بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۶/۱۳ _۱۱ربیع الاول
💢حکمت ۳۹۶💢
وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ، وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ؛ وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً، لَمْ یُعْطَ قَائِماً؛ وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ، فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ، وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ.
و امام (ع) فرمود: مرگ، آرى. خوارى و پستى، نه. به اندک ساختن و دست به سوى این و آن دراز نکردن. آن کس که اگر بنشیند، چیزى به دستش نیاید، اگر هم بایستد چیزى ندهندش.
روزگار، دو روز است، روزى که به زیان توست و روزى که به سود تو است. روزى که به سود توست، سرمست مشو و روزى که به زیان توست، شکیبایى ورز.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ
امام علی علیهالسلام: مرگ آرى اما تن دادن به پستى هرگز.
💠وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ
قناعت به مقدار کم آرى ولى دست نیاز بهسوى دیگران دراز کردن، نه.
💠وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً، لَمْ یُعْطَ قَائِماً
به کسی که در حالت نشسته، نعمتی داده نشد، در حالت ایستاده نیز نعمتی داده نخواهد شد.
💠وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ
دنیا دو روز است: روزى به سود توست و روزى به زیان تو.
💠فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ
در آن روز که به سود توست مست و مغرور مباش.
💠وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ
و آن روز که به زیان توست صابر و شکیبا باش.
✅امیرالمومنین در این حکمت به چهار نکته اشاره میفرمایند:
عزت ، قناعت ، روزی و تلخ و شیرین زندگی
💠الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ :
🔹«منیه» به معناى مرگ و «دنیه» به معناى پستى است.
انسان با شخصیت اگر بر سر دو راهى قرار بگیرد که یک راه به سوى مرگ و شهادت مى رود و راه دیگر به سوى ذلت و پستى، هرگز دومى را بر اولى ترجیح نمى دهد.
شاید سرش در راه آرمانها شکسته شود، ولی هرگز سرشکسته نخواهد شد.
زینب سرش شکست، ولی سرشکسته نیست…
✅نمونه این معنا در زندگى خوبان خدا، به ویژه سرور شهیدان کربلا دیده مى شود.
وقتى آن حضرت را بین «تسلیم شدن و زنده ماندن» یا «سر بر فرمان یزید نهادن» مخیر ساختند، فرمود:
أَلاَ وَ إِنَّ الدَّعِى ابْنَ الدَّعِى قَدْ تَرَکَنِى بَینَ السِّلَّهِ وَ الذِّلَّهِ وَهَیهَاتَ لَهُ ذَلِکَ
آگاه باشید این مرد ناپاک ناپاک زاده مرا در میان شمشیر و ذلت رها ساخته هیهات که بتواند چنین کارى را انجام دهد
هَیهَاتَ مِنِّى الذِّلَّهُ
و هیهات که من تن به ذلت بدهم.
أَبَى اللَّهُ ذَلِکَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ جُدُودٌ طَهُرَتْ وَ حُجُورٌ طَابَتْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَهَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْکِرَام خداوند از این کار ابا دارد و همچنین پیامبرش و مؤمنان و نیاکان پاک و دامن هاى پاکیزه به ما اجازه نمى دهند که اطاعت لئیمان را بر میدان شهادت کریمان مقدم داریم.
✍️ تمام خوبان عالم گواهی میدهند که باید به خون غلطیدن را انتخاب کرد ولی از پَست ها اطاعت نکرد.
✳️امام حسین، روح تسلیم ناپذیری است:
🔺در مقاتل آمده است:
عبید الله بن زیاد برای عمر بن سعد نامه نوشت که یا کار حسین را تمام کن یا لشکر را به شمر واگذار کن! عمر سعد گفت: لاَ یَسْتَسْلِمُ وَ اَللَّهِ حُسَیْنٌ، إِنَّ نَفْساً أَبِیَّهً لَبَیْنَ جَنْبَیْهِ!
و الله حسین تسلیم نخواهد شد، روح تسلیمناپذیرى در تن اوست.
❇️مکتب ظلم ستیزان_ اِباء الضیم:
🔺خطبه ۵۱:
فَالْمَوْتُ فِی حَیَاتِکُمْ مَقْهُورِینَ وَ الْحَیَاهُ فِی مَوْتِکُمْ قَاهِرِین
بدانید مرگ در زندگى توأم با شکست شما، و حیات در مرگ پیروزمندانه شماست.
👈ابن ابى الحدید در ذیل خطبه ۵۱ میگوید امیرالمومنین مکتب “ظلم ستیزی” راه انداخت و افراد مختلفی در طول تاریخ به این مکتب وارد شدند؛ ولی:
سَیِّد أهلِ الإباء الّذى عَلَّم النّاسَ الحَمِیَّهَ والمَوت تحتَ ظِلال السُّیوفِ اختیاراً له، على الدَّنِیَّهِ أبو عبدِ اللّهِ الحُسَین بن علىّ بن أبى طالب علیهما السّلام
بزرگ و پیشواى ستم ناپذیران جهان که درس غیرت و برگزیدن مرگ در سایه شمشیرها را در برابر ذلّت و خوارى، به مردم جهان داد، حسین بن على بود.
عُرِض علیه الأمانُ و أصحابِه فَأنِفَ مِن الذُّلّ
دشمن به او و یارانش امان داد ولى آن ها تن به ذلّت ندادند.
✅از نان بزن ولی مربی ظلم نباش:
🔺علامه شوشتری رضوان الله علیه:
شخص عالمی بود به نام خلیل، والی اهواز به او نامه نوشت و از او خواست که معلم و مربی فرزندش بشود.
فَأَخْرَجَ الْخَلِیلُ لِرَسُولِ سُلَیْمَانَ خُبْزًا یَابِسًا وَقَالَ: «مَا دُمْتُ أَجِدُ هَذَا فَلَا حَاجَهَ بِی إِلَى سُلَیْمَانَ»
خلیل برای فرستاده سلیمان نان خشکی بیرون آورد و گفت:«تا وقتی این را دارم، نیازی به سلیمان ندارم»
وَ قَالَ: «أَبْلِغْ سُلَیْمَانَ إِنِّی عَنْهُ فِی سَعَهٍ وَفِی غِنًى، غَیْرَ أَنِّی لَسْتُ بِذَامَالٍ»
و گفت: «به سلیمان برسان که من از او بینیازم و در توانگری هستم، با این حال من ثروتمند نیستم».
✍️ او حاضر است در سختی معیشت باشد ولی آموزگار کسی نشود که فرداها به مردم ظلم کند.
💠الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ
💠وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ
قناعت به مقدار کم آرى ولى دست نیاز بهسوى دیگران دراز کردن، نه.
🔹«تقلل» به معناى اکتفا به مقدار قلیل است. و «توسل» به معناى دست به دامن دیگران زدن مى باشد.
✅اگر انسان در زندگى قانع باشد هرگز نیاز ندارد که سر در پیش هر کسی خم کند، تملق بگوید، تعریف و تمجید بى جا کند و عزت و کرامت خود را پایمال سازد.
ولى اگر قناعت به کنار رفت و انسان زندگى پرزرق و برق را براى خود انتخاب نمود، اداره کردن چنین زندگى اى غالباً با عزت و سربلندى میسر نیست; یا باید آلوده به انواع گناهان شود و از طرق مشروع و نامشروع کسب درآمد کند و یا سر در پیش این و آن خم کند که این شیوه آزادگان و رادمردان نیست.
🔺و به گفته شاعر عرب:
أُقسِمُ بِاللّهِ لَمَصُّ النَّوى * وَشُربُ ماءِ القُلُبِ المالِحَه
سوگند به خداوند که مکیدن هسته هاى خرما براى سد جوع و نوشیدن آب چاه هاى شور.
أحسَنُ بالإنسانِ مِن ذُلِّه * وَمِن سُؤالِ الأوْجُهِ الکالِحَه
براى انسان بهتر است از تن دادن به ذلت و درخواست از افراد ترش روى.
فَاستَغْنِ باللّهِ تَکُن ذا غِنىً * مُغتَبِطاً بالصّفَقَهِ الرّابِحَه
بنابراین غناى الهى پیشه کن تا غنى و سربلند باشى و مردم با این تجارت پرسود به تو غبطه خورند.
فَالزُّهدُ عِزٌّ و التُّقى سُؤْدَدٌ * وَ ذِلَّهُ النّفسِ لَها فاضِحَه
زهد و قناعت عزت و تقوا بزرگى است. و ذلت نفس، رسوایى است.
🔺به تعبیر حافظ شیرین سخن:
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر/ که یک جو مِنَّتِ دونان دو صد من زر نمیارزد
✳️اهمیت قناعت:
🔺پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:
خِیارُ امّتى القانِعُ و شِرارُ امّتى الطامِع
نیکان امت من قناعت کاران اند و بَدان آن طمع کاران.
📚مرحوم کلینى در کافى از امام صادق علیهالسلام نقل میکند:
مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَهٌ تُذِلُّهُ
چقدر براى مؤمن زشت است که علاقه به چیزى پیدا کند که باعث ذلت او گردد.
🔺 امیرالمومنین علیهالسلام:
وَ إِنِ اِسْتَطَعْتَ أَنْ لاَ یَکُونَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اَللَّهِ ذُو نِعْمَهٍ فَافْعَلْ
اگر میتوانى کارى کنى که از کسى جز خداوند، نعمتى به تو نرسد ، چنین کن.
💠الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ
💠وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً، لَمْ یُعْطَ قَائِماً
به کسی که در حالت نشسته، نعمتی داده نشد، در حالت ایستاده نیز نعمتی داده نخواهد شد.
✅این جمله حضرت در مورد رزق و روزی است.
🔺 به تعبیر ابن ابی الحدید:
اگر چیزى را بدون کوشش به انسان ندهند با کوشش به او نخواهند داد.
🔺قطب راوندی رضوان الله علیه:
مَنْ لَمْ یَرْزُقْ بِالطَّلَبِ السَّهْلِ فَلَا یَنْفَعُ التَّشَدُّدُ
کسی که با طلب آسان روزی نمیبرد، سختگیری در طلب سودی ندارد.
🔺به تعبیر مرحوم مقنیه رحمه الله علیه:
اگر چیزى را با مدارا به انسان ندهند، با زور نخواهند داد.
🔺همچنین مرحوم مقنیه میفرمایند:
الْمُرَادُ بِالْقَاعِدِ هُوَ السَّاعِی وَالطَّالِبُ بِرِفْقٍ
مقصود از «قاعد» کسی است که با نرمی و ملایمت میکوشد و روزی طلب میکند،
وَالْمُرَادُ بِالْقَائِمِ السَّاعِی وَالطَّالِبُ بِعُنْفٍ
و مقصود از «قائم» کسی است که با خشونت و شدت میکوشد و روزی طلب میکند،
وَالْمَعْنَى: أَرْفِقْ فِی السَّعْیِ وَالطَّلَبِ، فَإِنْ لَمْ تُدْرِکْ حَاجَتَکَ مِنْ هَذِهِ السَّبِیلِ فَإِنَّکَ لَنْ تُدْرِکَهَا مِنْ سَبِیلِ الْعُنْفِ
و معنای جمله این است: در تلاش و طلب، نرمی و ملایمت به خرج بده؛ زیرا اگر نیازت را از راه ملایمت به دست نیاوری، هرگز از راه خشونت به دست نخواهی آورد.
✍️ انسان باید براى به دست آوردن روزى، از راه هاى صحیح و معقول وارد شود; حرص و طمع را کنار بگذارد و گمان نکند همیشه تلاش بیشتر سبب درآمد بیشتر است زیرا اگر چیزى براى انسان مقدر نشده باشد هر قدر هم تلاش و کوشش کند به آن نخواهد رسید.
🔺 به تعبیر حافظ:
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاد کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاد کنی
🔺به تعبیر جناب صائب:
در رحم اطفال از تحصیل روزی فارغ اند / مانع رزق مقدر خانهٔ دربسته نیست
👈نکته:
توصیه امیرالمومنین به “زهد و بی رغبتی به دنیا”، به معنای “بیکاری” نیست.
توصیه حضرت به “توکل به رزاقیت خدا” به هیچ وجه به معنای “جبر” نیست.
✍️ باید کار و تلاش کرد ولی حرص و طمع نداشت، باید به رزاقیت خدا باور داشت و دانست که روزی را خدا مقدر کرده است.
🔺به تعبیر صائب:
به قدر جستجو روزی به دست آید، ز پا منشین / که رزق مور با آن ناتوانی، در قدم باشد
✍️مورچه هم تا قدم برندارد به روزی مقدرش دست پیدا نمیکند.
💠الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ، وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ ، وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً، لَمْ یُعْطَ قَائِماً
💠وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ دنیا دو روز است: روزى به سود توست و روزى به زیان تو
💠فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ
در آن روز که به سود توست مست و مغرور مباش،
وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ
و آن روز که به زیان توست صابر و شکیبا باش.
❇️حضرت در جمله ی چهارم، سه مطلب را بیان میفرمایند:
👈الف) دنیا بالا و پایین دارد: (وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ)
واقعیت چنین است که دنیا همیشه به کام انسان نیست همانگونه که همواره به زیان او نمى باشد; مخلوطى است از شیرینى ها و تلخى ها، کامیابى ها و ناکامى ها و پیروزى ها و شکست ها که باید با هر یک از این دو بخش برخورد مناسبى داشت.
🔺به تعبیر جناب صائب:
یک دل آسوده نتوان یافت در زیر فلک / در بساط آسیا، یک دانهٔ نشکسته نیست
✍️ صائب روزگار را به آسیاب بزرگی تشبیه میکند که همه ی گندم هایی که به او سپرده میشوند را در هم میشکند و کسی از این قاعده مستثنی نیست.
✅درد هست، ولی مهم نحوه ی مواجهه ماست:
آن روز که دنیا به کام انسان است و طعم پیروزى را چشیده و شهد زندگى خوب و مرفه را درک کرده، باید مراقب باشد که این پیروزى او را به غرور و مستى نکشاند بلکه شکرگزار بخشنده این نعمت ها باشد و حق آن ها را ادا کند تا خدا نعمتش را بر او افزون سازد.
و آن روز که دنیا چهره عبوس خود را نشان مى دهد و کام انسان را با حوادث ناگوار تلخ مى کند و مشکلات و مصائب یکى پس از دیگرى فرامى رسد در آن روز نباید دست و پاى خود را گم کند و زبان به شکایت بگشاید و جزع و فزع نماید بلکه باید صبر پیشه کند:
⏪تا از یک سو اجر صابران را داشته باشد «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛
و از سوى دیگر با صبر و شکیبایى مى تواند اعصابى آرام داشته باشد و براى برون رفت از مشکلات راه چاره اى بیندیشد زیرا انسانى که به هنگام بروز مشکلات بى تابى مى کند راه چاره را نیز گم خواهد کرد.
❇️سختی ها برای امتحان انسان اند:
کامیابى و ناکامى، هر دو براى آزمایش انسان هاست و اگر حق آن ها را درست ادا نکند در آزمایش الهى مردود شده است.
📚درکتاب تحف العقول آمده:
وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ، فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ، وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ، فَبکلَیَهْمِا سَتُخْتَبَر
زیرا با هر دو حالت رنج و آسایش به زودى آزمایش مى شوى.
✳️از سختی و آسایش دنیا راه فرار نیست:
🔺در نامه ۷۲ خطاب به ابن عباس مى فرماید:
وَ اعْلَمْ بِأَنَّ الدَّهْرَ یوْمَانِ یوْمٌ لَکَ وَ یوْمٌ عَلَیکَ
بدان که دنیا دو روز است: روزى به سود توست و روزى به زیان تو.
وَ أَنَّ الدُّنْیا دَارُ دُوَل
این دنیا سرایى است متغیر که هر روز به دست گروهى مى افتد
فَمَا کَانَ مِنْهَا لَکَ أَتَاکَ عَلَى ضَعْفِکَ
آنچه از مواهب دنیا قسمت توست به سوى تو مى آید هر چند ضعیف باشى.
وَمَا کَانَ مِنْهَا عَلَیکَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِکَ
و آنچه به زیان توست گریبانت را خواهد گرفت هر چند قوى باشى و نمى توانى با قدرتت آن را از خود دور سازى.
👈ب)از نعمت های دنیا مغرور نشو _ فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ
«تَبطَر» از ماده «بطر» (بر وزن ضرر) به معناى غرور و مستى حاصل از فزونى نعمت است.
❇️مستی نعمت، عذاب دارد:
قرآن کریم در آیه ۴۴ سوره انعام میفرماید:
فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ
پس چون حقایقی را که برای عبرت گرفتنشان به آنها یادآوری شده بودند، فراموش کردند، درهای همه نعمت ها را به روی آنان گشودیم.
حَتَّىٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا
تا هنگامی که به آنچه داده شدند، مغرورانه خوشحال گشتند.
أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَهً
به ناگاه آنان را به عذاب گرفتیم
فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ
پس یکباره از نجات خود درمانده و نومید شدند.
❇️مستی نعمت بدتر از مستی شراب:
📚غررالحکم:
سُکرُ الغَفلَهِ و الغُرورِ أبعَدُ إفاقَهً مِن سُکرِ الخُمورِ
مستى غفلت و فریب، دیرتر از مستى شرابها از بین میرود.
✳️ از انواع مست کننده ها باید دوری کرد:
🔺امیرالمومنین علیه السلام:
یَنبَغِی للعاقِلِ أن یَحتَرِسَ مِن سُکرِ المالِ ، و سُکرِ القُدرَهِ ، و سُکرِ العِلمِ ، و سُکرِ المَدحِ ، و سُکرِ الشَّبابِ
سزاوار است که خردمند از مستى ثروت و مستى قدرت و مستى دانش و مستى ستایش و مستى جوانى پرهیز کند،
فإنَّ لِکُلِّ ذلکَ رِیاحا خَبیثهً تَسلُبُ العَقلَ و تَستَخِفُّ الوَقارَ
زیرا هر یک از این مستی ها بادهاى پلیدى دارد که عقل را مى رباید و وقار را از بین مى برد.
👈ج)در سختی ها صبور باش:( وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ)
اگر کسی میخواهد رشد و ترقی کند باید یاد بگیرد در مواضع سختی و ادبار دنیا صبوری به خرج دهد.
**** فاطمه زهرا اگر به این جایگاه رسید، به صبر امتحان شد. در زیارت حضرت زهرا میخوانیم:
یا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صابِرَهً
تو همان کسی هستی که خداوند قبل از خلقت، تو را به صبر امتحان کرد و تو را صابر یافت.
🔺 امیرالمومنین اگر به این مقام والا رسید ، در ۱۴ مقام به صبر امتحان شد.
📚علامه مجلسی در بحار نقل میکند:
پس از واقعه جنگ «نهروان » در حالی که مسلمانان در مسجد کوفه نشسته بودند، شخصی به نام «راس الیهود» به محضر امیر المؤمنین رسیده، و عرض کرد: در کتاب های ما آمده است که اوصیای انبیاء باید به میزان مشخصی امتحان شوند. شما که خود را جانشین پیامبر میدانید، این مطلب را بگویید.
حضر ت فرمود: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَمْتَحِنُ اَلْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاهِ اَلْأَنْبِیَاءِ فِی سَبْعَهِ مَوَاطِنَ لِیَبْتَلِیَ طَاعَتَهُمْ…
خداوند عز و جل اوصیای خود را در زمان حیات انبیاء در هفت جایگاه امتحان میکند تا میزان اطاعتشان را بسنجد.
ثُمَّ یَمْتَحِنُ اَلْأَوْصِیَاءَ بَعْدَ وَفَاهِ اَلْأَنْبِیَاءِ فِی سَبْعَهِ مَوَاطِنَ لِیَبْلُوَ صَبْرَهُمْ …
سپس اولیاء را بعد از مرگ انبیاء در هفت جایگاه امتحان میکندتا میزان صبرشان را بسنجد.
قَالَ لَهُ رَأْسُ اَلْیَهُودِ صَدَقْتَ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ فَأَخْبِرْنِی کَمِ اِمْتَحَنَکَ اَللَّهُ فِی حَیَاهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ… وَ کَمِ اِمْتَحَنَکَ بَعْدَ وَفَاتِهِ
مرد یهودی گفت: راست گفتید یا امیر المومنین.
پس مرا باخبر کنید از اینکه خداوند در زمان حضرت محمد صلوات الله علیه و بعد از آن چند بار شما را امتحان کرد؟……
✍️حضرت پاسخ طولانی به سوال این فرد میدهند که در ادامه به صورت مختصر بیان میشود:
👈امتحانات امیرالمومنین در زمان حیات رسول الله :
1⃣ جریان حدیث یوم الدار:
در روزی که پیامبر مامور شد خویشاوندان را به اسلام دعوت کند؛ فَامْتَنَعُوا مِنْ ذَلِکَ وَ أَنْکَرُوهُ عَلَیْهِ وَ هَجَرُوهُ
همه ی افراد به بغض و کینه و دشمنی با پیامبر برخورد کردند ولی من بر همه سختی ها صبر کردم و از پیامبر تبعیت کردم.
2⃣ لیله المبیت:
وقتی دشمنان نتوانستند جلوی گسترش مکتب رسول الله را بگیرند، اجتماع کردند برای قتل پیامبر. وقتی جبرئیل تکلیف هجرت را به پیامبر رساند و پیامبر مرا مامور حضور در خانه کرد ؛
فَأَسْرَعْتُ إِلَى ذَلِکَ مُطِیعاً لَهُ مَسْرُوراً لِنَفْسِی بِأَنْ أُقْتَلَ دُونَهُ
✍️ امتحان گذشتن از جان، که حضرت با شوق و سرور به استقبال آن رفت
3⃣ در جنگ بدر:
کَانُوا فُرْسَانَ قُرَیْشٍ دَعَوْا إِلَى اَلْبِرَازِ یَوْمَ بَدْرٍ فَلَمْ یَبْرُزْ لَهُمْ خَلْقٌ مِنْ قُرَیْشٍ
وقتی پهلوانان دشمن دعوت به مبارزه کردند و کسی از یاران پیامبر جواب نداد،
فَأَنْهَضَنِی رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ …وَ أَنَا أَحْدَثُ أَصْحَابِی سِنّاً … فَقَتَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِیَدِی وَلِیداً وَ شَیْبَهَ
رسول الله مرا به میدان فرستاد با اینکه سن کم و تجربه ی جنگی کمی داشتم ولی خداوند به دست من بزرگان دشمن را به خاک انداخت.
4⃣در جنگ احد:
که اکثر مسلمانان، پیامبر را تنها گذاشته و فرار کردند جبرئیل ندا داد: « لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار » ؛
وَ بَقِیت مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَضَى اَلْمُهَاجِرُونَ وَ اَلْأَنْصَارُ إِلَى؛مَنَازِلِهِمْ مِنَ اَلْمَدِینَهِ کُلٌّ یَقُولُ قُتِلَ اَلنَّبِیُّ وَ قُتِلَ أَصْحَابُهُ … وَ قَدْ جُرِحْتُ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نَیِّفاً وَ سَبْعِینَ جَرْحَهً مِنْهَا هَذِهِ وَ هَذِهِ ثُمَّ أَلْقَى رِدَاءَهُ
من همراه پیامبر ماندم و مسلمانها به مدینه بازگشتند و من بیش از هفتاد ضربه خوردم که جای آنها هنوز هم هست، اینجا و اینجا….
5⃣در جنگ خندق و مبارز طلبیدن عمرو بن عبدود:
که هیچ یک از اصحاب پیامبر جرأت مقابله با ایشان را نداشت و حضرت علی علیه السلام به مبارزه شتافت و ایشان را از پا درآورد.
فَأَنْهَضَنِی إِلَیْهِ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَمَّمَنِی بِیَدِهِ وَ أَعْطَانِی سَیْفَهُ هَذَا وَ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى ذِی اَلْفَقَارِ پیامبر مرا به سمت او فرستاد و با دست خود عمامه سر من گذاشت و این شمشیر ذوالفقار که الان نیز با من هست را به من داد
فَخَرَجْتُ إِلَیْهِ وَ نِسَاءُ أَهْلِ اَلْمَدِینَهِ بَوَاکٍ إِشْفَاقاً عَلَیَّ مِنِ اِبْنِ عَبْدِ وُدٍّ
این در حالی بود که صدای گریه زنان بلند شده بود و فکر میکردند من کشته خواهم شد
فَقَتَلَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِیَدِی وَ اَلْعَرَبُ لاَ تَعُدُّ لَهَا فَارِساً غَیْرَهُ
ولی خداوند او را به دست من کشت در حالی که عرب میگفت او هماوردی جز خودش ندارد.
6⃣ در جنگ خیبر:
که مسلمین در جنگ با یهودیان خیبر، سه روز شکست خوردند و در روز چهارم، حضرت علی علیه السلام با پیروزی برگشتند.
شَدَدْتُ عَلَیْهِمْ شِدَّهَ اَللَّیْثِ عَلَى فَرِیسَتِهِ… فَاقْتَلَعْتُ بَابَ حِصْنِهِمْ بِیَدِی حَتَّى دَخَلْتُ عَلَیْهِمْ مَدِینَتَهُمْ وَحْدِی
مانند شیر بر صید خود حمله کردم و درب قلعه را کندم و وارد قلعه شدم در حالی که تنها بودم و حتی یارانم نیز به من نرسیده بودند.
7⃣در تلاوت آیات اولیه سوره برائت در مکه:
اکثر مردم مکه به دلیل کشته شدن بزرگانشان در جنگ، توسط حضرت علی علیه السلام تشنه خون حضرت بودند. ولی حضرت مأموریتش را به نحو احسن و بدون هیچ ترسی انجام داد.
وَ قَرَأْتُ عَلَیْهِمْ کِتَابَهُ فَکُلُّهُمْ یَلْقَانِی بِالتَّهَدُّدِ وَ اَلْوَعِیدِ وَ یُبْدِی إِلَیَّ اَلْبَغْضَاءَ
من سوره برائت را بر آنها خواندم در حالی که مردم مکه از زن و مرد با بغض و تهدید و دشمنی با من روبرو میشدند.
👈امتحانات امیرالمومنین بعد از رحلت پیامبر:
1⃣صبر بر مصیبت عظیم رحلت جانسوز رسول الله صلی الله علیه و آله:
که به خاطر علاقه عجیب مولا به پیامبر برای حضرتش بسیار کشنده بود. انجام غسل و دفن رسول الله و جمع آوری قرآن.
فَنَزَلَ بِی مِنْ وَفَاهِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَا لَمْ أَکُنْ أَظُنُّ اَلْجِبَالَ لَوْ حُمِّلَتْهُ عَنْوَهً کَانَتْ تَنْهَضُ بِهِ
داغی از وفات پیامبر بر من نازل شد که اگر بر موه ها ناطل میشد گمان نمی کنمم سالم میماندند.
2⃣حوادث روی کار آمدن خلیفه اول و سکوت در برابر حقش.
أَنَا بِرَسُولِ اَللَّهِ مَشْغُولٌ وَ بِتَجْهِیزِهِ عَنْ سَائِرِ اَلْأَشْیَاءِ مَصْدُودٌ
من در کار بر داشتن جنازۀ رسول خدا بودم و نمیتوانستم بکار دیگرى بپردازم.
فَإِنَّهُ کَانَ أَهَمَّهَا وَ أَحَقَّ مَا بُدِئَ بِهِ مِنْهَا
زیرا برداشتن جنازۀ آن حضرت بر هر کارى مقدم بود و سر آمد همه کارها بشمار میرفت.
فَکَانَ هَذَا یَا أَخَا اَلْیَهُودِ أَقْرَحَ مَا وَرَدَ عَلَى قَلْبِی مَعَ اَلَّذِی أَنَا فِیهِ مِنْ عَظِیمِ اَلرَّزِیَّهِ وَ فَاجِعِ اَلْمُصِیبَهِ
اى برادر یهود این کنارهگیرى مردم در این موقع باریک . تعیین خلیفه از همه چیز بیشتر دل مرا سوزاند با آنکه در سوگوارى بزرگ و مصیبت ناگوار پیغمبر گرفتار بودم.
3⃣روی کار آمدن خلیفه دوم و صبر بر گرفتن حقش. و جلوگیری از جنگ بین مسلمانان
4⃣تشکیل شورای فرمایشی:
توسط عمر و همطراز کردن حضرت علی علیه السلام با اعضای شورا و اعتراض نکردن کسی مبنی بر این که عمر، در بستر بیماری، هذیان می گوید. جمله ای که عمر به رسول الله گفتند. وقتی پیامبر فرمود: قلم و کاغذ بیاورید تا مطلبی بنویسم که هرگز گمراه نشوید. عمر گفت: این مرد هذیان می گوید. و صبر بر خلافت عثمان.
5⃣ ماجرای جنگ جمل:
و امّا پنجمین آزمون، ای برادر یهودی!همانا آنان که با من بیعت کردند، چون در پیش من به آنچه طمع داشتند، دست نیافتند، آن زن (عایشه) را بر خلاف من برانگیخته و بر شتر سوارش نموده و بیابان ها را پیمودند.
6⃣ماجرای جنگ صفین:
و امّا آزمون ششم، ای برادر یهودی! همانا امر حَکم قرار دادن و جنگ با معاویه است.
7⃣ ماجرای جنگ نهروان:
ای برادر یهودی! همانا رسول خدا (ص) با من عهد کرده بود که در اواخر عمر خود با گروهی از اصحاب خود، مقاتله می نمایم که روزها روزه دار و شب ها به عبادت ایستاده و تلاوت کتاب خدا می نمایند و در اثر مخالفت و محاربه با من، از دین خارج می شوند؛ چنان که تیر از کمان خارج می شود.
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۶/۱۳ _۱۱ربیع الاول
💢حکمت ۳۹۶💢
وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ، وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ؛ وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً، لَمْ یُعْطَ قَائِماً؛ وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ، فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ، وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ.
و امام (ع) فرمود: مرگ، آرى. خوارى و پستى، نه. به اندک ساختن و دست به سوى این و آن دراز نکردن. آن کس که اگر بنشیند، چیزى به دستش نیاید، اگر هم بایستد چیزى ندهندش.
روزگار، دو روز است، روزى که به زیان توست و روزى که به سود تو است. روزى که به سود توست، سرمست مشو و روزى که به زیان توست، شکیبایى ورز.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ
امام علی علیهالسلام: مرگ آرى اما تن دادن به پستى هرگز.
💠وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ
قناعت به مقدار کم آرى ولى دست نیاز بهسوى دیگران دراز کردن، نه.
💠وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً، لَمْ یُعْطَ قَائِماً
به کسی که در حالت نشسته، نعمتی داده نشد، در حالت ایستاده نیز نعمتی داده نخواهد شد.
💠وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ
دنیا دو روز است: روزى به سود توست و روزى به زیان تو.
💠فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ
در آن روز که به سود توست مست و مغرور مباش.
💠وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ
و آن روز که به زیان توست صابر و شکیبا باش.
✅امیرالمومنین در این حکمت به چهار نکته اشاره میفرمایند:
عزت ، قناعت ، روزی و تلخ و شیرین زندگی
💠الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ :
🔹«منیه» به معناى مرگ و «دنیه» به معناى پستى است.
انسان با شخصیت اگر بر سر دو راهى قرار بگیرد که یک راه به سوى مرگ و شهادت مى رود و راه دیگر به سوى ذلت و پستى، هرگز دومى را بر اولى ترجیح نمى دهد.
شاید سرش در راه آرمانها شکسته شود، ولی هرگز سرشکسته نخواهد شد.
زینب سرش شکست، ولی سرشکسته نیست…
✅نمونه این معنا در زندگى خوبان خدا، به ویژه سرور شهیدان کربلا دیده مى شود.
وقتى آن حضرت را بین «تسلیم شدن و زنده ماندن» یا «سر بر فرمان یزید نهادن» مخیر ساختند، فرمود:
أَلاَ وَ إِنَّ الدَّعِى ابْنَ الدَّعِى قَدْ تَرَکَنِى بَینَ السِّلَّهِ وَ الذِّلَّهِ وَهَیهَاتَ لَهُ ذَلِکَ
آگاه باشید این مرد ناپاک ناپاک زاده مرا در میان شمشیر و ذلت رها ساخته هیهات که بتواند چنین کارى را انجام دهد
هَیهَاتَ مِنِّى الذِّلَّهُ
و هیهات که من تن به ذلت بدهم.
أَبَى اللَّهُ ذَلِکَ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ جُدُودٌ طَهُرَتْ وَ حُجُورٌ طَابَتْ أَنْ نُؤْثِرَ طَاعَهَ اللِّئَامِ عَلَى مَصَارِعِ الْکِرَام خداوند از این کار ابا دارد و همچنین پیامبرش و مؤمنان و نیاکان پاک و دامن هاى پاکیزه به ما اجازه نمى دهند که اطاعت لئیمان را بر میدان شهادت کریمان مقدم داریم.
✍️ تمام خوبان عالم گواهی میدهند که باید به خون غلطیدن را انتخاب کرد ولی از پَست ها اطاعت نکرد.
✳️امام حسین، روح تسلیم ناپذیری است:
🔺در مقاتل آمده است:
عبید الله بن زیاد برای عمر بن سعد نامه نوشت که یا کار حسین را تمام کن یا لشکر را به شمر واگذار کن! عمر سعد گفت: لاَ یَسْتَسْلِمُ وَ اَللَّهِ حُسَیْنٌ، إِنَّ نَفْساً أَبِیَّهً لَبَیْنَ جَنْبَیْهِ!
و الله حسین تسلیم نخواهد شد، روح تسلیمناپذیرى در تن اوست.
❇️مکتب ظلم ستیزان_ اِباء الضیم:
🔺خطبه ۵۱:
فَالْمَوْتُ فِی حَیَاتِکُمْ مَقْهُورِینَ وَ الْحَیَاهُ فِی مَوْتِکُمْ قَاهِرِین
بدانید مرگ در زندگى توأم با شکست شما، و حیات در مرگ پیروزمندانه شماست.
👈ابن ابى الحدید در ذیل خطبه ۵۱ میگوید امیرالمومنین مکتب “ظلم ستیزی” راه انداخت و افراد مختلفی در طول تاریخ به این مکتب وارد شدند؛ ولی:
سَیِّد أهلِ الإباء الّذى عَلَّم النّاسَ الحَمِیَّهَ والمَوت تحتَ ظِلال السُّیوفِ اختیاراً له، على الدَّنِیَّهِ أبو عبدِ اللّهِ الحُسَین بن علىّ بن أبى طالب علیهما السّلام
بزرگ و پیشواى ستم ناپذیران جهان که درس غیرت و برگزیدن مرگ در سایه شمشیرها را در برابر ذلّت و خوارى، به مردم جهان داد، حسین بن على بود.
عُرِض علیه الأمانُ و أصحابِه فَأنِفَ مِن الذُّلّ
دشمن به او و یارانش امان داد ولى آن ها تن به ذلّت ندادند.
✅از نان بزن ولی مربی ظلم نباش:
🔺علامه شوشتری رضوان الله علیه:
شخص عالمی بود به نام خلیل، والی اهواز به او نامه نوشت و از او خواست که معلم و مربی فرزندش بشود.
فَأَخْرَجَ الْخَلِیلُ لِرَسُولِ سُلَیْمَانَ خُبْزًا یَابِسًا وَقَالَ: «مَا دُمْتُ أَجِدُ هَذَا فَلَا حَاجَهَ بِی إِلَى سُلَیْمَانَ»
خلیل برای فرستاده سلیمان نان خشکی بیرون آورد و گفت:«تا وقتی این را دارم، نیازی به سلیمان ندارم»
وَ قَالَ: «أَبْلِغْ سُلَیْمَانَ إِنِّی عَنْهُ فِی سَعَهٍ وَفِی غِنًى، غَیْرَ أَنِّی لَسْتُ بِذَامَالٍ»
و گفت: «به سلیمان برسان که من از او بینیازم و در توانگری هستم، با این حال من ثروتمند نیستم».
✍️ او حاضر است در سختی معیشت باشد ولی آموزگار کسی نشود که فرداها به مردم ظلم کند.
💠الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ
💠وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ
قناعت به مقدار کم آرى ولى دست نیاز بهسوى دیگران دراز کردن، نه.
🔹«تقلل» به معناى اکتفا به مقدار قلیل است. و «توسل» به معناى دست به دامن دیگران زدن مى باشد.
✅اگر انسان در زندگى قانع باشد هرگز نیاز ندارد که سر در پیش هر کسی خم کند، تملق بگوید، تعریف و تمجید بى جا کند و عزت و کرامت خود را پایمال سازد.
ولى اگر قناعت به کنار رفت و انسان زندگى پرزرق و برق را براى خود انتخاب نمود، اداره کردن چنین زندگى اى غالباً با عزت و سربلندى میسر نیست; یا باید آلوده به انواع گناهان شود و از طرق مشروع و نامشروع کسب درآمد کند و یا سر در پیش این و آن خم کند که این شیوه آزادگان و رادمردان نیست.
🔺و به گفته شاعر عرب:
أُقسِمُ بِاللّهِ لَمَصُّ النَّوى * وَشُربُ ماءِ القُلُبِ المالِحَه
سوگند به خداوند که مکیدن هسته هاى خرما براى سد جوع و نوشیدن آب چاه هاى شور.
أحسَنُ بالإنسانِ مِن ذُلِّه * وَمِن سُؤالِ الأوْجُهِ الکالِحَه
براى انسان بهتر است از تن دادن به ذلت و درخواست از افراد ترش روى.
فَاستَغْنِ باللّهِ تَکُن ذا غِنىً * مُغتَبِطاً بالصّفَقَهِ الرّابِحَه
بنابراین غناى الهى پیشه کن تا غنى و سربلند باشى و مردم با این تجارت پرسود به تو غبطه خورند.
فَالزُّهدُ عِزٌّ و التُّقى سُؤْدَدٌ * وَ ذِلَّهُ النّفسِ لَها فاضِحَه
زهد و قناعت عزت و تقوا بزرگى است. و ذلت نفس، رسوایى است.
🔺به تعبیر حافظ شیرین سخن:
چو حافظ در قناعت کوش و از دنیایِ دون بگذر/ که یک جو مِنَّتِ دونان دو صد من زر نمیارزد
✳️اهمیت قناعت:
🔺پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:
خِیارُ امّتى القانِعُ و شِرارُ امّتى الطامِع
نیکان امت من قناعت کاران اند و بَدان آن طمع کاران.
📚مرحوم کلینى در کافى از امام صادق علیهالسلام نقل میکند:
مَا أَقْبَحَ بِالْمُؤْمِنِ أَنْ تَکُونَ لَهُ رَغْبَهٌ تُذِلُّهُ
چقدر براى مؤمن زشت است که علاقه به چیزى پیدا کند که باعث ذلت او گردد.
🔺 امیرالمومنین علیهالسلام:
وَ إِنِ اِسْتَطَعْتَ أَنْ لاَ یَکُونَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اَللَّهِ ذُو نِعْمَهٍ فَافْعَلْ
اگر میتوانى کارى کنى که از کسى جز خداوند، نعمتى به تو نرسد ، چنین کن.
💠الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ
💠وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً، لَمْ یُعْطَ قَائِماً
به کسی که در حالت نشسته، نعمتی داده نشد، در حالت ایستاده نیز نعمتی داده نخواهد شد.
✅این جمله حضرت در مورد رزق و روزی است.
🔺 به تعبیر ابن ابی الحدید:
اگر چیزى را بدون کوشش به انسان ندهند با کوشش به او نخواهند داد.
🔺قطب راوندی رضوان الله علیه:
مَنْ لَمْ یَرْزُقْ بِالطَّلَبِ السَّهْلِ فَلَا یَنْفَعُ التَّشَدُّدُ
کسی که با طلب آسان روزی نمیبرد، سختگیری در طلب سودی ندارد.
🔺به تعبیر مرحوم مقنیه رحمه الله علیه:
اگر چیزى را با مدارا به انسان ندهند، با زور نخواهند داد.
🔺همچنین مرحوم مقنیه میفرمایند:
الْمُرَادُ بِالْقَاعِدِ هُوَ السَّاعِی وَالطَّالِبُ بِرِفْقٍ
مقصود از «قاعد» کسی است که با نرمی و ملایمت میکوشد و روزی طلب میکند،
وَالْمُرَادُ بِالْقَائِمِ السَّاعِی وَالطَّالِبُ بِعُنْفٍ
و مقصود از «قائم» کسی است که با خشونت و شدت میکوشد و روزی طلب میکند،
وَالْمَعْنَى: أَرْفِقْ فِی السَّعْیِ وَالطَّلَبِ، فَإِنْ لَمْ تُدْرِکْ حَاجَتَکَ مِنْ هَذِهِ السَّبِیلِ فَإِنَّکَ لَنْ تُدْرِکَهَا مِنْ سَبِیلِ الْعُنْفِ
و معنای جمله این است: در تلاش و طلب، نرمی و ملایمت به خرج بده؛ زیرا اگر نیازت را از راه ملایمت به دست نیاوری، هرگز از راه خشونت به دست نخواهی آورد.
✍️ انسان باید براى به دست آوردن روزى، از راه هاى صحیح و معقول وارد شود; حرص و طمع را کنار بگذارد و گمان نکند همیشه تلاش بیشتر سبب درآمد بیشتر است زیرا اگر چیزى براى انسان مقدر نشده باشد هر قدر هم تلاش و کوشش کند به آن نخواهد رسید.
🔺 به تعبیر حافظ:
بشنو این نکته که خود را ز غم آزاد کنی / خون خوری گر طلب روزی ننهاد کنی
🔺به تعبیر جناب صائب:
در رحم اطفال از تحصیل روزی فارغ اند / مانع رزق مقدر خانهٔ دربسته نیست
👈نکته:
توصیه امیرالمومنین به “زهد و بی رغبتی به دنیا”، به معنای “بیکاری” نیست.
توصیه حضرت به “توکل به رزاقیت خدا” به هیچ وجه به معنای “جبر” نیست.
✍️ باید کار و تلاش کرد ولی حرص و طمع نداشت، باید به رزاقیت خدا باور داشت و دانست که روزی را خدا مقدر کرده است.
🔺به تعبیر صائب:
به قدر جستجو روزی به دست آید، ز پا منشین / که رزق مور با آن ناتوانی، در قدم باشد
✍️مورچه هم تا قدم برندارد به روزی مقدرش دست پیدا نمیکند.
💠الْمَنِیَّهُ وَ لَا الدَّنِیَّهُ، وَ التَّقَلُّلُ وَ لَا التَّوَسُّلُ ، وَ مَنْ لَمْ یُعْطَ قَاعِداً، لَمْ یُعْطَ قَائِماً
💠وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ دنیا دو روز است: روزى به سود توست و روزى به زیان تو
💠فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ
در آن روز که به سود توست مست و مغرور مباش،
وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ
و آن روز که به زیان توست صابر و شکیبا باش.
❇️حضرت در جمله ی چهارم، سه مطلب را بیان میفرمایند:
👈الف) دنیا بالا و پایین دارد: (وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ)
واقعیت چنین است که دنیا همیشه به کام انسان نیست همانگونه که همواره به زیان او نمى باشد; مخلوطى است از شیرینى ها و تلخى ها، کامیابى ها و ناکامى ها و پیروزى ها و شکست ها که باید با هر یک از این دو بخش برخورد مناسبى داشت.
🔺به تعبیر جناب صائب:
یک دل آسوده نتوان یافت در زیر فلک / در بساط آسیا، یک دانهٔ نشکسته نیست
✍️ صائب روزگار را به آسیاب بزرگی تشبیه میکند که همه ی گندم هایی که به او سپرده میشوند را در هم میشکند و کسی از این قاعده مستثنی نیست.
✅درد هست، ولی مهم نحوه ی مواجهه ماست:
آن روز که دنیا به کام انسان است و طعم پیروزى را چشیده و شهد زندگى خوب و مرفه را درک کرده، باید مراقب باشد که این پیروزى او را به غرور و مستى نکشاند بلکه شکرگزار بخشنده این نعمت ها باشد و حق آن ها را ادا کند تا خدا نعمتش را بر او افزون سازد.
و آن روز که دنیا چهره عبوس خود را نشان مى دهد و کام انسان را با حوادث ناگوار تلخ مى کند و مشکلات و مصائب یکى پس از دیگرى فرامى رسد در آن روز نباید دست و پاى خود را گم کند و زبان به شکایت بگشاید و جزع و فزع نماید بلکه باید صبر پیشه کند:
⏪تا از یک سو اجر صابران را داشته باشد «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ»؛
و از سوى دیگر با صبر و شکیبایى مى تواند اعصابى آرام داشته باشد و براى برون رفت از مشکلات راه چاره اى بیندیشد زیرا انسانى که به هنگام بروز مشکلات بى تابى مى کند راه چاره را نیز گم خواهد کرد.
❇️سختی ها برای امتحان انسان اند:
کامیابى و ناکامى، هر دو براى آزمایش انسان هاست و اگر حق آن ها را درست ادا نکند در آزمایش الهى مردود شده است.
📚درکتاب تحف العقول آمده:
وَ الدَّهْرُ یَوْمَانِ، یَوْمٌ لَکَ وَ یَوْمٌ عَلَیْکَ، فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ، وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ، فَبکلَیَهْمِا سَتُخْتَبَر
زیرا با هر دو حالت رنج و آسایش به زودى آزمایش مى شوى.
✳️از سختی و آسایش دنیا راه فرار نیست:
🔺در نامه ۷۲ خطاب به ابن عباس مى فرماید:
وَ اعْلَمْ بِأَنَّ الدَّهْرَ یوْمَانِ یوْمٌ لَکَ وَ یوْمٌ عَلَیکَ
بدان که دنیا دو روز است: روزى به سود توست و روزى به زیان تو.
وَ أَنَّ الدُّنْیا دَارُ دُوَل
این دنیا سرایى است متغیر که هر روز به دست گروهى مى افتد
فَمَا کَانَ مِنْهَا لَکَ أَتَاکَ عَلَى ضَعْفِکَ
آنچه از مواهب دنیا قسمت توست به سوى تو مى آید هر چند ضعیف باشى.
وَمَا کَانَ مِنْهَا عَلَیکَ لَمْ تَدْفَعْهُ بِقُوَّتِکَ
و آنچه به زیان توست گریبانت را خواهد گرفت هر چند قوى باشى و نمى توانى با قدرتت آن را از خود دور سازى.
👈ب)از نعمت های دنیا مغرور نشو _ فَإِذَا کَانَ لَکَ فَلَا تَبْطَرْ
«تَبطَر» از ماده «بطر» (بر وزن ضرر) به معناى غرور و مستى حاصل از فزونى نعمت است.
❇️مستی نعمت، عذاب دارد:
قرآن کریم در آیه ۴۴ سوره انعام میفرماید:
فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیْهِمْ أَبْوَابَ کُلِّ شَیْءٍ
پس چون حقایقی را که برای عبرت گرفتنشان به آنها یادآوری شده بودند، فراموش کردند، درهای همه نعمت ها را به روی آنان گشودیم.
حَتَّىٰ إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا
تا هنگامی که به آنچه داده شدند، مغرورانه خوشحال گشتند.
أَخَذْنَاهُمْ بَغْتَهً
به ناگاه آنان را به عذاب گرفتیم
فَإِذَا هُمْ مُبْلِسُونَ
پس یکباره از نجات خود درمانده و نومید شدند.
❇️مستی نعمت بدتر از مستی شراب:
📚غررالحکم:
سُکرُ الغَفلَهِ و الغُرورِ أبعَدُ إفاقَهً مِن سُکرِ الخُمورِ
مستى غفلت و فریب، دیرتر از مستى شرابها از بین میرود.
✳️ از انواع مست کننده ها باید دوری کرد:
🔺امیرالمومنین علیه السلام:
یَنبَغِی للعاقِلِ أن یَحتَرِسَ مِن سُکرِ المالِ ، و سُکرِ القُدرَهِ ، و سُکرِ العِلمِ ، و سُکرِ المَدحِ ، و سُکرِ الشَّبابِ
سزاوار است که خردمند از مستى ثروت و مستى قدرت و مستى دانش و مستى ستایش و مستى جوانى پرهیز کند،
فإنَّ لِکُلِّ ذلکَ رِیاحا خَبیثهً تَسلُبُ العَقلَ و تَستَخِفُّ الوَقارَ
زیرا هر یک از این مستی ها بادهاى پلیدى دارد که عقل را مى رباید و وقار را از بین مى برد.
👈ج)در سختی ها صبور باش:( وَ إِذَا کَانَ عَلَیْکَ فَاصْبِرْ)
اگر کسی میخواهد رشد و ترقی کند باید یاد بگیرد در مواضع سختی و ادبار دنیا صبوری به خرج دهد.
**** فاطمه زهرا اگر به این جایگاه رسید، به صبر امتحان شد. در زیارت حضرت زهرا میخوانیم:
یا مُمْتَحَنَهُ امْتَحَنَکِ اللّٰهُ الَّذِی خَلَقَکِ قَبْلَ أَنْ یَخْلُقَکِ فَوَجَدَکِ لِمَا امْتَحَنَکِ صابِرَهً
تو همان کسی هستی که خداوند قبل از خلقت، تو را به صبر امتحان کرد و تو را صابر یافت.
🔺 امیرالمومنین اگر به این مقام والا رسید ، در ۱۴ مقام به صبر امتحان شد.
📚علامه مجلسی در بحار نقل میکند:
پس از واقعه جنگ «نهروان » در حالی که مسلمانان در مسجد کوفه نشسته بودند، شخصی به نام «راس الیهود» به محضر امیر المؤمنین رسیده، و عرض کرد: در کتاب های ما آمده است که اوصیای انبیاء باید به میزان مشخصی امتحان شوند. شما که خود را جانشین پیامبر میدانید، این مطلب را بگویید.
حضر ت فرمود: إِنَّ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَمْتَحِنُ اَلْأَوْصِیَاءَ فِی حَیَاهِ اَلْأَنْبِیَاءِ فِی سَبْعَهِ مَوَاطِنَ لِیَبْتَلِیَ طَاعَتَهُمْ…
خداوند عز و جل اوصیای خود را در زمان حیات انبیاء در هفت جایگاه امتحان میکند تا میزان اطاعتشان را بسنجد.
ثُمَّ یَمْتَحِنُ اَلْأَوْصِیَاءَ بَعْدَ وَفَاهِ اَلْأَنْبِیَاءِ فِی سَبْعَهِ مَوَاطِنَ لِیَبْلُوَ صَبْرَهُمْ …
سپس اولیاء را بعد از مرگ انبیاء در هفت جایگاه امتحان میکندتا میزان صبرشان را بسنجد.
قَالَ لَهُ رَأْسُ اَلْیَهُودِ صَدَقْتَ یَا أَمِیرَ اَلْمُؤْمِنِینَ فَأَخْبِرْنِی کَمِ اِمْتَحَنَکَ اَللَّهُ فِی حَیَاهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ… وَ کَمِ اِمْتَحَنَکَ بَعْدَ وَفَاتِهِ
مرد یهودی گفت: راست گفتید یا امیر المومنین.
پس مرا باخبر کنید از اینکه خداوند در زمان حضرت محمد صلوات الله علیه و بعد از آن چند بار شما را امتحان کرد؟……
✍️حضرت پاسخ طولانی به سوال این فرد میدهند که در ادامه به صورت مختصر بیان میشود:
👈امتحانات امیرالمومنین در زمان حیات رسول الله :
1⃣ جریان حدیث یوم الدار:
در روزی که پیامبر مامور شد خویشاوندان را به اسلام دعوت کند؛ فَامْتَنَعُوا مِنْ ذَلِکَ وَ أَنْکَرُوهُ عَلَیْهِ وَ هَجَرُوهُ
همه ی افراد به بغض و کینه و دشمنی با پیامبر برخورد کردند ولی من بر همه سختی ها صبر کردم و از پیامبر تبعیت کردم.
2⃣ لیله المبیت:
وقتی دشمنان نتوانستند جلوی گسترش مکتب رسول الله را بگیرند، اجتماع کردند برای قتل پیامبر. وقتی جبرئیل تکلیف هجرت را به پیامبر رساند و پیامبر مرا مامور حضور در خانه کرد ؛
فَأَسْرَعْتُ إِلَى ذَلِکَ مُطِیعاً لَهُ مَسْرُوراً لِنَفْسِی بِأَنْ أُقْتَلَ دُونَهُ
✍️ امتحان گذشتن از جان، که حضرت با شوق و سرور به استقبال آن رفت
3⃣ در جنگ بدر:
کَانُوا فُرْسَانَ قُرَیْشٍ دَعَوْا إِلَى اَلْبِرَازِ یَوْمَ بَدْرٍ فَلَمْ یَبْرُزْ لَهُمْ خَلْقٌ مِنْ قُرَیْشٍ
وقتی پهلوانان دشمن دعوت به مبارزه کردند و کسی از یاران پیامبر جواب نداد،
فَأَنْهَضَنِی رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ …وَ أَنَا أَحْدَثُ أَصْحَابِی سِنّاً … فَقَتَلَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِیَدِی وَلِیداً وَ شَیْبَهَ
رسول الله مرا به میدان فرستاد با اینکه سن کم و تجربه ی جنگی کمی داشتم ولی خداوند به دست من بزرگان دشمن را به خاک انداخت.
4⃣در جنگ احد:
که اکثر مسلمانان، پیامبر را تنها گذاشته و فرار کردند جبرئیل ندا داد: « لا فتی الا علی، لا سیف الا ذوالفقار » ؛
وَ بَقِیت مَعَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ مَضَى اَلْمُهَاجِرُونَ وَ اَلْأَنْصَارُ إِلَى؛مَنَازِلِهِمْ مِنَ اَلْمَدِینَهِ کُلٌّ یَقُولُ قُتِلَ اَلنَّبِیُّ وَ قُتِلَ أَصْحَابُهُ … وَ قَدْ جُرِحْتُ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ نَیِّفاً وَ سَبْعِینَ جَرْحَهً مِنْهَا هَذِهِ وَ هَذِهِ ثُمَّ أَلْقَى رِدَاءَهُ
من همراه پیامبر ماندم و مسلمانها به مدینه بازگشتند و من بیش از هفتاد ضربه خوردم که جای آنها هنوز هم هست، اینجا و اینجا….
5⃣در جنگ خندق و مبارز طلبیدن عمرو بن عبدود:
که هیچ یک از اصحاب پیامبر جرأت مقابله با ایشان را نداشت و حضرت علی علیه السلام به مبارزه شتافت و ایشان را از پا درآورد.
فَأَنْهَضَنِی إِلَیْهِ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ عَمَّمَنِی بِیَدِهِ وَ أَعْطَانِی سَیْفَهُ هَذَا وَ ضَرَبَ بِیَدِهِ إِلَى ذِی اَلْفَقَارِ پیامبر مرا به سمت او فرستاد و با دست خود عمامه سر من گذاشت و این شمشیر ذوالفقار که الان نیز با من هست را به من داد
فَخَرَجْتُ إِلَیْهِ وَ نِسَاءُ أَهْلِ اَلْمَدِینَهِ بَوَاکٍ إِشْفَاقاً عَلَیَّ مِنِ اِبْنِ عَبْدِ وُدٍّ
این در حالی بود که صدای گریه زنان بلند شده بود و فکر میکردند من کشته خواهم شد
فَقَتَلَهُ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِیَدِی وَ اَلْعَرَبُ لاَ تَعُدُّ لَهَا فَارِساً غَیْرَهُ
ولی خداوند او را به دست من کشت در حالی که عرب میگفت او هماوردی جز خودش ندارد.
6⃣ در جنگ خیبر:
که مسلمین در جنگ با یهودیان خیبر، سه روز شکست خوردند و در روز چهارم، حضرت علی علیه السلام با پیروزی برگشتند.
شَدَدْتُ عَلَیْهِمْ شِدَّهَ اَللَّیْثِ عَلَى فَرِیسَتِهِ… فَاقْتَلَعْتُ بَابَ حِصْنِهِمْ بِیَدِی حَتَّى دَخَلْتُ عَلَیْهِمْ مَدِینَتَهُمْ وَحْدِی
مانند شیر بر صید خود حمله کردم و درب قلعه را کندم و وارد قلعه شدم در حالی که تنها بودم و حتی یارانم نیز به من نرسیده بودند.
7⃣در تلاوت آیات اولیه سوره برائت در مکه:
اکثر مردم مکه به دلیل کشته شدن بزرگانشان در جنگ، توسط حضرت علی علیه السلام تشنه خون حضرت بودند. ولی حضرت مأموریتش را به نحو احسن و بدون هیچ ترسی انجام داد.
وَ قَرَأْتُ عَلَیْهِمْ کِتَابَهُ فَکُلُّهُمْ یَلْقَانِی بِالتَّهَدُّدِ وَ اَلْوَعِیدِ وَ یُبْدِی إِلَیَّ اَلْبَغْضَاءَ
من سوره برائت را بر آنها خواندم در حالی که مردم مکه از زن و مرد با بغض و تهدید و دشمنی با من روبرو میشدند.
👈امتحانات امیرالمومنین بعد از رحلت پیامبر:
1⃣صبر بر مصیبت عظیم رحلت جانسوز رسول الله صلی الله علیه و آله:
که به خاطر علاقه عجیب مولا به پیامبر برای حضرتش بسیار کشنده بود. انجام غسل و دفن رسول الله و جمع آوری قرآن.
فَنَزَلَ بِی مِنْ وَفَاهِ رَسُولِ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ مَا لَمْ أَکُنْ أَظُنُّ اَلْجِبَالَ لَوْ حُمِّلَتْهُ عَنْوَهً کَانَتْ تَنْهَضُ بِهِ
داغی از وفات پیامبر بر من نازل شد که اگر بر موه ها ناطل میشد گمان نمی کنمم سالم میماندند.
2⃣حوادث روی کار آمدن خلیفه اول و سکوت در برابر حقش.
أَنَا بِرَسُولِ اَللَّهِ مَشْغُولٌ وَ بِتَجْهِیزِهِ عَنْ سَائِرِ اَلْأَشْیَاءِ مَصْدُودٌ
من در کار بر داشتن جنازۀ رسول خدا بودم و نمیتوانستم بکار دیگرى بپردازم.
فَإِنَّهُ کَانَ أَهَمَّهَا وَ أَحَقَّ مَا بُدِئَ بِهِ مِنْهَا
زیرا برداشتن جنازۀ آن حضرت بر هر کارى مقدم بود و سر آمد همه کارها بشمار میرفت.
فَکَانَ هَذَا یَا أَخَا اَلْیَهُودِ أَقْرَحَ مَا وَرَدَ عَلَى قَلْبِی مَعَ اَلَّذِی أَنَا فِیهِ مِنْ عَظِیمِ اَلرَّزِیَّهِ وَ فَاجِعِ اَلْمُصِیبَهِ
اى برادر یهود این کنارهگیرى مردم در این موقع باریک . تعیین خلیفه از همه چیز بیشتر دل مرا سوزاند با آنکه در سوگوارى بزرگ و مصیبت ناگوار پیغمبر گرفتار بودم.
3⃣روی کار آمدن خلیفه دوم و صبر بر گرفتن حقش. و جلوگیری از جنگ بین مسلمانان
4⃣تشکیل شورای فرمایشی:
توسط عمر و همطراز کردن حضرت علی علیه السلام با اعضای شورا و اعتراض نکردن کسی مبنی بر این که عمر، در بستر بیماری، هذیان می گوید. جمله ای که عمر به رسول الله گفتند. وقتی پیامبر فرمود: قلم و کاغذ بیاورید تا مطلبی بنویسم که هرگز گمراه نشوید. عمر گفت: این مرد هذیان می گوید. و صبر بر خلافت عثمان.
5⃣ ماجرای جنگ جمل:
و امّا پنجمین آزمون، ای برادر یهودی!همانا آنان که با من بیعت کردند، چون در پیش من به آنچه طمع داشتند، دست نیافتند، آن زن (عایشه) را بر خلاف من برانگیخته و بر شتر سوارش نموده و بیابان ها را پیمودند.
6⃣ماجرای جنگ صفین:
و امّا آزمون ششم، ای برادر یهودی! همانا امر حَکم قرار دادن و جنگ با معاویه است.
7⃣ ماجرای جنگ نهروان:
ای برادر یهودی! همانا رسول خدا (ص) با من عهد کرده بود که در اواخر عمر خود با گروهی از اصحاب خود، مقاتله می نمایم که روزها روزه دار و شب ها به عبادت ایستاده و تلاوت کتاب خدا می نمایند و در اثر مخالفت و محاربه با من، از دین خارج می شوند؛ چنان که تیر از کمان خارج می شود.