ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت سیصد و هشتاد و هفتم

‌بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۵/۳۰ . ۲۷صفر

💢 حکمت ۳۸۷ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هشتاد و هفتم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
35:35 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ، وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّهُ؛ وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُورٌ، وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَه.

و امام (ع) فرمود: خیرى که پس از آن عذاب آتش باشد، خیر نیست و شرّى که پس از آن نعیم بهشت بود، شر نیست. هر نعمتى جز نعمت بهشت، حقیر است و هر بلایى، جز عذاب آتش، عافیت است.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ
آن خوبى و نعمتى که به‌دنبالش جهنم باشد خوبى نیست

💠 وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّهُ
و آن بدى و مشکلى که بعد از آن بهشت باشد ،شر و سختی نیست .

💠 وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُورٌ
هر نعمتى در مقایسه با بهشت، حقیر و کوچک است.

💠 وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَه
و هر رنج و بلایى در مقایسه با کوچکترین عذابهای جهنم ، تندرستى و عافیت محسوب مى‌شود.

⬇️امیرالمومنین در این حکمت در ضمن چهار جمله‌ی کوتاه، به دو نکته اشاره میفرمایند:

1⃣ ملاک خیر و شر، ظاهر زودگذر وقایع نیست. باید عاقبت و نتیجه را دید.

2⃣ در مقایسه با نعمت‌های بهشتی و عذاب های اخروی است که خیر و شر مشخص میشود.

⏪معنا و مصداق خیر و شر
اگر چه مفهوم خیر و شر برای همگان معلوم است ولی مصادیق خیر و شر اینگونه نیست.
مصداق و معیار سنجش خیر و شر در جوامع و مکاتب مختلف کاملا متفاوت مى باشد:

↩️مادى گراها خیر و نیکى را در لذات مادى و بدى را در ضررها و زیان هاى مادى می دانند
در حالى که مکاتب الهی خیر را در سعادت جاویدان سراى دیگر و در فضایل انسانى و صفات برجسته اخلاقى مى دانند، و به عکس، شر و بدى را در رذایل اخلاقى و کارهاى غیر انسانى و آنچه مایه خسران و زیان در سراى دیگر مى شود حساب مى کنند.
قرآن کریم در باب جهاد میفرماید:
《 وعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ بقره – ۲۱۶ 》
چه بسا انسان ترک جهاد را دوست داشته باشد در حالی که شر است.
و چه بسا انسان جهاد را دوست نداشته باشد در حالی که خیر است…
در حکمت ۴۵۲ فرمود:
الْغِنَى وَ الْفَقْرُ، بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّه
غنا وفقر آن گاه آشکار مى شود که اعمال انسان ها به پیشگاه خدا عرضه شود

↩️چه بسا کسی در دنیا فقیری باشد مثل ابوذر ولی همین شخص در قیامت جزء اغنی الاغنیاء باشد.
و چه بسا کسانی در دنیا در اوج دارایی باشند ولی در آخرت افقر الفقراء باشند.
پس ملاک فقر و غنا، خیر و شر، سعادت و شقاوت در قیامت است

↩️خیر ،بهشت است و شر، جهنم است
در دعای روز مباهله میخوانیم:
وَ أَسْأَلُکَ خَیْرَ الْخَیْرِ رِضْوَانَکَ وَ الْجَنَّهَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ الشَّرِّ سَخَطِکَ وَ النَّارِ
و از تو درخواست مى ‏کنم بهترین خوبیها را که رضوان و بهشت تو است.
و به تو پناه مى ‏برم از بدترین بدی ها که خشم و دوزخ توست
هر چه انسان را به قرب خدا برساند خیر است و هرچه انسان را از خدا دور کند ،شر است

⏪شأن صدور حکمت :
حکمت ۳۸۷ بخشی از “خطبه الوسیله” امیرالمومنین علیه السلام است:
إِنَّ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ خَطَبَ اَلنَّاسَ بِالْمَدِینَهِ بَعْدَ سَبْعَهِ أَیَّامٍ مِنْ وَفَاهِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ…
امیرالمومنین هفت روز بعد ارتحال پیامبر بعد از روی کار آمدن جریان سقیفه ، خطبه ای خواندند که در آن مسائل بسیار مهمی بیان شده است

↙️ارتباط این جملات با اتفاقات بعد از پیامبر کامل معلوم است، اینکه جامعه خیال کند با کنار گذاشتن امیرالمومنین و روی کار آمدن افراد دیگر، خیری به آنها میرسد کاملا اشتباه است.
خیر در قبول ولایت و حاکمیت امیرالمومنین است اگرچه این مسیر سختی‌های خاص خودش را دارد.
اینکه انسان مصداق خیر و شر چیزی را بداند باید جامع نگر باشد
برای دانستن خیر و شر چیزی، باید وسیع نگاه کرد

↙️امیرالمومنین علیه السلام میفرماید: خیرهای ظاهری اگر باعث عذاب اخروی شوند خیر نیستند. و شرهای ظاهری اگر عاقبت به خیری داشته باشند، شر نیستند.
به تعبیر دیگر؛
اگر انسان، امروز غذاى بسیار لذیذى بخورد ولى بعد از آن یک هفته بیمار شود و در بستر بیفتد هیچ عاقلى آن را خیر نمى نامد.
و به عکس اگر انسان داروى تلخى را مى نوشد و به دنبال آن از یک بیمارى سخت بهبودى مى یابد هیچ کس آن را شر حساب نمى کند. بنابراین آغاز و انجام و تمام جوانب را باید در نظر گرفت تا بتوان حکم به خیر بودن یا شر بودن چیزى کرد.

💠وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُورٌ
نعمت ها و لذت های دنیا حقیر اند
انسان تا وقتی در دنیاست، شاید درک دقیقی از نعمت های آخرتی نداشته باشد.
ولی حضرت این تصویر سازی را برای ما انجام میدهد تا درک درستی پیدا کنیم.
همانگونه که قرآن در یک قاعده‌ی کلی فرمود:
《فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا فِیِ الاخرَهِ إِلَّا قَلِیلٌ ؛ توبه – ۳۸》
پس لذت ها و نعمتهای دنیا نیز در مقایسه با بهشت حقیر و ناچیز اند

↙️بالاترین نعمت های دنیا، لذت های دنیا در مقایسه با کمترین نعمت های بهشت، ناچیز و حقیر اند.
و بالاترین سختی ها و رنج های دنیا در مقایسه با کوچکترین سختی ها و رنج های آخرت، گویا رنج نیستند و رحمت اند

💠وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَه
هر بلایی در مقایسه با جهنم،عافیت و راحتی است
بلاهای دنیایی اولا کیفیت آن و ثانیا کمیت و زمانش با آخرت قابل مقایسه نیست.
در دنیا اگر انسان بسوزد، ظاهر پوست میسوزد و بعد از اندکی بدن بی حس میشود.
و به فرض که این درد قطع نشود، سراسر عمر انسان که ۸۰ سال است را در بر میگیرد.
ولی عذاب آخرتی درون سوزی و بیرون سوزی است، همراه با حقارت و حسرت است، و تمام شدنی نیست.
قرآن کریم میفرماید:
《 کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ ؛ نساء – ۵۶ 》
هرگاه پوستشان سوخت ، پوست های دیگری جایگزین آن می کنیم تا عذاب را بچشند

↙️تمام سختی های دنیا در مقابل سختی های آخرت، عافیت است
اینکه در مقاتل میخوانیم اصحاب اهل بیت میگفتند اگر هزار بار کشته شویم و بدنمان تکه تکه شود و سپس به آتش کشیده شویم دست از اهل بیت نمیکشیم به خاطر این است که اگر اهل بیت را رها کنیم نتیجه اش جهنم است و اگر سختی های مسیر اهل بیت را بپذیریم آخرش بهشت است.

*⃣در حالات جناب حر بن یزید ریاحی آورده اند:
فَأَخَذَ یَدْنُو مِنَ اَلْحُسَیْنِ قَلِیلاً قَلِیلاً
پس اندک اندک به امام حسین نزدیک شد
اطرافیان شروع به ملامت کردند که تو شجاع کوفه بودی، این چه حالتی است در تو به وچود آمده است؟
جناب حر فرمود:
إِنِّی وَ اَللَّهِ اُخَیِّرُ نَفْسِی بَیْنَ اَلْجَنَّهِ وَ اَلنَّارِ فَوَ اَللَّهِ لاَ أَخْتَارُ عَلَی‌ اَلْجَنَّهِ شَیْئاً وَ لَوْ قُطِّعْتُ وَ حُرِّقْتُ
به خدا سوگند من خود را میان بهشت و جهنم می‌‌بینم،و سوگند بخدا هیچ چیز را بر بهشت اختیار نمی‌‌کنم اگر چه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند
ثُمَّ ضَرَبَ فَرَسَهُ فَلَحِقَ بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ
این را بگفت و به اسب خود زده به حسین علیه السّلام پیوست .

‌*⃣گناه لذت ناپایدار است، از آن دست بکشیم.
کَانَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ کُلَّ بُکْرَهٍ یَطُوفُ فِی أَسْوَاقِ اَلْکُوفَهِ سُوقاً سُوقاً وَ مَعَهُ اَلدِّرَّهُ عَلَی‌ عَاتِقِهِ
علی‌ علیه السّلام هرصبح تازیانه به دوش بازارهای‌ شهر کوفه را بازرسی‌ می‌‌کرد
…فَیَقِفُ عَلَی‌ سُوقٍ سُوقٍ فَیُنَادِی یَا مَعْشَرَ اَلتُّجَّارِ قَدِّمُوا اَلاِسْتِخَارَهَ
آن‌گاه علی‌ علیه السّلام بر سر هربازاری‌ ایستاده و فریاد می‌‌زد:ای‌ بازرگانان!خیرجویی‌ از خداوند را سرلوحه کارتان کنید
وَ تَبَرَّکُوا بِالسُّهُولَهِ
و به آسانی‌ تبرک کنید
برای برکت پیدا کردن کارتان، به مشتری ها سخت نگیرید.
… وَ تَنَاهَوْا عَنِ اَلْکَذِبِ وَ اَلْیَمِینِ
و خود را از دروغ و سوگند به‌دور نگاه دارید
وَ تَجَافَوْا عَنِ اَلظُّلْمِ
همچنین از ستم‌پیشگی‌ پیراسته باشید.
وَ أَنْصِفُوا اَلْمَظْلُومِینَ
و درباره ستم‌دیدگان به انصاف رفتار کنید
وَ لاَ تَقْرَبُوا اَلرِّبَا
و پیرامون ربا نچرخید.
یَطُوفُ فِی جَمِیعِ أَسْوَاقِ اَلْکُوفَهِ فَیَقُولُ هَذَا
این شعر را برای بازاری ها می خواندند
ثُمَّ یَقُولُ:
تَفْنَی‌ اَللَّذَاذَهُ مِمَّنْ نَالَ صَفْوَتَهَا /
مِنَ اَلْحَرَامِ وَ یَبْقَی‌ اَلْإِثْمُ وَ اَلْعَارُ
لذت حرام از نزد جوینده‌اش خواهد رفت،درحالی‌‌که مایه ننگ آن باقی‌ می‌‌ماند .
تَبْقَی‌ عَوَاقِبُ سُوءٍ فِی مَغَبَّتِهَا /
لاَ خَیْرَ فِی لَذَّهٍ مِنْ بَعْدِهَا اَلنَّارُ
و خوبی‌ در لذتی‌ نیست که سرانجام آن دوزخ است.

⏺️حضرت درخطبه ۱۱۴ فرمود:
إِنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِشَرٍّ مِنَ الشَّرِّ إِلَّا عِقَابُهُ
از گناه سخت تر، عقاب آن است
وَ لَیْسَ شَیْءٌ بِخَیْرٍ مِنَ الْخَیْرِ إِلَّا ثَوَابُهُ
از ثواب بهتر، پاداش آن است
وَ کُلُّ شَیْءٍ مِنَ الدُّنْیَا سَمَاعُهُ أَعْظَمُ مِنْ عِیَانِهِ
هر چیزی از دنیا «شنیدنش» بهتر از «دیدن» آن است
وَ کُلُّ شَیْءٍ مِنَ الْآخِرَهِ عِیَانُهُ أَعْظَمُ مِنْ سَمَاعِهِ
در حالى که همه چیز آخرت «دیدنش» از «شنیدنش» مهمتر است.
برای اینکه گرفتار سختی های عذاب نشویم از امروز باید مراقب باشیم.

⬇️ ذکر دو نکته :

🔻نکته1:
همه یک روز می فهمیم
” کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُورٌ”؛
قبل از آنکه دیر شود به این نکته پی ببریم.

📚یعقوبی در تاریخ خود درمورد لحظات پایانی عمروعاص مینویسد:
وَلَمَّا حَضَرَتْ عَمْرًا الْوَفَاهُ، قَالَ لِابْنِهِ: إِنِّی قَدْ دَخَلْتُ فِی أُمُورٍ لَا أَدْرِی مَا حُجَّتِی عِنْدَ اللَّهِ فِیهَا.
و هنگامی که زمان مرگ عمرو بن عاص فرا رسید، به پسرش گفت: من وارد اموری شدم که نمی‌دانم دلیل و توجیه من نزد خداوند درباره آنها چیست.
ثُمَّ نَظَرَ إِلَى مَالِهِ فَرَأَى کَثْرَتَهُ، فَقَالَ: یَا لَیْتَنَا کَانَ بِعراً!
سپس به مالش نگاه کرد و فراوانی آن را دید، گفت: ای کاش به جای این مال فضولات حیوان بود
یَا لَیْتَنِی مُتُّ قَبْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِثَلَاثِینَ سَنَهً ای کاش سی سال پیش از این روز مرده بودم!
أَصْلَحْتُ لِمُعَاوِیَهَ دُنْیَاهُ، وَأَفْسَدْتُ دِینِی، آثَرْتُ دُنْیَایَ وَتَرَکْتُ آخِرَتِی
من دنیای معاویه را آباد کردم و دین خود را تباه ساختم، دنیای خود را بر آخرتم ترجیح دادم و آخرتم را رها کردم.

🔻نکته ۲ :
برای شناخت شر و خیر باید دعا کرد
شناخت خیر و شر راه های مختلفی دارد، اگر انسان عالِم شود، عاقلانه به مسائل نگاه کند، مشورت کند و در مورد هر کاری عاقبت اندیشی داشته باشد؛ میتواند به خیر و شر بودن کاری پی برد.
ولی گاهی انسان هر چه نگاه میکند و بررسی میکند از روی ظاهر نمیتواند خیر یا شر بودن کار را تشخیص دهد.
اینجاست که انسان نیاز به نور باطن دارد، نیاز به دعا دارد.

*⃣ از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت داریم:
اَلَلَّهُمَّ اَرِنِی الْاَشْیَاءَ کَمَا هِیَ
خدایا اشیاء را آنچنان که هستند به من نشان بده.

*⃣ امام صادق علیه السلام بعد از نماز عشاء دعایی میخواندند :
اللَّهُمَّ … أَرِنِی الْحَقَّ حَقّا حَتَّی أَتَّبِعَهُ وَ أَرِنِی الْبَاطِلَ بَاطِلًا حَتَّی أَجْتَنِبَهُ
خداوندا! واقعیت و حق را به من نشان بده تا از آن پیروی کنم و باطل را به من بنمایان تا از آن دوری کنم.
وَ لَا تَجْعَلْهُمَا عَلَیَّ مُتَشَابِهَیْنِ فَأَتَّبِعَ هَوَایَ بِغَیْرِ هُدًی مِنْکَ
و حق و باطل را برای من مبهم و نامشخص نکن که در نتیجه از هوای نفس خود به دور از راه هدایت تو پیروی کنم.

↩️باید دعا کرد که خداوند خیر و شر بودن، و باطن امور را به انسان نشان دهد.
امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۴۳۲ فرمود:
إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ هُمُ الَّذِینَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ الدُّنْیَا إِذَا نَظَرَ النَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا
اولیای الهی چشم باطن بین دارند
نگاه که می کند خیر و شر چیزی را می بیند .

غفرالله لی و لکم الحمدلله رب العالمین

حکمت سیصد و هشتاد و هفتم

حکمت سیصد و هشتاد و هفتم

‌بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۵/۳۰ . ۲۷صفر

💢 حکمت ۳۸۷ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت سیصد و هشتاد و هفتم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
35:35 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ قَالَ (علیه السلام): مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ، وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّهُ؛ وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُورٌ، وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَه.

و امام (ع) فرمود: خیرى که پس از آن عذاب آتش باشد، خیر نیست و شرّى که پس از آن نعیم بهشت بود، شر نیست. هر نعمتى جز نعمت بهشت، حقیر است و هر بلایى، جز عذاب آتش، عافیت است.

💠وَ قَالَ (علیه السلام): مَا خَیْرٌ بِخَیْرٍ بَعْدَهُ النَّارُ
آن خوبى و نعمتى که به‌دنبالش جهنم باشد خوبى نیست

💠 وَ مَا شَرٌّ بِشَرٍّ بَعْدَهُ الْجَنَّهُ
و آن بدى و مشکلى که بعد از آن بهشت باشد ،شر و سختی نیست .

💠 وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُورٌ
هر نعمتى در مقایسه با بهشت، حقیر و کوچک است.

💠 وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَه
و هر رنج و بلایى در مقایسه با کوچکترین عذابهای جهنم ، تندرستى و عافیت محسوب مى‌شود.

⬇️امیرالمومنین در این حکمت در ضمن چهار جمله‌ی کوتاه، به دو نکته اشاره میفرمایند:

1⃣ ملاک خیر و شر، ظاهر زودگذر وقایع نیست. باید عاقبت و نتیجه را دید.

2⃣ در مقایسه با نعمت‌های بهشتی و عذاب های اخروی است که خیر و شر مشخص میشود.

⏪معنا و مصداق خیر و شر
اگر چه مفهوم خیر و شر برای همگان معلوم است ولی مصادیق خیر و شر اینگونه نیست.
مصداق و معیار سنجش خیر و شر در جوامع و مکاتب مختلف کاملا متفاوت مى باشد:

↩️مادى گراها خیر و نیکى را در لذات مادى و بدى را در ضررها و زیان هاى مادى می دانند
در حالى که مکاتب الهی خیر را در سعادت جاویدان سراى دیگر و در فضایل انسانى و صفات برجسته اخلاقى مى دانند، و به عکس، شر و بدى را در رذایل اخلاقى و کارهاى غیر انسانى و آنچه مایه خسران و زیان در سراى دیگر مى شود حساب مى کنند.
قرآن کریم در باب جهاد میفرماید:
《 وعَسَىٰ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَىٰ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ؛ بقره – ۲۱۶ 》
چه بسا انسان ترک جهاد را دوست داشته باشد در حالی که شر است.
و چه بسا انسان جهاد را دوست نداشته باشد در حالی که خیر است…
در حکمت ۴۵۲ فرمود:
الْغِنَى وَ الْفَقْرُ، بَعْدَ الْعَرْضِ عَلَى اللَّه
غنا وفقر آن گاه آشکار مى شود که اعمال انسان ها به پیشگاه خدا عرضه شود

↩️چه بسا کسی در دنیا فقیری باشد مثل ابوذر ولی همین شخص در قیامت جزء اغنی الاغنیاء باشد.
و چه بسا کسانی در دنیا در اوج دارایی باشند ولی در آخرت افقر الفقراء باشند.
پس ملاک فقر و غنا، خیر و شر، سعادت و شقاوت در قیامت است

↩️خیر ،بهشت است و شر، جهنم است
در دعای روز مباهله میخوانیم:
وَ أَسْأَلُکَ خَیْرَ الْخَیْرِ رِضْوَانَکَ وَ الْجَنَّهَ وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ شَرِّ الشَّرِّ سَخَطِکَ وَ النَّارِ
و از تو درخواست مى ‏کنم بهترین خوبیها را که رضوان و بهشت تو است.
و به تو پناه مى ‏برم از بدترین بدی ها که خشم و دوزخ توست
هر چه انسان را به قرب خدا برساند خیر است و هرچه انسان را از خدا دور کند ،شر است

⏪شأن صدور حکمت :
حکمت ۳۸۷ بخشی از “خطبه الوسیله” امیرالمومنین علیه السلام است:
إِنَّ أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ خَطَبَ اَلنَّاسَ بِالْمَدِینَهِ بَعْدَ سَبْعَهِ أَیَّامٍ مِنْ وَفَاهِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّی‌ اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ…
امیرالمومنین هفت روز بعد ارتحال پیامبر بعد از روی کار آمدن جریان سقیفه ، خطبه ای خواندند که در آن مسائل بسیار مهمی بیان شده است

↙️ارتباط این جملات با اتفاقات بعد از پیامبر کامل معلوم است، اینکه جامعه خیال کند با کنار گذاشتن امیرالمومنین و روی کار آمدن افراد دیگر، خیری به آنها میرسد کاملا اشتباه است.
خیر در قبول ولایت و حاکمیت امیرالمومنین است اگرچه این مسیر سختی‌های خاص خودش را دارد.
اینکه انسان مصداق خیر و شر چیزی را بداند باید جامع نگر باشد
برای دانستن خیر و شر چیزی، باید وسیع نگاه کرد

↙️امیرالمومنین علیه السلام میفرماید: خیرهای ظاهری اگر باعث عذاب اخروی شوند خیر نیستند. و شرهای ظاهری اگر عاقبت به خیری داشته باشند، شر نیستند.
به تعبیر دیگر؛
اگر انسان، امروز غذاى بسیار لذیذى بخورد ولى بعد از آن یک هفته بیمار شود و در بستر بیفتد هیچ عاقلى آن را خیر نمى نامد.
و به عکس اگر انسان داروى تلخى را مى نوشد و به دنبال آن از یک بیمارى سخت بهبودى مى یابد هیچ کس آن را شر حساب نمى کند. بنابراین آغاز و انجام و تمام جوانب را باید در نظر گرفت تا بتوان حکم به خیر بودن یا شر بودن چیزى کرد.

💠وَ کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُورٌ
نعمت ها و لذت های دنیا حقیر اند
انسان تا وقتی در دنیاست، شاید درک دقیقی از نعمت های آخرتی نداشته باشد.
ولی حضرت این تصویر سازی را برای ما انجام میدهد تا درک درستی پیدا کنیم.
همانگونه که قرآن در یک قاعده‌ی کلی فرمود:
《فَمَا مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا فِیِ الاخرَهِ إِلَّا قَلِیلٌ ؛ توبه – ۳۸》
پس لذت ها و نعمتهای دنیا نیز در مقایسه با بهشت حقیر و ناچیز اند

↙️بالاترین نعمت های دنیا، لذت های دنیا در مقایسه با کمترین نعمت های بهشت، ناچیز و حقیر اند.
و بالاترین سختی ها و رنج های دنیا در مقایسه با کوچکترین سختی ها و رنج های آخرت، گویا رنج نیستند و رحمت اند

💠وَ کُلُّ بَلَاءٍ دُونَ النَّارِ عَافِیَه
هر بلایی در مقایسه با جهنم،عافیت و راحتی است
بلاهای دنیایی اولا کیفیت آن و ثانیا کمیت و زمانش با آخرت قابل مقایسه نیست.
در دنیا اگر انسان بسوزد، ظاهر پوست میسوزد و بعد از اندکی بدن بی حس میشود.
و به فرض که این درد قطع نشود، سراسر عمر انسان که ۸۰ سال است را در بر میگیرد.
ولی عذاب آخرتی درون سوزی و بیرون سوزی است، همراه با حقارت و حسرت است، و تمام شدنی نیست.
قرآن کریم میفرماید:
《 کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیْرَهَا لِیَذُوقُوا الْعَذَابَ ؛ نساء – ۵۶ 》
هرگاه پوستشان سوخت ، پوست های دیگری جایگزین آن می کنیم تا عذاب را بچشند

↙️تمام سختی های دنیا در مقابل سختی های آخرت، عافیت است
اینکه در مقاتل میخوانیم اصحاب اهل بیت میگفتند اگر هزار بار کشته شویم و بدنمان تکه تکه شود و سپس به آتش کشیده شویم دست از اهل بیت نمیکشیم به خاطر این است که اگر اهل بیت را رها کنیم نتیجه اش جهنم است و اگر سختی های مسیر اهل بیت را بپذیریم آخرش بهشت است.

*⃣در حالات جناب حر بن یزید ریاحی آورده اند:
فَأَخَذَ یَدْنُو مِنَ اَلْحُسَیْنِ قَلِیلاً قَلِیلاً
پس اندک اندک به امام حسین نزدیک شد
اطرافیان شروع به ملامت کردند که تو شجاع کوفه بودی، این چه حالتی است در تو به وچود آمده است؟
جناب حر فرمود:
إِنِّی وَ اَللَّهِ اُخَیِّرُ نَفْسِی بَیْنَ اَلْجَنَّهِ وَ اَلنَّارِ فَوَ اَللَّهِ لاَ أَخْتَارُ عَلَی‌ اَلْجَنَّهِ شَیْئاً وَ لَوْ قُطِّعْتُ وَ حُرِّقْتُ
به خدا سوگند من خود را میان بهشت و جهنم می‌‌بینم،و سوگند بخدا هیچ چیز را بر بهشت اختیار نمی‌‌کنم اگر چه پاره پاره شوم و مرا بسوزانند
ثُمَّ ضَرَبَ فَرَسَهُ فَلَحِقَ بِالْحُسَیْنِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ
این را بگفت و به اسب خود زده به حسین علیه السّلام پیوست .

‌*⃣گناه لذت ناپایدار است، از آن دست بکشیم.
کَانَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ کُلَّ بُکْرَهٍ یَطُوفُ فِی أَسْوَاقِ اَلْکُوفَهِ سُوقاً سُوقاً وَ مَعَهُ اَلدِّرَّهُ عَلَی‌ عَاتِقِهِ
علی‌ علیه السّلام هرصبح تازیانه به دوش بازارهای‌ شهر کوفه را بازرسی‌ می‌‌کرد
…فَیَقِفُ عَلَی‌ سُوقٍ سُوقٍ فَیُنَادِی یَا مَعْشَرَ اَلتُّجَّارِ قَدِّمُوا اَلاِسْتِخَارَهَ
آن‌گاه علی‌ علیه السّلام بر سر هربازاری‌ ایستاده و فریاد می‌‌زد:ای‌ بازرگانان!خیرجویی‌ از خداوند را سرلوحه کارتان کنید
وَ تَبَرَّکُوا بِالسُّهُولَهِ
و به آسانی‌ تبرک کنید
برای برکت پیدا کردن کارتان، به مشتری ها سخت نگیرید.
… وَ تَنَاهَوْا عَنِ اَلْکَذِبِ وَ اَلْیَمِینِ
و خود را از دروغ و سوگند به‌دور نگاه دارید
وَ تَجَافَوْا عَنِ اَلظُّلْمِ
همچنین از ستم‌پیشگی‌ پیراسته باشید.
وَ أَنْصِفُوا اَلْمَظْلُومِینَ
و درباره ستم‌دیدگان به انصاف رفتار کنید
وَ لاَ تَقْرَبُوا اَلرِّبَا
و پیرامون ربا نچرخید.
یَطُوفُ فِی جَمِیعِ أَسْوَاقِ اَلْکُوفَهِ فَیَقُولُ هَذَا
این شعر را برای بازاری ها می خواندند
ثُمَّ یَقُولُ:
تَفْنَی‌ اَللَّذَاذَهُ مِمَّنْ نَالَ صَفْوَتَهَا /
مِنَ اَلْحَرَامِ وَ یَبْقَی‌ اَلْإِثْمُ وَ اَلْعَارُ
لذت حرام از نزد جوینده‌اش خواهد رفت،درحالی‌‌که مایه ننگ آن باقی‌ می‌‌ماند .
تَبْقَی‌ عَوَاقِبُ سُوءٍ فِی مَغَبَّتِهَا /
لاَ خَیْرَ فِی لَذَّهٍ مِنْ بَعْدِهَا اَلنَّارُ
و خوبی‌ در لذتی‌ نیست که سرانجام آن دوزخ است.

⏺️حضرت درخطبه ۱۱۴ فرمود:
إِنَّهُ لَیْسَ شَیْءٌ بِشَرٍّ مِنَ الشَّرِّ إِلَّا عِقَابُهُ
از گناه سخت تر، عقاب آن است
وَ لَیْسَ شَیْءٌ بِخَیْرٍ مِنَ الْخَیْرِ إِلَّا ثَوَابُهُ
از ثواب بهتر، پاداش آن است
وَ کُلُّ شَیْءٍ مِنَ الدُّنْیَا سَمَاعُهُ أَعْظَمُ مِنْ عِیَانِهِ
هر چیزی از دنیا «شنیدنش» بهتر از «دیدن» آن است
وَ کُلُّ شَیْءٍ مِنَ الْآخِرَهِ عِیَانُهُ أَعْظَمُ مِنْ سَمَاعِهِ
در حالى که همه چیز آخرت «دیدنش» از «شنیدنش» مهمتر است.
برای اینکه گرفتار سختی های عذاب نشویم از امروز باید مراقب باشیم.

⬇️ ذکر دو نکته :

🔻نکته1:
همه یک روز می فهمیم
” کُلُّ نَعِیمٍ دُونَ الْجَنَّهِ فَهُوَ مَحْقُورٌ”؛
قبل از آنکه دیر شود به این نکته پی ببریم.

📚یعقوبی در تاریخ خود درمورد لحظات پایانی عمروعاص مینویسد:
وَلَمَّا حَضَرَتْ عَمْرًا الْوَفَاهُ، قَالَ لِابْنِهِ: إِنِّی قَدْ دَخَلْتُ فِی أُمُورٍ لَا أَدْرِی مَا حُجَّتِی عِنْدَ اللَّهِ فِیهَا.
و هنگامی که زمان مرگ عمرو بن عاص فرا رسید، به پسرش گفت: من وارد اموری شدم که نمی‌دانم دلیل و توجیه من نزد خداوند درباره آنها چیست.
ثُمَّ نَظَرَ إِلَى مَالِهِ فَرَأَى کَثْرَتَهُ، فَقَالَ: یَا لَیْتَنَا کَانَ بِعراً!
سپس به مالش نگاه کرد و فراوانی آن را دید، گفت: ای کاش به جای این مال فضولات حیوان بود
یَا لَیْتَنِی مُتُّ قَبْلَ هَذَا الْیَوْمِ بِثَلَاثِینَ سَنَهً ای کاش سی سال پیش از این روز مرده بودم!
أَصْلَحْتُ لِمُعَاوِیَهَ دُنْیَاهُ، وَأَفْسَدْتُ دِینِی، آثَرْتُ دُنْیَایَ وَتَرَکْتُ آخِرَتِی
من دنیای معاویه را آباد کردم و دین خود را تباه ساختم، دنیای خود را بر آخرتم ترجیح دادم و آخرتم را رها کردم.

🔻نکته ۲ :
برای شناخت شر و خیر باید دعا کرد
شناخت خیر و شر راه های مختلفی دارد، اگر انسان عالِم شود، عاقلانه به مسائل نگاه کند، مشورت کند و در مورد هر کاری عاقبت اندیشی داشته باشد؛ میتواند به خیر و شر بودن کاری پی برد.
ولی گاهی انسان هر چه نگاه میکند و بررسی میکند از روی ظاهر نمیتواند خیر یا شر بودن کار را تشخیص دهد.
اینجاست که انسان نیاز به نور باطن دارد، نیاز به دعا دارد.

*⃣ از پیامبر صلی الله علیه و آله روایت داریم:
اَلَلَّهُمَّ اَرِنِی الْاَشْیَاءَ کَمَا هِیَ
خدایا اشیاء را آنچنان که هستند به من نشان بده.

*⃣ امام صادق علیه السلام بعد از نماز عشاء دعایی میخواندند :
اللَّهُمَّ … أَرِنِی الْحَقَّ حَقّا حَتَّی أَتَّبِعَهُ وَ أَرِنِی الْبَاطِلَ بَاطِلًا حَتَّی أَجْتَنِبَهُ
خداوندا! واقعیت و حق را به من نشان بده تا از آن پیروی کنم و باطل را به من بنمایان تا از آن دوری کنم.
وَ لَا تَجْعَلْهُمَا عَلَیَّ مُتَشَابِهَیْنِ فَأَتَّبِعَ هَوَایَ بِغَیْرِ هُدًی مِنْکَ
و حق و باطل را برای من مبهم و نامشخص نکن که در نتیجه از هوای نفس خود به دور از راه هدایت تو پیروی کنم.

↩️باید دعا کرد که خداوند خیر و شر بودن، و باطن امور را به انسان نشان دهد.
امیرالمومنین علیه السلام در حکمت ۴۳۲ فرمود:
إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ هُمُ الَّذِینَ نَظَرُوا إِلَى بَاطِنِ الدُّنْیَا إِذَا نَظَرَ النَّاسُ إِلَى ظَاهِرِهَا
اولیای الهی چشم باطن بین دارند
نگاه که می کند خیر و شر چیزی را می بیند .

غفرالله لی و لکم الحمدلله رب العالمین

حکمت سیصد و هشتاد و هفتم