ممنون از صبر و شکیبایی شما...

بسم‌الله الرحمن الرحیم

خطبه ۲۳

دانلود

متن:

تهذیب الفقراء:

أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْأَمْرَ یَنْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ [کَقَطْرِ] کَقَطَرَاتِ الْمَطَرِ إِلَى کُلِّ نَفْسٍ بِمَا قُسِمَ لَهَا مِنْ زِیَادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ، فَإِنْ رَأَى أَحَدُکُمْ لِأَخِیهِ غَفِیرَهً فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ فَلَا تَکُونَنَّ لَهُ فِتْنَهً، فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ مَا لَمْ یَغْشَ دَنَاءَهً تَظْهَرُ، فَیَخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُکِرَتْ وَ یُغْرَى بِهَا لِئَامُ النَّاسِ کَانَ کَالْفَالِجِ الْیَاسِرِ الَّذِی یَنْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَهٍ مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْمَغْنَمَ وَ یُرْفَعُ بِهَا عَنْهُ [بِهَا] الْمَغْرَمُ، وَ کَذَلِکَ الْمَرْءُ الْمُسْلِمُ الْبَرِیءُ مِنَ الْخِیَانَهِ یَنْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ إِحْدَى الْحُسْنَیَیْنِ، إِمَّا دَاعِیَ اللَّهِ فَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیْرٌ لَهُ وَ إِمَّا رِزْقَ اللَّهِ، فَإِذَا هُوَ ذُو أَهْلٍ وَ مَالٍ وَ مَعَهُ دِینُهُ وَ حَسَبُهُ، وَ إِنَّ الْمَالَ وَ الْبَنِینَ حَرْثُ الدُّنْیَا وَ الْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الْآخِرَهِ وَ قَدْ یَجْمَعُهُمَا اللَّهُ تَعَالَى لِأَقْوَامٍ.

فَاحْذَرُوا مِنَ اللَّهِ مَا حَذَّرَکُمْ مِنْ نَفْسِهِ وَ اخْشَوْهُ خَشْیَهً لَیْسَتْ بِتَعْذِیرٍ؛ وَ اعْمَلُوا فِی غَیْرِ رِیَاءٍ وَ لَا سُمْعَهٍ، فَإِنَّهُ مَنْ یَعْمَلْ لِغَیْرِ اللَّهِ یَکِلْهُ اللَّهُ [إِلَى مَنْ] لِمَنْ عَمِلَ لَهُ. نَسْأَلُ اللَّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَ مُعَایَشَهَ السُّعَدَاءِ وَ مُرَافَقَهَ الْأَنْبِیَاءِ.

تأدیب الأغنیاء:

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا یَسْتَغْنِی الرَّجُلُ وَ إِنْ کَانَ ذَا مَالٍ عَنْ [عَشِیرَتِهِ] عِتْرَتِهِ وَ دِفَاعِهِمْ عَنْهُ بِأَیْدِیهِمْ وَ أَلْسِنَتِهِمْ، وَ هُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَیْطَهً مِنْ وَرَائِهِ وَ أَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ وَ أَعْطَفُهُمْ عَلَیْهِ عِنْدَ نَازِلَهٍ إِذَا [إِنْ] نَزَلَتْ بِهِ، وَ لِسَانُ الصِّدْقِ یَجْعَلُهُ اللَّهُ لِلْمَرْءِ فِی النَّاسِ خَیْرٌ لَهُ مِنَ الْمَالِ [یُوَرِّثُهُ غَیْرَهُ] یَرِثُهُ غَیْرُهُ. أَلَا لَا یَعْدِلَنَّ أَحَدُکُمْ عَنِ الْقَرَابَهِ یَرَى بِهَا الْخَصَاصَهَ أَنْ یَسُدَّهَا بِالَّذِی لَا یَزِیدُهُ إِنْ أَمْسَکَهُ وَ لَا یَنْقُصُهُ إِنْ أَهْلَکَهُ، وَ مَنْ یَقْبِضْ یَدَهُ عَنْ عَشِیرَتِهِ فَإِنَّمَا تُقْبَضُ مِنْهُ عَنْهُمْ یَدٌ وَاحِدَهٌ وَ تُقْبَضُ مِنْهُمْ عَنْهُ أَیْدٍ کَثِیرَهٌ، وَ مَنْ تَلِنْ حَاشِیَتُهُ یَسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّهَ.

[قال السید الشریف أقول … و ما أحسن المعنى الذی أراده (علیه السلام) بقوله و من یقبض یده عن عشیرته … إلى تمام الکلام فإن الممسک خیره عن عشیرته إنما یمسک نفع ید واحده فإذا احتاج إلى نصرتهم و اضطر إلى مرافدتهم قعدوا عن نصره و تثاقلوا عن صوته فمنع ترافد الأیدی الکثیره و تناهض الأقدام الجمه].

ترجمه:

امّا بعد (از حمد و ثناى الهى! این خطبه مشتمل بر ترغیب فقرا به زهد و توصیه اغنیا به محبّت و مهربانى است):

مواهب پروردگار، مانند قطره هاى باران، از آسمان به زمین نازل مى شود و به هر کس سهمى زیاد یا کم، (مطابق آنچه خداوند مقدّر فرموده) مى رسد. بنابراین هرگاه یکى از شما براى برادر خود برترى اى در همسر و فرزند و مال یا جسم و جان ببیند، نباید نسبت به او موجب فتنه گردد (و سبب حسادت و کینه و عداوت و یا یأس و سوءظن به پروردگار شود); زیرا، هر گاه مسلمان به عمل زشتى که از آشکار شدنش شرمنده مى شود و افراد پَست، آن را وسیله هتک حرمتش قرار مى دهند، دست نیالاید، به مسابقه دهنده ماهرى مى ماند که منتظر است در همان دور نخست، پیروز شود و سود وافرى ببرد، بى آن که زیانى ببیند.

نیز، مسلمانى که از خیانت به دور است، در انتظار یکى از دو خوبى از سوى خدا است: یا فرا رسیدن دعوت الهى است (که عمر او را به نیکنامى و حُسن عاقبت پایان مى دهد) و در این حال، آنچه را خداوند از پاداش هاى نیک فراهم ساخته، براى او بهتر است، و یا سرانجام، در همین دنیا، خداوند، روزى او را وسیع مى کند و صاحب همسر و فرزند (و مال فراوان) مى شود، در عین این که دین و شخصیت خود را حفظ کرده است; ولى (بدانید فرق میان این دو، بسیار است). مال و فرزندان، کشت و زراعت این جهانند و عمل صالح و نیک، کشت آخرت است، اما گاهى خداوند، هر دو را براى گروهى جمع مى کند. (و آنان را از نعمت هاى دنیا و آخرت، هر دو، بهره مند مى سازد).

از خدا بترسید آن گونه که شما را از خویش برحذر داشته است! و صادقانه، از او خشیت داشته باشید، به طورى که نیازى به عذرخواهى هاى واهى نباشد! اَعمال خود را از ریا و سُمعه، پاک کنید! چرا که هر کس، کارى براى غیر خدا انجام دهد، خداوند، او را به همان کس وامى گذارد (تا پاداشش را از او بگیرد). از خدا تقاضا مى کنیم که درجات شهیدان و زندگى سعادتمندان و همنشینى پیامبران را، به ما عنایت فرماید!

اى مردم! انسان، هر چند ثروتمند باشد، از اقوام و بستگان خود، بى نیاز نیست که از وى، با دست و زبان دفاع کنند. آنها در واقع، بزرگ ترین گروهى هستند که از او پشتیبانى مى کنند و پریشانى و مشکلات را از میان مى برند و به هنگام بروز حوادثِ سخت، نسبت به او، از همه، مهربان ترند.

و نام نیکى که خداوند (در سایه نیکوکارى و محبّت) به انسان عطا مى کند، از ثروتى که به هر حال، براى دیگران به ارث مى گذارد بهتر است، (که این، ثروتى است معنوى و ماندگار، و آن جیفه اى مادّى و فرّار).

آگاه باشید! هیچ یک از شما، نباید از بستگان نیازمند خود، رویگردان شود و از آنان، چیزى را دریغ دارد; که نگه داشتنش مایه فزونى نیست و از بین رفتنش، کمبودى براى او نمى آورد. آن کس که دستِ دهنده خویش را از بستگانش بازدارد، تنها یک دست را از آنها بازداشته، و در مقابل، آنان، دست هاى بسیارى را از کمک کردن به او، باز مى دارند. و آن کس که نسبت به بستگانش، متواضع و نرمخو و پرمحبّت باشد، دوستى آنان را، براى خود، همیشگى خواهد ساخت.

تفسیر:

فقر، غنا و مسئولیت هرکدام

ارزاق و اموالی که به انسان‌ها می‌رسد متفاوت است؛ عده‌ای برخوردارند، بعضی کم‌برخوردار، گروهی فقیر و گروهی ثروتمندند، اما همهٔ این گروه‌ها در دو بخش وظایفی بر عهده دارند.

آنچه در تاریخ نیز نقل شده، این است که این خطبه دو بار توسط امیرالمؤمنین (صلوات‌الله‌علیه) ایراد شده است:

الف) در نخستین نمازجمعه پس از آغاز حکومتشان در مدینه.

ب) یک‌بار هم پس از ورود به کوفه، در اولین نمازجمعهٔ این شهر.

♦️أَمَّا بَعْدُ، فَإِنَّ الْأَمْرَ ینْزِلُ مِنَ السَّمَاءِ إِلَی الْأَرْضِ کقَطَرَاتِ الْمَطَرِ إِلَی کلِّ نَفْسٍ بِمَا قُسِمَ لَهَا مِنْ زِیادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ

اما بعد، به‌درستی که مقدرات و روزیِ شما [الامر] مانند قطرات باران از آسمان به زمین نازل می‌شود.

همان‌گونه که در آسمان مقدر می‌شود چقدر باران، در کجا و در چه زمانی ببارد یا نبارد، ارزاق نیز برای هر شخص [لکل نفسٍ] تعیین و مقرر می‌گردد.

هرچقدر که سهم انسان مقدر شده باشد، خواه کم و خواه زیاد، به او خواهد رسید.

– چرا روزی به باران تشبیه شده است؟

الف) روزی نیز مانند باران در جای دیگری مقدر می‌شود و به‌سوی مردم فرومی‌ریزد.

ب) باران نم‌نم و به‌مرور می‌بارد؛ در طول سال و در ماه‌های مختلف بارندگی جریان دارد. تشبیه ارزاق به باران نشان می‌دهد که روزی نیز آرام‌آرام و در طول زندگی، تا زمانی که انسان زنده است به او می‌رسد؛ بنابراین نباید عجله کرد تا تمام مال و ثروت یک‌باره به دست آید.

ج) سرزمین‌ها با یکدیگر متفاوت‌اند؛ مناطق کوهستانی، بیابانی، ساحلی و کویری هرکدام شرایط خاص خود را دارند. این امر نشان‌دهندهٔ تفاوت استعدادهای انسان‌هاست.

علت این تفاوت‌ها در حیطهٔ علم انسان نیست؛ اختلافی میان انسان‌ها وجود دارد که باطن و حقیقت آن برای بشر آشکار نیست؛ اما ما به حکمت خداوند اعتماد داریم و می‌دانیم که زیاد یا کم‌بودن رزق افراد بر پایهٔ حکمت است، هرچند انسان از آن بی‌خبر باشد. پس استعدادها متفاوت است و خداوند بنا بر تفاوت استعدادها مال را عطا می‌کند.

وظایف هر یک:

♦️فَإِذَا رَأَی أَحَدُکمْ لِأَخِیهِ غَفِیرَهً فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ نَفْسٍ

اگر یکی از شما برای برادر خود در خانواده، مال یا جانش فزونی و برتری دید،

(غفیره) در لغت به معنای پوشش، مال زیاد و پوشش‌دهندهٔ نقص‌های زندگی یا عیوب خود شخص است. در واقع این ثروت نوعی پوشش درونی نیز ایجاد می‌کند؛ به‌طوری که عیوب ثروتمند پوشیده می‌شود و مردم نقایص او را نمی‌بینند، ازاین‌رو به ثروت زیاد «غفیره» می‌گویند.

حضرت این ثروت و فزونی را در همسر و فرزند، یا در دارایی و وضعیت مناسب مالی، و یا در جان و تن آدمی می‌داند؛ مانند داشتن عمر طولانی، جسم سالم یا برخورداری از نیروی بدنی بالا. همچنین «نفس» می‌تواند به معنای شخصیت، جایگاه، شهرت و مسئولیت باشد. در هر سه مرتبه، این موارد تعریفی از ثروت به شمار می‌روند.

♦️فَلَا تَکونَنَّ لَهُ فِتْنَهً

مبادا این ویژگی‌ها برای شما مایهٔ فتنه و انحراف شود و نسبت به برادری که از این مواهب برخوردار است، حسادت و بخل بورزید و او را آزار دهید.

نکتهٔ ۱:

همسر و فرزند شایسته و نیز جایگاه اجتماعی مناسب، خود یک سرمایه به شمار می‌روند؛ سرمایه تنها پول نیست. شخصی ممکن است پول نداشته باشد؛ اما فرزندان صالحی داشته باشد که خود بزرگ‌ترین سرمایه است.

نکتهٔ ۲:

انسانی که در فقر به سر می‌برد نباید نسبت به افراد بالادست خود فتنه‌انگیزی کند.

برای مثال: مادری که فرزند ندارد نباید به مادر فرزند دار حسادت و بخل بورزد و با او دشمنی کند، بلکه باید خوشی و لذت او را از خدا بخواهد. اگر خداوند به کسی نعمتی داده، نشان از برتری و گرامی بودن او نزد خدا نیست؛ بلکه همهٔ این‌ها برای امتحان است. آن‌کس که دارد در ورطهٔ آزمایش است و آن‌کس که ندارد نیز در بوتهٔ امتحان قرار دارد.

نمونهٔ دوم فتنه: می‌تواند چاپلوسی و تملق باشد.

شخص فقیر وقتی برادر خود را در بی‌نیازی دید، نباید به چاپلوسی روی آورد و صفاتی را که در او نیست به او نسبت دهد تا باورش شود. این کار در ظاهر تشویق و تعریف است، اما در باطن سبب گمراهی، غرور و تکبر او می‌شود.

♦️فَإِنَّ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ مَا لَمْ یغْشَ دَنَاءَهً تَظْهَرُ فَیخْشَعُ لَهَا إِذَا ذُکرَتْ

بدانید انسان مسلمان تا زمانی که جامه‌ای از پستی و گناه [دنائت] به تن نکرده و زشتی کارش آشکار نشده است، هرگاه گناهی به او یادآوری شود خاضع و خاشع می‌گردد؛ چنین انسانی باارزش و عزیز است، حتی اگر فقیر باشد.

فقر واقعیِ انسان مسلمان آن است که مرتکب گناه شود؛ در حقیقت، فقر در معصیت نهفته است. انسان فقیر می‌تواند عزیز باشد؛ چرا که ذلت و عزت در مال دنیا نیست، بلکه در انتخاب مسیر درست زندگی است. آن عملی که موجب خواری می‌شود فقر نیست، بلکه گناه است.

♦️وَتُغْرَی بِهَا لِئَامُ النَّاسِ کانَ کالْفَالِجِ الْیاسِرِ

ولع و اصرار بر گناه [تُغری] ابزاری در دست انسان‌های فرومایه می‌شود تا فقیر عزتمند را مورد تمسخر قرار دهند و سرزنش او را مانند پتکی بر سرش بکوبند. درحالی‌که انسان فقیری که گناه نکرده، مانند یک پیروز است [کالفالجِ الیاسِر].

در میان عرب جاهلیت، بخت‌آزمایی مشهوری رواج داشت؛ به این صورت که ده نفر انتخاب می‌شدند و ده چوبهٔ تیر برمی‌داشتند. روی هفت چوبه نام‌های خاصی نوشته شده بود و سه چوبه نیز بدون نام بود. تیرها را در کیسه‌ای می‌انداختند و هر کس تیر خود را بیرون می‌کشید تا برندگان مشخص شوند.

سهم هر چوبه متفاوت بود: یک‌چوبه یک سهم، چوبه‌های دیگر سه یا چهار سهم، و یکی از چوبه‌ها هفت سهم داشت. سه‌نفری که چوبه‌های بدون نوشته را بیرون می‌کشیدند، بازنده بودند و باید پول خرید یک شتر را پرداخت می‌کردند. سپس گوشت شتر میان آن هفت برنده، بر اساس سهمی که بر روی تیرها مشخص شده بود، تقسیم می‌شد. این هفت نفر معمولاً از سهم گوشت خود چشم‌پوشی می‌کردند و آن را به فقرا می‌بخشیدند.

پیروزِ واقعی میدان کسی بود که تیرِ دارای هفت سهم به نام او درمی‌آمد. به این شخص پیروز، «فالج یاسر» می‌گفتند.

♦️الَّذِی ینْتَظِرُ أَوَّلَ فَوْزَهٍ مِنْ قِدَاحِهِ تُوجِبُ لَهُ الْغَنَمَ

او کسی است که منتظر است تا در اولین قرعه‌کشی، تیر پیروزی‌اش بیرون آید و غنیمتی [مغنم] برایش به ارمغان آورد.

انسان فقیری که عزت خود را حفظ کرده و گناه نکرده است، مانند همان «فالج یاسر» در بالاترین مرتبهٔ پیروزی قرار دارد. این پیروزی تا زمانی پایدار است که او به سبب فقر خود، مرتکب گناه و پستی نشود.

♦️وَیرْفَعُ بِهَا عَنْهُ الْمَغْرَمُ

و بدین ترتیب، ضرر و زیان [مغرم] از او برطرف می‌شود.

♦️وَکذَلِک الْمَرْءُ الْءُسْلِمُ الْبَرِی‏ءُ مِنَ الْخِیانَهِ ینْتَظِرُ مِنَ اللَّهِ إِحْدَی الْحُسْنَیینِ

همچنین پیروز است آن مسلمان پاک‌دامنی که خیانتی از او سر نمی‌زند؛ او ممکن است فقیر باشد، اما از دزدی، چاپلوسی و تملق پاک [برئ] است و همواره در انتظار یکی از دو عاقبت نیکو [احدی الحسنیین] به سر می‌برد؛ ازاین‌رو در هر دو صورت برنده است.

♦️إِمَّا دَاعِی اللَّهِ فَمَا عِنْدَ اللَّهِ خَیرٌ لَهُ

یکی از آن دو عاقبت نیکو [احدی الحسنیین] این است:

  • یا دعوت پروردگار را اجابت می‌کند و در حال تنگدستی اما پاک از هرگونه خیانت، جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کند؛ در این صورت، پاداش و جزای او نزد خداوند بسیار بهتر از تمام اموال دنیاست.

♦️وَإِمَّا رِزْقُ اللَّهِ

و عاقبت نیکوی دوم:

  • یا خداوند به‌پاس پاک‌دامنی‌اش، در دنیا به او روزی فراوان می‌بخشد، او را از تنگدستی نجات می‌دهد و به بی‌نیازی می‌رساند.

♦️فَإِذَا هُوَ ذُو أَهْلٍ وَمَالٍ وَمَعَهُ دِینُهُ وَحَسَبُهُ

در این هنگام، او هم صاحب خانواده و فرزند است و هم صاحب‌مال؛ و درعین‌حال دین، شرافت و اصالت خانوادگی‌اش [حسب] محفوظ مانده است.

ثروت دو آفت بزرگ دارد: دین و شرافت انسان را در معرض خطر قرار می‌دهد. تا زمانی که مال و ثروتی در کار نیست، این دو ارزش محفوظ می‌مانند؛ اما هنگامی که ثروت به میان می‌آید، برخی افراد دین و شرافت خود را زیر پا می‌گذارند و بندگی خدا را فراموش می‌کنند.

مال و فرزندان نباید انسان را از مسیر اعتدال خارج کنند؛ چه در فقر و چه در غنا، دین و شرافت انسان باید حفظ شود.

♦️إِنَّ الْمَالَ وَالْبَنِینَ حَرْثُ الدُّنْیا وَالْعَمَلَ الصَّالِحَ حَرْثُ الْآخِرَهِ

درهرصورت، مال و فرزندان زراعت و بهرهٔ این دنیا هستند و خود آن‌ها به سرای آخرت راه نمی‌یابند، مگر آثار و برکات کارکردهایشان؛ اما عمل شایستهٔ فقیری که در آن حسد، خیانت و طمع نباشد، زراعت آخرت و عمل صالحی بهشتی است.

♦️وَقَدْ یجْمَعُهُمَا اللَّهُ لِأَقْوَامٍ فَاحْذَرُوا مِنَ اللَّهِ مَا حَذَّرَکمْ مِنْ نَفْسِهِ

خداوند متعال گاهی دنیا و آخرت را به طور کامل به برخی افراد عطا می‌کند؛ مانند حضرت سلیمان که نمونه‌ای از این گروه خاص بود. بااین‌حال، معمولاً برخورداری از دنیای خوب، آخرت را به فراموشی می‌سپارد؛ پس از قهر و عذاب الهی پرهیز کنید، همان‌گونه که خداوند شما را از آن بیم داده است.

♦️وَأَخْشَوْهُ خَشْیهً لَیسَتْ بِالتَّعْذِیرِ

و از خدا چنان بیم داشته باشید که نیازی به بهانه‌تراشی و عذرتراشی نباشد؛ چرا که نافرمانی‌ها و گناهان انسان هولناک است. از گناهی که عذاب الهی را در پی دارد بترسید، گناهی که هیچ عذری [بالتعذیر] برای آن پذیرفته نیست. گناهان دنیوی عذر عقلی و شرعی ندارند و هرگونه بهانه‌ای در پیشگاه خدا مردود است.

♦️وَاعْمَلُوا فِی غَیرِ رِیاءٍ وَلَا سُمْعَهٍ

کارهای خود را بدون ریا انجام دهید [یعنی کار برای دیدن دیگران نباشد]؛

و عملتان عاری از سُمعه باشد [یعنی کار خالصی که پس از انجام، به گوش دیگران رسانده شود تا شما را ستایش کنند].

اعمال باید بدون درنظرگرفتن خوشایند دیگران و تنها برای رضای خدا انجام شود.

♦️فَإِنَّهُ مَنْ یعْمَلْ لِغَیرِ اللَّهِ یکلْهُ اللَّهُ لِمَنْ عَمِلَ لَهُ

زیرا هر کس کاری را برای غیر خدا انجام دهد، خداوند او را به همان کسی واگذار می‌کند که کار را برایش انجام داده است تا پاداشش را از او بگیرد.

دو شریک معمولاً با یکدیگر کشمکش دارند و هرکدام می‌خواهند سود را به سمت خود بکشند؛ اما خداوند نیازی به شریک ندارد و سهم خود را به طور کامل به شریک واگذار می‌کند.

♦️نَسْأَلُ اللَّهَ مَنَازِلَ الشُّهَدَاءِ وَمُعَایشَهَ السُّعَدَاءِ وَمُرَافَقَهَ الْأَنْبِیاءِ

از خدا جایگاه و منزلت شهیدان، زندگی با نیک‌بختان و هم‌نشینی و رفاقت با پیامبران را طلب می‌کنیم.

«وَمَنْ یطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِک مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیهِمْ مِنَ النَّبِیینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِک رَفِیقاً» (نساء – ۶۹).

شأن نزول این آیه چنین است: شخصی به پیامبر اکرم (ص) عرض کرد: «در دنیا هرگاه دلتنگ می‌شویم خدمت شما می‌رسیم و شما را زیارت می‌کنیم؛ اما در بهشت مقام شما بسیار بالاتر از ماست و از دیدارتان محروم خواهیم بود و این اندیشه مرا اندوهگین ساخته است.» در پاسخ به او این آیه نازل شد که فرمان‌برداران از خدا و رسول، همنشین پیامبران و صالحان خواهند بود.

وظیفهٔ ثروتمندان:

♦️أَیهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا یسْتَغْنِی الرَّجُلُ وَإِنْ کانَ ذَا مَالٍ عَنْ عَشِیرَتِهِ وَدِفَاعِهِمْ عَنْهُ بِأَیدِیهِمْ وَأَلْسِنَتِهِمْ

ای مردم! بدانید که هیچ‌کس، هرچند ثروتمند باشد، از خویشاوندان و حمایت‌های مادی و زبانی آنان بی‌نیاز نیست. انسان هرچه دارایی بیشتری داشته باشد، باز هم از خانواده و دوستان خود بی‌نیاز نمی‌شود؛ باید گروهی به‌عنوان عشیره و خویشاوند در کنار او باشند، او را گرامی بدارند، از وی حمایت کنند و عزت او را پاس بدارند.

♦️وَهُمْ أَعْظَمُ النَّاسِ حَیطَهً مِنْ وَرَائِهِ

خویشاوندان و قوم بزرگ‌ترین حامیان انسان هستند که در سخت‌ترین شرایط او را در پناه خود می‌گیرند و برایش دلسوزی می‌کنند.

♦️وَأَلَمُّهُمْ لِشَعَثِهِ وَأَعْطَفُهُمْ عَلَیهِ عِنْدَ نَازِلَهٍ إِذَا نَزَلَتْ بِهِ

آن‌ها پراکندگی‌ها و نابسامانی‌های زندگی [شعث] او را سروسامان می‌دهند و هرگاه بلایی بر او فرود آید، مهربان‌ترین [اعطف] افراد نسبت به او خواهند بود. مال و ثروت هرگز نمی‌تواند جایگزین مهر و عاطفهٔ خانواده شود.

♦️وَلِسَانُ الصِّدْقِ یجْعَلُهُ اللَّهُ لِلْمَرْءِ فِی النَّاسِ خَیرٌ لَهُ مِنَ الْمَالِ یورِثُهُ غَیرَهُ

و نام نیکی که خداوند از انسان در میان مردم باقی می‌گذارد، برای او بهتر از ثروتی است که برای دیگران به ارث می‌گذارد.

«وَاجْعَلْ لِی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ» (شعراء – ۸۴).

یاد نیکی که به‌واسطهٔ خویشاوندان و مردم بر جای می‌ماند، ارزشمندتر از به ارث گذاشتن ثروتی است که وارثان آن را مصرف می‌کنند و به پایان می‌رسانند و گاهی نیز همین ثروت مایهٔ انحراف آنان می‌شود. شایسته است مالی بر جای بماند که در مسیر اصلاح جامعه به کار رود و نام نیک به یادگار بگذارد؛ چرا که خوش‌نامی در گرو عمل صالح است، نه انباشت مال.

♦️أَلَا لَا یعْدِلَنَّ أَحَدُکمْ عَنِ الْقَرَابَهِ یرَی بِهَا الْخَصَاصَهَ أَنْ یسُدَّهَا بِمَا لَا یزِیدُهُ إِنْ أَمْسَکهُ وَلَا ینْقُصُهُ إِنْ أَهْلَکهُ

مبادا فرد ثروتمند به‌خاطر تنگدستی و نیاز [خصاصه] خویشاوندانش از آنان روی برگرداند [لا یعدلنّ]؛ و مبادا کمک و انفاق خود را از آنان دریغ کند [أن یسدّها]. انفاق به خویشاوندان انسان را فقیر نمی‌کند، همان‌گونه که بخل ورزیدن و منع کمک، کسی را پادشاه و بی‌نیاز نمی‌سازد؛ اما با این بخشش، گرهی از مشکلات باز می‌شود. سود انفاق در مرتبهٔ نخست به خود بخشنده می‌رسد و در مرتبهٔ دوم نصیب گیرنده می‌شود؛ آن هم نه‌فقط سود معنوی، بلکه منافع مادی و اجتماعی.

♦️وَمَنْ یقْبِضْ یدَهُ عَنْ عَشِیرَتِهِ فَإِنَّمَا تُقْبَضُ مِنْهُ عَنْهُمْ یدٌ وَاحِدَهٌ وَتُقْبَضُ مِنْهُمْ عَنْهُ أَیدٍ کثِیرَهٌ

کسی که دست یاری خود را از خویشاوندانش بازدارد و به آنان کمک نکند، در حقیقت تنها یک‌دست را از یاری آنان منع کرده است؛ اما هنگامی که خود دچار سختی و گرفتاری شود، دستان بسیاری [أیدٍ کثیره] از خویشاوندان از یاری او عقب می‌نشینند.

♦️وَمَنْ تَلِنْ حَاشِیتُهُ یسْتَدِمْ مِنْ قَوْمِهِ الْمَوَدَّهَ

و کسی که نرم‌خو [تلن] باشد و با خانواده و اطرافیان خود با خوش‌اخلاقی رفتار کند [حاشیته]، دوستی و محبت پایدار قومش را برای خود حفظ می‌کند و حتی اگر روزی تنگدست شود، احترام او نزد آنان محفوظ خواهد ماند. مردم همواره خواهان اخلاق خوش هستند تا گرد انسان جمع شوند.

معنای دوم برای واژهٔ «حاشیه»، اطرافیان و کارکنان است.

یک شخص ثروتمند معمولاً خدمتکاران و همراهانی دارد. اگر این اطرافیان در برخورد با جامعه رفتار نامناسبی داشته باشند، مردم آن رفتار را به‌حساب صاحب‌کار می‌گذارند؛ اما اگر خوش‌رفتار باشند، آن را از چشم‌انداز اخلاق نیکوی صاحب‌کار می‌بینند.

«حاشیه» در حالت نخست که به معنای رفتار و اخلاق فردی بود، حریم شخصی را در بر می‌گرفت و در حالت دوم که به معنای اطرافیان است، شامل رفتارهای اجتماعی می‌شود. هر مسئولی باید زیردستان خود را مدیریت کند تا در رفتار با مردم مراقب باشند و محبت مسئول در دل‌های مردم پایدار بماند.

اللَّهُمَّ أَلْحِقْنَا بِالسُّعَدَاءِ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ.

 

این اثر برای استفاده آموزشی می‌باشد و هرگونه استفاده مالی از آن شرعاً مجاز نمی‌باشد