متن عربی بهمراه ترجمه و تفسیر
متن:
من خطبه له (علیه السلام) و فیها ینهى عن الغَدر و یحذر منه:
أَیُّهَا النَّاسُ، إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَى مِنْهُ، وَ مَا یَغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کَیْفَ الْمَرْجِعُ. وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَکْثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ کَیْساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إِلَى حُسْنِ الْحِیلَهِ، مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ. قَدْ یَرَى الْحُوَّلُ الْقُلَّبُ وَجْهَ الْحِیلَهِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ وَ نَهْیِهِ، فَیَدَعُهَا رَأْیَ عَیْنٍ بَعْدَ الْقُدْرَهِ عَلَیْهَا، وَ یَنْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِیجَهَ لَهُ فِی الدِّینِ.
ترجمه:
اى مردم! وفا همزاد راستگویى است (و این دو هرگز از هم جدا نمى شوند) و من سپرى محکمتر و نگهدارنده تر از آن سراغ ندارم. آن کس که از چگونگى رستاخیز آگاه است هرگز پیمانشکنى نمى کند. ما در زمانى زندگى مى کنیم که غالب اهلش خیانت و پیمانشکنى را کیاست و عقل مى شمارند، و جاهلان بى خبر این گونه افراد را مدیر و مدبّر مى شمارند! آنها را چه مى شود؟ خداوند آنان را بکشد!
گاه شخصى که آگاهى و تجربه کافى دارد و طریق مکر و حلیه را خوب مى داند فرمان الهى و نهى او وى را مانع مى شود، و با این که قدرت بر انجام این کارها را دارد آشکارا آن را رها مى سازد، ولى آن کس که از گناه و مخالفت فرمان دین پروا ندارد، از فرصتى که پیش آمده استفاده مى کند (و دست به کارهاى خلافى مى زند که در نظر ساده اندیشان تدبیر و سیاست است.)
تفسیر:
در باب وفا و صداقت
🔶أَیهَا النَّاسُ إِنَّ الْوَفَاءَ تَوْأَمُ الصِّدْقِ وَ لَا أَعْلَمُ جُنَّهً أَوْقَیٰ مِنْهُ
ای مردم!
وفا، همراهِ راستی است و سپری محکمتر و نگهدارندهتر از آن سراغ ندارم.
وفا به عهد و صداقت، دو امرند که دست در گردنِ یکدیگر دارند و از هم جدا نمیشوند.
در حقیقت، انسانی که به عهد و پیمانش وفادار باشد، صادق است. صداقت آن است که اگر عهدی بسته شد و قول و قراری گذاشته شد، زیرِ قول زده نشود.
معلوم است که انسانِ بدعهد و بدقول صادق نیست. این دو صفت با هماند و از هم جداشدنی نیستند.
من با اینکه فضایل اخلاقی را بهخوبی میشناسم و سردمدارِ افرادی هستم که فضایل اخلاقی در جانشان ریشه کرده است، هیچ سپری را نگهدارندهتر از وفاداری و صدق نمیدانم.
جانِ انسان، یعنی ایمان، تقوا، اخلاق، فطرت و وجدانِ اخلاقی، هر لحظه در معرض خطر است. وفای به عهد و صداقت میتواند جانِ انسان را از این خطرات حفظ کند.
🔶وَ مَا یغْدِرُ مَنْ عَلِمَ کیفَ الْمَرْجِعُ
آن کس که از بازگشتِ خود به قیامت آگاه باشد، خیانت و نیرنگ ندارد.
مسیرِ ما به سمتِ خداست. اگر کسی حواسجمعِ قیامت باشد، پیمانشکنی نمیکند. اگر کسی قرآن و حدیث خوانده باشد، میداند که حساب دقیق است و در قیامت هر کس سرِ سفرهی اعمالِ خود مینشیند.
پیمانشکن و کاذب سرِ سفرهی کذبِ خود مینشیند. در قیامت، کسی که دروغگوست سرِ سفرهی دروغ مینشیند. اگر کسی بداند که چگونه قیامت میرسد و به حسابوکتاب کشیده میشود، هیچگاه خیانت نمیکند.
اگر کسی خیانت کرد، در توحید و معادِ خود شک کند. مگر میشود انسان به معاد اعتقاد داشته باشد و دروغ بگوید؟
آدمی که اعتقاد به قیامت داشته باشد، هیچگاه دروغ نمیگوید.
🔶وَ لَقَدْ أَصْبَحْنَا فِی زَمَانٍ قَدِ اتَّخَذَ أَکثَرُ أَهْلِهِ الْغَدْرَ کیساً وَ نَسَبَهُمْ أَهْلُ الْجَهْلِ فِیهِ إِلَیٰ حُسْنِ الْحِیلَهِ
ای مردم! ما در زمانی واقع شدهایم که بیشترِ مردمِ زمانه، غدر و خیانت را بهعنوانِ زیرکی میشناسند. این بیان به امروز و هر روزِ ما شبیه است. آدمهای نادان هم میگویند: احسنت! چه خوب مدیریت کردی! چقدر با برنامه و کاردان بودی! درحالیکه با دروغ و خیانت عمل کرده است.
متأسفانه، اوضاع طوری شده که مفسدهای به نامِ خیانت، به نامِ کارِ خوب معرفی میشود. الان طوری شده که هر کس دزدی کند، تشویق میشود و وجهِ شرعی هم درست میکنند که حقم بود. انسانهای حقمدار هم معمولاً کم هستند. ظلم، تجاوز و بیخردی زیاد است.
معلوم است کسانی که جاهلاند، گناهشان به اندازهی گناهِ خیانتکار است. چون آنها دارند خیانتکار را تشویق میکنند و پروبال میدهند. گناهِ جاهل کمتر از گناهِ انسانِ خیانتکار نیست.
🔶مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ
چه شده بر آنها، چه فکر میکنند؟
خدا بکشد آنها را!
مگر دین و فطرت و اصولِ جدیدی آمده که خیانت را زیرکی حساب میکنند؟
راحت حقِ دیگران را میخورند؟
خدا آنها را بکشد! کاش زودتر میمردند و اینقدر گناه نمیکردند.
(این جمله ظاهرش نفرین و باطنش دعاست.)
🔶مَا لَهُمْ قَاتَلَهُمُ اللَّهُ
و اما کسی که از گناه و مخالفت با دین پروا ندارد، از فرصتها برای نیرنگ استفاده میکند.
گروهِ مقابل، صادقین هم هستند. کسانی که فرصتِ حیله و خیانت را غنیمت میشمارند و دنبالِ این موقعیت هستند. چون هیچ مانعی سرِ راهِ آنها نیست.
یعنی پایبندی و اعتقادی به معاد ندارند؛ بنابراین بهراحتی خیانت میکنند، دروغ میگویند و حقِ مردم را ضایع میکنند.
🔶قَدْ یرَی الْحُوَّلُ الْقُلَّبُدونهاْهَ الْحِیلَهِ وَ دُونَهَا مَانِعٌ مِنْ أَمْرِ اللَّهِعلیهاَهْیهِ فَیدَعُهَا رَأْی عَینٍ بَعْدَ الْقُدْرَهِ عَلَیهَا وَ ینْتَهِزُ فُرْصَتَهَا مَنْ لَا حَرِیجَهَ لَهُ فِی الدِّینِ
چهبسا شخصی تمام پیشآمدههای آینده را میداند و راههای مکر و حیله را میشناسد؛ اما امرونهی پروردگار مانعِ اوست و بهراحتی همه را رها میکند.
در جامعهی فاسد، جهل و گناه را ترویج میدهند. عدهای هستند که شرایطِ خیانت برایشان فراهم است، ولی خیانت نمیکنند. راحت میتوانند دزدی کنند، اما نمیکنند. یکنفری خوب میداند چطور خیانت کند، از موقعیتی که دارد دزدی کند و کسی هم متوجه نشود؛ ولی مانعی سرِ راهش هست که نمیگذارد خیانت کند و آن مانع امرونهی خداست.
چون میداند فردای قیامت باید حسابوکتاب پس بدهد. چون باور به معاد دارد، این خیانت را رها میکند. درعینحال که میتواند خیانت کند، پا روی نفسِ خود میگذارد.
این افراد را باید بوسید. خیلی مقامِ بالایی دارند.
اللهم لا تَکلْنَا إِلَیٰ أَنْفُسِنَا طَرْفَهَ عَینٍ أَبَدًا