ممنون از صبر و شکیبایی شما...

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خطبه ۳۶

دانلود

متن:

من خطبه له (علیه السلام) فی تخویف أهل النهروان:

فَأَنَا نَذِیرٌ لَکُمْ أَنْ تُصْبِحُوا صَرْعَى بِأَثْنَاءِ هَذَا النَّهَرِ وَ بِأَهْضَامِ هَذَا الْغَائِطِ عَلَى غَیْرِ بَیِّنَهٍ مِنْ رَبِّکُمْ وَ لَا سُلْطَانٍ مُبِینٍ مَعَکُمْ. قَدْ طَوَّحَتْ بِکُمُ الدَّارُ وَ احْتَبَلَکُمُ الْمِقْدَارُ. وَ قَدْ کُنْتُ نَهَیْتُکُمْ عَنْ هَذِهِ الْحُکُومَهِ فَأَبَیْتُمْ عَلَیَّ إِبَاءَ [الْمُخَالِفِینَ] الْمُنَابِذِینَ حَتَّى صَرَفْتُ رَأْیِی إِلَى هَوَاکُمْ. وَ أَنْتُمْ مَعَاشِرُ أَخِفَّاءُ الْهَامِ سُفَهَاءُ الْأَحْلَامِ وَ لَمْ آتِ لَا أَبَا لَکُمْ بُجْراً وَ لَا أَرَدْتُ لَکُمْ ضُرّاً.

ترجمه:

من شما را از این برحذر مى دارم که بدون دلیل روشنى از سوى پروردگارتان و با دستى تهى از مدرک، اجساد بى جانتان در کنار این نهر و در این گودال بیفتد. دنیا (و دنیا پرستى) شما را در این پرتگاهِ (بدبختى) پرتاب کرده و افکار نادرستتان شما را گرفتار این دام خطرناک کرده است.

من شما را از این حکمیت نهى مى کردم، ولى شما با سرسختى مخالفت مى کردید و فرمان مرا دور افکندید تا آنجا که ناچار به پذیرش شدم و به دلخواه شما تن در دادم. اینها همه به خاطر آن است که شما گروهى سبک سر هستید و کوتاه فکر. خداوند شما را خوار و ذلیل کند! من کار خلافى انجام ندادم و نمى خواستم به شما زیانى برسانم (این شما بودید که مرا در تنگنا قرار دادید و مجبور به پذیرش حکمیّت کردید).

تفسیر:

پیش از آغاز جنگ، هشدار به اهل نهروان

نهروان، رودی است در حوالی کوفه که نامش با گروهی گره‌خورده است که در دلِ صفین و پس از ماجرای حکمیت، عَلَمِ مخالفت برافراشتند؛ خوارجی که در ظاهر، مقدس‌مآب بودند، اما در باطن، قشری نگر. آنان مدعی بودند که در قضیه حکمیت، گناهی بزرگ رخ‌داده و ازآنجاکه گنهکار، کافر است، باید توبه کند و از نو اسلام بیاورد؛ لذا در گوشه‌ای اردو زدند، ناله سر دادند و به‌اصطلاح، مجدداً مسلمان شدند! حتی به امیرالمؤمنین (ع) نیز تاختند که چون حکمیت را پذیرفته، مرتکب گناه شده و باید توبه کند.

حضرت فرمود: من از ابتدا با حکمیت مخالف بودم! چه کسی گفته که گناه‌کردن موجب خروج از اسلام است؟ چه کسی گفته پذیرش حکمیت اشتباه است؟ قرآن کریم به‌صراحت به حکمیت اشاره دارد: «وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَینِهِمَا فَابْعَثُوا حَکمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَکمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ یرِیدَا إِصْلَاحًا یوَفِّقِ اللَّهُ بَینَهُمَا» (نساء، ۳۵). اگر میان زن و مردی اختلاف افتاد، داوری از خانواده مرد و ریش‌سفیدی از خانواده زن میانجی‌گری کنند تا به صلح برسند. آیا جریان ازدواج و اختلاف دو خانواده مهم‌تر است یا سرنوشت حکومتِ یک جامعه؟! حکمیت هرگز مخالف دین نیست.

در واقع، آنان هدفی جز مخالفت با علی (ع) نداشتند؛ لذا در منطقه حرورا جمع شدند و شعار «لَا حُکمَ إِلَّا لِلَّهِ» سر دادند. حضرت فرمود: «کلِمَهُ حَقٍّ یرَادُ بِهَا الْبَاطِلُ»؛ شعارشان حق است، اما نتیجه‌ای که می‌گیرند باطل است. خداوند قانون‌گذار است، اما در روی زمین، منِ علی، مجری قانونِ او هستم. تا زمانی که آنان تنها شعار می‌دادند، حضرت کاری با ایشان نداشت؛ اما وقتی دست به سلاح بردند و صحابی بزرگ پیامبر، عبدالله بن خَبّاب را به همراه همسر باردارش تنها به جرم دوستی با امیرالمؤمنین سر بریدند، کار به‌جای باریک کشید. آنان در امور جزئی دین، بر خود سخت می‌گرفتند، اما سربریدن سه مسلمان بی‌گناه را به دلیل ابراز محبت به علی (ع) جایز می‌دانستند، چرا که حضرت را «کافرِ توبه کرده» می‌پنداشتند!

حضرت با نصایح خود، از دوازده هزار نفر خوارج، هشت هزار نفر را بازگرداند، اما بقیه در جنگ کشته شدند و جز ده نفر باقی نماندند؛ از لشکر حق نیز ده نفر به شهادت رسیدند. پس از جنگ نهروان، پیش‌بینی حضرت که «از آنان ده نفر باقی می‌ماند»، دقیقاً محقق شد.

«فَإِنِّی نَذِیرٌ لَکمْ أَنْ تُصْبِحُوا صَرْعَی بِأَثْنَاءِ هَذَا النَّهَرِ»

من شما را بیم می‌دهم که در میانه و اطراف این نهر، به خاک بیفتید [صَرْعَی].

«وَبِأَهْضَامِ هَذَا الْغَائِطِ»

شما را هشدار می‌دهم که به‌زودی کشته خواهید شد و جنازه‌هایتان گودال [غَائِط] نهروان را پر خواهد کرد.

«عَلَی غَیرِ بَینَهٍ مِنْ رَبِّکمْ وَلَا سُلْطَانٍ مُبِینٍ مَعَکمْ»

شما وارد معرکه‌ای شدید که نه دلیل و برهانی محکم از جانب پروردگارتان دارید و نه حجت و دلیل روشنی در دست دارید.

«قَدْ طَوَّحَتْ بِکمُ الدَّارُ»

دنیا شما را در کام خود فروبرده است [طَوَّحَتْ]؛ شما زمین‌خورده دنیایید، اگرچه خود را زاهد می‌پندارید، اما باطن شما به دنیاگرایش دارد.

«وَاحْتَبَلَکمُ الْمِقْدَارُ»

مقدرات الهی شما را در دام افکنده است [احْتَبَلَ]. شما در دام قضای الهی گرفتار شده‌اید؛ اگر در هر راهی – چه درست و چه غلط – قدم بگذارید، خدا مقدرات را با مسیر شما همسان می‌کند. اگر مسیر انحراف را برگزینید، شرایط به‌گونه‌ای فراهم می‌شود که در همان مسیرِ باطل جلو بروید؛ چنان‌که برای خوارج نیز مقدرات الهی متناسب باروحیه بدشان پیش رفت.

«وَقَدْ کنْتُ نَهَیتُکمْ عَنْ هَذِهِ الْحُکومَهِ فَأَبَیتُمْ عَلَی إِبَاءَ الْمُخَالِفِینَ الْمُنَابِذِینَ»

من شما را از این حکمیت برحذر داشتم، اما شما به نزاع با من برخاستید؛ شما منع مرا نپذیرفتید، آن‌گونه که مخالفان پیمان‌شکن و ستیزه‌جو [الْمُنَابِذِینَ] رفتار می‌کنند.

«حَتَّی صَرَفْتُ رَأْیی إِلَی هَوَاکمْ»

آن‌قدر بر من فشار آوردید تا نظر درست و رأی دقیق خود را کنار گذاشتم و به هوای نفسانی و کار اشتباه شما متمایل شدم. بسیاری از رهبران نسبت به اتفاقات جامعه آگاه‌اند، اما جهالت یا عنادِ مردم، کاری می‌کند که امام از نظر حق خود بازگردد؛ و نظام عالم بر مدار اختیار است تا خود، نتیجه غلط‌کاری‌شان را ببینند.

«وَمَعَاشِرَ أَخِفَّاءِ الْهَامِ، سُفَهَاءِ الْأَحْلَامِ»

ای گروه خوارج، ای سبک‌سران [أَخِفَّاءِ الْهَامِ]، ای نادانانِ خیال‌پرداز [سُفَهَاءِ الْأَحْلَامِ] که با واقعیت‌ها کنار نمی‌آیید.

«وَلَمْ آتِ، لَا أَبَا لَکمْ، بُجْرًا، وَلَا أَرَدْتُ بِکمْ ضَرًّا»

ای بی‌ریشه‌ها [لَا أَبَا لَکمْ؛ یعنی کسانی که از ریشه و اصلِ حق بی‌بهره‌اید]، من هیچ کار ناشایست و شرّ بزرگی [بُجْرًا] نیاوردم و هرگز اراده نکردم که به شما آسیبی برسانم؛ من همواره خیرخواه شما بودم، اما شما در برابر من ایستادید.

«اللَّهُمَّ اجْعَلْنَا مِنَ الْمُتَّقِینَ»

 

 

 

این اثر برای استفاده آموزشی می‌باشد و هرگونه استفاده مالی از آن شرعاً مجاز نمی‌باشد