ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت سیصد و هشتاد و یکم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۵/۸ . ۵صفر المظفر

💢 حکمت ۳۸۱ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هشتاد و یکم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
43:00 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وقال (علیه السلام): الْکـَلاَمُ فِی وَثَاقِکَ مَا لَـمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ؛ فَإِذَا تَکَـلَّمْتَ بِهِ، صِرْتَ فی وَثَاقِهِ. فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ؛ فَرُبَّ کَلِمَه سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نِقْمَهً.

و امام (ع) فرمود: سخن در بند توست، تا آن را بر زبان نیاورده ‏اى، چون بر زبانش آورى تو به بند او در آمده ‏اى. پس، همچنان که، زر و سیمت را حفظ مى‏ کنى، زبانت را هم حفظ کن، زیرا چه بسا یک کلمه که نعمتى را سلب کند و محنتى را فراخواند.

💠وقال (علیه السلام): الْکـَلاَمُ فِی وَثَاقِکَ مَا لَـمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ  فَإِذَا تَکَـلَّمْتَ بِهِ، صِرْتَ فی وَثَاقِهِ
سخن را تا نگفته اى اسیر توست اما همین که گفتى تو اسیر او خواهى بود؛

💠 فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ
زبانت را همچون طلا و نقره خود حفظ کن.؛

💠فَرُبَّ کَلِمَه سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نِقْمَهً
اى بسا گفتن یک کلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب کرده یا بلا و مصیبتى را فراهم ساخته است.

⛔️حضرت در این حکمت اولا ارزش و جایگاه سخن را مشخص میکنند که بسیار جایگاه رفیعی است،
و از طرف دیگر هشدار میدهند که به جدّ باید مراقب سخن گفتن خود باشید،
زیرا بسیار محتَمَل است که جمله ای و‌کلامی از شما صادر شود که خسارات غیر قابل جبرانی به شما وارد بیاورد.

💠الْکـَلاَمُ فِی وَثَاقِکَ مَا لَـمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ  فَإِذَا تَکَـلَّمْتَ بِهِ، صِرْتَ فی وَثَاقِهِ
سخن را تا نگفته اى اسیر توست اما همین که گفتى تو اسیر [وَثَاقِ] او خواهى بود.
[وَثاق: بند، طناب. اینجا مقصود بندی است که با آن اسیر را میبندند.]
تشبیه زبان به طناب از جهت ظاهری نیز تشبیه زیبایی است زیرا زبان شباهت به ریسمان دارد.

❌سخن اسیر ماست یا ما اسیر سخن؟!
سخن قبل از آن که از دهان گوینده بیرون بیاید همچون اسیرى در نزد اوست ولى همین که از دهان گوینده بیرون آمد نه تنها قادر بر مهار کردنش نیست،
بلکه در اسارت آن خواهد بود و تمام مسئولیت هایش را باید به عهده بگیرد. پس چه بهتر که انسان کم سخن بگوید و سنجیده بگوید.

💮 امیرالمومنین سلام الله علیها در غرر الحکم فرمود:
إذا تَکَلَّمتَ بالکَلِمَهِ مَلَکَتکَ ، و إذا أمسَکتَها مَلَکتَها
هر گاه سخنى گفتى، آن سخن مالک توست و هر گاه آن را، نگه داشتى در اختیار توست.

❌ذلت یعنی از امیری به اسیری در بیاییم.
انسانی که‌مراقب کلام خودباشد امیر است، ولی اگرمراقبت نکند این زبان که اسیر است کودتا میکند وتبدیل به امیر میشود. خود اسیر شدن ذلت است، ولی بدتر آن است که انسان اسیرِ بنده ی خود شده باشد.
این زبان اسیر ما بود. حالا اسیر، امیر ما شده
حضرت درحکمت۲ فرمود :
هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَه آن  کسی که زبانش را بر خود امیر کند شخصیتش حقیر خواهد شد.

⛔️ در دوران “دهکده جهانی”، سخن گفتن سخت تر است.
قدیم می گفتند: سخن که از سی و سه دندان گذشت در سی وسه شهر پخش می شود.
این ضرب المثل تازه در زمان گذشته بود ولی امروز اوضاع به مراتب پیچیده تر است.

❌اگر انسان حرف حق و درستی بزند، حرف او تا دور دست ترین نقاط میرود و تاثیر خودش را دارد.
و اگر حرف ناروایی بزند تا دور دست ترین نقاط میرود و آفات خودش را دارد.

💠فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ
زبانت را همچون طلا و نقره خود حفظ کن. حفظ لسان بسیار مهم است.

📕 توصیه ی همیشگی پیامبر بالای منبر:
سهل ساعدی که از اصحاب پیامبر است می‌گوید:
مَا جَلَسَ رَسولُ اللَّه عَلَی هَذا المِنبَرِ قَطُّ إلّا تَلا هذِه الآیهَ
هیچ‌گاه رسول خدا روی این منبر _در مسجد النبی_ ننشست، مگر اینکه این آیه را تلاوت فرمود:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً» ( احزاب – ۷۰ )
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا برحذر باشید و محکم و بی‌نقص سخن بگویید.

💮 بدون حفظ زبان، به تقوای سودمند نمیرسیم.
حضرت در خطبه ۱۷۶ فرمود:
و لْیَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ، فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ
انسان باید زبان خود را نگه دارد; زیرا این زبان، سرکش است و صاحبش را به هلاکت مى افکند ،
وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً یَتَّقِی تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى یَخْزُنَ لِسَانَهُ
به خدا سوگند! باور نمى کنم بنده اى که زبانش را حفظ نکند، به درجه اى از تقوا برسد که به حالش سودمند گردد.

💮 همین یک توصیه برای رسیدن به مقصد کافی است.
در حالات پیامبر صلواه الله داریم:
قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَوْصِنِی
مردی به پیامبر گفت: به من نصیحتی فرمای
قَالَ ص اِحْفَظِ لِسَانَکَ
پیامبر فرمود: زبانت را نگهدار.
ثُمَّ قَالَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِی
سپس گفت: ای پیامبر خدا، نصیحتی دیگرم فرمای .
قَالَ ص اِحْفَظِ لِسَانَکَ
فرمود: زبانت را نگهدار.
ثُمَّ قَالَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِی
آنگاه گفت: ای رسول خدا، نصیحتم فرمای.
فَقَالَ وَیْحَکَ وَ هَلْ یَکُبُّ اَلنَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِی اَلنَّارِ إِلاَّ حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ
فرمود: وای بر تو آیا جز این است که مردم برای آنچه با زبان درو کنند به دوزخ افکنده شوند؟

💠فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ
زبان را در گاو صندوق مراقبت کن

💮انسان اجناس گران بهاى خود را با دقت محافظت مى کند مبادا سارقان آن را بربایند و یا به گونه دیگرى از دست برود. امام(علیه السلام) مى فرماید که زبان تو نیز سرمایه بسیار گران بهایى است که باید با دقت در حفظ آن بکوشى.

💮 حفظ زبان، روزی آور است.
جمله‌ی حضرت صرف تشبیه زبان به طلا نیست، بلکه زبان واقعا میتواند مانند طلا روزی انسان باشد.

📕اسحاق بن عمار در مورد امام صادق می‌گوید:
مَا وَدَّعَنَا قَطُّ إِلَّا أَوصَانَا بِخَصلَتَینِ
هرگز نشد که امام صادق  با ما خداحافظی کند، مگر آنکه ما را به دو خصلت سفارش می‌کرد و می‌فرمود: عَلَیکُم بِصِدقِ الحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الأَمَانَهِ إِلَى البَرِّ وَ الفَاجِرِ، فَإِنَّهُمَا مِفتَاحُ الرِّزق
بر شما باد به راستگویی و اداء امانت به هر نیکوکار و بدکاری؛ که این دو خصلت، کلید رزق است.

💮 زبان از دو جهت میتواند رزق را زیاد کند؛ هم ظاهری هم معنوی.
انسان خوش زبان و خوش بیان همیشه مغازه اش شلوغ تر است.
انسان خوش زبانی که اهل رعایت زبان باشد برکت مالش بیشتر است.

⏪ حفظ لسان دو وجه دارد.

◀️ الف. از جهت معانی:
حفظ لسان یعنی دروغ نگو، شایع سازی نکن، تمسخر نکن ، حرف لغو نزن، فحاشی نکن، کتمان حق نکن ، شهادت دروغ نده، غیبت نکن ، حرف غیر علمی نزن و…

◀️ ب. از جهت قالب:
حفظ لسانی یعنی هنرمندانه حرف بزن، ادیبانه حرف بزن، الفاظ درست به کار ببر تا حرفت کارگر شود.

💮 حضرت در غرر الحکم فرمود:
الألفاظُ قَوالِبُ المَعانی
الفاظ، قالبهاى معانى اند.
امیرالمومنین سلام الله علیه فرمود:  
أجمِلُوا فی الخِطابِ تَسمَعُوا جَمیلَ الجَوابِ
زیبا سخن بگویید تا پاسخ زیبا بشنوید.
حفظ لسان هم به مراعات قالب است هم محتوا.

💠فَرُبَّ کَلِمَه سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نِقْمَهً
اى بسا گفتن یک کلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب کرده یا بلا و مصیبتى را فراهم ساخته است.

⛔️کلماتی که از دهان انسان خارج میشوند بی تاثیر نیستند. هر حرفی تاثیری دارد خواه تاثیر مثبت باشد و باعث جلب نعمت باشد، خواه تاثیر منفی باشد و باعث جلب نقمت شود.
این نعمت و نقمت هم میتواند مادی و عادی باشد هم معنوی و الهی.

❌یک حرف بد میتواند انسان را از چشم مردم بیندازد و او را بی آبرو کند،
همانگونه گاهی یک نفر با گفتن یک جمله، میتواند عزیز بشود
از جهت معنوی نیز گاهی یک کفر، یک گلایه از خدا، یک حرف ناروا برای انسان تلخی به بار بیاورد، و چه بسا گفتن نصیحتی، نهی از منکری، ذکری برای انسان خیر به همراه بیاورد.

❌هلاکت هایی که از زبان شکل میگیرد.
حضرت درغرر الحکم فرمود:
کَمْ مِنْ إنْسانٍ أهْلَکَهُ لِسانٌ
چه بسیار انسان‌هایی که سخنی نابجا هلاکشان کرد.

❌باید جلوی این حیوان درنده را گرفت.
حضرت درحکمت ۶۰ فرمود:
اللِّسَانُ سَبُعٌ، إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ
زبان درنده اى است که اگر رهایش کنى به تو آسیب مى رساند و مى دَرَد.

⛔️ به قول شاعر عرب:
جِراحاتُ السّنانِ لها التِیامٌ *
وَلا یَلتامُ ما جَرَح اللِّسانُ
جراحات نیزه ها ممکن است بهبود یابد ولی ای بسا که جراحات زبان هرگز بهبودی نیابد.

❌یک حرف نابجا، سر انسان را به باد میدهد.
ابن ابی الحدید میگوید:  
پادشهاهی بود که غلامی داشت و از آن خوشش نمی آمد.یک روز که برای شکار با اعوان و انصار به بیابان رفته بودند،
آن غلام گفت: به نظر شما اگر کسی را بر بالای این بلندی ذبح کنند، آیا خونش به پایین سرازیر میشود؟
پادشاه دستور داد: بیایید او را ذبح کنید تا ببینیم!» پس او را کشتند
فَقَالَ الْمَلِکُ: رُبَّ کَلِمَهٍ تَقُولُ: دَعْنِی پادشاه سپس گفت: «چه بسا کلمه هایی که میگویند: ما را رها کن!

💮کاری کنیم که در موقف لسان، گیر نیفتیم
از  حاج آقا رحیم ارباب  نیز نقل شده است که‌ فردای قیامت انسان‌ها را در مواقف متعدد نگه می‌دارند و از آنها سؤال می‌کنند.
در هر موقفی دربارۀ یک موضوع از او می‌پرسند.
+ در یک موقف از نماز می‌پرسند،
+ در یک موقف از خمس می‌پرسند،
+ در یک موقف از زکات می‌پرسند،
+ در هر موقفی باید به سؤالی جواب داد. مرحوم حاج آقا رحیم ارباب فرموده بودند: من یقین دارم که در هر موقفی اگر معطّل شوم، قطعاً در موقف زبان معطّل نخواهم شد»

💮جناب سعدی در بوستان در مورد حفظ مراعات در سخن، میگوید:

+ تَکِش _پادشاهی_ با غلامان یکی راز گفت /
که این را نباید به کس باز‌گفت

+ به یک سالش آمد زدل بر دهان _غلام بعد از یک سال…/
به یک روز شد منتشر در جهان

+ بفرمود جلّاد را بی‌دریغ /
که بردار سرهای اینان به تیغ

+ یکی زآن میان گفت و زنهار خواست/
مکُش بندگان، کاین گناه از تو خاست

+ تو اوّل نبستی که سرچشمه بود/
چو سیلاب شد، پیش بستن چه سود؟

+ تو پیدا مکُن رازِ دل بر کسی /
که او خود نگوید برِ هر کسی

+ جواهر به گنجینه‌داران سپار/ 
ولی راز را خویشتن پاس دار

+ سخن تا نگویی بر او دست هست / 
چو گفته شود یابد او بر تو دست

+ یکی طفل بر‌گیرد از رخش، بند/ 
نیاید به صد رستم اندر کمند.

🔻نکته1:
اهمیت زبان در رسیدن به  تقوا:

💮 کنترل زبان اولین صفت خطبه متقین است.
در خطبه ۱۹۳ فرمود:
فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ؛ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ
پرهیزکاران در این دنیا صاحب فضایلى هستند: گفتارشان درست است.

💮 چند بخش از صفات دوستان امیرالمومنین مربوط به زبان است.
در حکمت ۲۸۹ فرمود: 
کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ …
 و فرمود (ع): پیش از این مرا برادرى بود، در راه خدا که کوچک بودن دنیا درنظرش او را در چشم من بزرگ داشته بود،
وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً، فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ، …
بیشتر روزگارش در خاموشى مى گذشت و اگر سخن مى گفت
وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ،
بر دیگر گویندگان غلبه مى یافت. و عطش پرسندگان را فرو مى نشاند.
وَ کَانَ عَلَى مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ یَتَکَلَّمَ…
اگر در سخن مغلوب مى شد، در خاموشى مغلوب نمى شد. همواره به شنیدن حریصتر بود تا به گفتن.
هرگاه دو کار براى او پیش مى آمد مى نگریست که کدام یک از آن دو به هواى نفس نزدیکتر است تا خلاف آن کند.

💮بر شما باد به این خویها، آنها را فرا گیرید و در فراگرفتنشان با یکدیگر رقابت نمایید. اگر نتوانستید به همه آنها برسید، بر گرفتن اندک بهتر از ترک کردن همه است.

🔻نکته ۲:
بخش از دریای کلام مولا:

📕 مرحوم صدوق در من لا یحضره الفقیه، نامه‌ی مفصلی از امیرالمومنین به فرزندشان محمد حنفیه نقل میکند که این حکمت ۳۸۱ بخشی از آن است. که قبل و بعد از این جملات نیز قابل توجه است.
فَإِنِّی وَجَدْتُ جَمِیعَ مَا یَتَعَایَشُ بِهِ اَلنَّاسُ وَ بِهِ یَتَعَاشَرُونَ مِلْءَ مِکْیَالٍ
من محتوای‌ همزیستی‌‌ و معاشرتهای‌ مردم را چنان یافته‌ام که:
 ثُلُثَاهُ اِسْتِحْسَانٌ وَ ثُلُثُهُ تَغَافُلٌ
دو ثلث آن حمل بر خوبی‌ کردن و یک ثلث تغافل و نادیده انگاشتن است.
 وَ مَا خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ شَیْئاً أَحْسَنَ مِنَ اَلْکَلاَمِ وَ لاَ أَقْبَحَ مِنْهُ
و خداوند عزّ و جلّ‌ چیزی‌ را نیافریده است که زیباتر از کلام و زشت‌تر از آن باشد،  بِالْکَلاَمِ اِبْیَضَّتِ اَلْوُجُوهُ وَ بِالْکَلاَمِ اِسْوَدَّتِ اَلْوُجُوهُ
گروهی‌ بوسیلۀ کلام رو سفید شده‌اند، و گروهی‌ بوسیلۀ کلام رو سیاه گشته‌اند.
وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلْکَلاَمَ فِی وَثَاقِکَ مَا لَمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَکَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِی وَثَاقِهِ
و بدان که کلام تا به آن تکلّم نکرده باشی‌ در بند تو است، ولی‌ چون به آن تکلّم کردی‌ تو خود در بند آن گرفتاری‌…
فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ


🔻نکته ۳:
گاهی سخن ازطلا گران سنگتر است

📕در روایات اهل بیت مواردی داریم که اهل بیت فرموده اند این کلام آنقدر قیمتی است که باید آن را با آب طلا نوشت. یعنی قیمت این کلام آنقدر بالاست که طلای قیمتی باید جوهر نوشتن آن باشد
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
خَمْسُ کَلِمَاتٍ فِی اَلتَّوْرَاهِ وَ یَنْبَغِی أَنْ تُکْتَبَ بِمَاءِ اَلذَّهَبِ
پنج کلمه است در تورات که سزاوار است بآب طلا نوشته شود
أَوَّلُهَا حَجَرُ اَلْغَصْبِ فِی اَلدَّارِ رَهْنٌ عَلَى خَرَابِهَا
سخن اول این است که سنگ غصبی اگر در خانه‌اى باشد آن خانه در گرو خرابى است
وَ اَلْغَالِبُ بِالظُّلْمِ هُوَ اَلْمَغْلُوبُ وَ مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ اَلْإِثْمُ بِهِ
براى برداشتن آن سنگ، پیروز شدن با ستم عین شکست است.سوم پیروز نشده هر کس که بوسیله گناه پیروز شود،
وَ مِنْ أَقَلِّ حَقِّ اَللَّهِ عَلَیْکَ أَنْ لاَ تَسْتَعِینَ بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِیهِ –
کمترین حق خدا بر تو این است که نعمت خدا را مصرف گناه نکنى
وَ وَجْهُکَ مَاءٌ جَامِدٌ یَقْطُرُ عِنْدَ اَلسُّؤَالِ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقَطِّرُهُ.
آبروى تو جامد و بسته است ولى هنگام سؤال باز مى‌شود و میریزد مواظب باش که آبرویت رادر نزد چه کس میریزى.
هر پنج جمله به صورتی در نهج البلاغه آمده اند.

📕 حدیث فضیلت اهل بیت:
شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه میفرماید در مورد برخی احادیث در فضیلت اهل بیت آمده اند داریم:
یَجِبُ أَنْ یُکْتَبَ هَذَا اَلْحَدِیثُ بِمَاءِ اَلذَّهَبِ.

📕 حدیثی در مصیبت اباعبدالله:
امام صادق سلام الله علیه فرمود:
نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنا تَسْبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَهٌ نَفَس کسی که بخاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است
وَ کِتْمانُ سِرِّنا جِهادٌ فی سَبیلِ اللّهِ
و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.
ثَمَّ قالَ اَبُو عَبدِاللّهِ علیه السّلام: یَجِبُ اَنْ یُکْتَبَ هذا الْحَدیثُ بِالذَّهَبِ.
سپس امام صادق علیه السّلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت!

 📕حدیثی در ثواب زیارت امیرالمومنین:
راوی میگوید:
کُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ع وَ قَدْ ذُکِرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع
در خدمت امام صادق  نام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیهما السلام برده شد،
فَقَالَ ابْنُ مَارِدٍ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا لِمَنْ زَارَ جَدَّکَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع  
«ابن مارد» به امام علیه‌السّلام عرض کرد: ثواب زائر جدّتان امیرالمؤمنین چیست؟
 فَقَالَ یَا ابْنَ مَارِدٍ مَنْ زَارَ جَدِّی عَارِفاً بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَجَّهً مَقْبُولَهً وَ عُمْرَهً مَبْرُورَهً
آن حضرت فرمود: اى پسر مارد، هر کس جد مرا زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد، خداوند براى هر قدمش ثواب یک حج و عمره مقبوله مى‌نویسد.
وَ اللَّهِ یَا ابْنَ مَارِدٍ مَا یُطْعِمُ اللَّهُ النَّارَ قَدَماً اغْبَرَّتْ فِی زِیَارَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مَاشِیاً کَانَ أَوْ رَاکِباً
سوگند به خدا اى پسر مارد، خداوند قدمى را که در راه زیارت امیرالمومنین علیه‌السّلام برداشته شده، طعمه آتش نمى‌کند، چه سواره برود و چه پیاده.
 یَا ابْنَ مَارِدٍ اکْتُبْ هَذَا الْحَدِیثَ بِمَاءِ الذَّهَبِ
ای پسر مارد این حدیث را با آب طلا بنویس.

اللهم ارزقنا زیارهَ الحرمین

حکمت سیصد و هشتاد و یکم

حکمت سیصد و هشتاد و یکم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۵/۸ . ۵صفر المظفر

💢 حکمت ۳۸۱ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هشتاد و یکم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
43:00 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وقال (علیه السلام): الْکـَلاَمُ فِی وَثَاقِکَ مَا لَـمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ؛ فَإِذَا تَکَـلَّمْتَ بِهِ، صِرْتَ فی وَثَاقِهِ. فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ؛ فَرُبَّ کَلِمَه سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نِقْمَهً.

و امام (ع) فرمود: سخن در بند توست، تا آن را بر زبان نیاورده ‏اى، چون بر زبانش آورى تو به بند او در آمده ‏اى. پس، همچنان که، زر و سیمت را حفظ مى‏ کنى، زبانت را هم حفظ کن، زیرا چه بسا یک کلمه که نعمتى را سلب کند و محنتى را فراخواند.

💠وقال (علیه السلام): الْکـَلاَمُ فِی وَثَاقِکَ مَا لَـمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ  فَإِذَا تَکَـلَّمْتَ بِهِ، صِرْتَ فی وَثَاقِهِ
سخن را تا نگفته اى اسیر توست اما همین که گفتى تو اسیر او خواهى بود؛

💠 فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ
زبانت را همچون طلا و نقره خود حفظ کن.؛

💠فَرُبَّ کَلِمَه سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نِقْمَهً
اى بسا گفتن یک کلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب کرده یا بلا و مصیبتى را فراهم ساخته است.

⛔️حضرت در این حکمت اولا ارزش و جایگاه سخن را مشخص میکنند که بسیار جایگاه رفیعی است،
و از طرف دیگر هشدار میدهند که به جدّ باید مراقب سخن گفتن خود باشید،
زیرا بسیار محتَمَل است که جمله ای و‌کلامی از شما صادر شود که خسارات غیر قابل جبرانی به شما وارد بیاورد.

💠الْکـَلاَمُ فِی وَثَاقِکَ مَا لَـمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ  فَإِذَا تَکَـلَّمْتَ بِهِ، صِرْتَ فی وَثَاقِهِ
سخن را تا نگفته اى اسیر توست اما همین که گفتى تو اسیر [وَثَاقِ] او خواهى بود.
[وَثاق: بند، طناب. اینجا مقصود بندی است که با آن اسیر را میبندند.]
تشبیه زبان به طناب از جهت ظاهری نیز تشبیه زیبایی است زیرا زبان شباهت به ریسمان دارد.

❌سخن اسیر ماست یا ما اسیر سخن؟!
سخن قبل از آن که از دهان گوینده بیرون بیاید همچون اسیرى در نزد اوست ولى همین که از دهان گوینده بیرون آمد نه تنها قادر بر مهار کردنش نیست،
بلکه در اسارت آن خواهد بود و تمام مسئولیت هایش را باید به عهده بگیرد. پس چه بهتر که انسان کم سخن بگوید و سنجیده بگوید.

💮 امیرالمومنین سلام الله علیها در غرر الحکم فرمود:
إذا تَکَلَّمتَ بالکَلِمَهِ مَلَکَتکَ ، و إذا أمسَکتَها مَلَکتَها
هر گاه سخنى گفتى، آن سخن مالک توست و هر گاه آن را، نگه داشتى در اختیار توست.

❌ذلت یعنی از امیری به اسیری در بیاییم.
انسانی که‌مراقب کلام خودباشد امیر است، ولی اگرمراقبت نکند این زبان که اسیر است کودتا میکند وتبدیل به امیر میشود. خود اسیر شدن ذلت است، ولی بدتر آن است که انسان اسیرِ بنده ی خود شده باشد.
این زبان اسیر ما بود. حالا اسیر، امیر ما شده
حضرت درحکمت۲ فرمود :
هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَه آن  کسی که زبانش را بر خود امیر کند شخصیتش حقیر خواهد شد.

⛔️ در دوران “دهکده جهانی”، سخن گفتن سخت تر است.
قدیم می گفتند: سخن که از سی و سه دندان گذشت در سی وسه شهر پخش می شود.
این ضرب المثل تازه در زمان گذشته بود ولی امروز اوضاع به مراتب پیچیده تر است.

❌اگر انسان حرف حق و درستی بزند، حرف او تا دور دست ترین نقاط میرود و تاثیر خودش را دارد.
و اگر حرف ناروایی بزند تا دور دست ترین نقاط میرود و آفات خودش را دارد.

💠فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ
زبانت را همچون طلا و نقره خود حفظ کن. حفظ لسان بسیار مهم است.

📕 توصیه ی همیشگی پیامبر بالای منبر:
سهل ساعدی که از اصحاب پیامبر است می‌گوید:
مَا جَلَسَ رَسولُ اللَّه عَلَی هَذا المِنبَرِ قَطُّ إلّا تَلا هذِه الآیهَ
هیچ‌گاه رسول خدا روی این منبر _در مسجد النبی_ ننشست، مگر اینکه این آیه را تلاوت فرمود:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِیداً» ( احزاب – ۷۰ )
ای کسانی که ایمان آورده‌اید، از خدا برحذر باشید و محکم و بی‌نقص سخن بگویید.

💮 بدون حفظ زبان، به تقوای سودمند نمیرسیم.
حضرت در خطبه ۱۷۶ فرمود:
و لْیَخْزُنِ الرَّجُلُ لِسَانَهُ، فَإِنَّ هَذَا اللِّسَانَ جَمُوحٌ بِصَاحِبِهِ
انسان باید زبان خود را نگه دارد; زیرا این زبان، سرکش است و صاحبش را به هلاکت مى افکند ،
وَ اللَّهِ مَا أَرَى عَبْداً یَتَّقِی تَقْوَى تَنْفَعُهُ حَتَّى یَخْزُنَ لِسَانَهُ
به خدا سوگند! باور نمى کنم بنده اى که زبانش را حفظ نکند، به درجه اى از تقوا برسد که به حالش سودمند گردد.

💮 همین یک توصیه برای رسیدن به مقصد کافی است.
در حالات پیامبر صلواه الله داریم:
قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَوْصِنِی
مردی به پیامبر گفت: به من نصیحتی فرمای
قَالَ ص اِحْفَظِ لِسَانَکَ
پیامبر فرمود: زبانت را نگهدار.
ثُمَّ قَالَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِی
سپس گفت: ای پیامبر خدا، نصیحتی دیگرم فرمای .
قَالَ ص اِحْفَظِ لِسَانَکَ
فرمود: زبانت را نگهدار.
ثُمَّ قَالَ یَا رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِی
آنگاه گفت: ای رسول خدا، نصیحتم فرمای.
فَقَالَ وَیْحَکَ وَ هَلْ یَکُبُّ اَلنَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِی اَلنَّارِ إِلاَّ حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ
فرمود: وای بر تو آیا جز این است که مردم برای آنچه با زبان درو کنند به دوزخ افکنده شوند؟

💠فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ
زبان را در گاو صندوق مراقبت کن

💮انسان اجناس گران بهاى خود را با دقت محافظت مى کند مبادا سارقان آن را بربایند و یا به گونه دیگرى از دست برود. امام(علیه السلام) مى فرماید که زبان تو نیز سرمایه بسیار گران بهایى است که باید با دقت در حفظ آن بکوشى.

💮 حفظ زبان، روزی آور است.
جمله‌ی حضرت صرف تشبیه زبان به طلا نیست، بلکه زبان واقعا میتواند مانند طلا روزی انسان باشد.

📕اسحاق بن عمار در مورد امام صادق می‌گوید:
مَا وَدَّعَنَا قَطُّ إِلَّا أَوصَانَا بِخَصلَتَینِ
هرگز نشد که امام صادق  با ما خداحافظی کند، مگر آنکه ما را به دو خصلت سفارش می‌کرد و می‌فرمود: عَلَیکُم بِصِدقِ الحَدِیثِ وَ أَدَاءِ الأَمَانَهِ إِلَى البَرِّ وَ الفَاجِرِ، فَإِنَّهُمَا مِفتَاحُ الرِّزق
بر شما باد به راستگویی و اداء امانت به هر نیکوکار و بدکاری؛ که این دو خصلت، کلید رزق است.

💮 زبان از دو جهت میتواند رزق را زیاد کند؛ هم ظاهری هم معنوی.
انسان خوش زبان و خوش بیان همیشه مغازه اش شلوغ تر است.
انسان خوش زبانی که اهل رعایت زبان باشد برکت مالش بیشتر است.

⏪ حفظ لسان دو وجه دارد.

◀️ الف. از جهت معانی:
حفظ لسان یعنی دروغ نگو، شایع سازی نکن، تمسخر نکن ، حرف لغو نزن، فحاشی نکن، کتمان حق نکن ، شهادت دروغ نده، غیبت نکن ، حرف غیر علمی نزن و…

◀️ ب. از جهت قالب:
حفظ لسانی یعنی هنرمندانه حرف بزن، ادیبانه حرف بزن، الفاظ درست به کار ببر تا حرفت کارگر شود.

💮 حضرت در غرر الحکم فرمود:
الألفاظُ قَوالِبُ المَعانی
الفاظ، قالبهاى معانى اند.
امیرالمومنین سلام الله علیه فرمود:  
أجمِلُوا فی الخِطابِ تَسمَعُوا جَمیلَ الجَوابِ
زیبا سخن بگویید تا پاسخ زیبا بشنوید.
حفظ لسان هم به مراعات قالب است هم محتوا.

💠فَرُبَّ کَلِمَه سَلَبَتْ نِعْمَهً وَ جَلَبَتْ نِقْمَهً
اى بسا گفتن یک کلمه نعمت بزرگى را از انسان سلب کرده یا بلا و مصیبتى را فراهم ساخته است.

⛔️کلماتی که از دهان انسان خارج میشوند بی تاثیر نیستند. هر حرفی تاثیری دارد خواه تاثیر مثبت باشد و باعث جلب نعمت باشد، خواه تاثیر منفی باشد و باعث جلب نقمت شود.
این نعمت و نقمت هم میتواند مادی و عادی باشد هم معنوی و الهی.

❌یک حرف بد میتواند انسان را از چشم مردم بیندازد و او را بی آبرو کند،
همانگونه گاهی یک نفر با گفتن یک جمله، میتواند عزیز بشود
از جهت معنوی نیز گاهی یک کفر، یک گلایه از خدا، یک حرف ناروا برای انسان تلخی به بار بیاورد، و چه بسا گفتن نصیحتی، نهی از منکری، ذکری برای انسان خیر به همراه بیاورد.

❌هلاکت هایی که از زبان شکل میگیرد.
حضرت درغرر الحکم فرمود:
کَمْ مِنْ إنْسانٍ أهْلَکَهُ لِسانٌ
چه بسیار انسان‌هایی که سخنی نابجا هلاکشان کرد.

❌باید جلوی این حیوان درنده را گرفت.
حضرت درحکمت ۶۰ فرمود:
اللِّسَانُ سَبُعٌ، إِنْ خُلِّیَ عَنْهُ عَقَرَ
زبان درنده اى است که اگر رهایش کنى به تو آسیب مى رساند و مى دَرَد.

⛔️ به قول شاعر عرب:
جِراحاتُ السّنانِ لها التِیامٌ *
وَلا یَلتامُ ما جَرَح اللِّسانُ
جراحات نیزه ها ممکن است بهبود یابد ولی ای بسا که جراحات زبان هرگز بهبودی نیابد.

❌یک حرف نابجا، سر انسان را به باد میدهد.
ابن ابی الحدید میگوید:  
پادشهاهی بود که غلامی داشت و از آن خوشش نمی آمد.یک روز که برای شکار با اعوان و انصار به بیابان رفته بودند،
آن غلام گفت: به نظر شما اگر کسی را بر بالای این بلندی ذبح کنند، آیا خونش به پایین سرازیر میشود؟
پادشاه دستور داد: بیایید او را ذبح کنید تا ببینیم!» پس او را کشتند
فَقَالَ الْمَلِکُ: رُبَّ کَلِمَهٍ تَقُولُ: دَعْنِی پادشاه سپس گفت: «چه بسا کلمه هایی که میگویند: ما را رها کن!

💮کاری کنیم که در موقف لسان، گیر نیفتیم
از  حاج آقا رحیم ارباب  نیز نقل شده است که‌ فردای قیامت انسان‌ها را در مواقف متعدد نگه می‌دارند و از آنها سؤال می‌کنند.
در هر موقفی دربارۀ یک موضوع از او می‌پرسند.
+ در یک موقف از نماز می‌پرسند،
+ در یک موقف از خمس می‌پرسند،
+ در یک موقف از زکات می‌پرسند،
+ در هر موقفی باید به سؤالی جواب داد. مرحوم حاج آقا رحیم ارباب فرموده بودند: من یقین دارم که در هر موقفی اگر معطّل شوم، قطعاً در موقف زبان معطّل نخواهم شد»

💮جناب سعدی در بوستان در مورد حفظ مراعات در سخن، میگوید:

+ تَکِش _پادشاهی_ با غلامان یکی راز گفت /
که این را نباید به کس باز‌گفت

+ به یک سالش آمد زدل بر دهان _غلام بعد از یک سال…/
به یک روز شد منتشر در جهان

+ بفرمود جلّاد را بی‌دریغ /
که بردار سرهای اینان به تیغ

+ یکی زآن میان گفت و زنهار خواست/
مکُش بندگان، کاین گناه از تو خاست

+ تو اوّل نبستی که سرچشمه بود/
چو سیلاب شد، پیش بستن چه سود؟

+ تو پیدا مکُن رازِ دل بر کسی /
که او خود نگوید برِ هر کسی

+ جواهر به گنجینه‌داران سپار/ 
ولی راز را خویشتن پاس دار

+ سخن تا نگویی بر او دست هست / 
چو گفته شود یابد او بر تو دست

+ یکی طفل بر‌گیرد از رخش، بند/ 
نیاید به صد رستم اندر کمند.

🔻نکته1:
اهمیت زبان در رسیدن به  تقوا:

💮 کنترل زبان اولین صفت خطبه متقین است.
در خطبه ۱۹۳ فرمود:
فَالْمُتَّقُونَ فِیهَا هُمْ أَهْلُ الْفَضَائِلِ؛ مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ
پرهیزکاران در این دنیا صاحب فضایلى هستند: گفتارشان درست است.

💮 چند بخش از صفات دوستان امیرالمومنین مربوط به زبان است.
در حکمت ۲۸۹ فرمود: 
کَانَ لِی فِیمَا مَضَى أَخٌ فِی اللَّهِ …
 و فرمود (ع): پیش از این مرا برادرى بود، در راه خدا که کوچک بودن دنیا درنظرش او را در چشم من بزرگ داشته بود،
وَ کَانَ أَکْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً، فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِینَ وَ نَقَعَ غَلِیلَ السَّائِلِینَ، …
بیشتر روزگارش در خاموشى مى گذشت و اگر سخن مى گفت
وَ کَانَ إِذَا غُلِبَ عَلَى الْکَلَامِ لَمْ یُغْلَبْ عَلَى السُّکُوتِ،
بر دیگر گویندگان غلبه مى یافت. و عطش پرسندگان را فرو مى نشاند.
وَ کَانَ عَلَى مَا یَسْمَعُ أَحْرَصَ مِنْهُ عَلَى أَنْ یَتَکَلَّمَ…
اگر در سخن مغلوب مى شد، در خاموشى مغلوب نمى شد. همواره به شنیدن حریصتر بود تا به گفتن.
هرگاه دو کار براى او پیش مى آمد مى نگریست که کدام یک از آن دو به هواى نفس نزدیکتر است تا خلاف آن کند.

💮بر شما باد به این خویها، آنها را فرا گیرید و در فراگرفتنشان با یکدیگر رقابت نمایید. اگر نتوانستید به همه آنها برسید، بر گرفتن اندک بهتر از ترک کردن همه است.

🔻نکته ۲:
بخش از دریای کلام مولا:

📕 مرحوم صدوق در من لا یحضره الفقیه، نامه‌ی مفصلی از امیرالمومنین به فرزندشان محمد حنفیه نقل میکند که این حکمت ۳۸۱ بخشی از آن است. که قبل و بعد از این جملات نیز قابل توجه است.
فَإِنِّی وَجَدْتُ جَمِیعَ مَا یَتَعَایَشُ بِهِ اَلنَّاسُ وَ بِهِ یَتَعَاشَرُونَ مِلْءَ مِکْیَالٍ
من محتوای‌ همزیستی‌‌ و معاشرتهای‌ مردم را چنان یافته‌ام که:
 ثُلُثَاهُ اِسْتِحْسَانٌ وَ ثُلُثُهُ تَغَافُلٌ
دو ثلث آن حمل بر خوبی‌ کردن و یک ثلث تغافل و نادیده انگاشتن است.
 وَ مَا خَلَقَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ شَیْئاً أَحْسَنَ مِنَ اَلْکَلاَمِ وَ لاَ أَقْبَحَ مِنْهُ
و خداوند عزّ و جلّ‌ چیزی‌ را نیافریده است که زیباتر از کلام و زشت‌تر از آن باشد،  بِالْکَلاَمِ اِبْیَضَّتِ اَلْوُجُوهُ وَ بِالْکَلاَمِ اِسْوَدَّتِ اَلْوُجُوهُ
گروهی‌ بوسیلۀ کلام رو سفید شده‌اند، و گروهی‌ بوسیلۀ کلام رو سیاه گشته‌اند.
وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلْکَلاَمَ فِی وَثَاقِکَ مَا لَمْ تَتَکَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَکَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ فِی وَثَاقِهِ
و بدان که کلام تا به آن تکلّم نکرده باشی‌ در بند تو است، ولی‌ چون به آن تکلّم کردی‌ تو خود در بند آن گرفتاری‌…
فَاخْزُنْ لِسَانَکَ، کَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَکَ وَ وَرِقَکَ


🔻نکته ۳:
گاهی سخن ازطلا گران سنگتر است

📕در روایات اهل بیت مواردی داریم که اهل بیت فرموده اند این کلام آنقدر قیمتی است که باید آن را با آب طلا نوشت. یعنی قیمت این کلام آنقدر بالاست که طلای قیمتی باید جوهر نوشتن آن باشد
امیرالمومنین علیه السلام فرمود:
خَمْسُ کَلِمَاتٍ فِی اَلتَّوْرَاهِ وَ یَنْبَغِی أَنْ تُکْتَبَ بِمَاءِ اَلذَّهَبِ
پنج کلمه است در تورات که سزاوار است بآب طلا نوشته شود
أَوَّلُهَا حَجَرُ اَلْغَصْبِ فِی اَلدَّارِ رَهْنٌ عَلَى خَرَابِهَا
سخن اول این است که سنگ غصبی اگر در خانه‌اى باشد آن خانه در گرو خرابى است
وَ اَلْغَالِبُ بِالظُّلْمِ هُوَ اَلْمَغْلُوبُ وَ مَا ظَفِرَ مَنْ ظَفِرَ اَلْإِثْمُ بِهِ
براى برداشتن آن سنگ، پیروز شدن با ستم عین شکست است.سوم پیروز نشده هر کس که بوسیله گناه پیروز شود،
وَ مِنْ أَقَلِّ حَقِّ اَللَّهِ عَلَیْکَ أَنْ لاَ تَسْتَعِینَ بِنِعَمِهِ عَلَى مَعَاصِیهِ –
کمترین حق خدا بر تو این است که نعمت خدا را مصرف گناه نکنى
وَ وَجْهُکَ مَاءٌ جَامِدٌ یَقْطُرُ عِنْدَ اَلسُّؤَالِ فَانْظُرْ عِنْدَ مَنْ تُقَطِّرُهُ.
آبروى تو جامد و بسته است ولى هنگام سؤال باز مى‌شود و میریزد مواظب باش که آبرویت رادر نزد چه کس میریزى.
هر پنج جمله به صورتی در نهج البلاغه آمده اند.

📕 حدیث فضیلت اهل بیت:
شیخ حر عاملی در وسائل الشیعه میفرماید در مورد برخی احادیث در فضیلت اهل بیت آمده اند داریم:
یَجِبُ أَنْ یُکْتَبَ هَذَا اَلْحَدِیثُ بِمَاءِ اَلذَّهَبِ.

📕 حدیثی در مصیبت اباعبدالله:
امام صادق سلام الله علیه فرمود:
نَفَسُ الْمَهْمُومِ لِظُلْمِنا تَسْبیحٌ وَ هَمُّهُ لَنا عِبادَهٌ نَفَس کسی که بخاطر مظلومیّت ما اندوهگین شود، تسبیح است و اندوهش برای ما، عبادت است
وَ کِتْمانُ سِرِّنا جِهادٌ فی سَبیلِ اللّهِ
و پوشاندن راز ما جهاد در راه خداست.
ثَمَّ قالَ اَبُو عَبدِاللّهِ علیه السّلام: یَجِبُ اَنْ یُکْتَبَ هذا الْحَدیثُ بِالذَّهَبِ.
سپس امام صادق علیه السّلام افزود: این حدیث را باید با طلا نوشت!

 📕حدیثی در ثواب زیارت امیرالمومنین:
راوی میگوید:
کُنْتُ عِنْدَ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ ع وَ قَدْ ذُکِرَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع
در خدمت امام صادق  نام امیرالمؤمنین علی بن ابی‌طالب علیهما السلام برده شد،
فَقَالَ ابْنُ مَارِدٍ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَا لِمَنْ زَارَ جَدَّکَ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ ع  
«ابن مارد» به امام علیه‌السّلام عرض کرد: ثواب زائر جدّتان امیرالمؤمنین چیست؟
 فَقَالَ یَا ابْنَ مَارِدٍ مَنْ زَارَ جَدِّی عَارِفاً بِحَقِّهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ حَجَّهً مَقْبُولَهً وَ عُمْرَهً مَبْرُورَهً
آن حضرت فرمود: اى پسر مارد، هر کس جد مرا زیارت کند در حالی که عارف به حق او باشد، خداوند براى هر قدمش ثواب یک حج و عمره مقبوله مى‌نویسد.
وَ اللَّهِ یَا ابْنَ مَارِدٍ مَا یُطْعِمُ اللَّهُ النَّارَ قَدَماً اغْبَرَّتْ فِی زِیَارَهِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع مَاشِیاً کَانَ أَوْ رَاکِباً
سوگند به خدا اى پسر مارد، خداوند قدمى را که در راه زیارت امیرالمومنین علیه‌السّلام برداشته شده، طعمه آتش نمى‌کند، چه سواره برود و چه پیاده.
 یَا ابْنَ مَارِدٍ اکْتُبْ هَذَا الْحَدِیثَ بِمَاءِ الذَّهَبِ
ای پسر مارد این حدیث را با آب طلا بنویس.

اللهم ارزقنا زیارهَ الحرمین

حکمت سیصد و هشتاد و یکم