بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۶/۱۲_ ۱۰ربیع الاول
💢حکمت۳۹۵💢
وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ، کَافٍ.
و امام (ع) فرمود: هر چه بدان اکتفا توان کرد، همان کافى است.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ، کَافٍ
به هرمقدار از دنیا قناعت کنى همان مقداربراى تو کافى است.
✅️اگرچه محتوای اصلی این حکمت در مورد قناعت و زهد است ولی حضرت در این حکمت از جنبه خاصی به بحث قناعت میپردازند.
👈نیازهای انسان، به نوع نگاه او بستگی دارد.
👇نیاز آدمى با نحوه تفکر و روحیات او متفاوت مى شود.
◀️انسانی که روحیه و تفکر او قناعت داشته باشد؛ مى تواند با زندگى ساده اى بسازد.
⏪️در حالى که افراد غیر قانع فکر مى کنند نیازهایی دارند که با زندگى عادی تأمین نمى شود و باید امکانات فراوان در اختیار داشته باشند; منزل وسیع همچون یک قصر، وسایل منزل گسترده و در حد آن قصر، خادمان فراوان، مرکب هاى سوارى، سفره هاى رنگین و امثال آن.
❌️گاهى افراد تصور مى کنند، زیاده خواهی ها نیازهاى اصلى زندگى آنهاست و گاه نام آن را زندگى در حد شأن مى گذارند که همه این ها فریب نفس اماره است. اگر روح قناعت بر آن ها حاکم باشد مى دانند این ها فوق نیاز بلکه اسراف است.
✅️بیش از اعتدال خواستن، اسراف است.
🔺امیرالمومنین در غررالحکم فرمود: کُلُّ ما زادَ عَلَى الاقتِصادِ، إسرافٌ
(هر آنچه از میانهروى بگذرد، زیادهروى است)
✍️کسی که به کم قانع نباشد، به زیاد هم قانع نیست.
👈مشکل انسان های زیاده خواهی که دنبال رسیدن به رفاه مطلق هستند، این نیست که به زندگی ساده راضی نمیشوند.
آنها حتی اگر به بهترین رفاه و زندگی رویایی نیز دست پیدا کنند باز هم آرامش و رضایت در زندگی آنها نخواهد آمد.
📚مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار از امیرالمومنین نقل مى فرماید:
مَنْ لَمْ یُقْنِعْهُ الْیسِیرُ لَمْ یَنْفَعْهُ الْکَثِیرُ
کسى که مقدار کم، او را قانع نسازد مقدار زیاد از دنیا نیز او را قانع نخواهد ساخت.
✅️باید نگاه را درست کرد، تا زندگی درست شود:
📚مرحوم کلینی در باب القناعه کافی از امیرالمومنین نقل میکند:
ابْنَ آدَمَ إِنْ کُنْتَ تُرِیدُ مِنَ الدُّنْیا مَا یکْفِیکَ
اى فرزند آدم! اگر از دنیا به مقدارى که لازم است و کفایت مى کند بخواهى.
فَإِنَّ أَیسَرَ مَا فِیهَا یکْفِیکَ
ساده ترین زندگى براى تو کافى است.
وَ إِنْ کُنْتَ إِنَّمَا تُرِیدُ مَا لاَ یکْفِیکَ
اما اگر از دنیا فراتر از حد کفایت بخواهى
فَإِنَّ کُلَّ مَا فِیهَا لاَ یکْفِیکَ
تمام دنیا را هم به تو بدهند تو را کفایت نمى کند.
✅️باید از روحیه ی سیری ناپذیری به خدا پناه برد:
در تعقیبات نماز عصر آمده است: اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ
(خدایا پناه به تو مى برم از نفسى که از دنیا سیرى ندارد)
وَ مِنْ قَلْبٍ لاَ یَخْشَعُ
(و از قلبى که خاشع نباشد)
وَ مِنْ عِلْمٍ لاَ یَنْفَعُ
(و از علمى که نفع نبخشد)
وَ مِنْ صَلاَهٍ لاَ تُرْفَعُ
(و از نمازى که بالا نرود)
وَ مِنْ دُعَاءٍ لاَ یُسْمَعُ
(و از دعایى که به اجابت نرسد)
✅️نیازهای کاذب انسان تمام شدنی نیستند.
📚در حدیث قدسى داریم:
إِنَّ فِیمَا نَزَلَ بِهِ الْوَحْى مِنَ السَّمَاءِ لَوْ أَنَّ لاِبْنِ آدَمَ وَادِیینِ یسِیلاَنِ ذَهَباً وَ فِضَّهً لاَبْتَغَى إِلَیهِمَا ثَالِثاً
(از جمله وحى هاى آسمانى این بود که اگر انسان دو بیابان پر از طلا و نقره داشته باشد باز هم بیابان سومى را مى خواهد.)
یا ابْنَ آدَمَ إِنَّمَا بَطْنُکَ بَحْرٌ مِنَ الْبُحُورِ وَ وَاد مِنَ الاَْوْدِیهِ لاَ یمْلاَُهُ شَىءٌ إِلاَّ التُّرَابُ
(اى فرزند آدم! شکمت دریایى از دریاها و بیابانی از بیابانهاست که چیزى جز خاک آن را پر نمى کند)
🔻به گفته سعدى:
گفت چشم تنگ دنیا دوست را *** یا قناعت پر کند یا خاک گور
🔺مرحوم خویی در شرح منهاج البراعه میفرماید:
فَإِنَّ فِی حُصُولِ کُلِّ حَاجَهٍ یُظْهِرُ حَوَائِجَ کَثِیرَهً
(به درستی که با برآورده شدن هر نیاز، نیازهای بسیار دیگری آشکار میشود) ،
وَلَا یُمْکِنُ الْوُصُولُ إِلَى نِهَایَهِ الْحَوَائِجِ
(و نمیتوان به پایان نیازها دست یافت.)
👈انسان بایدروحیه خود را مدیریت کند.
✅️درمان درد زیاده خواهی، اصلاح فکر است:
📚در روایت داریم شخصی به امام صادق گلایه کرد:
شَکا إلَیهِ رَجُلٌ أنّهُ یَطلُبُ فَیُصیبُ و لا یَقنَعُ
(مردى به ایشان شِکوه کرد که طلب روزى مى کند و به دست مى آورد، اما قانع نمى شود) ،
و تُنازِعُهُ نفسُهُ إلى ما هُو أکثَرُ مِنهُ
(و نفْسش بیشتر از آن را از او مى طلبد)
و قالَ : عَلِّمْنِی شَیئا أنتَفِعْ بهِ
(و عرض کرد: مرا چیزى بیاموزید، که مشکلم را حلّ کند)
🔺امام صادق علیهالسلام فرمود:
إن کانَ ما یَکفیکَ یُغنیکَ، فَأدنى ما فیها یُغنیکَ
(اگر آن اندازه که کفایتت مى کند تو را بى نیاز سازد، کمترین چیز دنیا بى نیازت مى سازد) ،
و إن کانَ ما یَکفیکَ لا یُغنیکَ فَکُلُّ ما فیها لا یُغنیکَ
(و اگر آنچه تو را بس است بى نیازت نسازد، همه دنیا هم تو را بى نیاز نمى گرداند.)
✍️ در واقع پاسخ حضرت، کار روی فکر بود.
اینطور نیست با یک ذکر و نمازی این مشکل حل شود. باید مشکل اعتقادی و باوری آن را درست کرد تا این مشکل حل شود.
وقتی انسان روحیه ی زیاده خواهی داشته باشد، به هیچ چیز راضی نیست. ولی وقتی روحیه ی قناعت داشته باشد به کمترین ها نیز راضی میشود.
❓️سوال: چگونه میشود باور غلط را اصلاح کرد؟!
👇پاسخ:
دو راهکار برای اصلاح روحیه غلط:
الف) تلقین قناعت به خویش :
🔺امیرالمومنین فرمود:
أَلهِمْ نفسَکَ القُنوعَ
( قناعت را به نفس خود، تلقین کن)
👈تلقین یکی از راهکارهای مهم امیرالمومنین برای اصلاح اخلاق است که در یک قاعده ی کلی در حکمت ۲۰۷ فرمود:
إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ، فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ
اگر حلیم و بردبار نیستى خود را به بردبارى وادار کن و همانند حلیمان عمل کن زیرا کمتر شده است کسى خود را شبیه قومى کند و سرانجام از آنان نشود.
ب) اولویت بندی نیازها :
باید نیازهایی که در زندگی داریم را بنویسیم، آنها را به نیازهای دسته اول ضروری، و نیازهای دسته دوم غیر ضروری _نیازهای کاذب_ تقسیم بندی کنیم. بعد ببینیم فاصله ی ما با نیازهای واقعی چقدر است.
🔺امیرالمومنین علیهالسلام فرمود:
مَنِ اشتَغَلَ بِغَیرِ المُهِمِّ ضَیَّعَ الأهَمَّ
(هر کس به چیزى که مهمّ نیست بپردازد، آنچه را که اهمیت بیشترى دارد از دست مى دهد.)
◀️ اگر سراغ نیازهای غیر مهم رفتیم، برنامه های مهم زندگی که عبادت و رفاه و… هستند را نیز از دست میدهیم.
✅️ باید براى هزینه کردن و ایجاد تعادل میان دخل و خرج زندگى برنامه داشت:
🔺قرآن در آیه ۷ سوره طلاق این باره مىفرماید:
لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ
(بر توانگر است که از دارایىِ خود هزینه کند، و هر که روزىاش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است، خرج کند.)
✍️ این سخن، بدین معناست که هر کس باید فراخور درآمد خود، براى هزینههاى زندگى خویش برنامهریزى کند؛ زیرا درآمد همه مردم، یکسان نیست. از این رو، هر کس براى رسیدن به توازن و تعادل میان دخل و خرج زندگى، باید برنامه خاص خود را داشته باشد. رعایت این توازن، حتّى در شرایط مختلف اقتصادى زندگى یک فرد نیز ضرورى است…
✅️ اسراف در عین فقر :
🔺در روایتى از امام صادق علیه السلام آمده است:
رُبَّ فَقیرٍ أسرَفُ مِن غَنِىٍّ
(بسا فقیرى که از توانگر، اسرافکارتر باشد)
فَقُلتُ: کَیفَ یَکونُ الفَقیرُ أسرَفَ مِنَ الغَنِىِّ؟
( گفتم: چگونه چنین چیزى ممکن است؟)
فَقالَ: إنَّ الغَنِىَّ یُنفِقُ مِمّا اوتِىَ، وَ الفَقیرَ یُنفِقُ مِن غَیرِ ما اوتِىَ
(فرمود: توانگر، از آنچه به وى عطا شده، خرج مىکند؛ ولى فقیر، بدون آن که به وى انفاق شده خرج مىکند»)
✅️همین حداقل ها برای انسان کافی است:
📚در تاریخ داریم:
وَ نَزَلَ هَارُونُ فِی سَفَرٍ فِی ظِلِّ مِیلٍ، وَکَانَ مَعَهُ أَبُو الْعَتَّاهِیَهِ
(هارون الرشید خلیفه عباسی در سفری در سایه یک ستون فرود آمد و ابوالعتاهیه شاعر معروف نیز همراه او بود.)،
فَقَالَ أَبْیَاتًا وَ مِنْهَا
(ابوالعتاهیه ابیاتی سرود که از جمله این بود):
وَ مَا تَصْنَعُ بِالدُّنْیَا وَ ظِلُّ الْمِیلِ یُکْفِیکَا
(تو با دنیا چه میکنی در حالی که سایه یک ستون تو را کفایت میکند؟)
✅️فقیرانه زندگی نکنیم، آبرومندانه زندگی کنیم.
غرض امیرالمومنین از بیان “زهد” و “کفاف” این نیست که شیعیان فقیر باشند و دستشان جلوی دیگران دراز باشد.
🔺امیر المومنین در غرر الحکم فرمود:
ثَمَرهُ القَناعَهِ العِزُّ
( میوه قناعت، عزّت است.)
✍️غرض از قناعت آن است که انسان به حد نیاز داشته باشد ولی برای رشد و تعالی روحی خودش نیز برنامه و فرصت داشته باشد. به کارهای مهمتری برسد که باعث عاقبت به خیری او میشوند.
🔺حضرت در حکمت ۳۹۰ فرمود: لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ: مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ خُطْوَهٍ فِی مَعَادٍ، أَوْ لَذَّهٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ
و فرمود (ع): روا نیست برای عاقل که مشغول باشدمگر اینکه در پى سه کار باشد: یا در پى اصلاح معاش خود یا در کار معاد یا در پى لذتهاى غیر حرام.
✍️ کسی که حریص باشد همه وقتش صرف دنیا میشود و از امور مهم دیگر مثل خودسازی و اصلاح نفس و عبادت و زندگی زیبا باز می ماند. در حالی که بناست این دنیا پلی برای رشد معنوی ماباشد.
✅️آرامش زندگی با قناعت می آید نه ریخت و پاش.
قرآن کریم در آیه ۹۷ سوره نحل میفرماید:
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً
(از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم)
قرآن کریم شرط رسیدن به حیات طیبه در دنیا و آخرت را دو چیز معرفی میکند:
1️⃣ ایمان 2️⃣ عمل صالح
❓️کدام عمل صالحی حیات طیبه آفرین است؟!
حضرت درحکمت ۲۲۹ فرمود:
وَ سُئِلَ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى “فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً”، فَقَالَ: هِیَ الْقَنَاعَهُ
(از امام علیه السلام از تفسیر آیه سؤال کردند فرمود: «منظور قناعت است»)
✅️زحمات پشت نعمت را ببینیم، تا به کم آن هم راضی باشیم:
📚مرحوم مجلسی در باب الشکر بحار الانوار دو جریان از ابوذر و سلمان نقل میکند:
دَعَا سَلْمَانُ أَبَاذَرٍّ رَحْمَهُ اَللَّهِ عَلَیْهِمَا إِلَى مَنْزِلِهِ فَقَدَّمَ إِلَیْهِ رَغِیفَیْنِ
(سلمان فارسى ابوذر غفارى را به مهمانى دعوت نمود.پس از ورود ابوذر به منزل، سلمان دو قرص نان بر سر سفره نهاد)
فَأَخَذَ أَبُو ذَرٍّ اَلرَّغِیفَیْنِ فَقَلَبَهُمَا
(ابوذر آن دو قرص نان را بدست گرفت و باین طرف و آن طرف نان نگاهى کرد.)
فَقَالَ سَلْمَانُ یَا أَبَا ذَرٍّ لِأَیِّ شَیْءٍ تَقْلِبُ هَذَیْنِ اَلرَّغِیفَیْنِ
(سلمان گفت اى ابوذر براى چه این نانها را مورد دقت قرار میدهى؟)
قَالَ خِفْتُ أَلاَّ یَکُونَا نَضِیجَیْنِ
(ابوذر گفت چون احتمال دادم خوب پخته شده نباشند)
فَغَضِبَ سَلْمَانُ مِنْ ذَلِکَ غَضَباً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ مَا أَجْرَأَکَ حَیْثُ تَقْلِبُ اَلرَّغِیفَیْنِ
(ناگهان سلمان خشمگین شد و خیلى ناراحت گردید و گفت اى ابوذر خیلى جرات دارى که این نانها را باین طرف و آن طرف میگردانى و دقت میکنى)
سلمان گفت ای ابوذر میدانی “ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند” تا این لقمه نان درست شود.
فَکَیْفَ لَکَ أَنْ تَقُومَ بِهَذَا اَلشُّکْرِ
(اى ابو ذر چگونه میتوانى شکر و سپاس این همه نعمت را بجا بیآورى؟)
فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ إِلَى اَللَّهِ أَتُوبُ وَ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ مِمَّا أَحْدَثْتُ
(ابوذر متنبه شده و گفت توبه مینمایم و بسوى خدا بازگشت میکنم)
وَ إِلَیْکَ أَعْتَذِرُ مِمَّا کَرِهْتَ
(و از این غفلتى که از من واقع شده استغفار مینمایم و از تو هم معذرت میخواهم چون عملى که تو را ناراحت کرده انجام دادم.)
❓ اگر قناعت این است، ما کجای کاریم؟!
📚علامه مجلسی در ادامه میفرماید:
وَ دَعَا سَلْمَانُ أَبَا ذَرٍّ رَحْمَهُ اَللَّهِ عَلَیْهِمَا ذَاتَ یَوْمٍ إِلَى ضِیَافَهٍ
( سلمان روزى ابوذر را دعوت کرده و از کیسه خود پاره نان خشکى بیرون آورد)
فَقَدَّمَ إِلَیْهِ مِنْ جِرَابِهِ کِسَراً یَابِسَهً وَ بَلَّهَا مِنْ رَکْوَتِهِ
(و با ظرف آبى که داشت آن قطعه نان را مرطوب نمود و پیش ابوذر گذاشت)
فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ مَا أَطْیَبَ هَذَا اَلْخُبْزَ لَوْ کَانَ مَعَهُ مِلْحٌ
(ابو ذر گفت این نان چقدر خوب و پاکیزه است اگر نمکى هم بود که با او میخوردیم)
فَقَامَ سَلْمَانُ وَ خَرَجَ فَرَهَنَ رَکْوَتَهُ بِمِلْحٍ وَ حَمَلَهُ إِلَیْهِ
(سلمان نمک نداشت بیرون رفت ظرف آب را گرو گذاشته مقدارى نمک تهیه کرد و آورد)
فَجَعَلَ أَبُو ذَرٍّ یَأْکُلُ ذَلِکَ اَلْخُبْزَ وَ یَذُرُّ عَلَیْهِ ذَلِکَ اَلْمِلْحَ
(ابوذر مشغول خوردن نان شد و از آن نمک روى نان مىپاشید)
وَ یَقُولُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی رَزَقَنَا هَذِهِ اَلْقَنَاعَهَ
(و میگفت حمد و سپاس خدا را که به ما صفت قناعت را عنایت فرموده)
فَقَالَ سَلْمَانُ لَوْ کَانَتْ قَنَاعَهٌ لَمْ تَکُنْ رَکْوَتِی مَرْهُونَهً
(سلمان گفت اگر قناعت در میان بود ظرف آب من به گرو نمیرفت.)
کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ، کَافٍ
(به هرمقدار از دنیا قناعت کنى همان براى تو کافى است)
❇️ نکاتی در مورد حکمت ۳۹۵:
👈نکته اول:
مطالبی در مورد کفاف:
الف)توصیه به رعایت کفاف:
❇️پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمود:
طُوبَى لِمَنْ أَسْلَمَ وَ کَانَ عَیْشُهُ کَفَافاً
(خوشا به حال کسى که تسلیم رضاى خدا باشد و زندگى اش به قدر کفاف باشد)
🔺روایتی از وجود پیامبر اکرم صلوات الله علیه:
مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص بِرَاعِی إِبِلٍ فَبَعَثَ یَسْتَسْقِیهِ فَقَالَ أَمَّا مَا فِی ضُرُوعِهَا فَصَبُوحُ الْحَیِّ وَ أَمَّا مَا فِی آنِیَتِنَا فَغَبُوقُهُمْ
(رسول خدا به شترچرانى گذر کرد و کسى را فرستاد تا از او شیر بخواهد،شتربان گفت:آنچه در پستان شتران است صبحانۀ قبیله و آنچه در ظرفهاست شام ایشان است)
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- اللَّهُمَّ أَکْثِرْ مَالَهُ وَ وُلْدَهُ
(رسول خدا فرمود:خدایا مال و فرزندانش را زیاد کن)
ثُمَّ مَرَّ بِرَاعِی غَنَمٍ فَبَعَثَ إِلَیْهِ یَسْتَسْقِیهِ فَحَلَبَ لَهُ مَا فِی ضُرُوعِهَا وَ أَکْفَأَ مَا فِی إِنَائِهِ فِی إِنَاءِ- رَسُولِ اللَّهِ ص وَ بَعَثَ إِلَیْهِ بِشَاهٍ وَ قَالَ هَذَا مَا عِنْدَنَا وَ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ نَزِیدَکَ زِدْنَاکَ
(سپس از کنار گوسفندچرانى گذر کرد،و کسى را فرستاد تا از او شیر بگیرد،چوپان گوسفندها را دوشید و هر چه در ظرف داشت در ظرف رسول خدا ریخت و گوسفندى هم براى حضرت فرستاد،و عرض کرد:همین مقدار نزد ما بود،و اگر بیش از این هم بخواهى به شما مى دهیم)
قَالَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ الْکَفَافَ
(رسول خدا فرمود:پروردگارا او را به قدر کفایت روزى ده)
فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ دَعَوْتَ لِلَّذِی رَدَّکَ بِدُعَاءٍ عَامَّتُنَا نُحِبُّهُ وَ دَعَوْتَ لِلَّذِی أَسْعَفَکَ بِحَاجَتِکَ بِدُعَاءٍ کُلُّنَا نَکْرَهُهُ
(یکى از اصحاب عرض کرد:اى رسول خدا براى کسى که ردّت کرد دعائى فرمودى که همۀ ما آن را دوست داریم،و براى کسى که حاجتت را بر آورد دعایى کردى که همۀ ما ناخوش داریم)
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ مَا قَلَّ وَ کَفَى خَیْرٌ مِمَّا کَثُرَ وَ أَلْهَى
(رسول خدا فرمود:آنچه کم باشد و کفایت کند بهتر از زیادى است که دل را مشغول دارد.)
اللَّهُمَّ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْکَفَافَ.(پروردگارا به محمّد و آلش به قدر کفاف روزى عطا کن.)
ب) میزان و مقدار حد کفاف چقدر است؟!
کفاف و کفایت مفهومی است که مصادیقش متناسب با شرایط زندگی هر انسانی، مختلف می شود.
یعنی این طور نیست که خوراک، پوشاک، مسکن و… برای همه افراد، یک سقف معین داشته باشد، لذا کفاف هم از نظر شرایط مکانی و هم شرایط زمانی، نسبت به حد متعارف معیشتی افراد مختلف می شود.
این یک مسئله عرفی است که شارع مقدس، تشخیص آن را به عهده ما گذاشته است.
ج)راهکار رسیدن به کفاف چیست؟
درغرر الحکم فرمود:
مَنْ أَکْثَرَ مِنْ ذِکْرِ الْمَوْتِ رَضِیَ مِنَ الدُّنْیَا بِالْکَفَافِ
(هر که بسیار یاد مرگ کند ، از دنیا به اندک ، قناعت مى ورزد.)
د) حد کفاف یا حد رفاه ؟!
اگر چه شریعت مقدس “حد کفاف” را میپسندد، ولی از آنجایی که همه افراد توان اکتفا به این حد را ندارند،شریعت مقدس رفاه نسبی _در مقابل رفاه مطلق_ را نیز مجاز شمرده و راه آن را نیز به روی ما باز گذاشته است.
🔷️درحکمت ۳۹۳ فرمود:
خُذْ مِنَ الدُّنْیَا مَا أَتَاکَ، وَ تَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّى عَنْکَ؛ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ، فَأَجْمِلْ فِی الطَّلَبِ.
از دنیا همان را برگیر که نزد تو آید و از آنچه روى از تو بر مى تابد، روى برتاب. اگر چنین نتوانى، اندازه نگه دار.
👌روایتی عجیب و قابل تامل:
📚از اسحاق بن عمّار نقل شده که:
قُلتُ لِأبى عَبدِ اللّهِ علیه السلام: یَکونُ لِلمُؤمِنِ عَشَرَهُ أقمِصَهٍ؟ قالَ: نَعَم
(به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مؤمن مىتواند ده پیراهن داشته باشد؟ امام علیه السلام فرمود: «آرى»)،
قُلتُ: عِشرونَ؟ قالَ: نَعَم
(گفتم: بیست پیراهن چه؟ فرمود: «آرى اشکالى ندارد».)
قُلتُ: ثَلاثونَ؟ قالَ: نَعَم، لَیسَ هذا مِنَ السَّرَفِ
(گفتم: سى تا چه؟ فرمود: آرى. این، اسراف نیست)
إنَّمَا السَّرَفُ أن تَجعَلَ ثَوبَ صَونِکَ ثَوبَ بِذلَتِکَ
(اسراف، آن است که لباس بیرونىات را لباس کار و دم دستى قرار دهى)
✍️ از این روایت بر می آید که شرایط افراد مختلف است ولی تا آنجایی که انسان به “بی مبالاتی اقتصادی” دچار نشود؛ میتواند از امکانات مادی استفاده کند.
♦️بی مبالاتی یعنی مراقبت نکردن، به فکر نبودن، تفاوت قائل نشدن
(مثلا روی فرش گران قیمت به بچه ی کوچک غذا بدهد، وقتی فرش کثیف شد یا عوض کند یا سریع بدهد برای شستشو …)
💠کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ، کَافٍ
(به هرمقدار از دنیا قناعت کنى همان براى تو کافى است)
👈نکته دوم:
دعای رضایتمندی :
🔺امام سجاد در دعای 35 صحیفه سجادیه، دعایی برای رضایتمندی به داشته ها و اکتفا به حد نیاز دارد.
وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الرِّضَا إِذَا نَظَرَ إِلَی أَصْحَابِ الدُّنْیَا
(دعاء در اظهار رضایت از نعم پروردگار)
الْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى بِحُکْمِ اللَّهِ
(سپاس خدای را به عنوان رضا خشنودی به حکمش)
شَهِدْتُ أَنَّ اللَّهَ قَسَمَ مَعَایِشَ عِبَادِهِ بِالْعَدْلِ (گواهی میدهم که خداوند معیشت بندگانش را به آیین عدالت تقسیم کرد)
وَ أَخَذَ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْلِ
(و بر تمام مخلوقاتش راه فضل و احسان پیش گرفت.)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَفْتِنِّی بِمَا أَعْطَیْتَهُمْ
(بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به سبب آنچه به آنان مرحمت فرمودی آزمایش مکن)
….فَأَحْسُدَ خَلْقَکَ، وَ أَغْمَطَ حُکْمَکَ.
(تا مبادا به آنان حسد برم، و حکم حضرتت را سبک شمارم.)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ طَیِّبْ بِقَضَائِکَ نَفْسِی
(بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به قضایت دلخوش کن)
وَ وَسِّعْ بِمَوَاقِعِ حُکْمِکَ صَدْرِی
(و به من قدرتی بده که سختی ها را تحمل کنم)
وَ هَبْ لِیَ الثِّقَهَ لِأُقِرَّ مَعَهَا بِأَنَّ قَضَاءَکَ لَمْ یَجْرِ إِلَّا بِالْخِیَرَهِ
(و به من اطمینان ده که به سبب آن اقرار کنم که قضای تو جز به آنچه خیر است روان نشده)
وَ اجْعَلْ شُکْرِی لَکَ عَلَى مَا زَوَیْتَ عَنِّی أَوْفَرَ مِنْ شُکْرِی إِیَّاکَ عَلَى مَا خَوَّلْتَنِی
(و شکرم را بر آنچه از من باز داشتهای افزونتر از شکرم بر آنچه به من عنایت کردی قرار ده)
وَ اعْصِمْنِی مِنْ أَنْ أَظُنَّ بِذِی عَدَمٍ خَسَاسَهً، أَوْ أَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَهٍ فَضْلًا
(و مرا از خوار دیدن تهیدست، و برتر دیدن ثروتمند حفظ فرما) ،
فَإِنَّ الشَّرِیفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُکَ، وَ الْعَزِیزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُکَ
(زیرا شریف آن است که طاعت تو او را شریف نموده، و عزیز کسی است که عبادت تو او را عزت داده.)
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ مَتِّعْنَا بِثَرْوَهٍ لَا تَنْفَدُ
(پس بر محمد و آلش درود فرست و ما را از ثروتی فناناپذیر بهرهمند کن) ،
وَ أَیِّدْنَا بِعِزٍّ لَا یُفْقَدُ
(و به عزتی دائم تأیید فرما) ،
وَ اسْرَحْنَا فِی مُلْکِ الْأَبَدِ
(و در ملک جاودانه روانه ساز) ،
إِنَّکَ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ
(زیرا که تو آن یکتای یگانه بینیازی)
غفر الله لی ولکم،الحمد لله رب العالمین
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۶/۱۲_ ۱۰ربیع الاول
💢حکمت۳۹۵💢
وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ، کَافٍ.
و امام (ع) فرمود: هر چه بدان اکتفا توان کرد، همان کافى است.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ، کَافٍ
به هرمقدار از دنیا قناعت کنى همان مقداربراى تو کافى است.
✅️اگرچه محتوای اصلی این حکمت در مورد قناعت و زهد است ولی حضرت در این حکمت از جنبه خاصی به بحث قناعت میپردازند.
👈نیازهای انسان، به نوع نگاه او بستگی دارد.
👇نیاز آدمى با نحوه تفکر و روحیات او متفاوت مى شود.
◀️انسانی که روحیه و تفکر او قناعت داشته باشد؛ مى تواند با زندگى ساده اى بسازد.
⏪️در حالى که افراد غیر قانع فکر مى کنند نیازهایی دارند که با زندگى عادی تأمین نمى شود و باید امکانات فراوان در اختیار داشته باشند; منزل وسیع همچون یک قصر، وسایل منزل گسترده و در حد آن قصر، خادمان فراوان، مرکب هاى سوارى، سفره هاى رنگین و امثال آن.
❌️گاهى افراد تصور مى کنند، زیاده خواهی ها نیازهاى اصلى زندگى آنهاست و گاه نام آن را زندگى در حد شأن مى گذارند که همه این ها فریب نفس اماره است. اگر روح قناعت بر آن ها حاکم باشد مى دانند این ها فوق نیاز بلکه اسراف است.
✅️بیش از اعتدال خواستن، اسراف است.
🔺امیرالمومنین در غررالحکم فرمود: کُلُّ ما زادَ عَلَى الاقتِصادِ، إسرافٌ
(هر آنچه از میانهروى بگذرد، زیادهروى است)
✍️کسی که به کم قانع نباشد، به زیاد هم قانع نیست.
👈مشکل انسان های زیاده خواهی که دنبال رسیدن به رفاه مطلق هستند، این نیست که به زندگی ساده راضی نمیشوند.
آنها حتی اگر به بهترین رفاه و زندگی رویایی نیز دست پیدا کنند باز هم آرامش و رضایت در زندگی آنها نخواهد آمد.
📚مرحوم علامه مجلسى در بحارالانوار از امیرالمومنین نقل مى فرماید:
مَنْ لَمْ یُقْنِعْهُ الْیسِیرُ لَمْ یَنْفَعْهُ الْکَثِیرُ
کسى که مقدار کم، او را قانع نسازد مقدار زیاد از دنیا نیز او را قانع نخواهد ساخت.
✅️باید نگاه را درست کرد، تا زندگی درست شود:
📚مرحوم کلینی در باب القناعه کافی از امیرالمومنین نقل میکند:
ابْنَ آدَمَ إِنْ کُنْتَ تُرِیدُ مِنَ الدُّنْیا مَا یکْفِیکَ
اى فرزند آدم! اگر از دنیا به مقدارى که لازم است و کفایت مى کند بخواهى.
فَإِنَّ أَیسَرَ مَا فِیهَا یکْفِیکَ
ساده ترین زندگى براى تو کافى است.
وَ إِنْ کُنْتَ إِنَّمَا تُرِیدُ مَا لاَ یکْفِیکَ
اما اگر از دنیا فراتر از حد کفایت بخواهى
فَإِنَّ کُلَّ مَا فِیهَا لاَ یکْفِیکَ
تمام دنیا را هم به تو بدهند تو را کفایت نمى کند.
✅️باید از روحیه ی سیری ناپذیری به خدا پناه برد:
در تعقیبات نماز عصر آمده است: اَللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لاَ تَشْبَعُ
(خدایا پناه به تو مى برم از نفسى که از دنیا سیرى ندارد)
وَ مِنْ قَلْبٍ لاَ یَخْشَعُ
(و از قلبى که خاشع نباشد)
وَ مِنْ عِلْمٍ لاَ یَنْفَعُ
(و از علمى که نفع نبخشد)
وَ مِنْ صَلاَهٍ لاَ تُرْفَعُ
(و از نمازى که بالا نرود)
وَ مِنْ دُعَاءٍ لاَ یُسْمَعُ
(و از دعایى که به اجابت نرسد)
✅️نیازهای کاذب انسان تمام شدنی نیستند.
📚در حدیث قدسى داریم:
إِنَّ فِیمَا نَزَلَ بِهِ الْوَحْى مِنَ السَّمَاءِ لَوْ أَنَّ لاِبْنِ آدَمَ وَادِیینِ یسِیلاَنِ ذَهَباً وَ فِضَّهً لاَبْتَغَى إِلَیهِمَا ثَالِثاً
(از جمله وحى هاى آسمانى این بود که اگر انسان دو بیابان پر از طلا و نقره داشته باشد باز هم بیابان سومى را مى خواهد.)
یا ابْنَ آدَمَ إِنَّمَا بَطْنُکَ بَحْرٌ مِنَ الْبُحُورِ وَ وَاد مِنَ الاَْوْدِیهِ لاَ یمْلاَُهُ شَىءٌ إِلاَّ التُّرَابُ
(اى فرزند آدم! شکمت دریایى از دریاها و بیابانی از بیابانهاست که چیزى جز خاک آن را پر نمى کند)
🔻به گفته سعدى:
گفت چشم تنگ دنیا دوست را *** یا قناعت پر کند یا خاک گور
🔺مرحوم خویی در شرح منهاج البراعه میفرماید:
فَإِنَّ فِی حُصُولِ کُلِّ حَاجَهٍ یُظْهِرُ حَوَائِجَ کَثِیرَهً
(به درستی که با برآورده شدن هر نیاز، نیازهای بسیار دیگری آشکار میشود) ،
وَلَا یُمْکِنُ الْوُصُولُ إِلَى نِهَایَهِ الْحَوَائِجِ
(و نمیتوان به پایان نیازها دست یافت.)
👈انسان بایدروحیه خود را مدیریت کند.
✅️درمان درد زیاده خواهی، اصلاح فکر است:
📚در روایت داریم شخصی به امام صادق گلایه کرد:
شَکا إلَیهِ رَجُلٌ أنّهُ یَطلُبُ فَیُصیبُ و لا یَقنَعُ
(مردى به ایشان شِکوه کرد که طلب روزى مى کند و به دست مى آورد، اما قانع نمى شود) ،
و تُنازِعُهُ نفسُهُ إلى ما هُو أکثَرُ مِنهُ
(و نفْسش بیشتر از آن را از او مى طلبد)
و قالَ : عَلِّمْنِی شَیئا أنتَفِعْ بهِ
(و عرض کرد: مرا چیزى بیاموزید، که مشکلم را حلّ کند)
🔺امام صادق علیهالسلام فرمود:
إن کانَ ما یَکفیکَ یُغنیکَ، فَأدنى ما فیها یُغنیکَ
(اگر آن اندازه که کفایتت مى کند تو را بى نیاز سازد، کمترین چیز دنیا بى نیازت مى سازد) ،
و إن کانَ ما یَکفیکَ لا یُغنیکَ فَکُلُّ ما فیها لا یُغنیکَ
(و اگر آنچه تو را بس است بى نیازت نسازد، همه دنیا هم تو را بى نیاز نمى گرداند.)
✍️ در واقع پاسخ حضرت، کار روی فکر بود.
اینطور نیست با یک ذکر و نمازی این مشکل حل شود. باید مشکل اعتقادی و باوری آن را درست کرد تا این مشکل حل شود.
وقتی انسان روحیه ی زیاده خواهی داشته باشد، به هیچ چیز راضی نیست. ولی وقتی روحیه ی قناعت داشته باشد به کمترین ها نیز راضی میشود.
❓️سوال: چگونه میشود باور غلط را اصلاح کرد؟!
👇پاسخ:
دو راهکار برای اصلاح روحیه غلط:
الف) تلقین قناعت به خویش :
🔺امیرالمومنین فرمود:
أَلهِمْ نفسَکَ القُنوعَ
( قناعت را به نفس خود، تلقین کن)
👈تلقین یکی از راهکارهای مهم امیرالمومنین برای اصلاح اخلاق است که در یک قاعده ی کلی در حکمت ۲۰۷ فرمود:
إِنْ لَمْ تَکُنْ حَلِیماً فَتَحَلَّمْ، فَإِنَّهُ قَلَّ مَنْ تَشَبَّهَ بِقَوْمٍ إِلَّا أَوْشَکَ أَنْ یَکُونَ مِنْهُمْ
اگر حلیم و بردبار نیستى خود را به بردبارى وادار کن و همانند حلیمان عمل کن زیرا کمتر شده است کسى خود را شبیه قومى کند و سرانجام از آنان نشود.
ب) اولویت بندی نیازها :
باید نیازهایی که در زندگی داریم را بنویسیم، آنها را به نیازهای دسته اول ضروری، و نیازهای دسته دوم غیر ضروری _نیازهای کاذب_ تقسیم بندی کنیم. بعد ببینیم فاصله ی ما با نیازهای واقعی چقدر است.
🔺امیرالمومنین علیهالسلام فرمود:
مَنِ اشتَغَلَ بِغَیرِ المُهِمِّ ضَیَّعَ الأهَمَّ
(هر کس به چیزى که مهمّ نیست بپردازد، آنچه را که اهمیت بیشترى دارد از دست مى دهد.)
◀️ اگر سراغ نیازهای غیر مهم رفتیم، برنامه های مهم زندگی که عبادت و رفاه و… هستند را نیز از دست میدهیم.
✅️ باید براى هزینه کردن و ایجاد تعادل میان دخل و خرج زندگى برنامه داشت:
🔺قرآن در آیه ۷ سوره طلاق این باره مىفرماید:
لِیُنْفِقْ ذُو سَعَهٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَیْهِ رِزْقُهُ فَلْیُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ
(بر توانگر است که از دارایىِ خود هزینه کند، و هر که روزىاش بر او تنگ شده باشد، از آنچه خداوند به او داده است، خرج کند.)
✍️ این سخن، بدین معناست که هر کس باید فراخور درآمد خود، براى هزینههاى زندگى خویش برنامهریزى کند؛ زیرا درآمد همه مردم، یکسان نیست. از این رو، هر کس براى رسیدن به توازن و تعادل میان دخل و خرج زندگى، باید برنامه خاص خود را داشته باشد. رعایت این توازن، حتّى در شرایط مختلف اقتصادى زندگى یک فرد نیز ضرورى است…
✅️ اسراف در عین فقر :
🔺در روایتى از امام صادق علیه السلام آمده است:
رُبَّ فَقیرٍ أسرَفُ مِن غَنِىٍّ
(بسا فقیرى که از توانگر، اسرافکارتر باشد)
فَقُلتُ: کَیفَ یَکونُ الفَقیرُ أسرَفَ مِنَ الغَنِىِّ؟
( گفتم: چگونه چنین چیزى ممکن است؟)
فَقالَ: إنَّ الغَنِىَّ یُنفِقُ مِمّا اوتِىَ، وَ الفَقیرَ یُنفِقُ مِن غَیرِ ما اوتِىَ
(فرمود: توانگر، از آنچه به وى عطا شده، خرج مىکند؛ ولى فقیر، بدون آن که به وى انفاق شده خرج مىکند»)
✅️همین حداقل ها برای انسان کافی است:
📚در تاریخ داریم:
وَ نَزَلَ هَارُونُ فِی سَفَرٍ فِی ظِلِّ مِیلٍ، وَکَانَ مَعَهُ أَبُو الْعَتَّاهِیَهِ
(هارون الرشید خلیفه عباسی در سفری در سایه یک ستون فرود آمد و ابوالعتاهیه شاعر معروف نیز همراه او بود.)،
فَقَالَ أَبْیَاتًا وَ مِنْهَا
(ابوالعتاهیه ابیاتی سرود که از جمله این بود):
وَ مَا تَصْنَعُ بِالدُّنْیَا وَ ظِلُّ الْمِیلِ یُکْفِیکَا
(تو با دنیا چه میکنی در حالی که سایه یک ستون تو را کفایت میکند؟)
✅️فقیرانه زندگی نکنیم، آبرومندانه زندگی کنیم.
غرض امیرالمومنین از بیان “زهد” و “کفاف” این نیست که شیعیان فقیر باشند و دستشان جلوی دیگران دراز باشد.
🔺امیر المومنین در غرر الحکم فرمود:
ثَمَرهُ القَناعَهِ العِزُّ
( میوه قناعت، عزّت است.)
✍️غرض از قناعت آن است که انسان به حد نیاز داشته باشد ولی برای رشد و تعالی روحی خودش نیز برنامه و فرصت داشته باشد. به کارهای مهمتری برسد که باعث عاقبت به خیری او میشوند.
🔺حضرت در حکمت ۳۹۰ فرمود: لَیْسَ لِلْعَاقِلِ أَنْ یَکُونَ شَاخِصاً إِلَّا فِی ثَلَاثٍ: مَرَمَّهٍ لِمَعَاشٍ، أَوْ خُطْوَهٍ فِی مَعَادٍ، أَوْ لَذَّهٍ فِی غَیْرِ مُحَرَّمٍ
و فرمود (ع): روا نیست برای عاقل که مشغول باشدمگر اینکه در پى سه کار باشد: یا در پى اصلاح معاش خود یا در کار معاد یا در پى لذتهاى غیر حرام.
✍️ کسی که حریص باشد همه وقتش صرف دنیا میشود و از امور مهم دیگر مثل خودسازی و اصلاح نفس و عبادت و زندگی زیبا باز می ماند. در حالی که بناست این دنیا پلی برای رشد معنوی ماباشد.
✅️آرامش زندگی با قناعت می آید نه ریخت و پاش.
قرآن کریم در آیه ۹۷ سوره نحل میفرماید:
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَىٰ وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً
(از مرد و زن، هر کس کار شایسته انجام دهد در حالی که مؤمن است، مسلماً او را به زندگی پاک و پاکیزه ای زنده می داریم)
قرآن کریم شرط رسیدن به حیات طیبه در دنیا و آخرت را دو چیز معرفی میکند:
1️⃣ ایمان 2️⃣ عمل صالح
❓️کدام عمل صالحی حیات طیبه آفرین است؟!
حضرت درحکمت ۲۲۹ فرمود:
وَ سُئِلَ علیه السلام عَنْ قَوْلِهِ تَعَالَى “فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً”، فَقَالَ: هِیَ الْقَنَاعَهُ
(از امام علیه السلام از تفسیر آیه سؤال کردند فرمود: «منظور قناعت است»)
✅️زحمات پشت نعمت را ببینیم، تا به کم آن هم راضی باشیم:
📚مرحوم مجلسی در باب الشکر بحار الانوار دو جریان از ابوذر و سلمان نقل میکند:
دَعَا سَلْمَانُ أَبَاذَرٍّ رَحْمَهُ اَللَّهِ عَلَیْهِمَا إِلَى مَنْزِلِهِ فَقَدَّمَ إِلَیْهِ رَغِیفَیْنِ
(سلمان فارسى ابوذر غفارى را به مهمانى دعوت نمود.پس از ورود ابوذر به منزل، سلمان دو قرص نان بر سر سفره نهاد)
فَأَخَذَ أَبُو ذَرٍّ اَلرَّغِیفَیْنِ فَقَلَبَهُمَا
(ابوذر آن دو قرص نان را بدست گرفت و باین طرف و آن طرف نان نگاهى کرد.)
فَقَالَ سَلْمَانُ یَا أَبَا ذَرٍّ لِأَیِّ شَیْءٍ تَقْلِبُ هَذَیْنِ اَلرَّغِیفَیْنِ
(سلمان گفت اى ابوذر براى چه این نانها را مورد دقت قرار میدهى؟)
قَالَ خِفْتُ أَلاَّ یَکُونَا نَضِیجَیْنِ
(ابوذر گفت چون احتمال دادم خوب پخته شده نباشند)
فَغَضِبَ سَلْمَانُ مِنْ ذَلِکَ غَضَباً شَدِیداً ثُمَّ قَالَ مَا أَجْرَأَکَ حَیْثُ تَقْلِبُ اَلرَّغِیفَیْنِ
(ناگهان سلمان خشمگین شد و خیلى ناراحت گردید و گفت اى ابوذر خیلى جرات دارى که این نانها را باین طرف و آن طرف میگردانى و دقت میکنى)
سلمان گفت ای ابوذر میدانی “ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند” تا این لقمه نان درست شود.
فَکَیْفَ لَکَ أَنْ تَقُومَ بِهَذَا اَلشُّکْرِ
(اى ابو ذر چگونه میتوانى شکر و سپاس این همه نعمت را بجا بیآورى؟)
فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ إِلَى اَللَّهِ أَتُوبُ وَ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ مِمَّا أَحْدَثْتُ
(ابوذر متنبه شده و گفت توبه مینمایم و بسوى خدا بازگشت میکنم)
وَ إِلَیْکَ أَعْتَذِرُ مِمَّا کَرِهْتَ
(و از این غفلتى که از من واقع شده استغفار مینمایم و از تو هم معذرت میخواهم چون عملى که تو را ناراحت کرده انجام دادم.)
❓ اگر قناعت این است، ما کجای کاریم؟!
📚علامه مجلسی در ادامه میفرماید:
وَ دَعَا سَلْمَانُ أَبَا ذَرٍّ رَحْمَهُ اَللَّهِ عَلَیْهِمَا ذَاتَ یَوْمٍ إِلَى ضِیَافَهٍ
( سلمان روزى ابوذر را دعوت کرده و از کیسه خود پاره نان خشکى بیرون آورد)
فَقَدَّمَ إِلَیْهِ مِنْ جِرَابِهِ کِسَراً یَابِسَهً وَ بَلَّهَا مِنْ رَکْوَتِهِ
(و با ظرف آبى که داشت آن قطعه نان را مرطوب نمود و پیش ابوذر گذاشت)
فَقَالَ أَبُو ذَرٍّ مَا أَطْیَبَ هَذَا اَلْخُبْزَ لَوْ کَانَ مَعَهُ مِلْحٌ
(ابو ذر گفت این نان چقدر خوب و پاکیزه است اگر نمکى هم بود که با او میخوردیم)
فَقَامَ سَلْمَانُ وَ خَرَجَ فَرَهَنَ رَکْوَتَهُ بِمِلْحٍ وَ حَمَلَهُ إِلَیْهِ
(سلمان نمک نداشت بیرون رفت ظرف آب را گرو گذاشته مقدارى نمک تهیه کرد و آورد)
فَجَعَلَ أَبُو ذَرٍّ یَأْکُلُ ذَلِکَ اَلْخُبْزَ وَ یَذُرُّ عَلَیْهِ ذَلِکَ اَلْمِلْحَ
(ابوذر مشغول خوردن نان شد و از آن نمک روى نان مىپاشید)
وَ یَقُولُ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ اَلَّذِی رَزَقَنَا هَذِهِ اَلْقَنَاعَهَ
(و میگفت حمد و سپاس خدا را که به ما صفت قناعت را عنایت فرموده)
فَقَالَ سَلْمَانُ لَوْ کَانَتْ قَنَاعَهٌ لَمْ تَکُنْ رَکْوَتِی مَرْهُونَهً
(سلمان گفت اگر قناعت در میان بود ظرف آب من به گرو نمیرفت.)
کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ، کَافٍ
(به هرمقدار از دنیا قناعت کنى همان براى تو کافى است)
❇️ نکاتی در مورد حکمت ۳۹۵:
👈نکته اول:
مطالبی در مورد کفاف:
الف)توصیه به رعایت کفاف:
❇️پیامبر اکرم صلوات الله علیه فرمود:
طُوبَى لِمَنْ أَسْلَمَ وَ کَانَ عَیْشُهُ کَفَافاً
(خوشا به حال کسى که تسلیم رضاى خدا باشد و زندگى اش به قدر کفاف باشد)
🔺روایتی از وجود پیامبر اکرم صلوات الله علیه:
مَرَّ رَسُولُ اللَّهِ ص بِرَاعِی إِبِلٍ فَبَعَثَ یَسْتَسْقِیهِ فَقَالَ أَمَّا مَا فِی ضُرُوعِهَا فَصَبُوحُ الْحَیِّ وَ أَمَّا مَا فِی آنِیَتِنَا فَغَبُوقُهُمْ
(رسول خدا به شترچرانى گذر کرد و کسى را فرستاد تا از او شیر بخواهد،شتربان گفت:آنچه در پستان شتران است صبحانۀ قبیله و آنچه در ظرفهاست شام ایشان است)
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- اللَّهُمَّ أَکْثِرْ مَالَهُ وَ وُلْدَهُ
(رسول خدا فرمود:خدایا مال و فرزندانش را زیاد کن)
ثُمَّ مَرَّ بِرَاعِی غَنَمٍ فَبَعَثَ إِلَیْهِ یَسْتَسْقِیهِ فَحَلَبَ لَهُ مَا فِی ضُرُوعِهَا وَ أَکْفَأَ مَا فِی إِنَائِهِ فِی إِنَاءِ- رَسُولِ اللَّهِ ص وَ بَعَثَ إِلَیْهِ بِشَاهٍ وَ قَالَ هَذَا مَا عِنْدَنَا وَ إِنْ أَحْبَبْتَ أَنْ نَزِیدَکَ زِدْنَاکَ
(سپس از کنار گوسفندچرانى گذر کرد،و کسى را فرستاد تا از او شیر بگیرد،چوپان گوسفندها را دوشید و هر چه در ظرف داشت در ظرف رسول خدا ریخت و گوسفندى هم براى حضرت فرستاد،و عرض کرد:همین مقدار نزد ما بود،و اگر بیش از این هم بخواهى به شما مى دهیم)
قَالَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص- اللَّهُمَّ ارْزُقْهُ الْکَفَافَ
(رسول خدا فرمود:پروردگارا او را به قدر کفایت روزى ده)
فَقَالَ لَهُ بَعْضُ أَصْحَابِهِ یَا رَسُولَ اللَّهِ دَعَوْتَ لِلَّذِی رَدَّکَ بِدُعَاءٍ عَامَّتُنَا نُحِبُّهُ وَ دَعَوْتَ لِلَّذِی أَسْعَفَکَ بِحَاجَتِکَ بِدُعَاءٍ کُلُّنَا نَکْرَهُهُ
(یکى از اصحاب عرض کرد:اى رسول خدا براى کسى که ردّت کرد دعائى فرمودى که همۀ ما آن را دوست داریم،و براى کسى که حاجتت را بر آورد دعایى کردى که همۀ ما ناخوش داریم)
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِنَّ مَا قَلَّ وَ کَفَى خَیْرٌ مِمَّا کَثُرَ وَ أَلْهَى
(رسول خدا فرمود:آنچه کم باشد و کفایت کند بهتر از زیادى است که دل را مشغول دارد.)
اللَّهُمَّ ارْزُقْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ الْکَفَافَ.(پروردگارا به محمّد و آلش به قدر کفاف روزى عطا کن.)
ب) میزان و مقدار حد کفاف چقدر است؟!
کفاف و کفایت مفهومی است که مصادیقش متناسب با شرایط زندگی هر انسانی، مختلف می شود.
یعنی این طور نیست که خوراک، پوشاک، مسکن و… برای همه افراد، یک سقف معین داشته باشد، لذا کفاف هم از نظر شرایط مکانی و هم شرایط زمانی، نسبت به حد متعارف معیشتی افراد مختلف می شود.
این یک مسئله عرفی است که شارع مقدس، تشخیص آن را به عهده ما گذاشته است.
ج)راهکار رسیدن به کفاف چیست؟
درغرر الحکم فرمود:
مَنْ أَکْثَرَ مِنْ ذِکْرِ الْمَوْتِ رَضِیَ مِنَ الدُّنْیَا بِالْکَفَافِ
(هر که بسیار یاد مرگ کند ، از دنیا به اندک ، قناعت مى ورزد.)
د) حد کفاف یا حد رفاه ؟!
اگر چه شریعت مقدس “حد کفاف” را میپسندد، ولی از آنجایی که همه افراد توان اکتفا به این حد را ندارند،شریعت مقدس رفاه نسبی _در مقابل رفاه مطلق_ را نیز مجاز شمرده و راه آن را نیز به روی ما باز گذاشته است.
🔷️درحکمت ۳۹۳ فرمود:
خُذْ مِنَ الدُّنْیَا مَا أَتَاکَ، وَ تَوَلَّ عَمَّا تَوَلَّى عَنْکَ؛ فَإِنْ أَنْتَ لَمْ تَفْعَلْ، فَأَجْمِلْ فِی الطَّلَبِ.
از دنیا همان را برگیر که نزد تو آید و از آنچه روى از تو بر مى تابد، روى برتاب. اگر چنین نتوانى، اندازه نگه دار.
👌روایتی عجیب و قابل تامل:
📚از اسحاق بن عمّار نقل شده که:
قُلتُ لِأبى عَبدِ اللّهِ علیه السلام: یَکونُ لِلمُؤمِنِ عَشَرَهُ أقمِصَهٍ؟ قالَ: نَعَم
(به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا مؤمن مىتواند ده پیراهن داشته باشد؟ امام علیه السلام فرمود: «آرى»)،
قُلتُ: عِشرونَ؟ قالَ: نَعَم
(گفتم: بیست پیراهن چه؟ فرمود: «آرى اشکالى ندارد».)
قُلتُ: ثَلاثونَ؟ قالَ: نَعَم، لَیسَ هذا مِنَ السَّرَفِ
(گفتم: سى تا چه؟ فرمود: آرى. این، اسراف نیست)
إنَّمَا السَّرَفُ أن تَجعَلَ ثَوبَ صَونِکَ ثَوبَ بِذلَتِکَ
(اسراف، آن است که لباس بیرونىات را لباس کار و دم دستى قرار دهى)
✍️ از این روایت بر می آید که شرایط افراد مختلف است ولی تا آنجایی که انسان به “بی مبالاتی اقتصادی” دچار نشود؛ میتواند از امکانات مادی استفاده کند.
♦️بی مبالاتی یعنی مراقبت نکردن، به فکر نبودن، تفاوت قائل نشدن
(مثلا روی فرش گران قیمت به بچه ی کوچک غذا بدهد، وقتی فرش کثیف شد یا عوض کند یا سریع بدهد برای شستشو …)
💠کُلُّ مُقْتَصَرٍ عَلَیْهِ، کَافٍ
(به هرمقدار از دنیا قناعت کنى همان براى تو کافى است)
👈نکته دوم:
دعای رضایتمندی :
🔺امام سجاد در دعای 35 صحیفه سجادیه، دعایی برای رضایتمندی به داشته ها و اکتفا به حد نیاز دارد.
وَ کَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَیْهِ السَّلَامُ فِی الرِّضَا إِذَا نَظَرَ إِلَی أَصْحَابِ الدُّنْیَا
(دعاء در اظهار رضایت از نعم پروردگار)
الْحَمْدُ لِلَّهِ رِضًى بِحُکْمِ اللَّهِ
(سپاس خدای را به عنوان رضا خشنودی به حکمش)
شَهِدْتُ أَنَّ اللَّهَ قَسَمَ مَعَایِشَ عِبَادِهِ بِالْعَدْلِ (گواهی میدهم که خداوند معیشت بندگانش را به آیین عدالت تقسیم کرد)
وَ أَخَذَ عَلَى جَمِیعِ خَلْقِهِ بِالْفَضْلِ
(و بر تمام مخلوقاتش راه فضل و احسان پیش گرفت.)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ لَا تَفْتِنِّی بِمَا أَعْطَیْتَهُمْ
(بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به سبب آنچه به آنان مرحمت فرمودی آزمایش مکن)
….فَأَحْسُدَ خَلْقَکَ، وَ أَغْمَطَ حُکْمَکَ.
(تا مبادا به آنان حسد برم، و حکم حضرتت را سبک شمارم.)
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ طَیِّبْ بِقَضَائِکَ نَفْسِی
(بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و مرا به قضایت دلخوش کن)
وَ وَسِّعْ بِمَوَاقِعِ حُکْمِکَ صَدْرِی
(و به من قدرتی بده که سختی ها را تحمل کنم)
وَ هَبْ لِیَ الثِّقَهَ لِأُقِرَّ مَعَهَا بِأَنَّ قَضَاءَکَ لَمْ یَجْرِ إِلَّا بِالْخِیَرَهِ
(و به من اطمینان ده که به سبب آن اقرار کنم که قضای تو جز به آنچه خیر است روان نشده)
وَ اجْعَلْ شُکْرِی لَکَ عَلَى مَا زَوَیْتَ عَنِّی أَوْفَرَ مِنْ شُکْرِی إِیَّاکَ عَلَى مَا خَوَّلْتَنِی
(و شکرم را بر آنچه از من باز داشتهای افزونتر از شکرم بر آنچه به من عنایت کردی قرار ده)
وَ اعْصِمْنِی مِنْ أَنْ أَظُنَّ بِذِی عَدَمٍ خَسَاسَهً، أَوْ أَظُنَّ بِصَاحِبِ ثَرْوَهٍ فَضْلًا
(و مرا از خوار دیدن تهیدست، و برتر دیدن ثروتمند حفظ فرما) ،
فَإِنَّ الشَّرِیفَ مَنْ شَرَّفَتْهُ طَاعَتُکَ، وَ الْعَزِیزَ مَنْ أَعَزَّتْهُ عِبَادَتُکَ
(زیرا شریف آن است که طاعت تو او را شریف نموده، و عزیز کسی است که عبادت تو او را عزت داده.)
فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ مَتِّعْنَا بِثَرْوَهٍ لَا تَنْفَدُ
(پس بر محمد و آلش درود فرست و ما را از ثروتی فناناپذیر بهرهمند کن) ،
وَ أَیِّدْنَا بِعِزٍّ لَا یُفْقَدُ
(و به عزتی دائم تأیید فرما) ،
وَ اسْرَحْنَا فِی مُلْکِ الْأَبَدِ
(و در ملک جاودانه روانه ساز) ،
إِنَّکَ الْوَاحِدُ الْأَحَدُ الصَّمَدُ
(زیرا که تو آن یکتای یگانه بینیازی)
غفر الله لی ولکم،الحمد لله رب العالمین