متن عربی بهمراه ترجمه و تفسیر
متن:
و قال (علیه السلام) فی سحره الیوم الذی ضُرِب فیه:
مَلَکَتْنِی عَیْنِی وَ أَنَا جَالِسٌ فَسَنَحَ لِی رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه وآله)، فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَاذَا لَقِیتُ مِنْ أُمَّتِکَ مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ! فَقَالَ ادْعُ عَلَیْهِمْ. فَقُلْتُ أَبْدَلَنِی اللَّهُ بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ وَ أَبْدَلَهُمْ بِی شَرّاً لَهُمْ مِنِّی.
[قال الشریف: یعنی بِالأود الاعوجاج و بِاللَّدَد الخصام و هذا من أفصح الکلام].
ترجمه:
در حالى که نشسته بودم، خواب چشمان مرا فراگرفت; ناگهان رسول خدا(صلى الله علیه وآله)بر من ظاهر شد; عرض کردم: اى رسول خدا! چه کژى ها و عداوتها که از امّتت دیدم؟ فرمود: آنها را نفرین کن! عرض کردم: خداوند بهتر از آنان را به من دهد و به جاى من، شخص بدى را بر آنها مسلّط کند.
تفسیر:
آخرین کلام حضرت پیش از ضربت:
در سحری که چند لحظه قبل از رفتن به مسجد به خواب میروند، مشاهدهای دارند که آن را به امام مجتبی (ع) انتقال میدهند.
«مَلَکَتْنِی عَیْنِی وَ أَنَا جَالِسٌ، فَسَنَحَ لِی رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ.»
(این تعبیر، لطافتِ ادبیِ خاصی دارد و لحظهای را که به خواب رفتند، اینگونه بیان میدارد) «چشمم مالکِ من شد»؛ یعنی خوابِ شدیدی که پلک را بر هم میاندازد، گویی انسان دیگر مالکِ خود نیست و اختیارش دستِ چشم است. خواب مرا فراگرفت درحالیکه نشسته بودم. (شاید اشاره به این باشد که این خوابِ معمول نبوده و حالتی از مکاشفه بوده که برای لحظهای پردهها کنار رفته و رسول خدا (ص) از مقابل چشمانشان گذر کردند.)
«فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، مَا ذَا لَقِیتُ مِنْ أُمَّتِکَ مِنَ الْأَوَدِ وَ اللَّدَدِ؟»
گفتم: یا رسولالله! میدانید چقدر سختی و رنج از این امت ملاقات کردم؟ چقدر به من زحمت دادند که ستونهای محکم و استوار کج شد! این امت کمر مرا شکستند و چقدر با من دشمنی کردند. از باب گلایه، این دشمنیِ امت را در میان گذاشتند.
«فَقَالَ: ادْعُ عَلَیْهِمْ.»
رسولالله (ص) فرمود: «علیه آنها دعا (نفرین) کن.» (دعا وقتی علیه و بر ضد کسی باشد، نفرین تلقی میشود.)
«فَقُلْتُ: أَبْدَلَنِیَ اللَّهُ بِهِمْ خَیْراً مِنْهُمْ، وَ أَبْدَلَهُمْ بِی شَرّاً لَهُمْ مِنِّی.»
از باب نفرین خواستم: «خدایا مرا از میان آنان بردار و گروهی بهتر از آنان را به من عطا کن؛ و در عوض، شخصی شرور و ظالم را بر آنان مسلط کن (چرا که اینان یاران خوبی نبودند و لیاقتِ علی را نداشتند).»
اللهم وفّقنا لما تحبُّ و ترضیٰ.