بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۵/۲۶. ۲۳صفر
💢 حکمت ۳۸۴ 💢
وَ قَالَ (علیه السلام): الرُّکُونُ إِلَى الدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ؛ وَ التَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ؛ وَ الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ.
و امام (ع) فرمود: گرایش به دنیا، با آنچه از آن مى بینى، نادانى است و قصور در انجام کردار نیک، اگر به ثواب آن اطمینان دارى، زیانکارى است و اعتماد به هر کس، پیش از آزمایش او، نشان عجز و ناتوانى در کارهاست.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): الرُّکُونُ إِلَى الدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ
امام علیه السلام میفرماید:اعتماد[الرُّکُونُ] به دنیا با وجود آنچه با چشم خود از آن مشاهده مىکنى جهل و نادانى است.
💠 وَ التَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ
و کوتاهى در عمل نیک با وجود اطمینان به پاداش الهى، خسارت است.
💠 وَ الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ
و اطمینان به هرکسی قبل از آزمایش و امتحان او دلیل عجز و ناتوانى است.
✅ اگر چه این حکمت از سه جمله ی مجزا تشکیل شده است ولی نقط مشترک هر سه جمله آفتی است که به جان انسان می افتد.
𝟭_جهل 𝟮_غبن 𝟯_عجز
حضرت علیه السلام در ضمن بیان این سه آفت، علت به وجود آمدن به هرکدام آنها را نیز بیان میکنند.
اول فرمودند:
💠الرُّکُونُ إِلَى الدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ
رکون: به معنای تکیه کردن. اعتمادکردن
تعاین: عین به معنای دیدن
اعتماد به دنیا با وجود آنچه با چشم خود از آن مشاهده مىکنى جهل و نادانى است.
❇️نادیده گرفتن عِلم، جهل است.:
⏪انسان با مشاهده که عین الیقین است به این حقیقت رسیده است که باطن دنیا تغییر و دگرگونی و بی وفایی است. اگر ما این علم الیقین را زیر پا بگذاریم و نادیده بگیریم، نهایت جهل و نادانی ما را میرساند.
⏪همه افراد، بدون استثنا یا در تواریخ خوانده اند و یا درباره پیشینیان شنیده اند و یا با چشم خود دیده اند که افراد قدرتمند یا ثروتمند و پرتوان ناگهان قدرت و ثروت و توان خود را از دست داده و به صورت فردى ضعیف و ناتوان درآمده اند. یک روز امیر بود و فرداى آن اسیر است، یک روز جوانى نیرومند و فردا بیمار ناتوانى در بستر، یک روز ثروتمند و روز دیگر فقیرى نیازمند. با این تحولات سریع و دگرگونى هایى که در امور دنیا مى بینیم اگر به امکانات آن اعتماد کنیم آیا نشانه جهل و نادانى نیست؟ عاقل کسى است که دل به دنیا نبندد هر چند از امکانات فراوانى برخوردار باشد. این گونه افراد آسوده زندگى مى کنند و آسوده از جهان مى روند و از تحولات و دگرگونى هاى دهر هرگز ناراحت نمى شوند. در حالى که دلبستگان به دنیا با از دست دادن مقام یا مال و ثروت، چنان ناراحت مى شوند که گاه کارشان به جنون و دیوانگى مى کشد.
❇️بالا و پایین شدن دنیا را به چشم دیده ایم:
📚درکتاب ابن ابی الحدید:علامه شوشتری میفرماید: بعد از سقوط برمکیان، مادر یکی از حاکمان برمکی را دیدند که در روز عید قربان مانند گداها در کوچه قدم میزد. به او گفتنند این چه اوضاعی است که تو داری!!!
گفت: پارسال همین موقع در روز عید قربان دویست کنیز داشتم که لباس و زیور آلات هر کنیز با دیگر متفاوت بود. ولی امروز به حدی از فقر رسیده ام که در کوچه ها میگردم شاید کسی کمی گوشت قربانی به من بدهد و بعد از یک سال گوشت بخورم!!!
حضرت علیه السلام میفرمایند:
دنیا همین است.
توچرااعتماد کنی به دنیا؟چرا عمر خودت را به پای دنیایی بریزی که اینقدر بی وفا است.
✅دنیا از منظر نهج البلاغه:
🔺درنامه ۷۲ فرمودند:
وَ اِعْلَمْ بِأَنَّ اَلدَّهْرَ یَوْمَانِ یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ وَ أَنَّ اَلدُّنْیَا دَارُ دُوَلٍ
عبدالله بن عباس بدان که دنیا دو روز است: روزى به سود تو و روزى به زیان تو. و دنیا سرایى است که پیوسته دست به دست مى گردد.
🔺درخطبه ۲۲۶ فرمودند:
دَارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَهٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَهٌ لاَ تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لاَ یَسْلَمُ نُزَّالُهَا أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَهٌ
دنیا سرائى است که بلاها آن را احاطه کرده، و به بىوفائى و مکر معروف است، حالاتش یک نواخت نمىماند.
🔺درحکمت ۱۹۱ فرمودند:
إِنَّمَا الْمَرْءُ فِی الدُّنْیَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِیهِ الْمَنَایَا
انسان در این دنیا هدفى است که تیرهاى مرگ همواره به سوى او نشانه گیرى مى کند.
مَعَ کُلِّ جُرْعَهٍ شَرَقٌ
همراه هر جرعه اى گلوگیر شدنى و همراه هر لقمه اى نیز گلوگرفتنى است.
🔺درحکمت ۲۸۶ فرمودند:
مَا قَالَ النَّاسُ لِشَیْءٍ طُوبَى لَهُ، إِلَّا وَ قَدْ خَبَأَ لَهُ الدَّهْرُ یَوْمَ سَوْءٍ.
هرگز مردم به چیزى نگفتند: «خوشا به حال آن»؛ جز اینکه روزگار روز بدى را براى او پنهان و فراهم کرد.
🔺درخطبه ۱۱۴:
مِنْ غِیَرِهَا أَنَّکَ تَرَى الْمَرْحُومَ مَغْبُوطاً وَ الْمَغْبُوطَ مَرْحُوماً
از نشانه های تغییر روزگار آن است که انسانی که تا دیروز مورد رحم بود، الان مورد غبطه واقع میشود و کسی که تا دیروز اعوان و انصاری داشت و مورد غبطه دیگران بود امروز مورد رحم واقع میشود.
🔰چندمورد از نهج البلاغه گفته شد:
دنیا دار تغییر است. بالا وپایین است.دنیا به هیچ کدام از آن جلوهای قشنگی که به ما نشان می دهد وفا نمی کند.جوانی به تو می دهد از تو می گیرد .سلامتی به تو می دهد از تو می گیرد.قدرت ،مقام، امکانات میدهد. می گیرد.حضرت علیه السلام فرمودند:انسان عاقل که به چشم دنیا را اینگونه دیده است گول دنیا را نمی خوردمیداندکه بایدچند صباحی در دنیا باشداز دنیا به اندازه نیاز استفاده کند ولی حواسش جای دیگری باشد.اگر حواسمان به دنیا پرت شد این نشانه جهل است.
حضرت در دومین جمله میفرمایند:
💠وَ التَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ
و کوتاهى در عمل نیک با وجود اطمینان به پاداش الهى، خسارت است.
اگر انسان شک در معاد و ثواب و عقاب داشته باشد کوتاهى او در انجام کارهاى نیک ممکن است قابل توجیه باشد.هر چند همین شک نیز توجیه گر نیست زیرا آنقدر ادله ی محکمی بر اثبات معاد هست که نمی توان آنها را انکار کرد.
⏪اما افراد با ایمان که معاد را باور کرده و به ثواب و جزاى الهى ایمان دارند آن هم ثواب هاى بسیار عظیمى که تناسبى با مقدار عمل انسان ها ندارد بلکه فقط مناسب فضل و الطاف الهى است اگر در انجام کارهاى نیک کوتاهى کنند به راستى عجیب است و این همان غبن و خسارتى است که انسان با دست خود بر خویشتن وارد مى کند.
❇️عمل گرایی، از اصول نهج البلاغه است:
📚کتاب نهج البلاغه رابخوانیدهیج جای نیست که امیرالمومنین گفته باشندشمافقط یک گوشه ای بنشینیدوذکر بگویید.
حضرت علیه السلام فرمودند:من اگر حکومت را به دست گرفتم برای این است که کاری انجام بدهم.حکومت که بگویند شما یک شخصیتی هستیدومقام تشریفاتی که ارزش ندارد.من اگر حکومت رامیخواهم برای کاراست.برای برداشتن از دوش مردم است.
🔺درحکمت ۲۳:
مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ
کسى که کردارش او را به جایى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید.
🔺درحکمت ۲۷۴:
لَا تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلًا، وَ یَقِینَکُمْ شَکّاً
علم خویشتن را جهل، و یقینتان را شک قرار ندهید.
إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا، وَ إِذَا تَیَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا آنگاه که عالم و آگاه شدید عمل کنید و زمانى که یقین کردید اقدام نمایید.
✳️چه خسارتی بالاتر از توشه ی خالی عبادات:
🔺ابن ابی الحدید میگوید:
لَا رَیْبَ أَنَّ الْغَبْنَ وَ أَعْظَمَ الْغَبْنِ هُوَ التَّقْصِیرُ فِی الطَّاعَهِ مَعَ یَقِینِ الثَّوَابِ عَلَیْهَا
هیچ شکی نیست که زیانکاری و بزرگترین زیانکاری، کوتاهی در اطاعت خدا است در حالی که یقین به پاداش آن وجود دارد.
بالاترین خسارت :یک موقع در یک معامله ای انسان گول میخورد.صدمیلیون پنجاه میلیون کمتر یا بیشتر ضرر میکند.ولی خسارت بالاترآن است که من اطاعت خدا را انجام ندهم و فردا قیامت دستم خالی باشد. هیچ خسارتی بالاتر از این نیست.
❇️ هم نیت خالص نیاز است، هم عمل صحیح:
ما در پرونده اعمالمان هم خلوص و یقین میخواهیم هم عمل صالح. بدون اخلاص عمل به درد نمیخورد.
بدون عمل، اخلاص معنایی ندارد. باید هم اهل عمل خیر بود، هم اهل نیت خالص
⏪اگر یک نفرگفت من میخواهم نماز با اخلاصی بخوانم .من حضورقلب دارم نیتم خالص است.وقتی نیتت خالص بودبایدوضوی درست گرفته باشد.روبه قبله هم باشد.لباست هم شرایط لباس نمازگزار داشته باشد.نمی شود پشت به قبله باشد و بگوید اخلاص دارم.
🔺حکمت ۲۵۷:
یَا کُمَیْلُ مُرْ أَهْلَکَ أَنْ یَرُوحُوا فِی کَسْبِ الْمَکَارِمِ
اى کمیل! خانوادهات را دستور ده که روزها در کسب فضایل و مکارم بکوشند.
وَ یُدْلِجُوا فِی حَاجَهِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ وشامگاهان در انجام حوائج مردمى که در خوابند تلاش کنند
با توجه به جمله به حضرت شما مکارم وفضائل اخلاقی را کسب کنیداخلاص را کسب کنید.یقین به معاد را کسب کنید.همه ی خوبیها وباورهای درست را کسب کنید ولی باید کار کنید مشکل مردم را برطرف کنید.بعد در ادامه حضرت علیه السلام فرمودند؛ اگر کسی مشکلی از مشکلات مردم را حل کرد اگر کسی بار از دوش مردم برداشت،خدا یک موجود خلق میکند که آن موجودند فرشته می آید گرفتاریها ومشکلات آن را برطرف میکند.که سرور در قلب تو ایجاد کند.
✍️ کارخیرخود سازی و خدمت به خلق است.
✅راضی شدن به کمتر از حد اعلا، خسارت است:
❓خسارت چیست؟
شما میوه خریدیدوسط میوهایی که انتخاب کردیدفروشنده دو میوه سطح پایین هم برای شما گذاشته میگویم خسارت کردم من پول دادم برای جنس اعلاء،الان متوسط یا ضعیف به من دادند.این میشود خسارت.
خسارت یعنی توبه آن حداعلایی که میخواستی نرسیده باشید.
⏪حقیقت غَبن آن است که انسان سرمایه اى را از دست دهد و نتواند معادل یا بیش از آن به دست آورد.فرصت مناسبى براى به دست آوردن سود کلانى در اختیار او باشد اما فرصت را از دست دهد و آن سود را تحصیل نکند.
قرآن مجید در آیه ۹ سوره تغابن روز قیامت را یوم التغابن نام نهاده، مى فرماید:
یوْمَ یجْمَعُکُمْ لِیوْمِ الْجَمْعِ ذَلِکَ یوْمُ التَّغَابُنِ
این رستاخیز عام در زمانى خواهد بود که خداوند همه شما را در روز اجتماع گردآورى مى کند و آن روز، روز تغابن است.
🔹تغابن از باب تفاعل معمولا درمورد کارى گفته مى شود که دو جانبه باشد. در قیامت مؤمنان به این دلیل که کارهاى نیک بیشترى انجام نداده اند و اى بسا کافران مانع بودند احساس خسران میکنند.و کافران به این دلیل که هیچ اندوخته اى براى آن روز ندارند و شاید مؤمنان را در خبررسانى مقصر مى پندارند احساس خسارت میکنند.
✳️خسارت واقعی، به دست نیاوردن توشه مناسب برای آخرت است:
اگر کاری کردیم که توشه ی قیامتمان سبک شد،حبس شدوازبین رفت این نشانه خسارت است.
📚غرر الحکم امیرالمومنین علیه السلام:
الْمَغْبُونُ مَنْ فَسَدَ دِینُه خسارت دیده کسی است که دینش را فاسد کرده باشد.
خسارت دیده کسی است که عمرش وجوانیش را به جای اینکه خرج اهل بیت کند،جای دیگرسپری کرده.این خسارت واقعی است.
📚غرر الحکم:
الْمَغْبُونُ مَنْ شُغِلَ بِالدُّنْیَا وَ فَاتَهُ حَظُّهُ مِنَ الْآخِرَه
خسارت دیده کسی است که مشغول دنیا شده و بهره ی آخرتی اش را از دست داده است.
📚غرر الحکم:
الْمَغْبُونُ مَنْ بَاعَ جَنَّهً عَلِیَّهً بِمَعْصِیَهٍ دَنِیَّهٍ
خسارت دیده کسی است که بهشت اخروی را به دنیایی ناچیزی فروخته باشد.
🔹 خسارت آن است که:
ما متناسب با ظرفیت واستعدادوتوانایمان سود به دست نیاوریم.عمر ما سرمایه ماست.استعدادهایی وشرایط محیطی که خدا به ما قرار داده است اینها همه آن بخشهایی هستند که میتوانیم سود به دست بیاوریم اگر درست استفاده نکنیم روز قیامت برای ما روز خسارت خواهدبود.
وجمله سوم که حضرت در حکمت ۳۸۴ فرمودند:
💠الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ
و اطمینان به هرکسی قبل از آزمایش و امتحان او دلیل عجز و ناتوانى است.
⏪از آنجایی که دوستان انسان در سرنوشت او تأثیر عمیقى دارند نباید هیچ کسی را بدون امتحان به دوستى برگزید.سرمایه هایى را که خدا به انسان داده نمى توان در اختیار هرکسی گذاشت، اى بسا انسانِ خائن و سارق باشد، باید افراد را کراراً آزمود و سپس به آن ها اطمینان کرد.
🔺درجای دیگر امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
نشانه عجز آن است که انسان نتواند دوست خوب انتخاب کند.انتخاب نکردن دوست عجز است وعاجزتر کسی است که دوست خوبی دارد و او را از دست می دهد.
🔺پیامبر:صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم
المَرءُ عَلى دینِ خَلیلِهِ ، فَلیَنظُر أحَدُکُم مَن یُخالِلُ
انسان بر دین و روش دوستانش میباشد، پس هر کسی باید نگاه کند با چه کسانی دوستی میکند.
دوستی مهم است.دوستی درسرنوشت انسان تاثیرمیگذارد.
این مطلب در عصر و زمان ما اهمیت بیشترى پیدا کرده زیرا بسیاری از دوستی ها و رفاقت ها از طریق فضاهای مجازی اسجاد میشود، فضاهایی که نمیدانیم کسی که پشت گوشی و کامپیوتر نشسته است چه کسی است، چه انگیزه ای دارد، مومن است یا منافق و… لذا باید مراقبت ها در انتخاب دوست بسیار بیشتر از قبل باشد.
حالا که دوستی تأثیر می گذارد شما باید توجه کنید.باید اختبار کنید.
📚در غررالحکم امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ
و اطمینان به هرکسی قبل از آزمایش و امتحان او دلیل عجز و ناتوانى است.
از آنجایی که دوستان انسان در سرنوشت او تأثیر عمیقى دارند نباید هیچ کسی را بدون امتحان به دوستى برگزید.
سرمایه هایى را که خدا به انسان داده نمى توان در اختیار هرکسی گذاشت، اى بسا انسانِ خائن و سارق باشد، باید افراد را کراراً آزمود و سپس به آن ها اطمینان کرد.
📚غررالحکم:
قَدِّمِ الاختِبارَ فِى اتِّخاذِ الإخْوانِ فَإنّ الاختِبارَ مِعمارٌ یُفَرِّق بینَ الأخیارِ وَالأشجارِ
قبل از گزینش دوستان، آن ها را آزمایش کنید زیرا آزمایش، معمارى است که نیکان را از بدان جدا مى کند.
👈نکته:
⁉️رابطه اختبار و حسن ظن به خلق چیست؟!
در آیات و روایت بحث حسن ظن به خلق بسیار پر رنگ مطرح شده است، از طرفی نیز به ما دستور داده شده که برای انتخاب دوست اختبار و امتحان کنیم.
از نظر کلّى و به هنگام معاشرت با مردم باید فعل افراد را حمل بر صحت کرد اما اگر کسى بخواهد شریکى انتخاب کند یا دوستى برگزیند و سرمایه دین و دنیاى خود را در اختیار او بگذارد به یقین باید بعد از امتحان و اختبار باشد.
✅نکته اول:
در انتخاب مسئولین نیز مانند انتخاب دوست باید اختبار کرد:
🔺نامه ۵۳:
لاَ یَکُنِ اخْتِیَارُکَ إِیَّاهُمْ عَلَى فِرَاسَتِکَ وَاسْتِنَامَتِکَ وَحُسْنِ الظَّنِّ مِنْکَ
در انتخاب این منشیان و مسئولین هرگز به فراست و هوشیارى خود، و اعتماد شخصى و حسن ظن خویش قناعت مکن.
فَإِنَّ الرِّجَالَ یَتَعَرَّضُونَ لِفِرَاسَاتِ الْوُلاَهِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَحُسْنِ خِدْمَتِهِمْ
زیرا افراد فرصت طلب براى جلب توجّه زمامداران به ظاهرسازى و خوش خدمتى مى پردازند،
وَلَیْسَ وَرَاءَ ذَلِکَ مِنَ النَّصِیحَهِ وَالاَْمَانَهِ شَیْءٌ
در حالى که در ماوراى این ظاهرِ جالب هیچ گونه خیرخواهى و امانت دارى وجود ندارد.
وَلَکِنِ اخْتَبِرْهُمْ بِمَا وُلُّوا لِلصَّالِحِینَ قَبْلَکَ
آنها را از طریق پُست هایی که براى حاکمان صالح پیش از تو داشته اند آزمایش کن _در گذشته ی آنها تحقیق کن،
فَاعْمِدْ لاَِحْسَنِهِمْ کَانَ فِی الْعَامَّهِ أَثَراً، وَأَعْرَفِهِمْ بِالاَْمَانَهِ وَجْهاً
و بر کسانى اعتماد کن که در میان مردم بهترین آثار نیک را گذارده اند و در امانت دارى معروف ترند.
فَإِنَّ ذَلِکَ دَلِیلٌ عَلَى نَصِیحَتِکَ لِلَّهِ وَلِمَنْ وُلِّیتَ أَمْرَهُ.
اگر چنین کنى این دلیل بر خیرخواهى و اطاعت تو از پروردگار است، همچنین اطاعت از کسى که ولایت را از طرف او پذیرفته اى یعنى امام و پیشواى تو.
✍️وقتی حضرت در دوستی های عادی دستور به اختبار میدهد، به طریق اولی در مسائل کلان مثل مسولیت ها و پست و مقام ها، باید دقت را بسیار کرد و به هیچ وجه به حسن ظن اعتنا نکرد.
✅نکته دوم:
امتحان دوستان در آئینه روایات:
👈امتحان و اختبار لازم است:
🔺امیرالمومنین علیه السلام :
لا تَرغَبَنَّ فی مَوَدَّهِ مَن لَم تَکشِفهُ
در دوستى کسى که به درونش پى نبرده اى ، رغبت مکن
👈امتحان نکردن ثمرات سوئی دارد :
📚غرر الحکم:
مَنِ اتَّخَذَ أخا مِن غَیرِ اختِبارٍ ألجَأَهُ الاِضطِرارُ إلى مُرافَقَهِ الأَشرارِ
هرکه بى آزمودن ، برادرى برگیرد ، بیچارگى او را به رفاقت با بدان ، ناگزیر مى کند.
👈دوست باید حافظ و مراقب انسان باشد:
🔺حکمت ۱۳۴:
لاَ یَکُونُ اَلصَّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّى یَحْفَظَ أَخَاهُ فِی ثَلاَثٍ فِی نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ
دوست انسان دوست او نخواهد بود مگر این که برادرش را در سه حالت فراموش نکند: بهنگامى که دنیا به او پشت کرده، و به هنگامى که غائب است و پس از مرگش
✍️ اگر کسی این صفات را نداشته باشد، صلاحیت دوستی را ندارد.
👈امتحان در حال نیاز:
🔺لقمان حکیم:
لا تَعرِفُ أخاکَ إلاّ عندَ حاجَتِکَ إلَیهِ
برادرت را نشناسى، مگر زمانى که به او نیاز پیدا کنى.
✍️اختبار و امتحان باید بر مبنای قواعد دینی باشد.
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۵/۲۶. ۲۳صفر
💢 حکمت ۳۸۴ 💢
وَ قَالَ (علیه السلام): الرُّکُونُ إِلَى الدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ؛ وَ التَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ؛ وَ الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ.
و امام (ع) فرمود: گرایش به دنیا، با آنچه از آن مى بینى، نادانى است و قصور در انجام کردار نیک، اگر به ثواب آن اطمینان دارى، زیانکارى است و اعتماد به هر کس، پیش از آزمایش او، نشان عجز و ناتوانى در کارهاست.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): الرُّکُونُ إِلَى الدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ
امام علیه السلام میفرماید:اعتماد[الرُّکُونُ] به دنیا با وجود آنچه با چشم خود از آن مشاهده مىکنى جهل و نادانى است.
💠 وَ التَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ
و کوتاهى در عمل نیک با وجود اطمینان به پاداش الهى، خسارت است.
💠 وَ الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ
و اطمینان به هرکسی قبل از آزمایش و امتحان او دلیل عجز و ناتوانى است.
✅ اگر چه این حکمت از سه جمله ی مجزا تشکیل شده است ولی نقط مشترک هر سه جمله آفتی است که به جان انسان می افتد.
𝟭_جهل 𝟮_غبن 𝟯_عجز
حضرت علیه السلام در ضمن بیان این سه آفت، علت به وجود آمدن به هرکدام آنها را نیز بیان میکنند.
اول فرمودند:
💠الرُّکُونُ إِلَى الدُّنْیَا مَعَ مَا تُعَایِنُ مِنْهَا جَهْلٌ
رکون: به معنای تکیه کردن. اعتمادکردن
تعاین: عین به معنای دیدن
اعتماد به دنیا با وجود آنچه با چشم خود از آن مشاهده مىکنى جهل و نادانى است.
❇️نادیده گرفتن عِلم، جهل است.:
⏪انسان با مشاهده که عین الیقین است به این حقیقت رسیده است که باطن دنیا تغییر و دگرگونی و بی وفایی است. اگر ما این علم الیقین را زیر پا بگذاریم و نادیده بگیریم، نهایت جهل و نادانی ما را میرساند.
⏪همه افراد، بدون استثنا یا در تواریخ خوانده اند و یا درباره پیشینیان شنیده اند و یا با چشم خود دیده اند که افراد قدرتمند یا ثروتمند و پرتوان ناگهان قدرت و ثروت و توان خود را از دست داده و به صورت فردى ضعیف و ناتوان درآمده اند. یک روز امیر بود و فرداى آن اسیر است، یک روز جوانى نیرومند و فردا بیمار ناتوانى در بستر، یک روز ثروتمند و روز دیگر فقیرى نیازمند. با این تحولات سریع و دگرگونى هایى که در امور دنیا مى بینیم اگر به امکانات آن اعتماد کنیم آیا نشانه جهل و نادانى نیست؟ عاقل کسى است که دل به دنیا نبندد هر چند از امکانات فراوانى برخوردار باشد. این گونه افراد آسوده زندگى مى کنند و آسوده از جهان مى روند و از تحولات و دگرگونى هاى دهر هرگز ناراحت نمى شوند. در حالى که دلبستگان به دنیا با از دست دادن مقام یا مال و ثروت، چنان ناراحت مى شوند که گاه کارشان به جنون و دیوانگى مى کشد.
❇️بالا و پایین شدن دنیا را به چشم دیده ایم:
📚درکتاب ابن ابی الحدید:علامه شوشتری میفرماید: بعد از سقوط برمکیان، مادر یکی از حاکمان برمکی را دیدند که در روز عید قربان مانند گداها در کوچه قدم میزد. به او گفتنند این چه اوضاعی است که تو داری!!!
گفت: پارسال همین موقع در روز عید قربان دویست کنیز داشتم که لباس و زیور آلات هر کنیز با دیگر متفاوت بود. ولی امروز به حدی از فقر رسیده ام که در کوچه ها میگردم شاید کسی کمی گوشت قربانی به من بدهد و بعد از یک سال گوشت بخورم!!!
حضرت علیه السلام میفرمایند:
دنیا همین است.
توچرااعتماد کنی به دنیا؟چرا عمر خودت را به پای دنیایی بریزی که اینقدر بی وفا است.
✅دنیا از منظر نهج البلاغه:
🔺درنامه ۷۲ فرمودند:
وَ اِعْلَمْ بِأَنَّ اَلدَّهْرَ یَوْمَانِ یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ وَ أَنَّ اَلدُّنْیَا دَارُ دُوَلٍ
عبدالله بن عباس بدان که دنیا دو روز است: روزى به سود تو و روزى به زیان تو. و دنیا سرایى است که پیوسته دست به دست مى گردد.
🔺درخطبه ۲۲۶ فرمودند:
دَارٌ بِالْبَلاَءِ مَحْفُوفَهٌ وَ بِالْغَدْرِ مَعْرُوفَهٌ لاَ تَدُومُ أَحْوَالُهَا وَ لاَ یَسْلَمُ نُزَّالُهَا أَحْوَالٌ مُخْتَلِفَهٌ
دنیا سرائى است که بلاها آن را احاطه کرده، و به بىوفائى و مکر معروف است، حالاتش یک نواخت نمىماند.
🔺درحکمت ۱۹۱ فرمودند:
إِنَّمَا الْمَرْءُ فِی الدُّنْیَا غَرَضٌ تَنْتَضِلُ فِیهِ الْمَنَایَا
انسان در این دنیا هدفى است که تیرهاى مرگ همواره به سوى او نشانه گیرى مى کند.
مَعَ کُلِّ جُرْعَهٍ شَرَقٌ
همراه هر جرعه اى گلوگیر شدنى و همراه هر لقمه اى نیز گلوگرفتنى است.
🔺درحکمت ۲۸۶ فرمودند:
مَا قَالَ النَّاسُ لِشَیْءٍ طُوبَى لَهُ، إِلَّا وَ قَدْ خَبَأَ لَهُ الدَّهْرُ یَوْمَ سَوْءٍ.
هرگز مردم به چیزى نگفتند: «خوشا به حال آن»؛ جز اینکه روزگار روز بدى را براى او پنهان و فراهم کرد.
🔺درخطبه ۱۱۴:
مِنْ غِیَرِهَا أَنَّکَ تَرَى الْمَرْحُومَ مَغْبُوطاً وَ الْمَغْبُوطَ مَرْحُوماً
از نشانه های تغییر روزگار آن است که انسانی که تا دیروز مورد رحم بود، الان مورد غبطه واقع میشود و کسی که تا دیروز اعوان و انصاری داشت و مورد غبطه دیگران بود امروز مورد رحم واقع میشود.
🔰چندمورد از نهج البلاغه گفته شد:
دنیا دار تغییر است. بالا وپایین است.دنیا به هیچ کدام از آن جلوهای قشنگی که به ما نشان می دهد وفا نمی کند.جوانی به تو می دهد از تو می گیرد .سلامتی به تو می دهد از تو می گیرد.قدرت ،مقام، امکانات میدهد. می گیرد.حضرت علیه السلام فرمودند:انسان عاقل که به چشم دنیا را اینگونه دیده است گول دنیا را نمی خوردمیداندکه بایدچند صباحی در دنیا باشداز دنیا به اندازه نیاز استفاده کند ولی حواسش جای دیگری باشد.اگر حواسمان به دنیا پرت شد این نشانه جهل است.
حضرت در دومین جمله میفرمایند:
💠وَ التَّقْصِیرُ فِی حُسْنِ الْعَمَلِ إِذَا وَثِقْتَ بِالثَّوَابِ عَلَیْهِ غَبْنٌ
و کوتاهى در عمل نیک با وجود اطمینان به پاداش الهى، خسارت است.
اگر انسان شک در معاد و ثواب و عقاب داشته باشد کوتاهى او در انجام کارهاى نیک ممکن است قابل توجیه باشد.هر چند همین شک نیز توجیه گر نیست زیرا آنقدر ادله ی محکمی بر اثبات معاد هست که نمی توان آنها را انکار کرد.
⏪اما افراد با ایمان که معاد را باور کرده و به ثواب و جزاى الهى ایمان دارند آن هم ثواب هاى بسیار عظیمى که تناسبى با مقدار عمل انسان ها ندارد بلکه فقط مناسب فضل و الطاف الهى است اگر در انجام کارهاى نیک کوتاهى کنند به راستى عجیب است و این همان غبن و خسارتى است که انسان با دست خود بر خویشتن وارد مى کند.
❇️عمل گرایی، از اصول نهج البلاغه است:
📚کتاب نهج البلاغه رابخوانیدهیج جای نیست که امیرالمومنین گفته باشندشمافقط یک گوشه ای بنشینیدوذکر بگویید.
حضرت علیه السلام فرمودند:من اگر حکومت را به دست گرفتم برای این است که کاری انجام بدهم.حکومت که بگویند شما یک شخصیتی هستیدومقام تشریفاتی که ارزش ندارد.من اگر حکومت رامیخواهم برای کاراست.برای برداشتن از دوش مردم است.
🔺درحکمت ۲۳:
مَنْ أَبْطَأَ بِهِ عَمَلُهُ لَمْ یُسْرِعْ بِهِ نَسَبُهُ
کسى که کردارش او را به جایى نرساند، افتخارات خاندانش او را به جایى نخواهد رسانید.
🔺درحکمت ۲۷۴:
لَا تَجْعَلُوا عِلْمَکُمْ جَهْلًا، وَ یَقِینَکُمْ شَکّاً
علم خویشتن را جهل، و یقینتان را شک قرار ندهید.
إِذَا عَلِمْتُمْ فَاعْمَلُوا، وَ إِذَا تَیَقَّنْتُمْ فَأَقْدِمُوا آنگاه که عالم و آگاه شدید عمل کنید و زمانى که یقین کردید اقدام نمایید.
✳️چه خسارتی بالاتر از توشه ی خالی عبادات:
🔺ابن ابی الحدید میگوید:
لَا رَیْبَ أَنَّ الْغَبْنَ وَ أَعْظَمَ الْغَبْنِ هُوَ التَّقْصِیرُ فِی الطَّاعَهِ مَعَ یَقِینِ الثَّوَابِ عَلَیْهَا
هیچ شکی نیست که زیانکاری و بزرگترین زیانکاری، کوتاهی در اطاعت خدا است در حالی که یقین به پاداش آن وجود دارد.
بالاترین خسارت :یک موقع در یک معامله ای انسان گول میخورد.صدمیلیون پنجاه میلیون کمتر یا بیشتر ضرر میکند.ولی خسارت بالاترآن است که من اطاعت خدا را انجام ندهم و فردا قیامت دستم خالی باشد. هیچ خسارتی بالاتر از این نیست.
❇️ هم نیت خالص نیاز است، هم عمل صحیح:
ما در پرونده اعمالمان هم خلوص و یقین میخواهیم هم عمل صالح. بدون اخلاص عمل به درد نمیخورد.
بدون عمل، اخلاص معنایی ندارد. باید هم اهل عمل خیر بود، هم اهل نیت خالص
⏪اگر یک نفرگفت من میخواهم نماز با اخلاصی بخوانم .من حضورقلب دارم نیتم خالص است.وقتی نیتت خالص بودبایدوضوی درست گرفته باشد.روبه قبله هم باشد.لباست هم شرایط لباس نمازگزار داشته باشد.نمی شود پشت به قبله باشد و بگوید اخلاص دارم.
🔺حکمت ۲۵۷:
یَا کُمَیْلُ مُرْ أَهْلَکَ أَنْ یَرُوحُوا فِی کَسْبِ الْمَکَارِمِ
اى کمیل! خانوادهات را دستور ده که روزها در کسب فضایل و مکارم بکوشند.
وَ یُدْلِجُوا فِی حَاجَهِ مَنْ هُوَ نَائِمٌ وشامگاهان در انجام حوائج مردمى که در خوابند تلاش کنند
با توجه به جمله به حضرت شما مکارم وفضائل اخلاقی را کسب کنیداخلاص را کسب کنید.یقین به معاد را کسب کنید.همه ی خوبیها وباورهای درست را کسب کنید ولی باید کار کنید مشکل مردم را برطرف کنید.بعد در ادامه حضرت علیه السلام فرمودند؛ اگر کسی مشکلی از مشکلات مردم را حل کرد اگر کسی بار از دوش مردم برداشت،خدا یک موجود خلق میکند که آن موجودند فرشته می آید گرفتاریها ومشکلات آن را برطرف میکند.که سرور در قلب تو ایجاد کند.
✍️ کارخیرخود سازی و خدمت به خلق است.
✅راضی شدن به کمتر از حد اعلا، خسارت است:
❓خسارت چیست؟
شما میوه خریدیدوسط میوهایی که انتخاب کردیدفروشنده دو میوه سطح پایین هم برای شما گذاشته میگویم خسارت کردم من پول دادم برای جنس اعلاء،الان متوسط یا ضعیف به من دادند.این میشود خسارت.
خسارت یعنی توبه آن حداعلایی که میخواستی نرسیده باشید.
⏪حقیقت غَبن آن است که انسان سرمایه اى را از دست دهد و نتواند معادل یا بیش از آن به دست آورد.فرصت مناسبى براى به دست آوردن سود کلانى در اختیار او باشد اما فرصت را از دست دهد و آن سود را تحصیل نکند.
قرآن مجید در آیه ۹ سوره تغابن روز قیامت را یوم التغابن نام نهاده، مى فرماید:
یوْمَ یجْمَعُکُمْ لِیوْمِ الْجَمْعِ ذَلِکَ یوْمُ التَّغَابُنِ
این رستاخیز عام در زمانى خواهد بود که خداوند همه شما را در روز اجتماع گردآورى مى کند و آن روز، روز تغابن است.
🔹تغابن از باب تفاعل معمولا درمورد کارى گفته مى شود که دو جانبه باشد. در قیامت مؤمنان به این دلیل که کارهاى نیک بیشترى انجام نداده اند و اى بسا کافران مانع بودند احساس خسران میکنند.و کافران به این دلیل که هیچ اندوخته اى براى آن روز ندارند و شاید مؤمنان را در خبررسانى مقصر مى پندارند احساس خسارت میکنند.
✳️خسارت واقعی، به دست نیاوردن توشه مناسب برای آخرت است:
اگر کاری کردیم که توشه ی قیامتمان سبک شد،حبس شدوازبین رفت این نشانه خسارت است.
📚غرر الحکم امیرالمومنین علیه السلام:
الْمَغْبُونُ مَنْ فَسَدَ دِینُه خسارت دیده کسی است که دینش را فاسد کرده باشد.
خسارت دیده کسی است که عمرش وجوانیش را به جای اینکه خرج اهل بیت کند،جای دیگرسپری کرده.این خسارت واقعی است.
📚غرر الحکم:
الْمَغْبُونُ مَنْ شُغِلَ بِالدُّنْیَا وَ فَاتَهُ حَظُّهُ مِنَ الْآخِرَه
خسارت دیده کسی است که مشغول دنیا شده و بهره ی آخرتی اش را از دست داده است.
📚غرر الحکم:
الْمَغْبُونُ مَنْ بَاعَ جَنَّهً عَلِیَّهً بِمَعْصِیَهٍ دَنِیَّهٍ
خسارت دیده کسی است که بهشت اخروی را به دنیایی ناچیزی فروخته باشد.
🔹 خسارت آن است که:
ما متناسب با ظرفیت واستعدادوتوانایمان سود به دست نیاوریم.عمر ما سرمایه ماست.استعدادهایی وشرایط محیطی که خدا به ما قرار داده است اینها همه آن بخشهایی هستند که میتوانیم سود به دست بیاوریم اگر درست استفاده نکنیم روز قیامت برای ما روز خسارت خواهدبود.
وجمله سوم که حضرت در حکمت ۳۸۴ فرمودند:
💠الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ
و اطمینان به هرکسی قبل از آزمایش و امتحان او دلیل عجز و ناتوانى است.
⏪از آنجایی که دوستان انسان در سرنوشت او تأثیر عمیقى دارند نباید هیچ کسی را بدون امتحان به دوستى برگزید.سرمایه هایى را که خدا به انسان داده نمى توان در اختیار هرکسی گذاشت، اى بسا انسانِ خائن و سارق باشد، باید افراد را کراراً آزمود و سپس به آن ها اطمینان کرد.
🔺درجای دیگر امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
نشانه عجز آن است که انسان نتواند دوست خوب انتخاب کند.انتخاب نکردن دوست عجز است وعاجزتر کسی است که دوست خوبی دارد و او را از دست می دهد.
🔺پیامبر:صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم
المَرءُ عَلى دینِ خَلیلِهِ ، فَلیَنظُر أحَدُکُم مَن یُخالِلُ
انسان بر دین و روش دوستانش میباشد، پس هر کسی باید نگاه کند با چه کسانی دوستی میکند.
دوستی مهم است.دوستی درسرنوشت انسان تاثیرمیگذارد.
این مطلب در عصر و زمان ما اهمیت بیشترى پیدا کرده زیرا بسیاری از دوستی ها و رفاقت ها از طریق فضاهای مجازی اسجاد میشود، فضاهایی که نمیدانیم کسی که پشت گوشی و کامپیوتر نشسته است چه کسی است، چه انگیزه ای دارد، مومن است یا منافق و… لذا باید مراقبت ها در انتخاب دوست بسیار بیشتر از قبل باشد.
حالا که دوستی تأثیر می گذارد شما باید توجه کنید.باید اختبار کنید.
📚در غررالحکم امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:
الطُّمَأْنِینَهُ إِلَى کُلِّ أَحَدٍ قَبْلَ الِاخْتِبَارِ لَهُ عَجْزٌ
و اطمینان به هرکسی قبل از آزمایش و امتحان او دلیل عجز و ناتوانى است.
از آنجایی که دوستان انسان در سرنوشت او تأثیر عمیقى دارند نباید هیچ کسی را بدون امتحان به دوستى برگزید.
سرمایه هایى را که خدا به انسان داده نمى توان در اختیار هرکسی گذاشت، اى بسا انسانِ خائن و سارق باشد، باید افراد را کراراً آزمود و سپس به آن ها اطمینان کرد.
📚غررالحکم:
قَدِّمِ الاختِبارَ فِى اتِّخاذِ الإخْوانِ فَإنّ الاختِبارَ مِعمارٌ یُفَرِّق بینَ الأخیارِ وَالأشجارِ
قبل از گزینش دوستان، آن ها را آزمایش کنید زیرا آزمایش، معمارى است که نیکان را از بدان جدا مى کند.
👈نکته:
⁉️رابطه اختبار و حسن ظن به خلق چیست؟!
در آیات و روایت بحث حسن ظن به خلق بسیار پر رنگ مطرح شده است، از طرفی نیز به ما دستور داده شده که برای انتخاب دوست اختبار و امتحان کنیم.
از نظر کلّى و به هنگام معاشرت با مردم باید فعل افراد را حمل بر صحت کرد اما اگر کسى بخواهد شریکى انتخاب کند یا دوستى برگزیند و سرمایه دین و دنیاى خود را در اختیار او بگذارد به یقین باید بعد از امتحان و اختبار باشد.
✅نکته اول:
در انتخاب مسئولین نیز مانند انتخاب دوست باید اختبار کرد:
🔺نامه ۵۳:
لاَ یَکُنِ اخْتِیَارُکَ إِیَّاهُمْ عَلَى فِرَاسَتِکَ وَاسْتِنَامَتِکَ وَحُسْنِ الظَّنِّ مِنْکَ
در انتخاب این منشیان و مسئولین هرگز به فراست و هوشیارى خود، و اعتماد شخصى و حسن ظن خویش قناعت مکن.
فَإِنَّ الرِّجَالَ یَتَعَرَّضُونَ لِفِرَاسَاتِ الْوُلاَهِ بِتَصَنُّعِهِمْ وَحُسْنِ خِدْمَتِهِمْ
زیرا افراد فرصت طلب براى جلب توجّه زمامداران به ظاهرسازى و خوش خدمتى مى پردازند،
وَلَیْسَ وَرَاءَ ذَلِکَ مِنَ النَّصِیحَهِ وَالاَْمَانَهِ شَیْءٌ
در حالى که در ماوراى این ظاهرِ جالب هیچ گونه خیرخواهى و امانت دارى وجود ندارد.
وَلَکِنِ اخْتَبِرْهُمْ بِمَا وُلُّوا لِلصَّالِحِینَ قَبْلَکَ
آنها را از طریق پُست هایی که براى حاکمان صالح پیش از تو داشته اند آزمایش کن _در گذشته ی آنها تحقیق کن،
فَاعْمِدْ لاَِحْسَنِهِمْ کَانَ فِی الْعَامَّهِ أَثَراً، وَأَعْرَفِهِمْ بِالاَْمَانَهِ وَجْهاً
و بر کسانى اعتماد کن که در میان مردم بهترین آثار نیک را گذارده اند و در امانت دارى معروف ترند.
فَإِنَّ ذَلِکَ دَلِیلٌ عَلَى نَصِیحَتِکَ لِلَّهِ وَلِمَنْ وُلِّیتَ أَمْرَهُ.
اگر چنین کنى این دلیل بر خیرخواهى و اطاعت تو از پروردگار است، همچنین اطاعت از کسى که ولایت را از طرف او پذیرفته اى یعنى امام و پیشواى تو.
✍️وقتی حضرت در دوستی های عادی دستور به اختبار میدهد، به طریق اولی در مسائل کلان مثل مسولیت ها و پست و مقام ها، باید دقت را بسیار کرد و به هیچ وجه به حسن ظن اعتنا نکرد.
✅نکته دوم:
امتحان دوستان در آئینه روایات:
👈امتحان و اختبار لازم است:
🔺امیرالمومنین علیه السلام :
لا تَرغَبَنَّ فی مَوَدَّهِ مَن لَم تَکشِفهُ
در دوستى کسى که به درونش پى نبرده اى ، رغبت مکن
👈امتحان نکردن ثمرات سوئی دارد :
📚غرر الحکم:
مَنِ اتَّخَذَ أخا مِن غَیرِ اختِبارٍ ألجَأَهُ الاِضطِرارُ إلى مُرافَقَهِ الأَشرارِ
هرکه بى آزمودن ، برادرى برگیرد ، بیچارگى او را به رفاقت با بدان ، ناگزیر مى کند.
👈دوست باید حافظ و مراقب انسان باشد:
🔺حکمت ۱۳۴:
لاَ یَکُونُ اَلصَّدِیقُ صَدِیقاً حَتَّى یَحْفَظَ أَخَاهُ فِی ثَلاَثٍ فِی نَکْبَتِهِ وَ غَیْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ
دوست انسان دوست او نخواهد بود مگر این که برادرش را در سه حالت فراموش نکند: بهنگامى که دنیا به او پشت کرده، و به هنگامى که غائب است و پس از مرگش
✍️ اگر کسی این صفات را نداشته باشد، صلاحیت دوستی را ندارد.
👈امتحان در حال نیاز:
🔺لقمان حکیم:
لا تَعرِفُ أخاکَ إلاّ عندَ حاجَتِکَ إلَیهِ
برادرت را نشناسى، مگر زمانى که به او نیاز پیدا کنى.
✍️اختبار و امتحان باید بر مبنای قواعد دینی باشد.