متن عربی بهمراه ترجمه و تفسیر
متن:
من کلام له (علیه السلام) فی صفه رجل مذموم ثم فی فضله هو (علیه السلام):
أَمَّا إِنَّهُ سَیَظْهَرُ عَلَیْکُمْ بَعْدِی رَجُلٌ رَحْبُ الْبُلْعُومِ، مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ یَأْکُلُ مَا یَجِدُ وَ یَطْلُبُ مَا لَا یَجِدُ، فَاقْتُلُوهُ وَ لَنْ تَقْتُلُوهُ. أَلَا وَ إِنَّهُ سَیَأْمُرُکُمْ بِسَبِّی وَ الْبَرَاءَهِ مِنِّی، فَأَمَّا السَّبُّ فَسُبُّونِی فَإِنَّهُ لِی زَکَاهٌ وَ لَکُمْ نَجَاهٌ؛ وَ أَمَّا الْبَرَاءَهُ، فَلَا تَتَبَرَّءُوا مِنِّی، فَإِنِّی وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَهِ وَ سَبَقْتُ إِلَى الْإِیمَانِ وَ الْهِجْرَهِ.
ترجمه:
آگاه باشید! بعد از من، مردى گشاده گلو، و شکم بزرگ، بر شما مسلّط خواهد شد که هر چه بیابد مى خورد، و آنچه را نمى یابد جستجو مى کند، او را بکشید! ولى هرگز نخواهید کشت، آگاه باشید! او به شما فرمان مى دهد که مرا دشنام دهید، و از من بیزارى جویید. امّا بدگویى و ناسزا را (به هنگام اجبار دشمن) به شما اجازه مى دهم، چرا که این موجب فزونى مقامات معنوى من، و باعث نجات شما است; ولى در مورد پیشنهاد بیزارى جستن، هرگز از من بیزارى مجویید; زیرا من بر فطرت پاک توحید تولّد یافته ام و در ایمان و اسلام و هجرت بر دیگران پیشى گرفته ام!
تفسیر:
پیشبینی امیرالمؤمنین دربارهٔ اینکه در دوران بعد از خود چه اتفاقی خواهد افتاد و حکومت به دست چه شخصی میافتد؛ از تلخترین و بسیار دردناکترین جملات حضرت.
یکی از راههای شناخت امام معجزه است و یکی از انواع آن، علم غیب است که در آینده به طور کامل به وقوع میپیوندد.
یکی از مواردی که پیشگویی میکنند این است:
بدانید بعد از مدت کوتاهی شخصی با چنین صفاتی بر شما غالب و پیروز میشود:
«أَمَا إِنَّهُ سَیَظْهَرُ عَلَیْکُمْ بَعْدِی رَجُلٌ رَحْبُ الْبُلْعُومِ مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ»
بهدرستی که مشاهده میکنم و به قطع یقین میگویم: مردی حلقوم گشاد، «رَحْبُ الْبُلْعُومِ»، و شکم برآمده، «مُنْدَحِقُ الْبَطْنِ»، بر شما پیروز میگردد.
معنای لغوی: معاویه پرخوری داشت؛ بهگونهای که از خوردن خسته میشد، اما سیر نمیشد و این نفرین را پیامبر در حق او کرد.
روزی پیامبر به دنبال معاویه فرستاد، اما او نیامد. این امر سه بار تکرار شد و هر سه بار به بهانهٔ غذاخوردن نیامد. پیامبر فرمود:
خدایا هیچگاه او را سیر نکن.
معنای کنایی: به حبّ گسترش حکومت اشاره میکند.
معاویه حرص زیادی به کشورگشایی و حکومت بر منطقهٔ جغرافیایی داشت و یکی از دلایل درافتادن او با حضرت همین بود.
«یَأْکُلُ مَا یَجِدُ وَیَطْلُبُ مَا لَا یَجِدُ»
آنچه را در دسترس بود میخورد و آنچه را در دسترس نبود، فریاد میزد و طلب میکرد.
این جملات را بهعنوان مذمت معاویه بیان میکند و نیز مذمت هر کسی که چنین صفتی داشته باشد.
آنچه را در اختیار است استفاده کند و آنچه را نیست، از هر طریق و با ذلت به دست آورد و به داشتهها قانع نباشد.
«این صفت معاویه است»
«فَاقْتُلُوهُ وَلَنْ تَقْتُلُوهُ»
معاویه واجب القتل است؛ او را بکشید، اما میدانم که او را نخواهید کشت.
دلیل واجبالقتل بودن معاویه:
- روایت صحیح پیامبر که حجت شرعی نیز دارد. فرمود: هر زمان معاویه بر منبر من نشست و حکومت را به دست گرفت و مردم را امرونهی کرد، او را بکشید.
- ادلهٔ دیگر: بحث سبّ پیامبر است؛ یعنی کسی که پیامبر و امام معصوم را بااراده و اختیار خود سبّ کند.
معاویه لعن و نفرین را گسترش داد و به مدت چهل سال بر منبرها و پیش از نماز، سبّ علی را رایج کرده بود.
- افساد فیالارض و قاتلِ هزاران نفر و یاران حضرت بودن، از جمله مالکاشتر.
همهٔ اینها دلایل واجبالقتل بودن معاویه است.
«أَلَا وَإِنَّهُ سَیَأْمُرُکُمْ بِسَبِّی وَالْبَرَاءَهِ مِنِّی»
بدانید بهزودی شما را به سبّکردن و بیزاری جستن از علی امر میکند.
تفاوت این دو چیست؟
لعن، دورشدن از لطف و رحمت الهی است.
سبّ، ناسزا و فحشدادن است که معاویه آن را بخشنامه کرده بود و اگر پیش از نماز فراموش میشد، نماز را اعاده میکردند؛ چون آن را باطل میدانستند.
«فَأَمَّا السَّبُّ فَسُبُّونِی فَإِنَّهُ لِی زَکَاهٌ وَلَکُمْ نَجَاهٌ»
اگر شرایط بر شما تنگ و سخت شد، از روی تقیه مرا دشنام بدهید.
این دشنامدادن سبب رشد و ترقی من میشود، «زَکَاهٌ»، و باعث نجات شما میگردد.
زکات مال نیز اینگونه سبب برکت، فزونی و رشد میشود.
مروان بن حکم میگوید:
ما مجاهدت و عظمت علی را میدانستیم. عاملی که باعث لعن شد این بود:
ما دنبال حکومت بودیم. دقت کردیم و دیدیم در هر جایی که علی باشد، معاویه بها و ارزشی ندارد.
برای بزرگ کردن خود، علی را کوچک کردیم.
«إِنَّهُ لَا یَسْتَقِیمُ لَنَا الْأَمْرُ إِلَّا بِذٰلِکَ»
به هیچ طریقی نمیتوانستیم به حکومت برسیم، مگر اینکه علی را از چشم مردم بیندازیم.
دشمن ما هم دنبال همین است؛ میخواهد رهبری، نظام، خدمات و پیشرفت را از چشم مردم بیندازد.
برای بزرگ کردن خود، باید خوبها را تضعیف کنند.
علی که پایین بیاید، دیگران بالا میروند.
«وَأَمَّا الْبَرَاءَهُ فَلَا تَتَبَرَّأُوا مِنِّی»
اگر به برائت جستن از من امر شدید، از من تبری نجویید.
سبّ و ناسزا، دشنام به شخص است؛ اما برائت، بیزاری از شخصیت یک فرد است.
شخصیت علی؛ توحید، دین و اعتقادات است.
برائت از علی، برائت از پیغمبر، ایمان و توحید است.
عدم برائت از علی به سه دلیل است:
«فَإِنِّی وُلِدْتُ عَلَى الْفِطْرَهِ وَسَبَقْتُ إِلَى الْإِیمَانِ وَالْهِجْرَهِ»
- من بر فطرت توحیدی زاده شدم، «الْفِطْرَهِ».
- من نخستین پیشینه در ایمان و اسلام را دارم، «سَبَقْتُ».
- نخستین هجرت را انجام دادهام، «وَالْهِجْرَهِ».
کسی که فطرت پاک توحیدی دارد و ایمان او چه از جهت زمان و چه از جهت رتبه نخستین است، کسی جز علی نیست؛ بنابراین، برائت از او برائت از ایمان است.
حضرت فضای کلی مسلمانان صدر اسلام را با فضای حاکم بر مسلمانان زمان حکومت خود مقایسه میکند و تفاوت آنها بسیار زیاد است.
پس از گذشت سیسال از رحلت پیامبر، زمانه چنان دگرگون شده که هیچ مشابهتی به مسلمانان ابتدایی ندارد و اگر به آن سیره و روش عمل نشود، شکست قطعی و حتمی است.
اللَّهُمَّ انْصُرْ عَلَى مَنْ عَادَانَا