ممنون از صبر و شکیبایی شما...

حکمت دویست و شصت و ششم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۳/۹/۱۸ . ۶جمادی الثانی

💢 حکمت ۲۶۶ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت دویست و شصت و ششم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
37:17 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ یُعَرِّفَهُ الْإِیمَانَ، فَقَالَ (علیه السلام) إِذَا کَانَ الْغَدُ فَأْتِنِی حَتَّى أُخْبِرَکَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ، فَإِنْ نَسِیتَ مَقَالَتِی حَفِظَهَا عَلَیْکَ غَیْرُکَ؛ فَإِنَّ الْکَلَامَ کَالشَّارِدَهِ یَنْقُفُهَا [یَثْقَفُهَا] هَذَا وَ یُخْطِئُهَا هَذَا.
[و قد ذکرنا ما أجابه به فیما تقدم من هذا الباب و هو قوله الإیمان على أربع شعب].

مردى از او خواست که ایمان را به او بشناساند، فرمود: فردا نزد من آى تا با تو بگویم و مردم هم بشنوند، تا اگر تو سخن مرا فراموش کنى، دیگران به خاطر بسپارند. زیرا سخن چون شکار رمنده است. یکى آن را مى گیرد، دیگرى از دستش مى دهد.
سید رضی گوید: و پیش از این پاسخ آن حضرت را آورده ایم. آنجا که مى گوید ایمان بر چهار شعبه است.

💠وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ یُعَرِّفَهُ الْإِیمَانَ
کسى از آن حضرت تقاضا کرد که ایمان را برایش توصیف کند،

💠فَقَالَ (علیه السلام) إِذَا کَانَ الْغَدُ فَأْتِنِی حَتَّى أُخْبِرَکَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ امام علیه السلام فرمود: فردا نزد من بیا تا در حضور جمع، تو را از آن آگاه سازم،

💠فَإِنْ نَسِیتَ مَقَالَتِی حَفِظَهَا عَلَیْکَ غَیْرُکَ
که اگر گفته ام را فراموش کنى دیگرى آن را براى تو حفظ کند؛

💠فَإِنَّ الْکَلَامَ کَالشَّارِدَهِ یَنْقُفُهَا / یَثْقَفُهَا هَذَا وَ یُخْطِئُهَا هَذَا
زیرا سخن همچون شترِ فرارى است [الشَّارِدَهِ] که بعضى ممکن است آن را پیدا کنند و بعضى آن را نیابند و ربوده شود.[یَنْقُفُهَا]

🔷 سید رضی میفرماید:
و قد ذکرنا ما أجابه به فیما تقدم من هذا الباب و هو قوله الإیمان على أربع شعب آنچه را امام علیه السلام فرداى آن روز در پاسخ این سؤال کننده بیان فرمود، همان است که ما در همین باب کلمات قصار به عنوان «الاْیمانُ عَلى أرْبَعِ شُعَبٍ
(حکمت ۳۱) آوردیم. پیش از این به عنوان «عَلى أرْبَعِ دَعائِم» آورده شده است.

🔶لفظ “یَنْقُفُها” از “«نقّاف»: به معنای رباییدن و دزدی است. یعنی بعضی محتوای کلام را میگیرند و برخی در فهم مطلب ضعیف هستند.
همچنین به معناى شکافتن و سوراخ کردن آمده و در گفتار بالا به این معناست که بعضى مى توانند کلام را بشکافند و معانى اصلى آن را استخراج کنند و بعضى قادر بر آن نیستند.
در بسیارى از نسخه هاى نهج البلاغه «یَثقَفُها» به جاى «یَنْقُفُها» آمده است که از ماده «ثِقافَه» به معناى یافتن و فهمیدن است. یعنى اگر کلام در برابر جمع ایراد شود وبعضى نتوانند به حقیقت معناى آن برسند، گروه دیگرى که داراى فهم و شعور بیشترى هستند آن را درک کرده و براى دیگران تبیین مى کنند.
شارِدَه: اسب و گاو فرارى و رمیده

🔷 برای بیان مطالب مهم، باید عده ای حضور داشته باشند تا مطلب را درست بگیرند و به دیگران انتقال دهند.
تنها جایی که در نهج البللاغه حضرت پاسخ سوال را به بعد موکول میکند، در همین حکمت ۲۶۶ است که البته پاسخ ندادن حضرت یک دلیل داشت و آن هم نشان دادن اهمیت بحث است و اینکه هم مخاطب ارزش این مطالب را بفهمد هم فردا عده ای باشند که بفهمند و مطلب را به دیگران به درستی انتقال دهند.

🔶 از همین فرمایش حضرت پیداست که مطلبی که در پاسخ فرمود بسیار مهم است.
بسیاری از شارحان نهج البلاغه تاکید کرده اند یکی از سخت ترین و پیچیده ترین معارف نهج البلاغه حکمت ۳۱ است که حضرت در باب پایه های ایمان مطالب مهمی بیان میکند که در هفت جلسه شرح آن بیان شده است.

⏪خلاصه ای از حکمت ۳۱ :
وَ سُئِلَ (علیه السلام) عَنِ الْإِیمَانِ،
از حضرت راجع به ایمان سوال شد.
فَقَالَ الْإِیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ
فرمود : ایمان بر چهار ستون استوار است .
عَلَى الصَّبْرِ وَ الْیَقِینِ
صبر واعتقاد بسیار قوی
وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ.
سوم و چهارمی عدل و جهاد است.

⏪ اولین پایه ایمان صبر است.
وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ:
صبر اولین پایه ایمان خود بر چهار شعبه است.

↙️۱. عَلَى الشَّوْقِ
صبر از روی اشتیاق

↙️۲. وَ الشَّفَقِ
(ترس)

↙️۳. وَ الزُّهْدِ
انتظار.کسی که منتظر چیزی باشد.

↙️۴. وَالتَّرَقُّبِ
مراقبت میکند برای آن؛
فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّهِ سَلَاعَنِ الشَّهَوَاتِ
کسی که اشتیاق جنت داشته باشد فراموش میکند/دل میکند.از شهوات .

🔷 شوق: انسان های عاشق خیلی صبورند. کسی که هدف مقدسی دارد باید برای رسیدن به آن نتیجه شور انگیز استقامت به خرج بدهد. ایمان هر کسی بستگی دارد به میزان جدایی و فراموشی خواسته های نفسانی
وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ
انسان مومن اهل ترس عاقلانه است. آنجایی که باید بترسد می ترسد.
کسی که اهل ترس از جهنم باشد، اهل ترس از خشم خدا باشد در مقابل گناه و فساد مقاومت میکند.
وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ مصیبت ها بر او آسان میشود.
کسی که اهل زهد باشد و دلبستگی نداشته باشد نمی توان او را تطمیع و تهدید کرد.
به خاطر از دست رفتن عزیزان، مال ، مسئولیت و … بی تابی و بی قراری نمی کند.
وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَیْرَاتِ.
کسی که مرگ را نزدیک بشمارد، برای کار خیر سبقت می گیرد.
منتظر مرگ بودن انسان را حواس جمع و صبور میکند.
کسی که برای یک امر بزرگ انتظار نکشد، طبعا آماده آن است ولی کسی که به یاد مرگ باشد در اعمال خیر و حسنه صبر به خرج میدهد و با انجام دادن حسنات خودش را بهشتی میکند.

⏪دومین پایه ایمان یقین است:
وَ الْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ:
دومین پایه ایمان یقین بر چهار پایه است.

↙️۱. عَلَى تَبْصِرَهِ الْفِطْنَهِ
بینا شدن زیرکانه/ هوشیارانه
یقین یعنی اینکه انسان از بصر به بصیرت برسد و باطن امور را ببیند، زیرک باشد و از حداقل ها بیشترین استفاده را ببرد.

↙️۲. وَ تَأَوُّلِ الْحِکْمَهِ
پی بردن به نکات دقیق حکیمانه
کسانی که به این امور حقیقی وسعادت بخش دست پیدا کنند به یقین میرسند. باید مطالب حقیقی را فهمید و آنها را بر مصادیق زندگی تطبیق کرد.

↙️۳. وَ مَوْعِظَهِ الْعِبْرَهِ
پند گرفتن از عبرت ها:
خواندن تاریخ به نحوی که از زوائد آن بپرهیزیم و صرفا به مواردی که سنت و همیشگی هستند استناد کنیم، باعث ایجاد یقین میشود.

↙️۴. وَ سُنَّهِ الْأَوَّلِینَ
اقتدا کردن به سنت نیک گذشتگان؛
یکی از ستون های ایمان، یقین است. یقینی که از راه اقتدا کردن به سنت های صالح انبیاء و اولیاء به دست می آید. کسی که مسیر و روش خوبان را پیروی کند به یقین و ایمان دست پیدا میکند.

⏪ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی الْفِطْنَهِ
کسی که بینایی زیرکانه داشته باشد. تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَهُ
حکمت برای او آشکار میشود.
کسی که دنبال باطن امور باشد، زرنگی کند و به کم قانع نشود، راه سعادت را پیدا خواهد کرد.
وَ مَنْ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَهُ عَرَفَ الْعِبْرَهَ
کسی که دارای حکمت شدو سعادت را شناخت، از تاریخ عبور میکند و به عبرتهای تاریخ دست پیدا میکند.
وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَهَ فَکَأَنَّمَا کَانَ فِی الْأَوَّلِینَ وکسی که از تاریخ عبرت گرفت گویا با همه گذشگان زندگی کرده و تجربه آنها را دارد.
کسی که با چشم باز، زیرکی به خرج داد و راه سعادت را شناخت و تاریخ را با دید عبرت نگاه کرد، گویا با تمام خوبان تاریخ زندگی کرده است.

⏪وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ:
سومین پایه ایمان عدل که خود بر چهار پایه استوار است.

↙️۱. عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ
فهم عمیق و غواصانه.
ایمان، ایمان نمی شود مگر اینکه انسان درست موضوعات را بشناسد و بعد قضاوت کند.

↙️۲. وَ غَوْرِ الْعِلْمِ
فرو رفتن در علم
علم مربوط به حکم است. یعنی وقتی موضوع تشخیص داده شد باید حکم هم دقیق صادر شود.

↙️۳. وَ زُهْرَهِ الْحُکْمِ
قضاوت روشن و آشکار
قاضی باید در مواجهه با موافق و مخالف بدون لکنت حکم عادلانه را اعلام کند.

↙️۴. وَ رَسَاخَهِ الْحِلْمِ
بردباری راسخ؛
در مقابل حکم حق و عادلانه، عده ای به مخالفت می پردازند. عدالت آن است که انسان در مقابل این افراد هم صبر و تحمل و بردباری داشته باشد و از دایره حق و انصاف و عدالت خارج نشود.

⏪ وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ:
چهارمین مرتبه ایمان جهاد که خود جهاد بر چهار پایه استوار است.

↙️ ۱. عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الصِّدْقِ فِی الْمَوَاطِنِ
بیان صریح و با صداقت در میدان های جنگ_همه میدان ها_

↙️۲. وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِینَ
بیان صریح و اعلام انزجار و دشمنی با فاسقان.

🔷فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِینَ
هر که امر به معروف کرده قامت مومنین را استوار و محکم کرده
وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْکَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَالْکَافِرِینَ
وهر که نهی از منکر کرده
به خاک مالیده بینی [منافقین] وکَافرین
وَ مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ، قَضَى مَا عَلَیْهِ کسی که صادقانه در میدان نبرد بایستد، وظیفه اش را انجام داده.
وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ
کسی که بغض فاسقان را به دل داشته باشد.
غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ
هر که با نابکاران دشمنى ورزد و براى خدا خشم گیرد، خداوند به خاطر او خشم گیرد و روز قیامت خشنودش گرداند.
حضرت در ادامه پایه های کفر و شرک را نیز بیان کرده است.

⏪ اصل حکمت ۲۶۶:

💠وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ یُعَرِّفَهُ الْإِیمَانَ
کسى از آن حضرت تقاضا کرد که ایمان را برایش توصیف کند،

💠فَقَالَ (علیه السلام) إِذَا کَانَ الْغَدُ فَأْتِنِی حَتَّى أُخْبِرَکَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ
امام علیه السلام فرمود: فردا نزد من بیا تا در حضور جمع، تو را از آن آگاه سازم،

💠فَإِنْ نَسِیتَ مَقَالَتِی حَفِظَهَا عَلَیْکَ غَیْرُکَ
که اگر گفته ام را فراموش کنى دیگرى آن را براى تو حفظ کند؛

💠فَإِنَّ الْکَلَامَ کَالشَّارِدَهِ یَنْقُفُهَا / یَثْقَفُهَا هَذَا وَ یُخْطِئُهَا هَذَا
زیرا سخن همچون شترِ فرارى است که بعضى ممکن است آن را پیدا کنند و بعضى آن را نیابند.

🔶کتابت حدیث:
از آنجایی که احادیث نقش بسیار مهمى در فهم معارف اسلام دارد. به همین دلیل معصومان تأکید داشتند احادیث آنان به صورت کامل حفظ و براى نسلهاى آینده به یادگار گذاشته شود.

🔷امام صادق علیه السلام به جناب مفضل فرمود:
اُکْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَکَ فِی إِخْوَانِکَ
این احادیث را بنویس ومعلومات خود را در میان برادرانت منتشر کن.
فَإِنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ کُتُبَکَ بَنِیکَ فَإِنَّهُ یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ لایَأْنَسُونَ فِیهِ إِلاَّ بِکُتُبِهِمْ
و اگر از دنیا رفتى کتابهایت را به یادگار به فرزندانت بسپار، زیرا زمان سختى بر مردم مى آید که تنها به کتابهایشان انس مى گیرند.

🔶ابوبصیر از امام صادق در مورد آیه: الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ پرسید. حضرت فرمود:
هُوَ الرَّجُلُ یَسْمَعُ الْحَدِیثَ فَیُحَدِّثُ بِهِ کَمَا سَمِعَهُ لایَزِیدُ فِیهِ وَلا یَنْقُصُ مِنْهُ
منظور از این آیه کسانى هستند که احادیث را مى شنوند و عیناً بدون کم و زیاد آن را براى دیگران بازگو مى کنند.

🔷 زراره در مورد وقت نماز ظهر و عصر سوالی از امام صادق پرسید:
وَ فَتَحَ أَلْوَاحَهُ لِیَکْتُبَ مَا یَقُول‏
بلافاصله کاغذ و قلم آماده کرد تا سخن امام علیه السلام را بنویسد.
سیره نوشتن و کتابت حدیث بسیار مهم بوده است.

🔶پیامبر صلی الله علیه وآله در این باره فرمودند:
قَیِّدُوا الْعِلْمَ
علم و دانش را به زنجیر کشید تا از میان شما فرار نکند.
کسى عرض کرد:
وَ ما تَقْییدُهُ؟
چگونه آن را به زنجیر کشیم؟ فرمود: کِتابَتُهُ (با نوشتن)

🔷 باز هم پیامبرص فرمود :
اُکْتُبُوا الْعِلْمَ قَبْلَ ذَهابِ الْعُلَماءِ وَ اِنَّما ذِهابُ الْعِلْمِ بِمَوْتِ الْعُلَماءِ
علوم و دانش ها را پیش از آنکه دانشمندان از میان شما بروند بنویسند چرا که اگر ننویسید علم و دانش با مرگ علما از میان مى رود.

🔶پیامبر صلی الله علیه وآله :
ثَلاث تَخْرُقُ الحُجُبَ، وَ تَنْتَهى اِلى ما بَیْنَ یَدَىِ الله
سه صدا است که حجاب ها را پاره مى کند و به پیشگاه با عظمت خدا مى رسد: صَریرُ اَقْلامِ الْعُلَماءِ،
۱. صداى گردش قلم هاى دانشمندان به هنگام نوشتن بر صفحه کاغذ یا لوح
وَ وَطْىُ اَقْدامِ الْمجاهِدینَ،
۲. صداى قدم هاى مجاهدان در میدان جهاد،
وَ صَوْتُ مَغازِلِ الْمُحْصَناتِ
۳. صداى چرخ نخ ریسى زنان پاکدامن، که بدنبال چرخ اقتصاد هستند و دنبال روزی حلال.

🔷امام صادق علیه السلام در توحید مفضّل ضمن بیان نعمتهاى بزرگ خدا بر نوع بشر مى فرماید:
وَکَذلِکَ الْکِتابَهُ الَّتى بِها تُقَیِّدُ اَخْبارُ الماضِیْنَ لِلْباقینَ وَ اَخْبارُ الْباقینَ لِلآتینَ همچنین یکى دیگر از نعمت هاى الهى کتابت و نوشتن است که به وسیله آن اخبار گذشتگان براى موجودین، و اخبار موجودین براى آیندگان نگهدارى مى شود. وَ بِها تُخلِّدُ الْکُتُبُ فِى الْعُلُومِ و الآدابِ وَ غَیْرِها
و نیز به وسیله آن کتابها در علوم و آداب مختلف جاویدان مى گردد،
و بِها یَحفِظُ الاِنْسانُ ذِکْرَ ما یَجْرى بَیْنَهُ وَ بَیْنَ غَیْرِهِ مِنَ الْمُعامِلاتِ وَالْحِسابِ
و نیز از طریق آن قراردادها و معاملات و حساب هایى که میان انسان و دیگران است حفظ مى شود،
وَ لَوْلاهُ لانَقطَعَ اَخْبارُ بَعْضِ الاَزْمِنَهِ عَنْ بَعض، وَ اَخْبارُ الْغائِبینَ عَنْ اَوْطانِهم،
و اگر کتابت نبود رابطه خبرى بعضى از زمان ها از بعضى دیگر قطع مى شد، و نیز پیوند کسانى که در وطن خود نبودند از هموطنانشان بریده مى گشت،
وَ دَرَسَت الْعُلُوم وَ ضاعَتِ الآدابُ،
علوم و دانش ها از بین مى رفت، آداب و رسوم و سنّت ها ضایع مى شد،
وَ عَظُمَ ما یَدْخُلُ عَلَى النّاسِ مِنَ الْخَلَلِ فى اُمُورِهِمْ وَ مُعامِلاتِهِمْ،وَلا یَحتاجُونَ اِلَى النَّظَرِ فیهِ مِنْ اَمْرِ دینِهِمْ
و در امور مردم و معاملات و آنچه از امر دین نیاز به آن داشتند;
ما رُوِىَ لَهُمْ مِمّا لایَسَعُهُمْ جَهْلُهُ
و روایاتى که براى آنها ذکر مى شد و آگاهى بر آن لازم بوداختلال شدید ظاهر مى گشت.

🔶پیامبر گرامی ص فرمود:
اَلْمُؤمِنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَرَقَهً واحِدَهً عَلَیْها عِلْم، تَکُونُ تِلْکَ الْوَرَقَهُ یَوْمَ القِیامَهِ سِتْراً فیما بَیْنَهُ وَ بَیْن النّارِ
مؤمن هنگامى از دنیا رفت و یک ورقه که علم و دانشى بر آن نوشته شده باشد از خود به یادگار گذاشت، آن ورقه روز قیامت به صورت پرده اى در میان او و آتش دوزخ در مى آید،
وَ اَعْطاهُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالى بِکُلِّ حَرْف مَکْتُوب عَلَیْها مَدینَهً اَوْ سَعُ مِنَ الدُّنْیا سَبْعَ مَرّات
و خداوند متعال به هر حرفى که به روى آن ورقه نوشته شده است شهرى که هفت بار وسیع تر از دنیااست; به او مى دهد.

📘کافی/ کتاب فضل علم
بَابُ رِوَایَهِ الْکُتُبِ وَ الْحَدِیثِ وَ فَضْلِ الْکِتَابَهِ وَ التَّمَسُّکِ بِالْکُتُب‏
از امام صادق علیه السلام :
الْقَلْبُ یَتَّکِلُ عَلَى الْکِتَابَهِ.
نوشته ها باعث اعتماد و آرامش انسان میشوند.

🔻نکته:
بعضی وقتها نوشاتن مطالب باعث آرامش انسان نیز میشود.امام صادق:
اکْتُبُوا فَإِنَّکُمْ لَا تَحْفَظُونَ حَتَّى تَکْتُبُوا.
بنویسید چون حفظ نمی شوید تا اینکه آنرا ثبت کنید.
امام صادق:
احْتَفِظُوا بِکُتُبِکُمْ فَإِنَّکُمْ سَوْفَ تَحْتَاجُونَ إِلَیْهَا.
نوشته های خود را حفظ کنید که بزودی به آنها احتیاج پیدا می کنید.

🔻نکته:
یکی از بدعتهای پر فتنه خلفا، منع کتابت حدیث بود.
از زمان خلیفه اول تا زمان به حکومت رسیدن عمر بن عبدالعزیز به بهانه های واهی مثل مخلوط شدن احادیث و قرآن و… نقل و کتابت احادیث نبوی ممنوع و جرم اعلام شد.

⏪ آثار شوم منع حددیث:

◀️ الف. نابودی نخستین متون حدیثی:
گفتارهای نوشته‌شده از پیامبرتوسط اصحاب نزدیک وی، در این دوره نابود شد و از دسترس خارج گردید. بنابر آنچه عایشه نقل کرده، ابوبکر ۵۰۰ حدیث از رسول خدا(ص) را سوزاند. همچنین برخی احادیث که در حافظه اصحاب بود، به‌سبب ممنوعیت کتابت به رشته تحریر درنیامد و با مرگ حافظان از دسترس خارج گردید.

◀️ ب. جعل حدیث:
با اجرای سیاست منع حدیث و از بین رفتن روایات پیامبر، نقل روایات ساختگی و انتساب آنها به پیامبررایج شد. برای نمونه با هدف فضیلت‌تراشی برای شخصیت‌های سیاسی و مذهبی، روایاتی به پیامبر منسوب شد که حتی افرادی را شامل می‌شد که پس از وی بدنیا آمدند.

◀️ ج. پدیدآمدن مذهب‌ها:
با ازبین‌رفتن سنت و افزایش شمار روایات جعلی و سلیقه‌ای، به‌مرور مذاهب مختلف و مشرب‌های کلامی و فقهی متعدد پدیدار شد؛چراکه هر اختلاف‌سلیقه‌ای با جعل حدیث همراه شده و موجب جدایی گروهی از افراد از جامعه اسلامی و تأسیس مذهبی جدید می‌شد.

اللهم الحقنا بالصالحین

حکمت دویست و شصت و پنجم

بسم الله الرحمن الرحیم
شرح حکمتها
۴۰۱/۹/۴ . ۲۲جمادی الاولی

💢 حکمت ۲۶۵ 💢

استاد محمد کاظمی‌نیا
حکمت دویست و شصت و ششم
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
37:17 00:00
با کلیک روی عناوین زیر،
|

وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ یُعَرِّفَهُ الْإِیمَانَ، فَقَالَ (علیه السلام) إِذَا کَانَ الْغَدُ فَأْتِنِی حَتَّى أُخْبِرَکَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ، فَإِنْ نَسِیتَ مَقَالَتِی حَفِظَهَا عَلَیْکَ غَیْرُکَ؛ فَإِنَّ الْکَلَامَ کَالشَّارِدَهِ یَنْقُفُهَا [یَثْقَفُهَا] هَذَا وَ یُخْطِئُهَا هَذَا.
[و قد ذکرنا ما أجابه به فیما تقدم من هذا الباب و هو قوله الإیمان على أربع شعب].

مردى از او خواست که ایمان را به او بشناساند، فرمود: فردا نزد من آى تا با تو بگویم و مردم هم بشنوند، تا اگر تو سخن مرا فراموش کنى، دیگران به خاطر بسپارند. زیرا سخن چون شکار رمنده است. یکى آن را مى گیرد، دیگرى از دستش مى دهد.
سید رضی گوید: و پیش از این پاسخ آن حضرت را آورده ایم. آنجا که مى گوید ایمان بر چهار شعبه است.

💠وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ یُعَرِّفَهُ الْإِیمَانَ
کسى از آن حضرت تقاضا کرد که ایمان را برایش توصیف کند،

💠فَقَالَ (علیه السلام) إِذَا کَانَ الْغَدُ فَأْتِنِی حَتَّى أُخْبِرَکَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ امام علیه السلام فرمود: فردا نزد من بیا تا در حضور جمع، تو را از آن آگاه سازم،

💠فَإِنْ نَسِیتَ مَقَالَتِی حَفِظَهَا عَلَیْکَ غَیْرُکَ
که اگر گفته ام را فراموش کنى دیگرى آن را براى تو حفظ کند؛

💠فَإِنَّ الْکَلَامَ کَالشَّارِدَهِ یَنْقُفُهَا / یَثْقَفُهَا هَذَا وَ یُخْطِئُهَا هَذَا
زیرا سخن همچون شترِ فرارى است [الشَّارِدَهِ] که بعضى ممکن است آن را پیدا کنند و بعضى آن را نیابند و ربوده شود.[یَنْقُفُهَا]

🔷 سید رضی میفرماید:
و قد ذکرنا ما أجابه به فیما تقدم من هذا الباب و هو قوله الإیمان على أربع شعب آنچه را امام علیه السلام فرداى آن روز در پاسخ این سؤال کننده بیان فرمود، همان است که ما در همین باب کلمات قصار به عنوان «الاْیمانُ عَلى أرْبَعِ شُعَبٍ
(حکمت ۳۱) آوردیم. پیش از این به عنوان «عَلى أرْبَعِ دَعائِم» آورده شده است.

🔶لفظ “یَنْقُفُها” از “«نقّاف»: به معنای رباییدن و دزدی است. یعنی بعضی محتوای کلام را میگیرند و برخی در فهم مطلب ضعیف هستند.
همچنین به معناى شکافتن و سوراخ کردن آمده و در گفتار بالا به این معناست که بعضى مى توانند کلام را بشکافند و معانى اصلى آن را استخراج کنند و بعضى قادر بر آن نیستند.
در بسیارى از نسخه هاى نهج البلاغه «یَثقَفُها» به جاى «یَنْقُفُها» آمده است که از ماده «ثِقافَه» به معناى یافتن و فهمیدن است. یعنى اگر کلام در برابر جمع ایراد شود وبعضى نتوانند به حقیقت معناى آن برسند، گروه دیگرى که داراى فهم و شعور بیشترى هستند آن را درک کرده و براى دیگران تبیین مى کنند.
شارِدَه: اسب و گاو فرارى و رمیده

🔷 برای بیان مطالب مهم، باید عده ای حضور داشته باشند تا مطلب را درست بگیرند و به دیگران انتقال دهند.
تنها جایی که در نهج البللاغه حضرت پاسخ سوال را به بعد موکول میکند، در همین حکمت ۲۶۶ است که البته پاسخ ندادن حضرت یک دلیل داشت و آن هم نشان دادن اهمیت بحث است و اینکه هم مخاطب ارزش این مطالب را بفهمد هم فردا عده ای باشند که بفهمند و مطلب را به دیگران به درستی انتقال دهند.

🔶 از همین فرمایش حضرت پیداست که مطلبی که در پاسخ فرمود بسیار مهم است.
بسیاری از شارحان نهج البلاغه تاکید کرده اند یکی از سخت ترین و پیچیده ترین معارف نهج البلاغه حکمت ۳۱ است که حضرت در باب پایه های ایمان مطالب مهمی بیان میکند که در هفت جلسه شرح آن بیان شده است.

⏪خلاصه ای از حکمت ۳۱ :
وَ سُئِلَ (علیه السلام) عَنِ الْإِیمَانِ،
از حضرت راجع به ایمان سوال شد.
فَقَالَ الْإِیمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ
فرمود : ایمان بر چهار ستون استوار است .
عَلَى الصَّبْرِ وَ الْیَقِینِ
صبر واعتقاد بسیار قوی
وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ.
سوم و چهارمی عدل و جهاد است.

⏪ اولین پایه ایمان صبر است.
وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ:
صبر اولین پایه ایمان خود بر چهار شعبه است.

↙️۱. عَلَى الشَّوْقِ
صبر از روی اشتیاق

↙️۲. وَ الشَّفَقِ
(ترس)

↙️۳. وَ الزُّهْدِ
انتظار.کسی که منتظر چیزی باشد.

↙️۴. وَالتَّرَقُّبِ
مراقبت میکند برای آن؛
فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّهِ سَلَاعَنِ الشَّهَوَاتِ
کسی که اشتیاق جنت داشته باشد فراموش میکند/دل میکند.از شهوات .

🔷 شوق: انسان های عاشق خیلی صبورند. کسی که هدف مقدسی دارد باید برای رسیدن به آن نتیجه شور انگیز استقامت به خرج بدهد. ایمان هر کسی بستگی دارد به میزان جدایی و فراموشی خواسته های نفسانی
وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ
انسان مومن اهل ترس عاقلانه است. آنجایی که باید بترسد می ترسد.
کسی که اهل ترس از جهنم باشد، اهل ترس از خشم خدا باشد در مقابل گناه و فساد مقاومت میکند.
وَ مَنْ زَهِدَ فِی الدُّنْیَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِیبَاتِ مصیبت ها بر او آسان میشود.
کسی که اهل زهد باشد و دلبستگی نداشته باشد نمی توان او را تطمیع و تهدید کرد.
به خاطر از دست رفتن عزیزان، مال ، مسئولیت و … بی تابی و بی قراری نمی کند.
وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَیْرَاتِ.
کسی که مرگ را نزدیک بشمارد، برای کار خیر سبقت می گیرد.
منتظر مرگ بودن انسان را حواس جمع و صبور میکند.
کسی که برای یک امر بزرگ انتظار نکشد، طبعا آماده آن است ولی کسی که به یاد مرگ باشد در اعمال خیر و حسنه صبر به خرج میدهد و با انجام دادن حسنات خودش را بهشتی میکند.

⏪دومین پایه ایمان یقین است:
وَ الْیَقِینُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ:
دومین پایه ایمان یقین بر چهار پایه است.

↙️۱. عَلَى تَبْصِرَهِ الْفِطْنَهِ
بینا شدن زیرکانه/ هوشیارانه
یقین یعنی اینکه انسان از بصر به بصیرت برسد و باطن امور را ببیند، زیرک باشد و از حداقل ها بیشترین استفاده را ببرد.

↙️۲. وَ تَأَوُّلِ الْحِکْمَهِ
پی بردن به نکات دقیق حکیمانه
کسانی که به این امور حقیقی وسعادت بخش دست پیدا کنند به یقین میرسند. باید مطالب حقیقی را فهمید و آنها را بر مصادیق زندگی تطبیق کرد.

↙️۳. وَ مَوْعِظَهِ الْعِبْرَهِ
پند گرفتن از عبرت ها:
خواندن تاریخ به نحوی که از زوائد آن بپرهیزیم و صرفا به مواردی که سنت و همیشگی هستند استناد کنیم، باعث ایجاد یقین میشود.

↙️۴. وَ سُنَّهِ الْأَوَّلِینَ
اقتدا کردن به سنت نیک گذشتگان؛
یکی از ستون های ایمان، یقین است. یقینی که از راه اقتدا کردن به سنت های صالح انبیاء و اولیاء به دست می آید. کسی که مسیر و روش خوبان را پیروی کند به یقین و ایمان دست پیدا میکند.

⏪ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِی الْفِطْنَهِ
کسی که بینایی زیرکانه داشته باشد. تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَهُ
حکمت برای او آشکار میشود.
کسی که دنبال باطن امور باشد، زرنگی کند و به کم قانع نشود، راه سعادت را پیدا خواهد کرد.
وَ مَنْ تَبَیَّنَتْ لَهُ الْحِکْمَهُ عَرَفَ الْعِبْرَهَ
کسی که دارای حکمت شدو سعادت را شناخت، از تاریخ عبور میکند و به عبرتهای تاریخ دست پیدا میکند.
وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَهَ فَکَأَنَّمَا کَانَ فِی الْأَوَّلِینَ وکسی که از تاریخ عبرت گرفت گویا با همه گذشگان زندگی کرده و تجربه آنها را دارد.
کسی که با چشم باز، زیرکی به خرج داد و راه سعادت را شناخت و تاریخ را با دید عبرت نگاه کرد، گویا با تمام خوبان تاریخ زندگی کرده است.

⏪وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ:
سومین پایه ایمان عدل که خود بر چهار پایه استوار است.

↙️۱. عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ
فهم عمیق و غواصانه.
ایمان، ایمان نمی شود مگر اینکه انسان درست موضوعات را بشناسد و بعد قضاوت کند.

↙️۲. وَ غَوْرِ الْعِلْمِ
فرو رفتن در علم
علم مربوط به حکم است. یعنی وقتی موضوع تشخیص داده شد باید حکم هم دقیق صادر شود.

↙️۳. وَ زُهْرَهِ الْحُکْمِ
قضاوت روشن و آشکار
قاضی باید در مواجهه با موافق و مخالف بدون لکنت حکم عادلانه را اعلام کند.

↙️۴. وَ رَسَاخَهِ الْحِلْمِ
بردباری راسخ؛
در مقابل حکم حق و عادلانه، عده ای به مخالفت می پردازند. عدالت آن است که انسان در مقابل این افراد هم صبر و تحمل و بردباری داشته باشد و از دایره حق و انصاف و عدالت خارج نشود.

⏪ وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ:
چهارمین مرتبه ایمان جهاد که خود جهاد بر چهار پایه استوار است.

↙️ ۱. عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْیِ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ الصِّدْقِ فِی الْمَوَاطِنِ
بیان صریح و با صداقت در میدان های جنگ_همه میدان ها_

↙️۲. وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِینَ
بیان صریح و اعلام انزجار و دشمنی با فاسقان.

🔷فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِینَ
هر که امر به معروف کرده قامت مومنین را استوار و محکم کرده
وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْکَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَالْکَافِرِینَ
وهر که نهی از منکر کرده
به خاک مالیده بینی [منافقین] وکَافرین
وَ مَنْ صَدَقَ فِی الْمَوَاطِنِ، قَضَى مَا عَلَیْهِ کسی که صادقانه در میدان نبرد بایستد، وظیفه اش را انجام داده.
وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِینَ
کسی که بغض فاسقان را به دل داشته باشد.
غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ
هر که با نابکاران دشمنى ورزد و براى خدا خشم گیرد، خداوند به خاطر او خشم گیرد و روز قیامت خشنودش گرداند.
حضرت در ادامه پایه های کفر و شرک را نیز بیان کرده است.

⏪ اصل حکمت ۲۶۶:

💠وَ سَأَلَهُ رَجُلٌ أَنْ یُعَرِّفَهُ الْإِیمَانَ
کسى از آن حضرت تقاضا کرد که ایمان را برایش توصیف کند،

💠فَقَالَ (علیه السلام) إِذَا کَانَ الْغَدُ فَأْتِنِی حَتَّى أُخْبِرَکَ عَلَى أَسْمَاعِ النَّاسِ
امام علیه السلام فرمود: فردا نزد من بیا تا در حضور جمع، تو را از آن آگاه سازم،

💠فَإِنْ نَسِیتَ مَقَالَتِی حَفِظَهَا عَلَیْکَ غَیْرُکَ
که اگر گفته ام را فراموش کنى دیگرى آن را براى تو حفظ کند؛

💠فَإِنَّ الْکَلَامَ کَالشَّارِدَهِ یَنْقُفُهَا / یَثْقَفُهَا هَذَا وَ یُخْطِئُهَا هَذَا
زیرا سخن همچون شترِ فرارى است که بعضى ممکن است آن را پیدا کنند و بعضى آن را نیابند.

🔶کتابت حدیث:
از آنجایی که احادیث نقش بسیار مهمى در فهم معارف اسلام دارد. به همین دلیل معصومان تأکید داشتند احادیث آنان به صورت کامل حفظ و براى نسلهاى آینده به یادگار گذاشته شود.

🔷امام صادق علیه السلام به جناب مفضل فرمود:
اُکْتُبْ وَ بُثَّ عِلْمَکَ فِی إِخْوَانِکَ
این احادیث را بنویس ومعلومات خود را در میان برادرانت منتشر کن.
فَإِنْ مِتَّ فَأَوْرِثْ کُتُبَکَ بَنِیکَ فَإِنَّهُ یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ لایَأْنَسُونَ فِیهِ إِلاَّ بِکُتُبِهِمْ
و اگر از دنیا رفتى کتابهایت را به یادگار به فرزندانت بسپار، زیرا زمان سختى بر مردم مى آید که تنها به کتابهایشان انس مى گیرند.

🔶ابوبصیر از امام صادق در مورد آیه: الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ پرسید. حضرت فرمود:
هُوَ الرَّجُلُ یَسْمَعُ الْحَدِیثَ فَیُحَدِّثُ بِهِ کَمَا سَمِعَهُ لایَزِیدُ فِیهِ وَلا یَنْقُصُ مِنْهُ
منظور از این آیه کسانى هستند که احادیث را مى شنوند و عیناً بدون کم و زیاد آن را براى دیگران بازگو مى کنند.

🔷 زراره در مورد وقت نماز ظهر و عصر سوالی از امام صادق پرسید:
وَ فَتَحَ أَلْوَاحَهُ لِیَکْتُبَ مَا یَقُول‏
بلافاصله کاغذ و قلم آماده کرد تا سخن امام علیه السلام را بنویسد.
سیره نوشتن و کتابت حدیث بسیار مهم بوده است.

🔶پیامبر صلی الله علیه وآله در این باره فرمودند:
قَیِّدُوا الْعِلْمَ
علم و دانش را به زنجیر کشید تا از میان شما فرار نکند.
کسى عرض کرد:
وَ ما تَقْییدُهُ؟
چگونه آن را به زنجیر کشیم؟ فرمود: کِتابَتُهُ (با نوشتن)

🔷 باز هم پیامبرص فرمود :
اُکْتُبُوا الْعِلْمَ قَبْلَ ذَهابِ الْعُلَماءِ وَ اِنَّما ذِهابُ الْعِلْمِ بِمَوْتِ الْعُلَماءِ
علوم و دانش ها را پیش از آنکه دانشمندان از میان شما بروند بنویسند چرا که اگر ننویسید علم و دانش با مرگ علما از میان مى رود.

🔶پیامبر صلی الله علیه وآله :
ثَلاث تَخْرُقُ الحُجُبَ، وَ تَنْتَهى اِلى ما بَیْنَ یَدَىِ الله
سه صدا است که حجاب ها را پاره مى کند و به پیشگاه با عظمت خدا مى رسد: صَریرُ اَقْلامِ الْعُلَماءِ،
۱. صداى گردش قلم هاى دانشمندان به هنگام نوشتن بر صفحه کاغذ یا لوح
وَ وَطْىُ اَقْدامِ الْمجاهِدینَ،
۲. صداى قدم هاى مجاهدان در میدان جهاد،
وَ صَوْتُ مَغازِلِ الْمُحْصَناتِ
۳. صداى چرخ نخ ریسى زنان پاکدامن، که بدنبال چرخ اقتصاد هستند و دنبال روزی حلال.

🔷امام صادق علیه السلام در توحید مفضّل ضمن بیان نعمتهاى بزرگ خدا بر نوع بشر مى فرماید:
وَکَذلِکَ الْکِتابَهُ الَّتى بِها تُقَیِّدُ اَخْبارُ الماضِیْنَ لِلْباقینَ وَ اَخْبارُ الْباقینَ لِلآتینَ همچنین یکى دیگر از نعمت هاى الهى کتابت و نوشتن است که به وسیله آن اخبار گذشتگان براى موجودین، و اخبار موجودین براى آیندگان نگهدارى مى شود. وَ بِها تُخلِّدُ الْکُتُبُ فِى الْعُلُومِ و الآدابِ وَ غَیْرِها
و نیز به وسیله آن کتابها در علوم و آداب مختلف جاویدان مى گردد،
و بِها یَحفِظُ الاِنْسانُ ذِکْرَ ما یَجْرى بَیْنَهُ وَ بَیْنَ غَیْرِهِ مِنَ الْمُعامِلاتِ وَالْحِسابِ
و نیز از طریق آن قراردادها و معاملات و حساب هایى که میان انسان و دیگران است حفظ مى شود،
وَ لَوْلاهُ لانَقطَعَ اَخْبارُ بَعْضِ الاَزْمِنَهِ عَنْ بَعض، وَ اَخْبارُ الْغائِبینَ عَنْ اَوْطانِهم،
و اگر کتابت نبود رابطه خبرى بعضى از زمان ها از بعضى دیگر قطع مى شد، و نیز پیوند کسانى که در وطن خود نبودند از هموطنانشان بریده مى گشت،
وَ دَرَسَت الْعُلُوم وَ ضاعَتِ الآدابُ،
علوم و دانش ها از بین مى رفت، آداب و رسوم و سنّت ها ضایع مى شد،
وَ عَظُمَ ما یَدْخُلُ عَلَى النّاسِ مِنَ الْخَلَلِ فى اُمُورِهِمْ وَ مُعامِلاتِهِمْ،وَلا یَحتاجُونَ اِلَى النَّظَرِ فیهِ مِنْ اَمْرِ دینِهِمْ
و در امور مردم و معاملات و آنچه از امر دین نیاز به آن داشتند;
ما رُوِىَ لَهُمْ مِمّا لایَسَعُهُمْ جَهْلُهُ
و روایاتى که براى آنها ذکر مى شد و آگاهى بر آن لازم بوداختلال شدید ظاهر مى گشت.

🔶پیامبر گرامی ص فرمود:
اَلْمُؤمِنُ اِذا ماتَ وَ تَرَکَ وَرَقَهً واحِدَهً عَلَیْها عِلْم، تَکُونُ تِلْکَ الْوَرَقَهُ یَوْمَ القِیامَهِ سِتْراً فیما بَیْنَهُ وَ بَیْن النّارِ
مؤمن هنگامى از دنیا رفت و یک ورقه که علم و دانشى بر آن نوشته شده باشد از خود به یادگار گذاشت، آن ورقه روز قیامت به صورت پرده اى در میان او و آتش دوزخ در مى آید،
وَ اَعْطاهُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالى بِکُلِّ حَرْف مَکْتُوب عَلَیْها مَدینَهً اَوْ سَعُ مِنَ الدُّنْیا سَبْعَ مَرّات
و خداوند متعال به هر حرفى که به روى آن ورقه نوشته شده است شهرى که هفت بار وسیع تر از دنیااست; به او مى دهد.

📘کافی/ کتاب فضل علم
بَابُ رِوَایَهِ الْکُتُبِ وَ الْحَدِیثِ وَ فَضْلِ الْکِتَابَهِ وَ التَّمَسُّکِ بِالْکُتُب‏
از امام صادق علیه السلام :
الْقَلْبُ یَتَّکِلُ عَلَى الْکِتَابَهِ.
نوشته ها باعث اعتماد و آرامش انسان میشوند.

🔻نکته:
بعضی وقتها نوشاتن مطالب باعث آرامش انسان نیز میشود.امام صادق:
اکْتُبُوا فَإِنَّکُمْ لَا تَحْفَظُونَ حَتَّى تَکْتُبُوا.
بنویسید چون حفظ نمی شوید تا اینکه آنرا ثبت کنید.
امام صادق:
احْتَفِظُوا بِکُتُبِکُمْ فَإِنَّکُمْ سَوْفَ تَحْتَاجُونَ إِلَیْهَا.
نوشته های خود را حفظ کنید که بزودی به آنها احتیاج پیدا می کنید.

🔻نکته:
یکی از بدعتهای پر فتنه خلفا، منع کتابت حدیث بود.
از زمان خلیفه اول تا زمان به حکومت رسیدن عمر بن عبدالعزیز به بهانه های واهی مثل مخلوط شدن احادیث و قرآن و… نقل و کتابت احادیث نبوی ممنوع و جرم اعلام شد.

⏪ آثار شوم منع حددیث:

◀️ الف. نابودی نخستین متون حدیثی:
گفتارهای نوشته‌شده از پیامبرتوسط اصحاب نزدیک وی، در این دوره نابود شد و از دسترس خارج گردید. بنابر آنچه عایشه نقل کرده، ابوبکر ۵۰۰ حدیث از رسول خدا(ص) را سوزاند. همچنین برخی احادیث که در حافظه اصحاب بود، به‌سبب ممنوعیت کتابت به رشته تحریر درنیامد و با مرگ حافظان از دسترس خارج گردید.

◀️ ب. جعل حدیث:
با اجرای سیاست منع حدیث و از بین رفتن روایات پیامبر، نقل روایات ساختگی و انتساب آنها به پیامبررایج شد. برای نمونه با هدف فضیلت‌تراشی برای شخصیت‌های سیاسی و مذهبی، روایاتی به پیامبر منسوب شد که حتی افرادی را شامل می‌شد که پس از وی بدنیا آمدند.

◀️ ج. پدیدآمدن مذهب‌ها:
با ازبین‌رفتن سنت و افزایش شمار روایات جعلی و سلیقه‌ای، به‌مرور مذاهب مختلف و مشرب‌های کلامی و فقهی متعدد پدیدار شد؛چراکه هر اختلاف‌سلیقه‌ای با جعل حدیث همراه شده و موجب جدایی گروهی از افراد از جامعه اسلامی و تأسیس مذهبی جدید می‌شد.

اللهم الحقنا بالصالحین