ممنون از صبر و شکیبایی شما...

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خطبه ۶۹

دانلود

متن:

و من کلام له (علیه السلام) فی توبیخ بعض أصحابه:

کَمْ أُدَارِیکُمْ کَمَا تُدَارَى الْبِکَارُ الْعَمِدَهُ وَ الثِّیَابُ الْمُتَدَاعِیَهُ، کُلَّمَا حِیصَتْ مِنْ جَانِبٍ تَهَتَّکَتْ مِنْ آخَرَ، کُلَّمَا أَطَلَّ عَلَیْکُمْ مَنْسِرٌ مِنْ مَنَاسِرِ أَهْلِ الشَّامِ أَغْلَقَ کُلُّ رَجُلٍ مِنْکُمْ بَابَهُ وَ انْجَحَرَ انْجِحَارَ الضَّبَّهِ فِی جُحْرِهَا وَ الضَّبُعِ فِی وِجَارِهَا. الذَّلِیلُ وَ اللَّهِ مَنْ نَصَرْتُمُوهُ وَ مَنْ رُمِیَ بِکُمْ فَقَدْ رُمِیَ بِأَفْوَقَ نَاصِلٍ؛ إِنَّکُمْ وَ اللَّهِ لَکَثِیرٌ فِی الْبَاحَاتِ قَلِیلٌ تَحْتَ الرَّایَاتِ؛ وَ إِنِّی لَعَالِمٌ بِمَا یُصْلِحُکُمْ وَ یُقِیمُ أَوَدَکُمْ وَ لَکِنِّی لَا أَرَى إِصْلَاحَکُمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی؛ أَضْرَعَ اللَّهُ خُدُودَکُمْ وَ أَتْعَسَ جُدُودَکُمْ، لَا تَعْرِفُونَ الْحَقَّ کَمَعْرِفَتِکُمُ الْبَاطِلَ وَ لَا تُبْطِلُونَ الْبَاطِلَ کَإِبْطَالِکُمُ الْحَق.

ترجمه:

چقدر با شما مدارا کنم! همچون مدارا کردن با شتران تازه کار که از سنگینى بار، پشتشان مجروح مى شود؟! و یا همچون جامه کهنه و فرسوده اى که هرگاه گوشه اى از آن را بدوزند از سویى دیگر پاره مى شود؟! هر زمان گروهى از لشکریان شام به شما نزدیک مى شوند، هر یک از شما در را به روى خود مى بندد و همچون سوسمار در لانه خود مى خزد و یا همانند کفتار که در خانه خویش پنهان شده، مخفى مى گردد. به خدا سوگند! ذلیل آن کسى است که شما یاورِ او باشید، و آن کس که به وسیله شما (به سوى دشمن) تیراندازى کند، همچون کسى است که تیرى بى پیکان و بدون پایه رها سازد. به خدا سوگند! جمعیّت شما در میدان گاههاى شهر (و مجالس بزم) زیاد است، ولى در سایه پرچم هاى میدانِ نبرد (و عرصه رزم) کم است.

من به خوبى مى دانم چه چیز شما را اصلاح مى کند و کژى هاى شما را راست مى نماید، ولى هرگز اصلاحِ شما را، با تباه ساختن خویش جایز نمى شمرم. خداوند صورت هاى شما را بر خاک مذلّت بگذارد و بهره شما را (از حیات سعادتمندانه) نابود کند. شما آن گونه که باطل را مى شناسید، نسبت به حق شناخت ندارید و آن چنان که در ابطال حق کوشا هستید، براى از میان بردن باطل اقدام نمى کنید!

تفسیر:

در مذمت اصحاب خود:

اصحابی که از دعوت حضرت استنکاف کرده، سخنان حضرت را نادیده گرفته و وظیفهٔ خود را در قبال امام و جامعه انجام نمی‌دادند. بارها با زبان خوش راهنمایی‌شان کردند؛ اما کار را به‌جایی رساندند که با زبان تند، انذار می‌کرد شاید متوجه و متذکر شوند.

♦️ کمْ أُدَارِیکمْ کمَا تُدَارَی الْبِکارُ الْعَمِدَهُ

چه اندازه باید با شما مدارا کنم؟! [أُدَارِی]

مداراکردنم با شما، مانند مداراکردن با شتر جوانی [بِکار] است که پشت او زخم شده [عَمِدَه]. تا کی شما را مدارا کنم که مانند شتر جوانی هستید که پشت آن زخم شده و با اولین زخم، کار را ترک کرده و رها می‌کنید؟ جنگ جمل که تمام شد، فکر کردید حق خود را به اسلام ادا کردید و کار را تمام‌شده تلقی کردید. در دعوت‌ها حاضر نیستید، درحالی‌که در دین، «ازپانشستن» نداریم. هرکس در هر مسیری حرکت کند، سختی و خراش آن مسیر را باید تحمل کند؛ حتی در مسیر عیاشی هم زحمت‌هایی هست.

♦️ وَالثِّیابُ الْمُتَدَاعِیهُ

شما مانند لباس مندرسی هستید که از هر طرف اصلاح می‌کنم و می‌دوزم، از طرف دیگر باز و پاره می‌شود. «مُتَدَاعِیه» از ریشه «دَعْوَت» است، کنایه از لباس کهنه؛ گویا هر طرفِ پارگیِ لباس، طرف دیگر را به پاره شدن دعوت می‌کند.

♦️ کلَّمَا حِیصَتْ مِنْ جَانِبٍ تَهَتَّکتْ مِنْ آخَر

هر بار که لباسِ پاره را خیاطی [حِیصَتْ] کرده و می‌دوزم، از طرف دیگر پاره می‌شود [تَهَتَّکتْ].

♦️ کلَّمَا أَطَلَّ عَلَیکمْ مُنْسِرٌ مِنْ مَنَاسِرِ أَهْلِ الشَّامِ أَغْلَقَ کلُّ رَجُلٍ مِنْکمْ بَابَهُ

هر زمان که گروه کوچکی از دشمن [مُنْسِر] از اهل شام به شما نزدیک می‌شود [أَطَلَّ]، شما به خانه‌های خود می‌خزید و در را به روی خود می‌بندید [أَغْلَقَ]. راه مبارزه و مقاومت این نیست. در خطبه‌های قبل فرمود: «هر کس اجازه دهد جنگ به داخل شهر و خانه‌ها کشیده شود، قطعاً ذلیل و شکست‌خورده است». حس مسئولیت‌پذیری ندارید و در مقابل حکومت و امام، خود را مسئول نمی‌دانید.

♦️ وَانْحَجَرَ انْحِجَارَ الضَّبَّهِ فِی جُحْرِهَا وَالضَّبُعِ فِی وِجَارِهَا

مواجههٔ شما با دشمن، مانند قصهٔ سوسمار [الضَّبَّه] و کفتار است. دو تشبیه به دو حیوان دارد: مانند سوسمار تا احساس خطر می‌کنید، از شدت ترس و تنبلی به اندرون خانه رفته و در را می‌بندید. در زبان عرب، سوسمار نماد بی‌رحمی است و از معدود حیواناتی است که معروف به قسی‌القلب بودن است؛ وقتی گرسنه می‌شود فرزند خود را می‌خورد. تشبیه دوم به کفتار است؛ کفتار معروف به حماقت و بی‌عقلی است؛ موجود بسیار ضعیفی که به‌راحتی صید می‌شود. کنار لانه‌اش به‌آرامی صدایی تولید می‌کنند و از آرامشِ صدا فوری به خواب می‌رود و او را بدون دردسر و تلاش شکار می‌کنند. اگر از حکومت خود دفاع نکنید، معاویه بر شما مسلط می‌شود. بستنِ در باعث نمی‌شود که دشمن از شما دست بکشد؛ رحم نمی‌کند، شما را از خانه‌ها بیرون می‌کشد و شرافتتان را لگدمال می‌کند.

♦️ الذَّلِیلُ وَاللَّهِ مَنْ نَصَرْتُمُوهُ

هر کس شما را به‌عنوان یارویاور قرار دهد، بلاشک به ذلت کشیده می‌شود. ذلیل، آن کسی است که به او وعده حمایت می‌دهید؛ اما یاری نمی‌کنید. کمک خواستن از شما دردی را دوا نمی‌کند. کسی که به شما تکیه کند، حقیقتاً ذلیل می‌شود؛ چون او را تنها می‌گذارید.

♦️ وَمَنْ رُمِی بِکمْ فَقَدْ رُمِی بِأَفْوَقَ نَاصِل

کسی که به واسطه حمایت شما به اهداف خود برسد، مانند پرتاب تیری است که «أَفْوَق» [تیرِ بدون پر] و «نَاصِل» [پیکانِ کُند یا بدون پیکان] است. چوبهٔ تیر به‌تنهایی اثری ندارد. شما یا کج می‌روید یا اگر به‌جایی برسید، مانند چوبهٔ تیرِ بی‌خاصیت، بدون عمل و کارایی هستید.

♦️ إِنَّکمْ وَاللَّهِ لَکثِیرٌ فِی الْبَاحَاتِ قَلِیلٌ تَحْتَ الرَّایاتِ

به خدا قسم، شما کسانی هستید که در میدان‌های شهر [الْبَاحَات]، بازارها و میادینِ بازی و ورزش (هر جایی که محل رفت‌وآمد، خوردن و بردن باشد) جمعیت زیاد و شلوغ حاضر هستید؛ اما در زیر پرچم جهاد [الرَّایات] در میدان جنگ، از کسی خبری نیست. یکی از عوامل به شکست رساندنِ جامعه این است که اگر مردم دغدغه خوردن و پوشیدن داشته باشند، فرصت شنیدنِ ندا و حضور را ندارند.

♦️ وَإِنِّی لَعَالِمٌ بِمَا یصْلِحُکمْ وَیقِیمُ أَوَدَکمْ

به‌درستی که من عالم و آگاه هستم که شما به چه چیزی اصلاح می‌شوید. هم درد و هم دوای شما را می‌دانم. مستقیم کردن [یقِیمُ] انحراف و اعوجاج [أَوَدَکمْ] شما را می‌توانم اصلاح کنم؛ اما به شرطی که:

♦️ وَلَکنِّی وَاللَّهِ لَا أَرَی إِصْلَاحَکمْ بِإِفْسَادِ نَفْسِی

به خدا قسم راضی نمی‌شوم شما را اصلاح کنم، اگر با فاسدشدن خودم باشد. معاویه با پول بیت‌المال سران قبایل را می‌خرد؛ جنگجویان را بیشتر از استحقاقشان از بیت‌المال می‌دهد و از طرفی از مردم مالیاتِ بیشتر می‌گیرد تا حکومت خود را مستقر و نیروی نظامی‌اش را تقویت کند. اما من راضی نیستم با گناه، حکومت خود را تثبیت کنم. گناه، یعنی بیت‌المال را خرجِ رضایتِ این‌وآن کنم تا خوشایند چند تن از رؤسای قبایل باشد و هم‌قبیله‌شان را در اختیار من بگذارند. این‌گونه عمل‌کردن «إِفْسَادِ نَفْسِی» [فاسد کردنِ خودم] می‌شود. اگر جهنم رفتن برابر با حکومت داشتن باشد، حاضر نیستم چنین حکومتی داشته باشم.

♦️ أَصْرَعَ اللَّهُ خُدُودَکمْ وَأَتْعَسَ جُدُودَکمْ

خداوند صورت‌های [خُدُود] شما را به خاک مذلت [أَصْرَعَ] بکشاند. خدای متعال بهره و نصیب [أَتْعَسَ] شما را از زندگی راحت، امنیت و سعادت، هیچ گرداند.

♦️ لَا تَعْرِفُونَ الْحَقَّ کمَعْرِفَتِکمُ الْبَاطِلَ وَلَا تُبْطِلُونَ الْبَاطِلَ کإِبْطَالِکمُ الْحَقَّ

شما حق را نمی‌شناسید، درحالی‌که باطل را خوب می‌شناسید. شما آن‌گونه که حق را سرکوب می‌کنید، باطل را سرکوب نمی‌کنید. دنبالِ انتقاد از حق هستید، دنبالِ پیداکردن یک نقطهٔ سیاه در جریانِ حق هستید تا به آن ضربه بزنید؛ اما چنین ضربه‌ای را به باطل وارد نمی‌کنید.

این اثر برای استفاده آموزشی می‌باشد و هرگونه استفاده مالی از آن شرعاً مجاز نمی‌باشد