوْسَعُ الْأَشْیَاءِ فِی التَّوَاصُفِ وَ أَضْیَقُهَا فِی التَّنَاصُفِ
در سخنرانی همه از حق سخن می رانند ولی در زمان اجرا سخت است کمتر کسی پیدا میشود به آن عمل کند
همه ی افراد، حق را شیرین و لذیذ میدانند حتی همان ظالمان. دزدانی که به دزدی میروند، بعد از دزدی می آیند و اموال دزدی را بر مبنای عدالت بین خود تقسیم میکنند.
اصل خود حق شیرین است ولی رعایت آن سخت است.

↙️اکثر افراد در عمل، از حق کراهت دارند. قرآن کریم میفرماید:
《وَ أَکْثَرُهُمْ لِلْحَقِّ کَارِهُونَ؛ زخرف – ۷۸ 》
ولى بیشترشان از حقّ کراهت دارند

📘در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در ذیل آیه آمده است
” لَقَدْ جِئْناکُمْ بِالْحَق”
یَعْنِی بِوَلَایَهًْ أَمِیرِ‌الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ لکِنَّ أَکْثَرَکُمْ لِلْحَقِّ کارِهُونَ
حق ،ولایت امیر المومنین علیه السلام است و لیکن در هنگام عمل برایشان تلخ میشود

🔸در عالم اسلام کمتر گروهی هستند که نسبت به امیرالمومنین و اهل بیت بغض داشته باشند مگر وهابی ها و ناصبی ها، با این حال اکثر جامعه مسلمین نسبت به عمل، و رعایت حق امیرالمومنین کوتاهی میکنند

⬇️نکته ۲:
مصادیق حق و باطل؛
شناخت مصادیق حق و باطل به انسان کمک میکند که بر تلخی های زودگذر حق صبروی کند و از شیرینی های زودگذر باطل چشم بپوشد تا به سلامت به منزل مقصود برسد.

1⃣همه ی حسنات حق اند و همه سیئات، باطل هستند
مصداق حسنات و سیئات نیز بیان شده است:

↩️ 1. زهد حق است و دنیا طلبی باطل
حکمت ۳۶۷
یَا أَیُّهَا اَلنَّاسُ مَتَاعُ اَلدُّنْیَا حُطَامٌ مُوبِىءٌ فَتَجَنَّبُوا مَرْعَاهُا
ای مردم دنیاطلبی آلوده به وبا است پس از آن دوری گزینید ..

↩️ 2. حسن ظن حق است، سوء ظن و غیبت باطل
خطبه 141
أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ عَرَفَ مِنْ أَخِیهِ وَثِیقَهَ دِینٍ وَ سَدَادَ طَرِیقٍ، فَلَا یَسْمَعَنَّ فِیهِ أَقَاوِیلَ الرِّجَالِ
اى مردم! هر کس از برادر مسلمانش، استوارى در دین و روش صحیح را مشاهده کند، باید به سخنانى که این و آن در نکوهش او مى گویند گوش فرا ندهد…
أَمَا إِنَّهُ لَیْسَ بَیْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ إِلَّا أَرْبَعُ أَصَابِعَ
بدانید میان حق و باطل بیش از چهار انگشت فاصله نیست!

↩️ 3. نظام آفرینش حق است
قرآن کریم میفرماید:
《وَ خَلَقَ اللَّهُ السَّمواتِ وَ الْارْضَ بِالْحَقِّ؛ جاثیه – ۲۲ 》
و خداوند آسمان ها و زمین را به حق آفریده است
اینکه انسان خودش را در مسیر نظام خلقت قرار بدهد، با رزق مقدر بسازد، با عَمر مقدر کنار بیاید، با سختی و آسانی هایی که در زندگی برای او مقدر شده است کنار بیاید و با آنها بسازد؛ این باعث زندگی آسوده و شیرین خواهد شد.

↩️ 4. قرآن حق است
قرآن کریم میفرماید:
《 وَ انْزَلْنا الَیک الْکتابَ بِالْحَقّ؛ مائده – ۴۸ 》
و قرآن را به حق بر تو نازل کردیم.

🔸قرآن مجموعه ای از دستور العمل ها  و باورهاست، اعتقاد به آنها و امتثال آنها اگر چه شاید با سختی ها و تلخی هایی روبرور شود ولی قطعا سرانجام نیکویی خواهد داشت.
 
↩️5. امیرالمومنین حق است
پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود:
عَلِیٌ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَ علی
علی با حق است و حق با علی است

🔹اگر کسی خواست به فرامین حضرت علی علیه السلام عمل کند سخت است
حضرت فرمود اگر چه این مسیر سخت است ولی من شما را ان شاءالله بهشتی می کنم
تجلی امیرالمومنین در فرمایشات حضرت است، در نهج البلاغه ی حضرت است.


غفرالله لی و لکم الحمدلله رب العالمین

حکمت سیصد و هفتاد و ششم