ممنون از صبر و شکیبایی شما...

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خطبه ۷۷

دانلود

متن:

و من کلام له (علیه السلام) و ذلک حین منعه سعید بن العاص حقه:

إِنَّ بَنِی أُمَیَّهَ لَیُفَوِّقُونَنِی تُرَاثَ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) تَفْوِیقاً، وَ اللَّهِ لَئِنْ بَقِیتُ لَهُمْ لَأَنْفُضَنَّهُمْ نَفْضَ اللَّحَّامِ الْوِذَامَ التَّرِبَهَ.

[قال الشریف: و یروى التراب الوذمه و هو على القلب قال الشریف و قوله (علیه السلام) لیفوقوننی أی یعطوننی من المال قلیلا کفواق الناقه و هو الحلبه الواحده من لبنها. و الوذام جمع وذمه و هی الحزه من الکرش أو الکبد تقع فی التراب فتنفض].

ترجمه:

بنى امیه از میراث محمّد(صلى الله علیه وآله) جز مقدار کمى در اختیار من نمى گذارند: به اندازه یکبار دوشیدن شیر شتر. به خدا سوگند! اگر زنده بمانم آنها را از صحنه حکومت اسلامى بیرون خواهم ریخت، همانگونه که قصّاب اعضاى درون شکم حیوان را -که به روى زمین مى افتد- از خاک پاک مى کند!

تفسیر:

این خطبه دربارهٔ بنی‌امیه و اصل ماجراست:

سعید بن عاص از فرماندهان لشکر عمر بود و در بارگاه عمر جایگاه داشت. او در زمان عثمان به‌عنوان فرماندار کوفه انتخاب شد.

پس از انتخاب و استقرار، پیکی را همراه با هدایا به مدینه فرستاد و به فرستادهٔ خود گفت: وقتی نزد علی (ع) رفتی، بگو سعید بن عاص گفت: ما در مدینه آشنایان بسیاری داریم؛ اما برای افراد خاصی هدیه فرستاده‌ایم.

بشارت باد بر تو که پس از عثمان، بهترین هدیه را به تو داده‌ام. فقط عثمان را برتر دانسته‌ام؛ وگرنه هدیهٔ تو بی‌نظیر است و تو را بر اشخاص دیگری برتری داده‌ایم؛ به‌گونه‌ای که حالت منت‌گذاری داشته باشد.

«إِنَّ بَنِی أُمَیَّهَ لَیُفَوِّقُونَنِی تُرَاثَ مُحَمَّدٍ صلی‌الله علیه و آله تَفْوِیقًا»

بنی‌امیه از میراث محمد (صلی‌الله علیه و آله) اندکی به من می‌دهد؛ مانند اندک شیری که به بچه شتر می‌دهند.

برای «یفوقوننی» سه معنا گفته شده است:

۱. شتری که فقط یک‌بار دوشیده شود. این شتر در طول عمر خود شیر فراوانی می‌دهد، اما عرب به یک‌بار دوشیدن آن «تفویق» می‌گوید.

۲. هر بار که انگشتان برای دوشیدن فشار وارد می‌کنند، چند قطره شیر خارج می‌شود؛ این را نیز «تفویق» می‌گویند.

۳. شتری که روزانه سه بار دوشیده می‌شود. پس از بار اول، اجازه نمی‌دهد بچه‌اش شیر بخورد و سپس اجازهٔ دوشیدن می‌دهد. برای فریب بچه شتر، آن را جلو می‌آورند، مقدار کمی شیر به او می‌دهند و بعد جداش می‌کنند.

«وَ اللَّهِ لَئِنْ بَقِیتُ لَهُمْ لَأَنْفُضَنَّهُمْ نَفْضَ اللَّحَّامِ الْوِذَامَ التَّرِبَهَ»

به خدا سوگند، اگر زنده بمانم، آنان را پراکنده می‌سازم [لَأَنْفُضَنَّهُمْ] و دور می‌افکنم؛ همان‌گونه که قصاب دست در شکم گوسفند می‌برد و پاره‌ای از جگر [الْوِذَامَ] را بیرون می‌کشد. جگر بر زمین می‌افتد و خاک‌آلود می‌شود؛ سپس قصاب خاک آن را می‌تکاند تا جگر باقی بماند.

بنی‌امیه از میراث پیامبر، ته‌استکانی به من می‌دهد؛ درحالی‌که حکومتی را که حق من است غصب کرده‌اند، سپس هدیه می‌دهند و منت می‌گذارند.

شما مردم را فریب می‌دهید. شتر خلافت در اختیار شما افتاده است و می‌خواهید با هدیه‌ای کوچک به من، به مردم نشان دهید که علی را اداره کرده‌اید و بنی‌هاشم نیز سهم خود را از حکومت دارند؛ درحالی‌که خودتان به چپاول مشغولید.

این کار مانند رفتار شتربانی است که برای فریب بچه شتر، آن را جلو می‌برد؛ اما سریع کنار می‌کشد تا خودش شیر را بدوشد.

در خطبهٔ سوم فرمود: میراث پیامبر (ص) همه برای من است. میراث پیامبر، حکومت و همهٔ اسلام است.

حکومت حق من است؛ تا زمانی که شرایط مهیا شود، حق خود را خواهم گرفت.

این اثر برای استفاده آموزشی می‌باشد و هرگونه استفاده مالی از آن شرعاً مجاز نمی‌باشد