متن عربی بهمراه ترجمه و تفسیر
متن:
و من کلام له (علیه السلام) فی الزهد:
أَیُّهَاالنَّاسُ، الزَّهَادَهُ قِصَرُ الاَْمَلِ، وَالشُّکْرُ عِنْدَ النِّعَمِ، وَالتَّوَرُّعُ عِنْدَ الْـمَحَارِمِ، فَإِنْ عَزَبَ ذلِکَ عَنْکُمْ فَلاَ یَغْلِبِ الْحَرَامُ صَبْرَکُمْ، وَلاَ تَنْسَوْا عِنْدَالنِّعَمِ شُکْرَکُمْ، فَقَدْ أَعْذَرَ اللهُ إِلَیْکُمْ بِحُجَج مُسْفِرَه ظَاهِرَه، وَ کُتُب بَارِزَهِ الْعُذْرِ وَاضِحَه.
ترجمه:
اى مردم! «زهد» همان کوتاهى آرزو، و شکر و سپاس در برابر نعمت، و پارسایى در برابرِ گناه است. و اگر نتوانستید همه این صفات را فراهم سازید، لااقل مراقب باشید حرام بر اراده و صبر شما چیره نگردد، و در برابر نعمت هاى الهى شکر خدا را به فراموشى مسپارید، چه اینکه خداوند با دلائل روشن و آشکار و کتب آسمانى واضح، اتمام حجّت کرده است! (و آنچه درباره زهد و شکر لازم بوده، به شما تعلیم داده است).
تفسیر:
زهد و پارسایی
«أَیُّهَا النَّاسُ، الزَّهَادَهُ قِصَرُ الْأَمَلِ، وَالشُّکْرُ عِنْدَ النِّعَمِ، وَالتَّوَرُّعُ عِنْدَ الْمَحَارِمِ»
ای مردم! زهد یعنی کوتاهکردن آرزوها، شکرگزاری در برابر نعمتها و پرهیز از محرّمات.
از نگاه حضرت امیرالمؤمنین علی (ع)، زهد سه رکن اساسی دارد. کسانی که با نام زهد و به پیروی از صوفیه، عبادت را ترک میکنند، دیدگاهشان باطل است. زهد یعنی کوتاهکردن آرزوها.
برخی آرزوها باهدف، فطرت و هدف الهی انسان همسو هستند و پرداختن به آنها اشکالی ندارد.
برخی دیگر از آرزوها نیز باشخصیت و ویژگیهای انسان متناسباند که آنها هم مشکلی ندارند.
اگر آرزویی از این دودسته خارج باشد، آرزویی طولانی و بیپایان به شمار میآید و باطل است. حضرت در جایی میفرمایند: من از آرزوهای دراز و پیروی از هوای نفس بر شما بیمناکم.
پس بیایید آرزوهای دراز را کوتاه کنید. زهد یعنی تعدیل آرزوها.
زهد سه رکن اصلی دارد:
۱. آرزوها را تعدیل و کوتاه کنید.
۲. هنگامی که نعمتی به شما رسید، شکرگزار باشید. شکر، انسان را وسعت میبخشد؛ چه شکر زبانی باشد و چه شکر عملی، مانند انفاق، صدقه، خمس، زکات و مانند آن.
۳. در برابر محرّمات، بسیار ورع و پرهیز پیشه کنید. فرد زاهد نهتنها بهسوی حرام نمیرود، بلکه بهسوی شبهه نیز نمیرود و جانب احتیاط را رعایت میکند.
دارندهٔ این سه رکن، زاهد است. البته رسیدن به این مراحل دشوار است. اگر عدهای از مردم بپرسند: حال که ما به این مراحل نمیرسیم، آیا راهی برای رسیدن به زهد وجود دارد؟ حضرت در ادامه میفرمایند:
«فَإِنْ عَزَبَ ذَلِکَ عَنْکُمْ»
پس اگر نتوانستید همهٔ این صفات را فراهم کنید و این سه رکن را به دست آورید، دستکم به این دو رکن پایبند باشید.
«فَلَا یَغْلِبِ الْحَرَامُ صَبْرَکُمْ»
تلاش کنید که حرام بر شما غلبه نکند.
مبادا امر حرام بر شکیبایی شما در برابر معصیت پیروز شود. محرّمات قطعی را ترک کنید و بر گناه نیز اصرار نورزید.
«وَلَا تَنْسَوْا عِنْدَ النِّعَمِ شُکْرَکُمْ»
و در برابر نعمتها، شکرگزار باشید.
مبادا هنگام فرارسیدن نعمت، شکرگزاری را فراموش کنید. این دو رکن، حداقلِ زهد هستند. اگر کسی لباس پشمینه بپوشد، اما دلش در پی جاه و مقام باشد، زاهد نیست.
«فَقَدْ أَعْذَرَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ بِحُجَجٍ مُسْفِرَهٍ ظَاهِرَهٍ، وَکُتُبٍ بَارِزَهٍ، وَعُذْرٍ وَاضِحَهٍ»
زیرا خداوند با دلایل روشن و آشکار، راه عذرها را بسته و با کتابهای آسمانی روشنگر، بهانهها را از میان برده است.
خدای متعال با دلیلهای روشن و برهانهای آشکار، حجت را بر شما تمام کرده و راه عذر را بر شما بسته است.
وظیفهٔ ما این است که به مرتبهٔ زاهدان برسیم. زهد به این معنا نیست که حلال خدا را بر خود حرام کنیم. زهد به نپوشیدن و نخوردن نیست. زهد به ضایع کردن مال نیز نیست. زهد آن است که انسان بیش از خدا به پول و مادیات اعتماد نکند. زهد یعنی انسان به دنیا دلبسته نباشد. زهد به داشتن و نداشتن نیست؛ بلکه به بستگیداشتن و نداشتن است.
پیامبر خطاب به حضرت علی (ع) میفرمایند: خداوند متعال تاجی بر سر تو نهاده است که هیچیک از مخلوقات را مانند تو دوست ندارد. خداوند دنیا را در نگاه تو مبغوض کرده است؛ زیرا تو به دنیا دلبسته نیستی. خدای متعال تاجی بر سر تو نهاده و آن، دوستداشتن فقرا و مستمندان است.
آن تاج، نشانهٔ زهد امیرالمؤمنین است. زهد، او را نزد خدای متعال عزیزکرده است و این، عزت امیرالمؤمنین (ع) است.
عثمان بن مظعون، یکی از اصحاب پیامبر اکرم (ص) و از یاران امیرالمؤمنین (ع)، فرزند جوان خود را از دست داد. عثمان از مردم کنارهگیری کرد و در مسجد گوشهنشین شد. پیامبر اکرم (ص) به او فرمود:
«رَهْبَانِیَّهُ أُمَّتِیَ الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»
رهبانیت امت من، جهاد در راه خداست. گسترشدادن دین، حرکت اجتماعی و پویایی، رهبانیت امت من است.