متن عربی بهمراه ترجمه و تفسیر
متن:
من کلام له (علیه السلام) عند عزمه على المسیر إلى الشام و هو دُعاء دَعا به ربَّه عند وضع رجله فی الرکاب:
اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ وَعْثَاءِ السَّفَرِ وَ کَآبَهِ الْمُنْقَلَبِ وَ سُوءِ الْمَنْظَرِ فِی الْأَهْلِ وَ الْمَالِ وَ الْوَلَدِ؛ اللَّهُمَّ أَنْتَ الصَّاحِبُ فِی السَّفَرِ وَ أَنْتَ الْخَلِیفَهُ فِی الْأَهْلِ، وَ لَا یَجْمَعُهُمَا غَیْرُکَ، لِأَنَّ الْمُسْتَخْلَفَ لَا یَکُونُ مُسْتَصْحَباً وَ الْمُسْتَصْحَبُ لَا یَکُونُ مُسْتَخْلَفاً.
[قال السید الشریف رضی الله عنه و ابتداء هذا الکلام مروی عن رسول الله (صلی الله علیه وآله) و قد قفاه أمیرالمؤمنین (علیه السلام) بأبلغ کلام و تمّمه بأحسن تمام من قوله «و لا یجمعهما غیرک» إلى آخر الفصل].
ترجمه:
بار الها من از رنج و مشقّت این سفر، و بازگشت پر اندوه از آن، و مواجه شدن با منظره ناخوشایند در خانواده و مال و فرزند، به تو پناه مى برم، خداوندا! تو در سفر همراه مایى، و نسبت به بازماندگان ما در وطن سرپرست و نگاهبانى، و جمع میان این دو را هیچ کس جز تو نمى تواند، زیرا آن کس که سرپرست بازماندگان است، همسفر نتواند بود، و آن کس که همسفر است جانشینى انسان را (در خانه و خانواده اش) نمى تواند برعهده گیرد (آرى تنها تویى که قادر بر هر دو هستى)!
تفسیر:
دعای حضرت به هنگام سفر
امیرالمؤمنین صلواتاللهعلیه به هنگام عزیمت بهسوی شام، در جنگ صفین این ادعیه را خواندند.
خطبه نیست، منتها سیدرضی نهجالبلاغه را در سه بخشِ خطبه، نامه و حکمت تقسیمبندی کرده و ادعیهٔ حضرت را جزو خطبهها آورده است.
حضرت ابتدا دعای قرآنی را خواندند: خدایا ما هیچ توانی برای آرامکردن این مرکب نداریم.
اگر مرکب و آسمان و زمین در تسخیر ما هستند، از لطف توست.
«سُبْحانَ الَّذی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنَّا لَهُ مُقْرِنینَ وَ إِنَّا پلیٰ رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ زخرف – ۱۳»
اللهم آنی اعوذ بک مِن وَعثاءِ السفر و کابَّهِ المُنقلَب و سواُ المَنظَرِ فی الاَهلِ و المالِ و الوَلد
خدایا به تو پناه میبرم:
الف) از سفر و سختیهای در سفر. (وعثاء)
ب) از نتیجهٔ سفر که دلپسند هست یا نه. (کاآبه)
ج) به هنگام برگشت از سفر، در بین اهلوعیال و مال مشکلی به وجود نیامده باشد. (سوء المنظر)
خدایا، برای مشقت سفر به تو پناه میبرم تا مشکلی به وجود نیاید؛ چرا که از قبل، تو را بهعنوان پناهگاه خود انتخاب کردهام.
و بازگشت از سفر، محزونانه نباشد و به هدف سفر و نتیجهٔ دلخواه رسیده باشم.
و زمانی که بهسوی اهل خانه بازگشتم، از دیدن تلخی و ناگواریِ فرزند و اهل و مالِ خود رنج و اذیت نبینم. گرفتاری به وجود نیامده باشد.
یک دعای جامع است که در آن، ابتدا و انتهای سفر به خدا واگذار میشود تا خدا همه چیز را کفایت و مدیریت کند.
اللهم انتَ الصاحبُ فی السفر و انتَ الخلیفهُ فی الاَهل ولا یَجمَعُها غیرُکَ
خدایا، تو در این سفر همراه ما هستی.
و در همان حال، تو در بین خانواده، جانشین و خلیفهٔ ما هستی.
خدایا، هیچکس جز خودت برای ما اینگونه نیست.
خدا هم با مسافر است و هم با کسانی که در وطن باقیماندهاند.
لاَنَّ المُستَخلَفَ لا یکونُ مُستَصحَباً
والمُستَصحَبَ لا یکونُ مُستَخلفاً
هیچگاه در عالم ماده، مصاحب و همسفر نمیتواند هم با مسافر باشد و هم در خانهٔ مسافر با بازماندگان بماند.
خدایا، فقط تو هستی که همهجا هستی و همراه مسافر و اهلوعیال اویی.
خلیفهالله در زمین باید اوصاف خدا را داشته باشد. مَثَلِ اعلای خدا باشد.
«یا مَنْ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلىٰ»
مَثَلِ اعلای خدا، علی و اولاد علی علیهمالسلام هستند.
اما در این جمله، حضرت طلب میکند: خدایا تو جانشین ما باش.
اگر خدا جانشین کسی باشد، بهتر از خود او مراقبت میکند.
قدرت و حکمت و تدبیر بشر حدی دارد، اما اگر کار به خدا سپرده شود، او با تمام حکمت مدیریت میکند و با تمام قدرت حفاظت میکند.
پس تو جانشینیِ ما را به عهده بگیر. بهجای مدیریت ضعیف ما، حکمت و تصمیم و مدیریت تو، برتر از همهٔ ارادهها و بهترینهاست.
اللهم انصُر علیٰ من عادانا