متن عربی بهمراه ترجمه و تفسیر
متن:
من کلام له (علیه السلام) و فیه یحذر من اتباع الهوى و طول الأمل فی الدنیا:
أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیْکُمُ [اثْنَتَانِ] اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَى وَ طُولُ الْأَمَلِ، فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَى فَیَصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَیُنْسِی الْآخِرَهَ. أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْیَا قَدْ وَلَّتْ حَذَّاءَ فَلَمْ یَبْقَ مِنْهَا إِلَّا صُبَابَهٌ کَصُبَابَهِ الْإِنَاءِ اصْطَبَّهَا صَابُّهَا؛ أَلَا وَ إِنَّ الْآخِرَهَ قَدْ أَقْبَلَتْ وَ لِکُلٍّ مِنْهُمَا بَنُونَ، فَکُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الْآخِرَهِ وَ لَا تَکُونُوا مِنْ أَبْنَاءِ الدُّنْیَا، فَإِنَّ کُلَّ وَلَدٍ سَیُلْحَقُ [بِأُمِّهِ] بِأَبِیهِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ، وَ إِنَّ الْیَوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلَ.
[قال الشریف أقول الحذاء السریعه و من الناس من یرویه جذاء [بالجیم و الذال أی انقطع درها و خیرها]].
ترجمه:
اى مردم! وحشتناکترین چیزى که از آن بر شما مى ترسم، دو چیز است: پیروى از هواى (نفس) و آرزوى دراز، امّا پیروى از هوا (انسان را) از حق باز مى دارد، و امّا آرزوى دراز موجب فراموشى آخرت مى شود.
آگاه باشید دنیا پشت کرده (و به سرعت مى گذرد) و از آن چیزى جز به اندازه ته مانده ظرفى که آب آن را ریخته باشند بیشتر باقى نمانده است; و آگاه باشید آخرت روى آورده است، و براى هر کدام (از دنیا و آخرت) فرزندانى است، شما از فرزندان آخرت باشید، نه از فرزندان دنیا، چرا که هر فرزندى روز رستاخیز به پدر خود ملحق مى شود، امروز روز عمل است، نه حساب و فردا وقت حساب است نه عمل!
تفسیر:
مخالفت با هوای نفس
حضرت این خطبه را بعد از جنگ جمل ایراد کردند. جنگ جمل با پیروزی حضرت همراه بود. معمولاً پیروزی در هر میدانی، حسِ غرور و تفوقی به همراه دارد که میتواند هر کسی را تحتتأثیر قرار دهد. لشکریانِ حضرت بعد از جنگ جمل، سرمستِ پیروزی و جهادِ اصغر شدند؛ لذا حضرت برای تبیینِ جایگاهِ واقعیِ آنان و بهمنظورِ اصلاحِ نفوس، این خطبه را بیان فرمودند.
🔷أَیهَا النَّاسُ، إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیکمُ اثْنَانِ: اتِّبَاعُ الْهَوَیٰ، وَ طُولُ الْأَمَلِ
این مطلب در خطبه ۲۸ نیز تکرار شده است. ای مردم! آن چیزی که خوفناکترین مطلب است و من از آن بر شما میترسم – و بدانید که از جنگ جمل و جهادِ اصغر نیز سختتر بوده و من از آن بر شما بیمناکم – دو چیز است:
۱- پیروی از هویوهوس.
۲- طولالأمل؛ یعنی آرزوهای دورودراز. من از آرزوهای طولانیِ شما بیم دارم و میترسم که نتوانید این آرزوها را معقول و تعدیل کنید.
حضرت تنها به کلیگویی بسنده نمیکنند، بلکه به طور خاص و جزئی، آفتِ این دو مشکل را نیز بیان میفرمایند:
🔷فَأَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَیٰ فَیصُدُّ عَنِ الْحَقِّ، وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَینْسِی الْآخِرَهَ
مشکلی که پیروی از هوی ایجاد میکند، نفسپرستی و شهوتپرستی است. اما این امر چه بلایی سرِ انسان میآورد؟ هوسپرستی انسان را از رسیدن به حق باز میدارد. در عالم، حق و باطل وجود دارد و هر کدام نیز پیروانِ خاصِ خود را دارند؛ اگر کسی از هویوهوس پیروی کرد، آفتِ آن جدایی از حق است. حق چه به معنای خداوند باشد و چه به معنایِ حقایق؛ چرا که حقایق را ازآنرو حق مینامند که بازگشتِ آنها بهسوی خداست.
اگر کسی به دنبالِ آمال و آرزوهای طولانی باشد، این آرزوهای دورودراز، آخرت را از یادِ او میبرد. در تمامیِ روایات ذکر شده است که قیامت و آخرت را فراموش نکنید؛ چرا که اگر آخرت نباشد، اخلاق و عرفان معنایی نخواهد داشت. باید اعتقاد به آن جهان باشد تا اخلاق استوار بماند و احکام دین رعایت شود. کسی که به دنبالِ آرزوهای طول و دراز باشد، آخرت و قیامت را فراموش میکند.
عبارت «فَینْسِی الْآخِرَهَ» را شارحان به دو صورت معنا کردهاند:
۱- برخی گفتهاند که قیامت از یادِ انسان میرود.
۲- برخی دیگر معتقدند که شخص خودش را به فراموشی میزند؛ یعنی حقیقتِ قیامت را از یاد نمیبرد، اما برای اینکه تبعاتِ معاد را بر دوش نکشد، آگاهانه خود را به فراموشی میزند.
«أمل» به معنای آرزوست؛ یعنی بدون اینکه گندم بکاری، شخم بزنی، آبیاری، حفاظت، سمپاشی و درو کنی، انتظارِ درآمدی بزرگ داشته باشی. آرزو یعنی چیزی که پشتوانهی عمل نداشته باشد؛ مانند «در خانه نشستن و انتظارِ ثروت داشتن». ولی «رجا» و امید، جایی است که فرد زحمت کشیده، بذر پاشیده، کود داده، شخم زده و تمامیِ مقدمات را آماده کرده است و اکنون به رزاقیات و برکتِ خداوند امید دارد؛ یعنی «انجاموظیفه و امید به برکت و کمکِ خدا». تفاوتِ امید و رجا در عملکردن و نکردن است. بدونِ مقدمات به دنبالِ رسیدن به مقصود بودن، حقیقتِ آرزوست.
«طولِ أمل» از آن هم بدتر است؛ شخص بدون کار و تلاش، آرزوی میلیاردها پول دارد و میخواهد هر طور که میل دارد زندگی کند. آرزوی طولانی آن است که انسان برای چند صدسال خود برنامهریزی کند. اگر آرزوها چندهزارساله شود، امید به بقا در دل ریشه میدواند و حرص بیشتر میشود و این امر باعثِ فراموشیِ آخرت و قیامت میگردد. کسی که آنقدر مشغول است که برای مدتی طولانی چیزی را میطلبد، در واقع خود را به نادانی میزند.
هواپرستی انسان را از حق دور میکند و آرزوی طول و دراز، او را از معاد دور میسازد؛ در نتیجه چنین انسانی بهراحتی ظلم میکند، چون حسابوکتابی در کار نمیبیند و هر کاری که بخواهد انجام میدهد.
🔷أَلَا وَ إِنَّ الدُّنْیا قَدْ وَلَّتْ حَذَّاءَ
ای مردم! دنیا به شما پشت کرده است. عمرِ شما بهسرعت روبهپایان است [حذّاء]. در برخی نسخهها بهجای «حذّاء»، «جذّاء» به معنای بیخبری آمده است. دنیا با شما مدارا نمیکند و بهزودی شما را از یاد میبرد.
🔷فَلَمْ یبْقَ مِنْهَا إِلَّا صُبَابَهٌ کصُبَابَهِ الْإِنَاءِ اصْطَبَّهَا صَابُّهَا
از این دنیا و روزگار تنها تهماندهای باقی است [صُبابه]. عمرِ شما سپری شده و آنچه باقیمانده، مانندِ تهماندهی ظرفی است که صاحبِ ظرف آن را وارونه کرده باشد؛ هر چه از عمر باقیمانده، تنها تهمانده است. جوان باشد یا پیر فرقی نمیکند؛ همه در حالِ کشیدنِ نفسهای آخر هستیم. چه شصت سال مانده باشد و چه بیست سال، همگی تهمانده است.
حضرت میفرمایند نباید از پیروزی سرمست شد؛ از جهاد و کارِ خیر مغرور نشوید. پیروی از نفس و آرزوهای طولانی، دو آفتی هستند که پیشروی شماست. برای مقابله با آنها، بهسرعت زودگذرِ عمر توجه کنید و بیندیشید که با همین سرعت بهسوی معاد و حسابوکتابِ آن میروید.
🔷أَلَا وَ إِنَّ الْآخِرَهَ قَدْ أَقْبَلَتْ
بدانید که آخرت بهسوی شما روی آورده است؛ همانگونه که دنیا از شما فاصله میگیرد، قیامت به شما نزدیک میشود.
🔷وَ لِکلِّ مِنْهُمَا بَنُونَ
مردم بدانید که دنیا و آخرتی [منهما] در کار است و هر کدام از آن دو، فرزندانی دارند. عدهای «أبناء الدنیا» و عدهای «أبناء الآخره» هستند. سعی کنید عملتان بهگونهای باشد که در زمرهی فرزندانِ آخرت قرار گیرید.
🔷فَإِنَّ کلَّ وَلَدٍ سَیلْحَقُ بِأُمِّهِ یوْمَ الْقِیامَهِ
هر کدام از فرزندان در روزِ قیامت به مادرِ خود – و در برخی نسخهها به پدرِ خود – ملحق میشوند. برای عدهای دنیا حکمِ پدر و مادر را دارد و برای برخی دیگر، آخرت پدر و مادرِ آنهاست. منظور این است که عدهای به دنیا که نمادِ پستی، سختی و عذاب است بازمیگردند و عدهای دیگر، فرزندانِ آخرت و بهشت هستند. رسول اکرم (ص) فرمودند: «من و علی پدرانِ این امت هستیم»؛ یعنی ما حاضریم شما را به فرزندخواندگی قبول کنیم. همه یک شناسنامهی سجلی دارند و یک شناسنامهی حقیقی؛ این شناسنامهی حقیقی ساختنی است. پیامبر فرمودند من و علی حاضریم شما را به فرزندی بپذیریم، به شرطی که اعمالِ شما متناسب با ما باشد.
✳️ روایاتِ فراوانی در موردِ «أبناء الدنیا» آمده است:
«إِیاکمْ أَنْ تَمُدُّوا أَطْرَافَکمْ إِلَیٰ مَا فِی أَیدِی أَبْنَاءِ الدُّنْیا»
بپرهیزید از اینکه به آنچه در دستِ اهلِ دنیاست، چشم بدوزید.
✳️ «فَمَنْ مَدَّ طَرْفَهُ إِلَیٰ ذَٰلِک طَالَ حُزْنُهُ»
اگر کسی به دنیاطلبها خیره شود، غم و غصهی او طولانی خواهد شد. بازار رفتن کراهت دارد مگر در زمانِ ضرورت؛ زیرا بازار نمادِ «أبناء الدنیا» است و تنها حزن به وجود میآورد. چشم از فرزندانِ دنیا فروبند.
✳️ روایت: «إِیاکمْ وَ مُجَالَسَهَ الْمُلُوک وَ أَبْنَاءِ الدُّنْیا فَفِی ذَٰلِک ذَهَابُ دِینِکمْ»
با اهلِ دنیا زیاد همنشینی نکنید؛ مجالست با آنها دینِ شما را از بین میبرد. با دنیاطلبی، دین از دست میرود.
✳️ روایت: «إِنَّ أَبْنَاءَ الدُّنْیا هُمْ أَهْلُ الْغَفْلَهِ وَ الْغُرُورِ وَ الْجَهَالَهِ»
دنیاطلب سه ویژگی دارد: ۱- غفلت، ۲- غرور، ۳- جهالت. همسفره شدن با آنها انسان را گرفتار میکند.
جملهی پایانی که از تمامیِ جملاتِ قبل مهمتر و یک اصلِ اساسی در نظامِ توحیدی است:
🔷وَ إِنَّ الْیوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابٌ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَلٌ
بدانید امروزی که در دنیا زنده هستید، روزِ عملکردن است و حسابوکتابی در کار نیست. دنیا سرای حساب نیست؛ معمولاً کارِ خوب یا بد را در این دنیا پاسخ نمیدهند، مگر در مواردِ خاصی که برخی اعمال در دنیا نیز جزا داده میشوند. بهطورکلی، قاعدهی این دنیا بر عملکردن استوار است، اما فردای قیامت روزِ حسابرسی است و مجالی برای عمل نیست. هر چه بگویند «رَبِّ ارْجِعُونِ»، بازگشتی در کار نخواهد بود. جای عمل در دنیا و جای حسابرسی در آخرت است.
✳️ نکتهی پایانی:
درست است که پروندهی اعمالِ انسان با مرگ بسته میشود، اما پروندهی «آثار» بسته نخواهد شد. آثار یعنی چیزهایی که از شخص بهیادگارمانده است.
«مَنْ سَنَّ سُنَّهً حَسَنَهً»؛ اگر کسی سنتی نیکو را پایهگذاری کند و آن کار تبدیل به سیره شود، اجر و ثوابِ آن تا زمانی که به آن عمل میشود، به صاحبِ آن سنت نیز میرسد.
حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند:
«سَبْعَهُ أَسْبَابٍ یکتَبُ لِلْعَبْدِ ثَوَابُهَا بَعْدَ وَفَاتِهِ»؛ ثوابِ برخی کارها بعد از مرگ نیز به انسان میرسد:
۱- درختکاری.
۲- حفر چاه.
۳- جاری کردنِ رود.
۴- بنای مسجد.
۵- کتابتِ قرآن.
۶- به ارث گذاشتنِ علم.
امثالِ شهید مطهری، مرحوم کلینی، شیخ طوسی و سیدرضی، تا زمانی که ما سرِ سفرهی نهجالبلاغه هستیم، ثوابش برای ایشان است. تا زمانی که علمی باقی است، ثوابِ آن برای صاحبِ علم منظور میشود. این هفت مورد انواعِ اصناف را شامل میشود. با مرگ، پروندهی عمل بسته میشود؛ اما پروندهی آثارِ اعمال همچنان باز است.