متن عربی بهمراه ترجمه و تفسیر
متن:
و من کلام له (علیه السلام) فی تعلیم الحرب و المقاتله و المشهور أنه قاله لأصحابه لیله الهریر أو أول اللقاء بصفین:
مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ اسْتَشْعِرُوا الْخَشْیَهَ وَ تَجَلْبَبُوا السَّکِینَهَ وَ عَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهَامِ، وَ أَکْمِلُوا اللَّأْمَهَ وَ قَلْقِلُوا السُّیُوفَ فِی أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا وَ الْحَظُوا الْخَزْرَ وَ اطْعُنُوا الشَّزْرَ وَ نَافِحُوا بِالظُّبَى وَ صِلُوا السُّیُوفَ بِالْخُطَا.
وَ اعْلَمُوا أَنَّکُمْ بِعَیْنِ اللَّهِ وَ مَعَ ابْنِ عَمِّ رَسُولِ اللَّهِ، فَعَاوِدُوا الْکَرَّ وَ اسْتَحْیُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِی الْأَعْقَابِ وَ نَارٌ یَوْمَ الْحِسَابِ، وَ طِیبُوا عَنْ أَنْفُسِکُمْ نَفْساً وَ امْشُوا إِلَى الْمَوْتِ مَشْیاً سُجُحاً، وَ عَلَیْکُمْ بِهَذَا السَّوَادِ الْأَعْظَمِ وَ الرِّوَاقِ الْمُطَنَّبِ، فَاضْرِبُوا ثَبَجَهُ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ کَامِنٌ فِی کِسْرِهِ وَ قَدْ قَدَّمَ لِلْوَثْبَهِ یَداً وَ أَخَّرَ لِلنُّکُوصِ رِجْلًا، فَصَمْداً صَمْداً حَتَّى یَنْجَلِیَ لَکُمْ عَمُودُ الْحَقِّ، «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَکُمْ وَ لَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمالَکُمْ».
ترجمه:
اى مسلمانان! لباس زیرین خود را ترس از خدا (و احساس مسؤلیّت در برابر دشمنان حق) و لباس رویین خود را آرامش و خونسردى قرار دهید; دندانهارا بر هم بفشارید که مقاومت جمجمه ها را در برابر ضربات دشمن بیشتر مى کند. زره را (با کلاه خود و ساعد بند) کامل کنید و شمشیرها را قبل از کشیدن از نیام، تکان دهید (تا به آسانى از نیام درآید.) با خشم و بى اعتنایى به دشمن نظر افکنید و به هر سو حمله کیند و ضربه بزنید تا غافلگیر نشوید; از فاصله نزدیک با لبه تیز شمشیر، حمله نمایید و با پیش نهادنِ گام، شمشیر را به دشمن برسانید!
و بدانید شما در پیشگاه خداوند قرار دارید (اعمال شما را مى بیند و در مسیر حق از شما حمایت مى کند) و همراه و همگام با پسر عموى پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله)هستید پى در پى (بر دشمن) حمله کنید! و از فرار شرم نمایید! چه این که فرار از جهاد، ننگى است که در نسل هاى آینده شما نیز مى ماند و آتشى است که در روز حساب، دامان شما را فرا مى گیرد! با آغوش باز از شهادت استقبال کنید و با آرامش به سوى آن گام بردارید. به این گروهِ انبوه و مرکز تجمّع دشمن و خیمه گاه عظیم (و پر زرق و برق معاویه) به شدّت حمله برید و بر قلب آن بتازید! چرا که شیطان در گوشه و کنار آن پنهان شده; دستى براى حمله به پیش دارد و پایى براى فرار به عقب نهاده است. محکم بایستید و مقاومت کنید! تا حق بر شما آشکار گردد «و شما برترید، خدا با شما است و از اَعمال نیکتان چیزى نمى کاهد (بلکه به عالى ترین وجه آن را پاداش مى دهد).»
تفسیر:
فضای خطبه، آموزش مبارزه
دربارهٔ زمان صدور این خطبه، دو قول وجود دارد:
۱. همان روز اول و ابتدای جنگ صفین ایراد شده و آموزش داده است.
۲. تقریباً در روزهای آخر جنگ صفین، در «لیلهالهریر»؛ شب سختی که نهتنها در جنگ صفین، بلکه در تمام جنگهای دورهٔ اسلامیِ پیامبر (ص) و امیرالمؤمنین (ع)، شبی بهسختی آن نبود.
لشکر کفر در مقابل لشکر ایمان قرار گرفته بود و اوضاع چنان بود که از هر گوشهٔ صحرا از هر دو گروه، از شدت جراحت و سختی، ناله در میدان جنگ بلند بود و به شب «لیلهالهریر» معروف شد.
«مَعَاشِرَ الْمُسْلِمِینَ اسْتَشْعِرُوا الْخَشْیَهَ وَتَجَلْبَبُوا السَّکِینَهَ»
ای گروه مسلمین که در معرکهٔ جنگ قرار گرفتهاید، لباس زیرین شما ترس از خدا باشد و لباس رویین شما باید سکینه، طمأنینه و آرامش باشد.
در میدان جنگ و در بین هزاران نفر، تکبهتک شما زیر نظر و نگاه من نیست که ببینم چه کسی خوب میجنگد، چه کسی ایستادگی میکند و مؤمنین عونِ هم میشوند یا نه. آنچه که میتواند نیروها را قوی و قدرتمند کند و در وظیفهٔ خود متعهد باشند، خشیت است. خداترسی میتواند افراد را بدون دوربین نظارتی و بدون حضور مافوق، پایکار و متعهد نگه دارد. مسئولیتپذیری در گرو ترس از خداست. اگر خدا را حاضروناظر نبیند و خود را در قبال کار مسئول نداند و حسابوکتاب قیامت را توجه نکند، فقط در جایی دقت میکند که دوربین مداربسته باشد یا ناظری بالای سر او ایستاده باشد. از درون خداترس و از بیرون، دارای ظاهر طمأنینه باشید. دشمن در میدان جنگ با دیدن آرامش در چهرهٔ سربازان ترسیده و گستاخ نمیشود، اما چهرهٔ عبوس و شکستخورده، سپاه دشمن را جری میکند.
«عَضُّوا عَلَى النَّوَاجِذِ فَإِنَّهُ أَنْبَى لِلسُّیُوفِ عَنِ الْهَامِ»
این جمله دو معنا دارد؛ ظاهری و کنایی.
ظاهری: دندانهای خود را محکم به هم فشار دهید تا کاسهٔ سر و جمجمهٔ شما در مقابل شمشیر دشمن مستحکم باشد. انسان در ترس و سرما با فشردن دندان به هم قوت قلبی پیدا میکند؛ لذا ضربات اثر کمتری دارد.
کنایی: فشار دندان باعث استحکام نمیشود، چون تیزیِ اصابتِ شمشیر، جراحت را بر سر وارد میکند. به مورد دیگری اشاره دارد: دندان به هم بفشارید تا تصمیمات شما محکم باشد، عزم خود را جزم کنید و با تصمیمِ متزلزل پا در میدان مبارزه نگذارید.
«وَأَکْمِلُوا اللَّأْمَهَ»
در کنار داشتنِ زرهِ جنگی، امور نظامی دیگر را نیز کامل کنید. تجهیزات نظامی خود را کامل کنید: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّهٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ» (انفال، ۶۰)؛ تا هر چه توان دارید از قدرت و تجهیزات نظامی آماده کنید تا سبب ترس دشمن خدا گردد.
«وَقَلْقِلُوا السُّیُوفَ فِی أَغْمَادِهَا قَبْلَ سَلِّهَا»
دو معنا دارد:
۱. قبل از اینکه شمشیر را از غلاف بیرون بکشید، چند بار آن را حرکت دهید تا اطمینان از آزاد و سالمبودنِ شمشیر پیدا کنید. هر سلاحی احتیاج به تنظیم، روغنکاری و آمادهسازی دارد تا در لحظهٔ استفاده، گیر نداشته باشد.
۲. شما کسی باشید که زمانِ ضربهزدن را تعیین میکند؛ مبادا دشمن نیت شما را قبل از حرکت متوجه شود. اگر زودتر شمشیر از غلاف کشیده شود و بالای سر چرخانده شود، نگاه به یک نقطهٔ خاص، نشاندهندهٔ حمله به همان نقطه است و طرف مقابل را آمادهٔ دفاع میکند، چون افکار در ذهن سبب خیرهشدن به همان قسمت میشود و دشمن از همان قسمت غافلگیرتان میکند.
«وَالْحَظُوا الْخَزْرَ»
با گوشهٔ چشم به دشمن نگاه کنید؛ نگاهی متکبرانه و با غرور، یعنی نیمنگاه بنگرید. مستقیم و با نگاه درشت دشمن را نبینید؛ مبادا تعداد آنها روی نگاهکردنِ عمیق شما تأثیر گذاشته و شما را به ترس وادارد.
«وَاطْعُنُوا الشَّزْرَ»
دو معنا دارد:
۱. از چپ و راست به لشکر دشمن حمله کنید.
۲. ضربهٔ شمشیر شما اینطور باشد که در یک حرکتِ رفت، یک جراحت و در برگشتِ شمشیر، جراحتِ دیگر به پیکر دشمن وارد کنید.
«وَنَافِحُوا بِالظُّبَى»
از محلِ تیزِ شمشیر ضربه را بزنید و از آنجا دور شوید. اینکه رزمنده با تیزیِ شمشیرِ خود طوری به پیکر دشمن ضربه وارد کند که او را گوشهگیر کند، بهتر از این است که ضربهٔ کاری بزند؛ ولی خودش جراحت بردارد یا سلاحش را از دست بدهد.
«وَصِلُوا السُّیُوفَ بِالْحُطَا»
شمشیرها را با گامِ پیش نهادن به دشمن برسانید. طولِ شمشیر هرچه بیشتر باشد دو عیب دارد: سنگینتر است و کنترل آن کمتر میشود. شمشیر را کوتاه انتخاب کرده و فاصلهٔ خود را با دشمن کم کنید. از نظر ریاضی و مهندسی هم چنین است؛ در ضربهٔ کاری همراه با دست، بدن هم باید به جلو در حرکت باشد. بدنِ ثابت ضربهٔ آرامی خواهد داشت، اما اگر با دست، سر و سینه حرکت کند، ضربه محکم خواهد بود.
این خطبه کلمات فصیحی دارد. در مورد فنون جنگی است؛ جنگ یعنی خونریزی، سختی، قتل و زمختی، اما اهل ادب و بلاغت، این جملات را مانند شعر میدانند. شعر نماد لطافت است، جنگ آموزش میدهد، اما در قالب الفاظ لطیف. اعجاز امیرالمؤمنین (ع) این است؛ در عین خشونتِ مضمون، لطافتِ الفاظ دارد.
«اعْلَمُوا أَنَّکُمْ بِعَیْنِ اللَّهِ»
خدا شما را میبیند. در میدان و معرض سختیهایی قرار گرفتید؛ قوتِ قلبِ شما این باشد که خدا شما را میبیند. «وَاصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا» (هود، ۳۷). خدا به حضرت نوح (ع) فرمود تو وظیفهٔ ساختنِ کشتی را انجام بده، من میبینم.
سیدالشهدا (ع) وقتی علیاصغر (ع) در بغل ایشان ذبح گردید در جملاتی فرمودند: «…هَوَّنَ عَلَیَّ مَا نَزَلَ بِی أَنَّهُ بِعَیْنِ اللهِ»؛ آنچه خدا میبیند بر من آسان است و شما افتخار جنگیدن کنار پسرعموی رسولالله (ص) را دارید.
«فَعَاوِدُوا الْکَرَّ وَاسْتَحْیُوا مِنَ الْفَرِّ فَإِنَّهُ عَارٌ فِی الْأَعْقَابِ وَنَارٌ یَوْمَ الْحِسَابِ»
پیدرپی رجوع کنید و مکرر حمله کنید و از فرارکردن خجالت بکشید که نتیجهٔ این فرار، باقیماندنِ ننگ در دودمان و نسلِ فراری است و در آخرت، آتش جهنم. زحف (فرار) از میدان جنگ از گناهان کبیره است؛ البته عقبنشینی برای تجدید قوا یا به دلیل تغییر استراتژی و روش جنگ اشکال ندارد.
«طِیبُوا عَنْ أَنْفُسِکُمْ نَفْساً وَامْشُوا إِلَى الْمَوْتِ مَشْیاً سُجُحاً»
با خشنودی و رضایتِ دل و با طمأنینه، جان به جانآفرین بسپارید. طوری به میدان بروید که جاندادن برایتان شیرین باشد؛ قدم بردارید به سمت مرگ، همانند کسی که در جادهٔ صاف قدم برمیدارد.
«عَلَیْکُمْ بِهَذَا السَّوَادِ الْأَعْظَمِ وَالرِّوَاقِ الْمُطَنَّبِ، فَاضْرِبُوا ثَبَجَهُ فَإِنَّ الشَّیْطَانَ کَامِنٌ فِی کِسْرِهِ»
به این سیاهیِ عظیمِ دشمنان حمله کنید و توجه شما به خیمهٔ طنابپیچ در قلبِ لشکر باشد، چرا که شیطان (معاویه) در گوشهٔ آن پناه آورده و پنهان شده؛ او را از پای درآورید.
در وسط لشکر دشمن، خیمهای برای معاویه با طنابهایی که از اطراف به زمین بسته شده بودند برپا کرده بود؛ ۱۰۰ هزار نفر عهد بسته بودند که تا جان دارند از این خیمه محافظت کنند.
نکته: حضرت خودشان پیشگویی فرمودند بعد از من فردِ گشاده حلقوم… سرکار میآید؛ آنچه در دسترس باشد میخورد و آنچه نباشد میطلبد. در این جنگ معاویه را نمیتوانید بکشید. ولی پیشگویی دلیلی نمیشود که ما حرکت نکنیم؛ ما باید وظیفهٔ خود را در همه حال عمل کنیم. در عصر حاضر حتی اگر رسانهها یا قدرتِ جبههٔ باطل را میبینیم، وظیفهٔ ما عملکردن و ایستادگی در برابر باطل است.
«وَقَدْ قَدَّمَ لِلْوَثْبَهِ یَداً وَأَخَّرَ لِلنُّکُوصِ رِجْلًا»
معاویه برای حمله دست پیش میگیرد و برای فرار قدمی به عقب میگذارد.
تفاوت حضرت علی (ع) و معاویه لعنت الله در این فراز: من کسی هستم که در رأس سپاه حرکت میکنم و خطشکن هستم، ولی معاویه دستِ حمله پیش میبرد، شوق به حکومت دارد، ولی با پا عقبنشینی میکند (وقتی غضب علی (ع) و مالکاشترها را میبیند). این ویژگیِ رهبران الهی است که برای رسیدن به هدف از پا نمینشینند.
«فَصَمْداً صَمْداً حَتَّى یَنْجَلِیَ لَکُمْ عَمُودُ الْحَقِّ»
روی آن هدفی که به شما گفتم متمرکز شوید و با تمام قدرت حرکت کنید تا نشانههای حق برای شما آشکار شود و اگر طالبِ نمایانشدنِ حق و خاموششدنِ باطل هستید، بجنگید. راهِ نورانیت در قلب، مبارزه است؛ برای جلوگیری از رشدِ نورِ حق، باید اهل مبارزه بود. انسانهای عابد که اهل مبارزه با باطل نیستند، تجلیِ نورِ حق در درونشان را نمیبینند.
«وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَکُمْ وَلَنْ یَتِرَکُمْ أَعْمَالَکُمْ» (محمد، ۳۵)
درحالیکه شما برترید و خداوند با شماست و چیزی از ثواب اعمالتان را کم نمیکند.
نصر بن مزاحم در «وقعه الصفین» نقل میکند که پس از ایراد خطبه، ۱۲ هزار نفر پشت سر حضرت به راه افتادند که غلافِ شمشیر را کنار گذاشته و شمشیر روی شانه حرکت میکردند. وقتی معاویه جریان را دید، سوار اسب شد برای فرار. در این هنگام حیلهٔ عمروعاص و قرآن به نیزه کردن به کار افتاد.
غفراللّه لی ولکم، الحمدلله ربالعالمین.