بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۴/۱۸_۱۳ محرم
💢حکمت ۳۶۵💢
وَ قَالَ (علیه السلام): الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ؛ وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ؛ وَ کَفَى أَدَباً لِنَفْسِکَ، تَجَنُّبُکَ مَا کَرِهْتَهُ لِغَیْرِکَ.
امام (علیه السلام) فرمود:
اندیشه آینه اى صافى است و عبرت گرفتن، هشدار دهنده اى نیکخواه. براى ادب کردن خود، همین بس که از هر چه از دیگرى ناپسند مى انگارى، دورى نمایى.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ
امام علی علیه السلام فکر، آینه شفاف و درخشنده اى است؛
💠 وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ
و حوادث عبرت انگیز، بیم دهنده و نصیحت کننده است؛
💠 وَ کَفَى أَدَباً لِنَفْسِکَ، تَجَنُّبُکَ مَا کَرِهْتَهُ لِغَیْرِکَ
و براى ادب آموزى خویشتن همین بس که از آنچه براى دیگران ناخوش مى دارى بپرهیزى.
✅️این حکمت، سه نکته دارد👇
💠الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ
فکر، آینه شفاف و درخشنده اى است.
_این جمله عینا و بدون هیچ تغییری در حکمت ۵ نهج البلاغه نیز آمده است.
✅حقیقت فکر، حرکت از مجهول و پیمودن راهی عالمانه تا رسیدن به نتیجه و مقصود است.
حضرت فکر را به آینهی شفافی تشبیه میکند که هر کسی و چیزی جلوی آن بایستد، آن را به طور کامل و واضح، با همه زیباییها و زشتیهایش نشان میدهد.
فکر آن قوه ای است که صورت واقعی همه چیز را به ما نشان میدهد و به ما اجازه میدهد به درستی ببینیم و تصمیم بگیریم، عاقبت امور را بسنجیم و زندگی بهتری داشته باشیم.
👈نکته:
همانگونه که آینه اگر کدر و آلوده باشد، نمیتواند تصویر واضح و شفافی به انسان نشان دهد، فکر نیز اگر آلوده و کدر باشد نمیتواند نتیجه تصمیمات را به درستی به انسان نشان دهد.
✅️فکر آئینه ی عاقبت به خیری است.
🔺امیرالمومنین(ع) در روایتی فرمود:
إِذَا قَدَّمْتَ الْفِکْرَ فِى أَفْعَالِکَ حَسُنَتْ عَوَاقِبُکَ فِى کُلِّ أَمْر
اگر کارهاى خود را با فکر آغاز کنى پایان تمام کارهاى تو خوب خواهد بود.
✅️ذلت و گرفتاری و هلاکت، ثمره نگاه نکردن در آئینه فکر است:
🔺امیرالمومنین فرمود:
ما ذَلَّ مَن أحسَنَ الفِکْرَ
کسى که خوب بیندیشد هرگز ذلیل نمى شود.
✍️ ذلت و شکست به خاطر درست ندیدن عاقبت و سرانجام کار است.
✅️پدر و مادرِ همه خیرها، تفکر است.
🔺 امام مجتبى (ع) فرمود:
أوصیکم بتقوى الله و إدامهِ التفکّرِ فإنّ التّفَکّر أبو کُلِّ خیر و أُمِّه
شما را به تقواى الهى و تداوم تفکر توصیه مى کنم زیرا فکر کردن، پدر و مادر همه نیکى هاست.
✅️فکر باید قیامت ساز باشد:
📚در کافی شریف روایت است که راوی میگوید:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَمَّا یَرْوِی اَلنَّاسُ أَنَّ تَفَکُّرَ سَاعَهٍ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَهٍ قُلْتُ کَیْفَ یَتَفَکَّرُ
از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: این که مردم روایت میکنند که یک ساعت تفکّر از یک شب عبادت بهتر است، چگونه بیندیشند؟
قَالَ یَمُرُّ بِالْخَرِبَهِ أَوْ بِالدَّارِ فَیَقُولُ أَیْنَ سَاکِنُوکِ أَیْنَ بَانُوکِ مَا بَالُکِ لاَ تَتَکَلَّمِینَ
فرمود:از ویرانهای میگذرد و بگوید:کجایند کسانیکه در تو سکونت داشتند؟کجایند آنها که تو را ساختند؟چه شده است تو را که سخن نمیگوئی؟
💠 الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ
(برای این جمله معنای دیگری نیز میتوان بیان کرد:)
✅️افکار و خیالات و خطورات انسان آینه ای گویاست که شخصیت حقیقی او را نشان میدهد.
کسی که مدام در فکرش خیانت و حق خوری و ظلم و ناسزا و… میچرخد؛ نشان میدهد باطن و درون او همین گونه است. باید ذهنش را مدیریت کند و کنترل خطورات را به دست بگیرد.
🔺علامه مصباح یزدی میفرمود:
برای کنترل تخیلات و خطورات ؛ در ذهنتان با امام زمان زیاد حرف بزنید.
✅جمله دوم👇
💠وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ
و عبرتگرفتن از حوادث عبرت انگیز، بیم دهنده و نصیحت کننده است.
👈 ارتباط جمله ی اول و دوم
اگر فکر شفاف باشد، آینده نگر و آینده بین باشد، یکی از ثمراتش رسیدن به اعتبار و عبرت است.
فکر میخواهد به نتیجه برسد و مجهولات برایش آشکار شود، یکی از راه های رسیدن به نتیجه؛ درس گرفتن از تاریخ و عبرت هاست.
🔺به گفته شاعر:
إِذَا المَرءُ کَانَتْ لَهُ فِکْرَهٌ *** فَفِی کُلِّ شَیْءٍ لَهُ عِبْرَهٌ
هرگاه انسان دارای اندیشه باشد ، در هر چیزی برای او پند و عبرتی است.
✍️ لذا حضرت در دومین جمله، به بحث عبرت گیری اشاره میفرماید.
✅️عبرتها بشیر و نذیر اند:
منذِر به معنای ترساننده و ناصح به معنای دلسوز و بشارت دهنده است.
هر حادثه و عبرتی که در تاریخ یا برای خود شخص اتفاق میافتد، همزمان یک هشدار دارد و یک تشویق.
هشدار به اینکه اگر شما هم بخواهید مسیر فرعونها را بروید، نتیجهی کار همین است که دیدید.
و بشارت به اینکه اگر شما خلاف فرعونها عمل کنید و در مسیر مومنان به موسی باشید، سرانجام نجات است و رهایی.
✅️غرض از عبرتها، به فکر افتادن است:
📚قرآن کریم در آیه 176 سوره اعراف مى فرماید:
فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یتَفَکَّرُون
این داستان ها را براى آنها بازگو کن، شاید بیندیشند وبیدار شوند.
❇️امیر المومنین در غررالحکم فرمود:
کَسبُ العَقل اَلاعِتِبار وَالاِستِظهار
دستاوردعقل پند آموختن وقوی شدن است .
✍️کار عقل آن است که به عبرتهای تاریخ نگاه کند خودش را تقویت کند.
وَ کَسبُ الجَهلِ اَلغَفلَهُ وَالاِغتِرار
ودستاورد جهل غافل شدن وفریب خوردن است.
✅️تفاوت عقل و جهل در عبرت گیری است:
🔺امیر المومنین در حکمت ۱۸۲ عبرتهای عجیبی می فرماید:
(حضرت در این خطبه دو عبرت مهم مطرح میکند که برای همه ما درس آموز است، انذار و تبشیر دارد. )
1⃣ از مرگ سلیمان عبرت بگیرید:
أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِی أَلْبَسَکُمُ الرِّیَاشَ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمُ الْمَعَاشَ؛ فَلَوْ أَنَّ أَحَداً یَجِدُ إِلَى الْبَقَاءِ سُلَّماً أَوْ لِدَفْعِ الْمَوْتِ سَبِیلًا، لَکَانَ ذَلِکَ سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ (علیه السلام) الَّذِی سُخِّرَ لَهُ مُلْکُ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مَعَ النُّبُوَّهِ وَ عَظِیمِ الزُّلْفَهِ، فَلَمَّا اسْتَوْفَى طُعْمَتَهُ وَ اسْتَکْمَلَ مُدَّتَهُ، رَمَتْهُ قِسِیُّ الْفَنَاءِ بِنِبَالِ الْمَوْتِ وَ أَصْبَحَتِ الدِّیَارُ مِنْهُ خَالِیَهً وَ الْمَسَاکِنُ مُعَطَّلَهً وَ وَرِثَهَا قَوْمٌ آخَرُونَ
اى بندگان خدا ! شما را به تقوا و پرهیزگارى در برابر خداوند سفارش مى کنم; همان خدایى که لباسهاى فاخر به شما پوشانید و وسایل زندگى را به فراوانى در اختیارتان قرار داد هشیار باشید دنیا شما را نفریبد چرا که هرگز پایدار نیست اگر کسى راهى به سوى بقا و جاودانگى یا جلوگیرى از مرگ پیدا مى کرد چنین کسى به یقین سلیمان بن داود بود. همان کس که خداوند حکومت جن و انس را افزون بر نبوّت و قرب پروردگار مسخّر وى ساخت; ولى آن گاه که آخرین روزى اش را برگرفت و مدّت زندگانى اش پایان یافت، کمانهاى فنا تیرهاى مرگ را به سوى او پرتاب کردند و دار و دیار از او خالى گشت، مسکنها و قصرهاى او بى صاحب ماند و گروهى دیگر، آن را به ارث بردند.
👈 انذار این عبرت آن است که مرگ به سراغ همه می آید و جاودانگی در دنیا بی معناست حتی برای انبیاء.
👈تبشیر این عبرت آن است که میتوانید مانند سلیمان با قدرت و حکومت و ثروت، طوری زندگی کنید که سر انجامتان بهشتی و جاودانگی ابدی باشد.
2⃣ از سرگذشت جباران گذشته عبرت بگیرید:
وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْقُرُونِ السَّالِفَهِ لَعِبْرَهً، أَیْنَ الْعَمَالِقَهُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَهِ؟ أَیْنَ الْفَرَاعِنَهُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَهِ؟ أَیْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِینَ قَتَلُوا النَّبِیِّینَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِینَ وَ أَحْیَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِینَ؟ أَیْنَ الَّذِینَ سَارُوا بِالْجُیُوشِ وَ هَزَمُوا [الْأُلُوفَ] بِالْأُلُوفِ وَ عَسْکَرُوا الْعَسَاکِرَ وَ مَدَّنُوا الْمَدَائِنَ
آرى در قرون گذشته براى شما درسهاى عبرت فراوانى است. کجا هستند «عمالقه» و فرزندان «عمالقه؟!» کجایند فرعونها و فرزندانشان؟ و کجا هستند صاحبان شهرهاى رسّ; همانها که پیامبران را کشتند و چراغ پرفروغ سنّتهاى فرستادگان خدا را خاموش کردند و سنّتهاى جباران را زنده ساختند؟ کجایند آنها که با لشکرهاى گران به راه افتادند و هزاران نفر را شکست دادند و متوارى ساختند; همانها که سپاهیان فراوان گرد آوردند و شهرهاى بسیار بنا نهادند.
👈 انذار این عبرت آن است که مواظب باشید، گردن کلفت تر ها و قدرت مندترهایی از شما در عالم بودند که وقتی بیراهه رفتند خداوند آنها را نابود کرد.
👈تبشیر این عبرت آن است که مومنین نباید به خود ترس و دلهره و نگرانی راه دهند زیرا هر چه دشمن بزرگ باشد، خدا از آنها بزرگ تر است و سرانجام پیروزی با مومنین است و شکست با دشمنان.
✅جمله سوم👇
💠وَ کَفَى أَدَباً لِنَفْسِکَ، تَجَنُّبُکَ مَا کَرِهْتَهُ لِغَیْرِکَ
و براى ادب آموزى خویشتن همین بس که از آنچه براى دیگران ناخوش مى دارى بپرهیزى
✅️ارتباط جمله دوم و سوم
عبرت یعنی دیدن سرانجام کار دیگران، اگر کسی اهل “نگاه عبرت بین” باشد به خوبی میتواند نقاط ضعف دیگران را استخراج کند، حالا که عیوب و زشتی ها معلوم شد؛ خود او باید دست به کار شود و عیوبش را برطرف کند.
✅️برهان منطقی برای برطرف کردن عیوب
امیرالمومنین گویا با تشکیل یک برهان، در صدد اصلاح انسان است.
1⃣هیچ انسانى به کمال نمى رسد مگر این که در اصلاح عیوب خویش بکوشد.
2⃣ شناخت عیوب خویش غالباً مشکل است. زیرا انسان بر اثر حب ذات نه تنها عیب خود را نمى بیند بلکه ممکن است آن را نشانه حسن بشمارد.
3⃣انسان نوعا در برابر دیگران به خاطر نداشتن حب ذات; عیوب آن ها را با تمام ریزه کارى ها مى بیند و گاه زبان به انتقاد از این و آن مى گشاید.
👈نتیجه:
بهترین و عاقلانه ترین راه براى شناخت عیوب خویشتن این است که انسان آنچه را براى دیگران عیب مى شمرد از خود دور سازد و “دیگران را مقیاس و معیار براى سنجش حال خویشتن قرار دهد”
✅️زشت ندانستن عیوب دیگران برای خود، حماقت است:
🔺در حکمت ۳۴۹ فرمود:
وَ مَنْ نَظَرَ فِى عُیوبِ النَّاسِ فَأَنْکَرَهَا ثُمَّ رَضِیهَا لِنَفْسِهِ فَذَلِکَ الاَْحْمَقُ بِعَینِه
اگر کسی به عیوب دیگران نگاه کندو ان را بد دانست ولی خودش آن کار را کرد وراضی به آن بود این خودِ احمق است.
🔺حضرت در حکمت ۳۵۳فرمود:
أَکْبَرُ اَلْعَیْبِ أَنْ تَعِیبَ مَا فِیکَ مِثْلُهُ
بدترین عیب آن است که از دیگران ایراد میگیری ولی برای خودت که می رسد پرده پوشی و تسامح میکنی.
🔺ابن ابی الحدید میگوید:
وَ قَالَ بَعْضُ الحُکَمَاءِ: إِذَا أَحْبَبْتَ أَخْلَاقَ امْرِئٍ فَکُنْهُ
و برخی از حکیمان گفتهاند: اگر اخلاق شخصی را دوست داشتی، مانند او باش،
وَ إِنْ أَبْغَضْتَهَا فَلَا تَکُنْهُ
و اگر ناپسند شمردی، مانند او نباش.
🔺مرحوم علامه شوشتری می فرمود:
کَتَبَ بَعْضُ الکُتَّابِ إِلَى بَعْضِ المُلُوکِ: تَضْرِبُ النَّاسَ بِالمِهَنَّدِ حَتَّى یَضِیعُوا عَلَى غَدْرِهِمْ
یکی از نویسندگان به یکی از پادشاهان نوشت: مردم را با شمشیر تیز مجازات میکنی تا مبادا به تو خیانت کنند،
وَ تَنسَى الوَفَاءَ
اما وفاداری را فراموش کردهای و خود خیانت میکنی؟
✍️ عیب گرفتن به پادشاه برای رفتار دوگانه ی اوست، اگر بی وفایی بد است برای همه بد است. نه اینکه دیگران بی وفایی کنند و مجازات شوند و تو بی وفایی کنی و هیچ مهم نباشد.
✅نکاتی در مورد حکمت ۳۶۵:
👈نکته ۱:
حبّ ذات،
برکات و آفات حب ذات:
خداوند در انسان غریزه اى آفریده که براى حفظ و صیانت او و رسیدن به کمالاتش نقش بسیار مهمى دارد،
❇️ و به یک معنا از مهمترین مواهب الهى است و آن این که انسان خود را دوست مى دارد و به همین دلیل به سراغ اطاعت فرمان خدا و پرهیز از گناه مى رود،
تا به کمال معنوى برسد و از پاداش هاى الهى در قیامت بهره مند شود،
و از عذاب و کیفر او در امان بماند.
❇️ انسان به دنبال علم و دانش مى رود و انگیزه اصلى او حب ذات است چراکه علم را کمال خویشتن مى بیند. براى رسیدن به مواهب مادى و پیشرفت در امور اقتصادى تلاش مى کند زیرا آن ها را ابزارى براى کمال مادى یا معنوى خود مى بیند.
❇️ اگر انسان ها از کشور خویش دفاع مى کنند، همسر و فرزند خود را دوست دارند، براى حفظ آبروى خود مى کوشند، همه این ها سرچشمه اى در حب ذات دارد و اگر روزى این علاقه از او برچیده شود نشاطِ حیات در او خاموش مى گردد و به موجودى عاطل و باطل تبدیل مى شود.
❇️ولى همین حب ذات اگر به صورت افراطى درآید بزرگ ترین بلاى جان انسان است و نتیجه آن، خودخواهى و خودپسندى و خودبرتربینى، فراموش کردن دیگران، توقعات بى جا، ندیدن صفات زشت در خویشتن و در نتیجه سقوط از مقام انسانیت است.
❇️ آنچه امام در جمله مذکور به آن هشدار مى دهد اشاره به همین نکته است، مى فرماید:
ممکن است حب ذات مانع از این گردد که عیوب خویشتن را ببینى; مشاهده کن درباره دیگران چه مى گویى و چه امورى را بر آنان خرده مى گیرى و عیب مى دانى همان را براى خویش عیب و نقص بدان. این در حقیقت راهى است براى فرار از آثار سوء حب ذات افراطى.
👈نکته۲:
برای اینکه فکر آئینه ی صافی باشد، باید کدورت ها را پاک کرد
📗مرحوم مجلسی در بحار از حضرت عیسی روایت نقل میکند:
إنّهُ لَیس على کلِّ حالٍ یَصلُحُ العَسَلُ فی الزِّقاقِ
هر پوستی ، مناسب عسل نیست،
و کذلکَ القُلوبُ لَیس على کلِّ حالٍ تَعْمُرُ الحِکمَهُ فیها
و همچنین است دلها، هر دلى که حکمت پرور نمى باشد.
إنّ الزِّقَّ ما لَم یَنْخَرِقْ أو یَقْحَلْ أو یَتْفَلْ فسَوفَ یکونُ للعَسلِ وِعاءً
مَشک، تا زمانى که پاره نشده و نخشکیده و نپوسیده، مى تواند ظرفِ عسل باشد،
و کذلکَ القُلوبُ ما لَم تَخْرِقْها الشَّهَواتُ و یُدَنِّسْها الطّمَعُ و یُقسِها النَّعیمُ فسوفَ تکونُ أوْعِیَهً للحِکمَهِ
همچنین است دلها، تا زمانى که شهوتها آنها را ندریده و طمع آلوده شان نکرده و خوشى و نعمت آنها را سخت نکرده است، ظرف حکمت مى توانند بود.
✳️عوامل مختلفی باعث کدورت آینه ی فکر میشوند فراوان اند:
+ هوى و هوس ها،
+ تعصب ها،
+ پیش داورىهاى غلط،
+ تقلید کورکورانه،
+ غفلت،
+ توهم و تخیل
+ جهل
🔺حضرت درمورد جهل در حکمت ۱۷۲ فرمود:
النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا.
مردم دشمن چیزی هستند که نمی دانند.
اللهم لا تجعل الدنیا اکبر همّنا
بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۱۴۰۴/۴/۱۸_۱۳ محرم
💢حکمت ۳۶۵💢
وَ قَالَ (علیه السلام): الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ؛ وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ؛ وَ کَفَى أَدَباً لِنَفْسِکَ، تَجَنُّبُکَ مَا کَرِهْتَهُ لِغَیْرِکَ.
امام (علیه السلام) فرمود:
اندیشه آینه اى صافى است و عبرت گرفتن، هشدار دهنده اى نیکخواه. براى ادب کردن خود، همین بس که از هر چه از دیگرى ناپسند مى انگارى، دورى نمایى.
💠وَ قَالَ (علیه السلام): الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ
امام علی علیه السلام فکر، آینه شفاف و درخشنده اى است؛
💠 وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ
و حوادث عبرت انگیز، بیم دهنده و نصیحت کننده است؛
💠 وَ کَفَى أَدَباً لِنَفْسِکَ، تَجَنُّبُکَ مَا کَرِهْتَهُ لِغَیْرِکَ
و براى ادب آموزى خویشتن همین بس که از آنچه براى دیگران ناخوش مى دارى بپرهیزى.
✅️این حکمت، سه نکته دارد👇
💠الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ
فکر، آینه شفاف و درخشنده اى است.
_این جمله عینا و بدون هیچ تغییری در حکمت ۵ نهج البلاغه نیز آمده است.
✅حقیقت فکر، حرکت از مجهول و پیمودن راهی عالمانه تا رسیدن به نتیجه و مقصود است.
حضرت فکر را به آینهی شفافی تشبیه میکند که هر کسی و چیزی جلوی آن بایستد، آن را به طور کامل و واضح، با همه زیباییها و زشتیهایش نشان میدهد.
فکر آن قوه ای است که صورت واقعی همه چیز را به ما نشان میدهد و به ما اجازه میدهد به درستی ببینیم و تصمیم بگیریم، عاقبت امور را بسنجیم و زندگی بهتری داشته باشیم.
👈نکته:
همانگونه که آینه اگر کدر و آلوده باشد، نمیتواند تصویر واضح و شفافی به انسان نشان دهد، فکر نیز اگر آلوده و کدر باشد نمیتواند نتیجه تصمیمات را به درستی به انسان نشان دهد.
✅️فکر آئینه ی عاقبت به خیری است.
🔺امیرالمومنین(ع) در روایتی فرمود:
إِذَا قَدَّمْتَ الْفِکْرَ فِى أَفْعَالِکَ حَسُنَتْ عَوَاقِبُکَ فِى کُلِّ أَمْر
اگر کارهاى خود را با فکر آغاز کنى پایان تمام کارهاى تو خوب خواهد بود.
✅️ذلت و گرفتاری و هلاکت، ثمره نگاه نکردن در آئینه فکر است:
🔺امیرالمومنین فرمود:
ما ذَلَّ مَن أحسَنَ الفِکْرَ
کسى که خوب بیندیشد هرگز ذلیل نمى شود.
✍️ ذلت و شکست به خاطر درست ندیدن عاقبت و سرانجام کار است.
✅️پدر و مادرِ همه خیرها، تفکر است.
🔺 امام مجتبى (ع) فرمود:
أوصیکم بتقوى الله و إدامهِ التفکّرِ فإنّ التّفَکّر أبو کُلِّ خیر و أُمِّه
شما را به تقواى الهى و تداوم تفکر توصیه مى کنم زیرا فکر کردن، پدر و مادر همه نیکى هاست.
✅️فکر باید قیامت ساز باشد:
📚در کافی شریف روایت است که راوی میگوید:
سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَیْهِ اَلسَّلاَمُ عَمَّا یَرْوِی اَلنَّاسُ أَنَّ تَفَکُّرَ سَاعَهٍ خَیْرٌ مِنْ قِیَامِ لَیْلَهٍ قُلْتُ کَیْفَ یَتَفَکَّرُ
از امام صادق علیه السّلام پرسیدم: این که مردم روایت میکنند که یک ساعت تفکّر از یک شب عبادت بهتر است، چگونه بیندیشند؟
قَالَ یَمُرُّ بِالْخَرِبَهِ أَوْ بِالدَّارِ فَیَقُولُ أَیْنَ سَاکِنُوکِ أَیْنَ بَانُوکِ مَا بَالُکِ لاَ تَتَکَلَّمِینَ
فرمود:از ویرانهای میگذرد و بگوید:کجایند کسانیکه در تو سکونت داشتند؟کجایند آنها که تو را ساختند؟چه شده است تو را که سخن نمیگوئی؟
💠 الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ
(برای این جمله معنای دیگری نیز میتوان بیان کرد:)
✅️افکار و خیالات و خطورات انسان آینه ای گویاست که شخصیت حقیقی او را نشان میدهد.
کسی که مدام در فکرش خیانت و حق خوری و ظلم و ناسزا و… میچرخد؛ نشان میدهد باطن و درون او همین گونه است. باید ذهنش را مدیریت کند و کنترل خطورات را به دست بگیرد.
🔺علامه مصباح یزدی میفرمود:
برای کنترل تخیلات و خطورات ؛ در ذهنتان با امام زمان زیاد حرف بزنید.
✅جمله دوم👇
💠وَ الِاعْتِبَارُ مُنْذِرٌ نَاصِحٌ
و عبرتگرفتن از حوادث عبرت انگیز، بیم دهنده و نصیحت کننده است.
👈 ارتباط جمله ی اول و دوم
اگر فکر شفاف باشد، آینده نگر و آینده بین باشد، یکی از ثمراتش رسیدن به اعتبار و عبرت است.
فکر میخواهد به نتیجه برسد و مجهولات برایش آشکار شود، یکی از راه های رسیدن به نتیجه؛ درس گرفتن از تاریخ و عبرت هاست.
🔺به گفته شاعر:
إِذَا المَرءُ کَانَتْ لَهُ فِکْرَهٌ *** فَفِی کُلِّ شَیْءٍ لَهُ عِبْرَهٌ
هرگاه انسان دارای اندیشه باشد ، در هر چیزی برای او پند و عبرتی است.
✍️ لذا حضرت در دومین جمله، به بحث عبرت گیری اشاره میفرماید.
✅️عبرتها بشیر و نذیر اند:
منذِر به معنای ترساننده و ناصح به معنای دلسوز و بشارت دهنده است.
هر حادثه و عبرتی که در تاریخ یا برای خود شخص اتفاق میافتد، همزمان یک هشدار دارد و یک تشویق.
هشدار به اینکه اگر شما هم بخواهید مسیر فرعونها را بروید، نتیجهی کار همین است که دیدید.
و بشارت به اینکه اگر شما خلاف فرعونها عمل کنید و در مسیر مومنان به موسی باشید، سرانجام نجات است و رهایی.
✅️غرض از عبرتها، به فکر افتادن است:
📚قرآن کریم در آیه 176 سوره اعراف مى فرماید:
فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یتَفَکَّرُون
این داستان ها را براى آنها بازگو کن، شاید بیندیشند وبیدار شوند.
❇️امیر المومنین در غررالحکم فرمود:
کَسبُ العَقل اَلاعِتِبار وَالاِستِظهار
دستاوردعقل پند آموختن وقوی شدن است .
✍️کار عقل آن است که به عبرتهای تاریخ نگاه کند خودش را تقویت کند.
وَ کَسبُ الجَهلِ اَلغَفلَهُ وَالاِغتِرار
ودستاورد جهل غافل شدن وفریب خوردن است.
✅️تفاوت عقل و جهل در عبرت گیری است:
🔺امیر المومنین در حکمت ۱۸۲ عبرتهای عجیبی می فرماید:
(حضرت در این خطبه دو عبرت مهم مطرح میکند که برای همه ما درس آموز است، انذار و تبشیر دارد. )
1⃣ از مرگ سلیمان عبرت بگیرید:
أُوصِیکُمْ عِبَادَ اللَّهِ بِتَقْوَى اللَّهِ الَّذِی أَلْبَسَکُمُ الرِّیَاشَ وَ أَسْبَغَ عَلَیْکُمُ الْمَعَاشَ؛ فَلَوْ أَنَّ أَحَداً یَجِدُ إِلَى الْبَقَاءِ سُلَّماً أَوْ لِدَفْعِ الْمَوْتِ سَبِیلًا، لَکَانَ ذَلِکَ سُلَیْمَانَ بْنَ دَاوُدَ (علیه السلام) الَّذِی سُخِّرَ لَهُ مُلْکُ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ مَعَ النُّبُوَّهِ وَ عَظِیمِ الزُّلْفَهِ، فَلَمَّا اسْتَوْفَى طُعْمَتَهُ وَ اسْتَکْمَلَ مُدَّتَهُ، رَمَتْهُ قِسِیُّ الْفَنَاءِ بِنِبَالِ الْمَوْتِ وَ أَصْبَحَتِ الدِّیَارُ مِنْهُ خَالِیَهً وَ الْمَسَاکِنُ مُعَطَّلَهً وَ وَرِثَهَا قَوْمٌ آخَرُونَ
اى بندگان خدا ! شما را به تقوا و پرهیزگارى در برابر خداوند سفارش مى کنم; همان خدایى که لباسهاى فاخر به شما پوشانید و وسایل زندگى را به فراوانى در اختیارتان قرار داد هشیار باشید دنیا شما را نفریبد چرا که هرگز پایدار نیست اگر کسى راهى به سوى بقا و جاودانگى یا جلوگیرى از مرگ پیدا مى کرد چنین کسى به یقین سلیمان بن داود بود. همان کس که خداوند حکومت جن و انس را افزون بر نبوّت و قرب پروردگار مسخّر وى ساخت; ولى آن گاه که آخرین روزى اش را برگرفت و مدّت زندگانى اش پایان یافت، کمانهاى فنا تیرهاى مرگ را به سوى او پرتاب کردند و دار و دیار از او خالى گشت، مسکنها و قصرهاى او بى صاحب ماند و گروهى دیگر، آن را به ارث بردند.
👈 انذار این عبرت آن است که مرگ به سراغ همه می آید و جاودانگی در دنیا بی معناست حتی برای انبیاء.
👈تبشیر این عبرت آن است که میتوانید مانند سلیمان با قدرت و حکومت و ثروت، طوری زندگی کنید که سر انجامتان بهشتی و جاودانگی ابدی باشد.
2⃣ از سرگذشت جباران گذشته عبرت بگیرید:
وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْقُرُونِ السَّالِفَهِ لَعِبْرَهً، أَیْنَ الْعَمَالِقَهُ وَ أَبْنَاءُ الْعَمَالِقَهِ؟ أَیْنَ الْفَرَاعِنَهُ وَ أَبْنَاءُ الْفَرَاعِنَهِ؟ أَیْنَ أَصْحَابُ مَدَائِنِ الرَّسِّ الَّذِینَ قَتَلُوا النَّبِیِّینَ وَ أَطْفَئُوا سُنَنَ الْمُرْسَلِینَ وَ أَحْیَوْا سُنَنَ الْجَبَّارِینَ؟ أَیْنَ الَّذِینَ سَارُوا بِالْجُیُوشِ وَ هَزَمُوا [الْأُلُوفَ] بِالْأُلُوفِ وَ عَسْکَرُوا الْعَسَاکِرَ وَ مَدَّنُوا الْمَدَائِنَ
آرى در قرون گذشته براى شما درسهاى عبرت فراوانى است. کجا هستند «عمالقه» و فرزندان «عمالقه؟!» کجایند فرعونها و فرزندانشان؟ و کجا هستند صاحبان شهرهاى رسّ; همانها که پیامبران را کشتند و چراغ پرفروغ سنّتهاى فرستادگان خدا را خاموش کردند و سنّتهاى جباران را زنده ساختند؟ کجایند آنها که با لشکرهاى گران به راه افتادند و هزاران نفر را شکست دادند و متوارى ساختند; همانها که سپاهیان فراوان گرد آوردند و شهرهاى بسیار بنا نهادند.
👈 انذار این عبرت آن است که مواظب باشید، گردن کلفت تر ها و قدرت مندترهایی از شما در عالم بودند که وقتی بیراهه رفتند خداوند آنها را نابود کرد.
👈تبشیر این عبرت آن است که مومنین نباید به خود ترس و دلهره و نگرانی راه دهند زیرا هر چه دشمن بزرگ باشد، خدا از آنها بزرگ تر است و سرانجام پیروزی با مومنین است و شکست با دشمنان.
✅جمله سوم👇
💠وَ کَفَى أَدَباً لِنَفْسِکَ، تَجَنُّبُکَ مَا کَرِهْتَهُ لِغَیْرِکَ
و براى ادب آموزى خویشتن همین بس که از آنچه براى دیگران ناخوش مى دارى بپرهیزى
✅️ارتباط جمله دوم و سوم
عبرت یعنی دیدن سرانجام کار دیگران، اگر کسی اهل “نگاه عبرت بین” باشد به خوبی میتواند نقاط ضعف دیگران را استخراج کند، حالا که عیوب و زشتی ها معلوم شد؛ خود او باید دست به کار شود و عیوبش را برطرف کند.
✅️برهان منطقی برای برطرف کردن عیوب
امیرالمومنین گویا با تشکیل یک برهان، در صدد اصلاح انسان است.
1⃣هیچ انسانى به کمال نمى رسد مگر این که در اصلاح عیوب خویش بکوشد.
2⃣ شناخت عیوب خویش غالباً مشکل است. زیرا انسان بر اثر حب ذات نه تنها عیب خود را نمى بیند بلکه ممکن است آن را نشانه حسن بشمارد.
3⃣انسان نوعا در برابر دیگران به خاطر نداشتن حب ذات; عیوب آن ها را با تمام ریزه کارى ها مى بیند و گاه زبان به انتقاد از این و آن مى گشاید.
👈نتیجه:
بهترین و عاقلانه ترین راه براى شناخت عیوب خویشتن این است که انسان آنچه را براى دیگران عیب مى شمرد از خود دور سازد و “دیگران را مقیاس و معیار براى سنجش حال خویشتن قرار دهد”
✅️زشت ندانستن عیوب دیگران برای خود، حماقت است:
🔺در حکمت ۳۴۹ فرمود:
وَ مَنْ نَظَرَ فِى عُیوبِ النَّاسِ فَأَنْکَرَهَا ثُمَّ رَضِیهَا لِنَفْسِهِ فَذَلِکَ الاَْحْمَقُ بِعَینِه
اگر کسی به عیوب دیگران نگاه کندو ان را بد دانست ولی خودش آن کار را کرد وراضی به آن بود این خودِ احمق است.
🔺حضرت در حکمت ۳۵۳فرمود:
أَکْبَرُ اَلْعَیْبِ أَنْ تَعِیبَ مَا فِیکَ مِثْلُهُ
بدترین عیب آن است که از دیگران ایراد میگیری ولی برای خودت که می رسد پرده پوشی و تسامح میکنی.
🔺ابن ابی الحدید میگوید:
وَ قَالَ بَعْضُ الحُکَمَاءِ: إِذَا أَحْبَبْتَ أَخْلَاقَ امْرِئٍ فَکُنْهُ
و برخی از حکیمان گفتهاند: اگر اخلاق شخصی را دوست داشتی، مانند او باش،
وَ إِنْ أَبْغَضْتَهَا فَلَا تَکُنْهُ
و اگر ناپسند شمردی، مانند او نباش.
🔺مرحوم علامه شوشتری می فرمود:
کَتَبَ بَعْضُ الکُتَّابِ إِلَى بَعْضِ المُلُوکِ: تَضْرِبُ النَّاسَ بِالمِهَنَّدِ حَتَّى یَضِیعُوا عَلَى غَدْرِهِمْ
یکی از نویسندگان به یکی از پادشاهان نوشت: مردم را با شمشیر تیز مجازات میکنی تا مبادا به تو خیانت کنند،
وَ تَنسَى الوَفَاءَ
اما وفاداری را فراموش کردهای و خود خیانت میکنی؟
✍️ عیب گرفتن به پادشاه برای رفتار دوگانه ی اوست، اگر بی وفایی بد است برای همه بد است. نه اینکه دیگران بی وفایی کنند و مجازات شوند و تو بی وفایی کنی و هیچ مهم نباشد.
✅نکاتی در مورد حکمت ۳۶۵:
👈نکته ۱:
حبّ ذات،
برکات و آفات حب ذات:
خداوند در انسان غریزه اى آفریده که براى حفظ و صیانت او و رسیدن به کمالاتش نقش بسیار مهمى دارد،
❇️ و به یک معنا از مهمترین مواهب الهى است و آن این که انسان خود را دوست مى دارد و به همین دلیل به سراغ اطاعت فرمان خدا و پرهیز از گناه مى رود،
تا به کمال معنوى برسد و از پاداش هاى الهى در قیامت بهره مند شود،
و از عذاب و کیفر او در امان بماند.
❇️ انسان به دنبال علم و دانش مى رود و انگیزه اصلى او حب ذات است چراکه علم را کمال خویشتن مى بیند. براى رسیدن به مواهب مادى و پیشرفت در امور اقتصادى تلاش مى کند زیرا آن ها را ابزارى براى کمال مادى یا معنوى خود مى بیند.
❇️ اگر انسان ها از کشور خویش دفاع مى کنند، همسر و فرزند خود را دوست دارند، براى حفظ آبروى خود مى کوشند، همه این ها سرچشمه اى در حب ذات دارد و اگر روزى این علاقه از او برچیده شود نشاطِ حیات در او خاموش مى گردد و به موجودى عاطل و باطل تبدیل مى شود.
❇️ولى همین حب ذات اگر به صورت افراطى درآید بزرگ ترین بلاى جان انسان است و نتیجه آن، خودخواهى و خودپسندى و خودبرتربینى، فراموش کردن دیگران، توقعات بى جا، ندیدن صفات زشت در خویشتن و در نتیجه سقوط از مقام انسانیت است.
❇️ آنچه امام در جمله مذکور به آن هشدار مى دهد اشاره به همین نکته است، مى فرماید:
ممکن است حب ذات مانع از این گردد که عیوب خویشتن را ببینى; مشاهده کن درباره دیگران چه مى گویى و چه امورى را بر آنان خرده مى گیرى و عیب مى دانى همان را براى خویش عیب و نقص بدان. این در حقیقت راهى است براى فرار از آثار سوء حب ذات افراطى.
👈نکته۲:
برای اینکه فکر آئینه ی صافی باشد، باید کدورت ها را پاک کرد
📗مرحوم مجلسی در بحار از حضرت عیسی روایت نقل میکند:
إنّهُ لَیس على کلِّ حالٍ یَصلُحُ العَسَلُ فی الزِّقاقِ
هر پوستی ، مناسب عسل نیست،
و کذلکَ القُلوبُ لَیس على کلِّ حالٍ تَعْمُرُ الحِکمَهُ فیها
و همچنین است دلها، هر دلى که حکمت پرور نمى باشد.
إنّ الزِّقَّ ما لَم یَنْخَرِقْ أو یَقْحَلْ أو یَتْفَلْ فسَوفَ یکونُ للعَسلِ وِعاءً
مَشک، تا زمانى که پاره نشده و نخشکیده و نپوسیده، مى تواند ظرفِ عسل باشد،
و کذلکَ القُلوبُ ما لَم تَخْرِقْها الشَّهَواتُ و یُدَنِّسْها الطّمَعُ و یُقسِها النَّعیمُ فسوفَ تکونُ أوْعِیَهً للحِکمَهِ
همچنین است دلها، تا زمانى که شهوتها آنها را ندریده و طمع آلوده شان نکرده و خوشى و نعمت آنها را سخت نکرده است، ظرف حکمت مى توانند بود.
✳️عوامل مختلفی باعث کدورت آینه ی فکر میشوند فراوان اند:
+ هوى و هوس ها،
+ تعصب ها،
+ پیش داورىهاى غلط،
+ تقلید کورکورانه،
+ غفلت،
+ توهم و تخیل
+ جهل
🔺حضرت درمورد جهل در حکمت ۱۷۲ فرمود:
النَّاسُ أَعْدَاءُ مَا جَهِلُوا.
مردم دشمن چیزی هستند که نمی دانند.
اللهم لا تجعل الدنیا اکبر همّنا