متن عربی بهمراه ترجمه و تفسیر
متن:
من خطبه له (علیه السلام) و هو بعض خطبه طویله خطبها یوم الفطر و فیها یحمد الله و یذمّ الدنیا:
حمدُ الله:
الْحَمْدُ لِلَّهِ غَیْرَ مَقْنُوطٍ مِنْ رَحْمَتِهِ وَ لَا مَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِهِ وَ لَا مَأْیُوسٍ مِنْ مَغْفِرَتِهِ وَ لَا مُسْتَنْکَفٍ عَنْ عِبَادَتِهِ، الَّذِی لَا تَبْرَحُ مِنْهُ رَحْمَهٌ وَ لَا تُفْقَدُ لَهُ نِعْمَهٌ.
ذمُّ الدنیا:
وَ الدُّنْیَا دَارٌ مُنِیَ لَهَا الْفَنَاءُ وَ لِأَهْلِهَا مِنْهَا الْجَلَاءُ وَ هِیَ حُلْوَهٌ [خَضِرَهٌ] خَضْرَاءُ وَ قَدْ عَجِلَتْ لِلطَّالِبِ وَ الْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النَّاظِرِ؛ فَارْتَحِلُوا مِنْهَا بِأَحْسَنِ مَا بِحَضْرَتِکُمْ مِنَ الزَّادِ وَ لَا تَسْأَلُوا فِیهَا فَوْقَ الْکَفَافِ وَ لَا تَطْلُبُوا مِنْهَا أَکْثَرَ مِنَ الْبَلَاغ.
ترجمه:
ستایش ویژه خداوندى است که کسى از رحمتش مأیوس نمى شود و هیچ جا و هیچ کس از نعمتش خالى نیست، از مغفرت و آمرزش او کسى نومید نمى گردد و از پرستش و عبادتش نمى توان سرپیچى کرد، همان خدایى که رحمتش دائمى و زوال ناپذیر و نعمتش همیشگى و جاودانى است!
دنیا سرایى است که فنا بر پیشانیش نوشته شده و جلاى وطن براى اهل آن مقدّر گردیده است، دنیا (ظاهراً) شیرین و سرسبز (و دل انگیز و وسوسه آمیز) است، اما به سرعت در علاقه مندانش نفوذ مى کند، و با قلب و روح آن کس که به آن نظر افکند مى آمیزد; بنابراین سعى کنید با بهترین زاد و توشه اى که در اختیار شماست از آن کوچ نمایید، و بیش از نیاز و کفاف از آن نخواهید، و زائد بر آنچه حاجت دارید از آن نطلبید.
تفسیر:
خطبه عید فطر
خطبه روز عید فطر حضرت بسیار طولانی است، ولی سیدرضی رحمتالله چند خط از آن را ذکر کرده است. در دو بخش:
حمد و سپاس، و دلکندن از ظاهر دنیا
اَلْحَمْدُلِلّٰهِ غَیْرَ مَقْنُوطٍ مِنْ رَحْمَتِهِ
حمد، مختص خدایی است که هیچکس از رحمت او ناامید نیست. کسی نباید از خدا ناامید باشد.
(اخبار به معنای انشا است)
باید انسانها اینگونه باشند که در سختترین شرایط، از رحمت خدا مأیوس نباشند. [غیر مقنوط]
«لَا یَأْیَسُ مِنْ رُوحِ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْکَافِرُونَ یوسف – ۸۷»
«لَا یَتَقْنُطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ زمر – ۵۳»
با کفر عملی و کفر اعتقادی، از خدا ناامید میشوند. گمراهان مأیوساند.
وَلَا مَخْلُوٍّ مِنْ نِعْمَتِهِ
حمد، مختص خدایی است که هیچ مکان و هیچ شخصی از نعمتهای خدا خالی نیست. [مخلُّوٕ]
سراسر مکان و اشخاص را نعمتها فراگرفته است.
تمام وجود انسان پر از نعمتهایی است که خدا ارزانی داشته است؛ اما انسان متوجه نیست.
وَلَا مَأْیُوسٍ مِنْ مَغْفِرَتِهِ
و هیچکس نباید از مغفرت الهی مأیوس باشد.
دست رد به سینه کسی نمیزند.
اصرارکنندگان را میخرد.
«إِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ مَا دُونَ ذٰلِکَ لِمَنْ یَشَاءُ نسا – ۷۸»
آیه در سه بخش، مغفرت را بیان میکند.
- خدا شرک را بدون توبه نمیبخشد.
- خدا هر گناهی را غیر از شرک، با توبه میپذیرد.
- از همه مهمتر، غیر از شرک در هر گناهی، اگر توبه هم نباشد، ممکن است خدا ببخشد. (یغفر لمن یشاء)
وَلَا مُسْتَنْکَفٍ عَنْ عِبَادَتِهِ
هیچکس نباید از عبادت خدا خودداری کند.
علت استنکافنکردن از عبادت چیست؟
سه جملهٔ قبل، سه دلیل برای استنکافنکردن از عبادت است.
الف) خدا رحمت را قطع نکرده است.
ب) خدا نعمت را منقطع قرار نداده است.
ج) خدا درِ توبه را نبسته است.
باوجود این سه لطف و رحمت، باید خدا را عبادت کنیم. وجوب شکر نعمت، تشکر از منعم را لازم میدارد و تشکر، همان عبادت است.
اَلَّذِی لَا تَبْرَحُ مِنْهُ رَحْمَهٌ وَلَا تُفْقَدُ لَهُ نِعْمَهٌ
حمد و ستایش خدایی که رحمت او همیشگی و زایلشدنی نیست. [لاتبرح]
و خدایی که نعمتهای او نایاب و فاقد نمیشود. [لا تفقد]
نعمت و رحمت، یکبار در ابتدای جملات خطبه آمده بود. تکرار دوبارهٔ آن سرّی دارد و آن، از دوام نعمت و رحمت سخن میگوید.
اگر مغفرت و حاجتروایی خدا یکبار بود، همان یکبار بودنِ آن نیز نعمت است؛ اما تداوم نعمت، مرتبهای بالاتر است.
بخش اول خطبه، توحید محض است و در همه امور ما باید توحید جاری باشد.
بخش دوم: دلکندن از دنیا:
وَ الدُّنْیَا دَارٌ مُنِیَ لَهَا الْفَنَاءُ وَلِأَهْلِهَا مِنْهَا الْجَلَاءُ
دنیا سرایی است که نابودی برای آن مقرر شده است. [مُنیَ]
مقرریِ [حقوق و مزایای دنیا] فناست؛ کسی آن را طلب نکند.
و برای اهل دنیا هم مقرر شده است که کوچ کنند. [جلاء]
وَهِیَ حُلْوَهٌ خَضْرَاءُ
دلیل دلبستگی به دنیا این است:
دنیا به کام دنیاطلبان هم شیرین است [حلوه] و هم در چشم آنها سرسبزی و جلوه دارد.
هم مذاق و هم چشم دنیاطلب را خیره کرده است. درحالیکه:
وَقَدْ عَجِلَتْ لِلطَّالِبِ وَالْتَبَسَتْ بِقَلْبِ النَّاظِرِ
بهسرعت در دل طالبان و دوستداران دنیا نفوذ میکند.
هرکس به دنیا طالب و خیره شود، بهسرعت با قلب او آمیخته میشود. [التبَست]
وقتی با قلب آمیخته شد، نتیجهاش این است که دیگر نمیتوان از دنیا دل کند. لذا مرگ تلخ میشود و جدایی از محبوبِ «دنیا» سخت میگردد.
ظاهر زیبای دنیا شما را جذب نکند.
دو کلمهٔ «طالب» و «ناظر» در جمله اشاره دارد به اینکه:
دنیا خود را به کسی عرضه نمیکند؛ بلکه این شما هستید که به سمت دنیا میروید.
وقتی چشم دید، دلبستگی ایجاد میشود.
ز دست و دیده و دل هر دو فریاد
که هرچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
«باباطاهر»
فَارْتَحِلُوا مِنْهَا بِأَحْسَنِ مَا بِحَضْرَتِکُمْ مِنَ الزَّادِ
کوچ کنید؛ خود را در دنیای فانی اسیر نکنید.
کوچ کردن با دستخالی نه.
بلکه با بهترین وسیلهای که در دسترس شماست. [ما بحضرتکم]
بهترین زاد و توشهٔ دنیا و دستِ پرِ قیامت، تقواست.
وَلَا تَسْأَلُوا فِیهَا فَوْقَ الْکَفَافِ وَلَا تَطْلُبُوا مِنْهَا أَکْثَرَ مِنَ الْبَلَاغِ
معیشت ما به این دو جمله بستگی دارد:
در دنیا بیش از کفاف خود درخواست نکنید.
آنقدری از دنیا درخواست داشته باشید که در حد کفاف باشد.
غیر از آن چیزی که شما را به مرگ میرساند [البلاغ]، از دنیاطلب نکنید.
اگر بیش از نیاز و کفاف به دست آید، سر از طغیان درمیآورد.
پیامبر برای خود و اهلبیت و شیعیان خود، برای امر اقتصاد و معیشت، اینگونه دعا فرموده است.
خدایا ما را تأمین کن بهقدر کفاف و عفاف.