بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۴/۳۰ . ۲۵محرم
💢حکمت ۳۷۳ 💢
و من کلام له (علیه السلام) لبعض أصحابه و قد سأله: کیف دفعکم قومُکم عن هذا المقام و أنتم أحَقّ به؟ فقال:
یَا أَخَا بَنِی أَسَدٍ، إِنَّکَ لَقَلِقُ الْوَضِینِ، تُرْسِلُ فِی غَیْر سَدَدٍ، وَ لَکَ بَعْدُ ذِمَامَهُ الصِّهْرِ وَ حَقُّ الْمَسْأَلَهِ، وَ قَدِ اسْتَعْلَمْتَ فَاعْلَمْ: أَمَّا الِاسْتِبْدَادُ عَلَیْنَا بِهَذَا الْمَقَامِ -وَ نَحْنُ الْأَعْلَوْنَ نَسَباً وَ الْأَشَدُّونَ بِالرَّسُولِ (صلی الله علیه وآله) نَوْطاً- فَإِنَّهَا کَانَتْ أَثَرَهً شَحَّتْ عَلَیْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ آخَرِینَ؛ وَ الْحَکَمُ اللَّهُ وَ الْمَعْوَدُ إِلَیْهِ یَوْمُ الْقِیَامَهِ.
سخنى از آن حضرت (ع) به یکى از اصحابش که از او پرسید: چگونه قومتان شما را از این مقام [یعنى خلافت] باز داشتند، در حالى که، از دیگران سزاوارتر بدان بودید چنین پاسخ داد:
اى برادر اسدى بر مرکبى سوار شده اى که تنگش سست است و لغزان و زمام آن رها کرده اى که به هرجاى که خواهد برود. ولى تو را حق خویشاوندى و پرسیدن است.
مى خواهى از حقیقتى آگاه شوى، پس بدان، که آن زورگویى و خودکامگى که در امر خلافت با ما نمودند -در حالى که ما به نسب برتر از آنها بودیم و با رسول الله (ص) پیوند استوارترى داشتیم- بدان سبب بود، که امر خلافت مقامى رغبت افزاست. گروهى سخت بدان آزمند شدند و گروهى سخاوت ورزیدند و از آن چشم پوشیدند. داورى با خداست و جاى داورى، بازگشتنگاه قیامت است.
💠وَ رَوَی ابنُ جَرِیرٍ الطبّرَیِ فِی تَارِیخِهِ محمّد بن جریر طبری _مورّخ معروف_ این مطلب را در تاریخ خود روایت کرده است.
📕 پیداست که سید رضی همه نهج البلاغه را مسند نقل کرده است،
اگر چه بنای او بر این نبوده که مثل کتب روایی سلسله ی حدیث را نقل کند.
لذا اشکال و شبهه ای که گاهی به نهج البلاغه وارد میشود درست نیست زیرا بزرگانی مانند سید عبدالزهرا حسینی خطیب در کتاب مَصادرُ نَهجالبَلاغه و اَسانیدُه این شبهه را پاسخ داده اند،
و مطالب نهج البلاغه را از کتبی که قبل از نهج البلاغه و سید رضی نوشته شده اند، یافته و مستند سازی کرده اند.
💠 عَن عَبدِ الرّحمَنِ بنِ أَبِی لَیلَی الفَقِیهِ
طبری این حکمت را از عبدالرحمن بن ابی لیلی، فقیه معروف- نقل میکند.
💠 وَ کَانَ مِمّن خَرَجَ لِقِتَالِ الحَجّاجِ مَعَ ابنِ الأَشعَثِ
در حالی که عبدالرحمن بن ابی لیلی از کسانی بود که برای پیکار برضد حجاج بن یوسف ثقفی، همراه با عبدالرحمن بن محمد ابن اشعث خروج کرد.
📕 ابتدا توضیحی در مورد نبرد دیر الجماجم بدهیم .
در زمان حکومت عبدالملک مروان و حجاج بن یوسف ثقفی، مشکلات فراوانی از بی عدالتی و ظلم برای مردم پیش آمد و کارد به استخوان رسید.
افراد مختلفی برای جنگ با حجاج دست به دست هم دادند که دو نفر از معروف ترین های آنان:
عبدالرحمن بن ابی لیلی ،
و عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بودند.
⤵️عبدالرحمن بن ابی لیلی شخصیت فقیهی بود و از یاران و دوستداران امیرالمومنین؛ پدر او ابی لیلی از اجلاء یاران امیرالمومنین بوده است و جایگاه خاصی نرد حضرت داشته.
⤵️عبدالرحمن بن محمد بن اشعث، نوه ی اشعث بن قیس معروف است.
+ اشعث که ملعون به لسان امیرالمومنین است.
+ محمد بن اشعث جزء قاتلان امام حسین است.
+ عبدالرحمن بن اشعث در شهادت مسلم بن عقیل نقش داشته است.
+ دختر اشعث بن قیس نیز جعده است که همسر و قاتل امام مجتبی است.
⁉️سوال: علت اجتماع این افراد با عقاید مختلف چه بوده؟!
📕از تواریخ استفاده میشود که غیر از عبدالرحمن بن ابی لیلی جمع دیگری از یاران امیرالمومنین نیز در این جنبش حضور داشته اند و هدف آنان سرنگونی حکومت ظالم حجاج بوده و هدفی الهی داشته اند.
اما علت قیام ابن اشعث چیز دیگری بود:
طبق تاریخ؛ ابن اشعف فرماندار امویان در سیستان بود ولی از دستورات آنها سرپیچی کرد و ادعای حکومت کرد و این جنگ را شکل داد،
↩️همچنین حجاج قدرت و نفوذ اشراف عراقی را محدود کرده بود و تلاش داشت قدرت را به اشراف سوری واگذار کند و از اقتدار عراقی ها بکاهد.
عبدالرحمن بن اشعث قیام کرد ولی با شکست او، اهداف حجاج بیش از پیش عملیاتی شد.
(طبق نقل ها بعد از صفین، نبرد دیر الجماجم یکی از بزرگترین جنگ های تاریخ عراق بوده است)
⛔️ أَنّهُ قَالَ فِیمَا کَانَ یَحُضّ بِهِ النّاسَ عَلَی الجِهَادِ
عبد الرحمن بن ابی لیلی در سخنانی که برای تشویق مردم به جنگ بر علیه حجاج ایراد کرد چنین گفت:
إنِیّ سَمِعتُ عَلِیّاً رَفَعَ اللّهُ دَرَجَتَهُ فِی الصّالِحِینَ وَ أَثَابَهُ ثَوَابَ الشّهَدَاءِ وَ الصّدّیقِینَ یَقُولُ یَومَ لَقِینَا أَهلَ الشّامِ
در روزی که با شامیان برای جنگ صفین روبرو بودیم من از علی علیه السلام که خداوند درجاتش را در میان صالحان برتر نماید و ثواب شهیدان و صدیقان را به او عنایت کند شنیدم که چنین فرمود:
↙️ قسمت هایی که تا الان بیان شد، شان نزول و حرف دیگران بود و کلام حضرت از اینجا شروع میشود:
⏪قسمت هایی که تا الان بیان شد، شان نزول و حرف دیگران بود و کلام حضرت از اینجا شروع میشود:
💠أَیّهَا المُؤمِنُونَ إِنّهُ مَن رَأَی عُدوَاناً یُعمَلُ بِهِ
ای مؤمنان! هر کس ظلم و ستمی را مشاهده کند که در حال انجام گرفتن است.
💠وَ مُنکَراً یُدعَی إِلَیه
یا کار زشت و منکری را ببیند که مردم را به سوی آن فرامی خوانند.
💠 فَأَنکَرَهُ بِقَلبِهِ فَقَد سَلِمَ وَ برَ ئَ
اگر تنها با قلبش آن را انکار کند راه سلامت را برگزیده و گناهی بر او نیست.
⏪ حضرت مراحل سه گانه اى را براى مبارزه با ظلم ظالم و نهى از منکر بیان فرموده.
🔻اولین مرحله نهی منکر🔻
↙️ نخستین مرحله آن، انکار با قلب و بیزارى از آن در دل است. این کمترین مرحله نهی از منکر است،
البته اگر بیش از این در توان شخص نباشد این مقدار بر او واجب است و خداوند از او مى پذیرد.
🔻نکته قابل تامل اینکه حضرت پاداشى براى این گروه و این نوع نهی از منکر ذکر نکرده است شاید به این دلیل که کارى از او سر نزده تنها آلوده گناه نشده و رضایت به گناه نداده است.
امام صادق سلام الله علیه فرمودند: حَسبُ المُؤمِنِ عِزّا إذا رَأى مُنکَرا أن یَعلَمَ اللّه عَزَّوجلَّ مِن قَلبِه إنکارَهُ
براى عزّت مؤمن همین کافى است که هر گاه منکرى را ببیند، خداوند عز و جل بداند که در دل آن را انکار مى کند.
⛔️ در بسیاری از منکرهایی که اتفاق میافتد انسان یا دسترسی ندارد، یا توان اقدام ندارد. در همه ی این موارد کمترین مرحله ی نهی از منکر واجب است و آن نیز انزجار قلبی است. مومن کسی است که با ظلم سر سازش ندارد و حتی قلبا هم که شده، با آن مخالفت میکند.
🔻دومین مرحله نهی منکر🔻
💠وَ مَنْ أَنْکَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ
و آنکسی که با زبان و بیان به مبارزه برخیزد و آن را انکار کند، پاداش الهى خواهد داشت و مقامش از گروه نخست، برتر است.
دومین مرحله نهی از منکر ابراز لسانی است. اینکه انسان جرات و شجاعت بیان داشته باشد، و بتواند حرف خود را بر انسان اهل منکر بیان کند.
❌از تذکر لسانی نباید غافل بود.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآیَهُ : «قُوا أنفُسَکُم و أهلیکُم نارا» جَلَسَ رَجُلٌ مِنَ المُسلِمینَ یَبکی
چون آیه «خود و خانواده خود را از آتش نگه دارید» نازل شد، مردى از مسلمانان نشست و شروع به گریستن کرد،
فقالَ : أنا عَجَزتُ عَن نَفسی ، کُلِّفتُ أهلی و گفت: من خودم را نمى توانم حفظ کنم؛ حالا مسئولیّت خانواده ام نیز به عهده من گذاشته شد !
فقالَ لَهُ رَسولُ اللّه ص : حَسبُکَ أن تَأمُرَهُم بِما تَأمُرُ بِهِ نَفسَکَ ، و تَنهاهُم عَمّا تَنهى عَنهُ نَفسَکَ
رسول خدا به او فرمود: براى تو همین کافى است که آنچه را به خودت فرمان مى دهى، به آنان نیز فرمان دهى و از آنچه که خودت را منع مى کنى، آنان را نیز منع کنى.
⛔️تذکر لسانی امیرالمومنین:
در حکمت ۴۲۰ فرمود:
وَ رُوِیَ أَنَّهُ (علیه السلام) کَانَ جَالِساً فِی أَصْحَابِهِ،
روایت شده است که آن حضرت در میان اصحابش نشسته بود.
فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَهٌ جَمِیلَهٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ،
زن زیبایى که تمام چهره اش را نپوشانده بود از آن جا عبور کرد و چشم حاضران را به خود جلب نمود.
فَقَالَ (علیه السلام): إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ، وَ إِنَّ ذَلِکَ سَبَبُ هِبَابِهَا؛
امام فرمود: چشمان این مردان، طغیانگر است و آنچه نظرشان بر آن افتاد مایه تحریک و هیجان آن هاست.
فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُکُمْ إِلَى امْرَأَهٍ تُعْجِبُهُ، فَلْیُلَامِسْ أَهْلَهُ، فَإِنَّمَا هِیَ امْرَأَهٌ کَامْرَأَتِهِ.
هرگاه یکى از شما نظرش به زنى افتاد که زیبا و صاحب جمال بود، برود و با همسر خود آمیزش کند زیرا او هم زنى است مانند همسرش!
🔻نکته:
اجر و ثواب مرحله ی دوم بیش از مرحله ی اول است چون عمل او بیشتر بوده، خطر کار او بیشتر بوده و تاثیر کار او بیشتر بوده پس اجر نیز بیشتر است.
💮 تذکر لسانی وظیفه همگانی:
رهبر انقلاب میفرمایند:
نهی از منکر برای مردم، فقط زبانی است. البته برای حکومت، اینطور نیست…
لیکن نهی از منکر و امر به معروفی که در شرع مقدّس اسلام هست، زبان است؛ «انّما هی اللسان».تعجّب نکنید.
من به شما عرض میکنم که تأثیر امر و نهی زبانی اگر انجام گیرد از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است.
💮 اصلًا لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما برای رفع آن منکر، سخنرانی بکنید. یککلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منکر است. شما بگویید، نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کی میتواند منکر را ادامه دهد؟
🔻سومین مرحله نهی منکر🔻
💠وَ مَن أَنکَرَهُ بِالسّیفِ لِتَکُونَ کَلِمَهُ اللّهِ هیِ العُلیَا وَ کَلِمَهُ الظّالِمِینَ هیِ السّفلَی
اما آن کسی که با شمشیر برای اعتلای نام خدا و سرنگونی ظالمان، به انکار برخیزد.
💠 فَذَلِکَ ألّذِی أَصَابَ سَبِیلَ الهُدَی
او کسی است که به مسیر هدایت راه یافته.
💠 وَ قَامَ عَلَی الطّرِیقِ
و بر جاده حقیقی گام نهاده
💠وَ نَوّرَ فِی قَلبِهِ الیَقِینُ
و نور یقین در قلبش تابیده است.
⛔️ سومی و بالاترین مرحله ی نهی از منکر، نهی منکر عملی است که شخص به مبارزه ی با منکر بپردازد و آن را از بین ببرد.
⏪در این بخش چند نکته قابل توجه است.
◀️الف. تعبیر به ؛
« مَن أَنکَرَهُ بِالسّیفِ » به معناى تکیه بر قدرت است و «سیف» به معناى شمشیر موضوعیتى ندارد.
لذا هر گونه اقدام عملی برای ازاله ی منکر، لازم است و اجر و ثواب فراوانی دارد.
⬅️ گاهی مبارزه ی عملی با ظلم این است که دست به سلاح برد.
رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّر.
⬅️ گاهی باید بر علیه ظالم در دادگاه شکایت کرد،
⬅️ گاهی اگر دیگران شکایت کرده اند، تو باید به عنوان شاهد بروی شهادت بدهی.
وَ لَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا
وقتی برای شهادت دعوت شدی سرپیچی نکن.
⬅️ گاهی ایجاد جو روانی بر علیه گنهکار است به نحوی که ادامه ی گناه برای او خسارت آفرین باشد و….
◀️ ب. تعبیر به ؛
«لِتَکُونَ کَلِمَهُ اللّهِ هیِ العُلیَا وَ کَلِمَهُ الظّالِمِینَ هیِ السّفلَی»
اشاره به این مطلب دارد که:
↩️ اولا؛ برای امر به معروف و نهی از منکر باید احکام الهی را شناخت، معروف و منکر را شناخت، عدل و ظلم را شناخت.
پس بدون علم و اطلاع نمیشود امر به معروف و نهی از منکر کرد.
↩️ ثانیا ؛ در امر به معروف و نهی از منکر نباید حب و بغض های شخصی را دخیل کرد؛ آنچه باید عامل حرکت باشد اعتلای نام الله و پایین کشیدن پرچم ظلم باشد.
◀️ج. تعبیر به؛
«فَذَلِکَ ألّذِی أَصَابَ سَبِیلَ الهُدَی
او کسی است که به مسیر هدایت راه یافته و بر جاده حقیقی گام نهاده و نور یقین در قلبش تابیده است.)»،
تعبیر عجیبی است؛
⛔️در مرام نهج البلاغه و امیرالمومنین؛ سلوک و یقین در گوشه گیری و انزوا و کار نداشتن به مسائل اجتماعی نیست.
سلوک نبوی و علوی در حرکت و اصلاح و دغدغه مندی است.
💮پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
إنّ اللّه تبارکَ و تعالى لَم یَکتُبْ علَینا الرَّهبانِیَّهَ ،
خداوند تبارک و تعالى رهبانیّت را بر ما مقرّر نفرموده است .
إنّما رَهبانِیَّهُ اُمَّتی الجِهادُ فی سبیلِ اللّه
رهبانیت امّت من جهاد کردن در راه خداست.
⛔️ سه مرحله ی نهی از منکر باید متناسب با توان و ظرفیت افراد باشد.
+ کسانی که زبان گویا و توان استدلال و … ندارند باید به همان مرحله ی اول اکتفا کند،
+ کسانی که توان سخن دارند به مرحله ی دوم
+ وکسانی که قدرت عمل دارند باید وارد مرحله ی سوم شوند.
⭕️ بالاترین نهی از منکر، تشکیل حکومت اسلامی است.
از این جا لزوم تشکیل حکومت اسلامى براى تحقق بخشیدن به اهداف اسلام استفاده مى شود
آنچه میتواند به حکومت ظالمان و خودکامگان پایان دهد صرف نوشته های دینی و حرکت های انفرادی نیست ،
بلکه اجراى احکام اسلامى در سطح گسترده راه را برای اجرای عدالت و برطرف شدن ظلم باز میکند.
⭕️در تاریخ معاصر نیز می بینیم این حکومت اسلامی است که توانسته رو در روی ظالمان عالم بایستد و در مقیاس جهانی امر به معروف و نهی از منکر کند.
حکومت اسلام، مقیاس امر به معروف و نهی از منکر را از فردی؛ به اجتماعی تغییر داد
📕حرکت حسینی، حرکتی ظلم ستیزانه بود که مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار میفرماید: امام حسین در نامه اى به اشراف اهل کوفه چنین مرقوم داشت:
أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلى الله علیه وآله) قَدْ قَالَ فِى حَیاتِهِ
اما بعد از حمد و ثناى الهى; شما مى دانید که رسول خدا در زمان حیات خود فرمود:
مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللَّهِ نَاکِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ
کسى که سلطان ظالمى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان الهى را شکسته،
مخالِفاً لِسُنَّهِ رَسُولِ اللَّهِ
به مخالفت سنت رسول الله برخاسته،
یعْمَلُ فِى عِبَادِ اللَّهِ بِالاِْثْمِ وَ الْعُدْوَانِ
و در میان بندگان خدا به گناه و ظلم مشغول است ،
ثُمَّ لَمْ یُغَیِّرْ بِقَوْلٍ وَ لاَ فِعْلٍ کَانَ حَقِیقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ
ولی انسان مومن با گفتار و عمل خود با او مخالفت نکند سزاوار است که خداوند او را به سرنوشت همان ظالم گرفتار سازد.
وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ هَؤُلاَءِ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَهَ الشَّیطَانِ وَتَوَلَّوْا عَنْ طَاعَهِ الرَّحْمَنِ
و شما به خوبى مى دانید که این جمعیت بنى امیه اصرار بر اطاعت شیطان دارند و از اطاعت خدای رحمان سر باز زده اند،
وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَىءِ وَأَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ وَ حَرَّمُوا حَلاَلَهُ
مفاسد را آشکار ساخته و حدود الهى را تعطیل نموده اند و بر بیت المال مسلمین چنگ انداخته و حرام خدا را حلال شمرده اند.
وَ إِنِّى أَحَقُّ بِهَذَا الاَْمْرِ لِقَرَابَتِى مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(صلى الله علیه وآله
و من از همگان برای قیام بر ضد ستمگران سزاوارترم به سبب قرابت و خویشاوندى با رسول خدا.
❌ ترک نهی از منکر عاقبت انسان را با ظالمان قرین میکند.
آثار ترک نهی از منکر فراوان است.
نامه ۴۷، وصیت نامه ی حضرت:
تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید،
فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ، ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُمْ.
اگر چنین کردیدانسانهای شرور بر شما مسلط خواهند شد، و پس از آن دعا میکنید ولی خدا برای شما اجابت نمیکند.
⛔️وَ رَوَی ابنُ جَرِیرٍ الطبّرَیِ فِی تَارِیخِهِ…
ما دو محمد بن جریر طبری آملی داریم.
یکی سنی است و صاحب کتاب تاریخ طبری و تفسیر طبری.
و یکی شیعی و مخلص که صاحب کتاب دلائل الامامه است.
⭕️طبری سنی اگر چه معروف ترین تاریخ اسلام را نوشته است ولی در تاریخ و تفسیر او جهت گیری های فراوانی است که نشان میدهد شخصیت او، شخصیت ضد اهل بیت است و بغض نسبت به مولا و اهل بیت دارد.
❌برخی خیانت ها و خباثت های طبری:
نقل جانب دارانه و گزینشی تاریخ،
میزان جانبداری و مطالب مغرضانه و کتمان حقائق تاریخ در این کتاب به قدری زیاد است که حتی خود طبری به عنوان گردآورنده ی مطالب این کتاب در برخی موارد به خیانت هایش در نقل تاریخ اعتراف کرده است!
❌در جریان ظلم معاویه به ابوذر میگوید
وَفِی هَذِهِ السَّنَهِ – أَعْنِی سَنَهَ ثَلَاثِینَ – کَانَ مَا ذُکِرَ مِنْ أَمْرِ أَبِی ذَرٍّ وَمُعَاوِیَهَ
و در این سال – یعنی سال سی هجری – آنچه درباره اباذر و معاویه ذکر شد، اتفاق افتاد،
وَإِشْخَاصِ مُعَاوِیَهَ إِیَّاهُ مِنَ الشَّامِ إِلَى الْمَدِینَهِ، وَقَدْ ذُکِرَ فِی سَبَبِ إِشْخَاصِهِ إِیَّاهُ مِنْهَا إِلَیْهَا أُمُورٌ کَثِیرَهٌ، کَرِهْتُ ذِکْرَ أَکْثَرِهَا. و نیز کوچاندن اباذر توسط معاویه از شام به مدینه. در مورد دلیل این کوچاندن، دلایل زیادی گفته شده است، ولی من از ذکر بیشتر آنها خودداری کردم.
❌ در مظلومیت عثمان!!!!
حرفهای زیادی میزند ولی در بیان علل آن مینویسد:
قَدْ ذَکَرْنَا کَثِیرًا مِنَ الْأَسْبَابِ الَّتِی ذَکَرَ قَاتِلُوهُ أَنَّهُمْ جَعَلُوهَا ذَرِیعَهً إِلَى قَتْلِهِ، فَأَعْرَضْنَا عَنْ ذِکْرِ کَثِیرٍ مِنْهَا لِعِلَلٍ دَعَتْ إِلَى الْإِعْرَاضِ عَنْهَا…
بهراستی بسیاری از دلایلی را که قاتلانش ذکر کردهاند و آنها را بهانهای برای کشتن او قرار دادند، بیان کردیم؛ ولی از ذکر بسیاری از آنها بهدلیل ملاحظاتی که موجب چشمپوشی شد، خودداری نمودیم…
🔻 نکته:
توجه داشته باشید که صحابه قاتلان اصلی عثمان بودند و همچنین بسیاری به نابرابری های اجتماعی و ثروت اندوزی عثمان بن عفان و اطرافیانش معترض بودند و این چنین است که طبری از ذکر تمامی ادله ای که قاتلان عثمان بدان استناد کرده اند روی گردانده است!
❌در جریان «واقعه حرّه»
لشکر یزید به مدینه حملهور شده و به هیچکس رحم نکردند. در این شرایط، منزل امام سجاد علیهالسلام در بیرون مدینه، در امنیت قرار داشت. مروانبنحکم از امام سجاد علیهالسلام اجازه خواست که زن و بچه او نیز در منزل ایشان حضور داشته باشند که با پاسخ مثبت امام علیهالسلام روبرو شد.
طبری پس از نقل این جریان، تحلیل نادرستی را به این گزارش اضافه میکند و میگوید:
وَکَلَّمَ عَلِیَّ بْنَ الحُسَیْنِ، وَقَالَ: «یَا أَبَا الحَسَنِ، إِنَّ لِی رَحِمًا، وَحَرَمِی تَکُونُ مَعَ حَرَمِکَ». فَقَالَ: «افْعَلْ».
مروان با امام سجاد (علیهالسلام) سخن گفت و گفت: «ای اباالحسن! من با تو پیوند خویشاوندی دارم و خانوادهام همراه خانوادهات باشند.» امام فرمود: «چنین کن.»
فَبَعَثَ بِحَرَمِهِ إِلَى عَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ، فَخَرَجَ بِحَرَمِهِ وَحَرَمِ مَرْوَانَ حَتَّى وَضَعَهُمْ بِیَنْبُعَ،
پس مروان خانوادهاش را نزد امام سجاد فرستاد، و امام با خانواده خود و خانواده مروان به سمت ینبع حرکت کردند تا آنان را در آنجا سکونت دادند.
وَکَانَ مَرْوَانُ شَاکِرًا لِعَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ،
مَعَ صِدَاقَهٍ کَانَتْ بَیْنَهُمَا قَدِیمَهً.
مروان نسبت به امام سجاد سپاسگزار بود، با وجود دوستی قدیمی که بین آن دو وجود داشت.
با اینکه دشمنی دیرینه مروان و خاندانش با آلالله علیهمالسلام زبانزد خاص و عام بود.
📕 بنابر احادیث متعدد و همچنین دیدگاه عالمان مشهور شیعه، امام رضا علیهالسلام توسط سمی که مأمون عباسی به ایشان خوراند، شهید شدند.اما طبری دلیل وفات امام رضا علیهالسلام را چنین میگوید:
❌إِنَّ عَلِیَّ بْنَ مُوسَى أَکَلَ عِنَبًا فَأَکْثَرَ مِنْهُ، فَمَاتَ فَجْأَهً
علی بن موسی انگور خورد و در خوردن آن زیادهروی کرد، پس ناگهان درگذشت.
📕این در حالی است که غیر از عالمان شیعی، تاریخنگاران مشهور اهلتسنن نیز دیدگاه مسمومیت امام رضا علیهالسلام را نقل کردهاند
❌ تفسیر طبری و نقل نکردن فضائل اهل بیت
طبری در تفسیر خود هر جایی که توانسته باشد فضائل اهل بیت و امیرالمومنین را انکار، تحریف یا بی اهمیت جلوه داده است. او شان نزول بسیاری از آیات که در شان امیرالمومنین است را به نحو دیگری بیان کرده یا کلا از بیان شان نزول صرف نظر کرده است.
📕در ذیل آیه:
《 وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ؛ شعراء – ۱۲۴ 》
حدیث یوم الدار را نقل میکند.
حدیثی که بیان میکند امیرالمومنین از همان زمان، خلیفه و جانشین پیامبر است.
❌طبری تمام حدیث یوم الدار را نقل میکند تا آنجایی که پیامبر میفرماید: هر کسی امروز به رسالت من گواهی دهد برادر و جانشین و وزیر من است.
طبری میگوید:
إنَّ هذا أخی و کذا و کذا
یعنی پیامبر فرمود : علی برادر من است
و بقیه جمله پیامبر را نقل نمی کند ،
بجای آن کلمه ( کذا و کذا ) چمله چنین و چنان فرمود.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۴/۳۰ . ۲۵محرم
💢حکمت ۳۷۳ 💢
و من کلام له (علیه السلام) لبعض أصحابه و قد سأله: کیف دفعکم قومُکم عن هذا المقام و أنتم أحَقّ به؟ فقال:
یَا أَخَا بَنِی أَسَدٍ، إِنَّکَ لَقَلِقُ الْوَضِینِ، تُرْسِلُ فِی غَیْر سَدَدٍ، وَ لَکَ بَعْدُ ذِمَامَهُ الصِّهْرِ وَ حَقُّ الْمَسْأَلَهِ، وَ قَدِ اسْتَعْلَمْتَ فَاعْلَمْ: أَمَّا الِاسْتِبْدَادُ عَلَیْنَا بِهَذَا الْمَقَامِ -وَ نَحْنُ الْأَعْلَوْنَ نَسَباً وَ الْأَشَدُّونَ بِالرَّسُولِ (صلی الله علیه وآله) نَوْطاً- فَإِنَّهَا کَانَتْ أَثَرَهً شَحَّتْ عَلَیْهَا نُفُوسُ قَوْمٍ وَ سَخَتْ عَنْهَا نُفُوسُ آخَرِینَ؛ وَ الْحَکَمُ اللَّهُ وَ الْمَعْوَدُ إِلَیْهِ یَوْمُ الْقِیَامَهِ.
سخنى از آن حضرت (ع) به یکى از اصحابش که از او پرسید: چگونه قومتان شما را از این مقام [یعنى خلافت] باز داشتند، در حالى که، از دیگران سزاوارتر بدان بودید چنین پاسخ داد:
اى برادر اسدى بر مرکبى سوار شده اى که تنگش سست است و لغزان و زمام آن رها کرده اى که به هرجاى که خواهد برود. ولى تو را حق خویشاوندى و پرسیدن است.
مى خواهى از حقیقتى آگاه شوى، پس بدان، که آن زورگویى و خودکامگى که در امر خلافت با ما نمودند -در حالى که ما به نسب برتر از آنها بودیم و با رسول الله (ص) پیوند استوارترى داشتیم- بدان سبب بود، که امر خلافت مقامى رغبت افزاست. گروهى سخت بدان آزمند شدند و گروهى سخاوت ورزیدند و از آن چشم پوشیدند. داورى با خداست و جاى داورى، بازگشتنگاه قیامت است.
💠وَ رَوَی ابنُ جَرِیرٍ الطبّرَیِ فِی تَارِیخِهِ محمّد بن جریر طبری _مورّخ معروف_ این مطلب را در تاریخ خود روایت کرده است.
📕 پیداست که سید رضی همه نهج البلاغه را مسند نقل کرده است،
اگر چه بنای او بر این نبوده که مثل کتب روایی سلسله ی حدیث را نقل کند.
لذا اشکال و شبهه ای که گاهی به نهج البلاغه وارد میشود درست نیست زیرا بزرگانی مانند سید عبدالزهرا حسینی خطیب در کتاب مَصادرُ نَهجالبَلاغه و اَسانیدُه این شبهه را پاسخ داده اند،
و مطالب نهج البلاغه را از کتبی که قبل از نهج البلاغه و سید رضی نوشته شده اند، یافته و مستند سازی کرده اند.
💠 عَن عَبدِ الرّحمَنِ بنِ أَبِی لَیلَی الفَقِیهِ
طبری این حکمت را از عبدالرحمن بن ابی لیلی، فقیه معروف- نقل میکند.
💠 وَ کَانَ مِمّن خَرَجَ لِقِتَالِ الحَجّاجِ مَعَ ابنِ الأَشعَثِ
در حالی که عبدالرحمن بن ابی لیلی از کسانی بود که برای پیکار برضد حجاج بن یوسف ثقفی، همراه با عبدالرحمن بن محمد ابن اشعث خروج کرد.
📕 ابتدا توضیحی در مورد نبرد دیر الجماجم بدهیم .
در زمان حکومت عبدالملک مروان و حجاج بن یوسف ثقفی، مشکلات فراوانی از بی عدالتی و ظلم برای مردم پیش آمد و کارد به استخوان رسید.
افراد مختلفی برای جنگ با حجاج دست به دست هم دادند که دو نفر از معروف ترین های آنان:
عبدالرحمن بن ابی لیلی ،
و عبدالرحمن بن محمد بن اشعث بودند.
⤵️عبدالرحمن بن ابی لیلی شخصیت فقیهی بود و از یاران و دوستداران امیرالمومنین؛ پدر او ابی لیلی از اجلاء یاران امیرالمومنین بوده است و جایگاه خاصی نرد حضرت داشته.
⤵️عبدالرحمن بن محمد بن اشعث، نوه ی اشعث بن قیس معروف است.
+ اشعث که ملعون به لسان امیرالمومنین است.
+ محمد بن اشعث جزء قاتلان امام حسین است.
+ عبدالرحمن بن اشعث در شهادت مسلم بن عقیل نقش داشته است.
+ دختر اشعث بن قیس نیز جعده است که همسر و قاتل امام مجتبی است.
⁉️سوال: علت اجتماع این افراد با عقاید مختلف چه بوده؟!
📕از تواریخ استفاده میشود که غیر از عبدالرحمن بن ابی لیلی جمع دیگری از یاران امیرالمومنین نیز در این جنبش حضور داشته اند و هدف آنان سرنگونی حکومت ظالم حجاج بوده و هدفی الهی داشته اند.
اما علت قیام ابن اشعث چیز دیگری بود:
طبق تاریخ؛ ابن اشعف فرماندار امویان در سیستان بود ولی از دستورات آنها سرپیچی کرد و ادعای حکومت کرد و این جنگ را شکل داد،
↩️همچنین حجاج قدرت و نفوذ اشراف عراقی را محدود کرده بود و تلاش داشت قدرت را به اشراف سوری واگذار کند و از اقتدار عراقی ها بکاهد.
عبدالرحمن بن اشعث قیام کرد ولی با شکست او، اهداف حجاج بیش از پیش عملیاتی شد.
(طبق نقل ها بعد از صفین، نبرد دیر الجماجم یکی از بزرگترین جنگ های تاریخ عراق بوده است)
⛔️ أَنّهُ قَالَ فِیمَا کَانَ یَحُضّ بِهِ النّاسَ عَلَی الجِهَادِ
عبد الرحمن بن ابی لیلی در سخنانی که برای تشویق مردم به جنگ بر علیه حجاج ایراد کرد چنین گفت:
إنِیّ سَمِعتُ عَلِیّاً رَفَعَ اللّهُ دَرَجَتَهُ فِی الصّالِحِینَ وَ أَثَابَهُ ثَوَابَ الشّهَدَاءِ وَ الصّدّیقِینَ یَقُولُ یَومَ لَقِینَا أَهلَ الشّامِ
در روزی که با شامیان برای جنگ صفین روبرو بودیم من از علی علیه السلام که خداوند درجاتش را در میان صالحان برتر نماید و ثواب شهیدان و صدیقان را به او عنایت کند شنیدم که چنین فرمود:
↙️ قسمت هایی که تا الان بیان شد، شان نزول و حرف دیگران بود و کلام حضرت از اینجا شروع میشود:
⏪قسمت هایی که تا الان بیان شد، شان نزول و حرف دیگران بود و کلام حضرت از اینجا شروع میشود:
💠أَیّهَا المُؤمِنُونَ إِنّهُ مَن رَأَی عُدوَاناً یُعمَلُ بِهِ
ای مؤمنان! هر کس ظلم و ستمی را مشاهده کند که در حال انجام گرفتن است.
💠وَ مُنکَراً یُدعَی إِلَیه
یا کار زشت و منکری را ببیند که مردم را به سوی آن فرامی خوانند.
💠 فَأَنکَرَهُ بِقَلبِهِ فَقَد سَلِمَ وَ برَ ئَ
اگر تنها با قلبش آن را انکار کند راه سلامت را برگزیده و گناهی بر او نیست.
⏪ حضرت مراحل سه گانه اى را براى مبارزه با ظلم ظالم و نهى از منکر بیان فرموده.
🔻اولین مرحله نهی منکر🔻
↙️ نخستین مرحله آن، انکار با قلب و بیزارى از آن در دل است. این کمترین مرحله نهی از منکر است،
البته اگر بیش از این در توان شخص نباشد این مقدار بر او واجب است و خداوند از او مى پذیرد.
🔻نکته قابل تامل اینکه حضرت پاداشى براى این گروه و این نوع نهی از منکر ذکر نکرده است شاید به این دلیل که کارى از او سر نزده تنها آلوده گناه نشده و رضایت به گناه نداده است.
امام صادق سلام الله علیه فرمودند: حَسبُ المُؤمِنِ عِزّا إذا رَأى مُنکَرا أن یَعلَمَ اللّه عَزَّوجلَّ مِن قَلبِه إنکارَهُ
براى عزّت مؤمن همین کافى است که هر گاه منکرى را ببیند، خداوند عز و جل بداند که در دل آن را انکار مى کند.
⛔️ در بسیاری از منکرهایی که اتفاق میافتد انسان یا دسترسی ندارد، یا توان اقدام ندارد. در همه ی این موارد کمترین مرحله ی نهی از منکر واجب است و آن نیز انزجار قلبی است. مومن کسی است که با ظلم سر سازش ندارد و حتی قلبا هم که شده، با آن مخالفت میکند.
🔻دومین مرحله نهی منکر🔻
💠وَ مَنْ أَنْکَرَهُ بِلِسَانِهِ فَقَدْ أُجِرَ وَ هُوَ أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ
و آنکسی که با زبان و بیان به مبارزه برخیزد و آن را انکار کند، پاداش الهى خواهد داشت و مقامش از گروه نخست، برتر است.
دومین مرحله نهی از منکر ابراز لسانی است. اینکه انسان جرات و شجاعت بیان داشته باشد، و بتواند حرف خود را بر انسان اهل منکر بیان کند.
❌از تذکر لسانی نباید غافل بود.
امام صادق علیه السلام می فرماید:
لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآیَهُ : «قُوا أنفُسَکُم و أهلیکُم نارا» جَلَسَ رَجُلٌ مِنَ المُسلِمینَ یَبکی
چون آیه «خود و خانواده خود را از آتش نگه دارید» نازل شد، مردى از مسلمانان نشست و شروع به گریستن کرد،
فقالَ : أنا عَجَزتُ عَن نَفسی ، کُلِّفتُ أهلی و گفت: من خودم را نمى توانم حفظ کنم؛ حالا مسئولیّت خانواده ام نیز به عهده من گذاشته شد !
فقالَ لَهُ رَسولُ اللّه ص : حَسبُکَ أن تَأمُرَهُم بِما تَأمُرُ بِهِ نَفسَکَ ، و تَنهاهُم عَمّا تَنهى عَنهُ نَفسَکَ
رسول خدا به او فرمود: براى تو همین کافى است که آنچه را به خودت فرمان مى دهى، به آنان نیز فرمان دهى و از آنچه که خودت را منع مى کنى، آنان را نیز منع کنى.
⛔️تذکر لسانی امیرالمومنین:
در حکمت ۴۲۰ فرمود:
وَ رُوِیَ أَنَّهُ (علیه السلام) کَانَ جَالِساً فِی أَصْحَابِهِ،
روایت شده است که آن حضرت در میان اصحابش نشسته بود.
فَمَرَّتْ بِهِمُ امْرَأَهٌ جَمِیلَهٌ فَرَمَقَهَا الْقَوْمُ بِأَبْصَارِهِمْ،
زن زیبایى که تمام چهره اش را نپوشانده بود از آن جا عبور کرد و چشم حاضران را به خود جلب نمود.
فَقَالَ (علیه السلام): إِنَّ أَبْصَارَ هَذِهِ الْفُحُولِ طَوَامِحُ، وَ إِنَّ ذَلِکَ سَبَبُ هِبَابِهَا؛
امام فرمود: چشمان این مردان، طغیانگر است و آنچه نظرشان بر آن افتاد مایه تحریک و هیجان آن هاست.
فَإِذَا نَظَرَ أَحَدُکُمْ إِلَى امْرَأَهٍ تُعْجِبُهُ، فَلْیُلَامِسْ أَهْلَهُ، فَإِنَّمَا هِیَ امْرَأَهٌ کَامْرَأَتِهِ.
هرگاه یکى از شما نظرش به زنى افتاد که زیبا و صاحب جمال بود، برود و با همسر خود آمیزش کند زیرا او هم زنى است مانند همسرش!
🔻نکته:
اجر و ثواب مرحله ی دوم بیش از مرحله ی اول است چون عمل او بیشتر بوده، خطر کار او بیشتر بوده و تاثیر کار او بیشتر بوده پس اجر نیز بیشتر است.
💮 تذکر لسانی وظیفه همگانی:
رهبر انقلاب میفرمایند:
نهی از منکر برای مردم، فقط زبانی است. البته برای حکومت، اینطور نیست…
لیکن نهی از منکر و امر به معروفی که در شرع مقدّس اسلام هست، زبان است؛ «انّما هی اللسان».تعجّب نکنید.
من به شما عرض میکنم که تأثیر امر و نهی زبانی اگر انجام گیرد از تأثیر مشت پولادین حکومتها بیشتر است.
💮 اصلًا لازم هم نیست زبان گزنده باشد و یا شما برای رفع آن منکر، سخنرانی بکنید. یککلمه بگویید: آقا! خانم! برادر! این منکر است. شما بگویید، نفر دوم بگوید، نفر سوم بگوید، نفر دهم بگوید، نفر پنجاهم بگوید؛ کی میتواند منکر را ادامه دهد؟
🔻سومین مرحله نهی منکر🔻
💠وَ مَن أَنکَرَهُ بِالسّیفِ لِتَکُونَ کَلِمَهُ اللّهِ هیِ العُلیَا وَ کَلِمَهُ الظّالِمِینَ هیِ السّفلَی
اما آن کسی که با شمشیر برای اعتلای نام خدا و سرنگونی ظالمان، به انکار برخیزد.
💠 فَذَلِکَ ألّذِی أَصَابَ سَبِیلَ الهُدَی
او کسی است که به مسیر هدایت راه یافته.
💠 وَ قَامَ عَلَی الطّرِیقِ
و بر جاده حقیقی گام نهاده
💠وَ نَوّرَ فِی قَلبِهِ الیَقِینُ
و نور یقین در قلبش تابیده است.
⛔️ سومی و بالاترین مرحله ی نهی از منکر، نهی منکر عملی است که شخص به مبارزه ی با منکر بپردازد و آن را از بین ببرد.
⏪در این بخش چند نکته قابل توجه است.
◀️الف. تعبیر به ؛
« مَن أَنکَرَهُ بِالسّیفِ » به معناى تکیه بر قدرت است و «سیف» به معناى شمشیر موضوعیتى ندارد.
لذا هر گونه اقدام عملی برای ازاله ی منکر، لازم است و اجر و ثواب فراوانی دارد.
⬅️ گاهی مبارزه ی عملی با ظلم این است که دست به سلاح برد.
رُدُّوا الْحَجَرَ مِنْ حَیْثُ جَاءَ، فَإِنَّ الشَّرَّ لَا یَدْفَعُهُ إِلَّا الشَّر.
⬅️ گاهی باید بر علیه ظالم در دادگاه شکایت کرد،
⬅️ گاهی اگر دیگران شکایت کرده اند، تو باید به عنوان شاهد بروی شهادت بدهی.
وَ لَا یَأْبَ الشُّهَدَاءُ إِذَا مَا دُعُوا
وقتی برای شهادت دعوت شدی سرپیچی نکن.
⬅️ گاهی ایجاد جو روانی بر علیه گنهکار است به نحوی که ادامه ی گناه برای او خسارت آفرین باشد و….
◀️ ب. تعبیر به ؛
«لِتَکُونَ کَلِمَهُ اللّهِ هیِ العُلیَا وَ کَلِمَهُ الظّالِمِینَ هیِ السّفلَی»
اشاره به این مطلب دارد که:
↩️ اولا؛ برای امر به معروف و نهی از منکر باید احکام الهی را شناخت، معروف و منکر را شناخت، عدل و ظلم را شناخت.
پس بدون علم و اطلاع نمیشود امر به معروف و نهی از منکر کرد.
↩️ ثانیا ؛ در امر به معروف و نهی از منکر نباید حب و بغض های شخصی را دخیل کرد؛ آنچه باید عامل حرکت باشد اعتلای نام الله و پایین کشیدن پرچم ظلم باشد.
◀️ج. تعبیر به؛
«فَذَلِکَ ألّذِی أَصَابَ سَبِیلَ الهُدَی
او کسی است که به مسیر هدایت راه یافته و بر جاده حقیقی گام نهاده و نور یقین در قلبش تابیده است.)»،
تعبیر عجیبی است؛
⛔️در مرام نهج البلاغه و امیرالمومنین؛ سلوک و یقین در گوشه گیری و انزوا و کار نداشتن به مسائل اجتماعی نیست.
سلوک نبوی و علوی در حرکت و اصلاح و دغدغه مندی است.
💮پیامبر خدا صلی الله علیه وآله فرمود:
إنّ اللّه تبارکَ و تعالى لَم یَکتُبْ علَینا الرَّهبانِیَّهَ ،
خداوند تبارک و تعالى رهبانیّت را بر ما مقرّر نفرموده است .
إنّما رَهبانِیَّهُ اُمَّتی الجِهادُ فی سبیلِ اللّه
رهبانیت امّت من جهاد کردن در راه خداست.
⛔️ سه مرحله ی نهی از منکر باید متناسب با توان و ظرفیت افراد باشد.
+ کسانی که زبان گویا و توان استدلال و … ندارند باید به همان مرحله ی اول اکتفا کند،
+ کسانی که توان سخن دارند به مرحله ی دوم
+ وکسانی که قدرت عمل دارند باید وارد مرحله ی سوم شوند.
⭕️ بالاترین نهی از منکر، تشکیل حکومت اسلامی است.
از این جا لزوم تشکیل حکومت اسلامى براى تحقق بخشیدن به اهداف اسلام استفاده مى شود
آنچه میتواند به حکومت ظالمان و خودکامگان پایان دهد صرف نوشته های دینی و حرکت های انفرادی نیست ،
بلکه اجراى احکام اسلامى در سطح گسترده راه را برای اجرای عدالت و برطرف شدن ظلم باز میکند.
⭕️در تاریخ معاصر نیز می بینیم این حکومت اسلامی است که توانسته رو در روی ظالمان عالم بایستد و در مقیاس جهانی امر به معروف و نهی از منکر کند.
حکومت اسلام، مقیاس امر به معروف و نهی از منکر را از فردی؛ به اجتماعی تغییر داد
📕حرکت حسینی، حرکتی ظلم ستیزانه بود که مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار میفرماید: امام حسین در نامه اى به اشراف اهل کوفه چنین مرقوم داشت:
أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلى الله علیه وآله) قَدْ قَالَ فِى حَیاتِهِ
اما بعد از حمد و ثناى الهى; شما مى دانید که رسول خدا در زمان حیات خود فرمود:
مَنْ رَأَى سُلْطَاناً جَائِراً مُسْتَحِلاًّ لِحُرُمِ اللَّهِ نَاکِثاً لِعَهْدِ اللَّهِ
کسى که سلطان ظالمى را ببیند که حرام خدا را حلال شمرده، پیمان الهى را شکسته،
مخالِفاً لِسُنَّهِ رَسُولِ اللَّهِ
به مخالفت سنت رسول الله برخاسته،
یعْمَلُ فِى عِبَادِ اللَّهِ بِالاِْثْمِ وَ الْعُدْوَانِ
و در میان بندگان خدا به گناه و ظلم مشغول است ،
ثُمَّ لَمْ یُغَیِّرْ بِقَوْلٍ وَ لاَ فِعْلٍ کَانَ حَقِیقاً عَلَى اللَّهِ أَنْ یدْخِلَهُ مَدْخَلَهُ
ولی انسان مومن با گفتار و عمل خود با او مخالفت نکند سزاوار است که خداوند او را به سرنوشت همان ظالم گرفتار سازد.
وَ قَدْ عَلِمْتُمْ أَنَّ هَؤُلاَءِ الْقَوْمَ قَدْ لَزِمُوا طَاعَهَ الشَّیطَانِ وَتَوَلَّوْا عَنْ طَاعَهِ الرَّحْمَنِ
و شما به خوبى مى دانید که این جمعیت بنى امیه اصرار بر اطاعت شیطان دارند و از اطاعت خدای رحمان سر باز زده اند،
وَ أَظْهَرُوا الْفَسَادَ وَ عَطَّلُوا الْحُدُودَ وَ اسْتَأْثَرُوا بِالْفَىءِ وَأَحَلُّوا حَرَامَ اللَّهِ وَ حَرَّمُوا حَلاَلَهُ
مفاسد را آشکار ساخته و حدود الهى را تعطیل نموده اند و بر بیت المال مسلمین چنگ انداخته و حرام خدا را حلال شمرده اند.
وَ إِنِّى أَحَقُّ بِهَذَا الاَْمْرِ لِقَرَابَتِى مِنْ رَسُولِ اللَّهِ(صلى الله علیه وآله
و من از همگان برای قیام بر ضد ستمگران سزاوارترم به سبب قرابت و خویشاوندى با رسول خدا.
❌ ترک نهی از منکر عاقبت انسان را با ظالمان قرین میکند.
آثار ترک نهی از منکر فراوان است.
نامه ۴۷، وصیت نامه ی حضرت:
تَتْرُکُوا الْأَمْرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیَ عَنِ الْمُنْکَرِ
امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید،
فَیُوَلَّى عَلَیْکُمْ شِرَارُکُمْ، ثُمَّ تَدْعُونَ فَلَا یُسْتَجَابُ لَکُمْ.
اگر چنین کردیدانسانهای شرور بر شما مسلط خواهند شد، و پس از آن دعا میکنید ولی خدا برای شما اجابت نمیکند.
⛔️وَ رَوَی ابنُ جَرِیرٍ الطبّرَیِ فِی تَارِیخِهِ…
ما دو محمد بن جریر طبری آملی داریم.
یکی سنی است و صاحب کتاب تاریخ طبری و تفسیر طبری.
و یکی شیعی و مخلص که صاحب کتاب دلائل الامامه است.
⭕️طبری سنی اگر چه معروف ترین تاریخ اسلام را نوشته است ولی در تاریخ و تفسیر او جهت گیری های فراوانی است که نشان میدهد شخصیت او، شخصیت ضد اهل بیت است و بغض نسبت به مولا و اهل بیت دارد.
❌برخی خیانت ها و خباثت های طبری:
نقل جانب دارانه و گزینشی تاریخ،
میزان جانبداری و مطالب مغرضانه و کتمان حقائق تاریخ در این کتاب به قدری زیاد است که حتی خود طبری به عنوان گردآورنده ی مطالب این کتاب در برخی موارد به خیانت هایش در نقل تاریخ اعتراف کرده است!
❌در جریان ظلم معاویه به ابوذر میگوید
وَفِی هَذِهِ السَّنَهِ – أَعْنِی سَنَهَ ثَلَاثِینَ – کَانَ مَا ذُکِرَ مِنْ أَمْرِ أَبِی ذَرٍّ وَمُعَاوِیَهَ
و در این سال – یعنی سال سی هجری – آنچه درباره اباذر و معاویه ذکر شد، اتفاق افتاد،
وَإِشْخَاصِ مُعَاوِیَهَ إِیَّاهُ مِنَ الشَّامِ إِلَى الْمَدِینَهِ، وَقَدْ ذُکِرَ فِی سَبَبِ إِشْخَاصِهِ إِیَّاهُ مِنْهَا إِلَیْهَا أُمُورٌ کَثِیرَهٌ، کَرِهْتُ ذِکْرَ أَکْثَرِهَا. و نیز کوچاندن اباذر توسط معاویه از شام به مدینه. در مورد دلیل این کوچاندن، دلایل زیادی گفته شده است، ولی من از ذکر بیشتر آنها خودداری کردم.
❌ در مظلومیت عثمان!!!!
حرفهای زیادی میزند ولی در بیان علل آن مینویسد:
قَدْ ذَکَرْنَا کَثِیرًا مِنَ الْأَسْبَابِ الَّتِی ذَکَرَ قَاتِلُوهُ أَنَّهُمْ جَعَلُوهَا ذَرِیعَهً إِلَى قَتْلِهِ، فَأَعْرَضْنَا عَنْ ذِکْرِ کَثِیرٍ مِنْهَا لِعِلَلٍ دَعَتْ إِلَى الْإِعْرَاضِ عَنْهَا…
بهراستی بسیاری از دلایلی را که قاتلانش ذکر کردهاند و آنها را بهانهای برای کشتن او قرار دادند، بیان کردیم؛ ولی از ذکر بسیاری از آنها بهدلیل ملاحظاتی که موجب چشمپوشی شد، خودداری نمودیم…
🔻 نکته:
توجه داشته باشید که صحابه قاتلان اصلی عثمان بودند و همچنین بسیاری به نابرابری های اجتماعی و ثروت اندوزی عثمان بن عفان و اطرافیانش معترض بودند و این چنین است که طبری از ذکر تمامی ادله ای که قاتلان عثمان بدان استناد کرده اند روی گردانده است!
❌در جریان «واقعه حرّه»
لشکر یزید به مدینه حملهور شده و به هیچکس رحم نکردند. در این شرایط، منزل امام سجاد علیهالسلام در بیرون مدینه، در امنیت قرار داشت. مروانبنحکم از امام سجاد علیهالسلام اجازه خواست که زن و بچه او نیز در منزل ایشان حضور داشته باشند که با پاسخ مثبت امام علیهالسلام روبرو شد.
طبری پس از نقل این جریان، تحلیل نادرستی را به این گزارش اضافه میکند و میگوید:
وَکَلَّمَ عَلِیَّ بْنَ الحُسَیْنِ، وَقَالَ: «یَا أَبَا الحَسَنِ، إِنَّ لِی رَحِمًا، وَحَرَمِی تَکُونُ مَعَ حَرَمِکَ». فَقَالَ: «افْعَلْ».
مروان با امام سجاد (علیهالسلام) سخن گفت و گفت: «ای اباالحسن! من با تو پیوند خویشاوندی دارم و خانوادهام همراه خانوادهات باشند.» امام فرمود: «چنین کن.»
فَبَعَثَ بِحَرَمِهِ إِلَى عَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ، فَخَرَجَ بِحَرَمِهِ وَحَرَمِ مَرْوَانَ حَتَّى وَضَعَهُمْ بِیَنْبُعَ،
پس مروان خانوادهاش را نزد امام سجاد فرستاد، و امام با خانواده خود و خانواده مروان به سمت ینبع حرکت کردند تا آنان را در آنجا سکونت دادند.
وَکَانَ مَرْوَانُ شَاکِرًا لِعَلِیِّ بْنِ الحُسَیْنِ،
مَعَ صِدَاقَهٍ کَانَتْ بَیْنَهُمَا قَدِیمَهً.
مروان نسبت به امام سجاد سپاسگزار بود، با وجود دوستی قدیمی که بین آن دو وجود داشت.
با اینکه دشمنی دیرینه مروان و خاندانش با آلالله علیهمالسلام زبانزد خاص و عام بود.
📕 بنابر احادیث متعدد و همچنین دیدگاه عالمان مشهور شیعه، امام رضا علیهالسلام توسط سمی که مأمون عباسی به ایشان خوراند، شهید شدند.اما طبری دلیل وفات امام رضا علیهالسلام را چنین میگوید:
❌إِنَّ عَلِیَّ بْنَ مُوسَى أَکَلَ عِنَبًا فَأَکْثَرَ مِنْهُ، فَمَاتَ فَجْأَهً
علی بن موسی انگور خورد و در خوردن آن زیادهروی کرد، پس ناگهان درگذشت.
📕این در حالی است که غیر از عالمان شیعی، تاریخنگاران مشهور اهلتسنن نیز دیدگاه مسمومیت امام رضا علیهالسلام را نقل کردهاند
❌ تفسیر طبری و نقل نکردن فضائل اهل بیت
طبری در تفسیر خود هر جایی که توانسته باشد فضائل اهل بیت و امیرالمومنین را انکار، تحریف یا بی اهمیت جلوه داده است. او شان نزول بسیاری از آیات که در شان امیرالمومنین است را به نحو دیگری بیان کرده یا کلا از بیان شان نزول صرف نظر کرده است.
📕در ذیل آیه:
《 وَأَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ؛ شعراء – ۱۲۴ 》
حدیث یوم الدار را نقل میکند.
حدیثی که بیان میکند امیرالمومنین از همان زمان، خلیفه و جانشین پیامبر است.
❌طبری تمام حدیث یوم الدار را نقل میکند تا آنجایی که پیامبر میفرماید: هر کسی امروز به رسالت من گواهی دهد برادر و جانشین و وزیر من است.
طبری میگوید:
إنَّ هذا أخی و کذا و کذا
یعنی پیامبر فرمود : علی برادر من است
و بقیه جمله پیامبر را نقل نمی کند ،
بجای آن کلمه ( کذا و کذا ) چمله چنین و چنان فرمود.
اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً