بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۴/۱۷ _ ۱۲محرمالحرام
💢حکمت۳۶۴💢
وَ قَالَ (علیه السلام): لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَکُونُ، فَفِی الَّذِی قَدْ کَانَ لَکَ شُغُلٌ.
امام (علیه السلام) فرمود:
از آنچه هنوز رخ نداده، مپرس، که آنچه رخ داده براى مشغول ساختن تو کافى است.
💠وَ قَالَ (علیه السلام):
امام علی علیه السلام میفرمایند:
💠لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَکُونُ، فَفِی الَّذِی قَدْ کَانَ لَکَ شُغُلٌ
از آنچه هنوز رخ نداده، سوال نکن، زیرا آن اموری که اتفاق افتاده براى مشغول ساختن تو کافى است.
✅پرسیدن، کار بسیار به جا و پسندیده ای است:
سؤال کردن کلید گنجینه علم و دانش است به همین دلیل در قرآن مجید و روایات اسلامى کراراً به آن دستور داده شده است و حتى حیا کردن از سؤال درباره امورى که مربوط به سرنوشت انسان در دین و دنیاست به عنوان حیاء حمق _حیاء احمقانه_ شمرده شده است.
🔺پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید:
السُّؤالُ نِصفُ العلم
پرسیدن، نیمى از دانش است.
🔺در غرر الحکم از وجود نازنین حضرت روایت شده:
القُلوبُ أقفالٌ مَفاتِحُها السُّـؤالُ
دلها ، قفلهایى هستند که کلیدهاى آنها پرسیدن است.
🔺در خطبه ۱۸۹ حضرت اصحاب را تشویق میکند به پرسشگری:
سَلُونی قَبلَ أن تَفقِدُونی؛ فَلأََنا بِطُرُقِ السماءِ أعلَمُ منّی بِطُرُقِ الأرضِ
از من بپرسید پیش از آن که از دستم دهید ؛ زیرا من به راههاى آسمان ، داناتر از راههاى زمینم.
❎کجا نباید سوال پرسید:
در کنار اهمیت “پرسش”، در دسته ای دیگر از آیات و روایات در مورد”سوال نپرسیدن”مباحثی مطرح شده است.
❌کجا نباید سوال پرسید؟
🔺قرآن کریم میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیَاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ
ای اهل ایمان! از احکام و معارفی [که شریعت اسلام از بیان آنها خودداری می کند و خدا هم به خاطر آسان گرفتن بر بندگانْ نهی و امری نسبت به آنها ندارد] مپرسید؛ که اگر برای شما آشکار شود، غمگینتان کند.
✍️به طور خاص امیرالمومنین یکی از مصادیق این آیه را در نهج البلاغه، بحث از اتفاقاتی که در آینده بنا بود سر جامعه اسلامی بیاید _مانند سقیفه_ بیان میکند.
🔺حضرت در خطبه ۵ میفرماید:
فَإِنْ أَقُلْ یَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْکِ وَ إِنْ أَسْکُتْ یَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ! هَیْهَاتَ، بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتِی، وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِی طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّه
اگر درباره خلافت و شایستگی هایم و وضعیّت پیامبر در این زمینه نسبت به من سخن بگویم مى گویند: او نسبت به حکومت بر مردم حریص است! و اگر سکوت کنم مى گویند: از مرگ مى ترسد! عجیب است بعد از آن همه حوادث گوناگون آن همه رشادتهایى که غزوات اسلامى از من دیده یا شنیده اند چگونه ممکن است مرا به ترس از مرگ نسبت دهند. به خدا سوگند انس و علاقه فرزند ابوطالب به مرگ و شهادت از علاقه طفل شیرخوار به پستان مادرش بیشتر است!
بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَى مَکْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِیَهِ فِی الطَّوِیِّ الْبَعِیدَه
من اگر سکوت مى کنم به خاطر آن است که اسرارى در درون دارم که اگر آنها را اظهار کنم شما همچون طنابها در چاه هاى عمیق به لرزه در مى آیید!
✍️ نباید مردم از اموری سوال کنند که اگر برای آنها آشکار شد به اضرار و اضطراب می افتند.
🔺در حکمت ۳۲۰ آمده:
وَ قَالَ علیه السلام لِسَائِلٍ سَأَلَهُ عَنْ مُعْضِلَهٍ: سَلْ تَفَقُّهاً، وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً
شخصى در مورد مسئله پیچیده اى سؤال کرد، حضرت فرمود: براى فهمیدن بپرس، نه براى آزار دادن.
✍️سوال باید برای فهم باشد نه برای اذیت دیگران
🔺 حضرت درغرر الحکم فرمود:
سَل عَمّا یَعنیکَ ، و دَع ما لا یَعنیکَ
از آنچه به کارت می آید و مربوط به توست بپرس، و آنچه را به کارت نمی آید را رها کن.
✳️معانی مختلف حکمت ۳۶۴:
با توجه به لفظ ” تَسئَل” و لفظ ” لا یَکون” دو معنای کلی برای این حکمت قابل بیان است.
1⃣ سوال به معنای پرسش باشد:
لا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَکُونُ، فَفِی الَّذِی قَدْ کَانَ لَکَ شُغُلٌ.
از آن چیزی که هنوز رخ نداده یا اصلا امکان وقوع ندارد سوال نکن، زیرا آن چیزی که اتفاق افتاده برای مشغولیت تو کافی است.
حضرت میفرماید از پرسیدن سوالاتی که فقط جنبه ی سرگرمی و کنجکاوی دارند _و در عالم خارج تا الان رخ نداده_ و هیچ تاثیر عملی در زندگی ندارند بپرهیزید.
از پرسیدن اموری که اصلا امکان وقوع در عالم ندارد، پرسش نکنید؛ شما وقتتان را صرف امور مهمی کنید که خدا از شما طلب کرده است.
شما نیازمند دانستن امور بسیار مهم و ضروری هستید که مشغولیت های بی جا، شما را از مقصود اصلی باز میدارد.
❇️سؤال باید درباره امورى باشد که مربوط به حیات مادى یا معنوى انسان است و امورى که امکان تحقق در آن تصور شود. اما اگر کسى خود را به سؤالاتى درباره امور غیر ممکن یا بسیار نادر مشغول کند، از مسائل مهم زندگى بازمى ماند.
✳️نمونه هایی از سوالاتی که فقط مانع از رسیدن به سوالات اساسی میشود:
👈 بعضى سؤال مى کنند که اگر انسان با جن ازدواج کند فرزندانى که از آن ها متولد مى شوند چگونه اند و چه احکامى دارند؟
👈یا اگر از آمیزش انسان با حیوان بچه اى متولد شود آن بچه مشمول چه احکامى است؟
👈گاه سؤال درباره امور ممکن است اما امورى که هیچ تأثیرى در زندگى مادى و معنوى ما ندارد، مثلاً سؤال مى کنند ابعاد کشتى نوح(علیه السلام) از نظر طول و عرض چقدر بود؟ حیواناتى که آن حضرت در کشتى با خود سوار کرد کدام یک از حیوانات بودند؟
👈 آیا امام زمان همسر و فرزند دارد؟! اگر همسر دارد آیا او میداند که این شخص امام زمان است یا نه؟ امام و خانواده در کجای زمین زندگی نیکنند؟
👈 یا سؤالى که معروف است اشعث بن قیس از امام امیرمؤمنان على(علیه السلام) کرد و گفت: تعداد موهاى سر من چقدر است؟ که حضرت جواب کوبنده اى به او داد.
👈یا به تعبیر مرحوم ابن میثم بحرانی: انسان نباید در مورد میزان رزق و روزی از خدا سوال کند، که خدایا چقدر میخواهی روزی من کنی؛ این سوال نادرست است. باید انسان از تکالیف و وظایف و آنچه به دوش او گذاشته شده است سوال کند.
✍️این در حالى است که انسان مجهولات بسیارى دارد که رسیدن به پاسخ آن ها در سرنوشت او بسیار مؤثر است و اگر تمام اوقات فراغت خود را صرف یافتن پاسخ آن ها کند چه بسا موفق به همه آن ها نشود. آیا در چنین شرایطى عقل اجازه مى دهد که انسان به سراغ سؤال درباره امور غیر ممکن برود و از آنچه ممکن است و در زندگى او مؤثر مى باشد صرف نظر کند؟
2⃣ سوال به معنای درخواست و طلب باشد:
💠لا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَکُونُ، فَفِی الَّذِی قَدْ کَانَ لَکَ شُغُلٌ.
در مورد آن چیزی که هنوز رخ نداده یا اصلا امکان وقوع ندارد درخواست و طلب نکنید، زیرا آن چیزی که اتفاق افتاده برای مشغولیت تو کافی است.
✅با توجه به این معنا؛ حضرت در صدد بیان این مطالب است که دعاهای شما باید در جهت وظایفی باشد که خدا به عهده ی شما گذاشته است. چه بسا انسان برای برای اموری دعا کند که از اهمیت کمتری برخوردار باشند یا اصلا آن امور قابل انجام نباشند.
🔺حکمت ۹۳:
لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَهِ، لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَهٍ
هیچ کسی از شما نگوید خداوندا! به تو پناه مى برم از این که مرا امتحان کنى، زیرا هیچ کسی نیست مگر این که امتحانى دارد؛
وَ لَکِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ
ولى اگر کسى مى خواهد به خدا پناه برد و دعا کند، از آزمون هاى گمراه کننده به خدا پناه برد.
✍️ آزمایش نشدن، امری محال و نشد است. حضرت میفرماید برای امر نشد دعا نکن. تو در امتحانات و آزمایشات مشغله هایی داری که باید خودت را آماده کنی برای آن.
👈دعا برای پیر نشدن جوانان، دعا برای حیات دائمی و نمردن، دعا برای متناسب نبودن اعمال و جزای الهی از اموری هستند که محال اند و حضرت میفرماید برای اینها دعا نکنید.
✍️ دعا کنید از جوانی بهره ببرید، مشغولیت به وظایف جوانی داشته باشید.
✍️ دعا کنید عمر شما در مسیر عبادت باشد ؛ مشغول وظیفه باشید و عمرتان ختم به سعادت شود.
✍️دعا کنید اعمال صالح از شما صادر شود و مشغول طاعت باشید وگرنه خداوند عادل است و تناسب عمل و جزا در قیامت قطعی است.
✅نکته:
طبیعی است که انسان برای اموری دعا میکند که الان در دسترسش نیستند.
_زیرا چیزی که الان موجود است دعا برای به دست آوردن نمیخواهد؛ هرچند دعا برای استمرارش لازم است.
اینکه حضرت فرمود در مورد آن چیزی که هنوز رخ نداده دعا نکنید، مقصود اموری است که به انسان مربوط نیست یا در اولویت های مهم انسان نیست. این دعا باعث دور شدن از اهداف عالیه میشود.
✅نکته اول:
باید به امور مهمِ نزدیک پرداخت:
🔺شیخ محمد عبده در شرح این کلام میگوید:
لَا تَتَمَنَّ مِنَ الأُمُورِ بَعِیدَهَا، فَکَفَاکَ مِنْ قَرِیبِهَا مَا یَشْغَلُکَ
از طلب کردن و آرزو کردن چیزهای دور دست بپرهیز، چرا که همان چیزهای نزدیک به اندازهای که تو را مشغول میکنند کافی هستند.
✍️ انسان عمر اندکی دارد، ظرفیت اندکی دارد و استعداد اندکی دارد؛ اگر این عمر و ظرفیت و استعداد را در خدمت آن چیزهایی که کلا وجود ندارند یا خیلی بعید هستند به کار بگیرد؛ از پرداختن به امور مهم و جدی باز میماند و این همان خسارت است.
_چه در مورد سوال کردن؛ چه در مورد دعا کردن سراغ اموری برویم که واقعی هستند و دردی از دردهای ما را برآورده میکنند. اگر در مسیر تخیلات و توهمات و امور نشدنی بیفتیم، اینها دریای بیکرانی هستند که انتها ندارند .
✅نکته دوم:
حکمت ۳۶۴ و عمل نشدن به آن تا امروز:
با اینکه امیرالمومنین همه را توصیه فرمودنه اند به “علوم سودمند” ، ” علوم واقعی” و “علوم کاربردی” ولی متاسفانه هنوز هم که هنوز از مراکز علمی چه در سطوح پایین که مدارس اند چه در سطوح عالی که حوزه و دانشگاه هستند؛ دچار علوم غیر سودمند، غیر واقعی، غیر کاربردی هستند.
نشانه ی این مطلب نیز آنکه محصل و دانش آموز بعد از اتمام سال تحصیلی کتابها را تکه پاره میکند و به آسمان پخش میکند.
دانشجو بعد از گرفتن مدرک و رسیدنت به بالاترین مدارج؛ تخصص ندارد، مهارت ندارد ؛ توان انجام کار ندارد. مدرک زیر بغل است ولی بیکار است.
طلبه و روحانی عمامه به سر است، ولی توان مواجهه با سوالات دینی مردم را ندارد. برخی مسائل را کلا نشنیده و از آن بیکانه است، برخی مسائل را شنیده ولی به خاطر پرداختن به مسائل جانبی در زمان تحصیل، علمیّت پاسخگویی به آن را ندارد.
آیت الله مطهری رحمت الله علیه میفرمود به خاطر مسائل اقتصادی مجبور به ترک قم و تدریس در دانشگاه های تهران شدم و وقتی وارد دانشگاه شدم دیدم بسیاری از مطالبی که در حوزه خوانده ام به درد ارتباط با جوانان دانشجو نمیخورد همه را کنار گذاشتم و از اول و با نگرش جدید به برداشت و تولید محتوا پرداختم.
✍️ رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان خطاب به وزیر علوم وقت فرمودند کاری کنید که مقالات و پایان نامه ها؛ دردی از دردهای جامعه دوا کند. پاسخ به نیازهای جامعه باشد.
_هر یک از ما هم باید در خانواده و ارتباطات به دنبال علم سودمند و مفید باشیم ، مثل همین نهج البلاغه که علمی سودمند است و بسیار کاربردی است.
✅نکته سوم:
سوال فرعی و غیر مهم، انسان را از رسیدن به حقایق باز میدارد:
در خطبه شقشقیه امیرالمومنین مهمترین مسائل را در مورد دوران بعد از رحلت رسول الله بیان میکند. در مورد ظلم های خلفا، شیوه ی حکومت داری خلفا، غصب خلافت و…
در اوج بحث که امیرالمومنین در حال بیان نکاتی اساسی است:
أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَ بَرَأَ النَّسَمَهَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّهِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ.
آگاه باشید! به خدایى که دانه را شکافته و انسان را آفریده، سوگند! اگر به خاطر حضور حاضران و توده هاى مشتاق بیعت کننده و اتمام حجّت بر من به خاطر وجود یار و یاور، نبود و نیز به خاطر عهد و پیمانى که خداوند از دانشمندان و علماى (هر امّت) گرفته که: «در برابر پرخورى ستمگر و گرسنگى ستمدیده و مظلوم سکوت نکنند!»، مهار شتر خلافت را بر پشتش مى افکندم و رهایش مى نمودم و آخرینش را به همان جام اوّلینش سیراب مى کردم و در آن هنگام در مى یافتید که ارزش این دنیاى شما با همه زرق و برقش که براى آن سر و دست مى شکنید در نظر من از آب بینى یک بز کمتر است.
قَالُوا: وَ قَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ السَّوَادِ عِنْدَ بُلُوغِهِ إِلَى هَذَا الْمَوْضِعِ مِنْ خُطْبَتِهِ فَنَاوَلَهُ کِتَاباً قِیلَ إِنَّ فِیهِ مَسَائِلَ کَانَ یُرِیدُ الْإِجَابَهَ عَنْهَا فَأَقْبَلَ یَنْظُرُ فِیهِ.
بعضى گفته اند هنگامى که کلام امیرمؤمنان به این جا رسید مردى از «اهل عراق» برخاست و نامه اى به دست آن حضرت داد گفته شده که در آن نامه سؤالاتى بود که تقاضاى جواب آنها را داشت. على علیه السلام مشغول مطالعه آن نامه شد.
ابن میثم بحرانی در شرح خطبه ۳ میفرماید در برخی از نقل ها، محتوای نامه ای که به حضرت داده شده است، آمده:
👈 جاندارى که از شکم جاندار دیگرى خارج شد و فرزند او نبود چه بود؟
امام فرمود: حضرت «یونس(علیه السلام)» بود که از شکم ماهى خارج شد.
👈چیزى که کمش مباح و زیادش حرام بود چه بود؟
فرمود: «نهر طالوت» بود که لشکریانش تنها مجاز بودند کمى از آب آن بنوشند.
👈کدام «عبادت» است که اگر کسى آن را به جا آورد عقوبت دارد و اگر به جا نیاورد بازهم عقوبت دارد؟
فرمود: «نماز در حال مستى».
👈کدام پرنده است که نه جوجه اى و نه مادرى داشته است؟
فرمود: پرنده اى است که به دست «عیسى» به اذن خدا آفریده شده است و….
فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهِ قَالَ لَهُ ابْنُ عَبَّاسٍ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَوِ اطَّرَدَتْ خُطْبَتُکَ مِنْ حَیْثُ أَفْضَیْتَ. فَقَالَ هَیْهَاتَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ تِلْکَ شِقْشِقَهٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ.
و هنگامى که از خواندن آن فراغت یافت «ابن عباس» عرض کرد: «اى امیرمؤمنان چه خوب بود خطبه را از آن جا که رها فرمودید ادامه مى دادید»! امام علیه السلام در پاسخ او فرمود: هیهات اى ابن عباس! این سوز درونى بود که زبانه کشید و سپس آرام گرفت و فرو نشست و دیگر مایل به ادامه آن نیستم.
قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَوَاللَّهِ مَا أَسَفْتُ عَلَى کَلَامٍ قَطُّ کَأَسَفِی عَلَى هَذَا الْکَلَامِ أَلَّا یَکُونَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَلَغَ مِنْهُ حَیْثُ أَرَاد.
«ابن عباس» مى گوید: به خدا سوگند من هیچ گاه بر سخنى همچون این سخن _خطبه ناتمام شقشقیّه_ تأسف نخوردم که على علیه السلام آن را تا به آن جا که مى خواست برسد ادامه نداد.
✍️سوالی که این شخص پرسید مانع ادامه یافتن سخنان حضرت شد ، سخنانی که اگر ادامه پیدا میکرد بسیار برای امروز ما مفید بود و سوالات نا به جای این فرد چه نفوذی خلفا بود یا نادانی که وقت نشناسی کرد در هر صورت مانع ادامه سخنان امام شد.
❇️خلاصه حکمت ۳۶۴:
👈از آن چیزی که هنوز رخ نداده یا اصلا امکان وقوع ندارد سوال نکن، زیرا آن چیزی که اتفاق افتاده برای مشغولیت تو کافی است.
👈در مورد آن چیزی که هنوز رخ نداده یا اصلا امکان وقوع ندارد درخواست و طلب نکنید، زیرا آن چیزی که اتفاق افتاده برای مشغولیت تو کافی است.
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمت ها
۱۴۰۴/۰۴/۱۷ _ ۱۲محرمالحرام
💢حکمت۳۶۴💢
وَ قَالَ (علیه السلام): لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَکُونُ، فَفِی الَّذِی قَدْ کَانَ لَکَ شُغُلٌ.
امام (علیه السلام) فرمود:
از آنچه هنوز رخ نداده، مپرس، که آنچه رخ داده براى مشغول ساختن تو کافى است.
💠وَ قَالَ (علیه السلام):
امام علی علیه السلام میفرمایند:
💠لَا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَکُونُ، فَفِی الَّذِی قَدْ کَانَ لَکَ شُغُلٌ
از آنچه هنوز رخ نداده، سوال نکن، زیرا آن اموری که اتفاق افتاده براى مشغول ساختن تو کافى است.
✅پرسیدن، کار بسیار به جا و پسندیده ای است:
سؤال کردن کلید گنجینه علم و دانش است به همین دلیل در قرآن مجید و روایات اسلامى کراراً به آن دستور داده شده است و حتى حیا کردن از سؤال درباره امورى که مربوط به سرنوشت انسان در دین و دنیاست به عنوان حیاء حمق _حیاء احمقانه_ شمرده شده است.
🔺پیامبر صلی الله علیه و آله میفرماید:
السُّؤالُ نِصفُ العلم
پرسیدن، نیمى از دانش است.
🔺در غرر الحکم از وجود نازنین حضرت روایت شده:
القُلوبُ أقفالٌ مَفاتِحُها السُّـؤالُ
دلها ، قفلهایى هستند که کلیدهاى آنها پرسیدن است.
🔺در خطبه ۱۸۹ حضرت اصحاب را تشویق میکند به پرسشگری:
سَلُونی قَبلَ أن تَفقِدُونی؛ فَلأََنا بِطُرُقِ السماءِ أعلَمُ منّی بِطُرُقِ الأرضِ
از من بپرسید پیش از آن که از دستم دهید ؛ زیرا من به راههاى آسمان ، داناتر از راههاى زمینم.
❎کجا نباید سوال پرسید:
در کنار اهمیت “پرسش”، در دسته ای دیگر از آیات و روایات در مورد”سوال نپرسیدن”مباحثی مطرح شده است.
❌کجا نباید سوال پرسید؟
🔺قرآن کریم میفرماید:
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَسْأَلُوا عَنْ أَشْیَاءَ إِنْ تُبْدَ لَکُمْ تَسُؤْکُمْ
ای اهل ایمان! از احکام و معارفی [که شریعت اسلام از بیان آنها خودداری می کند و خدا هم به خاطر آسان گرفتن بر بندگانْ نهی و امری نسبت به آنها ندارد] مپرسید؛ که اگر برای شما آشکار شود، غمگینتان کند.
✍️به طور خاص امیرالمومنین یکی از مصادیق این آیه را در نهج البلاغه، بحث از اتفاقاتی که در آینده بنا بود سر جامعه اسلامی بیاید _مانند سقیفه_ بیان میکند.
🔺حضرت در خطبه ۵ میفرماید:
فَإِنْ أَقُلْ یَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْکِ وَ إِنْ أَسْکُتْ یَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْتِ! هَیْهَاتَ، بَعْدَ اللَّتَیَّا وَ الَّتِی، وَ اللَّهِ لَابْنُ أَبِی طَالِبٍ آنَسُ بِالْمَوْتِ مِنَ الطِّفْلِ بِثَدْیِ أُمِّه
اگر درباره خلافت و شایستگی هایم و وضعیّت پیامبر در این زمینه نسبت به من سخن بگویم مى گویند: او نسبت به حکومت بر مردم حریص است! و اگر سکوت کنم مى گویند: از مرگ مى ترسد! عجیب است بعد از آن همه حوادث گوناگون آن همه رشادتهایى که غزوات اسلامى از من دیده یا شنیده اند چگونه ممکن است مرا به ترس از مرگ نسبت دهند. به خدا سوگند انس و علاقه فرزند ابوطالب به مرگ و شهادت از علاقه طفل شیرخوار به پستان مادرش بیشتر است!
بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَى مَکْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بِهِ لَاضْطَرَبْتُمْ اضْطِرَابَ الْأَرْشِیَهِ فِی الطَّوِیِّ الْبَعِیدَه
من اگر سکوت مى کنم به خاطر آن است که اسرارى در درون دارم که اگر آنها را اظهار کنم شما همچون طنابها در چاه هاى عمیق به لرزه در مى آیید!
✍️ نباید مردم از اموری سوال کنند که اگر برای آنها آشکار شد به اضرار و اضطراب می افتند.
🔺در حکمت ۳۲۰ آمده:
وَ قَالَ علیه السلام لِسَائِلٍ سَأَلَهُ عَنْ مُعْضِلَهٍ: سَلْ تَفَقُّهاً، وَ لَا تَسْأَلْ تَعَنُّتاً
شخصى در مورد مسئله پیچیده اى سؤال کرد، حضرت فرمود: براى فهمیدن بپرس، نه براى آزار دادن.
✍️سوال باید برای فهم باشد نه برای اذیت دیگران
🔺 حضرت درغرر الحکم فرمود:
سَل عَمّا یَعنیکَ ، و دَع ما لا یَعنیکَ
از آنچه به کارت می آید و مربوط به توست بپرس، و آنچه را به کارت نمی آید را رها کن.
✳️معانی مختلف حکمت ۳۶۴:
با توجه به لفظ ” تَسئَل” و لفظ ” لا یَکون” دو معنای کلی برای این حکمت قابل بیان است.
1⃣ سوال به معنای پرسش باشد:
لا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَکُونُ، فَفِی الَّذِی قَدْ کَانَ لَکَ شُغُلٌ.
از آن چیزی که هنوز رخ نداده یا اصلا امکان وقوع ندارد سوال نکن، زیرا آن چیزی که اتفاق افتاده برای مشغولیت تو کافی است.
حضرت میفرماید از پرسیدن سوالاتی که فقط جنبه ی سرگرمی و کنجکاوی دارند _و در عالم خارج تا الان رخ نداده_ و هیچ تاثیر عملی در زندگی ندارند بپرهیزید.
از پرسیدن اموری که اصلا امکان وقوع در عالم ندارد، پرسش نکنید؛ شما وقتتان را صرف امور مهمی کنید که خدا از شما طلب کرده است.
شما نیازمند دانستن امور بسیار مهم و ضروری هستید که مشغولیت های بی جا، شما را از مقصود اصلی باز میدارد.
❇️سؤال باید درباره امورى باشد که مربوط به حیات مادى یا معنوى انسان است و امورى که امکان تحقق در آن تصور شود. اما اگر کسى خود را به سؤالاتى درباره امور غیر ممکن یا بسیار نادر مشغول کند، از مسائل مهم زندگى بازمى ماند.
✳️نمونه هایی از سوالاتی که فقط مانع از رسیدن به سوالات اساسی میشود:
👈 بعضى سؤال مى کنند که اگر انسان با جن ازدواج کند فرزندانى که از آن ها متولد مى شوند چگونه اند و چه احکامى دارند؟
👈یا اگر از آمیزش انسان با حیوان بچه اى متولد شود آن بچه مشمول چه احکامى است؟
👈گاه سؤال درباره امور ممکن است اما امورى که هیچ تأثیرى در زندگى مادى و معنوى ما ندارد، مثلاً سؤال مى کنند ابعاد کشتى نوح(علیه السلام) از نظر طول و عرض چقدر بود؟ حیواناتى که آن حضرت در کشتى با خود سوار کرد کدام یک از حیوانات بودند؟
👈 آیا امام زمان همسر و فرزند دارد؟! اگر همسر دارد آیا او میداند که این شخص امام زمان است یا نه؟ امام و خانواده در کجای زمین زندگی نیکنند؟
👈 یا سؤالى که معروف است اشعث بن قیس از امام امیرمؤمنان على(علیه السلام) کرد و گفت: تعداد موهاى سر من چقدر است؟ که حضرت جواب کوبنده اى به او داد.
👈یا به تعبیر مرحوم ابن میثم بحرانی: انسان نباید در مورد میزان رزق و روزی از خدا سوال کند، که خدایا چقدر میخواهی روزی من کنی؛ این سوال نادرست است. باید انسان از تکالیف و وظایف و آنچه به دوش او گذاشته شده است سوال کند.
✍️این در حالى است که انسان مجهولات بسیارى دارد که رسیدن به پاسخ آن ها در سرنوشت او بسیار مؤثر است و اگر تمام اوقات فراغت خود را صرف یافتن پاسخ آن ها کند چه بسا موفق به همه آن ها نشود. آیا در چنین شرایطى عقل اجازه مى دهد که انسان به سراغ سؤال درباره امور غیر ممکن برود و از آنچه ممکن است و در زندگى او مؤثر مى باشد صرف نظر کند؟
2⃣ سوال به معنای درخواست و طلب باشد:
💠لا تَسْأَلْ عَمَّا لَا یَکُونُ، فَفِی الَّذِی قَدْ کَانَ لَکَ شُغُلٌ.
در مورد آن چیزی که هنوز رخ نداده یا اصلا امکان وقوع ندارد درخواست و طلب نکنید، زیرا آن چیزی که اتفاق افتاده برای مشغولیت تو کافی است.
✅با توجه به این معنا؛ حضرت در صدد بیان این مطالب است که دعاهای شما باید در جهت وظایفی باشد که خدا به عهده ی شما گذاشته است. چه بسا انسان برای برای اموری دعا کند که از اهمیت کمتری برخوردار باشند یا اصلا آن امور قابل انجام نباشند.
🔺حکمت ۹۳:
لَا یَقُولَنَّ أَحَدُکُمْ اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الْفِتْنَهِ، لِأَنَّهُ لَیْسَ أَحَدٌ إِلَّا وَ هُوَ مُشْتَمِلٌ عَلَى فِتْنَهٍ
هیچ کسی از شما نگوید خداوندا! به تو پناه مى برم از این که مرا امتحان کنى، زیرا هیچ کسی نیست مگر این که امتحانى دارد؛
وَ لَکِنْ مَنِ اسْتَعَاذَ فَلْیَسْتَعِذْ مِنْ مُضِلَّاتِ الْفِتَنِ
ولى اگر کسى مى خواهد به خدا پناه برد و دعا کند، از آزمون هاى گمراه کننده به خدا پناه برد.
✍️ آزمایش نشدن، امری محال و نشد است. حضرت میفرماید برای امر نشد دعا نکن. تو در امتحانات و آزمایشات مشغله هایی داری که باید خودت را آماده کنی برای آن.
👈دعا برای پیر نشدن جوانان، دعا برای حیات دائمی و نمردن، دعا برای متناسب نبودن اعمال و جزای الهی از اموری هستند که محال اند و حضرت میفرماید برای اینها دعا نکنید.
✍️ دعا کنید از جوانی بهره ببرید، مشغولیت به وظایف جوانی داشته باشید.
✍️ دعا کنید عمر شما در مسیر عبادت باشد ؛ مشغول وظیفه باشید و عمرتان ختم به سعادت شود.
✍️دعا کنید اعمال صالح از شما صادر شود و مشغول طاعت باشید وگرنه خداوند عادل است و تناسب عمل و جزا در قیامت قطعی است.
✅نکته:
طبیعی است که انسان برای اموری دعا میکند که الان در دسترسش نیستند.
_زیرا چیزی که الان موجود است دعا برای به دست آوردن نمیخواهد؛ هرچند دعا برای استمرارش لازم است.
اینکه حضرت فرمود در مورد آن چیزی که هنوز رخ نداده دعا نکنید، مقصود اموری است که به انسان مربوط نیست یا در اولویت های مهم انسان نیست. این دعا باعث دور شدن از اهداف عالیه میشود.
✅نکته اول:
باید به امور مهمِ نزدیک پرداخت:
🔺شیخ محمد عبده در شرح این کلام میگوید:
لَا تَتَمَنَّ مِنَ الأُمُورِ بَعِیدَهَا، فَکَفَاکَ مِنْ قَرِیبِهَا مَا یَشْغَلُکَ
از طلب کردن و آرزو کردن چیزهای دور دست بپرهیز، چرا که همان چیزهای نزدیک به اندازهای که تو را مشغول میکنند کافی هستند.
✍️ انسان عمر اندکی دارد، ظرفیت اندکی دارد و استعداد اندکی دارد؛ اگر این عمر و ظرفیت و استعداد را در خدمت آن چیزهایی که کلا وجود ندارند یا خیلی بعید هستند به کار بگیرد؛ از پرداختن به امور مهم و جدی باز میماند و این همان خسارت است.
_چه در مورد سوال کردن؛ چه در مورد دعا کردن سراغ اموری برویم که واقعی هستند و دردی از دردهای ما را برآورده میکنند. اگر در مسیر تخیلات و توهمات و امور نشدنی بیفتیم، اینها دریای بیکرانی هستند که انتها ندارند .
✅نکته دوم:
حکمت ۳۶۴ و عمل نشدن به آن تا امروز:
با اینکه امیرالمومنین همه را توصیه فرمودنه اند به “علوم سودمند” ، ” علوم واقعی” و “علوم کاربردی” ولی متاسفانه هنوز هم که هنوز از مراکز علمی چه در سطوح پایین که مدارس اند چه در سطوح عالی که حوزه و دانشگاه هستند؛ دچار علوم غیر سودمند، غیر واقعی، غیر کاربردی هستند.
نشانه ی این مطلب نیز آنکه محصل و دانش آموز بعد از اتمام سال تحصیلی کتابها را تکه پاره میکند و به آسمان پخش میکند.
دانشجو بعد از گرفتن مدرک و رسیدنت به بالاترین مدارج؛ تخصص ندارد، مهارت ندارد ؛ توان انجام کار ندارد. مدرک زیر بغل است ولی بیکار است.
طلبه و روحانی عمامه به سر است، ولی توان مواجهه با سوالات دینی مردم را ندارد. برخی مسائل را کلا نشنیده و از آن بیکانه است، برخی مسائل را شنیده ولی به خاطر پرداختن به مسائل جانبی در زمان تحصیل، علمیّت پاسخگویی به آن را ندارد.
آیت الله مطهری رحمت الله علیه میفرمود به خاطر مسائل اقتصادی مجبور به ترک قم و تدریس در دانشگاه های تهران شدم و وقتی وارد دانشگاه شدم دیدم بسیاری از مطالبی که در حوزه خوانده ام به درد ارتباط با جوانان دانشجو نمیخورد همه را کنار گذاشتم و از اول و با نگرش جدید به برداشت و تولید محتوا پرداختم.
✍️ رهبر انقلاب در دیدار با دانشجویان خطاب به وزیر علوم وقت فرمودند کاری کنید که مقالات و پایان نامه ها؛ دردی از دردهای جامعه دوا کند. پاسخ به نیازهای جامعه باشد.
_هر یک از ما هم باید در خانواده و ارتباطات به دنبال علم سودمند و مفید باشیم ، مثل همین نهج البلاغه که علمی سودمند است و بسیار کاربردی است.
✅نکته سوم:
سوال فرعی و غیر مهم، انسان را از رسیدن به حقایق باز میدارد:
در خطبه شقشقیه امیرالمومنین مهمترین مسائل را در مورد دوران بعد از رحلت رسول الله بیان میکند. در مورد ظلم های خلفا، شیوه ی حکومت داری خلفا، غصب خلافت و…
در اوج بحث که امیرالمومنین در حال بیان نکاتی اساسی است:
أَمَا وَ الَّذِی فَلَقَ الْحَبَّهَ وَ بَرَأَ النَّسَمَهَ لَوْ لَا حُضُورُ الْحَاضِرِ وَ قِیَامُ الْحُجَّهِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ وَ مَا أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا یُقَارُّوا عَلَى کِظَّهِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ لَأَلْقَیْتُ حَبْلَهَا عَلَى غَارِبِهَا وَ لَسَقَیْتُ آخِرَهَا بِکَأْسِ أَوَّلِهَا وَ لَأَلْفَیْتُمْ دُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَزْهَدَ عِنْدِی مِنْ عَفْطَهِ عَنْزٍ.
آگاه باشید! به خدایى که دانه را شکافته و انسان را آفریده، سوگند! اگر به خاطر حضور حاضران و توده هاى مشتاق بیعت کننده و اتمام حجّت بر من به خاطر وجود یار و یاور، نبود و نیز به خاطر عهد و پیمانى که خداوند از دانشمندان و علماى (هر امّت) گرفته که: «در برابر پرخورى ستمگر و گرسنگى ستمدیده و مظلوم سکوت نکنند!»، مهار شتر خلافت را بر پشتش مى افکندم و رهایش مى نمودم و آخرینش را به همان جام اوّلینش سیراب مى کردم و در آن هنگام در مى یافتید که ارزش این دنیاى شما با همه زرق و برقش که براى آن سر و دست مى شکنید در نظر من از آب بینى یک بز کمتر است.
قَالُوا: وَ قَامَ إِلَیْهِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ السَّوَادِ عِنْدَ بُلُوغِهِ إِلَى هَذَا الْمَوْضِعِ مِنْ خُطْبَتِهِ فَنَاوَلَهُ کِتَاباً قِیلَ إِنَّ فِیهِ مَسَائِلَ کَانَ یُرِیدُ الْإِجَابَهَ عَنْهَا فَأَقْبَلَ یَنْظُرُ فِیهِ.
بعضى گفته اند هنگامى که کلام امیرمؤمنان به این جا رسید مردى از «اهل عراق» برخاست و نامه اى به دست آن حضرت داد گفته شده که در آن نامه سؤالاتى بود که تقاضاى جواب آنها را داشت. على علیه السلام مشغول مطالعه آن نامه شد.
ابن میثم بحرانی در شرح خطبه ۳ میفرماید در برخی از نقل ها، محتوای نامه ای که به حضرت داده شده است، آمده:
👈 جاندارى که از شکم جاندار دیگرى خارج شد و فرزند او نبود چه بود؟
امام فرمود: حضرت «یونس(علیه السلام)» بود که از شکم ماهى خارج شد.
👈چیزى که کمش مباح و زیادش حرام بود چه بود؟
فرمود: «نهر طالوت» بود که لشکریانش تنها مجاز بودند کمى از آب آن بنوشند.
👈کدام «عبادت» است که اگر کسى آن را به جا آورد عقوبت دارد و اگر به جا نیاورد بازهم عقوبت دارد؟
فرمود: «نماز در حال مستى».
👈کدام پرنده است که نه جوجه اى و نه مادرى داشته است؟
فرمود: پرنده اى است که به دست «عیسى» به اذن خدا آفریده شده است و….
فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ قِرَاءَتِهِ قَالَ لَهُ ابْنُ عَبَّاسٍ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ لَوِ اطَّرَدَتْ خُطْبَتُکَ مِنْ حَیْثُ أَفْضَیْتَ. فَقَالَ هَیْهَاتَ یَا ابْنَ عَبَّاسٍ تِلْکَ شِقْشِقَهٌ هَدَرَتْ ثُمَّ قَرَّتْ.
و هنگامى که از خواندن آن فراغت یافت «ابن عباس» عرض کرد: «اى امیرمؤمنان چه خوب بود خطبه را از آن جا که رها فرمودید ادامه مى دادید»! امام علیه السلام در پاسخ او فرمود: هیهات اى ابن عباس! این سوز درونى بود که زبانه کشید و سپس آرام گرفت و فرو نشست و دیگر مایل به ادامه آن نیستم.
قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ فَوَاللَّهِ مَا أَسَفْتُ عَلَى کَلَامٍ قَطُّ کَأَسَفِی عَلَى هَذَا الْکَلَامِ أَلَّا یَکُونَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) بَلَغَ مِنْهُ حَیْثُ أَرَاد.
«ابن عباس» مى گوید: به خدا سوگند من هیچ گاه بر سخنى همچون این سخن _خطبه ناتمام شقشقیّه_ تأسف نخوردم که على علیه السلام آن را تا به آن جا که مى خواست برسد ادامه نداد.
✍️سوالی که این شخص پرسید مانع ادامه یافتن سخنان حضرت شد ، سخنانی که اگر ادامه پیدا میکرد بسیار برای امروز ما مفید بود و سوالات نا به جای این فرد چه نفوذی خلفا بود یا نادانی که وقت نشناسی کرد در هر صورت مانع ادامه سخنان امام شد.
❇️خلاصه حکمت ۳۶۴:
👈از آن چیزی که هنوز رخ نداده یا اصلا امکان وقوع ندارد سوال نکن، زیرا آن چیزی که اتفاق افتاده برای مشغولیت تو کافی است.
👈در مورد آن چیزی که هنوز رخ نداده یا اصلا امکان وقوع ندارد درخواست و طلب نکنید، زیرا آن چیزی که اتفاق افتاده برای مشغولیت تو کافی است.